نقل قول:اتفاقا حتی تشابه سطح مالی هم برای ازدواج مهمه ، یعنی همون قضیه هم کفو بودن
کاملا درسته ولی من منظورم این بود که تا وقتی ملاک هایی مهم تر از ثروت خانواده ها وجود داره، ثروت نباید به اولین اصل تبدیل بشه.
نقل قول:نمیشه کاملا احساسی تصمیم گرفت و یه نسخه برای همه و همیشه تجویز کرد
بله درسته نسخه ی بنده کلی بود...

اصلا وقتی توی این تاپیک میام ، یه حس دیگه ای پیدا میکنم . واقعا توی این تاپیک جو متفاوتی نسبت به بقیه تاپیکا ایجاد شده (این احساس منه

)
همه حس مثبت...همش حرف دل
نقل قول:حرف که از دل برآید بر دل نشیند!
فکر میکنم دلیل دلنشینی این تاپیک هم همینه ! به نظرم همه دارن حرفای دلشونو میزنن
نقل قول:واقعا آدم به یه سنی میرسه که نیاز به یک همراه داره!
ولی وای به حالت اگه اون دوران بگذره و همراه و همسر خودت رو پیدا نکنی!
(دقیقا همین معضلی هست که ما گرفتارش شدیم)
میشه گفت دیگه هیچ احساسی برای انتخاب همراه زندگیت نداری! (برای یه مدتی)
من هم همین اعتقادو دارم. یکی مثل من تا یه سنی عطش ازدواج داره
اما این روزا ، آدم 35 ساله مجرد میگه من نیازی به ازدواج ندارم . خب همچین آدمی بخواد ازدواج کنه ، معلومه ازونور آمار طلاق هم بالا میره. چون توی اون سنی که باید ازدواج میکرده ، نکرده
اعتقاد دارم یکی از اصلی ترین دلایل آمار بالای طلاق ، همین قضیه هست که بقیه هم از همین نشات میگیرن
بسم الله الرحمن الرحیمیک سوال خیلی بزرگ دارم لطفا بهش جواب بدید.
تو این تالار پسر مجرد تا دلتون بخواد داریم تو همه رنج سنی ولی چرا؟ واقعا چرا همچین تاپیکهای داغداری رو اصولا کف رنج سنی پیش میبرن؟ یا یقولی بچه های دهه هفتاد؟
نکته بعد اینکه فدای ولایت محترم و همه اقایون و خانوم هایی که از این موضوع زجر میکشید
دو راه دارید یا مطابق عرف جامعه عمل کردن و به قول خودتون سر از اخرین دربهای جهنم در اوردن
یا گوش به حرف اسلام .که باز این دو راه داره .
خونواده هایی از پسر و دختر باشن که از سنین پایین بچه هاشون رو به عقد هم در بیارن و مدت طولانی در خونه های پدری زندگی کنند.
یا اگه همچین موقعتی هم نبود
اگر دوستان حمله نمیکنن حاضرم خیلی روشن فکرانه از قوانین متعه دفاع کنم

(۱۷/مرداد/۹۳ ۱۲:۵۳)مرهـم نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیمیک سوال خیلی بزرگ دارم لطفا بهش جواب بدید.
تو این تالار پسر مجرد تا دلتون بخواد داریم تو همه رنج سنی ولی چرا؟ واقعا چرا همچین تاپیکهای داغداری رو اصولا کف رنج سنی پیش میبرن؟ یا یقولی بچه های دهه هفتاد؟
بانو!
من فک میکنم دلیلش اینه که ما بس که جنگیدیم خسته شدیم.
دیگه نا نداریم.
دلیل دیگه اینکه الان من ب شخصه نیاز به مادر بودن دارم تا همسر بودن
متوجه منظورم میشی؟
ینی سن نیاز به همراه و همسر تقریبا تو من و امثال من داره از بین میره...
اگه یخورده استقلال مالی ام داشته باشی که دیگه....تو خانم ها البته ....
(۱۷/مرداد/۹۳ ۱۲:۵۳)مرهـم نوشته است: [ -> ].
خونواده هایی از پسر و دختر باشن که از سنین پایین بچه هاشون رو به عقد هم در بیارن و مدت طولانی در خونه های پدری زندگی کنند.
یا اگه همچین موقعتی هم نبود
اگر دوستان حمله نمیکنن حاضرم خیلی روشن فکرانه از قوانین متعه دفاع کنم 
مرهم جان
شما یجوری حرف میزنی انگار فقط دونفر کنارهم باشن کافیه!حالا ب هر قیمتی! متعه شرایط داره ....
تو سنین پایین فقط نیاز عاطفی و جنسی البته در اغلب و نه همه موارد دلیل ازدواجه و بعد که این ها مرتفع میشه تازه وجه دیگه ای ای از زندگی روی خودشو نشون میده.
بسم الله الرحمن الرحیم
خانم مرهم فکر میکنم که شما هم فقط یه بخش کوچیک از حرف های ما رو خوندین.
ما ها نگفتیم که داریم از بی همسری زجر میکشیم و به همین دلیل گناه میکنیم.
نه خواهرم منظور ما این نبود.
حرف دل ما رها شدن و محکوم شدن توسط شما نسلهای قبله.
برای ما ها تازه سن ازدواج شروع شده از این نظر هیچ غصه ای نداریم.حداقل از زبون بچه های هم نسلم توی تالار میگم که با با اینکه بزرگتر هامون به جای اینکه قبل از به وجود اومدن مشکل راهنمایی مون کنن منتظر میشن تا دست از پا خطا کنیم بعد با پتک بزنن تو سرمونو بگن از دست شما بچه های این دوره زمونه…؛ خودمون حواسمون به خودمون هستش که خدای خودمون رو از خودمون راضی نگه داریم.
اگر هم داریم خیلی به این تاپیک توجه میکنیم به خاطر این بود که فکر میکردیم اینجا میتونیم از شما کمک بگیریم, ولی مثل اینکه اینجاهم باید محکوم باشیم…

(۱۷/مرداد/۹۳ ۱۴:۲۹)نرگس مهدوی نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
خانم مرهم فکر میکنم که شما هم فقط یه بخش کوچیک از حرف های ما رو خوندین.
ما ها نگفتیم که داریم از بی همسری زجر میکشیم و به همین دلیل گناه میکنیم.
نه خواهرم منظور ما این نبود. حرف دل ما رها شدن و محکوم شدن توسط شما نسلهای قبله.
برای ما ها تازه سن ازدواج شروع شده از این نظر هیچ غصه ای نداریم.حداقل از زبون بچه های هم نسلم توی تالار میگم که با با اینکه بزرگتر هامون به جای اینکه قبل از به وجود اومدن مشکل راهنمایی مون کنن منتظر میشن تا دست از پا خطا کنیم بعد با پتک بزنن تو سرمونو بگن از دست شما بچه های این دوره زمونه…؛ خودمون حواسمون به خودمون هستش که خدای خودمون رو از خودمون راضی نگه داریم.
اگر هم داریم خیلی به این تاپیک توجه میکنیم به خاطر این بود که فکر میکردیم اینجا میتونیم از شما کمک بگیریم, ولی مثل اینکه اینجاهم باید محکوم باشیم…
عزیز دلم شما هرکمکی میخوای بگو مطمین باش کسی دریغ نمیکنه.
الان دقیقا مشکل چیه؟
مثلا چ مشکلی ممکنه ب وجود بیاد ک بزرگترها باید راهنمایی کنن/
فقط ی چیزی بگم ها
ببین تازه کاره شماها داره شروع میشه
اولش آدم نگرانه رابطش با خداست
هی میگه نگاه نکنم
حجابمو رعایت کنم
مواظب باشم و....
بهد از ی مدت
البته من خودمو میگم
فک میکنه ک محیطشو تغییر بده
مثلا محیط کار
دانشگاه
بعد میبینه نه بابا مشکل از خودمه
میگه پس ازدواج کنم
اونم که....
اما من بعد از گذشت چند سال به این نتیجه رسیدم
جنگ با گناه ادامه داره حتی بعد از ازدواج
درسته ازدواج بخشی از مشکلات رو حل میکنه اما راه اصلی قوی شدنه روحته
حتی متاهل ها بیشتر درگیر این موضوع میشن
شاید درکش برای شما کمی مشکل باشه به واسطه ی کم سن بودنتون ...شاید...
پس شاید ازدواج ی ابزار کمکی و حتی گاهی موقتی برای فرار از گناه باشه اما راه اصلی تقویت ایمانه
دیگه نبینم غمگین باشی
نرگس بانو
کاری که از ما برمیاد کمک ب همدیگس اونم ازطریق حرف زدنو بحث کردن
فک نکنم مسلمونی باشه که اینم دریغ کنه انشاالله

ممنونم از لطفتون ولی من منظورم این نبود که اومدم اینجا مشکلاتم رو بیان کنم و از شما راهنمایی بگیرم. خب اینجا هیچکس کاملا دیگری رو نمیشناسه و بیان مشکلات روحی و عاطفی احتمالا خیلی سو تفاهم به وجود میاره.
همینکه در حد پست اولم و تاپیک جناب فدایی ولایت درکمون کنید کافیه.
فقط ازتون خواهش میکنم که بچه هایی که الان دارن بزرگ میشن رو دریابید...

خانم مهپاره از صحبتهای گرم و صمیمیتون ممنونم. منم با شما موافقم تنها راه تقویت ایمانه .انشاالله که موفق بشم. برای همه ی ما دعا کنید

(۱۷/مرداد/۹۳ ۱۴:۵۷)نرگس مهدوی نوشته است: [ -> ]ممنونم از لطفتون ولی من منظورم این نبود که اومدم اینجا مشکلاتم رو بیان کنم و از شما راهنمایی بگیرم. خب اینجا هیچکس کاملا دیگری رو نمیشناسه و بیان مشکلات روحی و عاطفی احتمالا خیلی سو تفاهم به وجود میاره.
همینکه در حد پست اولم و تاپیک جناب فدایی ولایت درکمون کنید کافیه.
فقط ازتون خواهش میکنم که بچه هایی که الان دارن بزرگ میشن رو دریابید..
خوب عزیز دلم خودت نوشتی :
اگر هم داریم خیلی به این تاپیک توجه میکنیم به خاطر این بود که فکر میکردیم اینجا میتونیم از شما کمک بگیریم, ولی مثل اینکه اینجاهم باید محکوم باشیم…
بالاخره من نفهمیدم ما چجوری شمارو دریابیم ؟
ما خودمون غرق در مشکلاتیم و دقیقا وسط گردباد.
میتونیم تجربه هامونو بگیم .
اگه هدف درودله ک تو این تالار فراوونه
اگه چیز دیگه لطفا واضح بیانش کن.
(۱۷/مرداد/۹۳ ۱۴:۲۹)نرگس مهدوی نوشته است: [ -> ]نه خواهرم منظور ما این نبود. حرف دل ما رها شدن و محکوم شدن توسط شما نسلهای قبله.
البته منظور ما دهه هفتادی ها از نسل قبل بیش تر دهه 40 و 50 تا دهه 60 ها.
چون بالاخره دهه 60 ها خودشان هم زخم خوردن.حالا یه خرده کمتر و بیش تر