سلام خدمت بزرگواران گرامی
از دوستان اهل فن میخوام که هر وقت اشتباهی وجود داشت یا نکته ای به ذهنشون رسید دریغ نفرمایند.
مرحله دوم:
کاری که امروز قراره انجام بدیم:
1- واژگان رو از التحقیق در میاریم.التحقیق یه کتاب عربی هست که توسط اقای مصطفوی نوشته شده.ببخشید اعراب ندارن.دوستان میتونن از اینترنت با اعرابش رو دانلود بفرمایند.لطفا عربیهاشم یه نگاه بندازید رد نشید.
قول(قل) :هو اِبراز ما فی القلب و اِنشاوه باَی کان .......>ابراز کردن انچه در درون هست به هر وسیله ای(درواقع ابرازه مهمه)
............>مثل صحبت کردن،نوشتن .....
عوذ(اعوذ):هو التجاء الی شی ء و اعتصام(چنگ زدن) به من شر مواجه..........>پناه بردن به چیزی و چنگ زدن به اون از شری که مواجه شدیم(در واقع از الف به ب پناه میبریم به خاطر شر جیم)مثل .........>دعایی که با اضطرار خوانده بشه و مثلا انسان از شر گناهانش به خدا پناه ببره.......
ربب(رب): سوق شیء الی جهة الکمال و رفع النقائص........>سوق دادن چیزی به سمت کمال و رفع نواقص(ترجمه اش اسون بود

).......>مثل باغبان.....
فلق:هو انشقاق مع حصول اِبانة بین الطرفین.و النظر فی الشق الی حصول مطلق الانشقاق فی شی ء سواء حصل تفرق ام لا..............>به معنی شکافتن همراه با اشکاری چیزی است در این صورت جدایی از وضعیت قبل و تمایل به وضعیت جدید موضوعیت داره.
اگه شکافتن موضوعیت داشته باشه حتی اگه وضعیت تغییر نکنه میگیم انشقاق
اگه شکافته بشه وضعیت تغییر کنه میشه فلق
اگه شکافتن مهم نباشه فقط تغییر وضعیت مهم باشه مثل خود صبح،میشه فجر
حالا واسه فلق مثال زیاد هست.....>مثلا من جایی هستم و صدای اذان رو میشنوم،این نشانه برای من فلق هست درواقع از وضعیت الف به ب میرم و میرم نماز بخونم .همانطور که دوستان اشاره کردن تولد فلق هست،یه شقی خورده عدم به وجود تبدیل شده،یا مرگ که بازم دوستان گفتن،یه شق زده شده و وضعیت حی به موت تبدیل شده.....
درواقع خود فلق الزاما جهت گیریش مثبت نیست،چون با رب همراه شده و رب وظیفه اش سوق به کماله میتونیم بگیم فلق هایی که خداوند در زندگی ما قرار میده درواقع نشانه هایی هست که شناختش خیلی میتونه در زندگیمون تاثیر بزاره که میشه فلق شناسی.حالا در ادامه بیشتر در موردش حرف میزنیم.
شرر(شر):هو ما یقابل الخیر، و قلنا فی الخیر: اِنه عبارة عما یختار و ینتخب و یکون و له رجحان و فضل.والشر ما فیه ضرر و سوء اثر و فساد............>در مقابل خیر هست،خیر چیزی است که بر مبنای گزاره های عقلی انتخاب شده و به عنوان گزینه برتر گزینش میشود.شر به همراهش ضرر و سوء اثر و فساد دارد.
در این ایه معنی این نیست که همه مخلوقات شر دارن پس مخلوقات از ناحیه نقصشون میتونن باعث شر بشن.
یعنی در هر انتخابی در زندگیمون یه گزینه خیر داریم.خیر نسبی هست.
مثلا میخوام برم فرودگاه و دیر شده،چند گزینه داریم
1- با ماشین برم
2-با دوچرخه برم
3-پیاده برم
4- با اتوبوس برم
خوب عقل گزینه یک رو انتخاب میکنه اما ایا به این معنیه که دوچرخه همیشه گزینه شری هست؟ خیر
اصلا بخاطر همین میگیم معیار عقلی هست چون قوه تعقل داره گزاره ها رو سبک سنگین میکنه،اینکه من ذهنم 4تا گزینه طرح کنه یا ده تا یعنی قوه تفکر خوبی دارم.
خیر بر اساس زندگی هر کسی میتونه گزینه مشابه یا متفاوت داشته باشه،در واقع یه محکمات یا قانون های کلی داریم،حالا این قانون های کلی در زندگی هر کس تبصره بخوره میشه بهترین انتخاب دربیاد.
مثلا :
برای من شیر خوبه به فلان دلیل
اما برای خواهرم شیر بده چون چربی خون داره
پس شیر بهترین انتخاب خواهرم نیست.
حالا نکته:
ما چقدر تو زندگیمون بر اساس عقلمون تصمیم میگیریم و چقدر بر اساس دوست داشتن هامون؟
خداوند در قران میگه:(216 بقره)
چه بسا یه چیزی پیش میاد که شما کراهت دارید اما براتون خیر هست و یه موقع دوست دارید ولی براتون شره.اینجا است که گزاره عقلی بوده اما ما معیارمون دوست داشتن و نداشتن خودمون مطرح بوده.
خوب دو ایه رفتیم جلو
دوستان از واژه ها تصویر سازی کنید، یعنی مثل من که مثال زدم هر کس خوب فکر کنه و برای هر واژه یه مصداق دیگه ای پیدا کنه.بعد با نظرات دوستان یه جدول درست میکنیم.
حالا کار دوم:
حالا که معنایه واژگان گسترده تر شد واسه همین دو ایه (فقط لطفا) گزاره نویسی بفرمایید.از این ایه ها چند گزاره میتونید دریافت کنید:
1-چون قل اورده پس ابراز کردن پناه بردن مهمه.
2-باید به رب فلق پناه برد.
3-خدا خودش امر کرده که پناه ببریم.
4- حتی پیامبر هم باید پناه ببره
.
.
ایه دوم:
1-خود انسان هم میتونه برای خودش شر درست کنه چون ماخلق هست.
2-با توجه به معنیه شر که از عدم خیر میاد پس این شر ها از ناحیه نواقص موجودات صادر میشه.
.
.
.
پس کار دومم اینه که هر کس برای
فقط و فقط همین دو ایه گزاره بنویسه یعنی شما ایه رو بسط میدین و جملات اخباری تولید میکنید.مخصوصا اینکه رو واژه فلق میتونید خوب مانور بدید و اینکه پیامبر یه وجهه شخصی داره و یه اجتماعی پس پناه بردن هم میتونه دو جنبه داشته باشه.ابرازش به چه صورت هست در هر شری.
مثلا اگه شیر به ما حمله کنه کسی اینطوری پناه نمیبره که واسته بگه الفرار،باید عملی فرار کنه.پس ابراز (همون قل) میتونه عملی باشه........
خوب دوستان
بسم الله.....