تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تحقیقی بودن اصول دین به چه معناست؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
بسم الله الرحمن الرحیم
اِنَّ الاِنْسانَ خُلِقَ هَلوُعاً اِذا مَسَّهُ الشَّرُ جَزوُعاً وَ اِذا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنوُعاً

انسان، هلوع (حريص) آفريده شده وقتي كه به وي شر و ناگواري رسيد جزع و وقتي كه خيري به او برسد، ديگران را منع مي‌كند
معارج، آيه 21
(۳۱/خرداد/۹۵ ۰:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
خب من یه جمع بندی مختصر کنم از بحثی که تا الآن داشتیم. یه جمع بندی از سوالات و دیدگاههای مطرح شده: (اگر جمع بندی نادرسته، بفرمایید تا تصحیح بشه)

سوال اول: آیا واجب بودن تحقیق در اصول دین، به این معناست که فرد می تواند دیدگاه نقادانه به اعتقادات پیشینش داشته باشد؟

یک دیدگاه اینه که فرد باید قبل از رسیدن به سن تکلیف، به صورت چالشی و نقادانه تحقیق کند اما پس از سن تکلیف، فرد باید همان اعتقادی که بدست آورده را تقویت کند و تحقیق باید با هدف تقویت این اعتقادات انجام گیرد. (در این مورد، آقا سینا تمثیلهایی رو ارائه دادند)

یک بحثی اینجا پیش اومد در مورد اینکه آیا اسلام این شرط سن بلوغ رو گذاشته یا نه؟ در این مورد سوالی در سایت askdin مطرح شد که پس از پاسخگویی ارائه میشه.

سوال دوم: اگر ما تحقیق و انتخاب راه رو منحصر به زمان پیش از بلوغ بدونیم، آیا یک دختر 9 ساله از عهده تحقیق بر میاد؟

یک دیدگاه اینه که تحقیق در اصول دین به سادگی امکان پذیره و با یه سری برهانهای ساده میشه اصول دین رو اثبات کرد. بحثی که در مورد برهان نظم و فرگشت و اثبات نبوت و ... مطرح شد، برای این بود که ببینیم این برهانهای ساده مطرح شده تا چه حد قابل اتکا اند؟

سوال سوم: آیا تحقیق غیر تقلیدی، نیاز به دسترسی به کتابهای نوشته شده توسط مخالفان داره؟

نظر آقا عمار: تحقیق اصلاً نیاز به کتاب خواندن نداره و با مراجعه به خویشتن خویش میشه همه اصول دین رو بررسی کرد.
نظر مهدی سینا: تحقیق در اصول دین مثل نوشتن رساله دکترا است. در حالی که کتابهای نوشته شده توسط مخالفان مثل کتاب شنگول و منگول اند و اصلاً جایگاهی در تحقیق ندارند.

یه سوال دیگه: وقتی درستی نظریاتی مثل فرگشت و چند جهانی اثبات نشده، اصلاً آیا لازمه بهشون بپردازیم؟

نظر من اینه که برای استفاده از برهان نظم، لازمه نادرستی این نظریات اثبات بشه. وقتی ما در مورد نادرستی این نظریات شک داشته باشیم دیگه نمی تونیم از برهان نظم استفاده کنیم.

یه سوال هم آقا سینا از من داشتند:

از بین 2000 تا مذهب که تو دنیا هست، فقط تعداد کمی معتقد به پیامبری بنیانگذارشون هستند (مثل یهودیت، مسیحیت و اسلام). پس سایر مذاهب به چی معتقدند؟

خب یه فرد حکیم به یه سری دیدگاهها رسیده و به شاگرداش یاد داده. (که البته تشخیص صحت و سقم این دیدگاهها هم نیاز به بررسی داره).

اینجاست که بحث نبوت به میون میاد: آیا خدا به ما عقل داده تا راه رو پیدا کنیم یا اینکه علاوه بر اون، به پیامبران هم وحی فرستاده تا در انتخاب راه به ما کمک کنند؟

این بحثها خیلی داستان دار و طولانیه.

جناب قلب، ما معتقدیم که بعد از پیامبر اسلام هیچ پیامبری در جهان مبعوث نشده. وقتی میگیم در جهان، شامل قاره آمریکا هم میشه که تا زمان کشف این قاره، دسترسی به تعالیم پیامبران نداشتند. اما بنا بر اعتقاد علمای اسلامی، این موضوع تضادی با هدایتگری خدا نداره.

حالا اگر بحثی جا موند بفرمایید تا صحبت بشه در موردش.
سلام و عرض ادب و احترام .Blush
با نهایت احترامی که برای دوستان پیگیر این بحث بودن باید بگم ، جناب سعدی ؛ متاسفم برای نگاه شما .
خانم پارمیس کجایید .

(۳۱/خرداد/۹۵ ۰:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]یه سوال هم آقا سینا از من داشتند:

از بین 2000 تا مذهب که تو دنیا هست، فقط تعداد کمی معتقد به پیامبری بنیانگذارشون هستند (مثل یهودیت، مسیحیت و اسلام). پس سایر مذاهب به چی معتقدند؟

خب یه فرد حکیم به یه سری دیدگاهها رسیده و به شاگرداش یاد داده. (که البته تشخیص صحت و سقم این دیدگاهها هم نیاز به بررسی داره).

اینجاست که بحث نبوت به میون میاد: آیا خدا به ما عقل داده تا راه رو پیدا کنیم یا اینکه علاوه بر اون، به پیامبران هم وحی فرستاده تا در انتخاب راه به ما کمک کنند؟

این بحثها خیلی داستان دار و طولانیه.
شما داری بحث میکنی درباره دین الهی یا غیر الهی؟
اگه مذاهبی همچون بودایی ، شینتو ، سیک ها و ... رو شما دین و شریعت محسوب میکنی ، دیگه تحقیق چرا میخوایی بکنی ، پیشنهاد میکنم به اون ایین بگروید. راستی بهاییت رو جا انداختیا چوناونهام یچی دور و بر 7میلیون ( البته کم و زیاد دیگه با خودشونه ) هستن و خودشون رو پیرو یک شریعت اسمانی میدونن . چون بحث خاتمیت رو گفتین گفتم روی اینم دست بزار و یا قبول و رد کن اون ایین رو که الهی هست یا غ الهی .Wink
اون فرد حکیم طبق چه مبنایی به اون دیدگاه رسیده؟ Huh
افرین نبوت رو خوب اومدی ، این قسمت موافقم .Heart
قبل از اینکه با یه مثال سوالم رو مطرح کنم تذکر بدم که تو مثال قسمتهایی ممکنه بخث رو دور و یا نزدیک کنه پس دنبال اون دور شونده ها نرید و دنبال مشترکات باشید _ از اسمش معلومه برای نزدیک کردن دهن هست نه دور کردن ولی گاه رخ داده تو مثال طرف مقابل از بجث خارج هم شده _
شما یه جورچین ( حالا اسمش میخاد پازل باشه یا قطعاتی از یک ماکت و یا هر چیزی که شبیه باشه رو مد نظر بگیر) این حور چین رو هرکس میتونه یچوری تموم کنه و حتی نصفه رها کنه ، از طرفی هیچ نقشه و راهنما و کمک و ... هم همراهش شرکت تولید کننده قرار نداده ، شما برای کامل کردنش از چی استفاده میکنی> عقل ؟فرقی بین تمام شده اون جورچین شما با من چقدر هست؟ ایا هردو مثلا ازش یک شیر درمیاریم یا یک ماشین و یا یک خونه ... ؟
حتما متوجه شدین که چی میخوام بگم .
اتفاقا اونطوری که شما فکر میکنی اصلا داستانش طولانی نیست . این شمایی که میخوایی طولانی جلوه بدیSmile
اصلا چرا راه دور بریم ، الان اگه عقل ما کفاف میداد ، چرا بین ما احتلاف هست ، فعلا بین من و شما و جناب عمار و ... که تو تالار هستیم و داریم این موضوع رو با هم مباجثه میکنیم؟ایا عقل برای ما کافی نیست ؟
در انتها یک سوال دیگه * البته من پاسخ سوالاتم رو نگرفتم بلکه فقط متونی رو دیدم از سوی شما که شبه پاسخ بود تا پاسخ .
برای این قسمت که :
(۳۱/خرداد/۹۵ ۰:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]اینجاست که بحث نبوت به میون میاد: آیا خدا به ما عقل داده تا راه رو پیدا کنیم یا اینکه علاوه بر اون، به پیامبران هم وحی فرستاده تا در انتخاب راه به ما کمک کنند؟
میتونید یه بحث ایجاد کنین با عنوان نبی چرا ؟ عقل مگر کفایت نمیکند؟
یا چیزی شبیه به این .البته بحث نبوت سر جای خودش ولی شما که عقل رو ( البته منطقم هستا ) استفاده میخوایین بکنین برسی کنیم که واقعا عقل بشر متکامل امروزی ایا میتونه همه نیاز های بشری رو رفع کنه و یا حتی حداقل ها رو .
این قسمت واسه شما نیست چناب سعدی
نقل قول:َاصْطَفي سُبْحَانَهُ مِنْ وَلَدَهِ أَنْبيَاءَ أَخَذَ عَلَي الْوَحْيِ مِيثَاقَهُمْ، وَعَلَي تَبْليغِ الرِّسَالَةِ أَمَانَتَهُمْ، لَمَّا بَدَّلَ أَکْثَرُ خَلْقِهِ عَهْدَ اللهِ إِلَيْهِمْ، فَجَهِلُوا حَقَّهُ، واتَّخَذُوا الْأَنْدَادَ مَعَهُ، وَاجْتَالَتْهُمُ الشَّيَاطِينُ عَنْ مَعْرفَتِهِ، وَاقتَطَعَتْهُمْ عَنْ عِبَادَتِهِ، فَبَعَثَ فِيهمْ رُسُلَهُ، وَوَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِياءَهُ، لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ، وَيُذَکِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ، وَيَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بَالتَّبْلِيغِ، وَيُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ، وَيُرُوهُمْ آيَاتِ الْمَقْدِرَةِ: مِنْ سَقْفٍ فَوْقَهُمْ مَرْفُوعٍ، وَمِهَادٍ تَحْتَهُمْ مَوْضُوعٍ، وَمَعَايِشَ تُحْيِيهِمْ، وَآجَال تُفْنِيهمْ، وَأَوْصَاب تُهْرِمُهُمْ، وَأَحْدَاثٍ تَتَابَعُ عَلَيْهِمْ، وَلَمْ يُخْلِ اللهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِيٍّ مُرْسَلٍ، أَوْ کِتَابٍ مُنْزَلٍ، أَوْ حُجَّةٍ لاَزِمَة، أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَةٍ، رُسُلٌ لاتُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّةُ عَدَدِهِمْ، وَلاَ کَثْرَةُ المُکَذِّبِينَ لَهُمْ: مِنْ سَابِقٍ سُمِّيَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ، أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ. عَلَي ذْلِکَ نَسَلَتِ القُرُونُ، وَمَضَتِ الدُّهُورُ، وَسَلَفَتِ الْآبَاءُ، وَخَلَفَتِ الْأَبْنَاءُ. إِلَي أَنْ بَعَثَ اللهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ الله صَلَّي الله عَلَيْهِ وَآلِهِ لِإَِنْجَازِ عِدَتِهِ وَإِتَمامِ نُبُوَّتِهِ، مَأْخُوذاً عَلَي النَّبِيِّينَ مِيثَاقُهُ، مَشْهُورَةً سِمَاتُهُ، کَرِيماً مِيلادُهُ. وَأهْلُ الْأَرْضِ يَوْمَئِذ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَةٌ، وَأَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَةٌ، وَطَرَائِقُ مُتَشَتِّتَةٌ، بَيْنَ مُشَبِّهٍ للهِِ بِخَلْقِهِ، أَوْ مُلْحِدٍ في اسْمِهِ، أَوْ مُشِير إِلَي غَيْرهِ، فَهَدَاهُمْ بهِ مِنَ الضَّلاَلَةِ، وَأَنْقَذَهُمْ بمَکانِهِ مِنَ الْجَهَالَةِ. ثُمَّ اخْتَارَ سُبْحَانَهُ لِمُحَمَّد صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمْ لِقَاءَهُ، وَرَضِيَ لَهُ مَا عِنْدَهُ، وَ أَکْرَمَهُ عَنْ دَارِالدُّنْيَا، وَرَغِبَ بِهَ عَنْ مُقَامِ البَلْوَي، فَقَبَضَهُ إِلَيْهِ کَرِيماً رَسُولَ الله صَلَّي الله عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَخَلَّفَ فِيکُمْ مَا خَلَّفَتِ الْأَنْبيَاءُ في أُمَمِها، إذْ لَم يَتْرُکُوهُمْ هَمَلاً، بِغَيْر طَريقٍ واضِحٍ، ولاَعَلَمٍ قَائِمٍ.

خداوند سبحان از ميان فرزندان آدم ، پيامبرانى برگزيد و از آنان پيمان گرفت که هر چه را که به آنها وحى مى‏شود ، به مردم برسانند و در امر رسالت او امانت نگه دارند ، به هنگامى که بيشتر مردم ، پيمانى را که با خدا بسته بودند ، شکسته بودند و حق پرستش او ادا نکرده بودند و براى او در عبادت شريکانى قرار داده بودند و شيطانها از شناخت خداوند ، منحرفشان کرده بودند و پيوندشان را از پرستش خداوندى بريده بودند . پس پيامبران را به ميانشان بفرستاد . پيامبران از پى يکديگر بيامدند تا از مردم بخواهند که آن عهد را که خلقتشان بر آن سرشته شده ، به جاى آرند و نعمت او را که از ياد برده‏اند ، فرا ياد آورند و از آنان حجّت گيرند که رسالت حق به آنان رسيده است و خردهاشان را که در پرده غفلت ، مستور گشته ، برانگيزند . و نشانه‏هاى قدرتش را که بر سقف بلند آسمان آشکار است به آنها بنمايانند و هم آنچه را که بر روى زمين است و آنچه را که سبب حياتشان يا موجب مرگشان مى‏شود به آنان بشناسانند و از سختيها و مرارتهايى که پيرشان مى‏کند يا حوادثى که بر سرشان مى‏تازد ، آگاهشان سازند . خداوند بندگان خود را از رسالت پيامبران ، بى‏نصيب نساخت بلکه همواره بر آنان ، کتاب فرو فرستاد و برهان و دليل راستى و درستى آيين خويش را بر ايشان آشکار ساخت و راه راست و روشن را خود در پيش پايشان بگشود . پيامبران را اندک بودن ياران ، در کار سست نکرد و فراوانى تکذيب کنندگان و دروغ انگاران ، از عزم جزم خود باز نداشت . براى برخى که پيشين بودند ، نام پيامبرانى را که زان سپس خواهند آمد ، گفته بود و برخى را که پسين بودند ، به پيامبران پيشين شناسانده بود .
قرنها بدين منوال گذشت و روزگاران سپرى شد . پدران به ديار نيستى رفتند و فرزندان جاى ايشان بگرفتند و خداوند سبحان ، محمد رسول اللّه ( صلى اللّه عليه و آله ) را فرستاد تا وعده خود برآورد و دور نبوّت به پايان برد . در حالى که از پيامبران برايش پيمان گرفته شده بود . نشانه‏هاى پيامبرى‏اش آشکار شد و روز ولادتش با کرامتى عظيم همراه بود . در اين هنگام مردم روى زمين به کيش و آيين پراکنده بودندو هر کس را باور و عقيدت و آيين و رسمى ديگر بود : پاره‏اى خدا را به آفريدگانش تشبيه مى‏کردند . پاره‏اى او را به نامهايى منحرف مى‏خواندند و جماعتى مى‏گفتند که اين جهان هستى ، آفريده ديگرى است . خداوند به رسالت محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) آنان را از گمراهى برهانيد و ننگ جهالت از آنان بزدود .خداوند سبحان ، مرتبت قرب و لقاى خود را به محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) عطا کرد و براى او آن را پسنديد که در نزد خود داشت . پس عزيزش داشت و از اين جهان فرودين که قرين بلا و محنت است ، روى گردانش نمود و کريمانه جانش بگرفت . درود خدا بر او و خاندانش باد . محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) نيز در ميان امّت خود چيزهايى به وديعت نهاد که ديگر پيامبران در ميان امّت خود به وديعت نهاده بودند زيرا هيچ پيامبرى امّت خويش را بعد از خود سرگردان رها نکرده است ، بى‏آنکه راهى روشن پيش پايشان گشوده باشد يا نشانه‏اى صريح و آشکار براى هدايتشان قرار داده باشد .
پیشنهاد میکنم دوباره با تامل مطالعه بفرمایید چون جاهایی رو رویت کردم که بدون تامل خوندین و تاسفمم برای همین بود.
البته مطالب بازم بود ولی بخاطر خسته نشدن چشم دوستان از بقیه مطالب گذشتم.
سلام آقا سینا

می فرمایید اگر کسی می خواد در مورد مذاهبی به جز یهودیت و مسیحیت و اسلام احتمال درستی در نظر بگیره، همون بهتر که تحقیق نکنه.

خب شاید شما تحقیق کرده باشید و بر اساس تحقیق اینو بگید، اما فردی که می خواد راهش رو انتخاب کنه باید خودش تحقیق کنه.

فرمودید از اونجا که عقل نمی تونه به تنهایی یک پازل رو تبدیل به تلویزیون کنه، پس راه رو هم به انسان نمی تونه نشون بده.

خب از طرفی مغز این قابلیت رو داره که تلویزیون رو اختراع کنه، فقط ممکنه فرد به تنهایی به این موضوع نرسه و نیاز به همفکری دیگران داشته باشه. از طرف دیگه قیاس ساخت تلویزیون لزوماً قابل قیاس با یافتن راه درست زندگی نیست.

فرمودید اگر عقل کارایی داره، پس چرا بین من و عمار اختلاف نظر هست؟

خب ما در مورد خیلی چیزها اتفاق نظر داریم. مثلاً وجدان هر دوی ما یه سری کارها رو خوب می دونه و یه سری کارها رو بد (البته ممکنه ازش پیروی کنیم یا نه، اما وجود این وجدان خودش یه جور هدایته). در مورد یه سری مسائل هم اختلاف نظر داریم. حالا ممکنه اهمیت این موارد مورد اتفاق و مورد اختلاف، در سعادت انسان کمتر یا بیشتر باشه.

علمای اسلامی در بحث جاهل قاصر و جاهل مقصر، این بحث رو مطرح می کنند که نیاز نیست فرد به طور کامل راه رو تشخیص بده، بلکه عدالت خدا حکم می کنه به همون میزان که فرد هدایت شده ازش تکلیف خواسته بشه.

سوال کردید که اگر به اون حکیم وحی نمی رسه، پس بر چه بنایی نظر میده؟

یه مثال بزنم براتون: افلاطون یه سری شاگرد داشته و در مورد مسیر زندگی براشون صحبت می کرده. اما بهش وحی نمی رسیده.

فرمودید یه بحث داشته باشیم در مورد ضرورت بعثت انبیا.

این ارتباطی به بحث ما نداره. ما می خواهیم ببینیم آیا تحقیق کامل در اصول دین توسط یک بچه 9 ساله ممکنه یا نه؟ به عبارت دیگه آیا اونقدر تحقیق ساده است که از عهده یک کودک یا نوجوان بر بیاد؟ و دیگر اینکه آیا تحقیق نیاز به شنیدن نظرات دیگران دارد یا خیر؟

دلیل اینکه وارد بحث نبوت شدیم، این بود که یک استدلال کوتاه برای نبوت مطرح شد و عقیده بر این بود که میشه با یه استدلال ساده که قابل فهم توسط یک بچه هم هست میشه اصول دین رو ثابت کرد. خواستم نشون بدم که مسئله به این سادگی نیست.

بخشی از نهج البلاغه رو ذکر کردید که در مورد برانگیخته شدن پیامبران صحبت می کنه.

توجه داشته باشید که همین دین، تقلید در اصول دین رو ممنوع کرده. فرد نباید صرفاً به این دلیل که پیشوایان اسلام درستی اصل دین رو تایید کرده اند، اونها رو بپذیره (البته استدلالهایی که در کتب دینی ذکر شده رو می تونه استفاده کنه).
(۳۱/خرداد/۹۵ ۰:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام


جناب قلب، ما معتقدیم که بعد از پیامبر اسلام هیچ پیامبری در جهان مبعوث نشده. وقتی میگیم در جهان، شامل قاره آمریکا هم میشه که تا زمان کشف این قاره، دسترسی به تعالیم پیامبران نداشتند. اما بنا بر اعتقاد علمای اسلامی، این موضوع تضادی با هدایتگری خدا نداره.

حالا اگر بحثی جا موند بفرمایید تا صحبت بشه در موردش.

سلام

ببینید ما 124000 پیامبر داریم که رسماً پیامبر هستند

خب این تعداد پیامبر ماله قبل از حضرت محمد ص هستند و ایشان خاتم آنها هستند

اما رسول به معنای پیام آورنده از بعد از پیامبر اسلام هم بوده است

شاید برای شما جالب باشه بدونيد چندوقت پيش در مستندی از آمریکای جنوبی دیدم که زنی با حجابی شبیه زنان مسلمان و لباسی شبیه لباس های رنگارنگ محلی ما در رستورانی بود و ازش سوال شد چرا این لباس رو پوشیدی و اون زن گفت این لباس قدیمی و سنتی ماست!

خب این یعنی ما چون آگاهی لازم رو از زمانهای گذشته نداریم و همه چیز در کتاب های تاریخی نیومده نمی تونیم نتیجه بگیریم که مثلا در آمریکا قبل از کشف شدن پیامبر یا رسولی نبوده است

یک شباهت زیادی در دنیا وجود دارد که قابل انکار نیست اونم اینکه همه گناهان کبیره را بد می دونن حتی اقوام وحشی در آفریقا هم گناهی مثل زنا رو بد می دونن و همین نشون دهنده خیلی چیزها هست

بالاخره بد دونستن این چیزها نیاز به آموزش داره و نتیجه اینکه حتماً پیام آوری بوده که به اونها بگه این چیزها خوبه و اون چیزها بده

این یعنی نشانه

(۳۱/خرداد/۹۵ ۸:۳۴)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام آقا سینا
.


.

علمای اسلامی در بحث جاهل قاصر و جاهل مقصر، این بحث رو مطرح می کنند که نیاز نیست فرد به طور کامل راه رو تشخیص بده، بلکه عدالت خدا حکم می کنه به همون میزان که فرد هدایت شده ازش تکلیف خواسته بشه.
فرمودید یه بحث داشته باشیم در مورد ضرورت بعثت انبیا.

این ارتباطی به بحث ما نداره. ما می خواهیم ببینیم آیا تحقیق کامل در اصول دین توسط یک بچه 9 ساله ممکنه یا نه؟ به عبارت دیگه آیا اونقدر تحقیق ساده است که از عهده یک کودک یا نوجوان بر بیاد؟ و دیگر اینکه آیا تحقیق نیاز به شنیدن نظرات دیگران دارد یا خیر؟

دلیل اینکه وارد بحث نبوت شدیم، این بود که یک استدلال کوتاه برای نبوت مطرح شد و عقیده بر این بود که میشه با یه استدلال ساده که قابل فهم توسط یک بچه هم هست میشه اصول دین رو ثابت کرد. خواستم نشون بدم که مسئله به این سادگی نیست.

بخشی از نهج البلاغه رو ذکر کردید که در مورد برانگیخته شدن پیامبران صحبت می کنه.

توجه داشته باشید که همین دین، تقلید در اصول دین رو ممنوع کرده. فرد نباید صرفاً به این دلیل که پیشوایان اسلام درستی اصل دین رو تایید کرده اند، اونها رو بپذیره (البته استدلالهایی که در کتب دینی ذکر شده رو می تونه استفاده کنه).
سلام

لازمه مطلب مهمی رو بدونيد

کمتر از یک بچه 9 ساله هم به وجود خداوند متعال معتقد هستند

حتی حیوانات هم خداوند متعال را عبادت می کنند و این یعنی رسیدن به وجود خداوند متعال خیلی به استدلال و عقل هم نیاز ندارد همینطور بحثهای پیچیده


لینک زیر را حتماً مطالعه کنید حتماً حتماً


‏‫آیا حیوانات هم خدا را عبادت می کنند؟‬‏
http://www.hawzah.net/fa/Article/View/93...9%86%D8%AF

و به همین خاطر است که در آیات قرآنی انسان های گناهکار پست تر از حیوانات معرفی شده اند، آنگونه که در آیه 179 سوره اعراف می خوانیم: «وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ؛ بی تردید گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریده ایم، آنها دل هایی دارند بی ادراک و چشمانی که با آن نمی بینند و گوش هایی که با آن نمی شنوند، آنان مانند چارپایانند حتی گمراه تر؛ آنان همان غافلانند.»


طبق آيه بالا معلوم ميشه در دنیا چه خبره
(۳۱/خرداد/۹۵ ۰:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]سوال اول: آیا واجب بودن تحقیق در اصول دین، به این معناست که فرد می تواند دیدگاه نقادانه به اعتقادات پیشینش داشته باشد؟

یک دیدگاه اینه که فرد باید قبل از رسیدن به سن تکلیف، به صورت چالشی و نقادانه تحقیق کند اما پس از سن تکلیف، فرد باید همان اعتقادی که بدست آورده را تقویت کند و تحقیق باید با هدف تقویت این اعتقادات انجام گیرد. (در این مورد، آقا سینا تمثیلهایی رو ارائه دادند)


این ایده که تحقیق فقط قبل از سن بلوغ باشد زیاد جالب نیست !
به نظرم بهتره قبل از همه چی معنی (تحقیق) را مشخص کنیم !
(۳۱/خرداد/۹۵ ۰:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]سوال سوم: آیا تحقیق غیر تقلیدی، نیاز به دسترسی به کتابهای نوشته شده توسط مخالفان داره؟

نظر آقا عمار: تحقیق اصلاً نیاز به کتاب خواندن نداره و با مراجعه به خویشتن خویش میشه همه اصول دین رو بررسی کرد.


به نظرم شما در درک بدیهیات مشکل دارید ، به همین خاطر هم نمیتوانید نتیجه گیری کنید .
از "بخشی از تحقیق نیاز به خواندن کتاب ندارد" نمیتوان نتیجه گرفت " تحقیق اصلا نیاز به کتاب ندارد !
(۳۱/خرداد/۹۵ ۰:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]یه سوال هم آقا سینا از من داشتند:

از بین 2000 تا مذهب که تو دنیا هست، فقط تعداد کمی معتقد به پیامبری بنیانگذارشون هستند (مثل یهودیت، مسیحیت و اسلام). پس سایر مذاهب به چی معتقدند؟

خب یه فرد حکیم به یه سری دیدگاهها رسیده و به شاگرداش یاد داده. (که البته تشخیص صحت و سقم این دیدگاهها هم نیاز به بررسی داره).

اینجاست که بحث نبوت به میون میاد: آیا خدا به ما عقل داده تا راه رو پیدا کنیم یا اینکه علاوه بر اون، به پیامبران هم وحی فرستاده تا در انتخاب راه به ما کمک کنند؟

این بحثها خیلی داستان دار و طولانیه.
جناب قلب، ما معتقدیم که بعد از پیامبر اسلام هیچ پیامبری در جهان مبعوث نشده. وقتی میگیم در جهان، شامل قاره آمریکا هم میشه که تا زمان کشف این قاره، دسترسی به تعالیم پیامبران نداشتند. اما بنا بر اعتقاد علمای اسلامی، این موضوع تضادی با هدایتگری خدا نداره.

حالا اگر بحثی جا موند بفرمایید تا صحبت بشه در موردش.


1. شخصی اگر واقعا به وجود پیامبران آگاه نباشد ، مسئولیتی هم در برابر سخنان پیامبران ندارد ، اما همین شخص بازهم باید در برابر فطرتش پاسخگو باشد .
2.انسان عقل ، قدرت جابجایی و حرکت و میل شدید به دانستن دارد . چه طور وارث امپراطوری ثروت ایتالیا دین را درک میکند و واقعا اخرتش را به کاخ های دنیا نمیفروشد ؟ چه طور از قلب افریقا شخصی دین را درک میکنند و پسرانش قربانی راه دین میشود ؟ و دهها و صدها نمونه ی دیگر
(۳۱/خرداد/۹۵ ۸:۳۴)سعدی نوشته است: [ -> ]فرمودید اگر عقل کارایی داره، پس چرا بین من و عمار اختلاف نظر هست؟

خب ما در مورد خیلی چیزها اتفاق نظر داریم. مثلاً وجدان هر دوی ما یه سری کارها رو خوب می دونه و یه سری کارها رو بد (البته ممکنه ازش پیروی کنیم یا نه، اما وجود این وجدان خودش یه جور هدایته). در مورد یه سری مسائل هم اختلاف نظر داریم. حالا ممکنه اهمیت این موارد مورد اتفاق و مورد اختلاف، در سعادت انسان کمتر یا بیشتر باشه.


جواب خوبی ندادی !
من و تو هر دو فکر میکنیم و بعضی جاها هم به نتایجی میرسیم با یک تفاوت ! وقتی من به نتیجه ای رسیدم این نتیجه برای من مانند شاخص عمل میکند و من مجبور به رعایت برخی مسائل بر طبق شاخص ها هستم .
به مثال زیر توجه کن !
فرض کن من و تو تصمیم میگیریم در مورد رابطه ی سرما و سرما خوردن تحقیق کنیم و به این نتیجه هم میرسیم که اگر در سرما بیرون برویم ، سرما خواهیم خورد .
این رابطه برای من یک شاخص میشود و من مجبور هستم برای سالم ماندن در سرما از خانه خارج نشوم .
اما یک روز تو میخواهی در سرما بیرون بروی ! من میگوییم بیرون نرو بیمار میشوی ! و تو در پاسخ میگویی داوکینز (اسم خاص هست و ربطی به داوکینز معروف ندارد) میگوید سرما توهم و بهانه ای بیش نیست که انسان جهت تنبلی و در خانه ماندش تراشیده !!!
سلام
طبق سوالی که از کارشناسان سایت askdin داشتم، محدودیت سنی برای این تحقیق وجود نداره:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55479

اگر مایل به ادامه بحث بودید، فکر می کنم سایت askdin بسیار مناسبتر. چون متخصص دینی داره. می تونید از طریق لینک فوق مطالب رو پیگیری کنید.

قلب گرامی
می فرمایید اگر پیامبران نبودند، انسانها نمی توانستند خوب یا بد بودن برخی از کارها را تشخیص دهند. این خودش نیازمند اثباته. (همان طور که بیان شد، این نظر حتی مورد تایید علمای اسلامی نیست.)


مسئله عبادت حیوانات هم نیازمند اثباته. لینکی که معرفی فرمودید از نظر نقلی مسئله رو بررسی می کنه و پذیرش اصول دین به شیوه نقلی میشه تقلید.

آقا عمار،

پس نظر شما اینه که بخشی از تحقیق باید با تفکر و تعقل انجام بشه و بخشی با مراجعه به کتاب. در مورد اینه به چه کتابی باید مراجعه بشه، سوالم رو در همون آدرسی که معرفی کردم پرسید ام. می تونید نظر کارشناسان دینی رو چک کنید.
نقل قول:1. شخصی اگر واقعا به وجود پیامبران آگاه نباشد ، مسئولیتی هم در برابر سخنان پیامبران ندارد ، اما همین شخص بازهم باید در برابر فطرتش پاسخگو باشد .
یکی از بندهای استدلالی که جناب قلب معرفی فرمودند، مبتنی بر این بود که دسترسی به پیامبران لازمه هدایتگری خداست. اما همان طور که اشاره فرمودید، انسان عقل داره و وجود عقل خودش یک جور هدایته. پس اگر در جایی این دسترسی وود نداشته باشه، با هدایتگری خدا تضادی نداره.

توجه داشته باشید که این مسئله در بحث نبوت مطرح میشه، یعنی بعد از اینکه ما وجود خدا و صفاتش رو اثبات کردیم، میایم سراغ این بحث.
نقل قول:2.انسان عقل ، قدرت جابجایی و حرکت و میل شدید به دانستن دارد . چه طور وارث امپراطوری ثروت ایتالیا دین را درک میکند و واقعا اخرتش را به کاخ های دنیا نمیفروشد ؟ چه طور از قلب افریقا شخصی دین را درک میکنند و پسرانش قربانی راه دین میشود ؟ و دهها و صدها نمونه ی دیگر
همون طور که فرمودید، از اینجا نتیجه میشه که انسان میل شدیدی به دانستن و یافتن راه صحیح زندگی دارد ...

اما این مثالها، ما رو در سنجش عقاید یاری نمی کنند. اگر فردی ثروتمند و فردی از آفریقا یک عقیده رو انتخاب کرده اند، آیا این عقیده لزوماً درسته؟ خب مثالهای دیگری داریم از افرادی که عقاید دیگر رو انتخاب کرده اند. این مثالها فقط اهمیت تحقیق رو به ما نشون میدن.

نقل قول:این رابطه برای من یک شاخص میشود و من مجبور هستم برای سالم ماندن در سرما از خانه خارج نشوم .
اما یک روز تو میخواهی در سرما بیرون بروی ! من میگوییم بیرون نرو بیمار میشوی ! و تو در پاسخ میگویی داوکینز (اسم خاص هست و ربطی به داوکینز معروف ندارد) میگوید سرما توهم و بهانه ای بیش نیست که انسان جهت تنبلی و در خانه ماندش تراشیده !!!
فرض کنید شما تحقیق کرده اید و بر اساس فکر خودتون به نتیجه ای رسیده اید.
داوکینز هم تحقیق کرده و بر اساس فکر خودش به یک نتیجه دیگر رسیده.

حالا من باید تحقیق کنم ببینم شما و داوکینز، هر کدوم چه دلایلی دارید و بر اساس مجموع این نظرات (به اضافه تعقل) عقیده ام رو انتخاب کنم. شما و داوکینز هم خوبه که نظرات مختلف رو بشنوید و عقایدتون رو بررسی کنید.
(۳/تیر/۹۵ ۹:۳۰)سعدی نوشته است: [ -> ]اما این مثالها، ما رو در سنجش عقاید یاری نمی کنند. اگر فردی ثروتمند و فردی از آفریقا یک عقیده رو انتخاب کرده اند، آیا این عقیده لزوماً درسته؟ خب مثالهای دیگری داریم از افرادی که عقاید دیگر رو انتخاب کرده اند. این مثالها فقط اهمیت تحقیق رو به ما نشون میدن.
قرار نبود با این روش درست یا غلط بودن مسیر انتخابی ما نشان داده بشه ! قرار بود نشان بدهیم رسیدن به راهی که ما انتخاب کرده ایم (و با دلایلی میدانیم درست است) برای عده ای (مثلا ما)یونیک و اختصاصی نیست
(۳/تیر/۹۵ ۹:۳۰)سعدی نوشته است: [ -> ]فرض کنید شما تحقیق کرده اید و بر اساس فکر خودتون به نتیجه ای رسیده اید.
داوکینز هم تحقیق کرده و بر اساس فکر خودش به یک نتیجه دیگر رسیده.

حالا من باید تحقیق کنم ببینم شما و داوکینز، هر کدوم چه دلایلی دارید و بر اساس مجموع این نظرات (به اضافه تعقل) عقیده ام رو انتخاب کنم. شما و داوکینز هم خوبه که نظرات مختلف رو بشنوید و عقایدتون رو بررسی کنید.


اینجا هم داری شاخص رو به میل خودت دستکاری میکنی ! من فرض کردم که ما به طور مشترک به نتایجی رسیدیم
(البته فرض زیاد هم بیراه نیست طبق ادعاهای قبلی شما((اگر واقعا معتقد باشید)) نقطه اشتراکات زیادی وجود دارد)
نکته این است بعد از این که ما در مورد رابطه ی سردی هوا و بیماری به نتیجه ای مشخص رسیدیم آیا درست است با ادعاهای شخصی (در اینجا با نام خاص داوکینز) در سرما بپریم وسط خیابان !
البته در اینجا یک نکته ی ظریف وجود دارد و میتواند برایت مفید باشد و به درک درستی از تحقیق برسی و تحقیق کردن را یاد بگیری .
فرض کن در خانه نشسته ایم و میدانیم بیرون هوا سرد است و داوکینز قصه هم نظریه خودش را ارائه میکند . به نظرت چه طور تحقیق کنیم که آیا نظریه ی او درست است یا ما قبلا احتمالا دچار اشتباه شدیم ؟
جناب سعدی میبینم که پاسخهایی که دادیم هم خلاف نطر اون کارشناسی که بهش استناد میکنید نیست .
برای نمونه چند مورد رو ازاوشون نقل میکنم تا متوجه بشید که برای فرار از بحث دست به چه مغالطه هایی میزنید.
من قصد ادامه بحث نداشتم ولی دیدم گفتن این موارد میتونه در روشنکردن ( روشنکردن شما که فکر نکنم ، اما در تلنگر زدن به هم فکران شما خوب باشه )
نقل قول:نوشته اصلی توسط سعدی شیرازی
سوال اول: اما آیا تحقیق فقط باید با رجوع به کتب مورد تایید علمای اسلامی انجام بگیره؟ اگر ما فقط به کتب نوشته شده توسط علمای اسلامی رجوع کنیم، آیا دچار تقلید نشده ایم؟
اين تحقيق ميتواند مقايسه اي باشد و منحصر در كتب اسلامي نيست اما بهترين راه اينست كه ابتدا فهم درست و كاملي از اسلام داشته باشيد، بعد به مقايسه و بررسي اديان مختلف و ديدگاه آنها در مورد خدا، رسول و معاد بپردازيد.
از طرفي استدلالهايي كه در كتب دانشمندان بكار رفته غالبا از راه عقل و تفكر صورت گرفته كه شما ميتوانيد در مورد اين استدلالها فكر كنيد. به عبارتي استدلالهاي مطرح شده مانند مسائل نقلي(مانند تاريخ و روايات) نيست كه شما هر چه ديديد و يا خوانديد را قبول كنيد.
.
نقل قول:سوال دوم: آیا فرد بعد از سن تکلیف هم مجازه در عقایدش باز نگری کنه؟
تفكر وتعقل در مورد اعتقادات هيچ گونه محدوديت سني ندارد. بنابراين شما بعد از سن تكليف هم مجاز به تحقيق در اين رابطه هستيد.
در اين رابطه توصيه ميشود قبل از ورود به مباحث عقلي و برهاني در مورد منطق و شيوه استدلال مطالعه داشته باشيد تا دچار مغالطات و شبهات نگرديد.
.
نقل قول:وشته اصلی توسط سعدی شیرازی

آیا در مورد منابع مورد مراجعه محدودیتی وجود داره؟ به طور مثال آیا برای تحقیق در مورد اسلام، باید فقط به کتب نوشته شده توسط موافقان مراجعه کرد یا اینکه خوندن کتابهای نوشته شده توسط مخالفان هم مجازه (البته به اضافه تعقل)؟

ببينيد براي تحقيق دقيق هر مكتبي بايد به كتاب هاي منبع آنها مراجعه كرد.
مثلا يك مستشرق ديد سطحي نسبت به دين اسلام خواهد داشت تا يك عالم اسلامي.
این اهم پرسشها و پاسخها بود که تو اسک دین داشتید. حالا ایا ما خلاف اینها گفتیم جناب سعدی ؟
اگه بحث منابع بود که گفتیم منابع موثق و مورد اطمینان ، اگه بحث تحقیق بود گفتیم تا کی ( البته اگه شما سوالت رو درست مطرح میکردی حتما همین رو به شما میگفت _ ای کاش میپرسیدی از کارشناس که اگه شخصی فهمید دیانتش اشتباه هست و نظرش نسبت به اون برگرده ایا شامل مرتد میشه یا نه ؟ _ البته مرتد رو خیلیا فقط تو اسلام میدونن حال اینکه همه دارن .)

اگه نیاز باشه حتما همونجا همراه با شما به ادامه بحث وارد میشم ، مگر اینکه همین روال اینجا رو در اسک دین هم پی ببرید.
من که میدونم اخر بحث رومیخوای به کجا برسونی و چی بگی .بماند تا اخر بحث که خودت متوجه میشی بحث به کجا میره.
سلام مهدی سینا
اصلاً هدف ما این نیست که بگیم کی داره درست میگه و کی اشتباه. هدف اینه که نظرات مطرح بشه و با همفکری هم، به یک درک بهتر برسیم. من از نظرات شما واقعاً استفاده کردم.

مسئله ارتداد تضادی با تحقیقی بودن اصول دین نداره. فکر می کنم در این مورد در تاپیک دیگری صحبت شده. به هر حال به این نتیجه رسیدیم که محدودیت سنی برای تحقیق وجود نداره.

مسئله دیگری که در اون تاپیک مطرح شد، در مورد این بود که چه کتابهایی رو مجازیم مطالعه کنیم و به چه منابعی باید رجوع کنیم. ابهاماتی هنوز در این مورد دارم که باید نظر کارشناس رو بپرسم. پس از انجام این سوال و جوابها، به جمع بندی با تایید کارشناس مربوطه انجام میدم و براتون میارم.

خوشحال میشم شما هم در بحث مشارکت داشته باشید. اما مسئله ارتداد کلاً یه مسئله جداست که نباید قاطی این بحثش کنیم.

این رو هم به خاطر داشته باشید: تحقیق در اصول دین، از نظر اسلام واجبه. اما اینقدر فراموش شده که وقتی کسی به این کار دعوت می کنه، او را به چشم دشمن می بینند.

آقا عمار، ممنون میشم مثالهای عینی مطرح کنید.
در مورد مقدمات تا اندازه ای بحث شد و به نظرم زمان پرداختن به اصل است . میتوان با کنار گذاشتن کدورت ها به نتیجه ی درست رسید . کسی هم حس نکند که اینجا به چشم دشمن نگاهش میکنند(کشاندن بحث به مسائل حاشیه ای کمکی به جلو رفتن بحث نمیکند) ، قرار است با بحث یک قدم به جلو برویم و به هدایت برسیم ، هر فردی مختار است که حق را انتخاب کند یا به آن عناد ورزد . والبته کسی که دست به سفسطه بزند نمیتواند مدت طولانی پشت الفاظ بی معنی پنهان شود.
اصل بحث : تحقیق در مورد اصول دین .
اولین اصل دین : توحید
کاربران محترم لطفا نظر خودشان یا نظری که دیگری ارائه کرده و قبولش دارند (برای حفظ یکپارچگی بحث هر نظری که بیان میشود را به گوینده اش در تاپیک نسبت میدهیم...واضح است که منابع را هم محدود نکردیم !) را بیان کنند آنگاه نظراتی را که به آن رسیدم با نظر اسلام در مورد (توحید) قیاس میکنیم تا ببینیم که نظر اسلام در مورد توحید چه نسبتی با نظر ما در مورد توحید دارد .
ممنون آقا عمار

در مورد توحید، یک اتفاق نظری در بین خیلی از خداباوران و بی خدایان و پیروان مذاهب مختلف وجود داره. مثلاً اگر از هاوکینگ بپرسی که به نظرت علت نهایی به وجود امدن جهان چیست، احتمالاً یک علت واحد رو ذکر می کنه. فقط ممکنه در مورد صفات "علت العلل" با شما اختلاف نظر داشته باشه. یا در مورد بحث نبوت.

اما در این تاپیک قرار نیست به بحث در مورد نحوه اثبات اصول دین بپردازیم. به هر حال هر کسی می تونه با تحقیق، راه بررسی عقاید رو پیدا کنه. لازم هم نیست که برای بحث در این زمینه، عقاید مختلفی نسبت به اصول دین داشته باشیم.

ما داریم در مورد یکی از واجبات دین اسلام بحث می کنیم یعنی "تحقیق در اصول دین". اون بحث کدورت یک بحث جنبی نیست، بلکه یکی از سوالات اصلی این تاپیکه که خوبه روش فکر کنیم: "اگر تحقیق در اصول دین واجبه، پس چرا در مقابل دعوت به ادای این فریضه جبهه می گیریم؟ در مقابل فردی که ما رو به تحقیق در اصول دین دعوت می کنه، چطور باید رفتار کنیم؟"
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع