تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: انتقاد از تقلید کورکورانه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
«اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحداً لا اله الا الله هم سبحانه عما یشرکون» (توبه / 31) قرآن می‌فرماید که یهود و نصاری عالِمان دین خود را می‌پرستیدند، پس می‌شود روحانیت‌پرستی کرد. روحانیت‌پرستی هم یک نوع بت‌پرستی است. هر چیزی را می‌شود پرستید.

و اتفاقاً در ذیل همین آیه «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباٌ من دون الله» صحابی‌ای از امام باقر(علیه السلام) یا امام صادق(علیه السلام) می‌پرسد که آیا واقعاً علمای یهود و نصاری به مردمشان می‌گفتند ما را بپرستید؟ آن وقت حضرت قَسَم می‌خوردند و می‌گویند «لا والله»‌به خدا قسم اینگونه نبوده است. علمای آنها به ایشان نمی‌گفتند ما را بپرستید و اگر هم می‌گفتند، آنها قبول نمی‌کردند که عالمان دینشان را بپرستند؛ آن وقت صحابی می‌پرسد پس منظور چیست؟ قرآن دارد می‌گوید که علمای خودشان را می‌پرستیدند!


آن وقت حضرت در جواب می‌گویند، این که قرآن می‌گوید علمای خودشان را به جای خدا یا علاوه بر خدا می‌پرستیدند، معنایش این است که رفتاری با علمایشان می‌کردند که فقط باید با خدا این رفتار را می‌کردند. بعد توضیح می‌دهند و می‌گویند فقط خداست که باید بدون پرس و سوال سخنش را شنید و پذیرفت. اینها با علمای خودشان همین رفتار را می‌کردند، بدون اینکه بپرسند آخر دلیلتان چیست؟ می‌گویند چون عالِم دین این را گفته است، باید آن را پذیرفت. نباید با عالِم دینی همان رفتاری را که با خدا می‌کنید، داشته باشید، چرا که فقط خداست که «لا یُسئلُ عَما یَفعَلُ» فقط خداست که مورد سوال قرار نمی‌گیرد، اگر با امر یا فرد دیگری همین رفتار را داشتی، شما او را پرستیده‌ای.

و چقدر این قضیه آشناست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!​!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
جناب دوست حقیقت اول سعی کنید برای خواننده ارزش قایل بشید و نگارشی رو قرار بدید که بشه راحت خوند . الان این نگارش رو کی ح.صله میکنه بخونه؟
بعدشم بازم زدید جاده حاکی
مدارک رو از منابع اهل سنت میاری بازم؟
(۱۶/دی/۹۴ ۱۴:۲۸)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ][align=START]یک حدیثی که این ادعای شیعه ها را ثابت بسازد در میتوانید ارایه کنید؟ در حالیکه احادیث بیشمار درینمورد وجود دارد که هنګام عقد محمد با عایشه این کودک دختر ۶ ـ ۷ ساله بوده و هنګام زفاف ۹ ساله

[align=START]آقای محمد حقیقت دوست این مدارک را که در نوشتار تان استفاده کردید قدامت تاریخی ندارند. حالا بگذار من یکی دو مورد از چیز های را که در بالا د رمورد "راز زنگیری" محمد نوشتی با استناد به مدارک خیلی



[align=START]1- نوشتی :ـ پیامبر در 25 سالگی با حضرت خدیجه که چهل سالش بود و قبلاً یک یا دوبار شوهر کرده بود و با مرگ شوهر بیوه شده بود، ازدواج نمود،" بلی آقا دلیل آن هم خیلی آشکار است . و آن این است که "پیغمبر" در آن زمان هنوز ادعای نبوت نکرده بود و خدیجه هم زن خیلی ثروتمند بود. اما بمجردیکه "پیغمبر" شد و خدیجه هم فوت کرد با دختر شش ساله ازدواج کرد.

[align=START]2- نوشتی " رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بین همسران خود عدالت را رعایت می کرد." حالا بیایید همین ادعای تان را با استناد به آیت قرآن و تفسیر و حدیث بررسی کنیم.



[align=START]
سوده بن ذمعه. زنی بود که "پیغمبر" وی را بعد از فوت خدیجه و بگفته اکثر مورخین مسلمان همزمان با عایشه به عقد خود در آورد. و بعد وی را طلاق میداد چون "پیر " شده بود. همین است عدالت بین زنان؟
به داستان سوده بنت ذمعه از قول مدارک خیلی با اعتبار اسلامی ت
[align=START]

وجه کنید.
1- تفسیر حسینی ؛ حضرت شاه ولی الله دهلوی.
در مورد شان نزول آیت 128 نساء نوشته که " حضرت پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سوده بنت ذمعه (رض) را طلاق داد و او بر سر راه آن حضرت بنشست تا وقتیکه سید عالم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)برسید . سوده بزبان تضرع گفت" یا رسول الله رجعت کن بسوی من که دوستی مرد در دل من نمانده. لیکن میخواهم فردای قیامت د رزمره زنان تو محشور شوم. و نوبت خود را به عایشه میدهم.............. پیغمبر این درخواست وی را قبول کرد و بعد از آن نوبت وی را هم کنار عایشه میگذراند"




[align=START]- تفسیر ابن کثیر د ر مورد سوده بنت ذمعه " عایشه می گوید " وقتیکه سوده پیر شد ، ترس داشت که پیغمبر وی را طلاق بکند، و بدین دلیل به پیغمبر پشنهاد کرد که نوبت خود را به عایشه میدهد. و پیغمبر این پیشنهاد وی را پذیرفت و بعد از آن پیغمبر هر دو روز را نزد عایشه سپری میکرد."/// همین است عدالت که وقتیکه زن تان پیر شد وی طلاق کنید؟



[align=START]

[align=START]


3- - کیمیای سعادت ؛ ادب هشتم صفحه 319( در مورد سوده بنت ذمعه)
رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)هر شبی به نزدیک زنی می بود، و عایشه را دوستر داشتی. و می گفت : بار خدایا ، آنچه به دست من است جهد همی کنم ، اما دل به دست من نیست."
رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سوده را طلاق خواست داد،


که بزرگ شده بود.گفت: "یا رسول الله، من نوبت خویش را به عایشه دادم. مرا طلاق مده تا روز قیامت از جمله زنان تو باشم." وی را طلاق نداد. و دو شب به نزدیک عایشه بودی و یک شب یک شب به نزدیک هر زنی."







[align=START]توجه کنید که سوده بن ذمعه را که فقط 5-6 سال قبل به عقد خود در آورده بود ، حالا بدلیل "کهنسالی" می خواست طلاق کند!!



[align=START]

[align=START]

نوشتی : حضرت دنبال زنان زیبا و جذّاب از جهت امور جنسی و جوانی نبود" توجه کن به روایتی در مورد این ادعای تان از کتب خیلی قدیمی نه مدارکی که در این 2-3 صد سال آخر نوشته شده اند."صفیه دختر حیی بن اخطب بود. شوهرش کنانه را محمد بن مسلمه به فرمان پیغمبر شکنجه کش کرد. و پیغمبر وی را از اسیران خیبر بخود اختصاص داد"





[align=START]صحیح البخاری جلد دوم، حدیث 2235( پیغمبر از زیبایی صفیه با خبر شد)
[align=START]"از انس بن مالک(رض) روایت است که گفت: پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد خیبر شد. آنگاه که خداوند فتح قلعه خیبر را بر وی میسر ساخت. از زیبایی صفیه بنت حیی بن اخطب یا د شد که شوهرش کشته شده بود و او نو عروس بود. پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وی را برای خود برگزید. آن حضرت با وی روانه شد تا آنکه به محل سد الروحاء رسید در آنجا وی از حیض پاک گشت و آن حضرت با وی مجامعت کرد.........."



[align=START][align=START]توجه کن که در مسیر راه با وی زفاف کرد... آیا این زفاف شان هم بخاطر گسترش اسلام بود؟ دختر زیبای را که در چور و چپاول بدست کسی دیگر افتاده بخاطر زیبایی وی به خود می گیرد و بعد از چند ساعت با وی زفاف می کند.



[align=START][align=START][align=START]
کتاب "سیرت رسول الله د رمورد صفیه: - جلد دوم؛ صفحه 233
"... و از جریاناتی که در مراجعت بمدینه یا در خود خیبر اتفاق افتاد ازدواج رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با صفیه بود که ام سلیم مادر انس بن مالک صفیه را مهیا کرد سپس خیمه ای برپا کردند و چون شب شد رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بآن
[align=START]



خیمه رفت و با او ازدواج کرد. ابو ایوب انصاری نیز شمشیری را بدست رفت و تا صبح اطراف خیمه آنحضرت پاس میداد، چون صبح شد و رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از خیمه خارج شد ابو ایوب را در پشت خیمه دید، فرمود: ابو ایوب در اینجا چه می کنی؟


عرضکرد: یا رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از این زن بر تو ترسیدم. زیرا پدر و شوهر و قوم این زن بدست تو کشته شده بودند، و از طرفی تازه مسلمان شده بود( و آنطور که باید شما را نمی شناخت از اینرو ترسیدم این زن بشما گزندی برساند"





[align=START][align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]

ببین که ابو ایوب در مورد صفیه چه گفته" یا رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از این زن بر تو ترسیدم. زیرا پدر و شوهر و قوم این زن بدست تو کشته شده بودند، و از طرفی تازه مسلمان شده بود( و آنطور که باید شما را نمی شناخت از اینرو ترسیدم این زن بشما گزندی برساند"







[align=START][align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]
طبقات این سعد،؛ سیره شریف نبوی؛ جلد هشتم، 125( در مورد صفیه)
"پیغمبر چون به منزلی بنام تبار که در شش میلی خیبر بود رسید از راه کرانه گرفت و خواست با صفیه زفاف کند ولی صفیه نپذیرفت و از آن کار خودداری کرد که پیغمبر از این کار اندکی دلگیر شد. و


[align=START]

چون به منطقه صهبا ء که فاصله اش با خیبر یک منزل است رسید ، به ام سلیم فرمود:" این دوست خود را بیارائید و بر موهایش شانه زنید" و پیغمبر می خواست در ان منزل با صفیه زفاف فرماید...."
ببین آقای که "پیغمبر" می خواست با وی زفاف کند آنهم قبل از رسیدن به مدینه و در مسیر راه.









[align=START][align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]

[align=START]ام سلیم می گوید هیچ پرده و خیمه یی نداشتیم ، من دو عباء را گرفتم و با بستن به دو درخت پرده گونه یی فراهم آمد و پس آن زلف هایش را شانه زدم و او را عطر آگین ساختم. ......... و سپس ما بیرون آمدیم و رسول خدا شب را کنار صفیه گذراند. سپیده دم پیش صفیه رفتیم که می خواست غسل کند، او را بجایی دور تر از لشگرگاه بردیم و پرده گرفتیم که از دیده ها پوشیده باشد او غسل کرد......"








[align=START][align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]

[align=START][align=START]ببین اقا که امم سلیم میگوید هیچ پرده و خیمه هم نداشتیم. دو عباء خود را دور درختها زدند و "پیغمبر" داخل آن شد و در مقابل چشمان همه با وی "زفاف" کرد. آیا این هم بخاطر کمک به بیوه ها بود؟ یعنی اول شوهر، برادر و پدرش را کشت و بعد که خودش بیوه شد خواست به وی کمک کند. آنهم در مقابل چشمان مردم. حتی منتظر نماند به خانه خود در مدینه برسد و بشکل آبرومندانه آن عمل را انجام بدهد.









[align=START][align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]

[align=START][align=START][align=START]
مختصر صحیح المسلم؛ باب 10 حدیث 810( در مورد صفیه)
"........ سر انجام، خیبر به زور شمشیر فتح گردید. هنگامی که اسیران جنگ، جمع آوری شدند، دحیه کلبی آمد و گفت"ای پیامبر خدا از این اسیران کنیزی به من بده. رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:" برو و کنیزی برای خود انتخاب کن
[align=START]

. او صفیه بن حیی را انتخاب کرد. بعد شخصی آمد و به رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفت: ای پیامبر! صفیه بن حیی سردار بنی قریظه و بنی نظیر را به دحیه عنایت کردی؟ صفیه تنها شایسته شما است. رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: دحیه و صفیه را صدا کنید، هنگامیکه که رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صقیه را دید، به دحیه فرمود:" بجای او می توانی کنیز دیگری انتخاب کنی.......... در راه بازگشت، صفیه به وسیله ام سلیم (رض) آراسته شد و زفاف انجام گرفت............"











