نقل قول:جناب سعدی ، ما تو بحث سعی نداریم بگیم دین و تفکر ما درست هست و مال شما غلط ، ما میگیم که شما چنین مطالبی داری و چنین و چنان ، اگه شما هم به دین و شریعت من ایراد میگیری بیا و مطرح کن ولی صحیح مطرح کن .مزاع نداریم چون بی فایده هست .
نه داداش گویا اشتباه شده. من بهاییت رو نادرست می دونم. فقط حرفم اینه که وقتی شما می تونی یک عقیده نادرست رو از بین ببرید که فرد رو با این سوال مواجه کنی: بهش بگی "از کجا می دونی اعتقادت درسته؟"
وقتی فرد وادار بشه به این سوال فکر کنه، خودش عقاید نادرست رو می گذاره کنار. باید به فرد یاد بدی که بین یک استدلال درست و یک مغلطه تمایز قائل بشه.
نحوه رفتار با این عقاید می تونست مثلاً به صورت گذاشتن یک دوره اجباری منطق باشه که افراد قبل از دانشگاه بگذرونند یا چیزی مثل این. اما از این فرصتها استفاده نمیشه.
این که می خواهید اعتقادات خرافی در جامعه از بین بره خوبه، اما به روش درستش.
نقل قول:سلام کسی که به اصل و اوامر شریعت خودش ( بر فرض که بهاییت شریعت باشه _ از نگاه بهاییا هست _ ) اشنا نباشه و یا خلافش عمل کنه دیگه کلامش معلومه برای چی هست .
اگر اعتقاد مذهبش رو قبول نداره، پس دیگه چه بحثی داریم باهاش؟ (تفاوت نقل قول در پست بعد به خاطر ویرایش است).
یه بار یه نفر از انیشتین می رسه شما چطور یهودی هستید که نظریاتتون با یهودیت در تضاده؟
در جواب میگه وقتی صدف یه حلزون رو ازش بگیری، باز هم یه حلزونه منتها بدون صدف.
خیلیا تو دنیا هستند که مذهبی اند، اما مذهبشون رو جدی نمیگیرند. مثلاً طبق عقاید یهود، مار اول پا داشته، بعد که از بهشت رانده میشه به کیفر گناهش (که فریب دادن آدم هست) محکوم میشه به اینکه روی زمین بخزه. اما آیا این زیست شناسای یهودی این رو قبول دارند؟
(۱/خرداد/۹۵ ۲۱:۱۱)سعدی نوشته است: [ -> ]اگر قبول نداره، پس بگذار باشه. دیگه چه بحثی داریم باهاش؟
جمله به نظر جمله ی خوبی است !
قبول راه درست و حقیقت اجباری نیست .
اگر جاهلی موجود باشد که با ارشاد هم حقیقت را درک نکند بهتر است با جهلش رهایش کنیم البته به جز حالات خاص !
اگر جاهل ما در حال انتشار جهلش در جامعه بود چه ؟ اگر جاهل ما نه فقط در پی انتشار افکارش بلکه در پی ضربه زدن به بنیان های اقتصادی و امنیتی جامعه بود چه ؟ اگر جاهل ما آلت دست دشمنان تراز اول ما شد چه ؟
رها کردن چنین جاهلی خود جهالت بزرگتری است !
سلام
جمله ام کژتابی داشت

. تصحیحش کردم:
نقل قول:اگر اعتقاد مذهبش رو قبول نداره، پس دیگه چه بحثی داریم باهاش؟
گویا یه سری اعتقادات در بهاییت هست که بهایی ها قبولش ندارند. خب وقتی قبولش ندارند دیگه قضیه حله.
بهاءالله تو کتاب بدیع تو صفحه 126 میگه :
«تناقض را در ساحت اقدس مظاهر الهیه[b] راه نبوده و نخواهد بود»[/u]
[b]حالا اگه تناقض پیدا شد معلوم میشه یجای کار مشکل داره
(۱/خرداد/۹۵ ۲۲:۳۶)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
جمله ام کژتابی داشت
. تصحیحش کردم:
گویا یه سری اعتقادات در بهاییت هست که بهایی ها قبولش ندارند. خب وقتی قبولش ندارند دیگه قضیه حله.
جناب سعدی مثل اینکه شما دقت نکردی بحث سر چی هست .
بزارین مثال رو اینطوی بگم
شما به عنوانیک مسلمان هرگز نمیگی که پیامبر رو قبول ندارم و یا اینکه خدا حالا میتونه خدایی دیگر داشته باشه و ... .
اگه چنین بگی که کلا تناقض داره با اصول اعتقادی خودت . یعنی اصول دینت رو قبول نداری . این فرق میکنه تا اینکه بگی مثلا یسری موارد مثلا روزه و نماز و ... رو توش تنبلی میکنی و انجامش نمیدی .
تو بهاییت حق تاویل و تفسیر ندارن و این یعی هرچی ظاهر هست همون ( قابل توجه وهابیا که میگن هرچی قران گفته ظاهرش همینه )
بعد وقتی طرف خودش میگه :
کلّ الالوه من رشح امری تالّهت ******** و کلّ الربوب من طفح حکمی تربّت
یعنی همه معبودها از تراوش امر من معبود شده اند و همه پروزرگار ها از سر ریز حکم من پروردگار شده اند.
خوب این رو چطور وقتی اجازه تفسیر و تامیل نداریم ، این رو تفسیر و تاویل کنیم؟ و بگیم منظورش چنین و چنان هست ؟ بعدشم من فکرنمیکنم تو بحث قبول کردن و داشتن خدا کسی بگه نه ولی دیانت رو قبول کنه. این جمع نقیضین میشه و اجماع نقیضین هم محال .
الف شخصی بهایی
الف حق تاویل و تفیسر نداره
الف میبینه شخصی میگه من خداهستم ( مراحل رشد ایشون رو مد نظر بگیرین دیگه که چطور شدن خدا ، اونموعود بشارت داده شده ، پیغمبر و اخرشم که خدا)
خوب ایا این شخص الف باید بگه من بهالله رو ( خدا - پیامبر و ... ) نمیدونم ولی بهایی هستم ؟
دیانت بهاییت به طرق محتلف از داخل ( صحبتها و اعترافات بزرگان _ حتی خدا بزرگه _ ) و حتی نظام اداری و ... خودشون رو رد و حتی با وجود تناقضاتی در صحبتها و اعتقادات میشه گفت قصد از ادامه کارشون چی هست.
کسی که با وجود اینهمه تناقض و همچنین اصل تحری خقیقت که از اصول 12گانه این دیانت هست ، بر این دیانت میمونه دیگه باید کمی به ... شک کرد.
«اوّل تعلیم او وحدت عالم انسانی است»: عبدالبهاء، خطابات، ج 2، ص 5.
«
اول تعلیم حضرت بهاءالله تحرّی حقیقت است»: عبدالبهاء، خطابات، ج 2، ص 144.
یکی بگه همین کتاب حطابات چرا اولین تعلیم رو نمیتونه بگه چی هست؟
طبق تعلیم اول ( تحری حقیقت ) تکلیف یک بهایی چیه؟
کور شو تا جمالم بینی و کر شو تا لحن و صوت ملیحم را شنوی و جاهل شو تا از علمم نصیب بری و فقیر شو تا از بحر غنای لا یزالم قسمت بی زوال برداری. کور شو یعنی از مشاهدهی غیر جمال من. و کر شو یعنی از استماع کلام غیر من. و جاهل شو یعنی از سوای علم من. تا با چشم پاک و دل طیب و گوش لطیف به ساحت قدسم در آیی بهاءالله، ادعیه حضرت محبوب، ص 427 و 428.
دیگه کسی با اینهمه تناقض اشکار بر عقیده باطل بمونه دیگه شامل حال ...
سلام مهدی سینا
یک فرد مذهبی در بچگی مذهبش رو فرا می گیره و می پذیره، در اون زمان توانایی استدلالش پایینه و اطلاعاتش هم کمه. اما وقتی پذیرفت دیگه به این راحتی از ذهنش خارج نمیشه.
مهمترین دلیلی که باعث این مشکل میشه ترس از جهنمه. فرد به تناقضات اعتقاداتش توجه نمی کنه چون ناخوداگاه می ترسه که این کار باعث جهنمی شدنش بشه. درسته که معتقد به تحری حقیقت اند، اما فرد از ابتدا پذیرفته که حقیقت همان چیزی است که از بچگی بهش گفته اند.
(۲/خرداد/۹۵ ۹:۲۶)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام مهدی سینا
به قول اسکار وایلد، یک اسقف 80 ساله همون چیزی رو میگه که در بچگی در گوشش خوانده اند.
یک فرد مذهبی در بچگی مذهبش رو فرا می گیره و می پذیره، در اون زمان توانایی استدلالش پایینه و اطلاعاتش هم کمه. اما وقتی پذیرفت دیگه به این راحتی از ذهنش خارج نمیشه.
مهمترین دلیلی که باعث این مشکل میشه ترس از جهنمه. فرد به تناقضات اعتقاداتش توجه نمی کنه چون ناخوداگاه می ترسه که این کار باعث جهنمی شدنش بشه. درسته که معتقد به تحری حقیقت اند، اما فرد از ابتدا پذیرفته که حقیقت همان چیزی است که از بچگی بهش گفته اند.
ایده ی حمله به اعتقادات یک اسقف 80 ساله بدون شنیدن نظرات خودش جالب نیست ! و حتی غیر اخلاقی هست (البته اگر میدانید که اخلاق چیست؟)
چرا سعی میکنید قاشق را دور سرتان بچرخانید !
من و جناب مهدی سینا که اینجا هستیم ! اگر فکر میکنید ما هم دچار اشتباه در عقیده هستیم چرا سعی نمیکنید به طور مستقیم بگویید ؟
البته تقصیر شما نیست ، کفگیر که به ته دیگ بخورد جریان همین است !
سلام آقا عمار
نقل قول:ایده ی حمله به اعتقادات یک اسقف 80 ساله بدون شنیدن نظرات خودش جالب نیست ! و حتی غیر اخلاقی هست (البته اگر میدانید که اخلاق چیست؟)
بله دقیقاً. ممنونم که منو متوجه این اشتباه کردی و من هم پستم رو ویرایش کردم.
انتقاد از نظرات یک اسقف مسیحی بدون اینکه حتی یک مسیحی در میان ما حضور داشته باشه، کاری اخلاقی نیست. فرد مقابل باید حضور داشته باشه تا بتونه از خودش دفاع کنه.
(۲/خرداد/۹۵ ۱۴:۲۲)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام آقا عمار
بله دقیقاً. ممنونم که منو متوجه این اشتباه کردی و من هم پستم رو ویرایش کردم.
انتقاد از نظرات یک اسقف مسیحی بدون اینکه حتی یک مسیحی در میان ما حضور داشته باشه، کاری اخلاقی نیست. فرد مقابل باید حضور داشته باشه تا بتونه از خودش دفاع کنه.
به نظرم اگر از همین نقطه شروع کنیم احتمالا به جواب برسیم
اخلاق چیست؟ چرا باید مقید به اخلاق باشیم ؟
اگر مقید نباشیم چی میشود؟
(۲/خرداد/۹۵ ۹:۲۶)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام مهدی سینا
یک فرد مذهبی در بچگی مذهبش رو فرا می گیره و می پذیره، در اون زمان توانایی استدلالش پایینه و اطلاعاتش هم کمه. اما وقتی پذیرفت دیگه به این راحتی از ذهنش خارج نمیشه.
مهمترین دلیلی که باعث این مشکل میشه ترس از جهنمه. فرد به تناقضات اعتقاداتش توجه نمی کنه چون ناخوداگاه می ترسه که این کار باعث جهنمی شدنش بشه. درسته که معتقد به تحری حقیقت اند، اما فرد از ابتدا پذیرفته که حقیقت همان چیزی است که از بچگی بهش گفته اند.
اشتباه شما همینه گرامی ، شما تعدادی از افرادی که در ابتدا با پایه گذاران این دیانت همراه بودن و کمک به ریشه دواندن این تفکر شدن ایا کودک بودن؟
از طرفی پذیرش خدا در نگاه بی خدایان و خدا باوران ( کلی میگم تا خلط بحث نکنین ) یک پذیرش وجدانی هست و اگه کسی منکر میشه علتش عقل نیست بلکه چیز دیگه هست .
حالا طرف میخواد تو سن 500سالگی براش استدلال درست بیان بشه ، اگه نپذیره مشکل جای دیگس نه اینکه چون از بچگی جور دیگه رو فکرش کار کردن. اگه اینطور باشه پس هدایت شده ( تو هر دین ) پیدا نمیشه درحالی که برخی پیدا میشن.
داداش جهنم چی هست ؟ اصلا جهنم مگه وجود داره؟ من دیدم ؟ شما دیدی؟ اصلا کسی دیده؟
دین ما که حداقل دستور به تفکر و تعقل و تدبر داده ولی ایا تفکرات ضاله دستور به این کار دادن؟ بالا چند مورد نقل کردم از این دیانت ضاله.
(۲/خرداد/۹۵ ۱۴:۲۲)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام آقا عمار
بله دقیقاً. ممنونم که منو متوجه این اشتباه کردی و من هم پستم رو ویرایش کردم.
انتقاد از نظرات یک اسقف مسیحی بدون اینکه حتی یک مسیحی در میان ما حضور داشته باشه، کاری اخلاقی نیست. فرد مقابل باید حضور داشته باشه تا بتونه از خودش دفاع کنه.
دوست گرامی شما اگه بهایی پیدا کردی بیار باهاش اینحا سر بحث خاتمیت ، قائمیت و همینطور کتاب اصلی خودشون بحث کنیم و ببینیم نظارتشون چیه . خدا رو شکر بدون قیچی کاری مطالبشون رو نقل میکنیم درحالی که معاندین با قیچی کاری و استفاده از کتب دسته چندم و حتی متون غیر صحیح سعی در مقابله دارند.
جناب دفاع از چی؟ وقتی پیامبر و اوصیا درباره عدم تفسیر حرف زدن و بعد بخوان تفسیر کنن دیگه ما نباید بریم بگیم اقا خدات گفته تفسیر نکن بلکه فقط بهش میگیم گه اگه دیدی دارن تفسیر میکنن بگو بهاالله و ... گفتن تفسیر و تاویل نداریم چرا داری تفسیر میکنی.
خدارو شکر تو این مدت اگه حرفی بوده مستند و بدون تقطیع بوده .
نمونه هایی بیشمار داریم که سعی بر تهمت زدن و ... بر تفکر شیعه دارن .شما یه سر به این مقاله بزن ببین که چطور مطلب رو برداشت و تاویل میکنن
دروغهایی دیگر در کتابهای بهایی
( مشت نمونه خروار )
( نقدی بر قسمتی از کتاب شرح و توضيح درباره آيات کتاب مستطاب اقدس که نوشته جناب اشراق خاوری هست ( لازم به تذکر هست این کتاب توسط
موسسه ملی مطبوعات امری چاپ شده و هر کتابی که این اسم به عنوان انتشارات باشه یعنی حتما مورد قبول این دیانت هست و هیچ خللی در اون نیست و مو به موی اون مطالب مورد پذیرش بهاییت هست )
شما هر زمان نقدی رو که ما گفتیم ( حالا بنده و دیگر دوستان نقل قول داشتن ) سوال داشتی در نقش یک بهایی و یا ... میتونین وارد بشی و بپرسی ولی قبلش سعی کن مطالعه کنی که دقیقا اونها چی میگن یا اینکه بگرد و از همکیشان بخث مورد نقد بیار که بحث کنیم.
یک نکته درباره بعضیا که میگن بیچاره بهاییا .
من ینکر هذا الفضل الظاهر المتعالی المنیر ینبغی له بان
یسئل عن امه حاله ... قل من کان فی قلبه بغض هذا الغلام (بهاء)فقد
دخل الشیطان علی فراش امه ...
هرکس بهاءالله يا بهاييت را منکر شود سزاوار است از مادرش وضع خود را بپرسد ... بگو هرکس در قلبش دشمني اين غلام (بهاءالله) را داشته باشد قطعا شیطان در بستر و رختخواب مادرش رفته است .
(صفحه78-79گنج شایگان و صفحه355جلد4مائده آسمانی)
بفرمایید تکلیف چیه؟
الان همه مسیحیان و یهودیان و مسلمانان و ... حتی اون خداناباوران و ... همه زنا زاده و ... هستن؟
چه جالب واقعا .

حالا یه سوال از بهاییان گرامی :
خواهر مکرمشون
عزیه نوری (
تنبیه النائمین ایشون معروفه )
و همچنین
ميرزا يحيي صبح ازل داداش ایشون ،
میرزا محمدعلي برادر جناب عبدالبها ( ناقض اکبر ) ( این که دیگه بچه خودش بود ) و ... _ از بابیان و شیخیان و ... همه مشکل دار هستن در نگاه بیهاییان.