۱۱/دی/۹۴, ۱۵:۴۷
۱۱/دی/۹۴, ۱۵:۵۱
(۱۱/دی/۹۴ ۹:۴۱)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]قلب(((ما چند مرجع تقلید داریم که در احکام اختلافاتی باهم دارند و هرکس مختار است یکی را انتخاب کند)))
میرزا : داعشیان هم مرجع تقلید خود را دارند پس ملامتی بر آنها نیست
بله کج فهمی تو هر دینی هست ولی سزای این داعشیان دوزخ است و رسوایی
هر گردویی گرده ولی هر گردی گردو نبست
(۱۱/دی/۹۴ ۹:۴۱)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]قلب(((شما کافر هستید و عقاید مارو بدعت می دونيد!!! از کی تا حالا یک کافر به مسلمانان می گوید چه چیز بدعت است یا نیست!!! جلل خالق!!!!)))واقعا باعث تعجبه که به من میگید آدم خوار!!!!
میرزا : برای بدعت دانستن مطلبی لازم نیست حتما مسلمان بود یا حتما مسیحی بود ای شیعه داعشی گونه . اطلاع داشتن از ایدئولوژی و شریعت آنها برای این کار کفایت می کند . شما که خود مسلمانی در این بحث و جواب و سوالی که داشتیم مشخص شد از شریعت خود چیزی نمی دانید و جواب ها تماما برای رفع و رجوع نقص ها و ایرادات بود نه اینکه واقعا جواب منطقی داده باشی ای مسلمان آدم خوار
شما که قبلاً گفتید من منظورم از داعش گفتن اینه که تحمل نظر مخالف رو ندارید!!!
چی شد يه دفعه
ميگم ديگه اين آدم خوار رو ديگه نمی تونيد توجیه کنید
البته اگر شما باشید روتون زیاده يه توجیه براش می تراشيد
جواب منطقی یعنی اینکه یا شما مجتهد هستید یا مقلد
گزینه وسط نداریم
وقتی سالها رفتید درس دین خوندید اونوقت بیاید اینجا حرف بزنید
عمل ما هیچ شباهتی به داعش ندارد
حامیان داعش کاملاً مشخص هستند که چه کسانی هستند حالا اگر شما چشمات رو میبندی حقیقت عوض نميشه
داعشی اون کسیه که می خواد کشور و دینش رو به آمریکا که حامی داعش هست بفروشه
شما هم خودت رو عقل کل می دونی درحالی که هیچی نمی دونی
(۱۱/دی/۹۴ ۹:۴۱)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]قلب(((انسان بی خدایی مثل شما همان بهتر که برود آمریکا زندگی کند تا بفهمد ایران چیست)))معلوم نیست کی هستی که این حرف رو میزنی!!
میرزا : خدا کند که مسئولین بنده را به امریکا تبعید کنند .
این آیه هم تقدیم به شما که میگید قرآن رو قبول دارید!!!
کسانی که نزد پروردگار «ملعون» هستند / 1- اهل کتابی که کفار را هدایت شدهتر بخوانند
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلًا * أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا (النساء، 51و52)
آيا كسانى را كه از كتاب [آسمانى، مثل مسلمان، یهود، مسیحی] نصيبى يافته اند نديده اى كه به جبت و طاغوت ايمان دارند و در باره كسانى كه كفر ورزيده اند مى گويند اينان از كسانى كه ايمان آورده اند راهيافته ترند * اينانند كه خدا لعنتشان كرده و هر كه را خدا لعنت كند هرگز براى او ياورى نخواهى يافت.
لعنت، دوری از رحمت الهی و ملعون دور شده از رحمت است. ما نیز بسیار دیدهایم (أَلَمْ تَرَ) که برخی، به رغم آن ظاهراً اهل کتاب (مسلمان، یهودی، مسیحی، زرتشتی و ...) هستند و حتی نسبت به کتاب خودشان (دعوت الهی) علومی هم کسب کردهاند، دلشان هم چنان به طاغوتها محکم میشود و در واقع به آنان ایمان دارند [مثل غربزدههای عصر حاضر، به ویژه آنان که مدعیاند اهل علم به دینشان میباشند]. اینان همیشه در توجیه این شرک جاهلانه خود مدعی میشوند که آنها خیلی بهتر از این مؤمنین هستند و راه آنان هدایت شدهتر و خودشان کاملترند! خداوند میفرماید: این گروه نزد پروردگار عالم، ملعون هستند.