[align=START][align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]

[align=START][align=START][align=START]

[align=START]تاریخ الکامل؛ جلد سوم ، صفحه 1180( در مورد صفیه)
[align=START]"صفیه دختر حیی بن اخطب بود. شوهرش کنانه را محمد بن مسلمه به فرمان پیغمبر شکنجه کش کرد. و پیغمبر وی را از اسیران خیبر بخود اختصاص داد"











[align=START][align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]

[align=START][align=START][align=START]

[align=START][align=START]
پیغمبر روزانه با یازده زن مباشرت جنسی میکرد. آیا این هم بخاطر کمک به بیوه ها بود و هدف لذت بردن جنسی برای خودش نبود؟ صحیح بخاری حدیث 268 "از قتاده روایت است که انس بن مالک (رض) گفت: " پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دربرخی از اوقات روز وشب بر زنان خویش گردش میکرد و
[align=START]



آنها یازده زن بودند.( قتاده گوید ) انس را گفتم : آیا پیغمبر طاقت آنقدر جماع را داشت؟ انس گفت : می گفتیم ، که برای آن حضرت نیروی سی مرد داده شده است. سعید به روایتی از قتاده گفته است: انس تعداد زنان را نه گفته است.( نه یازده)"













[align=START][align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]

[align=START][align=START][align=START]

[align=START][align=START]

[align=START]
از عایشه روایت است که "پیغمبر در خانه خود ما با من زفاف کرد و من آن وقت 7 ساله بودم. طبری جلد چهارم، صفحه 1292
عایشه میگوید " مادرم سر و صورت مرا شست ...... گوید آنگاه بدرون خانه رفتم ، پیغمبر خدا در اطاق ما بر تختی نشسته بود. مرا کنار او نشاند


[align=START]

و گفت: " این خانواده تو است، خدا آنها را برای تو مبار کناد و تو را برای آنها مبارک کناد. و مردان و زنان برفتند و پیغمبر در خانه ام با من زفاف کرد، نه شتری کشتند و نه بزی سر بریدند. من آنوقت هفت سال داشتم." عروه بن زبیر گوید که عایشه آن وقت شش سال داشت."
آیا این هم بخاطر لذت جنسی نبوده و می خواسته عایشه 7 ساله را از "بیوه" شدن نجات بدهد؟















[align=START][align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]

[align=START][align=START][align=START]

[align=START][align=START]

[align=START]

[align=START]
پنج مدرک دیکر در مورد سن عایشه: همه مدارک قدیمی ترین مدارک اسلامی اند.
1- تاریخ الکامل، جلد سوم ، نوشته : عز الدین ابن اثیر؛ صفحه 1178:


" چون خدیجه درگذشت پس از او سوده بن ذمعه را بزنی گرفت. برخی گویند عایشه را برگزید. هنگامیکه عایشه همسر او
[align=START]



شد ؛ دختر شش ساله بود"
2- "سیرت رسول الله" جلد دوم ، صفحه 418


" عایشه هنگامیکه هفت سال داشت در مکه به عقد رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در آمد. چون 9 یا ده سال داشت( با رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مدینه هجرت کرد) با او زفاف کرد"
3-مختصر صحیح المسلم، حدیث805 ؛ باب نهم در باره "ازدواج با دختر کم سن و سال"


"عایشه (رض) می گوید که دختر شش ساله بود که رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مرا به نکاح خود در آورد و 9 ساله بودم که مرا به خانه خود برد"
عایشه رضی الله عنها می گوید:" ....... مادرم مرا به آنها سپرد. آنان سرم را شستند و مرا آراستند. و هیچ چیز مرا نترساند مگر دیدن رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که قبل از ظهر آمد و مرا به او سپردند.
4- سنن ابی داود، جلد .... حدیث 2116؛ باب "ازدواج در کودکی"
" عایشه میگوید: پیغمبر الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مرا عقد کرد وقتیکه هفت سال داشتم. و 9 ساله بودم که با من مباشرت جنسی کرد.
5-طبقات ابن سعد ؛ جلد: اول- سیره شریف نبوی؛ نوشته : محمد بن سعد کاتب واقدی( 230-168 هجری قمری) صفحه 57" عایشه 6 ساله بود که پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با وی همسر شد و 9 ساله بود که زفاف کرد......."


















[align=START]

[align=START]

آقای محمد حقیقت دوست عزیز لطف کنید مدارک معتبر و قدیمی را مطاالعه کنید نه مدارکی را که 3-4 صد سال قبل در زمان صفویان در ایران نوشته شده اند.





[align=START]دوستان عزیز نوشتار آقای محمد خیلی طولانی بود و من هم ناچار شدم خیلی از قسمت های انرا پاسخ بدهم و بدین دلیل باید این همه موارد را می نوشتم.



[align=START]درود بر شما مریم عزیز، و جهان سپاس از حوصله مندی روشنګری شما، امیدوارم مومنین و مومنات این برګه همه اسناد و مدارک مستندی را که ارایه نمودید مطالعه کنند.

خیلی جالبه هیچی نمیگی بعد میگی این ادعا ، کدوم ادعا ؛ اول چیزی نمیگی بعدی ادعا
سوالت رو درست مطرح کن بعد بیا داستان پردازی کن.Blush
صرفا برای یک قسمت از متن شما که میگید برید و مطالعه کنید ( فقط برای صده های ابتدایی اسلامی در منابع اهل سنت ) مراجعه کنید به بحث
پیامبرشناسی اهل سنت (بصورت خلاصه ) رو حتما کطالعه کنید تا متوجه بشید که در منابع دسته اول و به اصطلاح مستند شما ( جامعه اسلامی که مد نظر دارید ) چه ها گفته شده .
هر عقل سلیمی هر حرفی را نمیپذیرد مگر اینکه ... .Smile
پس اگه قرار هست این بحث رو به نتیجه برسونیم شما اول مطالب رو ویرایش و متب و منظم قرار بدین ،
آقای مهدی سینا پاکشون کنید تا مرتبشون کنم

من فقط برای شما کپی کردم
تا در جواب دادن من را یاری کنید
(۱۶/دی/۹۴ ۱۴:۵۴)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]آقای مهدی سینا پاکشون کنید تا مرتبشون کنم

من فقط برای شما کپی کردم
تا در جواب دادن من را یاری کنید

با زدن ایکن ویرایش این کار رو انجام بدید.
اگه هم بلد نیستین از امکانات تالار استفاده کنید از مطلب زیر استفاده کنید
راهنمایی
هر کار میکنم حذف نمیشن

آقای مهدی سینا بیزحمت در مورد این شبهات مطالبی را به بنده ارسال کنید
آقای مهدی سینا

پاسخ قبلی ها چی شد!!!






دوستان موضوع تاپیک عوض کردم!!
تا صفحه بی مصرف نشود
و بقول دوستمون مهدی سینا موجب تخلف حق الناس نگردم
(۱۶/دی/۹۴ ۱۴:۲۸)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]«اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون الله و المسیح ابن مریم و ما امروا الا لیعبدوا الها واحداً لا اله الا الله هم سبحانه عما یشرکون» (توبه / 31) قرآن می‌فرماید که یهود و نصاری عالِمان دین خود را می‌پرستیدند، پس می‌شود روحانیت‌پرستی کرد. روحانیت‌پرستی هم یک نوع بت‌پرستی است. هر چیزی را می‌شود پرستید.

و اتفاقاً در ذیل همین آیه «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباٌ من دون الله» صحابی‌ای از امام باقر(علیه السلام) یا امام صادق(علیه السلام) می‌پرسد که آیا واقعاً علمای یهود و نصاری به مردمشان می‌گفتند ما را بپرستید؟ آن وقت حضرت قَسَم می‌خوردند و می‌گویند «لا والله»‌به خدا قسم اینگونه نبوده است. علمای آنها به ایشان نمی‌گفتند ما را بپرستید و اگر هم می‌گفتند، آنها قبول نمی‌کردند که عالمان دینشان را بپرستند؛ آن وقت صحابی می‌پرسد پس منظور چیست؟ قرآن دارد می‌گوید که علمای خودشان را می‌پرستیدند!


آن وقت حضرت در جواب می‌گویند، این که قرآن می‌گوید علمای خودشان را به جای خدا یا علاوه بر خدا می‌پرستیدند، معنایش این است که رفتاری با علمایشان می‌کردند که فقط باید با خدا این رفتار را می‌کردند. بعد توضیح می‌دهند و می‌گویند فقط خداست که باید بدون پرس و سوال سخنش را شنید و پذیرفت. اینها با علمای خودشان همین رفتار را می‌کردند، بدون اینکه بپرسند آخر دلیلتان چیست؟ می‌گویند چون عالِم دین این را گفته است، باید آن را پذیرفت. نباید با عالِم دینی همان رفتاری را که با خدا می‌کنید، داشته باشید، چرا که فقط خداست که «لا یُسئلُ عَما یَفعَلُ» فقط خداست که مورد سوال قرار نمی‌گیرد، اگر با امر یا فرد دیگری همین رفتار را داشتی، شما او را پرستیده‌ای.

و چقدر این قضیه آشناست!!

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت کاربران محترم تالار بیداری اندیشه.
روز اغازین هفته شما بخیر
جناب
دوست حقیقت( دشمن نادانی )
موضوع و هنوان با متن رو کامل عوض میکنی بعد میگی چی؟
(۱۹/دی/۹۴ ۷:۴۱)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]آقای مهدی سینا

پاسخ قبلی ها چی شد!!!






دوستان موضوع تاپیک عوض کردم!!
تا صفحه بی مصرف نشود
و بقول دوستمون مهدی سینا موجب تخلف حق الناس نگردم
واقعا جای بسی تامل ذلزع این افعال شما.
الان به چی باید پاسخ بدم؟
به متنی که ابتدا نوشتید و بی سرو ته بود ؟ یا این بحث


انتقاد از تقلید کورکورانه؟
اول تکلیف خودتون رو با سوالات خودتون مشخص کنین بعد در خدمت شما هستیم همونطور که بودیمBlush
دوست حقیقت کدوم صحابی . کدوم مدرک ؟ بازم رفتی جاده خاکی؟
بنده اگه از این حدیث اطلاع هم داشته باشم بینه با شماست که مدعی سخنی هستید پس لطف کنید درست نقل کنید.
شما از جایی هم که کپی کردی ادرس نداده .
جالبه که این پست رو خودتون اول باید حواب بدید که چرا هرچی از دیگران میبینین بدون کمی تامل نقل میکنید عمل. ایا خودتون شامل این سخنان نیستین؟
شما پاسخ این روال رو بده تا منم بگم مشکل این سوال و نگاه معوح شما کجاست.Smile
پس اجازه بدید متن انتقاد را به طور کامل شرح بدم

خواهشا حذف نکنید
(۱۹/دی/۹۴ ۸:۱۸)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]پس اجازه بدید متن انتقاد را به طور کامل شرح بدم

خواهشا حذف نکنید

بنده چیزی خدف نمیکنم .
شما بفرماBlush فقط قبلش بگید که متن ابتدایی که نوشته بودیذ چرا تغییر کرد؟
و اینکه اگه قرار باشه با تغییر مطالب ، من و دوستانی که دنبال نتیجه بحث هستن باید جطور متوحه بشن که چی شد ! جون ممنکنه این اتفاق ( تغییر عتوان و متن ) باز هم تکرار بشه .
لطفا شفاف باشید .Smile
آقای مهدی سینا من مخالف تقلید هستم به نظر من تبعیت برای مسلمان شایسته تر است
نظر شما چیه؟
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع