سلام
اقایان و خانمها با بحث دیگری در کنار شما هستیم مثل شب های پیش در این ساعت در تالار با بحث اموزش تجوید.
منقوطه و غير منقوطه
حروف را از جهت نقطهدار بودن و يا نقطه نداشتن به منقوطه و غيرمنقوطه تقسيم ميكنند.
- حروف منقوطه را مُعجمه و حروف غير منقوطه را مُهْمَله نيز مينامند، و به حروفي كه داري يك نقطه باشند مُوَحَّده و دو نقطه را مثنّاة و سه نقطه را مُثَلَّثَه مينامند.
ميم ساكن
ميم ساكنه داراي سه حكم است:
1. ادغام با غُنّه 2. اخفاي با غُنّه 3. اظهار
- ادغام با غُنّه: هرگاه بعد از ميم ساكنه، ميم ديگري قرار گيرد چه در يك كلمه يا دو كلمه باشند. دراين صورت اولي در دومي ادغام ميشود (ادغام مثلين) و با غُنّه ادا ميگردند. مانند: لَمَّا ـ يُعَمِّرَهُ ـ اَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ (سورة زخرف، آية 37. /) عَلَيْهِمْ مُؤْصَدَةٌ
- اخفاي با غُنّه: هرگاه ميم ساكنه، قبل از حرف «باء» قرار گيرد، اخفاي با غُنّه ميگردد. گرچه اظهار آن نيز جايز است مانند: اِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ ـ وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِالله ـ قُلُوبِكُمْ بِهِ
( سورة آل عمران، آية 126.)
- اظهار: در صورتيكه بعد از ميم ساكنه به استثناي دو حرف (ميم و باء) هر يك از 26 حرف ديگر قرار گيرد، چه در يك كلمه يا دو كلمه باشند، ميم ساكنه اظهار ميشود.
- مخصوصاً وقتيكه بعد از ميم ساكنه (فاء يا واو) واقع شود و در اين دو مورد گويند اَشَدِّ اظهار است.
زيرا هر سه از حروف شَفَهي هستند، و چنانچه ميم ساكن كاملاً اظهار نشود از ادغام مصون نميماند. مانند: اَلْحَمْدُ ـ اَنْعَمْتَ ـ لَكُمْ دِينُكُمْ ـ اَمْوالٌ ـ اَمْواتٌ ـ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ
( سورةبقره، آية 15. )
ـ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالّينَ.( سورة حمد، آية 7.
نَبْر
نَبْر به معني بلند كردن صدا پس از كوتاهي و پستي آن است. از حروف الفبا، حرف «همزه» داراي اين صفت ميباشد. و از اين جهت همزه را «
مَنْبُوَره» مينامند.
زيرا بلندترين حرف يعني دورترين آنها از لحاظ جايگاه و مخرج حروف است.
- و نيز همزه از حروف مهجوره و شديده و مصمته ميباشد، زيرا مانع جريان نفس بوده و با بلندي و شدت و سنگيني ادا ميشود، و به همين خاطر آنرا اَثْقَلُ الْحُرُوف ميگويند، و اين صفت بيشتر در حال سكون عارض ميشود. و بعضي آنرا تسهيل نموده و سهل و آسان ادا مينمايند. و بهتر آن است كه در حال سكون با تحقيق ( در مورد تحقيق به واژه مربوطه مراجعه شود. ) ادا شود، مانند: يَشَاء ـ أنْبَاء ـ أنْبِئْهُم
نَبْر از صفات عارضي حروف است.
پ.ن :خیلی دیگه مهمون شما باشیم با این بحث 9 جلسه هست .پس با ما این مدت کوتاه رو هم همراه باشین
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.![[تصویر: rose.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/rose.png)
درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله
در پناه ثقلین باشید
سلام
اقایان و خانمها با بحث دیگری در کنار شما هستیم برخلاف پستهای قبل که شبها با شما همراه بودیم بخاطر فشردگی بحثها روزها هم در این ساعت در تالار با بحث اموزش تجوید با شما خواهیم بود.
نَفْخ
نَفْخ، نَفْث به معناي دميدن از دهان ميباشد.
- و از ميان حروف الفبا دو حرف (ف ـ ت) را مَنْفُوخَه و مَنْفُوثَه ميگويند، زيرا هنگام تلفظ حروف مزبور، هوا از مخارج آنها دميده شده و بيرون ميآيد
- مانند: اُفٍّ (اسم فعل است و هنگام كراهت و نفرت گفته ميشود). كَهْف (غار) ـ ثَلاث (سه) يَلْهَثْ[سورة اعراف، آية 176. ](سك زبان از دهان بيرون آورد).
نفخ و نفث از صفات عارضي حروف است.
نَقل
از شيوههاي وقف ميباشد،
- عبارت است از نقل حركت حرف آخر كلمهاي كه بر آن وقف ميكنند، (موقوفٌ عليها) بما قبل آن مانند: وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ، كه بنا به شيوه وقف حمزه و هشام، كسره راء به ماقبل منتقل ميشود و اينگونه خوانده ميگردد: بِالصَّبْر
و كلمات اَلْاَرْضُ ـ اَلْاَمْرُ ـ وَ الْاِنْسُ و نظائر آن كه بنا به شيوه وقف حمزه و ورش، الف حذف شده و حركت آنرا به ماقبل منتقل ميكنند و به اين صورت ميخوانند و وقف ميكنند: اَلَرْص ـ اَلَمْر ـ وَلِنْس.
نون ساكن
آن است كه داراي حركت نباشد، و در وسط و آخر كلمات اعم از اسم و فعل و حرف واقع ميشود مانند: مَن (هركس) ـ كُنْتَ (بودي) ـ مِنْ (از).
نون وِقَايَه
«وقايه» يعني نگه داشتن و نون وقايه حرفي است كه، نگاهدارنده فعل است كه كسره و جرّ نگيرد،
- زيرا اين دو از ويژگيها و خصوصيات اسم ميباشند، و هنگامي كه ياء متكلّم (ي) به فعل متصل شود (خَلَقَ + ي) چون آخر فعل كسره پذير نيست، ميان آنها نون مكسورهاي (نِ) اضافه ميكنند، تا فعل از قبول كسره محفوظ بماند.
- و آنرا نون وقايه مينامند. مانند تَبِعَني ـ خَلَقَني ـ فَاتَّبِعُونِي ـ لَيَحْزُنُني ـ لِمَ حَشَرْتَني[سورة طه، آيه 125. ].
- البته در بعضي موارد ياء متكلم به جهت تخفيف در رسم الخط قرآن حذف شده، و نون وقايه مكسور باقي مانده كه كسره نون بر حذف ياء متكلم دلالت ميكند. مانند: فَاسْمَعُونِ ـ فَاتَّقُونِ ـ يَشْفِينِ[سورة شعراء،آية 80.]ـ فَارْهَبُونِي ـ كَذَّبُونِي.
در اين موارد بهتر است به طريق «رَوْم» وقف شود يعني يك سوم كسرة نون وقايه تلفظ شود.
وَصل به سُكون
وَصل به سُكون آن است كه پس از وقف به اسكان، كلمهاي كه بر آن وقف شده (موقوفٌ عليها) بدون تازه كردن نفس، به كلمة بعد وصل شود مانند: اللَّهُ الصَّمَدُ، كه دال مضموم در حال وقف بايد ساكن خوانده شود.
- وصل كردن، در حالت سكون به كلمة بعدي جايز نيست، و اين را وصل به سكون ميگويند.
- رعايت آن در نماز لازم است و احتياط واجب ترك وصل به سكون است.
وارد بحث وقف میشیم
وَقْف
به معني درنگ كردن و در اصطلاح تجويد، جدا ساختن كلمه از ما بعدش ميباشد، و ضد آن وصل است. و ميان وقف و وصل، سَكته قرار دارد.
- هنگام وقف، صوت و نفس هر دو قطع ميشود. و نفس تازه ميگردد، و در وصل صوت ونفس قطع نميشود، و نفس تازه نميگردد. و قطع صدا و اِعراب (حركات) را بدون قطع نفس سكته ميگويند، كه پس از قطع صدا، مابعد آن را بدون تازه كردن نفس ميخوانند.
از آنجا كه خواندن يك سوره يا آيه بلند با يك نفس دشوار است، براي تازه كردن نفس ميتوان وقف نمود، و دوباره شروع به خواندن كرد. به شرط آنكه حسن ابتداء بعد از وقف رعايت شود.
- زيرا رعايت موارد وقف، در معناي آيات تأثير دارد. و عدم رعايت نكات مربوط به وقف در بعضي مواقع ممكن است معني آيه را تغيير دهد. لذا مبحث وقف از مهمترين موضوعات تجويد قرآن است، كلمهاي كه بر آن وقف ميشود موقوفٌ عليها (وقف شده بر آن) مينامند.
وقف به 9 طريق ممكن است صورت گيرد كه عبارتند از:
1. اسكان 2. ابدال 3. رَوْم 4. اِشمام 5. اِلحاق 6. حذف 7. اِثبات 8.اِدغام 9. نقل (هر يك از موارد وقف طبق حروف الفبا، در محل خود بيان شده است. مثلاً اسكان در قسمت الف و حذف در قسمت ح و...)
و از جهت اينكه در كجاي آيه وقف شود، با توجه به محتواي آيه و علائم وقف و غيره به دو نوع تقسيم ميشود: اختياري و اضطراري و وقف اختياري سه نوع است:
1. وقف تامّ
2. وقف كافي
3. وقف حَسَن
وقف اختياري و اضطراري مربوط به محلهايي است كه قاري در حين خواندن ممكن است بر آن، وقف كند و 9 شيوه وقف مربوط به ساختمان كلمهاي است كه روي آن وقف ميشود.
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.![[تصویر: rose.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/rose.png)
درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله
در پناه ثقلین باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
در ادامه بحث وقف
این بحث رو براتون میارم از طولانی بودنش اصلا نترسین رنگیارو تامل کنین
وقف حَسَن
آن است كه كلام از جهت معنا تمام باشد، و از جهت لفظ بستگي به آيه بعد داشته باشد.
اين گونه وقف را به سبب اينكه در معنا تغييري نميدهد، وقف حَسَن ناميدهاند، ولي وصل كردن آن بهتر و سزاوارتر است.
- و در صورتي كه قاري در آن محل وقف كند، شروع از قسمت بعد آيه نيكو نبوده، و بهتر آن است كه كلمهاي را كه روي آن وقف كرده، دوباره بخواند. مانند وقف ميان موصوف و صفت و يا معطوفٌ عليه و معطوف. حروف عطف عبارتند از: واو ـ فاء ـ ثُمَّ ـ حتّي ـ اَو ـ اَمْ ـ بَلْ ـ لكِنْ ـ لا
موصوف و صفت مانند: وقف بر اَلْحَمْدُلِلّهِ و شروع از رَبِّ الْعَالَمينَ.
معطوف عليه و معطوف مانند:, وقف بر اِيّاكَ نَعْبُدُ و شروع از وَ اِيّاكَ نَسْتَعِينُ.
البته اگر وقف حسن در انتهاي آيه باشد، در صورت وقف بر آن، اعاده و دوباره خواندن قسمتي از آيه قبل ضرورتي ندارد.
وقف كافي
آن است كه كلام از جهت لفظ، تمام و از جهت معني، ارتباط به آيه بعد داشته باشد. كه در اين صورت وقف بر آن نيكو و كافي است.
- اين نوع وقف نيز در انتها و نيز در ميان آيات يافت ميشود.
و غالباً قبل از: اِنَّ ـ سَ و سَوْفَ ـ همزه و هَلْ ـ و يا افعال مدح و ذم (نِعْمَ و بِئْسَ) واقع ميشود مانند:
رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا اِنَّكَ اَنْتَ السَّميعُ الْعَلِيمُ (سوره بقره آيه 127)
وقف غُفران
غفران يعني بخشش و آمرزش، و وقف غفران آن است كه، طبق فرموده رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ هر گاه قاري بر آن كلمه وقف كند، موجب مغفرت و آمرزش اوست وقف غفران در ده جا از قرآن آمده كه عبارتند از:
دقت کنین فقط همیناست
1. آيه 51 سوره مائده در كلمه (اَوْلِيَاء)
2. آيه 36 سوره انعام در كلمه (يَسْمَعُونَ)
3. آيه 18 سوره سجده در كلمه (يَسْتَوُنَ)
4. آيه 18 سوره سجده در كلمه (فَاسِقاً)
5. آيه 12 سوره يس در كلمه (آثَارَهُمْ)
6. آيه 30 سوره يس در كلمه (عَلَي الْعِبَادِ)
7. آيه 52 سوره يس در كلمه (مِنْ مَرْقَدِنَا)
8. آيه 61 سوره يس در كلمه (اَنِ اعْبُدُوني)
9. آيه 81 سوره يس در كلمه (اَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ)
10. آيه 19 سوره مُلك در كلمه (يَقْبِضْنَ)
وقف اَقْبَح
در قرآن مجيد در هفده مورد و به قولي نوزده محل، نبايد وقف كرد، كه وقف در آنجاها را وقف اقبح، و يا وقف كفران مينامند، و چنانچه با اعتقاد و توجه به مضمون آيه، عمداً وقف شود موجب كفران است، آنها عبارتند از:
1. آيه 10 سوره بقره: وقف بر (فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ) و شروع از فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً.
2. آيه 26 سوره بقره: وقف بر (إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي) و شروع أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها.
3. آيه 55 سوره بقره: وقف بر (وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسي لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ)و شروع از حَتَّي نَرَي اللَّهَ جَهْرَةً.
4 و 5. آيات 116 سوره بقره و 68 سوره يونس: وقف بر (وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً) و شروع از سُبْحانَهُ.
6. آيه 163 سوره بقره: وقف بر (لا إِلهَ) و شروع از إِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ.
7. آيه 181 سوره آل عمران: وقف بر (لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ) و شروع از وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ.
8. آيه 31 سوره مائده: وقف بر (فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً) و شروع از يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ.
9. آيه 64 سوره مائده: وقف بر (وَ قالَتِ الْيَهُودُ) و شروع از يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ.
10. آيه 72 سوره مائده: وقف بر (لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا) و شروع از إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ.
11. آيه 73 سوره مائده: وقف بر (لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا) و شروع از إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ.
12. آيه 84 سوره مائده: وقف بر (وَ ما لَنا) و شروع از نُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ ما جاءَنا مِنَ الْحَقِّ.
13. آيه 112 سوره مائده: وقف بر (إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ) و شروع از أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ.
14. آيه 77 سوره انعام: وقف بر (فَلَمَّا رَأَي الْقَمَرَ بازِغاً) و شروع از قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ.
15. آيه 78 سوره انعام: وقف بر (فَلَمَّا رَأَي الشَّمْسَ بازِغَةً) و شروع از قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ.
16. آيه 30 سوره توبه: وقف بر (وَ قالَتِ الْيَهُودُ) و شروع از عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ و وقف بر (وَ قالَتِ النَّصاري) و شروع از الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ.
17. آيه 43 سوره رعد: وقف بر (وَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا) و شروع از لَسْتَ مُرْسَلاً.
18. آيه 22 سوره فجر: وقف بر (وَ جاءَ رَبُّكَ) و شروع از وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا.
19. آيه 4 و 5 سوره ماعون: وقف بر (فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ) و شروع از الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ. [/b]
- موارد ذكر شده از وقف كفران يا اقبح، نشان ميدهد كه اين گونه وقف معاني آيات را عوض كرده، و به غير معناي مورد نظر تبديل ميكند.
مثلاً در حاليكه مضموم آيات نفي شرك و فرزند داشتن خداوند است. و
در مواردي مثل آيه 4 و 5 سوره ماعون، آيه خطاب به كساني است كه نسبت به نماز سهل انگار هستند، در صورتيكه اگر بر (لِلْمُصَلين) وقف شود، معنا كاملاً عوض ميگردد.
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.![[تصویر: rose.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/rose.png)
درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله
در پناه ثقلین باشید
سلام
اقایان و خانمها با بحث دیگری در کنار شما هستیم برخلاف پستهای قبل که شبها با شما همراه بودیم بخاطر فشردگی بحثها روزها هم در این ساعت در تالار با بحث اموزش تجوید با شما خواهیم بود.
وقف مُعَانَقَه يا مُراقَبَه
«مُعانَقه» به معني دست به گردن يكديگر انداختن، و «مراقبه» به معناي محافظت كردن ميباشد.
- در اصطلاح تجويد آن است كه، دو وقف كه پهلوي يكديگر قرار گيرند، چه در يك يا دو آيه و يا در دو كلمه باشند، و از جهت معنا به هم مربوط باشند، در صورتيكه در كلمه اول وقف گردد، در دوم به وصل خوانده شود.
- همچنين به عكس، و مراقبت شود كه به هر دو وقف نگردد. و در اين گونه موارد با توجه به معناي آيه، معلوم ميشود كه وقف در كداميك بهتر و مناسبتر است.
واضع اين وقف ابوالفضل عبدالرحمن بن احمد عَجلي رازي است (متولد 371 ـ متوفي 454 قمري)، كه آنرا از مراقبة در عروض گرفته است.
- و علامت اين وقف مَعَ يا مَعَاً با هم يا سه نقطه به رنگ قرمز است كه، بالاي كلمات قرآن گذاشته ميشود.
وقفهاي معانقه در قرآن فراوان است كه به دو مورد از آنها اشاره ميشود.
1. آيه دوم سوره بقره: لا رَيْبَ فِيهِ هُدي لِلْمُتَّقِينَ
2. آيه 195 سوره بقره: وَ لا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَي التَّهْلُكَةِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الُْمحْسِنِينَ.
وقف نَبي
پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در جاهاي بسياري از آيات قرآن مجيد وقف مينمودند، كه به 9 مورد مشهور آن اشاره ميشود، مواردي را كه پيامبر وقف فرمودهاند وَقْفُ النَّبِيّ ميگويند
1. آيه 148 سوره بقره: فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ
2. آيه 197 سوره بقره: وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ
3. آيه 7 سوره آل عمران: وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ
4. آيه 2 سوره يونس: أَنْ أَوْحَيْنا إِلي رَجُلٍ مِنْهُمْ أَنْ أَنْذِرِ النَّاسَ
5. آيه 52 سوره يونس: ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ
6. آيه 4 سوره نحل: خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ
7. آيه 2 سوره قدر: وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْرِ
8. آيه 4 سوره قدر: مِنْ كُلِّ اَمرٍ سَلامٌ
9. فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ اسْتَغْفِرْهُ
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.![[تصویر: rose.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/rose.png)
درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله
در پناه ثقلین باشید
سلام
اقایان و خانمها با بحث دیگری در کنار شما هستیم در این ساعت در تالار با بحث اموزش تجوید با شما خواهیم بود.
چون اخر ساله ومیدونم دوستان خسته هستن برای همین کم میزارم امروز براتون تا هم با تلاوت و تمرین خستکی از روحتون بره بیرون.
وقف مُنْزَل ( به ضم میم- )
مُنْزَل به معني فرو فرستاده شده، و وقف منزل آن است كه به مفاد آيه كه ميفرمايد:
فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ[سورة قيامه، آية 18.](هنگاميكه قرآن را خوانديم، پس خواندن آنرا پيروي كن)
حضرت جبرئيل، هنگام تلقين آيات قرآن بر پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در آنجاها وقف كرده است، و بدين سبب به وقف مُنزَل يا وقف جبرئيل معروف است و مشهورترين آنها هشت محل در قرآن ميباشد:
1. آخر آيه 120 سوره بقره: ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ.
2. آخر آيه 274 سوره بقره: وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ.
3. آخر آيه 7 سوره آل عمران: وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ.
4. ابتداي آيه 95 سوره آل عمران: قُلْ صَدَقَ اللَّهُ.
5. آخر آيه 36 سوره انعام: ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ.
6. وسط آيه 124 سوره انعام: اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ.
7. وسط آيه 187 سوره اعراف: لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ.
8. آخر آيه 51 سوره يس: وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلي رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ.
وقف تامّ
آن است كه
كلام از حيث لفظ (تركيب نحوي) و معنا كامل بوده، و بستگي به آيه بعد نداشته باشد.
اين نوع وقف، مورد قبول تمام قرّاء است، زيرا با انجام آن، كلام و سخن تمام شده و براي شنونده انتظاري باقي نميماند
وقف تام بيشتر در پايان آيهها و انتهاي قصص (داستانهاي قرآن) و كلام و پيش از ياء نداء و فعل امر ميباشد مانند: وقف بر مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ، و شروع از
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ.
البته در بين آيات نيز به اعتبار تمام شدن مطلب و كلام نيز آمده است مانند: وقف بر
لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي، و شروع كردن از دنبال آيه
وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولاً.[سورة فرقان، آيه 29. ]
معناي آيه اين است كه (هر آينه بتحقيق شيطان پس از آمدن قرآن، مرا از پيروي آن گمراه كرد، و شيطان گمراه كننده انسان است.) چنانكه ملاحظه ميشود جمله اول سخن شخص گمراه و جمله دوم بيان خداوند است.
دوستان اماده باشین که یه مسابقه هم بعد از اتمام این مباحث براتون در نطر گرفتم
جایزه هم داره
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.
درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله
در پناه ثقلین باشید
سلام
اقایان و خانمها با بحث دیگری در کنار شما هستیم در این ساعت در تالار با بحث اموزش تجوید با شما خواهیم بود.
چون اخر ساله ومیدونم دوستان خسته هستن برای همین کم میزارم امروز براتون تا هم با تلاوت و تمرین خستکی از روحتون بره بیرون.
وَقف به اِدغام
اين شيوه وقف عبارت است از آن كه حرف آخر كلمهاي را كه ميخواهند بر آن وقف كنند (موقوفٌ عليها) را از جنس حرف ماقبل نموده، و سپس درهم ادغام مينمايند مانند: سَوْءٍ ـ شَيْئٍ ـ بَرِئٌ ـ قُرُوءٍ كه بصورت سُوّْ ـ شَيّْ ـ بَرِيّْ و قُرُوّْ ميخوانند و وقف ميكنند.
- اين شيوه وقف حمزه و هشام ميباشد كه همزه را به واو و ياء بدل ميكنند.
وقف به حركت
آن است كه صدا بدون سلب حركت حرف آخر، قطع شود مانند مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ، كه اگر كلمة آخر يعني الدِّينِ با همان حركت كسره «ن» وقف شود آنرا وقف به حركت ميگويند.
- و نون مكسور در آيه فوق به هنگام وقف بايد ساكن خوانده شود.
- وقف به حركت هنگام نماز بايد رعايت شود و احتياط واجب ترك وقف به حركت است.
هاء جَوْهَري (ذاتي) حرفي است كه جزء ذات و جوهر كلمه اس، و از آن جدا ميشود مانند: اَللهُ ـ نَفْقَهُ ـ فَواكِهُ ـ يَنْتَهِ ـ تَنْتَهِ ـ اِلهُ
حركت هاء جوهري هر چه باشد، به همان صورت و بدون اشباع اداء ميشود، تنها در كلمه «هذِهِ» با وجود اينكه هاء آخر كلمه، هاء جوهري است، با اينحال به «اشباع» خوانده ميشود.[حليةالقرآن ص 105.]
دوستان اماده باشین که یه مسابقه هم بعد از اتمام این مباحث براتون در نطر گرفتم
جایزه هم داره![[تصویر: blush.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/blush.png)
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.![[تصویر: rose.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/rose.png)
درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله
[b] در پناه ثقلین باشید
سلام
اقایان و خانمها با بحث دیگری در کنار شما هستیم در این ساعت در تالار با بحث اموزش تجوید با شما خواهیم بود.
هاء سَكْت
«سَكْت» يعني
سكون. «هاء» در آخر بعضي كلمات به جهت حفظ حركت آخر آنها، متصل ميشود. اين «هاء» ضمير نميباشد و جزء مادة كلمه هم نيست. و آنرا «سَكْت» ميگويند. و در حال وقف يا وصل همواره ساكن است، و اشباع آن به علت سكون جايز نيست.
- در هفت جاي قرآن مجيد، هاء سكت وجود دارد. و براي آنكه با «هاء ضمير» اشتباه نشود، روي آن علامت سكون گذاشتهاند. آنها عبارتند از:
- لَمْ يَتَسَنَّهْ (سوره بقره ايه 259) اقْتَدِهْ (سوره انعام آيه 90) كِتابِيَهْ، حِسابِيَهْ، مالِيَهْ، سُلْطانِيَهْ (هر چهار كلمه در سوره اَلحّاقه قرار دارند)، مَاهِيَهْ (سوره قارعة آيه 10)
چنانكه مشاهده ميشود در رسم الخط قرآن روي هاء سكت علامت سكون (ـْ) گذاشته شده است.
«هاء» ضمير (اشباع) هر گاه ماقبل و مابعد «هاء» ضمير هر دو متحرك باشد، ضمّه و يا كسره آن در حال وصل، به صداي واوي و يائي خوانده ميشود، يعني هاء ضميرِ مضموم بصورت «واو» و هاء ضميرِ مكسور به صورت «ياء» خوانده ميشود، كه آنرا مكسور و مضموم با اشباع مينامند. و در اين حالت اگر ما قبل هاء ضمير، مفتوح يا مضموم باشد، هاء ضمير مضموم است، و اگر مكسور باشد هاء ضمير نيز مكسور است.
- هاء مضموم با اشباع مانند: إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ـ مالُهُ وَ وَلَدُهُ ـ وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الَّثمَراتِ كه به صورت اِنَّهُو ـ مَالُهُو ـ اَهْلَهُو تلفظ ميشوند.
- هاء مكسور با اشباع مانند: سَمْعِهِ و بَصَرِهِ غِشَاوَه كه به صورت سَمْعِهِي و بَصَرِهِي ادا ميگردند.
علامت مضموم با اشباع ضمه معكوس (،) و علامت مكسور با اشباع الف مقصوره (ـ) است كه در بعضي قرآنها زير آنها گذاشته ميشود مانند: اِنَّه ـ سَمْعِه.
- بدون اشباع ضمير هاء: در صورتيكه ماقبل يا مابعد و يا هر دو طرف هاء ضمير، ساكن باشد در حال وصل با همان حركت ضمه يا كسره خوانده ميشود، كه آنرا مضموم و مكسور بدون اشباع ميگويند. و در اين حالت اگر ماقبل هاء ضمير، مفتوح يا ساكن باشد. هاء ضمير مضموم ميشود، و چنانچه مكسور يا «ياء» ساكن باشد هاء ضمير نيز مكسور است.
- هاء مضموم بدون اشباع مانند: خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ـ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ ـ آتَيْناهُ حُكْماً ـ لَهُ الْمُلْكُ هاء مكسور بدون اشباع مانند: فِيهِ هُدي لِلْمُتَّقِينَ ـ بِهِ الَّذِينَ ـ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ ـ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ .
دوستان اماده باشین که یه مسابقه هم بعد از اتمام این مباحث براتون در نطر گرفتم
جایزه هم داره
پیشا پیش از صبر و شکیبایی شما تشکر میکنم.
درخواست از دوستان برای تمرین بیشتر مواردی رو که در تلاوت هاتون برخورد میکنید در حاشیه قران ( یک کاغذ بزارید و بنویسید ) که هم تکرار میشه هم اینکه فراموشتون نمیشه ان شالله
در پناه ثقلین باشید
سلام
دوستان دیگه خوبی بدی دیدین حلال کنید برای این بخش

من قول داده بودم تا قبل سال تموم کنم و این کار رو انجام دادم
این پست هم اخرین بحث رو تقدیم میکنم و اینکه برای شما دوستان یک مسابقه ترتیب دیدم که تا شب سال تحویل اگه دوست داشتین پاسخ ها رو بفرستین.
- البته قرعه کشی در کار نیست و به همه دوستان شرکت کننده در بحث تقدیم میشه.
دیگه بریم تو پست اخر که سخته ترک کردنش ولی تو همین سیر مباحث رو ان شالله برای شما دارم البته سر وقتش .

سوالات رو در حد تخصصی طرح کردیم تا دوستان مطالب رو با تامل بخونن ، البته دوستان همه از اهل فن هستن و این هم برای یک مطالعه دوباره برقرار کردم.
بسم الله الرحمن الرحیم
بخش اخر آخر تقدیم به شما قران اموز گرامی
هَمْس
يعني
صداي غيرآشكار و خفيف. و ده حرف از حروف الفبا داراي اين صفت هستند. كه عبارتند از:
(ت ـ ث ـ ح ـ خ ـ س ـ ش ـ ص ـ ف ـ ك ـ هـ)
هَمس
از صفات اصلي و ذاتي حروف است.
جهت سهولت در حفظ اين حروف آنها را در جمله زير جمع كردهاند:
- سَتَشْحَثُكَ خَصْفَه (خصفه كه نام زني است، در سؤال از تو اصرار خواهد كرد).
اين حروف را حروف «
مَهْمُوسَه» ميگويند، زيرا هنگام ادا آنها جوهرِ صوت ظاهر نميشود، و نفس از جريان باز نميماند. بلكه به آهستگي تلفظ ميشوند.
هَمْس ضدّ جَهْر است، و هيچگاه دو صفت ضد هم در يك حرف جمع نميشوند.
اینهم سوالات ؛ البته هرکدوم از دوستان که شرکت میکنه لطف کنه برای اینکه بدونم تو مسابقه شرکت کردن تشکر بزنن .
برای دیدن تصویر بزرگ سوالات ، روی تصویر کلیک بفرمایید.
![[تصویر: do.php?img=2523]](http://dl.p313.ir/up/do.php?img=2523)
با ارزوی بهترینا برای شما در سال جدید
mahdy30na
فردا شب هم کل مباحث رو براتون تو یک قالب زیبا تقدیم دوستان میکنم.