تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حقیقت نامه // نوجوان،کبک،قاتل
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
خب ، از ظهر تا حالا نبودم ، میبینم که دوستان اینجارو هم ترکوندنو این تاپیک هم شده مثل جملات کامپیوتری بقیه تاپیکا...

اگه ناظرا قبول میکردن ، میگفتم از پست 23 به بعدو حذف کنن
اجازه نمیدم دعواهای مسخره ای که تا حالا نصف کاربرای تالارو پرونده ، توی این تاپیک هم تکرار شه . ببخشید رک گفتم / البته این کاریه که تا حالا ناظران محترم باید کنترلش میکردن
دوستان مثل اینکه زیادی کاسه ی داغ تر از آش شدمBig GrinBlush
شرمنده ام به توان n ولی قصد دعوا نداشتم Angelمن از این به بعد فقط تاپیک و دنبال میکنم.
(۱۷/مرداد/۹۳ ۲۳:۱۲)نرگس مهدوی نوشته است: [ -> ]دوستان مثل اینکه زیادی کاسه ی داغ تر از آش شدمBig GrinBlush
شرمنده ام به توان n Angelمن از این به بعد فقط تاپیک و دنبال میکنم.

اتفاقا برعکس ، من تا حالا با نظرتون موافق بودم
مخاطب پست قبلی من به کاربرای دیگه ای برمیگیرده
خواهش میکنم کنار نکشید
(۱۷/مرداد/۹۳ ۲۳:۱۷)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]اتفاقا برعکس ، من تا حالا با نظرتون موافق بودم
مخاطب پست قبلی من به کاربرای دیگه ای برمیگیرده
خواهش میکنم کنار نکشید

انجورکه معلومه مخاطبتون
منم.
مشکلی نیست بگید پستهای منو بی زحمت پاک کنن .Smile

به هرحال قصد من یکی ک دعوا نبود بلکه دردودل بود.
(۱۷/مرداد/۹۳ ۲۲:۳۲)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]خب ، از ظهر تا حالا نبودم ، میبینم که دوستان اینجارو هم ترکوندنو این تاپیک هم شده مثل جملات کامپیوتری بقیه تاپیکا...

اگه ناظرا قبول میکردن ، میگفتم از پست 23 به بعدو حذف کنن
اجازه نمیدم دعواهای مسخره ای که تا حالا نصف کاربرای تالارو پرونده ، توی این تاپیک هم تکرار شه . ببخشید رک گفتم / البته این کاریه که تا حالا ناظران محترم باید کنترلش میکردن

آقا...
آقا...
حساس نشو Wink
چرا انقدر تند
با ملایمت
(۱۷/مرداد/۹۳ ۲۳:۱۷)فدايي ولايت نوشته است: [ -> ]اتفاقا برعکس ، من تا حالا با نظرتون موافق بودم
مخاطب پست قبلی من به کاربرای دیگه ای برمیگیرده
خواهش میکنم کنار نکشید
پس خیلی هم رک نیستید که اگر بودید مستقیما می گفتید منظورتون چیهBig Grin
باز ما دو هفته نبودیم،فدایی تالار رو دست گرفت Smile


بالاخره غیر از این دو راه که راهی نیست :
یا عین آدم زندگیت رو کنی...
یا ازدواج کنی ( ! )
یا گناه کنی

مورد اول شرح و بسطش زیاده،بی خیال...مورد دومم که پول میخواد ما نداریم،داشتیم هم زنمون نمیدادن.
همون مورد سوم راحت تره!
نوجوانان گرامی،خوش باشید با بدبختیتونCool
اقای فدایی ولایت . از دیروز خواستم چیزی رو بهتون بگم که وقت نشد

واقعا چه کردید که صاحب همچین مقامی شدید که تلخی گناه ها این قدر زجرتون میده. التماس دعا . برای ما هم دعا کنید.



بچه ها میخوام داستان اشنایی دوستم با همسرش رو براتون بزارم. همینی که چند شب پیش عروسیشون بودم.


اقا پسر مسافر کشی میکرد و کار نداشت. یه بار روحانی رو سوار کرد که باهاش همکلام شد. روحانی برا مدتی ماشین نداشت.
وقتی فهمید اون پسر کار نداره گفت مدتی بیا راننده من شو.

یک بار دختر اقای روحانی هم داشت میرفت دانشگاه با پدرش سوار اون ماشین شد.

اقا پسر که دیگه فیلش یاد هندوستان کرده بود به حاج اقا گفت من هر جا میرم چون شغل ندارم بهم زن نمیدن .. اصلا این چه دنیایی حاج اقا. حاج اقا هه هم گفت کی به تو زن نمیده؟ پسر به این خوبی .. مومنی ...

همون جا پسره برگشت رک و راست تو صورت حاج اقا نگاه کرد گفت یعنی اگه من بیام خواستگاری دختر شما بهم جواب مثبت میدید؟؟

قیافه حاج اقاهه اون موقع دیدنی بود :@:@:@:@:@
کم مونده بود بزنتش...

گذشت و گذشت و جواب رد شنید...
پسره هر شب میرفت مزار شهدا گریه میکرد تا اینکه خبرش به حاج اقاهه رسید و کمی دلش نرم شد.

اون پسر همون جور با همون حالت بیکاری بالاخره شد داماد حاج اقا. الحمد لله الان همه چیز داره.

یعنی زن میخواید کمترین کارش اینه که بشینید پشت سیستم نغ بزنید...
با یاد حق

فرصت نکردم همه ی ارسال ها رو بخونم اما در حالت کلی باید بگم خیلی رک بگم
همینی که هست!!!!
بیاید به جای غر زدن های بی فایده واقع بین باشیم ...
درسته که حکومت اسلامی نباید !!! این طور باشه ... اما هست چون فرهنگش! اسلامی نیس ...

هر چند حرف های شما درسته اما خب که چی؟
چی کار باید بکنیم؟
اصلا چه کاری از دستمون بر میاد که انجام بدیم ؟؟؟
نمیتونیم جامعه رو عوض کنیم یا باید با همین بسازیم یا باید قید جامعه و عرف و خانواده هامون رو بزنیم و راه خودمون رو پیش بگیریم که کار هرکسی هم نیست!
به قول جناب محمد تراست شما گلیم خودت رو از اب بکش بیرون برات کافیه! (حداقل فعلا و توی این سن و سال)
چطور؟
فرض کنید توی یک جامعه غیر مسلمون به دنیا اومدین .. مگر اون جا مجوز گناه کردن دارین؟ .... مسلما نه ...

یه راهکار بهتون پیشنهاد میدم که سخته اما کاملا عملی؛ چی؟
این که به چشم هاتون یاد بدید که نگاه کنه اما نبینه!
من خودم چون خیلی روی اطرفم دقیق ام این کار برام خیلی سخت بود ... خیلی ... ولی یاد گرفتم ...
کار نشد نداره ...

موفق باشید
یا الله
خوب دوستان تا اینجا فقط غر زدیم و از مشکلات گفتیم.

اما من میخوام یه راهی رو پیشنهاد بدم که میتونه تحت شرایطی برای آقایون موثر باشه.

بهترین کاری که در این شرایط میشه انجام داد به دست آوردن استقلال کامل مالی هست.

اگه دستتون رفت توی جیب خودتون و ونستید زندگی یه نفر دیگه رو هم اداره کنید اونوقت میشه در مورد ازدواج حرف زد.

و گرنه باید بشینین ببینین کی پدر و مادر دلشون میخواد به فکر بیفتن بعد.


روی صحبتم با خودمم هست البته.

در ضمن این مورد در بعضی افراد و در بعضی شرایط جواب میده و در خیلی موارد هم نه.

به نظر من بعد از به دست اوردن این هدف تنها کاری که باید کرد توکل به خدا و خواستن کمک ازش هست.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع