کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
لا إکراهَ فِی الدّین
۱۶:۲۲, ۱۲/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۳:۴۸ توسط هادی....)
شماره ارسال: #1
آواتار

[تصویر: 70804198804197739512.jpg]

سلام به همگی Smile

در هفته ای که گذشت ، با سه شخص مختلف ( و جدا گانه) صحبت داشتَم ، بحثمون به صورت ناخودآگاه کشیده می شد به سمت آیه ی (( لا إکراهَ فی الدّین))

با این که از این آیه باید در حوزه شناخت دین استفاده بشه ، و این آیه به این اشاره داره که شما در گزینش و انتخاب دینتون تا جایی که توانش رو دارید ، هیچ اجبار و اکراهی ندارید ...
(خداوند در این آیه خبر می دهد که اجبار در اصل دین ممکن و شدنی نیست زیرا اصولاً دین و اعتقاد به عنوان یک امر درونی ، قابلیت اجبار و تحمیل کردن یا اجباری شدن ندارد )
اما
اما
اما
اما واسه من جالب و خیلی تعجب آور بود که دوستان از این آیه در حوزه ی عملی و التزام به شرعیات دینی استفاده می کردن !!!
*یکی از اونها این آیه رو ربط داد به این که حکومت نباید در کارهای دینی مردم دخالت کنه !!! چیکار به حجاب مردم دارند...
*و دو نفر از اونها دلیلشون برای عدم انجامِ شرعیات ، این آیه بود !!! خدا خودش گفته ( در کار دین ، هیچ اجباری نیست)
*و بحث این که با وجود این آیه ، و این که انسان مختار در انتخاب دین هست ، پس چرا مجازات ارتداد در اسلام ، مرگ است ؟ این دو گانگی نیست !!!Wink


فکر کردم در مورد این مسئله حرف بزنیم
به نتایج خوبی می رسیم...Smile

امضای هادی...
[تصویر: 80093177746156094501.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۰۳, ۱۲/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۳ ۱۸:۰۳ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #2
آواتار
به نام خدا

ممنون از ایجاد مبحثتون

*****************

1- اگر فک کنیم که مردم آزاد و مجازند که هر اعتقادی رو داشته باشن و هر کاری دلشون می‌خواد انجام بدن، دیگه نیازی به پیامبر، کتاب و احکام نبود و در حالت کلی بهشت و جهنمی هم آفریده نمی شد.


2- مگه می شه که انسان در باور یا انجام عملی آزاد و مجاز باشه، اما در نهایت محاکمه شه که چرا همچین کردی و چرا همچین نکردی؟


3- در دین خدا هیچ مطلب یا دستوری که فطرت و عقل انسان اونو نپسنده و نسبت بهش اکراه داشته باشه، وجود نداره و به همین دلیل هم «دین» اجباری نیست یعنی تحقیقی است.

(۱۲/مرداد/۹۳ ۱۶:۲۲)هادی... نوشته است:  با این که از این آیه باید در حوزه شناخت دین استفاده بشه



4- ناقص خوندن آیه باعث ایجاد خطا می شه، کاری که اکثر آدمایی که برای در رفتن از زیر مسئولیت عبد بودنشون، اینطوری ناقص آیه رو دست مایشون قرار می دن.

تو ادامه ی آیه اومده :

قَدْ تَبَيَّنَ الْرُشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالْطَّغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى‏ لَاانْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيْعٌ عَلِيمٌ

همانا راه رشد از گمراهى روشن شده است، پس هر كه به طاغوت كافر شود و به خداوند ایمان آورد، قطعاً به دستگیره محكمى دست یافته، كه گسستنى براى آن نیست. وخداوند شنواى دانا است.

یعنی راه هدایت از گمراهی مشخصه. اگه دینو گرفتی، می رسوندت به بهشت.


5- از طرفی توی آیه، مجبور نیستید به معنی " مجاز هستید" نیستش.
به عنوان مثال: «مجبور نیستی نماز بخونی یا روزه بگیری» یعنی اختیار اطاعت یا تخلف داده‌ام، نه این که مجاز هستی هر کار خواستی بکنی!
اسلام اجازه نمی‌ده به بهانه‌ی آزادی، حقوق بقیه پایمال شه.
لذا هر کسی آزاده که در خلوت گناه کنه و راه جهنم را پیش بگیره اما اگر گناه را علنی و حقوق دیگران رو ضایع کرد، جلوی اونو می‌گیرن و مجازاتش هم می‌کنن.

**************************************

پ.ن : اینا رو توی تاپیک بهشت اجباری هم آوردم.


.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۶, ۱۲/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۳ ۱۹:۲۰ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

در مورد سوال دومتین که میفرمایید حکم مرتد اعدام هست باید خدمتتون عرض کنم این نظر به این شکل اشتباهه.
بلکه ابتدا کسی که مرتد میشه بزرگان دین باید برن باهش صحبت کنن تا متقاعدش کنن.
و نکته بعد این که نه هر مرتدی. بلکه مرتدی که بخواد عقاید خودش رو در جامعه پخش کنه.
در جواب دوستانی که این سوال رو به این شکل مطرح میکنند بفرمایید کدوم مرتد رو دیدن که در جامعه اسلامی حکم اعدامش رو دادن؟

یکیش سلمان رشدی. حالا چرا؟
چون داشت عقاید خودش رو پخش میکرد.

یعنی جامعه اسلامی همچون طبیب موظفه اگر طاعون یا ویروسی وارد جامعه شد رو ریشه کن کنه. تا به دیگران سرایت نکنه.
یقینا اگر کسی از دین اسلام بر گرده و تو خونش بشینه کسی باهاش کاری نداره و حکمش اعدام نیست.
چه بسا ما همچین افرادی رو داریم و حاکم اسلامی حکم اعدام ندادن.

(۱۲/مرداد/۹۳ ۱۷:۰۳)مصباح نوشته است:  1- اگر فک کنیم که مردم آزاد و مجازند که هر اعتقادی رو داشته باشن و هر کاری دلشون می‌خواد انجام بدن، دیگه نیازی به پیامبر، کتاب و احکام نبود و در حالت کلی بهشت و جهنمی هم آفریده نمی شد.



این فرمایش شما میره در باب ازادی فکر و ازادی عقیده

جای بحث دارن این دو موضوع

آیا در اسلام ازادی فکر وجود دارد یا خیر؟
آیا ازادی عقیده وجود دارید یا خیر؟
شرح و بسطش بماند برای یک تاپیک دیگر .


یک سوال اونی که میگه هیچ اجباری در دین نیست بعد میاد اینجور تفسیرش میکنه که اره دین من گفته ازادی مطلق . دین من گفته ازادم چه حجاب کنم چه نکنم و..

یک سوال باید ازش پرسید ایا انسان ازاده مطلقه؟

ایا جدای نگاه دینی ما ازادیم؟

مسلما خیر ... هیچ ازادی مطلقی برای انسان تعریف نشده. مثلا بالاخره هر کس در زندگی خود اهدافی دارد . مثلا یک ادم لاییک میخواهد کنکور نفر اول شود مسلما این هدفش ازادی های زندگیش رو میگیره و مجبوره ساعات زیادی رو به مطالعه بپردازه.

تا جایی که حتی جوامع بی دین غرب هم برای پرداختن به اصل ازادی اومدن قانون گذاری کردن.
و قانونشون هم اینه که هر کاری دلت میخواد بکن به شرطی که حق کسی رو ضایع نکنی.. این یعنی ازادی مطلق ممنوع.

شما در جامعه غرب میتونید کاملا عریان راه بری؟
مسلما مغایر قانونشونه. حالا چرا؟ چون امنیت جامعه بهم میخوره و تعرض به حق دیگران محسوب میشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۳۳, ۱۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
نقل قول:یکی از اونها این آیه رو ربط داد به این که حکومت نباید در کارهای دینی مردم دخالت کنه !!! چیکار به حجاب مردم دارند...
و دو نفر از اونها دلیلشون برای عدم انجامِ شرعیات ، این آیه بود !!! خدا خودش گفته ( در کار دین ، هیچ اجباری نیست)
اجازه بدین ی کوچولو تو آیه تحریف ایجاد کنمCool
"لا اکراه فی اصول الدین" ...
مطمئن باشین ک "اکراه فی فروع الدین" هست
البته تفسیر منظورم بود، نه تحریف ....Angel


هیچ وقت توی اصول دین نمیشه کسی رو اجبار کرد، چون اصل دین بر مبنای "حب" قرار داره
نمیشه کسی رو ب زور علاقه مند ب دین کرد، این میشه لا اکراه فی اصول الدین
اما در فرعیات اون، اجبار هست، خوبم اجبار هست
و طبق سخن حضرت علی، هر اجباری با اکراه همراهه ...
پس رعایت حجاب، مبارزه با روزی خواری، مطمئن باشین کاریه ک درستیه ...
ی کار عقلانی در برابر کسانی ک اصول دین را پذیرفتند
نقل قول:چرا مجازات ارتداد در اسلام ، مرگ است ؟
زن مرتد، اعدام ندارد، حکم اعدام فقط برای مردها جاری می شود Cool
مرد مرتدی ک بخواهد عقاید خود را پخش کند، اعدام دارد ....
زن مرتدی ک بخواهر عقاید خود را پخش کند، حبس ابد دارد،
البته تا زمانی ک مرتد باقی بماند، اگر ب دین خود برگشت، آزاد می شود Blush


اعدام هم نه در وهله اول .... بعد از اینکه خود شخص اقرار کنه ک مرتد شده و
بعد از اون شروع ب نشر عقایدش کنه
ی چیز خیلی عقلانی هم هست اعدام این فرد، ربطی ب اینکه بگیم " چون خدا گفته" نداره!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۰۹, ۱۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
پاسخ ها عالی بود... Smile

میخواستم منم بگم دیدم همه کامل گفتین

اینا که همچین حرف هایی میزنن و خوشون رو توجیه میکنند جنسشون ناخالصی داره

مثلا یکی از دوستان من برگشت گفت کجای قرآن نوشته زن نمیتونه آواز بخونه!!!؟؟

خنده ام گرفت... بعضی ها چه حرفا که نمیزنن...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۳۴, ۱۲/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۸:۳۷ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #6

(۱۲/مرداد/۹۳ ۱۷:۰۳)مصباح نوشته است:  به نام خدا

ممنون از ایجاد مبحثتون

*****************

1- اگر فک کنیم که مردم آزاد و مجازند که هر اعتقادی رو داشته باشن و هر کاری دلشون می‌خواد انجام بدن، دیگه نیازی به پیامبر، کتاب و احکام نبود و در حالت کلی بهشت و جهنمی هم آفریده نمی شد.


2- مگه می شه که انسان در باور یا انجام عملی آزاد و مجاز باشه، اما در نهایت محاکمه شه که چرا همچین کردی و چرا همچین نکردی؟


3- در دین خدا هیچ مطلب یا دستوری که فطرت و عقل انسان اونو نپسنده و نسبت بهش اکراه داشته باشه، وجود نداره و به همین دلیل هم «دین» اجباری نیست یعنی تحقیقی است.




4- ناقص خوندن آیه باعث ایجاد خطا می شه، کاری که اکثر آدمایی که برای در رفتن از زیر مسئولیت عبد بودنشون، اینطوری ناقص آیه رو دست مایشون قرار می دن.

تو ادامه ی آیه اومده :

قَدْ تَبَيَّنَ الْرُشْدُ مِنَ الْغَىِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالْطَّغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى‏ لَاانْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيْعٌ عَلِيمٌ

همانا راه رشد از گمراهى روشن شده است، پس هر كه به طاغوت كافر شود و به خداوند ایمان آورد، قطعاً به دستگیره محكمى دست یافته، كه گسستنى براى آن نیست. وخداوند شنواى دانا است.

یعنی راه هدایت از گمراهی مشخصه. اگه دینو گرفتی، می رسوندت به بهشت.


5- از طرفی توی آیه، مجبور نیستید به معنی " مجاز هستید" نیستش.
به عنوان مثال: «مجبور نیستی نماز بخونی یا روزه بگیری» یعنی اختیار اطاعت یا تخلف داده‌ام، نه این که مجاز هستی هر کار خواستی بکنی!
اسلام اجازه نمی‌ده به بهانه‌ی آزادی، حقوق بقیه پایمال شه.
لذا هر کسی آزاده که در خلوت گناه کنه و راه جهنم را پیش بگیره اما اگر گناه را علنی و حقوق دیگران رو ضایع کرد، جلوی اونو می‌گیرن و مجازاتش هم می‌کنن.

**************************************

پ.ن : اینا رو توی تاپیک بهشت اجباری هم آوردم.


.

البته این درسته که حاکمیت بر اساس مصالح و نظم جامعه نوعی از رفتار رو خلاف در نظر بگیره (که اون هم شامل آزاد اندیشی نمی شه.) اما در مورد اسلام که اساسش بر اساس آموزه های موجه نیست، چنین چیزی موضوعیت نداره.

در مورد اسلام چند نکته رو می شه مطرح کرد.

اول این که، مسئله ارتداد معارض حکم تحدی قرآن هست.

«وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»

دوم این که، این مسئله نشانه ای هست که فقها بر این گمان هستند که اگر مخالفان در ابراز عقیده آزاد گذاشته بشن، دین به سمت نابودی حرکت می کنه. در حالی که اگه کسی به عقیده خود یقین داشته باشه، از نقد و شنیدن سخن مخالف استقبال هم می کنه. به قول شهید مطهری "هر مکتبی که به ایدئولوژی خود ایمان و اعتقاد داشته باشد، به ناچار باید طرفدار آزادی اندیشه و تفکر باشد، و به عکس، هر مکتبی که ایمان و اعتقادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه را می گیرد"

و سوم این که حکمی مخالف حقوق انسان هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۳, ۱۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
(۱۲/مرداد/۹۳ ۲۱:۰۹)Jim.m نوشته است:  پاسخ ها عالی بود... Smile

میخواستم منم بگم دیدم همه کامل گفتین
خدا بینش شهید مطهری رو حفظ کنه ما رو از جهل در اورد BlushBlushBlush
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۱۷, ۱۲/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
در زمان پیامبر هم مسیحی ها و یهودی ها هرگز به اجبار مسلمان نشدند
مصداق آیه ی لا اکراه فی الدین

اما در همون زمان زنا کار ها شلاق میخوردند

این چه مسئله ای رو مطرح می کنه
خدا می گه اجباری ندارم به سوی من بیای نیومدی از بهشت و اینا خبری نیس تو دنیا خوش باش اما حالا که میگی دینت رو می خام اسم مسلمون رو داری یدک می کشی توی مرحله ی انتخاب دین منو خواستی دیگه ما چارچوب داریم هر کاری بخای نیست اگه نمیخای در چارچوب باشی اصللا دین رو انتخاب نکن لااکراه فی الدین
خیلی ساده است



اما اینکه مرتد رو میفرمایید باید ببینیم مرتد از نظر قران یعنی چی :
قران می گه طرف از حال کفر به ایمان اومده بعد به کفر رفته
کسی که مسلمان زاده است اگر تحقیقا به اسلام برسه اقرار کنه بعد کافر بشه مرتد
اما مسلمان زاده بودن صرفا دلیل بر مسلمانی نیس بهش بگو برو لائیک شو مرتد نیستیبرو تحقیق کن اگه عقلت گفت لائیک لا اکراه فی الدین
اما اگه اسلام را انتخاب کردی آشبا جاش قانونش بپذیر حکومن جنگل که نیس بی قانون باشه

هرچند جنگل از بعضی افراد قوانین منظم تری داره


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۱۴, ۱۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #9
آواتار
سلام

بحث ارتداد رو مراجعه کنید به » مجازات مرتد چرا؟
همینطور در این متن به بعضی از پرسش های شما پاسخ داده شده. ارزش یکبار مطالعه رو داره

چون نخواستم متن طولانی بشه لینک دادم ولی کلیتش از همون منبع :
فلسفه مجازات مرتد Huh
در تفکر الحادی اومانیستی غرب، انسان جایگزین خدا شده است و محور همه ارزش ها قلمداد می شود; حقوق و قانون چیزی است که انسان ها وضع می کنند و براساس میل آن ها تنظیم می گردد . در این نظام، معیار حقانیت و مشروعیت هر قانون و حکومتی، خواست مردم است . (51) از این رو، انسان حاکم بر سرنوشت خویش است و هیچ کس دیگر، حتی خدای متعال حق ندارد برایش تصمیم بگیرد . به همین سبب، اومانیسم به لیبرالیسم، یعنی اباحه گری، می انجامد و دولت نیز جز تامین رفاه و لذت های مادی افراد وظیفه ای ندارد . در فرهنگ لیبرالیسم سخن از امیال، شهوت و تمنیات است نه حکمت و مصلحت; قواعد و مقررات آن گاه اعتبار دارند که در جهت برخورداری مردم از خواسته های نفسانی و رسیدن به هوس هایشان تنظیم شوند; به گونه ای که حتی عقل نیز در این ساحت فقط خدمت گزار و ابزار سنجش کم و کیف لذت است . (52) بر این اساس، حق همجنس بازی به همان اندازه مقدس و قابل دفاع و از حقوق طبیعی انسان قلمداد می شود که حق پرستش خدای متعال در عقاید مذهبی مقدس و قابل دفاع است; (53) و چون حق پرستش خدا این قدر بی ارزش شمرده می شود، تغییر مذهب به سلیقه افراد و مطلقا آزاد است و کسی حق ندارد از آن جلوگیری کند . (54)
اما در فرهنگ اسلامی، انسان موجودی دو بعدی (مادی و معنوی) است; حکومت باید در جهت تامین منافع مادی (دنیوی) و اخروی (معنوی) مردم تلاش کند و منافع مادی باید مقدمه ای برای تامین منافع اخروی و معنوی به شمار آید . از این رو، هنگام تزاحم و تعارض، مصالح معنوی مقدم است . خدای متعال به مقتضای لطف و حکمتش برای تامین مصالح دنیوی و اخروی، شریعتی آسمانی به بشر ارزانی داشته است . در این زمان، پذیرش عقاید اسلامی و اجرا کردن قوانین آن تنها راه نیل به آن مصالح شمرده می شود .
دین مقدس اسلام بنیان های اصلی ساختار فکری خود را بر پایه خردمندی بشر نهاده، همواره انسان ها را به بهره گیری از فروغ عقل و تعالی اندیشه و جدال فکری صحیح سفارش کرده است . از این رو، بزرگ ترین خیانت به بشر آن است که با فتنه انگیزی فضای فکری جامعه را آلوده ساخت و اذهان عمومی را در تشخیص حق و باطل مشوش کرد . اعدام و مجازات مرتد در برابر جنگ روانی و تبلیغاتی علیه اسلام و مسلمانان، سدی مستحکم به شمار می آید . دولت اسلامی، همان گونه که موظف است در صورت مسموم شدن آب شهر آفت زدایی کند و آب سالم برای مردم فراهم آورد، وظیفه دارد در صورت مسمومیت یا آلودگی فضای فکری جامعه و شیوع عقاید گمراه کننده در جهت سالم سازی آن بکوشد . (55)
بنابراین، مجازات مرتد اقدامی شایسته و بازدارنده است تا دیگران دریابند نمی توانند ارزش های جامعه را نادیده بگیرند و هر روز به دینی جدید روی آورند .
مجازات ارتداد برای استفاده بهینه از آزادی مذهبی و ایجاد فضای سالم برای بهره برداری شایسته از آن است نه محدود ساختن آزادی مذهبی . اسلام از پیروان خود پیروی کورکورانه و بی دلیل را نمی پذیرد . هر گاه کسی تحت تاثیر پدر و مادر و محیط و عوامل دیگر به اسلام گردن نهد با توبیخ این آیین روبه رو می شود . اسلام معتقد است پیروانش باید براساس دلیل های منطقی و دور از ابهام و پیچیدگی که فرا راه همگان قرار دارد، به مبانی مذهبی پایبند گردند وگرنه صرف اظهار ایمان و به کار بستن مقررات دینی، بدون اتکا به اصول علمی درست، هیچ ارزشی ندارد . اسلام مانند مسیحیت کنونی و دیگر مذاهب ساختگی نیست که قلمرو ایمان را از قلمرو منطق و استدلال جدا بداند . در اسلام، ایمان به مبادی مذهب و ریشه های عقاید باید از منطق و استدلال سرچشمه گیرد . اگر از مسیحیان کنونی بپرسیم: چگونه ممکن است خدا در عین آن که یکی است، سه تا (اب و ابن و روح القدس) باشد؟ پاسخ می دهند: قلمرو ایمانی از قلمرو عقل و منطق جدا است! ولی اسلام می گوید: «به بندگانم آن هایی که همه گونه حرف ها را می شنوند و در میان آن ها نیکوترینشان را انتخاب می کنند، بشارت بده اینان کسانی هستند که از ناحیه خدا هدایت یافتند و اینان صاحبان خردند» . (56) قرآن کریم از کسانی که برای خدا شریک قائل شده اند یا به سبب تعصب مذهبی و غرور ملی بهشت را مخصوص خود و خود را ملت برگزیده خدا می دانند، دلیل و برهان می خواهد و می فرماید: «قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین » . (57)
بنابراین، اسلام پیش از آن که کسی را به عنوان پیرو بپذیرد، به او هشدار می دهد چشم و گوش خود را باز کند و درباره آیینی که می خواهد بپذیرد، آزادانه بیندیشد; چنانچه از لحاظ عمق و استدلال روحش را قانع ساخت - البته حتما قانع می سازد - در شمار پیروانش در آید و گرنه حق دارد هر چه بیش تر درباره اش تحقیق و بررسی کند .
قرآن مجید به پیامبرش دستور می دهد: «اگر یکی از مشرکان به تو پناهنده شد به او پناه بده تا گفتار خدا را بشنود آنگاه به امانگاهش برسان; این به خاطر آن است که آن ها مردمی نادانند» . (58)
در پی این فرمان، فردی به نام «صفوان » خدمت پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شرفیاب گردید و از حضرتش خواست اجازه دهد دو ماه در مکه بماند و درباره اسلام تحقیق کند شاید حقیقت و درستی آن برایش روشن گردد و در زمره پیروانش درآید . پیامبر فرمود: من، به جای دو ماه، چهار ماه به تو مهلت و امان می دهم . (59)
بر همین اساس، اسلام هشدار می دهد چشم و گوش خود را باز و دلایل و منطق این دین را دقیقا بررسی کنید، اگر شما را قانع نکرد و مجذوب اصالت و واقعیت خود نساخت، در برابرش گردن ننهید:
«لا اکراه فی الدین » ; (60) ولی هر گاه مسلمان شدید، دیگر نمی توانید از آن باز گردید

این سختگیری، علاوه بر آن که سبب می شود مردم دین را امری سرسری و تشریفاتی ندانند و در پذیرش و انتخابش بیش تر دقت کنند، راه سودجویی را بر مغرضان و دشمنان کینه توز اسلام می بندد تا نتوانند از این راه، آیین میلیون ها مسلمان را بازیچه امیال شوم خود قرار دهند و در انظار عمومی آن را از اعتبار ساقط کنند .
البته اسلام برای زنان مرتد، بدان سبب که از نظر سازمان دفاعی و فکری نوعا از مردها ضعیف ترند و زودتر تحت تاثیر قرار می گیرند، کیفری آسان تری در نظر گرفته است . (61)[sup] [/sup]
اساسا خدای متعال انسان را آزاد ولی هدفمند آفریده است . از این رو، آزادی و حق انتخاب انسان موهبتی الاهی برای نیل به کمال شمرده می شود . به همین جهت، از نظر اسلام، بت پرستی و شرک و کفر و الحاد در شان انسان نیست; خداوند شرک و کفر را از انسان نمی پذیرد (62) و مشرکان را نمی بخشد; «ان الله لایغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک . . .» . (63)
التماس دعا
[تصویر: broad5.gif]

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۰۰, ۱۳/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مرداد/۹۳ ۱۱:۴۳ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #10
آواتار
به نام خدا

(۱۲/مرداد/۹۳ ۲۱:۳۴)namekarbary نوشته است:  در مورد اسلام که اساسش بر اساس آموزه های موجه نیست، چنین چیزی موضوعیت نداره.

خیلی خیلی خوشحالم که بر همچین مکتبی هستم و اگه با تمام سلولامم خدا رو شکر کنم برای این نعمت، هیچه Smile


نقل قول:اول این که، مسئله ارتداد معارض حکم تحدی قرآن هست.

«وَقَالُواْ لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ»

اول اینکه : این تعارض رو از کجا دیدید؟؟؟!!
شما اول متوجه مفهوم ارتداد بشید، بعد دنبال تعارضات بگردید.
به کسی که از اسلام به یه دین دیگه برگرده با اعلام عمومی مرتد می گن. اون شخص دیگه مسیحی و یهودی نیستش که بخوایم به تحدی دعوتش کنیم. Smile


نقل قول:دوم این که، این مسئله نشانه ای هست که فقها بر این گمان هستند که اگر مخالفان در ابراز عقیده آزاد گذاشته بشن، دین به سمت نابودی حرکت می کنه. در حالی که اگه کسی به عقیده خود یقین داشته باشه، از نقد و شنیدن سخن مخالف استقبال هم می کنه. به قول شهید مطهری "هر مکتبی که به ایدئولوژی خود ایمان و اعتقاد داشته باشد، به ناچار باید طرفدار آزادی اندیشه و تفکر باشد، و به عکس، هر مکتبی که ایمان و اعتقادی به خود ندارد جلوی آزادی اندیشه را می گیرد"

دوم اینکه : شما اول تفاوت بین تفکر و عقیده رو بدونید، بعد به بسته بودن اسلام گیر بدید.
چون از شهید مطهری گفتید، از ایشون جواب می دم :

تفکر : قوه ای در انسان ناشی از داشتن عقل که انسان به واسطه ی این تفکر حقایق رو تا حدودی که براش مقدوره، کشف می کنه. (حالا هر نوع تفکری : استدلالی، استنتاجی، عقلی یا تجربی)

اسلام یا هر نیروی دیگه ای نمی تونه بگه بشر حق تفکر نداره چرا که این تفکره لازمه ی بشریته و یکی از واجبات و عبادات در اسلام
حالا شما اومدین می گین این تفکره تو اسلام جایی نداره؟؟؟؟!!!

عرض کنم خدمتتون جایگاه تفکر در اسلام تا جاییه که اصول عقایدت رو جز از طریق تفکر و اجتهاد فکری نپذیرید. یعنی تقلید اینجا پذیرفته نیستش
برعکس مسیحیت : توی مسیحیت اصول دین ماورای عقل و فکر بشره و قلمرو ایمان رو فقط قلمرو تسلیم می دونه



حالا عقیده :
یعنی به یه چیزی اعتقاد داشتن، باور داشتن (که این سوا از تفکره)

ما دو نوع عقیده داریم :
  1. عقیده بر مبنای تفکر : یعنی انسان با یه فکر و عقل آزاد از روی تامل و اندیشه واقعی، عقیده ای رو برای خودش انتخاب می کنه.
  2. عقیده بر مبنای احساسات : منشا اعتقاد اینجا دل و احساسات هستش نه عقل و به بشر از هر راهی ولو تقلید از آبا و اجدادش بهش تحمیل شده.======> نتیجه ی این عقیده، تعصب و جمود هستش و اولین اثرشم اینه که جلوی فکر و آزادی تفکر انسان رو می گیره مثل بت پرستا.
حالا که فرق بین تفکر و عقیده مشخص شد :
اگه عقیده ای بر مبنای تفکر باشه، اسلام اونو می پذیره اما عقایدی که بر مبناهای وراثتی و تقلیدی و از روی جهالت، فکر نکردن و تسلیم شدن در برابر عوامل ضدفکر در انسان پیدا شده، هرگز اسلام اینها رو به نام آزادی عقیده نمی پذیره




نتیجه :
در اسلام آزادی تفکر هست (برخلاف فرمایشات جناب نام کاربری) و نیز آزادی عقیده ای که بر مبنای تفکر درست شده باشد. اما آزادی عقیده ای که مبنایش فکر نباشد هرگز در اسلام نیست چرا که آن اصلا آزادی نیست و بردگیست.




نقل قول: و سوم این که حکمی مخالف حقوق انسان هست.
و سوم اینکه : آقای مهدی سینا جوابتون رو دادن


.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا