(۸/دی/۹۴ ۱۲:۲۶)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]ببخشید دوست خوبم کنجکاو شدم بدونم لیانشامپو یعنی چی؟
شما که میگید ما برای همه انتقادات پاسخ های مستدلل و مستند داریم
پس دیگه اشکال کار کجاست؟
اونا انتقاد میکنن ما هم پاسخ میدیم
دیگران هم اطمینان بیشتری به اسلام پیدا میکنن
(۸/دی/۹۴ ۱۳:۲۶)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]طبق فرمایشات دوستان
ما درست میگیم
بقیه هم باید بدونن ما درست میگیم
کسی هم حق پرسش داره
اگرم سوال پرسید باید با جواب ما قانع بشه
همکار گرامی دوست حقیقت ، اشکال فی ذات وحود ندارد بلکه شبه را ایجاد میکنند . دقت کنید ، شبهه ، خود شبهه رو میخواین براتون توضیح بدم چرا و چطور ایجاد میشه ؟ چیزی رو شبیه چیزی در اوردن ، هیچ وقت کسی درباره چیزی که ارزشی نداره نمیاد بدل نمیزنه که بخواد از وجه شباهتش سودی ببره ، مگر اینکه نفی در اون باشه که بخواد بدل ایجاد کنه.
شما میتونی از یک ایه چنان برداشت کنی که خوارج کردن ، و چنان هم میتونین که ائمه اربعه اهل سنت و همینطور مفتیان وهابی و ... و حتی میتونی از همون ایات برای پیدایش دیانتی دیگه و اینکه بگی اقرار میگیرم از قران برای دیانت خودم که تازه دارم بنیان میزارم.
جناب ، ما پاسخ داریم نه اینکه بگردیم پاسخ پیدا کنیم ، شما اگه متن بالا رو دقت کنی پاسخ خیلی از اشکالاتی که تو ذهنت داری حل میشه .
نقد کردن خوبه و مفید ولی چه نقدی؟
تو تاریخ بعد اسلام رو حالا فقط مدنظر بگیریم ، چه انسانهایی اومدن به نقدکردن و مبارزه با این کتاب ، سوای از هر جنبه که تو تاریخ ثبت شده و و واموندن تو پاسخ دادن به اونها و فقط اومدن یک حرفی زدن و بقیه ندانسته و دانسته دنبالش رو گرفتن و شدن فرقه های مختلف، ایا دین مگه یکی نیست ؟ پس چرا فرقه فرقه شدن؟
شما حق تفکر و تدبر و تعلم و .... داری تو خود همین قران میگه که بیاندیش و تدبر کن و تعقل کن و تعلم کن و ... یعنی اسلام مثل خیلیا نگفته من هرچی میگم همون و پرسش ممنوع ، ممکنه بگی پس چرا تو بعضی چیزا باید بگیم چشم و پرسش نکنیم ، خلاصه میگم و مختصر امید وارم مفهوم باشه برات ، شما وقتی میگی چشم پشت این چشم گفتن اینها رو قبول کردی که : خدا گفته ، پیامبر ناقل وحی هست به بشر ، کلام نبی خطا در اون راه نداره ، طبق چی میکیم خطا راه ندار؟ ایات همین قران ، (
وما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي

همین قران که قب.لش کردیم که وحی هست و پیامبر بدون دخالت نفسش این رو میگه ، بعد میبینم میگه که چی؟ اطاعت بی چون و چرا ، یعنی ما مراجلی رو سپری کردیم و قبول کردیم رسیدیم به اطاعت بی چون چرا، نه اینکه همین اول کار بگیم چشم. اول قبول کریدم که پیامبر فرستاده خداست وگرنه اگه اینو قبول نکنیم که اساسا چشم کقتن ما نه ثمری داره و نه امتیازی.
جناب شما نقد داری بگو ، شبهه داری بگو ، ولی حق مغلطه و هدر دادن وقت ، عمر ، هزینه ، ... رو نداری. نه شما و نه هیچ کدوم از کاربرای محترم تالار .
جناب دوست حقیت
(۸/دی/۹۴ ۱۳:۲۶)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]طبق فرمایشات دوستان
ما درست میگیم
بقیه هم باید بدونن ما درست میگیم
کسی هم حق پرسش داره
اگرم سوال پرسید باید با جواب ما قانع بشه
قرار نیست کسی رو قانع کنیم ، چون این بحث وجدانی هست و نمیشه با حرف نشون داد. قرار نیست کسی قانع بشه ، بلکه باید خودش درک کنه .
کسی رو که نخواد نمیتونی قانع کنی ، عده ای فقط دنبال حرف زدن هستن و کم نبودن و نیستن تو عمر حداقل این تالارر که اومدن و رفتن و هستن ، و دنبال پاسخ نیستن و نخواهند بود و فقط میخوان بگن پس فلانی چی میگه ، این پس چرا اونو میگه، برای دین ملاک کلام خودش هست نه تفسیر به رای و نظر فلان دانشمند که درکی از هیچ مطلبی از شریعت نداره ( شریعت رو فقط برای روزهای معلوم میشناسه و خدا رو هم محبوس در اماکنی خاص ) .
تا اینجا هم سوالب بود پاسخ داده شد چه به شما و چه به سایر دوستان در حد توان و میزان سوالشون.
گلایه ای باقی نیست از کسی .
حداقل ما مثل بعضیا نیستم بلکه به دینمون باور داریم و اجازه تحقیق و نقد دادیم ، در حالی که برخی چنین حقی رو نه به پیروانشونمیدن نه میزارن ، بلکه فقط ادعای این رو دارن که اهل تحقیق باشین. نموه بگم و ختم کلام
بحث تحری حقیقت رو ممکنه شنده و یا نشنیده باشین ولی این بحثی هست که تو همه ادیان هست و ادیان کاذبه هم از این واژه خلاف جایگاهش استفاده میکنن ، از اخرین ادیان کاذبه بهاییت هست که از این واژه برای عوام فریبی و نشون دادن راستی دیانت خودش استفاده میکنه و از اولین تعالیم خودش این رو سر مشق قرار داده ، اولین تعلیم از تعالیم 12گامه بهایتیت تعلم تحری حقیقت هست ، فقط دو نمونه از عبارات خدای بهاییت براتون میارم تا ببینید که از تخری حقیت چه استفاده کردن و امیدوارم دوست حقیقت هم متوحه منظور و کلام من بشن.
نقل قول:جناب بهاء الله ( خدا و پیامبر و ... بهاییت اینطوری میگه ) :
بر هر شخص بالغ تحرّی حقيقت فرض و واجبست حضرت بهاءالله ميفرمايند قوله تعالی:
" انسان چون بمقام بلوغ فائز شد بايد تفحّص نمايد و متوکّلاً علی الله و مقدّساً عن الحبّ و البغض در امری که عباد بآن متمسّکند تفکّر کند و بسمع و بصر خود بشنود و ببيند چه اگر ببصر غير ملاحظه نمايد از مشاهدهء تجلّيات انوار نيّر عرفان الهی محروم ماند.
اشراق خاوری، پیام ملکوت، ص 11
و حال اینکه در جای دیگه میگه :
«کور شو تا جمالم بینی و کر شو تا لحن و صوت ملیحم را شنوی و جاهل شو تا از علمم نصیب بری و فقیر شو تا از بحر غنای لا یزالم قسمت بی زوال برداری. کور شو یعنی از مشاهدهی غیر جمال من. و کر شو یعنی از استماع کلام غیر من. و جاهل شو یعنی از سوای علم من. تا با چشم پاک و دل طیب و گوش لطیف به ساحت قدسم در آیی»: بهاءالله، ادعیه حضرت محبوب، ص 427 و 428.
یا مثلا جای دیگه
عبدالبهاء: کسی که منصف باشد، برای تحرّی حقیقت، تحقیق و تفحص میکند.
«نفوسیکه منصفند فحص میکنند تحقیق و تدقیق میکنند، همان فحص و تدقیق سبب هدایت آنها میشود ... میگویند میرویم میبینیم و تحرّی حقیقت مینمائیم»: عبدالبهاء، خطابات، ج 1، ص 189.
بهاءالله: بدون چون و چرا و مقایسه، کلام مرا بپذیرید.
«هیچ لذتی اعظمتر در امكان خلق نشده كه كسی استماع نماید آیات آن را و بفهمد مراد آن را
و لم بم (چون و چرا) در حق كلمات آن نگوید و مقایسه با كلام غیر او نكند»: بهاءالله، بدیع، ص 145.
حالا شما بسنج که تحقیق و اشکالات و شبهات رو چطور باهم کنج باید کرد و .../