تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حقیقت نامه // نوجوان،کبک،قاتل
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
واقعا از همه دوستان متشکرم. حرف های خوبی زده شد که تو این تالار نسبتا جدید بود . با بعضی ها موافقم و قاعدتا با بعضی ها هم مخالف
اما...
منتظر این بودم که یکی در مورد اون چیزی که من مد نظرمه هم بحث کنه. چیزی که خانم "نرگس مهدوی" تا حدود خیلی زیادی بهش اشاره کردن

خب حالا برم سر جواب ها
فکر میکنم تقریبا همه همنظر بودن با بنده. درست فهمیدم؟ Huh ولی خیلی عجیبهBig Grin
نقل قول: عرضم به خدمتت ، یادش به خیر 15 سالت بود 2 سال پیش ، چه سر و صدایی بلند شده بود. خب بگذریم.
واقعا هم یادش بخیر ، خاطرات خیلی خوبی از تالار واسم موندBlush و همچنین تجربیات جالب

از آقایان محمد تراست ، aaaaa و sarallah تشکر ویزه دارم چون کلا حرفا حساب شده و مکمل بود

اما بازم میگم یکی از منطقی ترین و نزدیک ترین حرفها به تاپیکو خانم "نرگس مهدوی" زدن. فکر کنم این تاپیک میتونه حرفای زیادی واسه گفتن داشته باشه

نقل قول:شب و روز شما فقط نشده گناه ، مال خیلی ها شده ، گلیم خودتو از بکش بیرون فقط.
نقل قول زیر ، از حرف خودم توی پست اوله
نقل قول:حالا منظورم از " من " ، کل جامعه ی نوجووناست
هی میخوام یه چیزی بنویسم ، میبینم توی صحبت های پست قبلی وجود داره !
اما یه چیز گفته نشده . کم بودن تعداد خواهر برادرا و جمعیت خانواده ها هم یکی از عوامل اصلی مشکلاته
یه فامیل ریزه میزه ای داریم که فکر کنم 4-5 سالشه و به معنای واقعی اعصاب خوردکن و بی ادبه و انگار مشکلات روانی داره. اما آیا این بچه مادر زاد همینطور بوده؟ باید دید شرایط چی بوده. این بچه تقریبا هیچ همبازی نداره و تنها همبازیش دختر چند سال کوچکتر فامیلشونه که چند هفته یه بار ، پسره میره خونه اونا. حالا اینکه میره اونجا ماهواره میبینه و از اعمال فوق العاده سخیفش که روی اون دختر انجام میده و میاد واس ما تعریف میکنه بماند!!!
وجدانا این پسر مقصره؟ به عقیده من ، این پسر بچه حتی 1 درصد هم تقصیر نداره . خودش که تنهاست ، دوت رفیقی هم که نداره و ازهمین سن سرش کلا تو بازی های موبایله . من فکر میکنم این پسر بخاطر همینکه بد تر از این نشده باید بهش افتخار کرد!!!
(۱۶/مرداد/۹۳ ۱۷:۲۲)sarallah نوشته است: [ -> ]توی زمونه ای که دخترا تنشون رو به قیمت لایک میفروشن ازدواج کردن باید هم سخت باشه!!!

توی زمونه ای که بعضی از مادرا دختر هفت هشت سالشون رو از روی عقده به سبک هنر پیشه های فاسد هالیوود آرایش میکنن و لباس میپوشونن ازدواج بایدم سخت باشه!!!

توی زمونه ای که دوست دختر داشتن عادیه ولی ازدواج کردن نه، ازدواج بایدم سخت باشه!!!

توی زمونه ای که پسرای مسلمونش توی کوچه و خیابون چشماشون دنبال دخترای آن چنانی باشه ولی حرف از ازدواج زدن گناه باشه ازدواج بایدم سخت باشه!!!

توی زمونه و جامعه مسلمونی که دختراش توی بی حیایی رقیب ندارن ازدواج بایدم سخت باشه!!!

خلاصه بگم گیر بد زمونه ای افتادیم.
آخرالزمان

دو حالت داره:
یا سرگرم گناه میشی
یا صبر و تحمل میکنی و فرسوده میشی

در حالت اول زندگی دنیاییت مثل لجن میشه و اونطرف هم پوستت کنده میشه(و یا احتمالا کباب!)
در حالت دوم در زندگی دنیا زجر میکشی ولی به اونطرف امید داری

البته یه حالت استثنا هم برای مرفهین بی درد به اصطلاح مومن هم وجود داره که نمیدونم خدا با اونا چه جوری حساب میکنه !
ناقلا ، از حرفای دل من چطور خبردار شدی؟ Big Grin
راجع به اون دو حالت. بدبختی اینه که نه میشه اولی بود ، نه دومی !! به عبارتی یه عده مثل من ، خسر الدنیا و الاخره هستن!

(۱۶/مرداد/۹۳ ۱۹:۴۸)نرگس مهدوی نوشته است: [ -> ]
برای من که دخترم اظهار نظر کردن در مورد این تاپیک خیلی مشکله چون ما دخترا معمولا محکوم هستیم به اظهار نظر نکردن در این جور مسائل چون اونوقت میگن که حیامون کجا رفته و ... و بجز راهنمایی غلط گرفتن از خودمون کار دیگه ای نمیتونم بکنیم. نمیدونم چرا ولی دخترای مذهبی مثل من طوری تربیت شدن که حرف زدن درباره ی این جور مسائل بزرگترین گناه عالم براشون حساب میشه . الانم دارم با ترس و لرز مینویسم ولی همین که کسی اینجا منو نمیشناسه یکم بهم جرئت میده.

.
.
.


اگه حرفی زدم که نباید میزدم به بزرگواریه خودتون ببخشید. فقط خواستم حرف دلم رو زده باشم.
برای هدایت هممون به خصوص من دعا کنید.

با اینکه این حرفتون تقریبا یه واقعیت بوده و هست اما همیشه با چیزای بی اساس و منطقی که تو جامعه اسلامیمون وجود داره مخالف بوده و هستم...
اینکه شما با ترس و لرز مینویسید ، بر میگرده به همون کبک هایی که فقط بلدن حرف بزنن و از خودشون فتوا بدن. تو ایران فکر کنم به انداره 85 میلیون نفر ، اسلام شخصی سازی شده وجود داشته باشه!
باسمه تعالی
به نظر من در این قضایا یک نفر یا چند نفر باید شروع کنند برخلاف جامعه و طبق شرع رفتار کنند
.یعنی امروزه همه می خواهند به گونه ای رفتار کنند که دیگران یعنی یک سری بنده اشتباه کار خدا ازشون خوششون بیاد وراضی بشن
اما اگر کسی تصمیم بگیرد خدا را راضی کند دقیقا همان چیزی است که خدا توی قرآن از ما خواسته ومثال هم زده که ما دقیقا اینگونه باشیم یعنی یک رفتار منحصر به فرد وخلاف جامعه.
مثلا حضرت ابراهیم یک نفر خلاف همه رفتار کردند. مهم ترین مشخصه انبیائ قاطعیتشون بوده .
الان همه میگن ازدواج زود است اگر کسی احتیاج دارد نباید تسلیم شود خصوصا مردها که احتیاج به اجازه پدر ومادر ندارند .
متاسفانه توی ایران پدر مادر ها باید وقت ازدواج رو مشخص کنن وبعد هم طبق سلیقه خودشون برا پسراشون زن می گیرن بعد هم جای پسرشون می خوان زندگی کنن .
اعراب جاهلیت هزاران سال پیش مردهاشون می رفتن خودشون برای خودشون زن میگرفتن مثلا جد پیامبر یک زن گرفته بودند ویک بچه هم خدا به ایشان می دهد هیچ کس خبر نداشته بعد به شهادت می رسند بعد از آن مدت ها می گذرد حضرت مطلب از روی شباهت بچه را می شناسند و می آورند .که.آن بچه عبدالمطلب نام می گیرد.
زن گرفتن باید آسان باشد . اینکه سخت هست به خاطر اینکه همه شرط وشروط می گذارن .یک خانمی بود می گفت به بچم زن نمیدن .بعد دیدم برای پسرش که یک لیسانس داره وبیکار هست یک دختر از خانواده ثروتمند می خواد که دخترشون تخصیل کره و خوشکل باشه هزار تا شرط دیگه
مطمئنا اگر کسی برود از یک خانواده پایین تر از خودش زن بگیره حتما بهشزن می دن
نقل قول:مطمئنا اگر کسی برود از یک خانواده پایین تر از خودش زن بگیره حتما بهشزن می دن
به نظرم نباید به بالاتر یا پایین تر بودن خانواده ها برای ازدواج فکر کرد. بنده فکر میکنم که تنها ملاک درستی که به ما دروغ نمیگه و به اشتباهمون نمیندازه دین و ایمانه طرف مقابله. برای آدمی که ایمان داره کوچیکی و بزرگی آدما اهمیت نداره.

دهه ی هفتادی ها اینجور شاکین پس ما چی بگیم مسلمون؟
نااابووود شدیم رفت
من یکی پارسال قید ازدواجو زدمو رفتم سرخوودموگرم کردم.
یادتون باشه ی تاپیکیم زدم ازدواج کلا چیز مزخرفی است

حالا بدارید بگم چی شد
رفتم گشت و گذار حس کردم یکی کمه
رفتم مسافرت حس کردم یکی کمه
رفتم تلوزیون ببینم ....
رفتم مسجد دیدم حواسم پرته...
اوومدم کتاب بخونم دیدم تمرکز ندارم ...

خلاصه کلن یکی کم بود

منتها دیدم نمیشه کاریش کرد

اعتراضم ک نمیشه کرد

دختریم

حیا داریم بالاخره

این شد که عرصه رو باز گذاشتیم واسه دهه هفتادی هااا

شاید شما فکرب ب ذهنتون برسه

Big Grin
(۱۶/مرداد/۹۳ ۲۳:۳۸)نرگس مهدوی نوشته است: [ -> ]به نظرم نباید به بالاتر یا پایین تر بودن خانواده ها برای ازدواج فکر کرد. بنده فکر میکنم که تنها ملاک درستی که به ما دروغ نمیگه و به اشتباهمون نمیندازه دین و ایمانه طرف مقابله. برای آدمی که ایمان داره کوچیکی و بزرگی آدما اهمیت نداره.


کاملا صحیح. اما شرایطی داره
اتفاقا حتی تشابه سطح مالی هم برای ازدواج مهمه ، یعنی همون قضیه هم کفو بودن
اگه سطح فرهنگی یا مادی دو خانواده از یه حد بیشتر بشه ، ممکنه مشکلاتی پیش بیاد. چون این دونفر در یک محیط کاملا متفاوت رشد کردن و خیلی از سلایق و علایقشون ممکنه به هم نخوره که مشکل سازه
دین و ایمان مهمه. اما خود دین هم به مسئله ی هم کفو بودن اشاره کرده که بسته به شرایط باید تصمیم گرفت . نمیشه کاملا احساسی تصمیم گرفت و یه نسخه برای همه و همیشه تجویز کرد
می خواستم یک بحثی رو مطرح کنم ولی دیدم شاید تاپیکتون رو منحرف کند

پیش نیاز ها لازم و ضروری برای امر ازدواج

این خیلی مهم است ...
اگر خواستید به سوالات آن تاپیک فکر کنید
موفق باشید
یه بخش از حرفام مظوم مونده!
کسی راجع به اینکه کمبود جمعیت خانواده ها و در نتیجه تنهایی ، تقصیر نسل قبله ، حرفی نداره؟
چرا الان من باید در تنهایی به سر ببرم تا توی این سن نتونم خودمو کنترل کنم و نیاز به ازدواج داشته باشم؟ (باز هم میگم ، این "من" کلیه)
(۱۷/مرداد/۹۳ ۰:۱۶)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]یه بخش از حرفام مظوم مونده!
کسی راجع به اینکه کمبود جمعیت خانواده ها و در نتیجه تنهایی ، تقصیر نسل قبله ، حرفی نداره؟
چرا الان من باید در تنهایی به سر ببرم تا توی این سن نتونم خودمو کنترل کنم و نیاز به ازدواج داشته باشم؟ (باز هم میگم ، این "من" کلیه)

علاوه بر کم جمعیتی ی چیز دیگه ام هست. در واقع علاوه بر کمیت جمعیت کیفیتشم مهمه.
ما در عین حال ک کنار همیم از هم دورشدیم. اینترنت ، موبایل و....

تنهایی خیلی مهمه. حق با شماست

آخه فک و فامیلم تارو مار شدن رفته

نه دخترخاله ای نه دختر عمویی همه ب فکر خودشونن

هیچ کسم به جایی نمیرسه
سلام!
فدایی جان! مثل اینکه حرفات از ته دلته!

چون: حرف که از دل برآید بر دل نشیند!منم مثل خودت پر حرفم! حوصله کن بخون!
طبق معمول کلی نوشتم ولی پرید! اشکال نداره هر چی یادم اومد رو دوباره میگم!
مقصر:

این حرفهای تقصیر و مقصر و... که میگن، در واقع اینجوری هست که درصد بالایی از مشکلات از مسئولین هست!آقا یه جایی فرمایش داشت که : کشور ما با این امکانات میتونه دو برابر این جمعیتی که داریم رو پاسخگو باشه، در صورتی که مسئولین کارآمد باشن و درست کارها رو انجام بدن!ولی کو مسئول کاربلد .....؟اگر هم باشه خیلی کم!یه جایی پای منبر استاد صمدی آملی نشسته بودیم! بعد کلی انتقاد از مسئولین گفت خود مردم هم باید بخوان! و عمل کنند!مثلا تا پدر مادر ها و فرزندها نظرشون در مورد ازدواج درست نشه، عایا مشکلی حل میشه؟
نچ!

تربیت:
از تربیت کردن پدر مادر های امروزی نگو که یه دنیا حرف دارم!از سن 16 تو مسجدمون کلاس قرآن و ... دارم! الآن 23 هستم!با تعداد بالایی از نو جوون ها برخورد داشتم و دارم! شاید باورت نشه، تو این مدت فقط دو یا سه تا بچه با تربیت نسبتا خوب دیدم!تا صبح میتونم برات از مثال تربیت های اشتبه بنویسم!ولی تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

کمبود محبت:
تو این دور و زمونه، اگه کسی نداشته باشه جای تعجب داره! خانواده های اون زمان با جمعیت خیلی بیشتر و همبازی های بیشتر و کمتر بودن عوامل فساد و ...، مسلم هست که اون بچه ها باید هر چی که پدر مادر میخواستن تربیت میشدن!به جرأت میتونم بگم تمام ارتباطات نا مشروع از همین موضوع کمبود محبت شروع میشه!

وای وای وای از مسأله ازدواج!
حرف خانم[/font][font=Tahoma]mahpareدرسته!
[/b]
واقعا آدم به یه سنی میرسه که نیاز به یک همراه داره!
ولی وای به حالت اگه اون دوران بگذره و همراه و همسر خودت رو پیدا نکنی!
(دقیقا همین معضلی هست که ما گرفتارش شدیم)
میشه گفت دیگه هیچ احساسی برای انتخاب همراه زندگیت نداری! (برای یه مدتی)
باز هم میشهگفت که این نیاز تمام زندگیت رو تحت شعاع خودش قرار میده!
حرفامو قیچی میکنم!
ولی داداش! آخرش هم خودمون باید دوای دردمون رو پیدا کنیم!
چند سال پیش رفتیم حوزه، هی بهمون میگفتن اونجا استاد اخلاق و انسانیت و این حرفا!
ولی کو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بعد سال اولی که درسمو گذروندم به این نتیجه رسیدم که حوزه برای اخلاق و زندگی من هیچ کاری نمیکنه!
یه استاد داریم میگه: اگر طباطبایی علامه شد چون شاگر یکی مثل سید علی آقا قاضی بود و ... ( تازه تو اون زمان که زمینه های گناه خیلی کمتر از حالا بود) اون زیاد هنر نیست! اگر شما بدون استاد درست حسابی بتونید انسان اخلاق مدار و عالم بشید هنر کردید و به نظر من زحمت شماها از اونها هم بالاتره! (چون اونها محیط زندگی شون آلوده به گناه نبود، اگر هم بود در حد صفر بود)
این خودم هستم که باید یک تنه به جون خودم و مشکلات زندگیم بیافتم! و شاید گاهی اوقات به این میرسیدم که از هیچکسی تو دور و اطرافم برای کارهام کمک نگیرم! (الآن هم تقریبا همون فکرو دارم، ولی نه به اون شدت).
ایشالا مثل صاحب اسمت فدایی ولایت بشی!
به حق اولین فدایی ولایت!
یا مــــــــ ا د ر!
(۱۶/مرداد/۹۳ ۲۳:۰۸)yektasepas نوشته است: [ -> ]
مطمئنا اگر کسی برود از یک خانواده پایین تر از خودش زن بگیره حتما بهشزن می دن


مشکل زن دهنده نیست ،زن گیرنده است.
و همونطور مشکل شوهر دهنده نیست،شوهر گیرنده است.
واضح گفتم؟Big Grin
(۱۶/مرداد/۹۳ ۱۹:۴۸)نرگس مهدوی نوشته است: [ -> ]
شاید فکر میکردن که ایمانشون از طریق ژنتیک بهمون منتقل میشه...


ژنتیک-عجب جمله معنا داریHuhDodgy
(۱۷/مرداد/۹۳ ۱:۰۰)mahpare نوشته است: [ -> ]علاوه بر کم جمعیتی ی چیز دیگه ام هست. در واقع علاوه بر کمیت جمعیت کیفیتشم مهمه.
ما در عین حال ک کنار همیم از هم دورشدیم. اینترنت ، موبایل و....

تنهایی خیلی مهمه. حق با شماست


البته به نظر من مشکل فقط اینترنت و موایل نیست
مشکل اینه که مطرح کردن سخن از ازدواج در بین خانواده حرام شده است.
حالا چه خانواده دور هم باشند چه نباشند
.
.
و در آخر هم باید از همون یار قدیمی کمک بخوایم
سید ما مولای ما
دعا کن برای ما
[تصویر: trnnmkf6cvlz9vrbhrwq.jpg]
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع