فیلم ها برای شما نیستند. لطفاً تاپیک رو خراب نکن. اگر وقت نداری با ارسال های بی محتوا تاپیک رو اشغال نکن من برای شما دعوت نامه ای برای ملاحظه این تاپیک نفرستادم.
------------------------------------------------------------------------------
از افاضات ابوموسی اشعری این بود که کربلا درس مذاکره است.
----------------------------------------------
پ.ن.
روحانی: برخی تلاش کرده اند که گروهی را از قطار انقلاب پیاده کنند.
بعد از دیدن فیلم متوجه میشید اون برخی کیا هستند.
پ.ن.
دوستان دیدن این فیلم رو از دست ندید. این فیلم چهره کریه ابوموسی اشعری ها، اشعث ها و مذاکرات رو برملا می کنه.
توکلی:جسارت دشمن، نتیجه شیوه روحانی در سیاست خارجی است
نماینده سابق مجلس تاکید کرد: نتیجه قهری شیوه روحانی در سیاست خارجی که متکی بر ترس از جنگ و ترساندن مردم از آن بود، جسارت دشمن است.
احمد توکلی نماینده سابق مجلس درباره شیوه روحانی در سیاست خارجی مطلبی را در کانال تلگرامی خود منتشر کرد.
این مطلب به شرح ذیل است:
«شیوه آقای روحانی در سیاست خارجی به ویژه راهبرد تبلیغاتی،انتخاباتی وی، متکی بر ترس از جنگ و ترساندن مردم از آن بود. شیوه ای که نتیجه قهری اش جسارت دشمن است. وقتی روحانی محور اصلی تبلیغات خود را در جنگ طلبی رقبا و ادعای برداشتن سایه جنگ از سر کشور و وعده حذف همه تحریم ها قرار می دهد، بدیهی است که در این وضعیت دشمن از حربه تهدید و تحریم بیشتر استفاده می کند. قرارداد تسلیحاتی آمریکا در منطقه، تشکیل ناتوی عربی علیه ایران، همچنین تصویب تحریم های جدید کمیته سیاسی خارجی سنای آمریکا با ۱۸ رای موافق و ۳ رای مخالف در روزهای نخست پیروزی روحانی، از همین دست است.
درک این نتیجه دشوار بود؟!
اظهار عجز در بر ظالم روا مدار
اشک کباب مایه طغیان آتش است
آن روزی که رهبر فرزانه انقلاب نسبت به برخورد قدرتمندانه با دشمن تذکر می داد و تاکید می کرد آنان دست از دشمنی بر نخواهند داشت و انرژی هسته ای بهانه بیش نیست و بهانه های دیگر در پیش خواهد بود؛ اگر رعایت می شد، به اینجا نمی رسیدیم. آن روز که هشدار داده شد نامزدی که رئیس جمهور مستقر است باید بر حساسیت مواضع خویش بیشتر توجه کند برای دفع همین خطرات از منافع ملی بود.»
اون چیزی که تو این کلیپ جلب توجه می کنه اینه که جناب روحانی با عنوان دکتری در ادوار مختلف مجلس نماینده شدند (در کلیپی که مورد تفقد شهید چمران هم قرار می گیرند، ایشون دکتر خطاب میشن). به نظرتون این لقب چه مشکلی داره؟؟؟!!!
جناب روحانی در سال 1998 معادل 1377 موفق به کسب مدرک دکترای دست و پا شکسته خودشون شدند!!!!!!!!!!!
دوستان خواهش می کنم متن رو تا انتها مطالعه کنید. من هیچ بخشش رو رنگی یا برجسته نمی کنم چون کلاً در مورد یک موضوع بحث می کنه. باز هم خواهش می کنم فارغ از نویسنده مطلب رو مطالعه بفرمایید.
--------------------------------------------------------
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت: سخن اگرچه درباره آقای روحانی است ولی مخاطب این نوشته اعضای کابینه و روحانیونی هستند که تمام قد به حمایت از ایشان برخاستهاند. بدیهی است که حمایت آنان تا آنجا که به رقابتهای انتخاباتی و دفاع از یک سلیقه سیاسی در مقابل سلیقه سیاسی دیگر مربوط میشود، نه فقط قابل ملامت نیست بلکه روالی طبیعی و پذیرفته شده نیز تلقی میشود، اما پرسش این است که آیا آن بخش از نظرات اعلام شده آقای روحانی را که در نفی برخی از مبانی نظام و انقلاب بوده است را هم تأیید میکنند؟!
مثلاً و فقط بهعنوان یک نمونه- از میان چند نمونه- آیا شما آقایان نیز مانند آقای روحانی معتقدید که جمهوری اسلامی ایران در طول حیات 38 ساله خود به زندانی کردن و اعدام افراد بیگناه مشغول بوده است؟! ممکن است بفرمائید منظور ایشان اعدام و زندانی کردن مجرمان بوده است! که در این صورت برداشت وارونهای ارائه دادهاید، چرا که آقای روحانی از اعدام و زندانی کردن افراد طی 38سال گذشته با عنوان یک اقدام زشت و پلشت و جنایتآمیز یاد کرده است وگرنه اعدام فلان قاتل یا تروریست بمبگذار و آدمکش و یا زندانی کردن فلان سارق و متجاوز به جان و مال و ناموس دیگران که جای اعتراض ندارد آیا غیر از این است؟
آقای روحانی بیآنکه بخواهد، اسلام، انقلاب، حضرت امام راحل(رحمة الله علیه) و تمامی مسئولان نظام را به جنایت متهم کرده است! و این در حالی است که خود ایشان طی 38 سال گذشته یکی از مسئولان بلندپایه امنیتی کشور بوده است. بنابراین اگر در ادعای خود صادق باشد، بدیهی است که خود ایشان از اتهام جنایت مبرا نیست و تعجبآور است که با وجود این ادعا چگونه میتواند حضور خود در جایگاه ریاست جمهوری کشور را توجیه کرده و توضیح بدهد؟!
و اما؛ اکنون از اعضای کابینه و برخی روحانیون که تمام قد به حمایت از ایشان برخاستهاند جای این سؤال است که اگر در این ادعا و برخی ادعاهای هنجارشکنانه دیگر آقای روحانی باایشان همراه و همسو نیستید، چرا مهر سکوت بر لب زدهاید؟ و زبان و قلم به اعتراض نمیچرخانید؟! لطفاً این سکوت غیرقابل توجیه را به تقابل سلیقههای سیاسی - که در رقابتهای انتخاباتی متداول است - نسبت ندهید، زیرا به خوبی میدانید که سخن از مبانی و اصول اسلام و انقلاب در میان است و نه، این یا آن سلیقه سیاسی!
شما آقایان شاهد بودید که اظهارات مورد اشاره آقای روحانی درحمله به مبانی اسلام و انقلاب و ارائه تصویری وارونه و دشمنپسند از نظام اسلامی و حیات طیبه و 38 ساله آن همانگونه که انتظار میرفت بلافاصله با استقبال گسترده دشمنان تابلودار انقلاب، گروههای تروریستی، رژیم صهیونیستی، آلسعود کودککش و... روبرو شد، چرا که آقای روحانی آنچه را که آنان طی 38 سال گذشته با بهرهگیری از رسانههای دروغپرداز و عوامل دستنشانده داخلی خود در پی القاء آن بودند، بر زبان آورده بود. ماجرا به اندازهای زشت و پلشت بود که حتی شبکه بیبیسی وابسته به دولت انگلیس نیز آن را دور از انتظار و تعجبآور ارزیابی میکند.
بیبیسی ابتدا این سخن آقای روحانی را نقل میکند که؛ «اردیبهشت 96 هم یک بار دیگر مردم ایران اعلام میکنند آنهایی را که در طول 38سال فقط اعدام و زندان بلد بودند، قبول ندارند» و سپس با تعجبی آمیخته به ذوقزدگی میگوید؛
«کمتر کسی باور میکرد که گوینده این جمله حسن روحانی باشد. او که خود در طول چهار دهه گذشته همواره پستهای بالای امنیتی داشته، نه تنها رقیب، که بخشی از سیاستهای قضایی نظام جمهوری اسلامی را در سخنرانیاش در همدان هدف قرار داده بود... همان موقع بود که به نظر آمد حسن روحانی شمشیر مبارزه انتخاباتی را از رو بسته است»!
ممکن است بگوئید اظهارنظر دشمنان نمیتواند ملاک باشد که البته سخن بهجائی است ولی نه در این مورد خاص، چرا که آنها در استقبال از اظهارات آقای روحانی تأکید میکنند که ایشان همان سخنی را بر زبان آورده که ما -یعنی دشمنان اسلام و انقلاب- سالهاست بر آن تأکید میورزیم! به بیان دیگر، آقای روحانی سخن و نظر دشمنان را تکرار کرده است، نه آن که آقای روحانی مطلب متفاوتی گفته و مورد استقبال دشمنان قرار گرفته باشد! و یا رسانههای دشمن اظهارات ایشان را تحریف کرده و به گونهای دیگر مطرح کرده باشند.
آقای روحانی با اظهارات نسنجیده خود، عمر 38 ساله نظام را به ظلم و جنایت متهم کرده است. این اظهارات برای دشمنان این مرز و بوم یک دستاورد بزرگ! و بادآورده به حساب میآید و جای دهها میلیارد دلار که همه ساله برای مقابله با ایران اسلامی و ارائه چهرهای وارونه از آن هزینه میکنند را پر میکند!
و البته ماجرا، فراتر از این است و بخش تأسفآور دیگر اظهارات آقای روحانی، پیام خاصی است که -خواسته یا ناخواسته- به بیرون مخابره میشود، توضیح آن که ادعای مورد اشاره آقای روحانی- و برخی دیگر از سخنان هنجارشکنانه ایشان- برای دشمنان بیرونی و گوش خوابانیده، میتواند خدای نخواسته این پیام را نیز در خود داشته باشد که جناب روحانی اعتقاد چندانی به انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن ندارد و - با عرض پوزش - به آسانی قابل معامله است!
تعجب نکنید، در آغاز مذاکرات هستهای نیز دشمن از برخی مواضع و عملکرد ایشان برداشت مشابهی داشت تا آنجا که وبسایت رادیو فرانسه در اکتبر 2013 - مهر ماه 1392 - نوشت «ارزیابی غرب از وضعیت کنونی دولت روحانی، تعامل با فروشنده بدهکار و مشتاقی است که خود را ناگزیر از فروش منافع ملی کشورش میداند. برپایه این جمعبندی اگر خریدار صبور باشد، شرایط فروشنده را دشوارتر میکند و در همان حال قیمت فروش را کمتر خواهد کرد»!
برداشت رادیو فرانسه در حالی بود که هنوز آقای روحانی با این صراحت عمر 38 ساله انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن را اینگونه زیر سؤال نبرده بود!
ولی اظهارات اخیر ایشان برای دشمنان این تلقی را در پی دارد که با دولتی بیاعتقاد به انقلاب اسلامی روبرو هستند و به طور طبیعی، دولتی با این خصوصیات را آماده باج دادن و فروش منافع ملی مردمش تلقی میکنند.
البته بدیهی است که اگر وحشت دشمن از مردم پاکباخته و رزمندگان اسلام و آمادگی نظامی مثال زدنی کشورمان نبود، به یقین لحظهای در دستدرازی به ایران اسلامی تردید نمیکرد، ولی دشمنان به خوبی میدانند که در آن صورت طرف مقابل آنان، آقای روحانی، دولت وی و مشاوران ایشان نیستند بلکه با مردمی روبرو خواهند بود که آمریکا و متحدانش بارها سیلی خوردن از آنان را تجربه کردهاند. مردمی که اکثریت قاطع رأیدهندگان به آقای روحانی نیز در شمار آنها هستند.
آقایان اعضای کابینه دکتر روحانی و برخی از روحانیونی که به حمایت تمام عیار از ایشان برخاسته بودید، چرا در مقابل اظهارات هنجارشکنانه و تهمتهای ناروایی که ایشان به اسلام و انقلاب- و نه رقیب انتخاباتی خود- زده است، سکوت کرده و بیتفاوت نشستهاید؟ سکوت شما در مقابل اهانت آشکار به انقلاب و نظام و حضرت امام(رحمة الله علیه) با هیچ توجیهی قابل پذیرش نیست.
نگارنده با خبر است که برخی از شما در این خصوص، به آقای روحانی هشدار داده و خواستار عذرخواهی ایشان شدهاید.
اگر آقای روحانی که آشکارا - و انشاءالله بیآن که بخواهد - به انقلاب تهمت زده است، حاضر به عذرخواهی علنی نباشد، چرا شما آقایان با صراحت اعلام نمیکنید که این بخش از اظهارات و سایر بخشهای هنجارشکنانه ایشان را قبول ندارید. مگر حفظ نظام اوجب واجبات نیست؟ بنابراین، لازم است از آقای روحانی بخواهید که هر چه زودتر اشتباه بزرگ خود را با پوزش از ملت جبران کند و در غیر اینصورت شما آقایان موضع خود را به صراحت مطرح کنید.
عیبی ندارد که دولت ایشان را بهترین و برترین دولتها بدانید، این سلیقه سیاسی شماست و - البته که سلیقه سیاسی شما قابل احترام است- ولی هنگامی که پای اسلام و انقلاب در میان است، سلیقههای سیاسی نباید مانع دفاع از اصول و مبانی باشد.
یکی از دستاندرکاران فتنه 88 گفته بود، من هم میخواستم اهانت به حریم مقدس عاشورا را محکوم کنم ولی ترسیدم که دیگران سوءاستفاده کنند! دقت کنید! ایشان حفظ شخصیت خویش را بر دفاع از حریم حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) ترجیح میدهد... و این لغزش فاجعهآمیز است.
لطفاً این نوشته را بیرون از محدوده رقابتهای سیاسی ارزیابی کنید. اگر سلیقه سیاسی نگارنده را نمیپسندید و حتی اگر آن را دشمن میدارید، با انقلاب و نظام و امام(رحمة الله علیه) که سر ستیز ندارید؟
به مصداق «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال» در درستی سخنی که گفته شده اندیشه کنید و چنانچه آن را به حق یافتید، بپذیرید و مهم نیست که این سخن حق را چه کسی گفته است. و کوتاه سخن آن که؛ ناظر امروز، قاضی فرداست.
حاجی گرینف ها در سیاست
محسن مهدیان، 12 خرداد 96
از دولت تا مجلس؛ یک به یک طبقه جدیدی از مدیران تکنوکرات روی کار می آیند. با ادامه این روند، سرنوشت محتوم مردان جمهوری اسلامی کارگزارنسازندگی است.
دنبال حزب نباشید. کارگزاران سازندگی را نباید یک حزب سیاسی دید. کارگزاران سازندگی یک تیپ سیاسی است. یک لژ مدیریتی است. یک سبک زندگی فردی - اجتماعی است. هم میان چپ ها هستند و هم لا به لای راست ها و هم مذهبی ها و هم لائیک ها.
قدرت کارگزاران مانا و ماندگار است. این جریان تنها قدرتی است که از ابتدای انقلاب تا امروز ظهور و بروز داشته است. قدرت این جریان در پیوند ریش و تسبیح و اشرافی گری است؛ پیوند بازار میوه و تره بار و اقتصاد بازار است؛ پیوند آزادی و جامعه کنترلی است. توان پر زور در ساخت اسلام امپریالیستی و سرمایه داری است. این جریان توانایی دارد مبارزه را با عافیت اندیشی و استقلال خواهی را با آمریکایی شدن تلفیق دهد. فقه متجدد و عرفی گرائی دینی و اسلام کاریکاتورگونه رحمانی، ابزار فکر و روش زیست ماندگار این جریان است.
کارگزاران را باید شناخت. تیپ مدیریتی کارگزارن نگاه متفاوتی به قدرت و انقلاب است. این تیپ سیاسی همه انگاره های سیاسی را از حیث ملاحظات فردی می بیند. این مهمترین متغیر موثر بر این جریان سیاسی است.
تبارشناسی تکنوکرات ها را نباید تنها در شعارهایشان دید و نه حتا در عمل سیاسی شان. رفتارشناسی تکنوکرات ها را باید در زندگی فردی شان دنبال کرد. سبک زندگی این جریان رفاه طلبی فردی است و سبک زیست سیاسی این نحله نعل به نعل زندگی فردی شان رقم می خورد. انتظار شعار صادقانه، چه آزادی و چه عدالتخواهی انتظار شیردوشی از شیر نر است.
شعارهای ارزشی برای این جریان تا اندازه ای قابل احترام است که به محدودیت قدرت و کاهش لذت رفاهی و حیثیت اجتماعی آنها منتج نشود. باید دقت شود که این نگاه ناشی از سبک زندگی است نه اعتقاد سیاسی.
ناشی از تربیت اخلاقی است نه معرفت اندیشی اجتماعی. تاکید می شود ملجا این جریان خاص، تنها دولت نیست. کارگزاران می تواند سرنوشت بسیاری از مردان جمهوری اسلامی باشد. کارگزاران جمع رفاه طلبی و انقلابی گری است. مصلحت اندیشی از جنس کارگزاران، رمز ممات و تداوم زیست این جریان است. چپ ها بروند و راست ها بیایند و آن بمیرد و این زنده شود، کارگزاران در قدرتند. در هر دوره ای اگر در قدرت سیاسی هم نبودند، اما قدرت اقتصادی و اجتماعی داشتند.
این جریان تنها عوام فریب نیست. خواص فریب، روشنفکر فریب، روحانی فریب و مذهبی فریب و غیره فریب است. میان ایثارگران می رود و از حجاب می گوید و ساعتی بعد میان دانشگاهیان می رود گشت ارشاد را به خاک می کشد. هم مذهبی پای منبرش تکبیر می فرستند و هم لوطی پای بساطش سوت می زند و هم اباحه گرها کل می کشند و هم روشنفکرها دست می زنند.
کارگزاران جریان وابسته نیست. پول نمی گیرد. فتنه نمی کند. نه با سورس ارتباط دارد و نه با پهلوی ها و لندن نشین ها. این جریان قدرتش در تغییر رنگ است. برگ برنده اش در سازگاری است. همت عالی اش در مماشات است. توان این جریان در نفوذ است.
این جریان خطر سیاسی ندارد. اهل کودتا نیست. نمی تواند قدرت را در سطوح عالی جابجا کند و نمی کند. خطر این جریان در تغییر ذائقه جامعه است. تغییر مزاج سیاسی و اجتماعی و دینی و غیره. مصلحت اندیشی سیاسی در این مدل رنگ می گیرد. تاویلات دینی رخ نشان می دهد. اقتصاد سرمایه داری بی بدیل می شود.
کارگزاران سرنوشت بسیاری از مردان جمهوری اسلامی است که سبک زندگی فردی شان با سبک زندگی انقلاب همراه نیست. روزگاری شعار مرگ بر آمریکا با رفاه طلبی و شکم پرستی جمع نمی شد اما امروز به مدد و نفس و هنر کارگزارانی ها جمع شد. کارگزاران تبلور راستین مردان شکم گنده با تسبیح دانه درشت است. تبلور راستین سرمایه دار دائم الوضو است.
نکته مهم این است که با "اسلام بدون روحانیت" می توان مقابله کرد اما به سختی مقابل "روحانیت بدون اسلام" می توان ایستاد؛ مگر پرده ها بیافتد. تنها یک راه باقی است؛ روشنگری و روشنگری.
نسبت روشنگری و این جریان، نسبت جن و بسم الله است.
با نام ویاد خدا
درود بردوستان وصدرای عزیز
ضمن تائید مواردی از مطالب شما واینکه درطول سه دهه رهبری 4 رئیس جمهور با دولتهایشان نتوانسته اند به منویات رهبری وروحانیت جواب دهند ومدام اینان طلبکار وآنان بدهکارند باید اشکال را در سیستم نظام دانست واصلاح قانون اساسی را دردستور کار قرار داد .اگر تا ابد هم انتخابات بشود هیچگاه روحانیت دولت دلخواه خودرا بدست نمیاورد ومردم هم بخواسته های خود نمیرسند باید کاررا یکسره کرد یا قوه مجریه تحویل رهبری شود تا بتوانند دولت دلخواه خودرا تشکیل دهند ویا اینکه ولایت به حوزه منتقل وقوه مجریه نماینده مردم گردش کاررا بدوش کشند .تنها راه اصلاح قانون اساسی کشور است و بیهوده نباید وقت را صرف این دعاوی وجانشینی رهبر ویا فریاد وااسلاما وواحریتا نمود التماس دعا
(۱۲/خرداد/۹۶ ۱۹:۲۵)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]ضمن تائید مواردی از مطالب شما واینکه درطول سه دهه رهبری 4 رئیس جمهور با دولتهایشان نتوانسته اند به منویات رهبری وروحانیت جواب دهند ....
حالت خوشه ؟!
یه سرچ بزن در مورد قبل و بعد از انقلاب و اوضاع جهان و غرب اسیا یه تحقیقی بکن شاید خوب شدی
