تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سوالات در جلسات خواستگاری
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
سلام
حالا خانوم موزه خودشون میان کامل توضیح میدن

اما معمولا اینطوریه که
در خاستگاری سنتی،اول مادر و پسر میرن(حالا اگه خواهر دیگه خیلی دلش خواست اونم میبرن)،بعد که از کلیت هم خوششون اومد،حالا قیافه و خانواده و .... بعد دوباره میرن،به همراه پدر(حالا بعضی جاها بزرگ فامیل رو هم میبرن و خواهر و برادرا)
در واقع این احترام به پدر هست که وقتشو الکی نمیگیریم.
چون خیلی پیش میاد که در جلسه اول مورد پسند واقع نمیشه،(حالا از هر طرف)
حالا فکر کنید ده بار برید خاستگاری،مامانا خوششون میاد ولی باباها حوضله ندارن،مطمئن باشید واسه بار یازدهم بابا ها میگن برید،قطعی شد به من بگید.
بعد جواب مثبت نسبی
یبارم خانواده دختر میرن خونه پسر.
بعدشم که عروس جواب مثبت بده،بله برون میشه که حالا تو رسوم های مختلف متفاوته
ما در بله برون مهریه تعیین میکنیم و زمان عقد و صیغه میکنیم.که اینجا میشه نامزدی
که در بله برون مهمانهای بیشتری دعوتند
حالا باید ببینید رسومتون چه مدلیه
.............................................
موزه جان سرعتش بیشتر بودBig Grin
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۱:۳۲)moze84 نوشته است: [ -> ]خوب!
بلاخره آقا سینا در این بحث ورود پیدا کردینا!!Smile
خوب دونه دونه توضیح میدم:
من حضور پدر رو حذف نکردم...
مامان ها ریز بین ترن...
اما باباها کلی نگرن.
اگه جلسه اول باباتون رو ببرین خواستگاری، معمولاً باباها میگن خوبه، من مشکلی ندارم...
یعنی به دختر به عنوان عروس نگاه میکنن و خوششون میاد...
دیگه نه به تیکه های مادر دختر توجه میکنن، نه به شلخته گری ها و مرتبی توی فضای خونه و نه حوصله این رو دارن که درباره خانواده ها صحبت کنن...
این کارا در حیطه توانایی های مامان هاست...
یه دلیل دیگه اش اینه که پدرها که بیان جلسه حکم رسمی به خودش میگیره و همین باعث میشه که بچه ها عصبی بشن...
جلسات سوم و چهارم پدرها باید تشریف بیارن...
اما واقعاً لازمه که مامان ها با هم یکم صحبت کنن...
حرف های زنانه که ته و توی یه سری چیزا رو دربیارن...

اما در مورد عروسک و مرتب بودن اتاق و ...
بلاخره دختری که اهل عروسک بازیه، معلوم میشه که اتاقش چقدر پر از عروسکه یا بزرگ شده...
معلوم میشه چند تا عروسک ولنتاین کادو گرفته...
معلوم میشه بیشتر اهل درس و دانشگاهه یا عروسک و لوس بازی...
یه دقت بکنین ببینید روی کیس کامپیوتر گرد و خاک هست یا نه!
البته بسیار بعیده که پسری به این چیزا توجه کنه...
اما من باب رعایت عدالت عرض کردم که پسرها هم باید از این فرصت استفاده کنن و چشم و گوشهاشون رو باز کنن که اونها هم فردا پشیمون نشن...
این وسط هم دختر و هم پسر میخوان که خوشبخت بشن و باید به هر دو قشر پیشنهاداتی داد که این شیوه خواستگاری عملی و کاربردی بشه و کسی به سمت دوستی و یا خواستگاری خیابانی (یا عشقولانه) کشیده نشه...
پرسشنامه هم بهتره برای جلسات آخر باشه و یا پیش مشاور انجام بشه...
اینجوری خیلی بدبینانه است که کاغذ بدیم و به جای صحبت از نوشتار استفاده کنیم...
البته نظر من اینه...
پدرها کلا باهیچی مشکل ندارن ، بابای همون پسر هستن دیگهBig Grin

