بسم الرب الشهداء و الصدیقین
سلام بر همه همرزمان و همسنگران
قبل از هر کلامی از دوستان میخواهم تا با سعه صدر مطلب را دنبال کنند و اجازه دهند تا بتوانم موضوعی به این پیچیدگی و ظرافت را به زبان ساده بیان کنم.
چند سوال برای شروع:
نظریه چیست؟
پارادایم چیست؟
نظریه از کجا میاید؟
نظریه پرداز برای خلق نظریه باید چکار کند؟
وظیفه نظریه چیست؟
هدف از نظریه پردازی چیست؟
نظریه عام چیست؟نظریه خاص چیست؟
جواب این سوالها را بگردید و پیدا کنید.جوابشان را خواهم داد آنگاه جواب خود را با پاسخ من مقایسه کنید و تفاوتها را علت یابی کنید و بپرسید.
صبور باشید....
اما بعد...
دنیای دو قطبی در آناتومی قدرت یعنی تقابل دو حوزه تفکر منسجم.دنیای دو قطبی یعنی کشمکش بر سر داشتن نفوذ بیشتر نه زمین بیشتر.
نفوذ در آناتومی قدرت یکی از ابزار هفتگانه کسب قدرت است.قدرت در آخرالزمان به سه شکل ظهور و بلوغ دارد:قدرت جمع،قدرت تفرقه،قدرت تولید فکر
و اما...
نقلی از کتاب ساده مثل من(Simple As Me) نوشته جان.وی.اندرسون(نیویورک،سان پابلیشر،1992):
"من جانبداری نمیکنم چون در جانبداری باعث میشوم طرفم بر طرف دیگر برتری یابد،من طرفم را نمیشناسم پس جانبداری نمیکنم...."
"....آیا من باید بر سر همسرم متعصب باشم؟من متعصب نیستم چون ممکن است همسرم نیز فریبنده باشد..."
"....آسمان تا کجاست؟من آسمان را دوست ندارم چون مرا در ابهام نگه میدارد،من از ابهام بیزارم.من نمیخواهم بیزار باشم..."
صبور باشید....
در پناه حق پایدار باشید
ان شاءالله ادامه دارد...
asier عزيزسلام
اي كاش قبل ازشروع اين بحث اين مطلب رو روشن مي كردي كه اهميت بحث در باره موضوع (( نظريه آشوب)) در چيه؟
مساله ديگه اين هست كه من شخصا دوست ندارم جواب سوالهايي كه پرسيدي رو از اينترنت سرچ كنم! چون به نظرم اين راه درستش نيست و تجربه بهم ثابت كرده بيشتر مطالب موجوددر اينترنت قابل استناد نيستن
و از طرف ديگه به نظرم مياد درست نباشه كه از شما بخوام كه منبع معرفي كنيد
اما...
فكر ميكنم بد نباشه يه راهنمايي كوچولو! بكنيد

موفق باشيد
سلام جناب اسیر
برای شما پیغام خصوصی فرستادم ولی حتی جواب سلام هم ندادید و من علتش را نمی دونم. ولی به هیچ وجه نوشته های امروزم را به پای پیغام من و بی توجهی خود نگذارید.
دوست عزیز شما بسیار مبهم می نویسید.چرا فکر می کنید که همه باید در موضوعاتی که به نظر شما مهم هستند دارای اطلاعات تخصصی باشند؟
مثلاً رشته بنده علوم سیاسی و روابط بین الملل است. آیا اگر بحثی راجع به نظریات سازه انگاری الکساندر ونت مطرح کنم و کلی اسم و اصطلاح هم بنویسم و از شما بخواهم که با من همراهی کنید و برید بگردید و مطلب بیاورید شما این کار را می کنید؟
من اکثر پستهای ارسالی شما را خوانده ام و هنوز نمی دانم که شما به دنبال چه هستید؟ اینجا تالار است و فضای گفتگوست اما شما کاملاً آموزشی با دوستان برخورد میکنید. اصل در گفتگو ایجاد فضای تفاهم و حرکت جمعی در بحث است اما نوع برخورد شما به گونه ایست که نه تنها ما را با شما همراه نمی کند بلکه باعث دلخوری شما هم می شود. به پست های قبلی خود مراجعه کنید تا ببینید در چند مورد دوستان را به بی تفاوتی و ... متهم کرده اید.
این تالار و فضاهای مشابه نیاز به همدلی و هم افزایی دارد. هر چند الان نوشته خود من چندان همدلانه نیست ولی شما ببخش و فرصت بده تا ذهنیت و نگاه دوستان به هم نزدیک شود. وگرنه مطلب نوشتن ما اینجا ثمره ای نداشته و حتی ممکن است باعث دلسردی شود.
سلام دوست من
(۲۰/آذر/۸۹ ۱۶:۴۰)محسن1979 نوشته است: [ -> ]برای شما پیغام خصوصی فرستادم ولی حتی جواب سلام هم ندادید و من علتش را نمی دونم. ولی به هیچ وجه نوشته های امروزم را به پای پیغام من و بی توجهی خود نگذارید.
اولا که نام بنده آسیر است نه اسیر.دوما صبر و بردباری از خصایص انسانهای خردمند است.
(۲۰/آذر/۸۹ ۱۶:۴۰)محسن1979 نوشته است: [ -> ]دوست عزیز شما بسیار مبهم می نویسید.چرا فکر می کنید که همه باید در موضوعاتی که به نظر شما مهم هستند دارای اطلاعات تخصصی باشند؟
بنده مقدمات همه مباحثم را قبلا بیان کرده ام عدم مطالعه شما دلیل بر ابهام نوشتار من نیست.
(۲۰/آذر/۸۹ ۱۶:۴۰)محسن1979 نوشته است: [ -> ]مثلاً رشته بنده علوم سیاسی و روابط بین الملل است. آیا اگر بحثی راجع به نظریات سازه انگاری الکساندر ونت مطرح کنم و کلی اسم و اصطلاح هم بنویسم و از شما بخواهم که با من همراهی کنید و برید بگردید و مطلب بیاورید شما این کار را می کنید؟
بنده هرگز اصطلاح تخصصی بکار نبردم مگر اینکه شرح اون رو به ساده ترین شکل نوشنم.اما اگه حضرتعالی مشکلی با سواد من دارید و احساس میکنید برتری در سواد دارید حاضرم بصورت خصوصی با شما مناظره کنم.
(۲۰/آذر/۸۹ ۱۶:۴۰)محسن1979 نوشته است: [ -> ]من اکثر پستهای ارسالی شما را خوانده ام و هنوز نمی دانم که شما به دنبال چه هستید؟
این از کم کاری شماست وگرنه همه دوستان میدانند که من از اولین کسانی بودم که هدفی مشخص را دنبال کردم.
(۲۰/آذر/۸۹ ۱۶:۴۰)محسن1979 نوشته است: [ -> ]اینجا تالار است و فضای گفتگوست اما شما کاملاً آموزشی با دوستان برخورد میکنید. اصل در گفتگو ایجاد فضای تفاهم و حرکت جمعی در بحث است اما نوع برخورد شما به گونه ایست که نه تنها ما را با شما همراه نمی کند بلکه باعث دلخوری شما هم می شود. به پست های قبلی خود مراجعه کنید تا ببینید در چند مورد دوستان را به بی تفاوتی و ... متهم کرده اید.
روح گفتگو آموزش است ولی حضرتعالی فراموش کردید که منطق و انواع بیان مباحثه ای متفاوت است.
(۲۰/آذر/۸۹ ۱۶:۴۰)محسن1979 نوشته است: [ -> ]این تالار و فضاهای مشابه نیاز به همدلی و هم افزایی دارد. هر چند الان نوشته خود من چندان همدلانه نیست ولی شما ببخش و فرصت بده تا ذهنیت و نگاه دوستان به هم نزدیک شود. وگرنه مطلب نوشتن ما اینجا ثمره ای نداشته و حتی ممکن است باعث دلسردی شود.
بنده علیرغم میل باطنی ام بودنم را در تالار به رای میگذارم تا بدین سبب مشکل حضرتعالی با عوامل تفرقه ای چون این حقیر حل شود.چنانچه دوستان رای به نبودنم دادند حتما در جای دیگر به وظیفه سربازیم در سنگر حق عمل خواهم کرد.
در پناه حق....
سلام دوستان
آسیر جان ازت میخوام برای این تایپیک یک مسیر کلی بر روی کاغذ ترسیم کنی و این تایپیک رو در جهت همون مسیر اصلی هدایت کنی تا هم شما توانسته باشی دیدگاهت رو در مورد نظریه اشوب گفته باشین و هم ما با دیدگاهتون اشنا شده باشیم و باور کنید من و سایر دوستان از بودن شما در این فروم خوشحالیم و بنده به شخصه در همین مدت کم و در طی همین معدود پستهای شما مطالب بسیاری یاد گرفتم که از این بابت ممنون شما هستم.
آسیر جان بنده یک سوال دیگر هم داشتم و ان این است که ما اجازه پاسخگویی به سوالات بالا در حد دانشمون رو داریم یا نه زیرا از پست اول شما چنین بر میاد که فقط سعی در پیدا کردن جواب سوالها کنیم بدون مطرح کردن جوابها از دیدگاه شخصیمون.
بنده قصد در بیان مفاهیم اولیه ای که باعث بوجود امدن نظریه شد داشتم که شما ما را به صبر دعوت کردی و من هم صبر میکنم تا ببینم در این تایپیک چه بیان خواهد شد تا در مورد ان به گفتمان بپردازیم.
و در پایان من هم مثل سایر دوستان معتقدم که از علم میشه هم در جهت خدا استفاده کرد و هم در جهت شیطان و این ماهیت و ذات نظریه نیست که شیطانی است این انسانها هستن که استفاده شیطانی از علم میکنند.
با تشکر
(۲۱/آذر/۸۹ ۲:۳۷)فرهاد نوشته است: [ -> ]من هم مثل سایر دوستان معتقدم که از علم میشه هم در جهت خدا استفاده کرد و هم در جهت شیطان و این ماهیت و ذات نظریه نیست که شیطانی است این انسانها هستن که استفاده شیطانی از علم میکنند.
دوست عزیز این برداشت را اصلاح می کنم. قوانین را خداوند خلق کرده است. انسان با توجه به جهان بینی اش به نسبتی از شناخت آنها و یا روش استفاده از آن می پردازد. حال اگر انسان در برخورد با این قوانین از متد و ساختاری استفاده کند که منجر به ضرر رساندن به خود یا سایر موجودات شود این متد انتخابی "مخرب" است. و اگر این متد را کلاسه بندی کند و برای آن ساختار علمی بوجود آورد، آن علم بوجود آمده "مخرب" است. مثلا اگر روش های شکنجه انسان را، با شناخت ویژگی های انسانی و نقاط ضعف و قوتش به شکل یک دستورالعمل علمی تبدیل کنند آیا شما می توانید از این علم در جهت اهداف الهی استفاده کنید؟ جواب منفی است. زیرا ساختاری از قوانین در این علم لحاظ شده که ماهیتی مخرب دارد.
پس اگر علم یا نظریه بر مبنای ارتباط نادرست با قوانین عالم ایجاد شود ولو اینکه فوایدی هم داشته باشد، باز "مخرب" است. (مثال آن در اعمال بشر بارزتر است: ربا و نزول گرچه فوایدی برای فرد رباخوار دارد اما چون مبنایش بر ارتباط غلط با قوانین این عالم است، مخرب است.)
نکته ای هم درست در نقطه مخالف این قضیه وجود دارد و آن اینکه انسان قادر است از یک ارتباط صحیح و علم درست هم بد "استفاده" کند. (مثال آن در اعمال انسانی ریا است)
جایگاه بینابینی در اینجا وجود دارد. جایی که زمان، مکان و ... بر مخرب بودن آن علم یا نظریه تاثیر گذار است. (در مثال اعمال انسانی می توان مثال کشتن انسان را مثال زد. کشتن انسان بیگناه غیرقابل قبول و کشتن مفسد فی الارض مطلوب است.)
یعنی در رابطه با قوانین با دستورالعمل غلط همیشه غلط هم عمل می کنیم. {علوم شیطانی}
با دستورالعمل صحیح می توانیم درست یا غلط عمل کنیم.
در رابطه با دستورالعمل ها و قوانین باقیمانده، شرایط و نیات انسان است که به آن معنای شیطانی یا الهی می دهد.
حال آنچه برای شخص من جالب است اینست که آیا نظریه بی نظمی به زعم جناب آسیر یک تئوری مخرب است؟دلایل ایشان باید شنیدنی باشد...
سلام دوست عزیز
هر چند لحن بیان شما به نظرم کمی تند بود ولی قصد ادامه این نوع گفتگو رو ندارم و از همین جا از شما عذر می خوام.
اما دعوت به مناظره پیشنهاد خوبیه که اگه فارغ از فضای سنجیدن سطح علمی که شما بیان کرده بودید و با دغدغه گفتگو انجام بشه می تونه خیلی به بنده کمک کنه و قطعا از شما چیزهای زیادی یاد خواهم گرفت.
اما اینکه نظرسنجی گذاشتید به نظر راه مناسبی نیست. من هرگز قصد نداشتم کاری انجام بدم که شما برنجید و از تالار برید که نظر سنجی برای رفتن یا موندن یا تغییرتون گذاشتید. اساسا شما برای موندن و ادامه دادن نباید از نظرات چند نفر مثل من که قطعا سطح سوادشون پایینه برنجید.
بالاخره به امثال بنده هم فرصت بدید تا انتقاد کنیم و شما با صبوری جواب بدید تا قانع بشیم و رشد کنیم.
امیدوارم سرشار از امید و ایمان بمانید.
(۲۲/آذر/۸۹ ۰:۳۷)محسن1979 نوشته است: [ -> ]اما دعوت به مناظره پیشنهاد خوبیه که اگه فارغ از فضای سنجیدن سطح علمی که شما بیان کرده بودید و با دغدغه گفتگو انجام بشه می تونه خیلی به بنده کمک کنه و قطعا از شما چیزهای زیادی یاد خواهم گرفت.
سلام دوست من
ضمن عذر خواهی از شما.
از شما و هر دوست دیگری که تصور میکند این حقیر به صرف یک مدرک در یک رشته تحصیلی دم از اندیشمندی میزنم دعوت میکنم تا با مناظره در زمینه ابعاد مختلف ظهور و نبرد آخر الزمان سطح علمی من و خودش را غربال کند.من دوست نداشتم کار به اینجا برسد ولی برخوردهای سرسرانه و از روی نخوت و تنها براساس استنباط شخصی هر بحث مطرح شده از سوی اینجانب را به انحراف کشیده است.در حالی که اینجانب بسیار علاقه مند بودم تا مسائل روز را در اینجا به بحث بگذارم.شما خودتان اگر جای کسی باشید که با وجود همه مشکلات عادی زندگی روزانه بیش از 10 ساعت را به مطالعه در حوزه های کاربردی جنگ نرم میگذراند و بخواهید با زبان ساده آنها را انتقال دهید ولی با برخورد غیر منصفانه که تنها شخصیت شما را نشانه گرفته روبرو میشوید چه میکنید؟
اگر بنا باشد من اینجا فقط بگویم که وبلاگ مینویسم نه پست در تالار گفتگو.شما همه تان نیازمند آگاهی و دانشید.نه آن دانش غربی که شما نظریات جاهلانه و پر دروغ غربی را بر میکنید و دانشمند میشوید و چون به فارابی،ابن نجم،سائل طبسی،عاصم بن وائل،شمس اردوانی و دیگران میرسید آنها را خاک خورده میدانید.رد نظریه آشوب در کتاب شمس اردوانی با عنوان تدبیر عقل آمده است.نه اینکه من حقیر بروم و سرخود بنویسم.برگردید به گذشته تان به تاس ارنامسیس،به نیموس آرگمان و دیگر میراثهایی که پیشینیان خردمندانه برای شما باقی گذاشتند ولی شما یا راه اینترنت را بلدید یا را کتابخانه هایی که کتابهای کنکور دارند!هی نشینید بگویید کار داشتم نشد و هزار گرفتاری دارم.به خداوندی خدا من هم درس میخوانم هم رساله دکتری مینویسم هم مقاله های متعدد مینویسم و هم تدریس میکنم و هم در شرکتی کار میکنم و هم زندگی میکنم و هم مطالعه میکنم.
بترسید اگر روزی بیاید که مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از تک تک ما بپرسد که چرا دنیای خود را بهانه کردید تا مرا یاری نکنید.مگر همین یاران امام نبودند که هرکس دنیا و زن و فرزند را بهانه کردند و امام را در کربلا تنها گذاشتند.بیدار شوید به خودتان بیایید.تا کی میخواهید تک بعدی باشید.کارتان از رهبر عزیزمان سخت تر است که با این همه از تمامی مسائل با خبر است و به بهترین نحو مسائل را تدبیر میکند.بصیرت یعنی من بهانه نیاورم که نمیدانم و وقت ندارم.بصیرت یعنی من باید بشناسم و بدانم.
رهبر را با آگاهی روز افزونتان با اندیشه های زاینده تان و با آرمان های برخاسته از ذهن بیدارتان یاری دهید.
ذهن پر از دانش ماتریالیستی نمی تواند به آرمان الهی بیندیشد چه برسد که بیاید و راه چاره بیابد.
من همین جا از همه دوستان عذر میخواهم ولی لازم دانستم تا با رای گذاشتن خودم سطح طلب و تشنگیتان را بسنجم.نه من حقیقت نیستم.من داعی شما به تلاش برای یافتن حقیقتم.
امیدوارم دوستان حلالم کنند.
من سربازم و مکلف به تکلیف...امام سربازی میخواهد که آگاهانه مطیعش باشد.
در پناه حق بیدار و پایدار باشید
به نظر من . نظریه آشوب یک بحث کاملا عقلی و علمی است .
و در اصل داره بخشی از حقیقت رو انتقال میده .
ما توی این نظریه می تونیم خیلی از پاسخ ها رو پیدا کنیم .
و این فقط یک نظریه است .
شما می تونی نظریه جدیدتر و کامل تری رو ارائه کن .
شاید بتونیم بگیم . که نظریه تکامل یک نظریه شیطانی است . اما هیچ وقت نمی تونیم بگیم که نظریه آشوب یک نظریه شیطانی است .
در کل . این نظریه می تونه کمک کنه که حداقل بدونیم.
چرا ما نمی تونیم به علم غیب برسیم و علم کامل فقط مخصوص خداست .
1-نظریه چیست؟
2-پارادایم چیست؟
3-نظریه از کجا میاید؟
4-نظریه پرداز برای خلق نظریه باید چکار کند؟
5-وظیفه نظریه چیست؟
6-هدف از نظریه پردازی چیست؟
7-نظریه عام چیست؟نظریه خاص چیست؟
1- استنتاجی قطعی در مورد موضوعی مشخص بعد از اثباط فرضیه.
2- اصولی است که بر نگرش انسان بر پدیده ها و جهان حاکم است.
3- از مبدا حرکت حس جسنوجو گر بشر برای دریافت حقیقت و در نهایت نتیجه گیری.
4- تلاش کند
5- نظریه کامل باعث می شود که دیگر احتیاجی به آزمون و خطا نباشد.
6- بیان نتایج ازمون و خطا های صورت گرفته.
7- نظریه عام بدون محدودیت برای همه صدق می کند و نظریه خاص در هر شرایطی صدق نمی کند.
ببخشید از خودم نوشتم خیلی جدی نگیرید.