تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زلزله چرا؟ : تفسیر علمی احادیث مربوط به زلزله
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
سلام
پس قبول دارید که وجود عبارتی مثل "قرار گرفتن زمین بر پشت ماهی" در گفتار پیشوایان اعتقاد، به خودی خود دلیلی بر نادرستی عقیده نیست. بایستی درستی یا نادرستی چنین اعتقادی رو با یک روش دیگر بسنجیم.

خب این چیزی بود که من و جناب قلب هم همون ابتدا نتیجه گرفتیم. پس فکر می کنم به نتیجه رسیدیم. هدفم برای ادامه بحث بیشتر رفع کدورتها و سوء تفاهمها بود.

نقل قول:اولا خوشحالم که از فرمایشات امام هم استفاده میکنید و پیشنهاد میکنم اگر میسر بود از فایل های تصویری و صوتی ایشان هم استفاده کنید ، هیچ مسئله ای در دنیا ارزشش به اندازه ی دیدن و شنیدن تصویر و صدای بندگان صالح خدا بر روی زمین نیست . نظر امام در مورد این مسئله هم کامل بود و هم گویا .
بله، جای شکر داره که علمایی مثل ایشان دیدگاهی مثبت در مورد علم و منطق دارند.

در مقابل، ابن تیمیه (که به نوعی پدر معنوی وهابیت محسوب میشه) تفکر رو تا جایی مجاز می دونست که در جهت تایید قرآن و سنت باشه. یعنی معتقد بود هدف از تفکر باید رسیدن به یک سری نتایج از پیش تعیین شده باشه. این دیدگاه از نظر علمای شیعه یک دیدگاه انحرافی است.

این دیدگاه انحرافی متاسفانه وارد فرهنگ ما هم شده. خوبه که تصحیحش کنیم.
از اول هم سوتفاهمی در کار نبود !
اول خواسته میشد که از پست های تاپیک نتیجه بگیریم که ((هر عقیده ای را میتوان با علم توجیه کرد)).
اما فهمیدیم که برای بررسی درست رابطه علم و دین باید خود (دین ) را بشناسیم بعد نسبت عقیده به دین را بفهمیم بعد آن را از دیدگاه علم بررسی کنیم .
این طور زحمت های شما هم بر باد نخواهد رفت . اتفاقا تاپیک خوبی برای جواب (شبهات علمی به دین) خواهد بود .
سلام آقا عماز
در ابتدای بحث گفته شد که صرفاً با توجه به تضاد ظاهری یک عقیده با علم، نمیشه اون عقیده رو رد کرد.
شما این گفته رو کاملتر فرمودید و گفتید که درستی اعتقادات بایستی با روشهای دیگری سنجیده بشه. پس از این بررسی می تونیم به بحث رابطه علم و دین بپردازیم.

در واقع مطلبی بیان شده بود و شما به تصحیح و تکمیل اون کمک کردید. اصلاً هدف از بحثها همینه که نظرات مختلف شنیده بشه و تکمیل بشه.
به هر حال ممنونم از اینکه کمک کردید به دیده شدن مسئله از زاویه های مختلف.
ویرایش شد ...
سلام مجدد

در آیه 34 سوره لقمان آمده است:

إِنَّ اللَّهَ عِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَيُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْأَرْحَامِ ۖ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ مَّاذَا تَكْسِبُ غَدًا ۖ وَمَا تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ
آگاهى از (زمان قیام) قیامت مخصوص خداست، و او باران را نازل مى کند، (و از نزول دقیق آن آگاه است) و آنچه را که در رحمها (ى مادران) است مى داند، و هیچ کس نمى داندفردا چه به دست مى آورد، و هیچ کس نمى داند در چه سرزمینى مى میرد. به یقین خداوند (نسبت به همه این امور) دانا و آگاه است.


اینجا ممکنه شبهه ای پیش بیاد: ممکنه گفته بشه که امروزه انسان نیز به برخی از این علوم که به نظر می رسه مختص خدا دانسته شده اند، دست یافته است. دانشهایی مثل پیش بینی باران و تشخیص جنسیت جنین. آیا این موضوع با آنچه در این آیه ذکر شده تضاد دارد؟

در مورد این آیه کریمه، دو تفسیر وجود دارد:



1. موارد پنج گانه مذکور در آیه فوق، جزو امور غیبی اند و جز خداوند و کسانی که خداوند آنان را آگاه به امور غیبی کرده باشد، کسی نسبت به این امور آگاهی ندارد. منظور از فرستادن باران، فقط بارش آن نیست که توسط متخصصان هواشناسی یا دیگران، قابل پیش بینی باشد، بلکه این که دقیقاً کی و کجا و چه مقدار نازل می شود منظور است، و این علم فقط در اختیار خداوند است و دیگران با حدس و گمان ممکن است تا حدی از آن آگاه باشند. چنانچه منظور از آگاهی از "جنین در رحم"، فقط جنسیت آن نیست که توسط دستگاه هایی قابل تشخیص باشد، بلکه منظور همه امور مربوط به جنین؛ مانند جنسیت، سلامت، خصوصیات جسمی و روحی و حتی استعدادهای او و سعادت و شقاوت و آینده او است. بدیهی است که چنین آگاهی، مخصوص خداست. و اگر در روایات، پاره‏اى از این آگاهى ها برای ائمه (علیه السلام) اثبات گشته، از آن جهت است که آگاهی به صورت علم اجمالى – آن هم از طریق تعلیم الاهى - هیچ منافاتى با اختصاص علم تفصیلى آنها به ذات پاک خداوند ندارد و تازه همین علم اجمالی نیز ذاتى و استقلالى نیست، بلکه جنبه عرضى و تعلیمى داشته و از طریق تعلیم الاهى است به مقدارى که خدا مى‏خواهد و صلاح مى‏داند.



2. اما تفسیر دیگر این است که در این آیه، فقط علم به تاریخ قیامت از امور غیبی است و خداوند نیز فقط آن را مخصوص خود می داند و در فرازهای دیگر آیه، سخن و شیوه بیان عوض شده و تنها اعلام می دارد که خداوند باران می فرستد و از آنچه در رحم مادران است آگاهی دارد، بدون آن که این علم را مخصوص خود بداند. بنابراین، اگر اکنون یا در آینده، بتوان با پیشرفت هایی علمی، دقیقاً از میزان بارندگی و زمان آن و از وضعیت جنین و خصوصیات آن، آگاهی پیدا نمود، تناقضی با منظور آیه نخواهد داشت. همچنین در فرازهای چهارم و پنجم آیه، تکیه سخن بر عدم اطلاع افراد از سرنوشت و مکان مرگ شان است. این عدم آگاهی، مطابق قانون طبیعت است که هیچ کس ذاتاً از غیب و حوادث آینده مطلع نیست، ولی این امر مانع از آن نمی شود که خداوند برخی افراد را نسبت به حوادث آینده یا زمان و مکان مرگ شان آگاه سازد.

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa607
360 رگ بدن

متن شبهه:


امروزه مشخص شده تعداد رگ های بدن چه مویرگ چه سرخرگ چه سیاهرگ انقدر زیاد است که به تعبیر گروهی با قرار دادن اونها (رگهای یک انسان) پشت سر هم، می شه زمین رو به ماه متصل کرد! با این وجود چطور ممکنه 360 رگ در بدن؟؟ آیا منظور رگهایی هست که فقط به صحبت کردن مربوطه؟


امام صادق(علیه السلام) فرمود: رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هر روز سیصد و شصت بار، به تعداد رگهای بدن، حمد خدا می کرد و می گفت «الحمدلله رب العالمین کثیراً علی کل حال» «در تمام حالات و به طور فراوان حمد و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان باد» (الکافی ۲/۵۰۳) _امام صادق(علیه السلام) از قول رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: در بدن آدمی سیصد و شصت رگ وجود دارد، که یکصد و هشتاد رگ آن متحرک و یکصد و هشتاد رگ دیگر ساکن است، اگر رگ های متحرک ساکن شوند یا بالعکس رگ های ساکن متحرک گردند آدمی خوابش نمی برد. از این رو رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چون صبح می کرد سیصد و شصت مرتبه می گفت «الحمدلله رب العالمین کثیراً علی کل حال» «در تمام حالات و به طور فراوان حمد و ستایش مخصوص پروردگار جهانیان باد» و چون شب فرا می رسید ذکر گذشته را نیز به همان شماره تکرار می فرمود. (الکافی ۲/۵۰۳)

پاسخ:
الف: سوال پرسش گر از طول رگ ها نیست بلکه از انواع رگ ها می باشد و انواع رگ ربطی به طول رگ ها ندارد. امام صادق علیه السلام در روایت فوق فقط به تعداد انواع رگ ها اشاره فرمود نه به طول و اندازه ی رگ ها!
ب: همان طور که می دانید خداوند متعال در بدن انسان رگ های متنوع با کارکردها متنوع قرار داده است، برای مثال سرخ رگ ها، سیاه رگ ها و مویرگ ها و رگ های لنفی و... . هر کدام از رگ های اصلی به رگ های فرعی دیگری تقسیم می شوند. برای مثال در یک تقسیم بندی، سیاه رگ ها به چهار نوع اصلی تقسیم می شوند که عبارتند از: سیاهرگ های ریوی، سیستمی، سطحی و عمقی.
رگ های خاصی در کبد و سایر اعضای بدن با نام های متفاوت وجود دارد، احتمالا اگر چنین رگ هایی شناسایی و تعداد آن ها را بررسی کنیم مشخص شود منظور از 360 رگ در کلام امام صادق علیه السلام چیست.

http://www.askdin.com/showthread.php?p=900739
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع