ما فقط در مورد افرادی می تونیم با قطعیت صحبت کنیم که در موردشون مدرک داریم. این مدارک رو نمیشه به تمام افراد یک گروه تعمیم داد. پس یک فرد خاص از این جامعه "ممکنه" شامل این اسناد بشه یا نشه.
فرمودید قبلش چی؟
خب می دونید که پیشوایان اونها در زمان قاجار اعدام شده اند. اگر اعتراض گسترده پس از توهین به یک اعتقاد رو عادی بدونیم (از قبیل اعتراضاتی که پس از رسم کاریکاتورهای توهین آمیز انجام شد)، پس نباید از وقوع یک شورش بعد از چنین اتفاقی تعجب کنیم. البته این واکنشها اگرچه عادی اند، اما خوب نیستند.
من اعتقادات بهاییت رو نادرست می دونم. یعنی معتقد نیستم که عبدالبهاء خیلی متفاوت از انسانهای معمولی بوده باشه. اما باید به دنبال یک راه درست باشیم تا فرد رو در برابر این سوال قرار بدیم که "از کجا میدونی اعتقاداتت درسته؟"
همچنان معتقدم که ترویج علم بهترین راه مقابله است. علم هر چیزی که مغایر با علم باشه رو تضعیف می کنه بدون اینکه در فرد مقابلمون جبهه گیری ایجاد کنه. وقتی به فرد یاد بدی هیچ چیزی رو بدون اثبات نپذیره، خودش اعتقادات نادرست رو میگذاره کنار.
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است: [ -> ]ما فقط در مورد افرادی می تونیم با قطعیت صحبت کنیم که در موردشون مدرک داریم. این مدارک رو نمیشه به تمام افراد یک گروه تعمیم داد. پس یک فرد خاص از این جامعه "ممکنه" شامل این اسناد بشه یا نشه.
فرمودید قبلش چی؟
خب می دونید که پیشوایان اونها در زمان قاجار اعدام شده اند. اگر اعتراض گسترده پس از توهین به یک اعتقاد رو عادی بدونیم (از قبیل اعتراضاتی که پس از رسم کاریکاتورهای توهین آمیز انجام شد)، پس نباید از وقوع یک شورش بعد از چنین اتفاقی تعجب کنیم. البته این واکنشها اگرچه عادی اند، اما خوب نیستند.
من اعتقادات بهاییت رو نادرست می دونم. یعنی معتقد نیستم که عبدالبهاء خیلی متفاوت از انسانهای معمولی بوده باشه. اما باید به دنبال یک راه درست باشیم تا فرد رو در برابر این سوال قرار بدیم که "از کجا میدونی اعتقاداتت درسته؟"
همچنان معتقدم که ترویج علم بهترین راه مقابله است. علم هر چیزی که مغایر با علم باشه رو تضعیف می کنه بدون اینکه در فرد مقابلمون جبهه گیری ایجاد کنه. وقتی به فرد یاد بدی هیچ چیزی رو بدون اثبات نپذیره، خودش اعتقادات نادرست رو میگذاره کنار.
به روی چشم. این آخرین پست من در این تاپیکه.
برای کذئن قسمت سند میخوای؟
تازمانی میتونی بگی نیست که خلافش ثابت بشه.
ابتدای
اقدس رو مطالعه بفرمایید متوجه کلام من میشید
ترجمه:
نخستین چیزی که خدا بر بندگان واجب فرموده
شناخت کسی است که محل تابش وحی الهی و محل طلوع امر او قرار گرفته است یعنی همان که در عالم امر و عالم خلق به منزله خود او یعنی خود خداست!
هرکس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده است و هرکس از این عرفان محروم شد یا خود را محروم ساخت از اهل گمراهی است حتی اگرهمه اعمال را هم انجام بدهد.
شما از کجا میدونی اعتقاد خودت درسته؟
اینهمه شبهه که داره تو فضای حقیقی و مجازی نشر پیدا میکنه پس چیه؟
کلا نظرتون درباره علمی بودن دین جالبه برام/ منظورتون از ترویج غلم رو بازتر توضیح بدین.
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است: [ -> ]ما فقط در مورد افرادی می تونیم با قطعیت صحبت کنیم که در موردشون مدرک داریم. این مدارک رو نمیشه به تمام افراد یک گروه تعمیم داد. پس یک فرد خاص از این جامعه "ممکنه" شامل این اسناد بشه یا نشه.
با وجود اینکه صرف (بهایی) بودن جرم نیست بلکه جرم در اثر (انتشار موهومات ذهنی و خیانت) اعضای این گروه تعریف میشود ! مثلا همین افرادی که مشغول جفت گیری سیاسی با خاندان هاشمی بودند نه بدلیل (بهایی) بودن بلکه به دلیل اقداماتشان بازداشت شده اند !
آیا نسبت به اعضای گروهک های (داعش) (منافقین) و گروهک های تروریستی ضدانقلاب هم همین ایده را دارید ؟
آیا اگر مطمئن شدیم فردی فردی (داعشی) یا وابسته به (منافقین) است نباید تحت نظر و پیگرد باشد ؟
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است: [ -> ]خب می دونید که پیشوایان اونها در زمان قاجار اعدام شده اند. اگر اعتراض گسترده پس از توهین به یک اعتقاد رو عادی بدونیم (از قبیل اعتراضاتی که پس از رسم کاریکاتورهای توهین آمیز انجام شد)، پس نباید از وقوع یک شورش بعد از چنین اتفاقی تعجب کنیم. البته این واکنشها اگرچه عادی اند، اما خوب نیستند.
میزانی وجود دارد به نام حق و باطل و هرواکنش و اقدامی باید بر اساس آن بررسی شود .بر این اساس واکنش ما به تشکیل داعش متفاوت از واکنش ما به تشکیل فرقه ی صلح طلب (داودیان) خواهد بود . با این میزان واکنش در برابر اهانت به پیامبران اتفاقا یک امر پسندیده و نیک است.
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است: [ -> ]من اعتقادات بهاییت رو نادرست می دونم. یعنی معتقد نیستم که عبدالبهاء خیلی متفاوت از انسانهای معمولی بوده باشه. اما باید به دنبال یک راه درست باشیم تا فرد رو در برابر این سوال قرار بدیم که "از کجا میدونی اعتقاداتت درسته؟"
همچنان معتقدم که ترویج علم بهترین راه مقابله است. علم هر چیزی که مغایر با علم باشه رو تضعیف می کنه بدون اینکه در فرد مقابلمون جبهه گیری ایجاد کنه. وقتی به فرد یاد بدی هیچ چیزی رو بدون اثبات نپذیره، خودش اعتقادات نادرست رو میگذاره کنار.
مهم نیست نظرت در مورد اعتقادات بهایت چیست ، مهم این است که اعتقاد درست از نظر خودت کدام است . دوام آوردن شما در بحث ها به این دلیل است که اعتقاد خود را روشن نمیسازید و در لحظه سازتان را به دلخواه کوک مینماید !!!
(۱۰/خرداد/۹۵ ۲۳:۳۶)سعدی نوشته است: [ -> ]به روی چشم. این آخرین پست من در این تاپیکه.
اتفاقا این تاپیک جای پست گذاری شماست ! البته اگر دوست دارید نام کاربری خود را به ((جشنواره)) تغییر دهید ! افکار شما اصلا شبیه افکار ((شیخ اجل)) نیست .
اما چرا جشنواره ؟: جشنواره جایی یا کسی است که در آن افکاری تولید و به خورد مردم داده میشود که فقط برای مردم عقب مانده و به اصلاح جهان (سومی) کاربرد دارد !
آمریکا سالانه میلیاردها دلار صرف (امنیت ملی) و مبارزه با تهدیدات امنیتی میکند . اگر شما این نظریات را در آمریکا مطرح کنید و از آنها بخواهید که به جای مبارزه با این تهدیدات( از نظر خودشان) برای آنها کلاس آموزشی برگزار کنند ! در جواب به شما چه خواهند گفت ؟!
نقل قول:نخستین چیزی که خدا بر بندگان واجب فرموده شناخت کسی است که محل تابش وحی الهی و محل طلوع امر او قرار گرفته است یعنی همان که در عالم امر و عالم خلق به منزله خود او یعنی خود خداست!
هرکس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده است و هرکس از این عرفان محروم شد یا خود را محروم ساخت از اهل گمراهی است حتی اگرهمه اعمال را هم انجام بدهد. شما از کجا میدونی اعتقاد خودت درسته؟
نقل قول:کلا نظرتون درباره علمی بودن دین جالبه برام/ منظورتون از ترویج غلم رو بازتر توضیح بدین.
خب باید فرد در مقابل چنین سوالاتی قرار بگیره:
- از کجا می دونی هر کس به این عرفان دست یافت به همه خیرها دست یازیده؟
- از کجا می دونی گوینده این حرف، خودش به این خیرها رسیده؟
- از کجا می دونی که ....
یک راهش ترویج منطق هست. یعنی فرد یاد بگیره که برای هر چیزی دلیل بخواد. بتونه مغلطه ها رو تشخیص بده، جهت گیری های شناختی رو بشناسه و ... . ترویج منطق باعث میشه عقاید نادرست تضعیف بشن در حالی که به عقاید صحیح ضربه ای نمیزنه. علم هم به نوبه خودش می تونه عقایدی که متضاد با علم باشند رو کنار بزنه.
نقل قول:تازمانی میتونی بگی نیست که خلافش ثابت بشه.
اصل سی و هفتم قانون اساسی:
اصل، برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمیشود، مگر این که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد.
نقل قول:آیا نسبت به اعضای گروهک های (داعش) (منافقین) و گروهک های تروریستی ضدانقلاب هم همین ایده را دارید ؟
آیا اگر مطمئن شدیم فردی فردی (داعشی) یا وابسته به (منافقین) است نباید تحت نظر و پیگرد باشد ؟
باید رو این موضوع فکر بشه ...
مثلاً ما می دونیم که اقدامات داعش رو فقط میشه به گروهک داعش نسبت داد نه به پیروان یک آیین یا مذهب. سوال اینه که ما در چه صورت می تونیم اقدامات فرد رو به یک گروهی که در اون عضویت داره تعمیم بدیم؟
خوبه روی این موضوع فکر کنیم.
نقل قول:اگر شما این نظریات را در آمریکا مطرح کنید و از آنها بخواهید که به جای مبارزه با این تهدیدات( از نظر خودشان) برای آنها کلاس آموزشی برگزار کنند ! در جواب به شما چه خواهند گفت ؟!
در آمریکا هم چنین بحثهایی وجود داره. مثلاً طرفدارای ترامپ معتقدند باید با برخی گروههای قومیتی و مذهبی برخورد بشه، در حالی که برخی معتقدند فقط فردی که جرمش ثابت شده باید مجازات بشه.
جشنواره گل و گیاهه






این گل برای تو

(۱۱/خرداد/۹۵ ۸:۴۲)سعدی نوشته است: [ -> ]در آمریکا هم چنین بحثهایی وجود داره. مثلاً طرفدارای ترامپ معتقدند باید با برخی گروههای قومیتی و مذهبی برخورد بشه، در حالی که برخی معتقدند فقط فردی که جرمش ثابت شده باید مجازات بشه.
اتفاقا در آمریکا اصلا بحث روی برخورد با دشمن نیست ، در آمریکا بحث روی مصادیق دشمن است (و البته اصل بحث روی مصادیق دشمن منطقی است!) در آمریکا عده ای اقلیت های خاص را دشمن و عده ای دوست میداند .
قطعا این تفکر که وقتی با اطمینان دشمن را شناختیم در مواجهه با آن فقط(کلاس درس) برگزار کنیم ، در آنجا خریداری ندارد و صاحبان این نوع ایده خودشان به عنوان مخل امنیت شناخته میشوند !
والبته همچنان منتظریم برای رسیدن به نتیجه و تفاهم روی مقدمات (اعتقاد درست از نظر خودت را معرفی کنی !)
تذکر
بحث رو منحرف نکنین .
بحث در مسیر خودش ادامه بدین .
(۱۱/خرداد/۹۵ ۱۲:۴۴)سعدی نوشته است: [ -> ]چنین طرحهایی وجود داره:
به نظر من هم ایده ی خوبی هست ! حکومت بهائیان را دستگیر کند و افراد فریب خورده را از عناصر اصلی جدا و برای باز پروری فکری در اختیار افراد واجد صلاحیت قرار دهد برای افراد غیر قابل اصلاح هم تدارکی ببیند تا نتوانند با جامعه ارتباط برقرار کنند ! (قبلا هم گفتیم که بازپروری برای عده ای که این قابلیت را دارند خوب است و مطمئن باشید دولت استرالیا هیچ گاه کارهای امنیتی اش را به هوای این پروژه تعطیل نمیکند((گرچه محل بررسی است که آیا دستیگرشدگان در استرالیا مانند بهایان(که قبلا بررسی کردیم) واقعا مستحق مجازات اند یا نه ))!)
ضمنا همین استرالیا جزایری دارد که جزو خاکش نیست !(چون داخل خاکش باید به قوانین احترام بگذارد !!!) مهاجران را درآن نگه میدارد !
البته ربطی به بحث نداشت ، اما تذکر دادم نکند به هوای بازپروری نزد خانواده ای استرالیایی به آنجا مهاجرت کنید و سر از آن جزایر دربیاورید !
ضمنا همچنان منتظر بیان (عقیده ی درست از نظر شما هستیم )!
جناب عمار 94 و سعدی گرامی
شما طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و همچنین احکام موجود در منابع امری بهاییت بایدبدونین که اینها حق ندارن خلاف قوانین داخلی رفتار کنن .
از طرفی با کسی هم برخورد صورت نمیگیره مگر به اینکه دست به اقدامات ( بهتر بگم فعل و ترک فعل معین در قوانین مربوطه ) بزنن که دیگه فرقی بین بهایی و غ بهایی نیست ، اقدام علیه نظام دیگه حکمش مشخصه .پس اگه حرفی هست شما ابتدا بیایین صحبت کنین که وقتی شخصی با دانش به این موضوع دست به تحرک میزنه تکلیفش چیه.
فعلا کاری به درستی دیانتش نداریم ، صرف اینکه این اشخاص طبق نص اوامر خودشون باید اطاعت کنن از قوانین کشور پس چرا خلافش عمل میکنن.
راستی یه نکته هم بگم تا یادم نرفته البته مطلب اینجا شهید میشه ولی بمونه سر وقتش براتون مستند تر بگم.
این جمله رو بدور از تفسیر و تاویل برام بگین که تو کتاب گنجينهي حدود احكام باب 75: آمده : «باري به نص قاطع جمال مبارك(بهاءالله) ـ روحي لاحبائه الفداء ـ ابداً بدون اذن و اجازهي حكومت، جزئي و كلي نبايد حركتي كرد و هر كس بدون اذن حكومت اَدني حركتي نمايد، مخالفت به امر مبارك كرده است و هيچ عذري از او مقبول نيست…امر قطعي الاهي اين است كه بايد اطاعت حكومت نمود.
اين هيچ تأويل بر نميدارد و تفسير نميخواهد از جملهي اطاعت اين است: کلمه ای بدون اذن و اجازه حكومت نبايد طبع گردد، تكليف احباي الاهي اطاعت و انقياد حكومت است خواه استقلال و خواه مشروطه.
حالا تبلیغ کردن رو نظام بیت العدل ( البته مشروعیت هم نداره بخاطر دلایلی که قلنا روش بحث شد ) میگه باید صورت بگیره.
خوب در کنار این متنا بفرمایین که ایا اینها باید تبلیغ کنن یا نه ؟
اگر اری پس خلاف قوانین عمل مردن هست و اگر هم نه پس خلاف دستورات دیانت ( بیت العدل ) عمل کردن
حالا یکی به من اینم بگه چطور میشه باهم جمع کرد؟
سلام مهدی سینای گرامی
تا اینجا فهمیده ایم و قبول کرده ایم :
1.ذات بهایت بر مبنای تفرقه ، خرابکاری و انحراف در معرفی منجی موعود است .
2.افکار بهاییت منحرف است .
3.کسانی از اعضای بهاییت که اقدام به انتشار افکار منحرفشان یا خرابکاری و خیانت دست میزنند باید مجازات شوند .
واضح است از بحثی که در پست قبلی گفته اید تقریبا عبور کردیم .
الان بحث روی این موضوع است که با بهایان (خرابکار)چگونه رفتار کنیم ؟
به نظر من شیوه ای که (سعدی) معرفی کرد شیوه ی خوبی است . افرادی از بهاییت که فریب خورده و امید به بازگشتشان هست در اختیار افراد کاربلد جهت روشن سازی فکری قرار گیرند و افرادی که امید به بازگشتشان به تفکر صحیح را نداریم از جامعه دور نگه داشته شوند (قاعدتا اگر جرمی مرتکب شده باشند که مجازات دیگری داشته باشد محل بحث نیست)
((با این فرض میتوان به دستگاه قضا این انتقاد را وارد کرد که چرا بهایان دستیگر شده را با افراد پاکی چون فرزند آقای هاشمی یکجا نگه میدارند تا ذهن ایشان هم منحرف شود ؟؟!))