خو باید ورود کرد تا دوستان هم که روشون نمیشه یجوری وابهاشون و بگیرن.
دوستان برای سلامتی مادرها هم اول یه صلوات بفرستین
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۱:۳۲)moze84 نوشته است: [ -> ]این کارا در حیطه توانایی های مامان هاست...
چرا توجه نکنه ؟ دیگه باید یه عمر زندگی کنه و شوخی نیست پس باید همونقدر که احتمال میده زیر تو دید هست و حرکاتش کنترل میشه همونقدر هم باید خوش همه رو کنترل کنه.
مگه بوغه؟ تو این مواقع هواسها جمع میشه حتی کوچکترین حرکت معنا پیدا میکنه جدی میگم - دوستان داستانش نکنیناBlush
اون پرسشنامه و دیگه باتوجه به شناخت میشه مرحلشو مشخص کرد.جون بعضیا ممکنه حرفشونو نتونن مستقیم بگن بخاطر هر دلیلی .
کلا بد به خال اونایی که فقط پدر و مادر دارن و دیگه هیچکیو ندارن تا کمی دلگرمی بده به شونSad
آقا سینا!
قشنگ معلومه که یکی یه دونه اید که اینقدر دلتون پره...Smile
اینجور وقتا دوستان، علی الخصوص از نوع مجرب و متاهلش خیلی میتونه کمک کنه...
ما هم داریم میگیم توی جلسات خواستگاری چشما کاملاً باز بشن...
این وسط مامانا چون پیچش مو میبینن، بیشتر میتونن هم به دختر و هم به پسر کمک کنن...
علی الخصوص پسرا که دیدشون کلی و محدوده، مامانشون میتونه چیزایی رو ببینه که بعداً توی زندگی خیلی به دردش خواهد خورد...
به شرطی که عشق چشماتون رو کور نکنه و حرف مامان رو گوش بدین...
اعتماد کنین به مامانا!
باباها مثل خودتونن...
خیلی نمیتونن تو این زمینه ها کمک کنن...
به قول یاسین جان، از حوصله شون خارجه...
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۰:۵۳)moze84 نوشته است: [ -> ]یه نکته دیگه این که جلسه اول اگر گل یا شیرینی نیاوردن، واقعاً نشاندهنده خست و یا اهمیت ندادن به عروسه...
یه دسته گل یا یه جعبه شیرینی قیمتی نداره که طرف بگه ممکنه نشه، هزینه نکنیم...

سلام ، وقت همه عزیزان به خیر

ضمن احترام به نظر موزه ی عزیز، من اینو کاملا رد میکنمAngel
تو جلسه اول نیارن بهتره، حتی تا زمانی که به جواب قطعی و تفاهم نرسیدنم نیارن. به نظرم اصلا دلیل بر خست نیست.
خوب شیدا جان!
من نظرم اینه که احترام به خانواده دختره که برای اولین بار به خونه شون میرن، دست خالی نباشن...
من دلیلم رو گفتم...
شما هم بگو چرا به نظرت نیارن بهتره؟
مثلاً هر جلسه خانواده دختر 50 تومن خرج میوه و شیرینی میکنه، چرا خانواده یه پسر 20-30 هزار تومن خرج یه دسته گل یا یه جعبه شیرینی رو نکنن که نشاندهنده آمدن با صلح و شیرینی و زیباییه؟
چون گل رو آدم به کسی که براش احترام قائله میده...
من حالا قیمت هم ندارما!!!
همینجوری گفتم...
منم با موزه موافقم
اتفاقا چیز بدی رو نشون میده،یعنی خودتون اهمیتی ندارید،اگه فامیل شدیم واستون پول خرج میکنیم.
حالا شیرنی نه
اما یه دست گل ساده و قشنگ در جلب افکار عروس موثره

و از اون نظرم حساب کنیم مثل اینه که خانواده عروس میوه شیرنی نزارن بعد دیدن احتمال ازدواج رفته بالا،بیارن تعارف کنن،بگن فامیل نشدیم حیف و میل نشه

حالا رسومات متفاوته
اما واسه ما معنی جالبی نمیده
حالا ازدواج سربگیره یا نگیره ، مهمون که خونه آدم اومده، پس مثال شما رد میشه یاسین جانWink

گل آوردن یا نیاوردن نشونه ی احترام نمیتونه باشه و اینکه اصلا به نظرم دلیل بر خست نیست
پسر بیچاره شاید صد جا بره خاستگاری حالا به دلایل مختلف صورت نگیره
چقدر این بنده خدا پول گل و شیرینی بده تو این وضع گرونی( انجمن حمایت از آقایون)

از چیزای دیگه هم میشه احترام و ادب و اخلاقشونو فهمید، یعنی واقعا نمیشهHuh
همه مثل شما خوب و مهربون نیستنBig Grin
سلام
همکار شیدا راس میگه ، شما فکرکن 5 جا بخوای بری ، مثلا دارم میگم
هرجا دیگه 1 کیلو نمیشه برد که ( کیلویی 10 -15 تومن ) کی بخوره کی ببینه- نمیشه شیرینی خشک برد که ؟میشه/
حد اقل باید تر باشه و اونم که برای سن بالا خوب نیست چون خیلیا دیگه بخاطر قند و چربی و کلسترول و ... پرهیز میکننBig Grin
یدونه از این بیسکویتاببرین( اقا من اینجور خسیس نیستما فکرای بد نکنین )
حالا گل چه مصنوع یباشه چه یک شاخه ( هر نوع که دوست دارین ) ممکنه تو چشم طرف بخوره و بگه چه خوش سلیقه و ... ولی باید دید که ایا فقط برای خود نمایی این کار صورت میگیره ؟ همون کاغذ بازی و ... تو ادارات/Dodgy
اقا خوشتون اومد دیگه به این چیزا دقت نکنین.
پسر خوب کمه ها از ما گفتن. دختر خوب هم کمه اینطرفیم بگم.

ببخشینا اینو میگم دیگه کسی که میخواد بره خونه یکی مهمونی درسته دست خالی نمیره ولی دیگه این مهمونی نیستاDodgyاگه من باب اشنایی باشه دفعه دوم میشه مهمونی .
چون ممکنه دفعه اول همون اخریش باشه
اگه به خیری تموم شد که دیگه بازم میریم مهمونی
اگه دفعه اول و اخر بود _ خوشتون نیومد_ دیگه رفتن نداره که
خیلیا 100 بار میخوان یجا برن خواستگاری خو دختر بهت نمیده پسرمBig Grin
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۳:۵۵)شیدا نوشته است: [ -> ]چقدر این بنده خدا پول گل و شیرینی بده تو این وضع گرونی( انجمن حمایت از آقایون)

از چیزای دیگه هم میشه احترام و ادب و اخلاقشونو فهمید، یعنی واقعا نمیشهHuh

شیداخانوم دستتون درد نکنه
یادمه اون زمانی که خواستگارا برای آبجیم میومدن(الان که متاهلن)
و قرار بود select کننBig Grin!!! آقو یکی از اینا وقتی اومد نه گل آورد نه شیرینی!!!!!
آبجیم اصلا خوشش نیومد!
یعنی حالا طرف هم خوب بودا
یعنی شاید هم منظوری نداشتن
یا این از رسومشون بود
ولی بعد از اینکه رفتن
آبجیم گفت: اصلا از این حرکتشون خوشم نیومد!! نمیخوام!Cool

بابا یه شیرینی که این حرفارو نداره!Dodgy
با زندگیتون بازی نکنیدBig Grin

حالا بماند که اون خواستگارش که الان دامادمون هستن
هرررر بار که میومدن دوباره شیرینی میگرفتن!!! اصلا همه چی تموم هم شده بود قطعی شده بود...بازم اینا هربار شیرینی تر میاوردن!!!
همیشه به آبجیم میگم
ما سر هیییچ ازدواج و خواستگاری انقدر شیرینی نخوردیم!!!

بعد یه موردی هم من بگم
جلسه اول به غیر از پدر و مادر و نهایتا فرزند بزرگ خانواده کسی توی خواستگاری نباشه

واااای خدا
برای آبجیام که خواستگار میومد ٬ من توی اتاق محبوس بودم!!!
اینا هم چونشون گررررم
مگه بس میکردن
جلسه های آخر
آبجیم داشت صحبت میکرد
من خسته شده بودم
از توی اتاق بهش اس میدادم: تو رو خدا بسته دیگه!!! حالا یه شبه میخواید برای کل عمرتون حرف بزنید؟؟؟؟!
ماشاا... شروع به صحبت میکردن دیگه ما بیچاره بودیم...!!!Cool
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
آدرس های مرجع