۱۶/آبان/۹۳, ۲۳:۴۳
سلام دوستان مهربان و مومنم ...
خوشحالم که باز هم میتونم اینجا مشکلم رو بیان کنم و از شما یاری بخوام ...
قبل از هر چیز باز هم اگه تاپیک در جای مناسبش ایجاد نشده عذر میخوام
من از بچگی متاسفانه مرتکب گناهی میشدم ... بگذریم نمیخوام زیاد بازش کنم چون خوبیت نداره تعریف کردن گناه ...
خلاصه تو این چند سال هم از نظر روحی و م جسمی خیلی متضرر شدم به خاطر گناهام ...
اما خوشبختانه مدتیه که تصمیم جدی گرفتم که ترکش کنم ... و خدا رو شکر موفق هم شدم ...
من تو زندگی م دچار مشکلاتی بودم ... بیشتر مشکلاتم ناشی از تفکراتم منفی ام بود .. که اون هم از همون گناهه ناشی میشه ...
همیشه احساس سر خوردگی و شکست میکنم ... همیشه منزوی بودم .. همیشه فکر میکردم تو کار هام شکست میخورم ...
و واقعا همین طور هم میشد ... همیشه در همه ی ابعاد در حال شکست خوردن بودم ...
تا وقتی که تصمیم گرفتم دیگه تا میتونم مرتکب عمل گناهی نشم و همچنین این احساس شکست ها و ... رو از بین ببرم ...
تا اینکه مدتی قبل دوستم مستند راز رو به من معرفی کرد ...
این مستند رو دیدم و بهش عمل کردم ...و واقعا در همون چند روز اول نتیجه ش رو دیدم ... واقعا زندگیم عوض شد .. و بیشتر اون افکار مثبتی که تو ذهنم اوردم روز های بعدش اتفاق افتاد .. واقعا چند روز احساس خوشبختی می کردم ...
به خودم گفتم در کنار این تقویت افکار مثبت .. گناهان رو هم که کنار گذاشتم خدا هم بهم کمک میکنه و دیگه نور علی نور میشه ...
همین جوری خوش بودم که این وسوسه ی لعنتی اومد سراغم ...
یه چیزی درونم من رو وسوسه میکنه ..." حس میکنم که نباید به ترفند های مستند راز عمل میکردم ... چون این نوعی شرک یا کفر محسوب میشه ... فقط باید به همون توکل به خدا و ترک گناهان بسنده میکردم و خدا خودش زندگیم رو روبراه می کرد "..
این احساس گناه هی درونم شعله ور میشه ... این احساس یا وسواس یا هر چیزی که اسمش رو میذارن .. بهم میگه که اگر بخوای با تقویت افکار مثبت و عمل کردن به توصیه های مستند راز زندگی خوبی داشته باشی .. شرک محسوب بشه و فقط باید از خدا بخوای ...
از طرفی هم لحظه ای بعد به این فکر میکنم که خب این "دریافت انرژی از هستی" هم خودش نشانه ی قدرت و تقدیر خدا و نظم و نظام جهان هستی هست که من دارم به طور مشروع ازش استفاده میکنم ... مثل انرژی خورشید که خداوند قرار داده و استفاده میکنیم بدون اینکه گناه محسوب بشه ..
این افکار ضد و نقیض که سراغم میاد خیلی دچار اضطراب و استرس میشم .. بدنم میلرزه ... زندگی رو واسم ناخوشایند میکنه ...
یه چند ساعت که سعی میکنم به این وسوسه ها اعتنایی نداشته باشم و بنا رو بذارم به اعتماد به خدا ... خیلی احساس ارامش میکنم اما چند ساعت بیشتر طول نمیکشه که افکار وسواسی به شکل دیگری سراغم میاد و اینبار کلا اعتقاداتم به خدا و ائمه رو نشونه میره ...
خیلی اذیت میشم .. نماز شب هم چند شبه که میخونم ... از خود خدا میخوام نجاتم بده از این افکار .. اما گاهی درست همون لحظه ی شیرین که به خدا و رحمتش فکر میکنم .. افکار کفر امیز به ذهنم هجوم میارن ...
کلا هر چی میخوام از این افکار رهایی پیدا کنم برای مدتی موفق میشم اما دوباره نوع تفکر عوض میشه و میاد سراغم
خیلی بده این جنگ درون ذهنم ...
یه لحظه ادم کلا از زندگی نا امید میشه ..
یه کم هم در مورد وسواس تو نت سرچ کردم و راهکارهاش رو خوندم ... امیدوارم بتونم اجراش کنم ..
میخواستم ببینم که شما دوستان حدیث یا راهکاری در این مورد دارید ؟؟
ایا اینها همون وسوسه های شیطان هست ؟؟؟
خیلی میترسم اعتقادتم ضعیف بشه ...
هر لحظه از حمله ی این افکار میترسم ...
من چند روز زندگی ششیرین و پاک رو داشتم تجربه میکردم و کلی هم برنامه ریزی واسه اینده کرده بودم ... اما این وسوسه ها حتی توان رسیدگی به کارهای روزمره رو هم از من گرفته ...
واسم دعا کنید و اگه نظری دارید در این مورد بگین ...
اجرتون هم با خود اقا صاحب الزمان (علیه السلام)
خوشحالم که باز هم میتونم اینجا مشکلم رو بیان کنم و از شما یاری بخوام ...
قبل از هر چیز باز هم اگه تاپیک در جای مناسبش ایجاد نشده عذر میخوام
من از بچگی متاسفانه مرتکب گناهی میشدم ... بگذریم نمیخوام زیاد بازش کنم چون خوبیت نداره تعریف کردن گناه ...
خلاصه تو این چند سال هم از نظر روحی و م جسمی خیلی متضرر شدم به خاطر گناهام ...
اما خوشبختانه مدتیه که تصمیم جدی گرفتم که ترکش کنم ... و خدا رو شکر موفق هم شدم ...
من تو زندگی م دچار مشکلاتی بودم ... بیشتر مشکلاتم ناشی از تفکراتم منفی ام بود .. که اون هم از همون گناهه ناشی میشه ...
همیشه احساس سر خوردگی و شکست میکنم ... همیشه منزوی بودم .. همیشه فکر میکردم تو کار هام شکست میخورم ...
و واقعا همین طور هم میشد ... همیشه در همه ی ابعاد در حال شکست خوردن بودم ...
تا وقتی که تصمیم گرفتم دیگه تا میتونم مرتکب عمل گناهی نشم و همچنین این احساس شکست ها و ... رو از بین ببرم ...
تا اینکه مدتی قبل دوستم مستند راز رو به من معرفی کرد ...
این مستند رو دیدم و بهش عمل کردم ...و واقعا در همون چند روز اول نتیجه ش رو دیدم ... واقعا زندگیم عوض شد .. و بیشتر اون افکار مثبتی که تو ذهنم اوردم روز های بعدش اتفاق افتاد .. واقعا چند روز احساس خوشبختی می کردم ...
به خودم گفتم در کنار این تقویت افکار مثبت .. گناهان رو هم که کنار گذاشتم خدا هم بهم کمک میکنه و دیگه نور علی نور میشه ...
همین جوری خوش بودم که این وسوسه ی لعنتی اومد سراغم ...
یه چیزی درونم من رو وسوسه میکنه ..." حس میکنم که نباید به ترفند های مستند راز عمل میکردم ... چون این نوعی شرک یا کفر محسوب میشه ... فقط باید به همون توکل به خدا و ترک گناهان بسنده میکردم و خدا خودش زندگیم رو روبراه می کرد "..
این احساس گناه هی درونم شعله ور میشه ... این احساس یا وسواس یا هر چیزی که اسمش رو میذارن .. بهم میگه که اگر بخوای با تقویت افکار مثبت و عمل کردن به توصیه های مستند راز زندگی خوبی داشته باشی .. شرک محسوب بشه و فقط باید از خدا بخوای ...
از طرفی هم لحظه ای بعد به این فکر میکنم که خب این "دریافت انرژی از هستی" هم خودش نشانه ی قدرت و تقدیر خدا و نظم و نظام جهان هستی هست که من دارم به طور مشروع ازش استفاده میکنم ... مثل انرژی خورشید که خداوند قرار داده و استفاده میکنیم بدون اینکه گناه محسوب بشه ..
این افکار ضد و نقیض که سراغم میاد خیلی دچار اضطراب و استرس میشم .. بدنم میلرزه ... زندگی رو واسم ناخوشایند میکنه ...
یه چند ساعت که سعی میکنم به این وسوسه ها اعتنایی نداشته باشم و بنا رو بذارم به اعتماد به خدا ... خیلی احساس ارامش میکنم اما چند ساعت بیشتر طول نمیکشه که افکار وسواسی به شکل دیگری سراغم میاد و اینبار کلا اعتقاداتم به خدا و ائمه رو نشونه میره ...
خیلی اذیت میشم .. نماز شب هم چند شبه که میخونم ... از خود خدا میخوام نجاتم بده از این افکار .. اما گاهی درست همون لحظه ی شیرین که به خدا و رحمتش فکر میکنم .. افکار کفر امیز به ذهنم هجوم میارن ...
کلا هر چی میخوام از این افکار رهایی پیدا کنم برای مدتی موفق میشم اما دوباره نوع تفکر عوض میشه و میاد سراغم
خیلی بده این جنگ درون ذهنم ...
یه لحظه ادم کلا از زندگی نا امید میشه ..
یه کم هم در مورد وسواس تو نت سرچ کردم و راهکارهاش رو خوندم ... امیدوارم بتونم اجراش کنم ..
میخواستم ببینم که شما دوستان حدیث یا راهکاری در این مورد دارید ؟؟
ایا اینها همون وسوسه های شیطان هست ؟؟؟
خیلی میترسم اعتقادتم ضعیف بشه ...
هر لحظه از حمله ی این افکار میترسم ...
من چند روز زندگی ششیرین و پاک رو داشتم تجربه میکردم و کلی هم برنامه ریزی واسه اینده کرده بودم ... اما این وسوسه ها حتی توان رسیدگی به کارهای روزمره رو هم از من گرفته ...
واسم دعا کنید و اگه نظری دارید در این مورد بگین ...
اجرتون هم با خود اقا صاحب الزمان (علیه السلام)
