تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آزادی بیان در اسلام!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
مهمتر از لینک سهیل عربی برای ما رفتار رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که شما با نگاه به سیره نبوی و حتی آیات قرآن در باب رفتار با کفار می تونید چگونگی دیدگاه دین رو بدست بیارید
شیوه دین همیشه اینگونه یوده که ابتدا بشارت دهد سپس انذار و در مقابل دشمنان آشکار و لجوج برخورد سخت و خشن
با شناخت کامل سیره حضرت رسول و اساس متوجه می شویم کار عبث و یا از روی هوای نفس انجام نمی شده بلکه قطعنا با حکمتی بوده اما اینکه روایت حاضر ناقص است از این لحاظ که فقط بخشی از ماجرا را بیان کرده دل شمارو نباید سست کنه چرا بیشمار روایاتی هستند روش و سنت اسلام را نمایان می کند
پس حکما ما نمی تونیم قاطعانه بگیم چرا نبی خاتم روش نرمتری را در پیش نگرفته و حکمی ضمخت و خشن صادره کرده است این همان پیامبری است که به عیادت شخصی رفت که در کوچه ها زباله بر روی وجود مطهرش می ریخت
با شناختی که شما حاصل می کنید ایمان شما شکل می گیرد

نقل قول:اما واسه اصل قضیه توضیحی ندارم جز اینکه بگم حتما چیزی بوده که پیامبر این چند نفر رو در مقابل بخشش استثناء قرارداده

البته این ایمانی که مثال زدم متعصبانه و کورکورانه نیست چون باید به روش تحقیق حاصل شود اول اصولا کسانی که ضد دین فعالیت می کنند از همان اول به چنین مسئلی چنگ میزنن تا راه من و شما رو برای شناخت عمق مذهب سد کنن

پ.ن
علاوه برسایر بزرگواران بنده هم پرس و جو کردم و روایت اول بیشتر داستانی که در آن اغراق و غلو شده است تا حقیقت
سلام
دوستان پیشنهاد میکنم اول ازادی بیان و عقیده رو بدونید چی هست بعد به پاسخ لغت بازی و شبهه افکنی هایی که شده برسید.
با دوتا نقل تاریخ و ... رو به پاسخ دادن و دفاع نپردازید.
این موضوع رو با موضوع لااکراه فی الدین که بحث به سمت ازادی بیان و عقیده بوده که اخر به مباحث ارتداد کشیه شده رو هم مطالعه بفرمایید.
پاسخی یافت نشد بگید تا دوباره مطالب تقدیم شما گرامیان گردد.
اتفاقا بخاطر همین تناقص من دچار شبهه شدم...شاید غلو باشه ولی اصل موضوع همینه...
منم میدوم رسوال الله کار عبث انجام نمیده...ولی من دلیل میخوام...چون پیدا نکردم اینجا تاپیک زدم...
ما تا امروز فقط از خوبی های اسلام گفتیم..اگه کمی تو بعضی از موارد که ممکنه شک بر انگیز باشه جستار می کردیم و اونو برسی می کردم شاید الان وضع این نبود...

فراموش نکنید :وقتی طرف مقابل تو یک جمله شبهه مطرح می کنه،شماهم باید تو یه جمله جوابشو بدین...
نمیشه اول بیان بنیان های فکری آزادی بیان برسی و نقد کنی بعد با دین و احادیث تطابق بدی..

اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 در سازمان ملل تصویب شد :

بند 19:«آزادی بیان: هرکسی حق دارد بدون ترس و واهمه باورهای خود را به هر روشی که می‌پسندند بیان کند.»

آزادی بیان در بند ۱۹ قانون جهانی حقوق بشر، مقاله ۱۰ کنگره حقوق بشر اروپا، ماده ۱۴ کنگر حقوق بشر آمریکا و ماده ۹ بخش آفریقایی حقوق بشر ذکر شده‌است.

[/b]البته همش فریبه...بقول یه استاد حداقل ما می دونیم آزادی ندارم اونانمی دونن آزادی ندارن
(۱۷/تیر/۹۴ ۱۳:۵۲)Silence نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اول تسلیت میگم شهادت مولای متقیان امام علی (علیه السلام) به همه عزیزان
راستش من نمی دونستم سوالمو کجا باید بپرسم..سوال من درباره آزادی بیان در اسلامه،ما هرچه شنیدیدم از خوبی و مهربانی پیامبر و خاندان ایشان بوده(که صد درصد درسته)ولی چیزی از اشتباهات یا منتقدین نسبت به دین رسوال الله در صدر اسلام نشنیدیم!چون برخورد بسیار شدیدی با اونها صورت می گرفت البته این کار لازم بود اما مثلا در باره عصما آیا این شدت عمل لازم بود؟
اصل روایت:

زنـى بـه نـام عـصـمـاء دخـتـر مـروان يـهـودى ، رسول خدا را اذيت مى كرد، به اسلام عيب مى گرفت ، مردم را بر عليه آن حضرت تحريك مـى نـمـود، روزى در هـجـو آن حـضـرت شـعـرى گـفـت و آن مـوقـع رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم در بدر بود
مـردى از مسلمانان به نام عميربن عدى بعد از شنيدن شعر او گفت : خدايا عهد مى كـنـم با تو اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم را سلامت به مدينه برگردانى عـصـماء را بكشم ، چون آن حضرت از بدر برگشت ، عمير در يك شب به خانه آن زن آمد، ديد چند نفر از اطفالش دور او خوابيده اند و به يكى از آنها شير ميدهد، بچه را زا سـيـنه او كنار كشيد و آنوقت نوك شمشير را بر سينه او گذاشت و فشار داد تا از پشت او بـيرون آمد، آنگاه به مدينه برگشت و نماز صبح را با رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم خواند، حضرت پس از نماز به او گفت:
دخـتر مروان را كشتى ؟
عرض كرد: آرى پدر و مادرم فداى تو باد آيا قصاصى و انتقامى بر من است ؟ حضرت فرمود: لاينتطح فيها عنزان در اين كار حتى دو تا بز شاخ به شاخ نمى شوند، يعنى چيزى نيست كه قصاص و انتقام داشته باشد، اين كلمه اولين باز از آن حـضـرت شـنـيـده شـد آنـگـاه فـرمـود: هـرگـاه خواستيد به كسى نگاه كنيد كه خدا و رسول را در غيب يارى كرده نگاه كنيد به عميربن عدى

عـمـير چون از محضر رسول الله برگشت ديد: پسران عصماء با كمك عده اى او را دفن مى كـنـنـد، گـفتند: آيا تو او را كشته اى ؟ فرمود:
آرى هرچه مى خواهيد بكنيد، به خدايى كه روحـم در دسـت او اسـت ، اگـر همه شما آن سخن را بگوييد كه او گفته بود، به همه تان با شمشير حمله مى كنم تا بكشم يا كشته شوم(مـغـازى واقـدى ، ج 1 ص 172، بـحـار، ج 20، خـلاصـه آن را نقل كرده است)

روایت دوم:


عصما، زنی شاعره بود که در اشعارش مسلمانان را بر ضد اسلام و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تحریک می‌نمود و در ابیاتش به مسلمانان از قوم خود معترض می‌شد که چرا به کسی گرویده‌اید که نه از قوم «بنی مراد» است و نه از قوم «بنی مذحج» (درست مانند کسانی که با سوء استفاده از حسّ ناسیونالیستی به ایرانی‌ها می‌گویند چرا به پیامبر عرب گرویدید). پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جنگ بدر بود که اشعار این زن را به وی رساندند. نفرمود: که ای بابا حالا این که چیزی نیست، چند بیت شعر گفته، ما هم که الآن در حال جنگ بدر هستیم. بلکه با اشراف به نقش همین اشعار در تشدید جنگ علیه اسلام و مسلمین و ضایعات جانی و مالی آن، از مردم خواست: کسی مردم را از شرّ این زن ایمن سازد. و همین‌طور هم شد و حکم اعدام او توسط عمیر بن عدی اجرا شد. اجرای همین حکم سبب گردید افراد بسیاری از قبیله‌ی بنی‌خطمه، که از ترس او و طرفدارانش اظهار شرک می‌کردند، ایمان خود را آشکار ساختند. (السیرة نبویة، ابن هشام، ج 3، ص 637 – انساب الاشراف، ح1، ص 373)

آیا پیامبر یا صحابه ایشان نمی تونست با بحث و مناظره قانعش کنه؟اگه کرده روایتش کجاست؟

به نظر شما برخورد عمیر با این زن درست بوده؟یا این حد شدت عمل فقط درباره یک زن کار خوبی بوده؟

ممنون میشم نظرتونو بدونم خیلی برام مهمه


یا علی


حناب Silence
اول شما باید روایت عربی هم قرار میدادید تا اگر هم صحیح هم میشد فقط از یک واژه حکم ساب نبی رو متوجه میشدید.
اما برسی این کلام عمیر بن عدی
خودتون هم کوچکترین تاملی اگه میکردین متوجه نکاتی میشدید.
اول براتون حکم اهل سنت و شیعه در باره سب نبی تقدیم میکنم بعد میرسیم به خود ماجرا.
نقل قول:آراء مذاهب اهل سنت درباره سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
بنیانگذاران مذاهب چهارگانۀ اهل سنت، مالک بن انس، ابوحنیفه، احمد بن حنبل و محمد بن ادریس شافعی، کیفر قتل را برای سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پذیرفته اند؛ گرچه اختلاف آنان در مبانی و دلایل، گستره و دوایر، انواع و اشکال، جزئیات و احکام سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. پیروان آنان نیز بر قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اتفاق دارند به گونه ای که بسیاری از دانشمندان اهل سنت ادعای اجماع بر مجازات قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نموده اند. پذیرش قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جانب مذاهب چهارگانۀ اهل سنت در کتاب های آنان گزارش شده است.[لجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج5، ص368 و 370 و 372 و 373؛ قاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ص541 و 542 و 547؛ احمد بن محمد خلّال، احکام اهل الملل، ص256 و 258؛ التاج الجامع للاصول، ج3، ص40؛ ابن تیمیّه، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ص246 و 530؛ المرعشی النجفی، القصاص علی ضوء القرآن و السنه، ج1، ص321 و 330؛ جناتی، ادوار فقه و بیان کیفیت آن، ص450 و 451.] ابن تیمیه دربارۀ فتوای امامان چهارگانه مذاهب اربعه می نویسد: «دشنام دهنده به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، اگر مسلمان باشد، خلافی نیست در این که کافر شده و به قتل می رسد و همین مذهب و نظر امامان چهارگانه و غیرآن است.» [ابن تیمیّه، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ص5. ]

همه فقیهانی نیز که در آثار خویش به مسئله دشنام و ناسزاگویی به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرداخته اند، بدون استثناء از قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یاد کرده اند. بسیاری از آنان ادعای نفی خلاف کرده و تصریح بر اجماع و اتفاق فقیهان معاصر خویش نموده اند.
نقل قول:

نخستین فقیهی که علاوه بر کتاب های حدیثی در کتاب اجتهادی خویش، بدون نقل حدیث، نظر و فتوای خود را نگاشت، شیخ صدوق است. وی در کتاب «الهدایة فی الاصول و الفروع» چنین فتوا داده است: «هرکس پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خدا یا امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(علیه السلام) یا یکی از امامان(علیه السلام) را دشنام دهد و ناسزا گوید خونش از همان ساعت حلال می شود.» [شیخ صدوق، الهدایه فی الاصول و الفروع، ج1، ص265.] پس از وی سید مرتضی علم الهدی در «انتصار فی انفرادات الامامیة» آراء و فتاوای بنیانگذاران مذاهب چهارگانه اهل سنت و سایر فقیهان بزرگ سنّی مذهب در مسئله سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را آورده و نقد و بررسی نموده و سپس نوشته است: «از منفردات امامیه، قول به این است که هرکس پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را سبّ کند مسلمان باشد یا ذمی، در آن حال (در همان لحظه بی درنگ) کشته شود.»[سید مرتضی علم الهدی، الانتصار فی انفرادات الامامیه، ص480، مسئله 270.] شیخ طوسی علاوه بر تهذیب الاحکام و الاستبصار در کتاب الخلاف[شیخ طوسی، کتاب الخلاف، ج3، ص170 تا 173.] و المبسوط[شیخ طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ج7، ص270.] ضمن بحث از ارتداد و در کتاب «النهایه» جداگانه از سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بحث کرده است. وی در نهایه می نویسد: «کسی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یا یکی از امامان(علیه السلام) را سب کند، خونش هدر می گردد و بر هرکس سبّ را از او بشنود قتلش حلال است».[شیخ طوسی، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، ج1، ص730.]

اگه هم کسی به پیامبر دروغ نسبت بده هم تکلیفش معلومه

«من كذب علی متعمداً فلیتبوا مقعده من النار»
حالا برای خود سند این حرف از علمای اهل سنت مدرک میارم که نگن شیعه ....
تمام منابعی که این خبر رو نقل کردن همه از یک شخص روایت رو اوردن که طبق مبانی رجال شناسی و حدیث شناسی تکلیف مشخص میشه براش که : خبر مرگ
عصماء بنت مروان
راوی درنوشته های القضاعي در "مسند الشهاب- والخطيب در "التاريخ" وابن عساكر در "تاريخش" وابن عمر الحربي در "فوائده" همه
از طريق محمد بن الحجاج اللَّخمي
هست كه که تکلیفش رو براتون روشن میکنم
منبع متن زیر کتاب [u]لسان المیزان [/b]صفحه 52 جلد 7 شماره 6623 - محمد بن الحجاج اللخمي الواسطي أبو إبراهيم.
نزيل بغداد.
عن عبد الملك بن عمير ومجالد.
وعنه سريج بن يونس ويحيى بن أيوب العابدان، ومُحمد بن حسان السمتي وآخرون.
قال البخاري: منكر الحديث.
وقال ابن عَدِي: هو وضع حديث الهريسة.
وقال الدارقطني: كذاب.
وقال ابنُ مَعِين: كذاب خبيث. وقال مرة: ليس ثقة.
قلت: وله عن عروة بن رويم عن خالد بن معدان عن معاذ بن جبل رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: إذا قمتم إلى الصلاة فانتعلوا.
وله عن مجالد عن الشعبي عن ابن عباس رضي الله عنهما: قصة قس بن ساعدة.
وقال يحيى بن أيوب: أخبرنا محمد بن حجاج أخبرنا عبد الملك بن عمير عن ربعي عن حذيفة رضي الله عنه مرفوعا: أطعمني جبريل الهريسة لأشد بها ظهري لقيام الليل.
فهذا من وضع محمد وكان صاحب هريسة.
مات سنة إحدى وثمانين ومِئَة , انتهى. [ص:53]
وأخرج العقيلي هذا الحديث عن معاذ بن المثنى عن سعيد بن المعلى عنه، عَن عَبد الملك عن ربعي عن معاذ قلت: يا رسول الله , هل أتيت من الجنة بطعام؟ قال: نعم أتيت بالهريسة فأكلتها فزادت في قوتي قوة أربعين وفي نكاحي نكاح أربعين فكان معاذ لا يعمل طعاما إلا بدأ بالهريسة.
وقال ابن عَدِي: حدثنا موسى بن الحسن الكوفي بمصر حدثنا محمد بن سنجر الجرجاني حدثنا داود بن مهران الدباغ حدثنا محمد بن الحجاج الواسطي وكان ثقة عسرا، عَن عَبد الملك بن عمير ... فذكر حديث الهريسة.
قال ابن عَدِي: وهذا مما وضعه محمد بن الحجاج.
وقال أبُو داود: ليس بثقة.
وقال أبو أحمد الحاكم: ذاهب الحديث.
وقال الأزدي: روى عن مجالد حديث قس بن ساعدة لا أصل له موضوع.
وقال ابن طاهر: كذاب , وبحديث الهريسة يعرف.

دیگه خد بخوان حدیث مفصل
کسی که حدیث از طریق اون روایت شده این وضعیتش هست ( کذاب مفتری منکر الحدیث وضاع الحدیث ) دیگه شما نتظار داری این رو ما چطور بپذیریم؟
حالا هر شخصی خواست این رو از طریق دیگه بگه بازم میرسه به این شخص پس این حدیث علاوه بر این که افترا هست از نگاه سندی هم مشکل داره. که بیان شد.از منابع شیعه هم این شخص رد نشد بلکه از منابع اهل سنت .برای مطالعه بهتر درباره شناخت این شخص بجز لسان المیزان کتب رجال شناسی دیگر رو هم نگاه کنید
ممكنه امكانش رو نىاشته باشين
اينهم تقدیم به جويندگان حق
کتاب میزان الاعتدال جلد 3 صفحه 509 شماه 7351 - محمد بن الحجاج اللخمى الواسطي، أبو إبراهيم، نزيل بغداد.
عن عبد الملك بن عمير، ومجالد.
وعنه سريج بن يونس، ويحيى بن أيوب العابدان، ومحمد بن حسان السمتى (1) ، وآخرون.
قال البخاري: منكر الحديث.
وقال ابن عدي: هو وضع حديث الهريسة.
وقال الدارقطني: كذاب.
وقال ابن معين: كذاب خبيث.
وقال - مرة: ليس بثقة.
قلت: وله عن عروة بن رويم، عن خالد بن معدان، عن معاذ بن جبل، عن النبي صلى الله عليه وسلم، قال: إذا قمتم إلى الصلاة فانتعلوا.
وله: عن مجالد، عن الشعبي، عن ابن عباس - قصة قس بن ساعدة.
وقال يحيى بن أيوب: أخبرنا محمد بن حجاج، أخبرنا عبد الملك بن عمير، عن ربعي، عن حذيفة - مرفوعاً: أطعمني جبرائيل الهريسة لاشد بها ظهرى لقيام الليل.
فهذا من وضع محمد، وكان صاحب هريسة.
مات سنة إحدى وثمان ومائة.

و جالب اینجاس که شیخ البانی این حدیثها رو ضعیفمیدونه .

(۱۸/تیر/۹۴ ۱۲:۳۶)یاســین نوشته است: [ -> ]سلام
در تحریف این داستان همین بس که در فقه ،قصاص زن باردار و شیرده تا اتمام اون دوره باید به تاخیر بیفته.حالا اینکه بعدا چه جوری کشته شده نمیدونم...
اینها که ادم هستند حتی در حیوانات هم کشتن حیوان بادار و شیرده مکروه هست.
در ضمن کسی که عناد داره با مناظره قانع نمیشه،خود خدا به پیامبرش میگه ولشون کن.اینا چه هدایت کنی و چه نکنی فرقی به حالشون نمیکنه.

سلام
یاسین گرامی برای اجرای حد مادر باردار تا زمان وضع حمل ( و طهارت از وضع خاصی که براش پیش میاد ) زمان داده میشه ، بعد اجرای حدود انجام میشه.
برای زن شیر ده : تا زمانی که باید به بچه شیر بده زمان میدن مگر اینکه بتونن برای یچه دایه پیدا کنن که به بچه شیر بده.
امیدوارم مطالب مفیده فایده بوده باشه.
ممنون از شما دوست عزیز بابت پیگیرتون..
کل بحث شما دو چیز بود
1-کسی که افترا به پیامبر و ائمه بزنه خونش حلاله...
2-جعلی بودن این احادیث
ببین دوست عزیز من حالا ظاهرا هم که شده شیعه هستم و مذهب رسمی من تشیعه...کاری به اهل سنت ندارم..اگه اون منابع برای من سند بود که الان سنی بودم....
(۱۸/تیر/۹۴ ۱۴:۱۸)mahdy30na نوشته است: [ -> ]آراء مذاهب اهل سنت درباره سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
بنیانگذاران مذاهب چهارگانۀ اهل سنت، مالک بن انس، ابوحنیفه، احمد بن حنبل و محمد بن ادریس شافعی، کیفر قتل را برای سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پذیرفته اند؛ گرچه اختلاف آنان در مبانی و دلایل، گستره و دوایر، انواع و اشکال، جزئیات و احکام سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. پیروان آنان نیز بر قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اتفاق دارند به گونه ای که بسیاری از دانشمندان اهل سنت ادعای اجماع بر مجازات قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نموده اند. پذیرش قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جانب مذاهب چهارگانۀ اهل سنت در کتاب های آنان گزارش شده است.[لجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج5، ص368 و 370 و 372 و 373؛ قاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ص541 و 542 و 547؛ احمد بن محمد خلّال، احکام اهل الملل، ص256 و 258؛ التاج الجامع للاصول، ج3، ص40؛ ابن تیمیّه، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ص246 و 530؛ المرعشی النجفی، القصاص علی ضوء القرآن و السنه، ج1، ص321 و 330؛ جناتی، ادوار فقه و بیان کیفیت آن، ص450 و 451.] ابن تیمیه دربارۀ فتوای امامان چهارگانه مذاهب اربعه می نویسد: «دشنام دهنده به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، اگر مسلمان باشد، خلافی نیست در این که کافر شده و به قتل می رسد و همین مذهب و نظر امامان چهارگانه و غیرآن است.» [ابن تیمیّه، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ص5. ]

همه فقیهانی نیز که در آثار خویش به مسئله دشنام و ناسزاگویی به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرداخته اند، بدون استثناء از قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یاد کرده اند. بسیاری از آنان ادعای نفی خلاف کرده و تصریح بر اجماع و اتفاق فقیهان معاصر خویش نموده اند.
خب این زن اصلا مسلمان نبوده که...
بخدا من سنی نیستمSad

خب من این زن رو برای مثال آوردم خیلی های دیگه هم بودن

http://www.hawzah.net/fa/Article/View/78253

در هر صورت ممنون ایکاش بیشتر با تشیع برسی می کردید تا اهل سنت..
جناب سایلنس،
اول بگم ک کاملا بهتون حق میدم ک این سوال ها رو میپرسید،
واقعا توی ذهنم تحسینتون می کنم ک این سوالها براتون پیش اومده و دنبالش میگردید
آفرین Blush


توی پست قبل، منبع روایتی ک آوردین رو گفتم ناموثقه،
الان رسیدم ب اینکه کلا این روایتی ک گفتی رو هیچ منبع شیعه ای ذکر نکرده و فقط منابع اهل سنت اون رو گفتن
پس کمی جای تامل داره نسبت ب نتیجه گیری تون

اگه اگه اگه اگه ماجرای کشتن این دختر یهودی صحت هم داشته باشه،
ب علت راه انداختن جنگ بین مسلمین و باعث کشته شدن خیلی از مسلمان ها و فساد فی الارض، حکم اعدام براش لازم بوده (حکم اعدام برای جرائم سنگین امنیتی)
ربطی هم ب اسلام و یهود و مسیح نداره! هر عقل سلیمی این حکم رو میده Smile

موضوع خوبی رو عنوان کردین ها، اما بر مبنای یک سری دانش اولیه اشتباه!(همون روایت های اشتباه)
سوال : عصماء روایت اولتون با عصماء روایت دومتون، یک نفر هستن ؟

درباره قوانین حقوق بشر هم ک آوردین؛ خدا رو شکر خودتون هم قبول دارید ک اینها ابزار هستن و درست نیستن
نقل قول:هرکسی حق دارد بدون ترس و واهمه باورهای خود را به هر روشی که می‌پسندند بیان کند


من شیطان پرست هستم و میخوام عقایدم رو توی ایران منتشر کنم، مجوز کاباره من رو بدید میخوام از اینجا شروع کنمCool
من مخالف مرام و مسلک شما هستم، میخوام بیام دور تا دور خونه تون رو آتش بزنم، بگم اون خدایی ک باورش دارید، بگید بیاد شما رو از توی آتش بکشه بیرون Cool

ب نظرتون منطقیه ؟؟Blush
مگه مملکت صحن علنی مجلسه ؟!
آزاداندیشی و آزاد بودن رو با بی حد و حدود بودن و بی چارچوپ زندگی کردن یکی نکنید!
(۱۸/تیر/۹۴ ۱۶:۰۸)السا نوشته است: [ -> ]من شیطان پرست هستم و میخوام عقایدم رو توی ایران منتشر کنم، مجوز کاباره من رو بدید میخوام از اینجا شروع کنمCool
من مخالف مرام و مسلک شما هستم، میخوام بیام دور تا دور خونه تون رو آتش بزنم، بگم اون خدایی ک باورش دارید، بگید بیاد شما رو از توی آتش بکشه بیرون Cool

ب نظرتون منطقیه ؟؟Blush
مگه مملکت صحن علنی مجلسه ؟!
آزاداندیشی و آزاد بودن رو با بی حد و حدود بودن و بی چارچوپ زندگی کردن یکی نکنید!
قبل از این که بیانیه حقوق بشر رو زیر سوال ببرید اول یک دور بخونیدش خب Smile
بند 29 صحبت های شما رو نقض میکنه.

نقل قول:در تحقق آزادی و حقوق فردی، هر کس می‌بایست تنها زیر محدودیت‌هایی قرار گیرد که به واسطهٔ قانون فقط به قصد امنیت در جهت بازشناسی و مراعات حقوق و آزادی‌های دیگران وضع شده است تا اینکه پیش شرط‌های عادلانهٔ اخلاقی، نظم عمومی و رفاه همگانی در یک جامعه مردمسالار تأمین گردد.
سلام
(۱۸/تیر/۹۴ ۱۵:۲۴)Silence نوشته است: [ -> ]ممنون از شما دوست عزیز بابت پیگیرتون..
کل بحث شما دو چیز بود
1-کسی که افترا به پیامبر و ائمه بزنه خونش حلاله...
2-جعلی بودن این احادیث
ببین دوست عزیز من حالا ظاهرا هم که شده شیعه هستم و مذهب رسمی من تشیعه...کاری به اهل سنت ندارم..اگه اون منابع برای من سند بود که الان سنی بودم....
خب این زن اصلا مسلمان نبوده که...
بخدا من سنی نیستمSad

خب من این زن رو برای مثال آوردم خیلی های دیگه هم بودن

http://www.hawzah.net/fa/Article/View/78253

در هر صورت ممنون ایکاش بیشتر با تشیع برسی می کردید تا اهل سنت..

اخوی ببین اینکه میگین از منابع شیعه و کلا از در شیعه وارد بشم یا نشم مهم اینه که این کتابهایی که چنین مطالبی رو اوردن همه اهل سنت هستن اگه شیعه هم اوره باید دید که ایا نقل کرده و رد اون رو ارده یا اینکه موضوع چیه . بعدش وقتی حدیثی که با سیره نبی مکرم و مهمتر قران کریم که بنیان اساسی این دین اسمانی هست میسنجیم میبینیم همخونی نداره باید زد به دیوار.
شما مذهب و ایدوئلوزیتون هر چی هست من کار ندارم ، سوال و مطلبی بیان شد بنده پاسخ دادم طبق مبانی مطلب..
حالا شما میخوای مطالب اهل سنت رو بپیذیری یا نه دیگه با وخودتونه . اما چون این کلام رو شما از کتابی مثل مـغـازى واقـدى و السیرة نبویة، ابن هشام،و انساب الاشراف البلازری نقل کردی بنده بحث رو به همون شکل وارد شدم.
کسی که افترا بزنه جاش جهنم هست . این طبق نص صریح روایت هست.
کسی هم که سب نبی کنه تکلیفش مشخصه.
بحث سب نبی رو هم از شیعه و سنی نقل کردم براتون باب اجتهادیش رو .

جناب سایلنس گرامی همکار دنبال پاسخ ،
فرق است بین ازادی بیان و ازادی عقیده برای همین گفتم یه سر به بحث لا اکراه بزنین چون این موضوع رو اونجا مطرح و بحث کردیم .
این لینکی هم که ارسال کردید مباحث مختلف از جمله استهزا ، ارتداد و ... رو مطرح میکنه ، پیشنهاد میکنم مورد سوال خودتون رو صریح تر بیان کنید چون همه این موارد رو میشه با یک جمله پاسخ داد اما بهتره موردی که میخاین رو بگین تا پاسخ دقیق و پاخی درست به پرسشتون باشه.
بعدشم شما دقت کن که شمای به ظاهر شیعه ( به گفته خودتون ) _ برای مثال میگم _ وقتی شیعه شدید یعنی پذیرفتید مبانی اون رو پس نه اینکه احباری باشه بکله برای خروج و یا تمسخر و یا اینکه بخواین دین مورد پذیرش رو رد کنین باید مطالبی محکمتر از چیزی که پذیرفتید ارایه کنید در غیر این صورت .... .
طبق ایه قران کریم هیچ اجباری در پذیرش نیست . اما وقتی پذیرفتی مقل این هست که سندی رو امضا کردی و برای منحل کردن و بی اعتباری اون باید مستنداتی محکم ارایه بدین.
این بحث اخر برای این مطح کردم که اگه دوستان خواستن دوباره به اون موضوع برگردین بدونن تکرار مکررات هست.
اگه دوستان میل داشتن این پست رو دوباره بخونن
نقل قول:
(۱۳/مرداد/۹۳ ۱۲:۵۷)mahdy30na نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم

سلام
جناب namekarbary شما با گفتن این جمله خواستین بگین که اسلام تعقل سلیم رو نمیپذیره؟Huh
«أَ فَلا تَعْقِلُون» - «أَ فَلا تَتَفَکَّرُون» - «أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن» اینها رو شما یا در قران ندیدی یا اصلا به گوش مبارک نشنیده اید. پس نگید که اسلام با تعقل و تفکر مخالف هستش.
ایا مسیحیت و یهودیت و ادیان دیگر که مذهب خودشون رو به سخره گرفتن و با نهایت وقاحت به بازی میگرند ایا این تعقل هستش؟
نقد دین و بیان تعارض اون زمانی مطرح میشه که طرف اهل اون کار باشه ، نه اینکه از روی عجز و عدم ظرفیت فکری خودش دست به رد ارا و عقاید اون بزنه .
عدم ازادی عقیده رو میتونین در تفتیش عقاید مسیحیت مشاهده کنید و ازادی عقیده رو هم در این تفکرات امانیستی و ....
شما وقتی چیزی رو قبول میکنید یعنی تمام بندهای اون عهد نامه رو میپدیرید وگرنه معنا نمیده که با عدم قبول چند بند ز اون ، اون رو قبول کنید.
مثلا وقتی شما وارد بر دینی و ایینی نشدید ، بر تفکر و عقیده شخصی خودتون هستین و کسی با شما کاری نداره ، اما وقتی وارد اون شدید دیگه متعه به اون هستید.
مثال ساده اون ازدواج هست ، وقتی مجرد هستین هر کاری میتونین انجام بدید و همسری ندارید که به او پاسخگو باشید ، اما بعد از خواند خطبه عقد ماهل محسوب شده و مکلف به ادای برخی تعهدات هستین از جمله نفقه. حالا شما میتونین بگین چون قبلا هم من به کسی نفقه نمیدادم به همسر هم نمیدم .چون بر عقیده خودم این کار بی هوده هست و هر کسی باید هزینه خودش رو خودش بدست یاره؟
اگه در نوع بیان عقیده شما نظرتون چیز دیگه هست باید بگم که اسلام برخلاف ادیان تحریف شده برای تمام موارد پاسخ هایی روشن و واضح داره که متاسفانه معترضین به اون بجای گوش دادن به اون بیشتر مباحث بی ارتباط رو مطرح میکنن.
اینهم بگم اسلام و قران تقلید کور کورانه هم مورد توبیخ قرار میده.
بحث ارتداد هم مختص به اسلام نیست همکار گرامی .
نمونه هایی داریم که در مسیحیت و ایین حضرت موسی هم بحث ارتداد مطرح شده :
پیشنهاد میکنم این متن کوتاه رو هم بخونین ( بخاطر مطول نشدن ادرس دادم)
اختمالا پاسخ واضح باشد.
فرق بین آزادی فکر و آزادی عقیده
تفکر، استعداد و نیروی است در انسان که باید در او پرورش یابد و بدیهی است که بدون آزادی امکان رشد آن وجود ندارد. به عبارت دیگر؛ انسان استعدادهایی برتر و بالاتر از استعدادهای حیوانی دارد. این استعدادها یا از مقوله عواطف و گرایش ها و تمایلات عالی انسانی است و یا از مقوله ادراک ها و دریافت ها و اندیشه ها و همین استعدادهای برتر منشأ آزادی های متعالی او می شوند. به عبارت دیگر؛ آزادی فکر تحت آزادی مقدس انسانی قرار می گیرد و ناشی از همان استعداد ذاتی بشر است که می تواند در مسائل بیندیشد. به هرحال این استعداد بشری باید آزاد باشد؛ زیرا مهم ترین قسمتی از انسان که لازم است پرورش پیدا بکند تفکر است و قهراً این پرورش نیازمند به آزادی یعنی نبودن سدّ و مانع در جلوی تفکر است.[۱]

اما عقیده که در اصل لغت اعتقاد است از ماده عقد و انعقاد و… به معنای بستن و منعقد شدن است.[۲] دل بستن و اعتقاد انسان به چیزی، دو گونه است: گاهی ناشی از تفکر صحیح و آزاد است و در مواردی ریشه در عادت ها، تقلیدها و تعصب های نادرست دارد؛ عقیده به این معنا نه تنها راه گشا نیست بلکه به عکس، نوعی انعقاد و بسته شدن اندیشه به حساب می آید و زیان بارترین اثرات را برای فرد و جامعه به دنبال دارد.[۳] پس، بین فکر و عقیده یک نوع فرق طولی است نه عرضی؛ زیرا عقیده گاهی از فکر سرچشمه می گیرد آن جا که عقیده با دلیل و منطق صحیح به وجود آمده باشد و گاهی به سبب تعصب و عادت باطل است. بدیهی است که اسلام عقیده ای را که ریشه در احساسات، تقلید کور، عادات و تعصبات جاهلی دارد، نمی پذیرد.
[۱] . مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، با اندکی تصرف، ص۷ و ۸، انتشارات صدرا، چاپ شانزدهم، ۱۳۷۸ شمسی. [۲] . لسان العرب، ج۳، ماده عقد.
[۳] . پیرامون انقلاب اسلامی، ص۸٫

همینطور این پست

لا إکراهَ فِی الدّین
مطالعه مجدد بفرمایید.

اما همکار مکرم السا
(۱۸/تیر/۹۴ ۱۶:۰۸)السا نوشته است: [ -> ]جناب سایلنس،
اول بگم ک کاملا بهتون حق میدم ک این سوال ها رو میپرسید،
واقعا توی ذهنم تحسینتون می کنم ک این سوالها براتون پیش اومده و دنبالش میگردید
آفرین Blush


توی پست قبل، منبع روایتی ک آوردین رو گفتم ناموثقه،
الان رسیدم ب اینکه کلا این روایتی ک گفتی رو هیچ منبع شیعه ای ذکر نکرده و فقط منابع اهل سنت اون رو گفتن
پس کمی جای تامل داره نسبت ب نتیجه گیری تون

اگه اگه اگه اگه ماجرای کشتن این دختر یهودی صحت هم داشته باشه،
ب علت راه انداختن جنگ بین مسلمین و باعث کشته شدن خیلی از مسلمان ها و فساد فی الارض، حکم اعدام براش لازم بوده (حکم اعدام برای جرائم سنگین امنیتی)
ربطی هم ب اسلام و یهود و مسیح نداره! هر عقل سلیمی این حکم رو میده Smile

موضوع خوبی رو عنوان کردین ها، اما بر مبنای یک سری دانش اولیه اشتباه!(همون روایت های اشتباه)
سوال : عصماء روایت اولتون با عصماء روایت دومتون، یک نفر هستن ؟

درباره قوانین حقوق بشر هم ک آوردین؛ خدا رو شکر خودتون هم قبول دارید ک اینها ابزار هستن و درست نیستن


من شیطان پرست هستم و میخوام عقایدم رو توی ایران منتشر کنم، مجوز کاباره من رو بدید میخوام از اینجا شروع کنمCool
من مخالف مرام و مسلک شما هستم، میخوام بیام دور تا دور خونه تون رو آتش بزنم، بگم اون خدایی ک باورش دارید، بگید بیاد شما رو از توی آتش بکشه بیرون Cool

ب نظرتون منطقیه ؟؟Blush
مگه مملکت صحن علنی مجلسه ؟!
آزاداندیشی و آزاد بودن رو با بی حد و حدود بودن و بی چارچوپ زندگی کردن یکی نکنید!

وقتی روایت کلا باطل هست دیگه نتیجه هم باطله خواهر گرام و نمیشه لوفرض براش در نظر گرفت واگر هم بگیری لوفورض های دیگه مظرح میشه.
که کلا ان قلت میارن برای همه مطالب و بحث از رشته خودش خارج میشه و اونها هم همین رو میخوان.

خواهر مكرم چرا شیطان پرست؟ اصلا شما ببین این همه بهای که وجود داره و کلی هم براشون دارن درباره اینکه حقوقشون تو ایران رعایت نمیشه و ... رو تو بوق کردن و گوش عالم رو دارن کر میکنن تو یک کشور (اسرائیل)حق نشر و تبلیغ ندارن و نمیتونه کاری کنه ایا اینجا حقش ضایع نشده؟
  • اما ازدی بیان
از نظر استاد شهید مطهری
  • هم، اراده و آزادی بشر تا آن جا محترم است که با استعدادهای عالی و مقدسی که در نهاد بشر گذاشته شده است، هماهنگ باشد و او را در مسیر ترقی و تعالی بکشاند، اما آنجا که این آزادی، بشر را بسوی فنا و نیستی سوق می دهد و استعدادهای نهایی او را هدر می‌دهد، دیگر احترامی ندارد [مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، بی تا، ص۳۴] و ملاک شرافت و احترام آزادی انسان این است که در مسیر انسانیت باشد. انسان را در مسیر انسانیت باید آزاد گذاشت نه انسان را در مسیر هرچه خودش انتخاب کرده و لو بر ضد انسانیت باشد. [شنایی با قرآن، بی جا، صدرا، ۱۳۶۸، ج۳، ص۲۲]
به بیان دیگر، از نظر اسلام همه در بیان عقیده خود آزادند، مگر اینکه این عقیده با مصالح انسان تضاد داشده باشد و منظور از مصالح هم اعم از مصالح مادی و معنوی و دنیوی و اخروی است. [مصباح یزدی، محمدتقی، آزادی (ناگفته ها و نکته ها)، بی جا، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۱، ص۶۵-۶۳.]

آزادی بیان از دیدگاه امام خمینی
  • حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) نیز در برخی از بیانات خود به همین قلمرو و محدوده برای آزادی بیان اشاره کرده‌اند:
«قلمی آزاد است که توطئه ‌گر نباشد، قلمی آزاد است، روزنامه‌ ای آزاد است که نخواهد این ملت را به عقب و تباهی بکشد. این قلم‌ها همان سرنیزه‌ سابق است که می‌خواهند ملت را به تباهی بکشند، البته ملت تحمل نمی‌کند... قلم‌ های فاسد نباید آزاد باشد. الان هم فاسدهایشان خیلی ها یشان آزادند، من جمله همین قلم هایی که می گویند چرا آزاد نمی‌گذارید.» [۱۴صحیفه امام (مجموعه اثار)، موسسه نشر آثار امام، ۱۳۷۸، ج۱۰، ص۳۵۰]
(۱۸/تیر/۹۴ ۱۶:۰۸)السا نوشته است: [ -> ]جناب سایلنس،
اول بگم ک کاملا بهتون حق میدم ک این سوال ها رو میپرسید،
واقعا توی ذهنم تحسینتون می کنم ک این سوالها براتون پیش اومده و دنبالش میگردید
آفرین Blush


توی پست قبل، منبع روایتی ک آوردین رو گفتم ناموثقه،
الان رسیدم ب اینکه کلا این روایتی ک گفتی رو هیچ منبع شیعه ای ذکر نکرده و فقط منابع اهل سنت اون رو گفتن
پس کمی جای تامل داره نسبت ب نتیجه گیری تون

اگه اگه اگه اگه ماجرای کشتن این دختر یهودی صحت هم داشته باشه،
ب علت راه انداختن جنگ بین مسلمین و باعث کشته شدن خیلی از مسلمان ها و فساد فی الارض، حکم اعدام براش لازم بوده (حکم اعدام برای جرائم سنگین امنیتی)
ربطی هم ب اسلام و یهود و مسیح نداره! هر عقل سلیمی این حکم رو میده Smile

موضوع خوبی رو عنوان کردین ها، اما بر مبنای یک سری دانش اولیه اشتباه!(همون روایت های اشتباه)
سوال : عصماء روایت اولتون با عصماء روایت دومتون، یک نفر هستن ؟

درباره قوانین حقوق بشر هم ک آوردین؛ خدا رو شکر خودتون هم قبول دارید ک اینها ابزار هستن و درست نیستن


من شیطان پرست هستم و میخوام عقایدم رو توی ایران منتشر کنم، مجوز کاباره من رو بدید میخوام از اینجا شروع کنمCool
من مخالف مرام و مسلک شما هستم، میخوام بیام دور تا دور خونه تون رو آتش بزنم، بگم اون خدایی ک باورش دارید، بگید بیاد شما رو از توی آتش بکشه بیرون Cool

ب نظرتون منطقیه ؟؟Blush
مگه مملکت صحن علنی مجلسه ؟!
آزاداندیشی و آزاد بودن رو با بی حد و حدود بودن و بی چارچوپ زندگی کردن یکی نکنید!
ممنون
ببینید من این روایت برای مثال اوردم فقط اینا نبوده...

شما میگید این روایت تماما جعلیه و یا عصما به این دلیل کشته نشده؟
بر چه اساسی میگید جنگ خونریزی راه انداخته؟
به هر حال باید دلیلی وجود داشته باشه ما قبول کنیم دین حق داشته یک زن شاعر حتی استهزا کننده رو بکشه و یا مرگشو تایید کنه...مگه اسلام دین رحمت و مغفرت نیست ؟

------
بله هیچ کس با آزادی بی قید شرط موافق نیست..ولی همون طور که علی آقا گفتن شما اعلامیه حقوق بشر نخوندین
ما آزادی بی قید شرط تایید نمی کنیم ولی رفتار دین (اگه درست باشه)هم جالب نیست...


ماده ۲۹
بند۱)
هرکس در قبال جامعه‌ای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصیت وی ممکن باشد وظیفه‌ای دارد.
بند۲) برای اجرای این حقوق، هرکس فقط باید در برابر محدودیت‌هایی قرار گیرد که توسط قانون صرفاً به هدف تامین شناسایی و احترام به حقوق و آزادی‌های دیگران و برآوردن مقتضیات منصفانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی دریک جامعه دمکراتیک تعیین می‌شود.
بند۳)[/b] این حقوق و آزادی‌ها در هیچ موردی نباید خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد.
(۱۸/تیر/۹۴ ۱۶:۵۲)Silence نوشته است: [ -> ]ممنون
ببینید من این روایت برای مثال اوردم فقط اینا نبوده...

شما میگید این روایت تماما جعلیه و یا عصما به این دلیل کشته نشده؟
بر چه اساسی میگید جنگ خونریزی راه انداخته؟
به هر حال باید دلیلی وجود داشته باشه ما قبول کنیم دین حق داشته یک زن شاعر حتی استهزا کننده رو بکشه و یا مرگشو تایید کنه...مگه اسلام دین رحمت و مغفرت نیست ؟

------
بله هیچ کس با آزادی بی قید شرط موافق نیست..ولی همون طور که علی آقا گفتن شما اعلامیه حقوق بشر نخوندین
ما آزادی بی قید شرط تایید نمی کنیم ولی رفتار دین (اگه درست باشه)هم جالب نیست...


ماده ۲۹
بند۱)
هرکس در قبال جامعه‌ای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصیت وی ممکن باشد وظیفه‌ای دارد.
بند۲) برای اجرای این حقوق، هرکس فقط باید در برابر محدودیت‌هایی قرار گیرد که توسط قانون صرفاً به هدف تامین شناسایی و احترام به حقوق و آزادی‌های دیگران و برآوردن مقتضیات منصفانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی دریک جامعه دمکراتیک تعیین می‌شود.
بند۳)[/b] این حقوق و آزادی‌ها در هیچ موردی نباید خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد.

روایت جعلیه . روایتی هم که جعلی باشه دیگه کاربرد نداره. شما یک داستان از زندگیتون رو برای یکی تعریف میکنی ولی کلش رو روی ارزوهاتون ایا درست هست که بگیم اخی جناب سایلنت چقدر رویایی زندگی کرده؟ درحالی که اصلا چنین نبوده.( مثال بودا ناراحت نشید)

بحث رو بنده براتون ثابت کردم پس دیگه شقوق دیگه رو باید منحل شده در نظر بگیرید.
یا الان روز هست یا شب ، اگه شب باشه دیگه دلیل نداره بگیم روز .
برای ازادی بیان و قوانین بین الملی کافیه رفتارهای چندگانه متون قانونی رو کمی با تامل نگاه کنین.
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع