تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سوالات در جلسات خواستگاری
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
ولی این سوالی که آقا سینا گفتن به نظرم سوال جالبی نیست. دخترا نپرسن بهتره

مثل این که از دختر بپرسن چرا به خاستگارای قبلی جواب رد دادی خب که چی بشه شما تو خلال صحبت با هم میتونید متوجه معیار های همدیگه بشید دیگه
( ضمن اینکهیاســین عزیز هم پاسخ خوبی گفتن در جواب این سوال)
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۵:۱۹)rezamohammadi نوشته است: [ -> ]سلام علیکم
منظورتون اینه که پسری که با حیا و عفت هست، روابط اجتماعی ضعیفی داره؟
البته اینو خیلی ها دیدم می گن که مثلا اگه با ناموس مردم تو کوچه و خیابون بشینیم گل بگیم و گل بشنویم، اجتماعی هستیم ولی اگه در حد همون چند کلمه به ضرورت ( دین مبین اسلام توصیه کرده) صحبت کنیم میشیم آدم مطرود از اجتماع.


آقای رضا محمدی!
من هرگز نگفتم کسی بره تو کوچه با دختر مردم هره کره کنه...
حتی گفتم که موقع خواستگاری زیاد خنده رو نباشین...
اما اگه توی خواستگاری با دختری که قراره باهاش یه عمر زندگی کنین، صحبت نکنین، میخواین کجا صحبت کنین؟
توقعات بعدی و طلاق و مشکلات ایجاد میشه...
آقای قرائتی همیشه میگفت صحبت کردن دختر و پسر مادامی که به بی عفتی کشیده نشه و حرفهای بی حیایی توش زده نشه، اصلاً مورد نداره...

در مورد این که دخترا پرسیدن این چندمین جاییه که خواستگاری رفتی هم با این که سوال جالبی نمیدونم، اما به نظرم باید جلسه آخر پرسیده بشه...
و اما در مورد گل و شیرینی...
من خیلی اهل سنت ها نیستم، مگر این که بهم ثابت بشه دلیل داشته و کار خوبی بوده...
مثل کارهای مدرن امروزی که اگه کار خوبی باشه، آدم باید انجام بده...
هر کس یه رسم و رسوماتی داره...
اما من خواستگاری داشتم که وقتی اومدن، دستشون رو گذاشتن تو جیبشون و تشریف آوردن و نشستن و به نظر من به من و مادر من که از صبح در تدارک تشریف فرمایی اینا بودیم، توهین کردن...
حالا کسی به خاطر آوردن گل و شیرینی که "نه" دریافت نکرده...
اما حداقل یه مورد بوده که به خاطر نخریدن "نه" دریافت کرده...
پس خریدنش بهتر از نخریدنشه...

اما من با یه بخشی از حرفای یاسین جان موافقم و با یه بخشیش مخالف...
به نظر من حیای دختر اونجایی حفظ شد که توی خونه پدرش با پسر غریبه صحبت میکنه...
این که هول بشه و پاهاش رو تکون بده و به قول یاسین جان "بله" و "نه" جواب بده، کمکی به خوشبختیش نخواهد کرد...
اونم توی این دنیای هفت رنگ امروزی...
حالا در این باره نمیشه حکم قطعی داد...
یکی سرزبون داره، یکی آرومه...
هر کی صحبت رو شروع کرد، مهم نیست...
مهم اینه که این وسط زمان پرت نداشته باشیم...
یعنی هی همدیگه رو بر و بر نگاه نکنین...
بلاخره یکی شروع کنه به پرسیدن و پاسخ دادن...
بعدشم!
فعلاً بحث سر جلسه اوله که باید دقت کرد و نگاه دقیق داشت...
جلسات بعدی رله تر میشین...
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۵:۱۴)یاســین نوشته است: [ -> ]حالا اینا نظر شخصیه منه شاید غلط باشه
من اگه پسر بودم میگفتم اون خانواده ها توقعشون بالا بود(در لفافه دارید میگید شماهم کم توقع باشSmile) و هم اینکه اعتماد به نفس داشته باشید همیشه قرار نیس جواب رد بشنوید،بعضی جاها هم شما باید رد کنید،اونم زمانی که با معیارهای شما سازگار نباشه.
البته اینا طبیعیه و به نظرم گفتنش اشکالی نداره.
و سوال مهمی هم پرسیدین و جوابش رو باید از قبل اماده کنید چون خیلی از دخترا میپرسن.
خو این سوال یهو پیش اومد گفتم ببینم همکاران دربارش فکر کردن. اراه باید از قبل بدونین که چه سوالایی باید پرسید و چی بگیم که طرف ناراحت نشه. مورد داشتیم طرف یسوالایی پرسیده که اصلا از بچه مهد کودکی بپرسی دنبالت میکنه.

(۳۰/تیر/۹۳ ۱۵:۲۰)یاســین نوشته است: [ -> ]مورد بعدی اینکه در جلسه اول از دختر خانوما انتظار نداشته باشین مثل بلبل صحبت کنن.اتفاقا من اینجا (برعکس نظر موزه جان) فکر میکنم اقا باید سوال رو بپرسه،چون ایشون اومده طالب شده ،دخترا حیا شون بیشتره و ممکنه براشون خیلی سخت باشه،در واقع یه مرد باید بتونه این بحث رو مدیریت کنه و اتفاقا خودشم بیشتر حرف بزنه.


من با اینکه روابط عمومی ام بد نبود اما خاستگار که میومد واقعا نمیدونم چرا جز بله و خیر و جوابای کوتاه چیزی نمیتونستم بگم.یکم سخته.
بیشتر دوستام که ازدواج کردن اون موقع که هنوز بله نداده بودن و باهاشون صحبت میکردم،میگفتن در همون جلسه اول پیش طرف ارامش داشتن،این واسه خانوما مهمه.
لذا سعی کنید تمرین کنید،مثلا پاتون رو تکون ندید یا هر نشانه ای که مشخص کنه شما استرس دارید.حالا خاستگاری اول سخته اما تمرین کنید.
نظامی » خمسه » لیلی و مجنون - بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی.....


کم گوی و گزیده گوی چون در تا ز اندک تو جهان شود پر

...
درباره کنترل استرس هم خدمت دوستان بگم توکل کنید به خدا ، خودتونو بسپرید به خدا که خودش هرچی خیره پیش بیاره.
چه پسر چه دختر فرق نمیکنه ، بعضیا فقط منفی ها رو میبین و بس

(۳۰/تیر/۹۳ ۱۵:۲۰)شیدا نوشته است: [ -> ]ولی این سوالی که آقا سینا گفتن به نظرم سوال جالبی نیست. دخترا نپرسن بهتره

مثل این که از دختر بپرسن چرا به خاستگارای قبلی جواب رد دادی خب که چی بشه شما تو خلال صحبت با هم میتونید متوجه معیار های همدیگه بشید دیگه
( ضمن اینکهیاســین عزیز هم پاسخ خوبی گفتن در جواب این سوال)

نپرسیدین سرجای خودش
ولی سوالیه که اومدیم پیش اومد. حس کنجکاویه دیگه بشر هم کنجکاو.
شاید بخواد طرف با همین سوال خواستگار خودش رو رد کنه و یا اقا پسر برای انکه بعدا بهانه داشته باشه چنین کاری کنه. یجوری پرسش از گذشته هم محسوب میشه اما نه به معنای کل .
تو خلال حرف میشه فهمید به شرط اینکه هر دو طرف با هم رو راست باشن نه اینکه نوع رفتارشون رو بخاطر مصالحی تغییر بدن.
انسان است دیگر گاهی روی دیگر خود را نمایان میکند/.
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۳:۴۹)یاســین نوشته است: [ -> ]اتفاقا چیز بدی رو نشون میده،یعنی خودتون اهمیتی ندارید،اگه فامیل شدیم واستون پول خرج میکنیم.
حالا شیرنی نه
اما یه دست گل ساده و قشنگ در جلب افکار عروس موثره

دوستان میتونن گل مصنوعی تهیه کنن که اگه نشد با خودشون برگردونن
فکر کنم صرفه اقتصادی هم داشته باشهBig Grin

ولی جدای از شوخی جلسه اول گل ببریم بهتره یا شیرینی ؟

یا هردوش؟

راستی یه سوال دیگه دارم

به نظرتون اگر بنده برای بار اول مادر و خواهرم رو بفرستم خونه دختر خانمه و خودم نرم تا بار اول خونوادم ایشون رو ببینه چطوره ؟
خوبه یا بده ؟
بعد از سری دوم خودمم پا شم دست از پا درازتر برم خواستگاری؟
اخه نظرا متفاوته
اگه به صرفه اقتصادیش مهم باشه ببینید کدوم ارزونترهBig Grin
اما من گل رو ترجیح میدم،حالا هر کدوم از دوستان بگن چی بهتره

مورد دوم هم باز بستگی داره
بعضی خانواده ها که مذهبی ترند ترجیح میدن اول مادر و خواهر خاستگار بیان بعد داماد
واسه من فرقی نمیکرد
اما دوستانی هم داشتم که این مدل رو نمیپسندیدن

واقعا به فرهنگ خانواده ها خیلی ربط داره

اما به نظرم اول مادر بره شاید بهتر باشه.
تا نظر دوستان چی باشه
کلاً کاری کنین که همه باهاش موافقترن...
یعنی یه سری کارا هست که یه سریا باهاش مخالفن...
واسه این که شبهه ای ایجاد نشه، اون کارها رو انجام ندین...
یعنی جلسه اول رو با مامانتون تشریف ببرین که در وقت و پول صرفه جویی بشه و در عین حال کسی توهین قلمداد نکنه...
بازم به قول یاسین جان، بستگی به فرهنگ ها داره...
من کلاً با شیرینی بردن مخالفم...
این دوره و زمونه در واقع سم میبریم در ظاهری شیک و پیک...
یه دسته گل کوچیک و زیبا رو منم ترجیح میدم...
ببینید بستگی داره
یه موقع مادر و خواهر میان که یه آشنایی پیدا کنن
و یه جور اطمینانه
مثلا خواهر و مادرم برای داداشم قبلش رفتن خونه زن داداشم
یه آشنایی کوچیک
و قرار خواستگاری
و جالبه بدونید برای داداشم همون اولین خواستگاری ازدواجش جور شدSmile
دقیقا یه خواستگاریCool

ولی خب
بعضی مادرا و خواهرا!!!!
اووووووف!
خدا قسمتتون نکنه!!!
میان میشینن از اول تا آخر دختر رو برانداز میکنن!!!
یعنی فکر میکنن میتونن هر چقدر خواستن زل بزنن!Dodgy
من که اصلا از این مدل خوشم نمیاد
یعنی اگر قرار به برانداز کردن باشه اصلا جالب نیست
کالا که نمیخوان بخرنDodgy
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۹:۰۴)رضوانه نوشته است: [ -> ]بعضی مادرا و خواهرا!!!!
اووووووف!
خدا قسمتتون نکنه!!!
میان میشینن از اول تا آخر دختر رو برانداز میکنن!!!
یعنی فکر میکنن میتونن هر چقدر خواستن زل بزنن!Dodgy
من که اصلا از این مدل خوشم نمیاد
یعنی اگر قرار به برانداز کردن باشه اصلا جالب نیست
کالا که نمیخوان بخرنDodgy
جناب رضوانه سلام علیکم نماز روزتون قبول
مادره دیگه به فکر اینده پسرشهDodgy - همونقدر که مادر عروس نگران بچه خودش هست و همه جوره داماد رو زیر نظر داره و نگاه از بر نمیداره .Big Grin
بد میکنه دختر مردم رو اب میکنه از خجالت؟باید نگاه کنه ،
اون جمله اخریتون بحثو به یه سمت دیگه میبره ها. حالا من گفتم .
بحث رو یکی بخواد قشنگ میبره تو فاز مهر .Blush
ولی برای اینکه ، نگاه سو برداشت نشه میگم این لینک رو مطالعه بفرمایید

خانمان موزه و یاسین ، ببینین بعضیام با یک بسته شکولات هم مشاهده شدنا. زیاد به گل و شیرینی ، حساسیت نشون ندین.

حالا اگه پدر و مادر و یا خواهر و مادر باشن خوبه. یجاهایی رسمایی دارن که کل بزرگای قوم باید باشن ، اگه یکی نباشه توهین محسوب میشه . اینم ینوع سنته.
(۳۰/تیر/۹۳ ۱۸:۵۶)moze84 نوشته است: [ -> ]کلاً کاری کنین که همه باهاش موافقترن...
یعنی یه سری کارا هست که یه سریا باهاش مخالفن...
واسه این که شبهه ای ایجاد نشه، اون کارها رو انجام ندین...
یعنی جلسه اول رو با مامانتون تشریف ببرین که در وقت و پول صرفه جویی بشه و در عین حال کسی توهین قلمداد نکنه...
بازم به قول یاسین جان، بستگی به فرهنگ ها داره...
من کلاً با شیرینی بردن مخالفم...
این دوره و زمونه در واقع سم میبریم در ظاهری شیک و پیک...
یه دسته گل کوچیک و زیبا رو منم ترجیح میدم...

یچیزی خانم موزه ، خانواده عروس خانم بعدا نمیگن اینا چقدر کم جمعیت هستن؟ و یا اینکه حد اقل بجز مادر (که تاج سر ماست ) یه بزرگتری رو با خودشون نیاوردن؟

دوستان اینم بگما
تو بخش احادیث اخلاقی یه حدیث قرار دادم که این موضوع رو قشنگ از کلام معصوم میگه

أظهِرُوا النِّكاحَ وأخفُوا الخِطبَةَ .پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :(مراسم) ازدواج را آشكار برگزار كنيد و خواستگارى را پنهان .كنز العمّال : 44532
اینم بگم که دوستان گل و شیرینی و ... جای خودش ولی :

إذا جاءَكُم مَن تَرضَونَ‏دِينَهُ وأمانَتَهُ يَخطُبُ (إلَيكُم) فَزَوِّجُوهُ ، إن لا تَفعَلُوهُ تَكُن فِتنَةٌ في الأرضِ وفَسادٌ كبيرٌ .پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :هرگاه كسى به خواستگارى نزد شما آمد و ديندارى و امانتدارى او را پسنديديد ، به او زن دهيد ؛ كه اگر چنين نكنيد ، در روى زمين تبهكارى و فساد بسيار پديد خواهد آمد .بحار الأنوار : 103 / 372 / 3
خب خانوم موزه جان،میشه بریم جلسه دوم؟Blush
ماشاءالله میبینم که همه چقدر هولید...
بالام جان!
جلسات بعدی و نهایی همه خواهر و برادرها و پدربزرگ ها و مادربزرگ ها میرن...
اما جلسات اول یه فامیلو راه بندازیم ببریم خونه مردم، که ببینیم قیافه دختر و سطح تحصیلات و شعورشون رو میپسندیم یا نه!
بعدشم...
شکلات با شیرینی چه فرقی داره؟
فقط یه بسته از این شکلات های آبنبات قیچی ها نباشه که زشته...
یه بسته شکلات فرمند یا حالا هر چی از قنادی یا سوپری هم تهیه کنین و ببرین...
فقط دست خالی تشریف نبرین که زشته...
در مورد حرف رضوانه جان هم دقیقاً به همین دلیل بود که گفتم بهتره جلسه اول تشریف ببرین خودتون هم...
بعضی دخترها احساس میکنن که اگه مامان پسر به تنهایی بیاد، اومده فقط ظاهر رو بپسنده و با بقیه چیزا کاری نداشته و این مصداق همون کالا پسندیدنه...
البته من مشکلی نداشتم...
اما حق میدم به بعضی ها که ناراحت شن...
پس کار شبهه ناک نکنین...
این کار شبهه ناکه...
عشقم کربلا جان!
تا آخر امشب هم در مورد جلسه اول بحث هامون رو بکنیم و سنگامون رو وا بکنیم، فردا اگه عمری باقی بود، جلسه دوم رو میگم...
خیلی خوبه که هر کی از تجربیاتش و سوالاتی که توی ذهنشه میگه...
اینجوری من نوعی واسه مواردی که فعلاً تجربه نکردم هم آمادگی رویارویی دارم...
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
آدرس های مرجع