۱۱/دی/۹۴, ۱۸:۳۱
(۱۱/دی/۹۴ ۱۵:۰۶)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]آقای قلب دوست خوب من
از پاسخ های زیبای شما متشکرم
ببینید در هر مسئله ای سه دیدگاه وجود دارد
من،تو،حقیقت
لزوما عقاید ما منطبق بر حقیقت نیست
صحبت آقای میرزا هم اینه
انتخاب کردن و یقین داشتن به انتخاب خود بد نیست
اما اینکه انتخاب های خود را بر دیگران تحمیل کنیم چه در حوزه تئوری چه در حوزه عملی امری ناپسند است
من و شما و آقای میرزا هر سه فکر میکنیم که بر راه حقیقت هستیم
هر سه انتقاداتی بر یکدیگر داریم
اما باید به نظرات هم احترام بگذاریم
عاشق این استدلال مغالطه گرامه تو هستم .
یا عقیده باطله یا صحیح ، غیر از این داریم؟برای عدم صحت یک عقیده باید خود عقیده رو مورد رد یا پذیرش قرار داد وقتی عقیده ای در اون خطا وجود نداره و خدشه ای وارد نمیشه ( البته شما ممکنه بگی اینهمه ایراد - من هم میگم همه توهم و کج اندیشی و عدم درک صحیح شما ) و شما خدشه میدونین این رو .
اصلا شما چرا خودت رو ناراحت میکنی؟ نمیخوای مگه صیقل ببینی ؟ عقیدت رو بگو چیه تا من صیقلت بدم. دیانت و عقیدت رو بگو دیگه چرا حمله کلام دیگران هستی؟
یا مسلمونی یا مسیحی یا یهودی یا زردشتی و بودایی و بهایی و .... حتی وهابی و حتی پیرو هر مکتب فکری هم باشی برات صیقل میدمت .
ابراز عقیده کن دیگه.
خوب طبق حرف خودت شما سه نفر فکر میکنی و یقین نداری وگرنه اینطوری فکر نمیکردی .
احترام به نظرات؟ واقعا جالبه. (۱۱/دی/۹۴ ۱۵:۱۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]آقای مهدی سینا برای هر خط شما ده خط جواب دارم
اما فکر نمیکنم بحث ما نتیجه داشته باشه
فقط پیشنهاد میکنم کامنت های من را با عدالت بیشتری بخوانید
اگر دوستی به انجمن اندیشه سر بزنه میفهمه منظور از نبودن محدودیت چیه
در قوانین تالار تنها محدودیت ذکر شده تهدید و توهین و از این قبیل است
که فکر نمیکنم گفتگوهای علمی متناسب با توهین باشه
در ضمن شرایط ثبت نام در تالار را تغییر داده اند
برای همین امکان ورورد مجدد آقای میرزا سخت است
اگر چه شما را از نظر اعتقادی ایده آل نمیدانم
اما شما و اعضای تالار را افرادی با اخلاق و پاک میدانم
روز بر شما خوش باد
خوبه یه کتاب مینوی بنویسی. پشتیبان مالی هم خواستی بگو برات جور میکنم/
دوستان این گفته جناب دوست حقیقت رو تو قوانین حتما قرار بدین .
(۱۱/دی/۹۴ ۱۵:۱۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]اگر دوستی به انجمن اندیشه سر بزنه میفهمه منظور از نبودن محدودیت چیهخوبه قوانین اون تالار رو بدون کم و کاستی قید کردم براتون . و حتی اگه شده تو همون پستهایی که گفتم نگاه کنین اثبات میشه چه حد تابع قوانین هست اون تالار . راستی جناب اسم تالاری که گفتی اندیشه نیست ، اندیشه ها هست و حداقل اسم مکانی که داری توش فعالیت میکنی رو بدون .
در قوانین تالار تنها محدودیت ذکر شده تهدید و توهین و از این قبیل است
که فکر نمیکنم گفتگوهای علمی متناسب با توهین باشه
حداقل چون اسم این تاپیک با تاپیک اون تالار که عنوانش هست سخن دانشمندان بزرگ درباره خدا و مذهب
بیشتر خودت رو بسنجی که ایا اینجا قوانین رعایت میشه و یا اونجا / احتملا کپی پیست هم میکردین مطالب رو مطالعه میکردین که خودتون رو اماده کنید.
نبودن محدودیت رو فقط دوستان سر بزنن متوجه میشن یعنی چی . یعنی عدم احترام به طرف مقابل و عدم رعایت اولیات نزاکت ادبی و همچنین سواد مدعیات عدم محدودیت ... .

درباره چناب میرزا . خوب شما بزارید جناب میرزا با نام کاربری شما فعالت کنن و مستقیم با تالار ارتباط داشته باشن

قرار نیست شمامن رو چطور بدونین مهم این هست در مباحثه و گفتمان شرایط اخلاق و صداقت رو رعایت کنیم که خودتون بهتر میدونین اول شرط مباحثه اخلاق و صداقت هست که خود معترف به این امر هستین.
(۱۱/دی/۹۴ ۱۵:۱۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]اگر چه شما را از نظر اعتقادی ایده آل نمیدانمروزتون بخیر ،امیداست که صیقلی باشید.
اما شما و اعضای تالار را افرادی با اخلاق و پاک میدانم
روز بر شما خوش باد
(۱۱/دی/۹۴ ۱۵:۳۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]پیام آقای میرزا به مهدی سینا:
اگر مسلمان هستید کاربری مرا حذف نکنید تا خودم مطالبم را ارسال کنم . چون به تازگی برای فعال شدن اکانت کاربری مدیریت باید آن را تایید کند و مدیریت کاربری مرا تایید نمیکند پس چطور توقع دارد من خودم جواب بدهم
من کسی رو حذف نکردم ، کردم؟

خودشون با نامهای محتلف و ورژن های جدید میان که چرا دست به دامن این کارها شدن؟

تو چند خط قبل راهش رو گفتم.

اخرین پستی بود که نوشتم بر مطالب غیر مستند و علمی شما . فقط خواستم بگم مشکل از فرستنده و
یرنده شماست وگرنه گیرنده و فرستنده ما و تالار مشکل نداره .
به امید اینکه دعه دیگه با سوال بیایید نه با داستان نویسی. راستی 10 خط ها رو هم بیار تا به نقد بنشینیم.
۱۱/دی/۹۴, ۲۰:۲۸
در دفتر دوم مثنوی مولوی از بخش 56 اگر اشتباه نکنم تا 14 بخش بعد یعنی 70 داستانی راجب رویارویی ابلیس و معاویه (لعنت الله علیه است) شاید در بخش های اول از مولانا تعجب کنید که حالا مدح ابوبکر و عمر و عثمان رو گفتی معاویه دیگه چرا آخه . بطور کلی معاویه با تفکرات مولانا در تعارض است و تو غالب فکری اش نمی رود حتی گاهی به عمر و عثمان هم تیکه درشت بار می کنه ولی معاویه ...
اما وقتی به انتها می رسید تازه می فهمید داستان از چه قراره . حیفه که مطالعه نکنید حتما بخونید اما بنده خلاصه ای گم شاید متوجه ربط این ارسال با این تاپیک بشید
-معاویه یک روز حال ناخوشی داشته همه رو از قصرش بیرون می کنه که خبرش کپه مرگشو بزاره . وقت نماز میشه یکی میاد تو بیدارش می کنه معاویه تعجب می کنه با پرخاش میگه کی تورو راه داده من که گفته بودم کسی داخل نشه . شخص میگه وقت نمازه پاشو نماز بخون . حالا کلی حرف و جدال این بین بوده که ازش می گذریم تا برسیم آخر داستان
این شخص همون ابلیس بوده که معاویه مثلا با زیرکی بالاخره می فهمه . دست آخر بحثا تموم میشه هی ابلیس حربه می زنه حی معاویه مدد الهی می جوید آخرش آخرش میگه چی شده بود تو اومدی منو برای نماز بیدار کنی
ابلیس میگه : اگر تو رو خواب می برد بعد بیداری می شدی به خاطر نماز فوت شده چنان افسوس می خوردی که گوشت تن من ریش می شد اگر هم نماز می خواندی که پوزه منو خاک مال می کرد ولی با تلبیس که کردم تو نه غم نماز فوت شده رو خوردی نه نمازتو خوندی (خیلی هم خجسته ای که حال منو گرفتی)
گرفتید داستان چیه ؟
اما وقتی به انتها می رسید تازه می فهمید داستان از چه قراره . حیفه که مطالعه نکنید حتما بخونید اما بنده خلاصه ای گم شاید متوجه ربط این ارسال با این تاپیک بشید
-معاویه یک روز حال ناخوشی داشته همه رو از قصرش بیرون می کنه که خبرش کپه مرگشو بزاره . وقت نماز میشه یکی میاد تو بیدارش می کنه معاویه تعجب می کنه با پرخاش میگه کی تورو راه داده من که گفته بودم کسی داخل نشه . شخص میگه وقت نمازه پاشو نماز بخون . حالا کلی حرف و جدال این بین بوده که ازش می گذریم تا برسیم آخر داستان
این شخص همون ابلیس بوده که معاویه مثلا با زیرکی بالاخره می فهمه . دست آخر بحثا تموم میشه هی ابلیس حربه می زنه حی معاویه مدد الهی می جوید آخرش آخرش میگه چی شده بود تو اومدی منو برای نماز بیدار کنی
ابلیس میگه : اگر تو رو خواب می برد بعد بیداری می شدی به خاطر نماز فوت شده چنان افسوس می خوردی که گوشت تن من ریش می شد اگر هم نماز می خواندی که پوزه منو خاک مال می کرد ولی با تلبیس که کردم تو نه غم نماز فوت شده رو خوردی نه نمازتو خوندی (خیلی هم خجسته ای که حال منو گرفتی)
گرفتید داستان چیه ؟
۱۲/دی/۹۴, ۸:۵۰
اقای میرزا و قلب
به نظر من بهتره خودمون رو نزنیم
من بیچاره یک شبانه رور بیدار بودم تا بتونم مقالات مورد نیاز درباره دفاع از اسلام رو بخونم
و رفرنس پیدا کنم
در گروه های ضد اسلام""بشدت""ار اسلام نقد میشه
نقد با سند و مدرک و ظاهر عقلانی
همین الان شاید 30 تا کامنت انتقادی برام اومده که باید بشینم امروز مقاله بخونم
شاید فردا بتونم دفاع مناسبی کنم
شما بجای که بیایید به من کمک کنید دارید همدیگر رو سرکوب میکنید
آقای مهدی سینا
یه بزرگی میگفت اگه بخوای به یک احمق احمق بودنشو ثابت کنی تو از اون احمق تری
من به شما میگم
اگه بخوای به یک انسان افراطی افراطی بودنش را ثابت کنی تو از اون افراطی تری
شما اصلا عدالت بخرج نمیدید
مبناهای مشترک کمی با هم داریم
من دوست ندارم وارد بحث با شما بشوم
برای بار صدم میگم بحث من در مورد انتقاد خاصی نبود در مورد پارادایم انتقاد بود
آقای حسین
داعشیان هم اینگونه بینشی دارند خواهشا مرام داعشی نداشته باشید
داستان قلعه حیوانات زیبا بود
حیوانات قلعه برای رسیدن به آزادی و رهایی از ظلم قیام کردند
آنها خوک را بعنوان رهبر انتخاب کردند
خوک ها در اوایل کار حرفای قشنگی میزدند
میگفتند همه ما در برابر قانون برابریم
اما بعد از رسیدن به قدرت عاشق قدرت شدند
محافظه کار شدند و مخالفین را سرکوب کردند
و قوانین را تغییر دادند
همه حیوانات در برابر قانون برابرند اما خوک ها برابرترند
الان هم شما دارید حرف خوک ها رو میزنید
ما پاسخ گو نیستیم
ما یقین داریم بر حقیم
مشکل از دیگران
ما خیلی خوبیم
و ...
به نظر من بهتره خودمون رو نزنیم
من بیچاره یک شبانه رور بیدار بودم تا بتونم مقالات مورد نیاز درباره دفاع از اسلام رو بخونم
و رفرنس پیدا کنم
در گروه های ضد اسلام""بشدت""ار اسلام نقد میشه
نقد با سند و مدرک و ظاهر عقلانی
همین الان شاید 30 تا کامنت انتقادی برام اومده که باید بشینم امروز مقاله بخونم
شاید فردا بتونم دفاع مناسبی کنم
شما بجای که بیایید به من کمک کنید دارید همدیگر رو سرکوب میکنید
آقای مهدی سینا
یه بزرگی میگفت اگه بخوای به یک احمق احمق بودنشو ثابت کنی تو از اون احمق تری
من به شما میگم
اگه بخوای به یک انسان افراطی افراطی بودنش را ثابت کنی تو از اون افراطی تری
شما اصلا عدالت بخرج نمیدید
مبناهای مشترک کمی با هم داریم
من دوست ندارم وارد بحث با شما بشوم
برای بار صدم میگم بحث من در مورد انتقاد خاصی نبود در مورد پارادایم انتقاد بود
آقای حسین
داعشیان هم اینگونه بینشی دارند خواهشا مرام داعشی نداشته باشید
داستان قلعه حیوانات زیبا بود
حیوانات قلعه برای رسیدن به آزادی و رهایی از ظلم قیام کردند
آنها خوک را بعنوان رهبر انتخاب کردند
خوک ها در اوایل کار حرفای قشنگی میزدند
میگفتند همه ما در برابر قانون برابریم
اما بعد از رسیدن به قدرت عاشق قدرت شدند
محافظه کار شدند و مخالفین را سرکوب کردند
و قوانین را تغییر دادند
همه حیوانات در برابر قانون برابرند اما خوک ها برابرترند
الان هم شما دارید حرف خوک ها رو میزنید
ما پاسخ گو نیستیم
ما یقین داریم بر حقیم
مشکل از دیگران
ما خیلی خوبیم
و ...