تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زلزله چرا؟ : تفسیر علمی احادیث مربوط به زلزله
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
(۲۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۸:۳۵)سعدی نوشته است: [ -> ]اما هدف از این تاپیک چیست؟

1- هدف رد اعتقادات نیست. اعتقادی در اسلام سراغ ندارم که آن را نتوان با علم تطبیق داد.


جالب شد ! دوستان اگر لطف کنید و پست های بنده در این تاپیک را مشاهده کنید ، خواهید دید که تا اینجا من صرفا در مورد درستی گزاره های منطقی بحث کرده ام و کوچکترین اشاره ای به نام اسلام عزیز یا دین دیگری نداشته ام ، نباید اجازه داد که در چنین بحث هایی تا تمام شدن بررسی خود موضوع و آنگاه استفاده از نتیجه حاصل برای بررسی موضوع دیگر ، بحث به بررسی موضوع دیگر بکشد (حتی ممکن است با اسم حمایت از دین ، دین را وارد موضوعی کنند که خودش محل بحث است )

(۲۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۸:۳۵)سعدی نوشته است: [ -> ]3- هدف این است که یک چارچوب برای بررسی رابطه عقاید و علم به دست بیاوریم. توجه داشته باشید که اصول دین تقلیدی نیست. ما باید به ترجمه ها و تفاسیر و بحثها مراجعه کنیم و در نهایت خودمان نتیجه گیری نهایی را انجام دهیم. دانشمند بی طرف نیز به ندرت یافت می شود و این موضوع اهمیت تحقیق شخصی را افزایش می دهد.


در اینجا هم همان موضوع بند قبلی به شیوه ی دیگری مطرح شده است . ما در اینجا فعلا مشغول بحث روی گزاره های منطقی و رابطه ی عقیده با علم هستیم که موضوع ((اصول دین)) مطرح میشود . اما چرا ؟؟؟
در پست قبلی بنده عرض کردم که در رابطه ی علم و عقیده باید به دانشمند مورد اعتماد بی طرف مراجعه کرد .
کاربر چون خود را در موضع انفعال میبیند در یک حرکت روبه جلو و تغییر مسیر بحث (( اصول دین )) را مطرح میکند . اما اولا ((اصول دین )) که باید خود شخص به نتیجه برسد در مقابل ((فروع دین )) که میتواند به نظر فقیه مراجعه کند نیست (در اصول دین هم باید بعد از پذیرش قلبی برای دانستن جزئیات و کیفیت به نظرات دانشمند مورد اعتماد بی غرض مراجعه کنیم).
ضمنا در بحث های دینی هم این طور نیست که همواره به (مرجع دینی) مراجعه کنیم ، و در مسائلی مانند شبهات دانشمند مورد اعتماد بی غرضی که پایین تر از مرجع هست هم میتواند نظر بدهد .
ثانیا هر دانشمند مورد اعتماد بی غرض حتما (فقیه و مجتهد ) نیست . این دانشمند میتواند یک پزشک یا یک مورخ یا یک مهندس برق باشد و در مورد عقیده های پزشکی ، تاریخی و مهندسی نظر دهد و ما به نظر آنها مراجعه کنیم .
اما برگردیم اصل موضوع :
انتخاب گزینه 3 تا حدی ابهام را بر طرف کرد
این که یاد بگیریم چگونه عقاید را با علم تطبیق بدهیم با رعایت مقدمات خوب است .
برای رعایت مقدمه بفرمایید در زمینه چه موضوعی میخواهید رابطه (علم و عقیده) را بررسی کنید و تخصص شما در این زمینه چیست (برای قید دانشمند بودن) تا وارد مرحله ی بعد شویم .
سلام آقا عمار
در این تاپیک قراره معیارهایی برای بررسی اعتقادات بدست بیاریم. هدف از بررسی اعتقادات هم در نهایت شناخت اصول دینه. بگذار یک مثال بزنم خدمتتون:

فرض کنید یک مسیحی، در کتاب مقدسش به عبارتی بر می خورد با این مضمون: "یوشع به خورشید فرمان داد تا بی حرکت بایستد" و در عین حال معتقد است که حرکت زمین عامل ایجاد شب و روز است نه حرکت خورشید. این فرد ممکنه راههای مختلفی رو انتخاب کنه:

1- علم رو منکر بشه: مثل کاری که "انجمن زمین مسطح" انجام میداد. اونها تا همین 10 سال پیش فعال بودند و معتقد بودند عکسهای منتشر شده توسط سازمانهای فضایی جعلی است و با هدف تغضیف اعتقادات منتشر شده.

2- ممکنه اعتقاداتش رو کنار بگذاره.

3- ممکنه علم و اعتقاداتش رو با هم تطبیق بده. می توان این عبارت را طوری تفسیر کرد که تضادی با علم پیدا نکند. این بحث می خواد بگه که راه سوم امکان پذیره، حداقل در خیلی از موارد چنین کاری رو میشه انجام داد. این که این بحث رو بدون پرداختن به دین انجام بدیم غیر ممکنه.

بحث تقلیدی نبودن اصول دین هم همینجا مطرح میشه: اگر این دوست مسیحی مون به اعتبار اینکه پاپ (به عنوان فردی که از سوی پیروانش عالم دانسته میشه) یا به اعتبار حرف راسل (که باز از سوی پیروانش عالم دانسته میشه) مسیری رو انتخاب کنه، در اصول دین تقلید کرده. راه درست اینه که هر دو نظر رو بشنوه و بر اساس منطق خودش عمل کنه.


این بحث تخصص خاصی در زمینه علوم تجربی نیاز نداره. مسائل علمی که در موردش صحبت می کنیم در حد گرد بودن زمین و ... است که همه ما با هر تخصصی ازش مطلعیم. تفاسیر و ترجمه ها هم در دسترسه و قابل استفاده. اما در نهایت خود ماییم که باید نتیجه گیری نهایی رو در مورد اعتقادات داشته باشیم.
به نظر من هدف شما در این تاپیک آشپزی هست !
یعنی میخواهید آشی درست کنید که به مذاق خودتان خوش بیاید !
به هر حال ترس شما از بررسی موضوع در زمین منطق و آنگاه استفاده از آن در موضوعات مختلف قابل توجه است !
ظاهرا شما معنی (اصول دین ) را هم به درستی نمیدانید اما میخواهید در باب عقاید دینی و علم مطلب بنویسید !
حقا که اندیشیدن به اصل دین مایه ی رستگاری و گمراهی در آن ضلالت است .
به هر حال هدف من در این تاپیک نه قانع کردن شما که آشنایی دوستان با این نوع بحث ها بود و اگر نکته ی مبهمی باقیمانده باشد دوستان در خصوصی یا تاپیک مطرح کنند سعی میکنم پاسخ دهم .
نقل قول:... بررسی موضوع در زمین منطق و آنگاه استفاده از آن در موضوعات مختلف ...
متوجه منظور شما هستم.
می فرمایید که ما دنبال یک معیار کلی باشیم برای بررسی سازگاری یک عقیده با علم.

بسیار خوب. خوشحال میشم اگر نظراتتون رو در این زمینه ارائه بفرمایید.
اگر قرار باشد بر مبنای منطق حرکت کنیم بحث خوب است .
گرچه هنوز هم معتقدم بهتر است این بحث توسط (عالم مورد اعتماد) مطرح شود اما به هر حال من نظر شخصی خودم را می گوییم .
اصل بررسی عقیده ی دینی و علم توسط دو زاویه ی دید مختلف قابل بررسی است .
1.گروه دین باور
2. گروه دین ناباور
خود گروه دین ناباور به چند زیر دسته تقسیم میشود (گروهی که میخواهد با نشان دادن تضاد دین را رد کند _ گروهی که میخواهد با نشان دادن تطبیق به دین گرایش پیدا کند )
دسته ی دین باور هم همچنین شامل چندین زیر دسته است .
از این که با بررسی عقیده و علم می خواهیم چه نتیجه ای بگیریم فعلا صرف نظر میکنم . معرفی زیر گروههای گروه دین باور را هم حذف کردم . از اینکه در نوع برخورد زیر گروهها و دو گروه با مسئله چه قوائدی باید رعایت شود هم فعلا صرف نظر میکنم .
فعلا مهم این است که ما به کدام گروه اصلی تعلق داریم ؟
طبق آنچه من از تاپیک درک کردم ، میخواهیم از دیدگاه یک فرد ( دین باور ) به مسئله نگاه کنیم . اگر برداشت من هم اشتباه باشد مهم نیست و میتوان موضوع را از دیدگاه یک فرد( دین ناباور ) بررسی کرد .(البته توجه کنید مهم نیست که خودمان دین باور هستیم یا نه ، مهم این است که از چه زاویه ی دیدی میخواهیم موضوع را بررسی کنیم)
اگر (تفاهم لفظی ) باشد در پست بعدی موضوع بررسی (علم و عقیده) را از دیدگاه (یک فرد دین باور ) ادامه خواهم داد...
اگر بخواهیم دین را بررسی کنیم باید نگاه عالمانه به دین داشته باشیم . ممکن است فرد دین داری باشد که نگاهش به دین عالمانه نباشد ، این فرد اگرچه خودش در گروه دین باوران قرار دارد اما افکارش را نمیتوان به دین باوران نسبت داد . البته دور از حقیقت هم نیست که تفکر دین باوری را از کسی بخواهیم که خودش درک درستی از دین داشته باشد .
نگاه عالمانه به دین باید همه جانبه باشد ، شخص عالم باید زبان دین را بداند ، تاریخ دین را بداند ، کسانی که دین را عرضه کرده اند را بشناسد و ..... .
خود (من) عالم دینی نیستم ، اما به دلیل کشیده شدن موضوع این تاپیک به دین ، سعی میکنم دین را از منظر عقل و منطق بررسی کنم و اگر نیاز به بررسی در حوزه ی دیگری باشد با احتیاط با آن موضوع برخورد کنم .
اما واقعا دین چیست ؟
دین به مجموعه باوری گفته میشود که از ریشه ی (باور به وجود عالم غیر مادی ) یا ایمان به غیب شروع میشود . اولین لازمه دین باوری اعتقاد به وجود خداوند است (البته توجه کنید که در این موضوع نمیخواهیم راه های رسیدن به خداباوری را بررسی کنیم ) .
با ایمان به وجود خداوند باید به وجود صفاتی در خداوند هم ایمان داشت . در اینجا با یک مسئله ی (صفر و یکی ) روبه رو هستیم و بسیاری از دین باوران در همین مرحله دچار گمراهی میشوند و به روشنی همه ی عقایدی (ظاهرا دینی)که دارند را نمیتوان جزو دین دانست .
دین اگر باشد به طور مطلق یک دین واحد است (اگر چه افراد مختلف به فراخور حالشان میتوانند به دین نزدیک شوند اما فقط عقیده ای درست است که منشا آن دین مطلق باشد)
((شاید گفته شود هر دین باوری ادعا خواهد داشت که دین من همان دین مطلق است ، اما چون ما فارغ از نام ها و رنگ ها میخواهیم دین را بررسی کنیم ، آنچه که بدان خواهیم رسید همان دین درست است مگر اینکه خلافش ثابت شود))
اما بحث صفات خداوند :
گفتیم که خداوند و عالم غیب منطقا زمانی میتواند وجود داشته باشد که خداوند دارای صفات خاصی باشد .
اولین ویژگی اصلی خداوند(البته به نظر من ) نامحدود بودن خداوند است .
اگر خداوند وجود داشته باشد ، اگر عالم غیب حق باشد ، خداوند نامحدود است و هرگونه محدود ساختن خداوند نادیده گرفتن اصلی ترین بنیان دین است .
ویژگی بعدی خداوند که به طور مستقیم از نامحدود بودن خداوند ناشی میشود (احد) بودن خدا است ، خدا یکتاست و هیچ شریکی ندارد ، خداوند قابل تقسیم شدن نیست ، خداوند قابل تجسم در ظرف و اشکال نیست .
این که کسی خدواند را در شکل خاصی محدود کند یا در قالب خاصی مجسم کند اولا خودش ضربه به بنیان دینی خودش زده ثانیا توجیهاتش هم قابل اعتنا نیست .
روشن است کسی دین باور است که معتقد به (توحید) باشد و اعتقاد به اصل توحید اولین لازمه ی کسی است که میخواهد دین را عرضه ، نقل یا بررسی کند .
ادامه را در پست بعدی خواهم گفت ...
سلام
در اینجا قرار است از دید کسی به مسئله نگاه کنیم که می خواهد در مورد دین تحقیق کند. پذیرش یا عدم پذیرش دین باید بعد از تحقیق باشه نه قبل از اون.

فردی که هم دین را پذیرفته و هم علم را، باید رابطه علم و دین را بداند.
فردی هم که دین را به خاطر اعتقاد به تضاد علم و دین نپذیرفته، باید دیدگاه روشنی در این زمینه داشته باشد.

اشتباهی که خیلی افراد مرتکب میشن اینه که اول انتخاب می کنند که دین را بپذیرند یا نه. بعد طوری تحقیق می کنند که نظر قبلیشون مورد تایید قرار بگیره.

موضوع بحث خیلی ساده است:

فرض کنید فردی داره تحقیق می کنه تا ببینه یک کتاب الهی است یا نه. اگر فرضاً در اون کتاب نوشته شده باشه که زمین بر پشت لاکپشت قرار گرفته، آیا در همین مرحله باید اون کتاب رو رد کنه یا اینکه باید دنبال تفسیر برای کلمه "لاکپشت" بگرده؟

نظرات علما در این زمینه متفاوته. مثلاً راسل میاد همین ماجرای تعارض کوپرنیک با کلیسا رو مطرح می کنه و بلافاصله تضاد علم و دین رو نتیجه میگیره. اما یک عالم دینی ممکنه طوری کتاب مقدس رو تفسیر کنه که این تضاد پیش نیاد. هر دوی این افراد در این زمینه مطالعه داشته اند اما دیدگاهشان متفاوت است.
(۲۷/اردیبهشت/۹۵ ۷:۵۸)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
در اینجا قرار است از دید کسی به مسئله نگاه کنیم که می خواهد در مورد دین تحقیق کند. پذیرش یا عدم پذیرش دین باید بعد از تحقیق باشه نه قبل از اون.


هیچ مشکل خاصی نیست ! من عرض کردم که از هریک از زوایا که بخواهید این موضوع را بررسی می کنم !
به هر حال یک فرد در یک لحظه ی خاص نسبت به دین (یا عالم است یا جاهل ) ، همانطور که عالم بودن مراتبی داشت جاهل بودن به دین هم مراتبی دارد .
در اینجا روشن است مراد از فرد جاهل فردیست که (یا دین را باور ندارد و میخواهد در موردش تحقیق کند ) یا (دین را اندکی قبول دارد و نسبت به عقاید دین میخواهد تحقیق کند )
(۲۷/اردیبهشت/۹۵ ۷:۵۸)سعدی نوشته است: [ -> ]فردی که هم دین را پذیرفته و هم علم را، باید رابطه علم و دین را بداند.
فردی هم که دین را به خاطر اعتقاد به تضاد علم و دین نپذیرفته، باید دیدگاه روشنی در این زمینه داشته باشد.


حتما اینطور است ، اما قبل از آن باید در مورد کلمه ی (پذیرفتن و قبول کرد) باید بحث کرد . مثلا اگر کسی که دوستش دین باور است به علت اخلاق نیک دوستش به دین گرایش پیدا کند نقطه ی شروع خوبی هست اما اگر بنیان های دینی خودش را قوی نسازد این امکان وجود دارد که با وزش نسیمی کوچک و مثلا مشاهده ی فرد به ظاهر دین باور بد اخلاق (فردی که خودش به طور ناقص به دین باور دارد ) از دین فاصله بگیرد .
در مورد بررسی علم هم باید به مقدماتی توجه داشت .
(۲۷/اردیبهشت/۹۵ ۷:۵۸)سعدی نوشته است: [ -> ]اشتباهی که خیلی افراد مرتکب میشن اینه که اول انتخاب می کنند که دین را بپذیرند یا نه. بعد طوری تحقیق می کنند که نظر قبلیشون مورد تایید قرار بگیره.

در هنگام پذیرش یک دین باید به بنیادهای دین اعتقاد راسخ داشت .
(۲۷/اردیبهشت/۹۵ ۷:۵۸)سعدی نوشته است: [ -> ]موضوع بحث خیلی ساده است:

فرض کنید فردی داره تحقیق می کنه تا ببینه یک کتاب الهی است یا نه. اگر فرضاً در اون کتاب نوشته شده باشه که زمین بر پشت لاکپشت قرار گرفته، آیا در همین مرحله باید اون کتاب رو رد کنه یا اینکه باید دنبال تفسیر برای کلمه "لاکپشت" بگرده؟

نظرات علما در این زمینه متفاوته. مثلاً راسل میاد همین ماجرای تعارض کوپرنیک با کلیسا رو مطرح می کنه و بلافاصله تضاد علم و دین رو نتیجه میگیره. اما یک عالم دینی ممکنه طوری کتاب مقدس رو تفسیر کنه که این تضاد پیش نیاد. هر دوی این افراد در این زمینه مطالعه داشته اند اما دیدگاهشان متفاوت است.


موضوع از این هم که میفرمایید ساده تر است .
اگر دین وجود داشته باشد فقط و تنها فقط یک دین واحد است ، البته عرض کردم هر کسی به فراخور حال خود میتواند به دین نزدیک شود اما نمیتوان نظرات او را نظر (الهی ) نامید .
اما این که چه نظری الهی است (چون هر به ظاهر دین باوری ادعا خواهد کرد نظرش الهی است)
اول شخص دین باور خدا را درک میکند بعد باید خدا را بشناسد و اگر با عقل سلیم و منطق درست بررسی کند به (توحید) میرسد (اگر پست قبل را خوانده باشید من فقط از دیدگاه منطق به مسئله نگاه کردم و شباهت لفظی مفاهیمی مانند (توحید) یا (احد بودن خدا) تا اینجا فعلا اشتراک در لفظ هست.
((خارج از بحث : گرچه ظاهرا تنها دینی که با این نگاه خدا را معرفی می کند فقط اسلام راستین است ))
خب قرار شد در الفاظ نمانیم ! نظریات راسل و کلیسا و گالیله و دادگاه تفتیش عقاید و بقیه تا زمانی که بررسی نشوند صرفا نظریات خودشان هستند نه نظر (الهی) .
اول خدا را شناختیم و مفهوم (توحید) را هم تا مقداری درک کردیم ، الان برای بررسی اینکه آیا پیامی از طرف خداوند است یا نه باید ببینیم محتوی این پیام (توحیدی است یا غیر توحیدی) اگر توحیدی نبود آن نظر، نظر شخصی فردی هست و نظر (الهی ) نیست . اگر چه واضحا میتوان آن را هم در جای خود بررسی کرد .

اما اگر پیامی ادعا کرد که از طرف خداوند است و محتوی پیام (توحیدی) بود چه ؟ در اینجا باید به بنیان های بعدی از دین (که فارغ از الفاظ و رنگ ها ) یک دین باور به آن میرسد مراجعه و با آن بنیان سنجید ....
سلام
نقل قول:در هنگام پذیرش یک دین باید به بنیادهای دین اعتقاد راسخ داشت .
خوشبختانه علمای اسلامی، شک و تحقیق در اصول مذهبی رو نه تنها ممنوع نمی دونند، بلکه تفکر و تحقیق در این زمینه رو لازم و واجب می دونند. شما رو به مقاله زیر (بخشی از خطبه های آیت الله خامنه ای) ارجاع میدم:
ممنوع نبودن شک در اصول مذهبی از نظر اسلام

نقل قول:اما اگر پیامی ادعا کرد که از طرف خداوند است و محتوی پیام (توحیدی) بود چه ؟ در اینجا باید به بنیان های بعدی از دین (که فارغ از الفاظ و رنگ ها ) یک دین باور به آن میرسد مراجعه و با آن بنیان سنجید ....
بسیار خوب. خوشحال میشم ادامه بفرمایید.
(۲۸/اردیبهشت/۹۵ ۱۹:۱۶)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
خوشبختانه علمای اسلامی، شک و تحقیق در اصول مذهبی رو نه تنها ممنوع نمی دونند، بلکه تفکر و تحقیق در این زمینه رو لازم و واجب می دونند. شما رو به مقاله زیر (بخشی از خطبه های آیت الله خامنه ای) ارجاع میدم:

اولا خوشحالم که از فرمایشات امام هم استفاده میکنید و پیشنهاد میکنم اگر میسر بود از فایل های تصویری و صوتی ایشان هم استفاده کنید ، هیچ مسئله ای در دنیا ارزشش به اندازه ی دیدن و شنیدن تصویر و صدای بندگان صالح خدا بر روی زمین نیست . نظر امام در مورد این مسئله هم کامل بود و هم گویا .
البته بحث ما در حالتی بود که مسئله را از دیدگاه (عالم به دین) بررسی میکردیم و با تغییر زاویه به (جاهل به بخشی از دین) اصولا اصل موضوع تغییر یافته است.
(۲۸/اردیبهشت/۹۵ ۱۹:۱۶)سعدی نوشته است: [ -> ]بسیار خوب. خوشحال میشم ادامه بفرمایید.


واقعیت این است با پذیرش و درک توحید مسئله تقریبا حل شده است . با نگاه توحیدی اکثر مکاتب مدعی (الهی) بودن باطل میگردند . مثلا در مسئله ی (گردش زمین) چون نگاه کلیسا طبق منطق درست غیر توحیدی است نمیتوان نظرات (یا حداقل همه ی نظراتش) را الهی دانست و عقیده ی مرکزیت زمین ذاتا یک نظریه الهی حتما درست نیست و نمیتوان نام عقیده ی دینی بر آن گذاشت .
با اینکه فقط با بررسی منطقی توحید (جوینده ی حقیقت ) به حقیقت میرسد(و نظریاتی مانند یهودیت و مسحیت تحریف یافته ، وهابیت ، آیین هایی مانند بودایی ، عرفان های نوظهور و ..... از زیر مجموعه دین درست الهی خارج میشود )
اما برای درک بیشتر نیاز به علومی فراتر از منطق داریم ، در اینجا باید به علم تاریخ ، علم نوشته ی تاریخی و علم زبان هم مسلط بود . اصل وجود پیامبران هم به طور مستقیم از اصل توحید نتیجه میشود . اما اینکه سلسله ی پیامبران چگونه بود ؟ اصل بشارت به پیامبر بعدی و تایید پیامبر قبلی چیست ؟ کدام سخن پیامبران را میتوان به ایشان نسبت داد و کدام را نه ؟و مجموعه ای از این نوع تحقیقات دین واحد و مطلق درست الهی را یافت .
بعد از یافتن دین انگاه میتوان به بررسی علم و دین هم پرداخت ......
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع