(۱۷/تیر/۹۴ ۱۳:۵۲)Silence نوشته است: [ -> ] بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اول تسلیت میگم شهادت مولای متقیان امام علی (علیه السلام) به همه عزیزان
راستش من نمی دونستم سوالمو کجا باید بپرسم..سوال من درباره آزادی بیان در اسلامه،ما هرچه شنیدیدم از خوبی و مهربانی پیامبر و خاندان ایشان بوده(که صد درصد درسته)ولی چیزی از اشتباهات یا منتقدین نسبت به دین رسوال الله در صدر اسلام نشنیدیم!چون برخورد بسیار شدیدی با اونها صورت می گرفت البته این کار لازم بود اما مثلا در باره عصما آیا این شدت عمل لازم بود؟
اصل روایت:
زنـى بـه نـام عـصـمـاء دخـتـر مـروان يـهـودى ، رسول خدا را اذيت مى كرد، به اسلام عيب مى گرفت ، مردم را بر عليه آن حضرت تحريك مـى نـمـود، روزى در هـجـو آن حـضـرت شـعـرى گـفـت و آن مـوقـع رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم در بدر بود
مـردى از مسلمانان به نام عميربن عدى بعد از شنيدن شعر او گفت : خدايا عهد مى كـنـم با تو اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم را سلامت به مدينه برگردانى عـصـماء را بكشم ، چون آن حضرت از بدر برگشت ، عمير در يك شب به خانه آن زن آمد، ديد چند نفر از اطفالش دور او خوابيده اند و به يكى از آنها شير ميدهد، بچه را زا سـيـنه او كنار كشيد و آنوقت نوك شمشير را بر سينه او گذاشت و فشار داد تا از پشت او بـيرون آمد، آنگاه به مدينه برگشت و نماز صبح را با رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم خواند، حضرت پس از نماز به او گفت:
دخـتر مروان را كشتى ؟
عرض كرد: آرى پدر و مادرم فداى تو باد آيا قصاصى و انتقامى بر من است ؟ حضرت فرمود: لاينتطح فيها عنزان در اين كار حتى دو تا بز شاخ به شاخ نمى شوند، يعنى چيزى نيست كه قصاص و انتقام داشته باشد، اين كلمه اولين باز از آن حـضـرت شـنـيـده شـد آنـگـاه فـرمـود: هـرگـاه خواستيد به كسى نگاه كنيد كه خدا و رسول را در غيب يارى كرده نگاه كنيد به عميربن عدى
عـمـير چون از محضر رسول الله برگشت ديد: پسران عصماء با كمك عده اى او را دفن مى كـنـنـد، گـفتند: آيا تو او را كشته اى ؟ فرمود:
آرى هرچه مى خواهيد بكنيد، به خدايى كه روحـم در دسـت او اسـت ، اگـر همه شما آن سخن را بگوييد كه او گفته بود، به همه تان با شمشير حمله مى كنم تا بكشم يا كشته شوم(مـغـازى واقـدى ، ج 1 ص 172، بـحـار، ج 20، خـلاصـه آن را نقل كرده است)
روایت دوم:
عصما، زنی شاعره بود که در اشعارش مسلمانان را بر ضد اسلام و پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تحریک مینمود و در ابیاتش به مسلمانان از قوم خود معترض میشد که چرا به کسی گرویدهاید که نه از قوم «بنی مراد» است و نه از قوم «بنی مذحج» (درست مانند کسانی که با سوء استفاده از حسّ ناسیونالیستی به ایرانیها میگویند چرا به پیامبر عرب گرویدید). پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در جنگ بدر بود که اشعار این زن را به وی رساندند. نفرمود: که ای بابا حالا این که چیزی نیست، چند بیت شعر گفته، ما هم که الآن در حال جنگ بدر هستیم. بلکه با اشراف به نقش همین اشعار در تشدید جنگ علیه اسلام و مسلمین و ضایعات جانی و مالی آن، از مردم خواست: کسی مردم را از شرّ این زن ایمن سازد. و همینطور هم شد و حکم اعدام او توسط عمیر بن عدی اجرا شد. اجرای همین حکم سبب گردید افراد بسیاری از قبیلهی بنیخطمه، که از ترس او و طرفدارانش اظهار شرک میکردند، ایمان خود را آشکار ساختند. (السیرة نبویة، ابن هشام، ج 3، ص 637 – انساب الاشراف، ح1، ص 373)
آیا پیامبر یا صحابه ایشان نمی تونست با بحث و مناظره قانعش کنه؟اگه کرده روایتش کجاست؟
به نظر شما برخورد عمیر با این زن درست بوده؟یا این حد شدت عمل فقط درباره یک زن کار خوبی بوده؟
ممنون میشم نظرتونو بدونم خیلی برام مهمه
یا علی
حناب Silence
اول شما باید روایت عربی هم قرار میدادید تا اگر هم صحیح هم میشد فقط از یک واژه حکم ساب نبی رو متوجه میشدید.
اما برسی این کلام عمیر بن عدی
خودتون هم کوچکترین تاملی اگه میکردین متوجه نکاتی میشدید.
اول براتون حکم اهل سنت و شیعه در باره سب نبی تقدیم میکنم بعد میرسیم به خود ماجرا.
نقل قول:آراء مذاهب اهل سنت درباره سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)
بنیانگذاران مذاهب چهارگانۀ اهل سنت، مالک بن انس، ابوحنیفه، احمد بن حنبل و محمد بن ادریس شافعی، کیفر قتل را برای سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پذیرفته اند؛ گرچه اختلاف آنان در مبانی و دلایل، گستره و دوایر، انواع و اشکال، جزئیات و احکام سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. پیروان آنان نیز بر قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اتفاق دارند به گونه ای که بسیاری از دانشمندان اهل سنت ادعای اجماع بر مجازات قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نموده اند. پذیرش قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جانب مذاهب چهارگانۀ اهل سنت در کتاب های آنان گزارش شده است.[لجزیری، الفقه علی المذاهب الاربعه، ج5، ص368 و 370 و 372 و 373؛ قاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ص541 و 542 و 547؛ احمد بن محمد خلّال، احکام اهل الملل، ص256 و 258؛ التاج الجامع للاصول، ج3، ص40؛ ابن تیمیّه، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ص246 و 530؛ المرعشی النجفی، القصاص علی ضوء القرآن و السنه، ج1، ص321 و 330؛ جناتی، ادوار فقه و بیان کیفیت آن، ص450 و 451.] ابن تیمیه دربارۀ فتوای امامان چهارگانه مذاهب اربعه می نویسد: «دشنام دهنده به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، اگر مسلمان باشد، خلافی نیست در این که کافر شده و به قتل می رسد و همین مذهب و نظر امامان چهارگانه و غیرآن است.» [ابن تیمیّه، الصارم المسلول علی شاتم الرسول، ص5. ]
همه فقیهانی نیز که در آثار خویش به مسئله دشنام و ناسزاگویی به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پرداخته اند، بدون استثناء از قتل سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یاد کرده اند. بسیاری از آنان ادعای نفی خلاف کرده و تصریح بر اجماع و اتفاق فقیهان معاصر خویش نموده اند.
نقل قول:
نخستین فقیهی که علاوه بر کتاب های حدیثی در کتاب اجتهادی خویش، بدون نقل حدیث، نظر و فتوای خود را نگاشت، شیخ صدوق است. وی در کتاب «الهدایة فی الاصول و الفروع» چنین فتوا داده است: «هرکس پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خدا یا امیرمؤمنان علی بن ابی طالب(علیه السلام) یا یکی از امامان(علیه السلام) را دشنام دهد و ناسزا گوید خونش از همان ساعت حلال می شود.»
[شیخ صدوق، الهدایه فی الاصول و الفروع، ج1، ص265.] پس از وی سید مرتضی علم الهدی در «انتصار فی انفرادات الامامیة» آراء و فتاوای بنیانگذاران مذاهب چهارگانه اهل سنت و سایر فقیهان بزرگ سنّی مذهب در مسئله سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را آورده و نقد و بررسی نموده و سپس نوشته است: «از منفردات امامیه، قول به این است که هرکس پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را سبّ کند مسلمان باشد یا ذمی، در آن حال (در همان لحظه بی درنگ) کشته شود.»
[سید مرتضی علم الهدی، الانتصار فی انفرادات الامامیه، ص480، مسئله 270.] شیخ طوسی علاوه بر تهذیب الاحکام و الاستبصار در کتاب الخلاف
[شیخ طوسی، کتاب الخلاف، ج3، ص170 تا 173.] و المبسوط
[شیخ طوسی، المبسوط فی فقه الامامیه، ج7، ص270.] ضمن بحث از ارتداد و در کتاب «النهایه» جداگانه از سابّ النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بحث کرده است. وی در نهایه می نویسد: «کسی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یا یکی از امامان(علیه السلام) را سب کند، خونش هدر می گردد و بر هرکس سبّ را از او بشنود قتلش حلال است».
[شیخ طوسی، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، ج1، ص730.]
اگه هم کسی به پیامبر دروغ نسبت بده هم تکلیفش معلومه
«من كذب علی
متعمداً فلیتبوا مقعده من النار»
حالا برای خود سند این حرف از علمای اهل سنت مدرک میارم که نگن شیعه ....
تمام منابعی که این خبر رو نقل کردن همه از یک شخص روایت رو اوردن که طبق مبانی رجال شناسی و حدیث شناسی تکلیف مشخص میشه براش که : خبر مرگ
عصماء بنت مروان
راوی درنوشته های القضاعي در "مسند الشهاب- والخطيب در "التاريخ" وابن عساكر در "تاريخش" وابن عمر الحربي در "فوائده" همه
از طريق محمد بن الحجاج اللَّخمي
هست كه که تکلیفش رو براتون روشن میکنم
منبع متن زیر کتاب [u]
لسان المیزان [/b]صفحه 52 جلد 7 شماره 6623 -
محمد بن الحجاج اللخمي الواسطي أبو إبراهيم.
نزيل بغداد.
عن عبد الملك بن عمير ومجالد.
وعنه سريج بن يونس ويحيى بن أيوب العابدان، ومُحمد بن حسان السمتي وآخرون.
قال البخاري:
منكر الحديث.
وقال ابن عَدِي:
هو وضع حديث الهريسة.
وقال الدارقطني:
كذاب.
وقال ابنُ مَعِين:
كذاب خبيث. وقال مرة: ليس ثقة.
قلت: وله عن عروة بن رويم عن خالد بن معدان عن معاذ بن جبل رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: إذا قمتم إلى الصلاة فانتعلوا.
وله عن مجالد عن الشعبي عن ابن عباس رضي الله عنهما:
قصة قس بن ساعدة.
وقال يحيى بن أيوب: أخبرنا محمد بن حجاج أخبرنا عبد الملك بن عمير عن ربعي عن حذيفة رضي الله عنه مرفوعا: أطعمني جبريل الهريسة لأشد بها ظهري لقيام الليل.
فهذا من وضع محمد وكان صاحب هريسة.
مات سنة إحدى وثمانين ومِئَة , انتهى. [ص:53]
وأخرج العقيلي هذا الحديث عن معاذ بن المثنى عن سعيد بن المعلى عنه، عَن عَبد الملك عن ربعي عن معاذ قلت: يا رسول الله , هل أتيت من الجنة بطعام؟ قال: نعم أتيت بالهريسة فأكلتها فزادت في قوتي قوة أربعين وفي نكاحي نكاح أربعين فكان معاذ لا يعمل طعاما إلا بدأ بالهريسة.
وقال ابن عَدِي: حدثنا موسى بن الحسن الكوفي بمصر حدثنا محمد بن سنجر الجرجاني حدثنا داود بن مهران الدباغ حدثنا محمد بن الحجاج الواسطي وكان ثقة عسرا، عَن عَبد الملك بن عمير ... فذكر حديث الهريسة.
قال ابن عَدِي: وهذا مما وضعه محمد بن الحجاج.
وقال أبُو داود:
ليس بثقة.
وقال أبو أحمد الحاكم:
ذاهب الحديث.
وقال الأزدي: روى عن مجالد حديث قس بن ساعدة لا أصل له موضوع.
وقال ابن طاهر:
كذاب , وبحديث الهريسة يعرف.
دیگه خد بخوان حدیث مفصل
کسی که حدیث از طریق اون روایت شده این وضعیتش هست ( کذاب مفتری منکر الحدیث وضاع الحدیث ) دیگه شما نتظار داری این رو ما چطور بپذیریم؟
حالا هر شخصی خواست این رو از طریق دیگه بگه بازم میرسه به این شخص پس این حدیث علاوه بر این که افترا هست از نگاه سندی هم مشکل داره. که بیان شد.از منابع شیعه هم این شخص رد نشد بلکه از منابع اهل سنت .برای مطالعه بهتر درباره شناخت این شخص بجز لسان المیزان کتب رجال شناسی دیگر رو هم نگاه کنید
ممكنه امكانش رو نىاشته باشين
اينهم تقدیم به جويندگان حق
کتاب میزان الاعتدال جلد 3 صفحه 509 شماه 7351 - محمد بن الحجاج اللخمى الواسطي، أبو إبراهيم، نزيل بغداد.
عن عبد الملك بن عمير، ومجالد.
وعنه سريج بن يونس، ويحيى بن أيوب العابدان، ومحمد بن حسان السمتى (1) ، وآخرون.
قال البخاري: منكر الحديث.
وقال ابن عدي: هو وضع حديث الهريسة.
وقال الدارقطني: كذاب.
وقال ابن معين: كذاب خبيث.
وقال - مرة: ليس بثقة.
قلت: وله عن عروة بن رويم، عن خالد بن معدان، عن معاذ بن جبل، عن النبي صلى الله عليه وسلم، قال: إذا قمتم إلى الصلاة فانتعلوا.
وله: عن مجالد، عن الشعبي، عن ابن عباس - قصة قس بن ساعدة.
وقال يحيى بن أيوب: أخبرنا محمد بن حجاج، أخبرنا عبد الملك بن عمير، عن ربعي، عن حذيفة - مرفوعاً: أطعمني جبرائيل الهريسة لاشد بها ظهرى لقيام الليل.
فهذا من وضع محمد، وكان صاحب هريسة.
مات سنة إحدى وثمان ومائة.
و جالب اینجاس که شیخ البانی این حدیثها رو ضعیفمیدونه .
(۱۸/تیر/۹۴ ۱۲:۳۶)یاســین نوشته است: [ -> ]سلام
در تحریف این داستان همین بس که در فقه ،قصاص زن باردار و شیرده تا اتمام اون دوره باید به تاخیر بیفته.حالا اینکه بعدا چه جوری کشته شده نمیدونم...
اینها که ادم هستند حتی در حیوانات هم کشتن حیوان بادار و شیرده مکروه هست.
در ضمن کسی که عناد داره با مناظره قانع نمیشه،خود خدا به پیامبرش میگه ولشون کن.اینا چه هدایت کنی و چه نکنی فرقی به حالشون نمیکنه.
سلام
یاسین گرامی برای اجرای حد مادر باردار تا زمان وضع حمل ( و طهارت از وضع خاصی که براش پیش میاد ) زمان داده میشه ، بعد اجرای حدود انجام میشه.
برای زن شیر ده :
تا زمانی که باید به بچه شیر بده زمان میدن مگر اینکه بتونن برای یچه دایه پیدا کنن که به بچه شیر بده.
امیدوارم مطالب مفیده فایده بوده باشه.