(۱۸/مرداد/۹۳ ۱۱:۳۹)Ali#59 نوشته است: [ -> ]یا عین آدم زندگیت رو کنی...
یا ازدواج کنی ( ! )
یا گناه کنی
این که سه تا راهه؟
بعد راه اول زیرمجموعه راه دومه یا سوم؟
با سلام
آقای" فدایی ولایت" حرف شما و خواسته ی شما چیز بدی نیست اصلا اتفاقا درسته ولی مشکل اینجاست که بقیه مثل شما فکر نمیکنند و برای آینده ی فرزندشون نگران هستند مخصوصا الان که ادامه تحصیل برای خانواده ها خیلی مهم هست و ازدواج توی این سن که هیچ تضمینی برای شرایط آینده نیست برای خونواده ها هضم نشده هست.اینا حرفای کلیشه ای نیست واقعیتای موجود هستش...
ولی خب کار نشد نداره...غیر ممکن نیست..
(۱۸/مرداد/۹۳ ۱۹:۳۷)Ali#59 نوشته است: [ -> ]سومی که راه نیست،
چاله ست 
به جان خودم همین امروز دگه میخواستم بهت پیام بدم که کجایی

خیلی وقت بود نبودی...
___________________________________________________
این تاپیک از مسیرش 180 زده . چیزایی که باید میگفتمو گفتم ، اگرچه کمتر کسی فهمید!
گاهی اوقات حس میکنم جایی زندگی میکنم که کسی زبونمو نمیفهمه...نمیدونم ، شاید من زبون بقیه رو نمیفهمم
ترجیح میدم دیگه حرفی نزنم...

.
.
.
و تا اطلاع ثانوی ، حرفی نزنم که زبون متفاوتی داشته باشه ، شاید اینطوری بهتر باشه
التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
(۱۷/مرداد/۹۳ ۲۳:۱۷)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]اتفاقا برعکس ، من تا حالا با نظرتون موافق بودم
مخاطب پست قبلی من به کاربرای دیگه ای برمیگیرده
خواهش میکنم کنار نکشید
خوب خدارو شکر

ولی فکر نمیکنم که هیچ کدوم از دوستان به قصد دعوا چیزی نوشته باشن... هیچکدوم ...به خصوص خانم مه پاره
نقل قول:بالاخره غیر از این دو راه که راهی نیست :
یا عین آدم زندگیت رو کنی...
یا ازدواج کنی ( ! )
یا گناه کنی
برادر من اگه میخواستیم گناه کنیم که دیگهچه نیازی به این تاپیک داشتیم ؟
نقل قول:واقعا چه کردید که صاحب همچین مقامی شدید که تلخی گناه ها این قدر زجرتون میده. التماس دعا . برای ما هم دعا کنید.
فکر میکنم که حتی تلخی کوچکترین گناه ها هم حتی برای کم ایمان ترین آدم ها زجر آور باشه. به نظرتون حتما باید به مقام خاصی رسید تا این احساس رو داشت؟

نقل قول:نمیتونیم جامعه رو عوض کنیم
بله حرفتون درست. برای جامعه ای که در حال حاضر داریم توش زندگی میکنیم کاری نمیشه کرد چون دیگه دیر شده. (این حرفم تکراری شده ولی باز مجبورم که تکرارش کنم) ولی به نظرتون حداقل نمیشه مراقب کسانی باشیم که جامعه ی فردا رو تشکیل میدن
نقل قول:...یا باید قید جامعه و عرف و خانواده هامون رو بزنیم ...
مطمئنا هیچکدوم ما این رو نمیخوایم. واقعا کار ماها نیست...
نقل قول:یه راهکار بهتون پیشنهاد میدم که سخته اما کاملا عملی؛ چی؟
این که به چشم هاتون یاد بدید که نگاه کنه اما نبینه!
با شما موافقم.
جناب فدایی ولایت نمیدونم بنده اشتباه برداشت کردم یا دوستان. فکر نمیکنم که دغدغه ی اصلی شما ازدواج باشه. درست میگم؟ من اینطور فکر کردم که شما به این خاطر بحث ازدواج رو مطرح کردین که فکر میکنید شاید بهترین راه برای فرار از گناه توی این دوره زمونه ست. اینطور نیست؟
ولی نمیدونم چرا اکثر دوستان فقط سعی میکنن به همین یه مورد بپردازن... بعضی هم یجوری حرف میزنن که انگار ما ...
نقل قول:اگر دوستان حمله نمیکنن حاضرم خیلی روشن فکرانه از قوانین متعه دفاع کنم ![[تصویر: dodgy.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/dodgy.png)
خواهرمن، کاملا متوجه نیت خوب شما هستم ولی..
به قول آقای فدایی ولایت:
نقل قول:مجـازی هستیم...اما... دلمـان مجازی نــیست.. میشکند...
حواست به تایپ کردنت باشد
کلا همه ی ما فقط به یه سری واژه ها مثل همین ازدواج بیشتر واکنش نشون میدیم. شما اگه چند صفحه ی دیگه هم تاپیکتون رو ادامه میدادید فکر کنم که فقط همون چند خط آخرش برای بقیه نور بالا میزد.
جناب فدایی ولایت، بهتون پیشنهاد میکنم که اینجا دنبال راه چاره نباشید. چون اکثر دوستان یه حرف برای گفتن دارن. دنیای مجازی جای مناسبی برای زدن این حرفا نیست. خیلی حرفا رو باید رو در رو زد نوشتن گاهی مقصود آدم رو بیان نمیکنه... تو دنیای واقعی دنبال جواب هاتون باشید. خیلی سخته میدونم ولی میبینید که راه چاره ای نیست. پیدا کردن آدمی که هم ایمان قوی داشته باشه هم بتونه به آدم توی اینجور مواقع بدون پیش داوری مشاوره بده واقعا سخته...

ولی چه میشه کرد؟
به روانشناسو مشاوره های خانواده هم نمیشه پناه برد چون حرفای نویسنده های غربی رو تحویلمون میدن نه دینمون رو.( ولی خوب شاید بشه استثنا هایی هم پیدا کرد.)
برای شما، خودم و بقیه دعا میکنم. انشاءالله همه ی مشکلات برطرف بشن.
نقل قول:جناب فدایی ولایت نمیدونم بنده اشتباه برداشت کردم یا دوستان. فکر نمیکنم که دغدغه ی اصلی شما ازدواج باشه. درست میگم؟ من اینطور فکر کردم که شما به این خاطر بحث ازدواج رو مطرح کردین که فکر میکنید شاید بهترین راه برای فرار از گناه توی این دوره زمونه ست. اینطور نیست؟
بله ، دقیقا همینطوره
______________________________________
* به زبان شیرین پارسی گفتم تا برای کسی شبهه پیش نیاد
یه چند روز ما نبودیما!!!
چه قشقرقی به پا کردین بچه ها!!
من چند تا چیز میگم که خیلی مهمه...
البته آقای فدایی ولایت، شما چون هنوز تو این شرایط گیر نکردین، تصور کنین...
1. دیدین کسانی که کنکور دارن چه جوری سال آخر درس میخونن؟
چون از این که قبول نشن واهمه دارن و میشینن پای کتاب تا درس بخونن که قبول شن...
به نظرتون سال های آخر جدایی و پایان انتظار نیست؟
حالا بچه های غزه دارن شت و پت میشن، دنیا به طرز وحشتناکی به هم ریخته و کم کم خوب و بد دنیا دارن غربال میشن...
حالا تو این شرایط درسته که همه فکر و ذکر ما گناه های شخصیمون باشه؟
آیا وقتش نیست یکم به خودمون تکون بدیم؟
لایف استایلمون رو عوض کنیم؟
بلاخره تنها کلید اینجور مشکلات، خودمونیم...
جامعه رو خود ما میسازیم...
اگه من نوعی خودم رو بسازم، کم کم جامعه درست میشه...
غصه مانتو ها و ساپورت ها نمیگم غصه کمیه، اما من فکر میکنم اگه دانا و زیرک نباشیم و نتونیم اولویت هامون رو درست رتبه بندی کنیم، به راحتی و فجیع تر از مردم عراق و غزه کشته میشیم...
همونطور که اسپانیا رو با زن و شراب از مسلمونا گرفتن، تهران هم میگیرن و همه مون رو هم -بلانسبت شماها- عین گوسفند ذبح میکنن...
شما ها دم به تله گناه نباید بدین...
یعنی این دوره و زمونه گناه تلخی نباید واسه شماها داشته باشه...
باید ترس داشته باشه...
یعنی باید پیش خودتون بگین:"اگه من الآن گناه کنم، و وقت نشه که توبه کنم، امام زمان بیاد، تو روی منم نگاه نمیکنه..."
چون پرونده ها هر جمعه میره زیر دستش...
ما در قبال جامعه اسلام مسئولیم...
اگه گناه کنیم، اسلام رو دو دستی تقدیم شیطون کردیم و فااااتحه!!!
2. از این دست تاپیک ها بسیار زده شده...
خداییش بگم، من یکم مخالفم...
چون با گفتن این جور مسائل، که من گناه میکنم با دیدن لباسهای تو خیابون، شما مجوز گناه رو واسه کس دیگری امضا کردین...
یکی اگه دو دل بوده که این کارو بکنه یا نه، ممکنه این نوشته ها رو از سوی بچه های مذهبی بخونه و به خودش اجازه بده که همون گناهی که شما مد نظرتونه رو انجام بده...
کش دادن و مطرح کردن این جور مسائل شاید زیاد جالب نباشه...
3. آی آقا پسرهایی که گناه های خاص خودتون رو میکنین!
قبول داشته باشین که خدا زن و شوهر رو - در اکثر موارد- عین هم در راه هم قرار میده...
یعنی اگه گناه میکنی، انتظار یه دختر چشم و گوش بسته نداشته باش...
خدا یه جوری میذاره تو کاسه ات که نفهمی از کجا خوردی ها!!!
اگه غیرتی میشین، از الآن خودتون رو حفظ کنین...
4. یکم تغذیه تون رو تغییر بدین...
متاسفانه سلامتی ما ایرانی ها بدجوری در معرض خطره...
من فکر میکنم اگه با جنگ مستقیم نمیریم، با جنگ نرم بر علیه سلامتی حداقل نصفمون بمیریم...
والا...
تغذیه سالم باعث میشه یکم این هورمونهایی که توی بدنتون ترشح میشه، به حد سالم تری برسه و اینقدر مشکل براتون ایجاد نکنه...
5. سرتون رو گرم کنین با هزار و یک چیزی که فقط مال مردهاست...
درس بخونین برین رشته عمران که اکثراً پسرن...
مذهبین، درس بخونین برین حوزه...
صبح تا عصر برین کلاس بدنسازی و استخر و جیت کاندو و تیراندازی و ...
اینجا که دیگه زن و مرد مختلط نیست که به گناه بیفتین...
بلاخره درمون مشکل هر کس در این زمینه ها دست خودشه و لاغیر....
6. موفق باشین...
سلام
من کاملا میتونم درکتون کنم
میدونم چی میگین
ینی تا حدی راس میگین از نظرم. اگه غیر این بود ک خدا حجاب و واجب نمیکرد میگف هیشکی نگاه نکنه هیشکی گناه هم نکنه لابد تا حدی هم تاثیر داره دیگه
ی جایی شنیدم ی پسر تو زمون پیامبر ی دختری رو تو کوچه میبینه حواسش پرت میشه دنبالش راه میفته بعد ی دفه صورتش میگیره ب ی چوبی ک از دیوار دروموه زخم میشه میره ب پیامبر میگه ایه حجاب میاد
هی نوشتم و پاک کردم دیدم حرف همونه ک اقای رائفی پور گفت: تو جامعه ای زندگی میکنیم ک همه میخان "دیده بشن"
مجرد ، متاهل، کوچیک، بزرگ خلاصه همه
ی بنده خدایی میگف جلوی مجردا لازم نیس خیلی رعایت کرد اما جلو متاهلا چرا
چون میگف مجرد اگه خوشش بیاد ازت میاد خواستگاری میکنه!!!!!!!!(خدایی استدلالو داشته باش)
بالخره هر کس ی توجیهی واسه خودش پیدا میکنه
دیگه جامعه امروز اینه نمیدونمم چیکارش باید کرد همینجوری هم داریم ب قهقرا میریم ک اخرش نمیدونم چی میخایم بشیم...
(۱۸/مرداد/۹۳ ۲۱:۱۳)نرگس مهدوی نوشته است: [ -> ]بله حرفتون درست. برای جامعه ای که در حال حاضر داریم توش زندگی میکنیم کاری نمیشه کرد چون دیگه دیر شده. (این حرفم تکراری شده ولی باز مجبورم که تکرارش کنم) ولی به نظرتون حداقل نمیشه مراقب کسانی باشیم که جامعه ی فردا رو تشکیل میدن
اما ب قول شما از ما ک گذشت ب فکر بچه ها باشیم
نمیدونم شما چقد در جریانین اما من خیلی در جریانم!!!!واسه همین میخام شما(ک پدر و مادرای اینده اید) رو هم در جریان قرار بدم!!!!
ببینین مثلا ما ک بچه بودیم هف هشت نفر بودیم همش تو کوچه بودیم و باهم بازی میکردیم(با دختر خاله پسرخاله)
اما بچهای الان و ک کسی حال نداره باهاشون بازی کنه یا میشینن یا بازی کامپیوتری یا ماهواره نتیجشم میشه ک بچه برمیگرده میگه ببین خاله اگه این یارو از اینجا بره این پسره میره دختررو میبوسه!!خب چرا بچه باید اینا رو بفهمه؟
از اون طرف چقد مادر پدرای ما رعایت میکردن اما حالا چی؟مامانا ک همش دنبال مو رنگ کردن و تتو و مانیکور و ... ی بچه ای برگش ب من گف ک ب مامان دوستش فک میکنه(کلا میگف ب خانومای بی حجاب!!!) واقعا جای تاسفه اگه بچه من بود خودمو میکشتم
طرف دخترشو با باباش میفرسته دستشویی، بچه کوچیکشو جلو پسرش شیر میده . پوشک میکنه،میگه خاله فلانی چقد جذابه و ....
ما ک اینجوری شدیم خدا بداد بچهای اینده برسه...
یاعلی...
(۲۴/مرداد/۹۳ ۱۸:۰۲)ذره بین نوشته است: [ -> ]دوستان مومن تالاری بشتابید
بیایید آنگونه چله نشین باشیم که خدای باری تعالی میخواهد...
بیایید چهل روز در کنار هم حلقه ای از نور باشیم ...
سلام
واقعا خیلی ممنون...
تو ذهنم بود اما خبری از اون مناسبت نداشتم و برای همین برای بیانش تو تالار امروز فردا میکردم! ممنون که اون تاپیکو ایجاد کردید
___________________________________________________________
بعد از یه دوران سکوت کوتاه لذت بخش ، دوباره برگشتم اما نه کاملا
حرف هم زیاد بود ، البته قبل از از زمانی که تاپیک منحرف شه. البته نمیشه اسمشو انحراف گذاشت
اما هرچی که هست ، بزودی میام تا برای یکبار هم که شده ، حرفمو کامل زده باشم
التماس دعا