نقل قول:پسر بیچاره شاید صد جا بره خاستگاری حالا به دلایل مختلف صورت نگیره
چقدر این بنده خدا پول گل و شیرینی بده تو این وضع گرونی
خانواده دختر هم همین در موردشون صدق می کند ... آنها هم با این استدلال هیچی جلوی داماد نگذارند

یک چایی و بیسکوییت ساقه طلایی


چقدر پول شیرینی و میوه بدهند؟ (انجمن حمایت از بانوان)
آقایون ممکن است 10 جا بروند ... ولی یکی از آن ده جا می شود یک جایی که همسر و شریک آیندش در آنجا زندگی می کند و برای بار اول (سیستم سنتی رو داردم عرض می کنم) قرار است ایشون رو ببیند ...
برخورد اول خیلی مهم است ...
په نظر من هم پسر دست خالی برود نشانه اصلا خوبی نیست
کسی هم 100 جا نمی رود ...
همه چی نسبیه و نمیشه نتیجه گیری کلی کرد و با توجه به آدمش متفاوته
نسخه کلی نمیشه پیچید
البته قبول دارم که رفتار و برخورد اول خیلی تاثیرگذاره ها ولی خب اینم نظر من بود دیگه
آقایونی که میخوان با بیسکوییت برن خواستگاری!
مشچلی نیست!!( به قول استاد!)
خانم ها هم همون موقع ورود یه بسته از این بیسکوییت کنکوری ها که کل آب بدن رو میکشه بهشون میدن!!!با یه آب معدنی

با یه برگه تست!
البته این هم یه نوع بحث کردنه. اول مخالف بودیم و فکر میکردم در این مورد باید با دید کلانتری (کلان تری) به قضیه نگاه کرد ولی در همین دو سه صفحه نظرات خوبی و البته کاربردی ارائه شده. بنده هم یه تجربه از خودم بگم، البته نمیگم کاربردیه برای همه ولی خب خوندنش ضرر هم نداره.
بنده چون مطمئن بودم جلسه خواستگاری شلوغی داریم و زیاد هم مایل نبودم درجمع از خودم حرف بزنم، شب قبل از خواستگاری در کمال جسارت

زنگ زدم به پدرخانوم گرامی مان، که اتفاقا فوق العاده هم با جذبه هستند. آقا ما حدود 40 دقیقه حرف زدیم از همه چیز گفتم و کامل وضعیت اقتصادی و البته فرهنگی ام را شرح دادم. موقعی که تلفن تموم شد احساس می کردم نیم بیشتر راه را رفته ام.
جلسه فرداش هم در حضور عموم من دو یا سه جمله بیشتر نگفتم. با این کار هم خودمان را با حیا و آرام نشان دادیم و هم حرفامون هم زده بودیم.
راستی خواستگاری ما خورد به نماز مغرب، آقایان رفتند مسجد و خانم مان هم باما جماعت خوندن. فکر کن بری خواستگاری نماز جماعت برقرار کنی.


الحمدالله.
اخه اگه طرف غریبه باشه فقط در حد اینکه چندتا بچه اند،خودش و پدرش چه شغلی داره،سن،تحصیلات و ... اطلاعات پیدا میکنید.
که یه اقای روانشناسی میگفتن حتی اگه اینا رو در موردش میدونید باز جلسه اول سوال بپرسید،چون جلسه اول استرس زیاده و در همین حد که سوالات ابتدایی پرسیده شه و بالاخره قیافه ها دیده شه کافیه.
معمولا معرف ها اون شناختی که شما لازم دارید بدونید رو نمیدونن
یه مورد دیگه ای هم که هست
مثلا یه اقایی همکارش رو معرفی میکنه،خاستگار در محل کارش کارمند خوبی بوده،حتی خوش اخلاق بوده اما باز دلیل نمیشه در زندگی خصوصی همون قدر خوب باشه،اینجاس که کار مشکل میشه.
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۵:۰۰)یاســین نوشته است: [ -> ]اخه اگه طرف غریبه باشه فقط در حد اینکه چندتا بچه اند،خودش و پدرش چه شغلی داره،سن،تحصیلات و ... اطلاعات پیدا میکنید.
که یه اقای روانشناسی میگفتن حتی اگه اینا رو در موردش میدونید باز جلسه اول سوال بپرسید،چون جلسه اول استرس زیاده و در همین حد که سوالات ابتدایی پرسیده شه و بالاخره قیافه ها دیده شه کافیه.
معمولا معرف ها اون شناختی که شما لازم دارید بدونید رو نمیدونن
یه مورد دیگه ای هم که هست
مثلا یه اقایی همکارش رو معرفی میکنه،خاستگار در محل کارش کارمند خوبی بوده،حتی خوش اخلاق بوده اما باز دلیل نمیشه در زندگی خصوصی همون قدر خوب باشه،اینجاس که کار مشکل میشه.
دقیقا حرفتون درسته
چون ممکنه خودتون شناختی که بدست میارین حتی با خواسته و برداشت پدر و مادرتون که تجربه بیشتر هم دارن ( هم شما رو حداقل بیست و چند سال بزرگ کردن و هم اینکه تجربه زندگی ر دارن ) فرق کنه
چرا همیشه انتخاب سخته؟عیت تست کنکور میمونه بین 4 تا باید یکی رو انتخاب کنی که اون سالم تو پاورقی روزنامه اومده بود.

اما اینکه فشار وجود داره رو میشه توع دیگه حل کرد.
سوالای هدف دار و البته سوالایی که طرف مقابل رو خورد نکنه - البته با توجه به گفته های قبلی که در باره اتاق بود میشه چینش سوالارو تغییر داد.
خیلیا تو این مواقع فقط حرف هم رو تااید میکنن و میگن ااا چه تفاهمی و چه حسن سلیقه و ...
خو برادر من چرا ایناا رو میگی که دور.ز دیگه اینا بشن عذاب قبر

از اول راست بیایین جلو
یه چیزی اگه طرف چند جا رفته باشه خواستگاری بعد یجا خانم بپرسن که شما قبلنت هم خواستکاری رفتین وچرا جواب رد شنیدین چی باید گفت؟

سوال یهو پیش اومدا.
حالا اینا نظر شخصیه منه شاید غلط باشه
من اگه پسر بودم میگفتم اون خانواده ها توقعشون بالا بود(در لفافه دارید میگید شماهم کم توقع باش

) و هم اینکه اعتماد به نفس داشته باشید همیشه قرار نیس جواب رد بشنوید،بعضی جاها هم شما باید رد کنید،اونم زمانی که با معیارهای شما سازگار نباشه.
البته اینا طبیعیه و به نظرم گفتنش اشکالی نداره.
و سوال مهمی هم پرسیدین و جوابش رو باید از قبل اماده کنید چون خیلی از دخترا میپرسن.
مورد بعدی اینکه در جلسه اول از دختر خانوما انتظار نداشته باشین مثل بلبل صحبت کنن.اتفاقا من اینجا (برعکس نظر موزه جان) فکر میکنم اقا باید سوال رو بپرسه،چون ایشون اومده طالب شده ،دخترا حیا شون بیشتره و ممکنه براشون خیلی سخت باشه،در واقع یه مرد باید بتونه این بحث رو مدیریت کنه و اتفاقا خودشم بیشتر حرف بزنه.
من با اینکه روابط عمومی ام بد نبود اما خاستگار که میومد واقعا نمیدونم چرا جز بله و خیر و جوابای کوتاه چیزی نمیتونستم بگم.یکم سخته.
بیشتر دوستام که ازدواج کردن اون موقع که هنوز بله نداده بودن و باهاشون صحبت میکردم،میگفتن در همون جلسه اول پیش طرف ارامش داشتن،این واسه خانوما مهمه.
لذا سعی کنید تمرین کنید،مثلا پاتون رو تکون ندید یا هر نشانه ای که مشخص کنه شما استرس دارید.حالا خاستگاری اول سخته اما تمرین کنید.