|
چرا امیرالمونین با اینکه میدونستن ٬ به مسجد رفتن؟
|
|
۱:۱۶, ۲۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۳ ۱:۱۸ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
من همیشه این سوال در ذهنم بود... و هست چرا وقتی که میدونستن شهید میشن به مسجد رفتن؟ آیا مسلمانان تنها نماندن؟؟ آیا جهان اسلام به حضور ایشون نیاز نداشت؟؟؟؟ آیا به خاطر عده ای جاهل باید بی خیال کلی مردم نیازمند شد؟؟؟؟ چرا باید عمر و عاص و معاویه ای که مثل زالو بودن٬ اون شب از دست خوارج زنده میموندن و اونطوری جولان میدادن بعدش...؟؟؟؟ اما امام ما نموندن؟؟؟ چرا؟ چرا خود ایشون نخواستن که بمونن؟ |
|||
|
|
۲:۰۴, ۲۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
چون میدونستن قراره به شهادت برسن، دلیل نمیشد از چیزی که براشون خدا مقدر کرده انجام ندن مخصوصا وقتی شهادت باشه اونم تو مسجد تو محراب سر سجده .
درسته هیچ کس مثل امام علی نمیشه اما بعد از ایشون تا الان دنیا بی امام نمونده که مسلمون ها تنها باشن... عمر و عصا و بقیه هم باید زنده میماندن چون باز خدا مقدر کرده بود... باید قبول کنیم امام علی تو زمان خودشون مظلوم بودن این دنیا برای امام علی مثل زندان بود با افراد جاهلی که اطرافشون بودن... امام علی مطیع خواست خدا بودن |
|||
|
|
۲:۰۸, ۲۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
وقتی مردم ولی خدا رو نخوان خدا هم ازشون می گیره .
خیلی ساده است ، وظیفه ی خود مردمه که از ولی زمانشون دفاع کنن . حضرت علی رو مردم کوفه خیلی قبل تر شهید کرده بودند . اگه آقا بازم نمی رفتن یه جای دیگه و یه موجود کثیف دیگه ایشون رو شهید می کرد. |
|||
|
|
۲:۴۱, ۲۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
وظیفه اولیاء خدا این هست که بر اساس چیزی که یک آدم معمولی می دونه باید عمل کنند ، نباید از غیب بهره بگیرند مگر زمانی که خداوند متعال امر می کنه بهشون. |
|||
|
|
۳:۲۴, ۲۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
طاعات و عبادات قبول آقای دل خسته درست اشاره کردند. ببینید تمامی معصومین از غیب خبرداشتند ، ولی به دلایلی مجبور بودند فقط به امور ظاهری حکم کنند و رفتار کنند. مهمترین علتش اینه که سنت اهل بیت (علیه السلام) بعد از ایشان مهم بود و بعنوان مثال اگر پیامبر میفرمودند من بدون دلیل ظاهری فلان مسئله را دریافتم ، بعدا فقها و قاضی ها در جهان اسلام هم به خود حق میدادند که مبتنی بر سنت حضرت ، بر مبنای حدس و گمان خود حکم کنند و این خود فاجعه ای میشد. فقط به حضرت داوود و سلیمان (علیه السلام) و حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این اجازه داده شده که از علم غیب خود استفاده کنند. |
|||
|
|
۵:۲۰, ۲۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۳ ۵:۴۴ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۲۸/تیر/۹۳ ۱:۱۶)رضوانه نوشته است: سلامسلام سوره لقمان، آیه 34: إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُ ۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ وَ يَعۡلَمُ مَا فِى ٱلۡأَرۡحَامِۖ وَ مَا تَدۡرِى نَفۡسٌ۬ مَّاذَا تَكۡسِبُ غَدً۬اۖ وَ مَا تَدۡرِى نَفۡسُۢ بِأَىِّ أَرۡضٍ۬ تَمُوتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرُۢ (٣٤) همانا خداست كه علم به هنگام رستاخیز نزد اوست و باران میفرستد و آنچه را كه در رحمهاست میداند و كسى نمیداند فردا چه به دست میآورد و كسى نمیداند به كدام سرزمين میميرد. همانا خدا داناى آگاه است. واضح هست که توسط قرآن کریم اصل این گفته رد میشه که امام علی(علیه السلام) میدونستن شهید خواهند شد. ------------ جایگاه احادیث و روایات در دین اسلام چیست؟ سوره نحل، آیه 89: وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَـؤُلاء وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ روزى كه در هر امتى گواهى از خودشان بر آنها برانگيزيم و تو را هم بر اين امت گواه آوريم، و اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتى است. سوره اعراف، آیه 52: وَ لَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ و به راستى ما براى آنان كتابى آورديم كه آن را بر اساس علم تفصيل داديم تا براى قومى كه ايمان میآورند هدايت و رحمتى باشد. ابتدا محکمات قرآن هستن که حقیقت دین رو مشخص میکنن، و سپس در تفسیر آیات قرآن، احادیثی که با قرآن و عقل اثباتگرا مخالفت ندارن و سندیت محکمی دارن مورد استفاده قرار میگیرن. اگر معناشون مخالف با محکمات قرآن بود، پس یا برداشت از حدیث غلطه، یا حدیث مردوده. محکمترین سندیت هم نمیتونه این قضیه رو متفاوت کنه. این حدیث شریف نیز همین نکته رو میفرماید: امام رضا (علیه السلام)میفرمایند: لا تَطلُبُوا الهُدی فی غَیرِالقُرآنِ فَتَضِلّوا هدایت را جز از قرآن مجویید که گمراه خواهید شد. امالی صدوق /438 روایات راستینی که با محکمات قرآن منطبق هستن، اونقدر در تفسیر درست قرآن کریم و شرح ماهیت دین اسلام اهمیت دارن که نادیده گرفتنشون مسلماً رویگردانی از نعمت هدایت خداوندیست: عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت |
|||
|
|
۶:۵۷, ۲۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۲۸/تیر/۹۳ ۵:۲۰)درست پسند نوشته است: سلامامام علی نمیدونستن که میخان شهید شن! این چه حرفیه دیگه |
|||
|
|
۷:۱۸, ۲۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۳ ۹:۲۱ توسط 135.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
دانشمندان اسلام شناس بدین پرسش پاسخ های گونه گون داده اند . بخشی از این پاسخ ها به اختصار چنین است: علامه طباطبائی امام دو نوع علم دارد: عادی و غیبی . پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام (علیه السلام) مانند دیگران انسانند و با استفاده از حواس ظاهری، تجربه و عقل با جهان خارج ارتباط برقرار می کنند . در این نوع علم ، تکلیف وجود دارد و احکام الاهی (وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه) به آن تعلق می گیرد . از سوی دیگر، امام در هر حالی و شرایطی به اذن الاهی به حقایق جهان هستی آگاهی دارد . این علم غیب شامل واقعیت های گذشته، حال و آینده می شود و امام بر همه چیز آگاه است . علم غیب ، موهبتی الاهی است و خطا و تغییر در آن راه ندارد . در حقیقت علم امام، آگاهی بر قضای حتمی الاهی و «لوح محفوظ » (علم الله) است . در نتیجه، هیچ تکلیفی به متعلق این گونه علم تعلق نمی گیرد; زیرا تکلیف در جایی معنا دارد که انجام یا ترک چیزی در اختیار مکلف باشد . امر و نهی درباره قضای حتمی بیهوده و بی اثر است; زیرا اراده انسانی در آن تاثیر ندارد . بنابراین، برای مثال، امام حسین (علیه السلام) با آن که علم غیب داشت و می دانست سرانجام مسلم بن عقیل چه می شود، او را به نمایندگی از خود به کوفه فرستاد; زیرا این قضای حتمی خدا بود .1 آیت الله جوادی آملی هر چند معصوم (علیه السلام) به اذن خدا از غیب با خبر است; اما علم غیب تکلیف نمی آورد . اگر علم از راه عادی به دست آمد و شرایط حجیت شرعی تمام شد، تکلیف آور است; ولی علم غیب از راه عادی به دست نمی آید و علم به قضا و قدر و لوح محفوظ است; پس امر و نهی و تکلیف به ارمغان نمی آورد . به این دلیل، وجود مبارک حضرت امیر (علیه السلام) - با آن که می داند چه شبی ضربت می خورد - به مسجد می رود; امام حسن مجتبی (علیه السلام) - با آن که می داند در کوزه چه خبر است - آب را می نوشد و امام حسین (علیه السلام) - با آن که می داند در عاشورا چه خواهد شد - به کربلا می رود . علم غیب امام (علیه السلام) مثل علمی است که فرشتگان دارند; ولی تکلیف به آن تعلق نمی گیرد . حکمت الاهی بر این تعلق گرفته است که معصومان (علیه السلام) نیز مانند انسان های دیگر آزموده شوند; در جبهه ها رنج تشنگی و گرسنگی و خستگی و . . . ببینند; زخمی شوند و به شهادت برسند . اگر بنابراین بود که از علم غیب بهره گیرند، هرگز شکست نمی خوردند . البته گاه برای حفظ و عزت دین از علم غیب هم استفاده می کنند; ولی اساس بر این است که در جریان امور ظاهری از علوم عادی بهره گیرند .2 آیت الله جعفر سبحانی معصومان، رهبر و اسوه و الگوی مردمند; بنابراین باید طوری زندگی کنند که بشود آن ها را سرمشق قرار داد . اگر بنا بود پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یا امام (علیه السلام) مشکلات خود را به وسیله اعجاز و علم غیب حل کند; دیگر چگونه می توانست سرمشق زندگی مردمان باشد و آنان را به صبر و بردباری و جهاد و . . . فراخواند؟ ! کسی که مسلح به سلاحی (علم غیب) است که دیگران ندارند و همیشه از آن سلاح برای پیروزی خود استفاده می کند، نمی تواند الگوی مناسبی برای مردم باشد; زیرا در غم و رنج و مصیبت و مشکل انسان های عادی شریک نیست . معصوم (علیه السلام)، برای آن که بتواند به شکل عملی به تبلیغ و دعوت پردازد، از راه و روش وعلوم عادی و حس و تجربه و عقل استفاده می کند و از علم غیب بهره نمی گیرد; مگر در موارد استثنایی آن هم برای حفظ دین و ایمان مردم و هدایت آن ها جواب دیگری که در برخی از روایات هم بیان شده، آن است که علم امام (علیه السلام) اختیاری و ارادی است و فعلی نیست; یعنی امامان (علیه السلام) هر وقت بخواهند بدانند، خدای تعالی آن ها را آگاه می کند . پس در مواردی که در سؤال ذکر شده، امام معصوم (علیه السلام) به اختیار و اراده خود نخواسته است بداند . این امر به هیچ وجه نقص و اشکال نیست; زیرا هرگاه اراده کنند، بلافاصله علم غیب را به دست می آورند . بنابراین روایات، آگاهی پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام (علیه السلام) مثل کسی است که نامه ای همراه داشته باشد، هرگاه بخواهد مضمون نامه را بداند، می تواند نامه را بگشاید; اما گاه به جهت مصلحتی - با آن که نامه را در دست دارد - آن را نمی خواند . طبیعی است مردم علم غیب ندارند و به هیچ وجه نمی توانند آن را به دست آورند; اما معصوم (علیه السلام) چنان کمال معنوی الاهی دارد که هرگاه اراده کند، خدای حکیم بلافاصله آنان را از سرچشمه علوم غیبی سیراب می سازد .3 پی نوشت ها: 1) ر . ک: معنویت تشیع، علامه طباطبایی، ص 213- 225 .(مقاله درباره علم امام). 2) ر . ک: گزارش پرسش و پاسخ دانشجویان با حضور آیت الله جوادی آملی، تابستان 1380 . 3) ر . ک: آگاهی سوم; استاد جعفر سبحانی، ص 255- 270 . |
|||
|
|
۷:۲۸, ۲۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۳ ۱۲:۴۷ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۲۸/تیر/۹۳ ۵:۲۰)درست پسند نوشته است: سلام «إِنَّ ٱللَّهَ عِندَهُ ۥ عِلۡمُ ٱلسَّاعَةِ وَ يُنَزِّلُ ٱلۡغَيۡثَ وَ يَعۡلَمُ مَا فِى ٱلۡأَرۡحَامِۖ وَ مَا تَدۡرِى نَفۡسٌ۬ مَّاذَا تَكۡسِبُ غَدً۬اۖ وَ مَا تَدۡرِى نَفۡسُۢ بِأَىِّ أَرۡضٍ۬ تَمُوتُۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرُۢ» گذشته از این که: لحن آیه فوق، حکایت از این دارد که: آگاهى از قیامت و نزول باران و چگونگى جنین در رحم مادر، و امورى را که انسان در آینده انجام مى دهد، و محل مرگ او، در اختیار خداوند است و دیگران را به آن راهى نیست، روایاتى که در تفسیر آیه نیز وارد شده، این حقیقت را تأکید مى کند. از جمله در حدیثى مى خوانیم: اِنَّ مَفاتِیْحَ الْغَیْبِ خَمْسٌ لایَعْلَمُهُنَّ اِلاَّ اللّهُ وَ قَرَأَ هذِهِ الْآیَةَ: «کلیدهاى غیب پنج است، که هیچ کس جز خدا نمى داند، سپس آیه فوق را تلاوت فرمود».(1) در روایت دیگرى که در «نهج البلاغه» آمده، مى خوانیم: هنگامى که على(علیه السلام)از بعضى حوادث آینده خبر مى داد، یکى از یاران عرض کرد: اى امیرمؤمنان! از غیب سخن مى گوئى؟ و به علم غیب آشنائى؟ امام خندید، و به آن مرد که از طایفه «بنى کلب» بود فرمود: یَا أَخَا کَلْب! لَیْسَ هُوَ بِعِلْمِ غَیْب، وَ إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّمٌ مِنْ ذِی عِلْم، وَ إِنَّمَا عِلْمُ الْغَیْبِ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ مَا عَدَّدَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ بِقَوْلِهِ إِنَّ اللّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السّاعَةِ... فَیَعْلَمُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مَا فِی الْأَرْحَامِ، مِنْ ذَکَر أَوْ أُنْثَى، وَ قَبِیح أَوْ جَمِیل، وَ سَخِیّ أَوْ بَخِیل، وَ شَقِیّ أَوْ سَعِید، وَ مَنْ یَکُونُ فِی النَّارِ حَطَباً أَوْ فِی الْجِنَانِ لِلنَّبِیِّینَ مُرَافِقاً، فَهَذَا عِلْمُ الْغَیْبِ الَّذِی لایَعْلَمُهُ أَحَدٌ إِلاَّ اللَّهُ، وَ مَا سِوَى ذَلِکَ فَعِلْمٌ عَلَّمَهُ اللَّهُ نَبِیَّهُ فَعَلَّمَنِیهِ وَ دَعَا لِی بِأَنْ یَعِیَهُ صَدْرِی وَ تَضْطَمَّ عَلَیْهِ جَوَانِحِی: «اى برادر کلبى! این علم غیب نیست، این فرا گرفته اى است از عالمى (یعنى پیامبر(صلى الله علیه وآله))، علم غیب تنها علم قیامت است، و آنچه خداوند سبحان در این آیه بر شمرده... و بعد از ذکر آیه شریفه فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است، پسر است یا دختر؟ زشت است یا زیبا؟ سخاوتمند است یا بخیل؟ سعادتمند است یا شقى؟ چه کسى آتش گیره دوزخ است، و چه کسى در بهشت، دوست پیامبران؟... اینها علوم غیبیه اى است، که غیر از خدا کسى نمى داند، و غیر از آن علومى است که خداوند به پیامبرش تعلیم کرده، و او به من آموخته است، و برایم دعا نموده که خدا آن را در سینه ام جاى دهد، و اعضاى پیکرم را از آن مالامال سازد».(2) از این روایت، به خوبى بر مى آید، که: منظور از عدم آگاهى مردم از این امور پنج گانه، تمام خصوصیات آنها است، فى المثل، اگر روزى وسائلى در اختیار بشر قرار گیرد ـ که هنوز آن روز فرا نرسیده است ـ و از پسر یا دختر بودن جنین به طور قطع آگاه شوند، باز این امر مسأله اى ایجاد نمى کند، چرا که آگاهى از جنین به آن است که تمام خصوصیات جسمانى، زشتى و زیبائى، سلامت و بیمارى، استعدادهاى درونى، ذوق علمى و فلسفى و ادبى، و سایر صفات و کیفیات روحى را بدانیم، و این امر براى غیر خدا امکان پذیر نیست! همچنین این که: باران در چه موقع نازل مى شود؟ و کدام منطقه را زیر پوشش قرار مى دهد؟ و دقیقاً چه مقدار در دریا و چه مقدار در صحرا و دره و کوه و بیابان مى بارد؟ جز خدا کسى نمى داند! در مورد حوادث فردا، و فرداها، و خصوصیات و جزئیات آنها، نیز همین گونه است. و از اینجا پاسخ سؤالى که غالباً در اینجا مطرح مى شود، به خوبى روشن مى گردد، که مى گویند: ما، در تواریخ و روایات متعددى مى خوانیم، ائمه اهلبیت(علیهم السلام) و حتى بعضى از اولیاء اللّه غیر از امامان، از مرگ خود خبر دادند، و یا محل دفن خود را بیان کردند، از جمله، در حوادث مربوط به کربلا، بارها در روایات خوانده ایم، که پیامبر(صلى الله علیه وآله) یا امیرمؤمنان(علیه السلام) و انبیاى سلف از وقوع شهادت «امام حسین»(علیه السلام) و یارانش در این سرزمین خبر داده اند. و در کتاب «اصول کافى» بابى در زمینه آگاهى ائمه(علیهم السلام) از زمان وفاتشان دیده مى شود.(3) پاسخ این است: آگاهى بر پاره اى از این امور به صورت علم اجمالى ـ آن هم از طریق تعلیم الهى ـ هیچ منافاتى با اختصاص علم تفصیلى آنها به ذات پاک خداوند ندارد. و تازه همان گونه که گفتیم، همین اجمال نیز ذاتى و استقلالى نیست، بلکه جنبه عرضى و تعلیمى دارد، و از طریق تعلیم الهى است، به مقدارى که خدا مى خواهد، و صلاح مى داند. لذا در حدیثى مى خوانیم: یکى از یاران امام صادق(علیه السلام) سؤال کرد: آیا امام علم غیب مى داند؟ قَالَ: لا، وَ لَکِنْ إِذَا أَرَادَ أَنْ یَعْلَمَ الشَّیْءَ أَعْلَمَهُ اللَّهُ ذَلِکَ: «فرمود: نه، امام علم غیب را (ذاتاً) نمى داند، ولى هنگامى که اراده کند چیزى را بداند، خدا به او تعلیم مى دهد».(4) در زمینه علم غیب و چگونگى آگاهى انبیا و امامان از آن، روایات فراوانى وارد شده که در ذیل آیات مناسب از آن بحث خواهیم کرد، ولى مسلّم است: در این میان علومى وجود دارد که غیر از خدا هیچ کس از آن آگاه نیست.(5) * * * 1 ـ «مجمع البیان»، جلد 8، صفحه 324، ذیل آیه مورد بحث. 2 ـ «نهج البلاغه»، خطبه 128. 3 ـ «اصول کافى»، جلد 1، صفحه 202، باب ان الائمة یعلمون متى یموتون. 4 ـ «اصول کافى»، جلد 1، صفحه 201، باب نادر فیه ذکر الغیب. 5 ـ در کتاب «اصول کافى» روایات متعددى داریم که خداوند علمى دارد که جز او کسى از آن آگاه نیست، و علمى که به ملائکه و پیامبران و امامان تعلیم داده است، جلد اول، صفحه 199، ان الائمة(علیهم السلام)یعلمون جمیع العلوم التى خرجت الى الملائکة. |
|||
|
|
۷:۳۲, ۲۸/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/تیر/۹۳ ۱۰:۴۳ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۲۸/تیر/۹۳ ۶:۵۷)aakbarib نوشته است: امام علی نمیدونستن که میخان شهید شن! این چه حرفیه دیگهبه سخن من اعتراض دارید یا به سخن خدا؟؟!! ![]() ![]() سوره اسراء، آیه 82: وَ نُنَزِّلُ مِنَ ٱلۡقُرۡءَانِ مَا هُوَ شِفَآءٌ۬ وَ رَحۡمَةٌ۬ لِّلۡمُؤۡمِنِينَۙ وَ لَا يَزِيدُ ٱلظَّـٰلِمِينَ إِلَّا خَسَارً۬ا (٨٢) و از قرآن آنچه را براى مؤمنان شفا و رحمت است نازل میكنيم، و ستمگران را جز زيان نمیافزايد. سوره زمر، آیه 23: ٱللَّهُ نَزَّلَ أَحۡسَنَ ٱلۡحَدِيثِ كِتَـٰبً۬ا مُّتَشَـٰبِهً۬ا مَّثَانِىَ تَقۡشَعِرُّ مِنۡهُ جُلُودُ ٱلَّذِينَ يَخۡشَوۡنَ رَبَّہُمۡ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمۡ وَ قُلُوبُهُمۡ إِلَىٰ ذِكۡرِ ٱللَّهِۚ ذَٲلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَہۡدِى بِهِۦ مَن يَشَآءُۚ وَ مَن يُضۡلِلِ ٱللَّهُ فَمَا لَهُ ۥ مِنۡ هَادٍ (٢٣) خدا زيباترين سخن را به صورت كتابى كه [آياتش] همانند يكديگر و با هم سازگار است نازل كرده است. از آن به لرزه میافتد پوست کسانی كه از پروردگارشان میترسند. سپس پوستشان و دلشان به ياد خدا آرام میگردد. اين است هدايت خدا كه هر كس را بخواهد بدان راهنمايى مىكند، و هر كه را خدا گمراه کند برایش هدایتگری نخواهد بود. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |












