۸/تیر/۹۵, ۱۶:۰۴
(۸/تیر/۹۵ ۱۵:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
با توضیحات ارزشمند استاد عامل، ابهاماتی که در این زمینه داشتم رفع شد. از شما دعوت می کنم بحث رو مطالعه بفرمایید:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55479&p=815757
اگر ابهامی هم براتون باقی مونده، در همون سایت مطرح بفرمایید که قاعدتاً نتایج بهتری داره.
خدا رو شکر که برای شما رفع ابهام شد .
نقل قول:سلام عليكم و رحمة اللهگرامی این رو که تو بحثا بهش بصورت چه ضمنی و چه صریح ما هم گفتیم ( کلا مرغ همسایه غازه )
نوشته اصلی توسط سعدی شیرازی
![]()
واضح است که علمای یک مکتب اطلاعات زیادی در مورد اون مکتب دارند. اما با مراجعه به موافقان یک عقیده، مسئله فقط از یک زاویه دیده میشه.
یک عالم ممکنه استدلالهای مربوط به عقایدش رو برای شما بیان کنه، اما ردیه های ارائه شده برای اون استدلال رو نگه. این چیزیه که در مورد هر عقیده ای پیش میاد.
به طور مثال فرض کنید فردی بخواد در مورد بهاییت تحقیق کنه. مطمئناً صحیح نیست که این فرد فقط به نظرات موافقان این عقیده گوش بده. بلکه همزمان باید نظر مخالفان رو هم بشنوه.
اگر بخواهيد بوسيله يك روش علمي به بررسي ديگر عقايد بپردازيد بايد به متون اصلي مراجعه كنيد.
منظور بنده اين بود كه ابتدا اصل اون مكتب يا مذهبي كه احتمال صحت و حقانيت آنرا ميدهيد، بررسي كنيد بعد به اشكالات بپردازيد. و اين مراجعه به اصل آن مذاهب از طريق مطالعه كتب آنها امكان پذير است و البته بعد از فهم درست آن مذهب به نقد آن هم بپردازيد.
تا زماني كه شما متوجه منظور كسي نشويد نميتوانيد آنرا نقد كنيد و به عبارتي نقد بدون فهم درست مطلبي، نقد آن مطلب نيست بلكه نقد خود است!
عرض بنده اين است كه ابتدا فهم صحيح از طريق كتب اصلي يا عالمان آن مذعب شكل بگيرد(البته بعد از فهم اسلام) بعد به نقد ها و قضاوت بين طرفداران و منتقدان برسيد. البته شما بايد تنها اديان و مذاهبي كه احتمال حقانيت آنها(مانند اديان الهي) را ميدهيد بررسي كنيد. چرا كه عمر انسان براي بررسي تمام افكار و عقايد كفايت نميكند.
نقل قول:سلام عليكمخیلی محترامه پاسخ دادن به شما و این رو دیگه ناچار پذیرفتید.
نوشته اصلی توسط سعدی شیرازی
![]()
یه سوال دیگه:
فردی رو تصور کنید که در یک جامعه اسلامی بزرگ شده و از طریق خانواده و مدرسه با متون اسلامی و نظرات موافقان اسلام آشنا شده. آیا این فرد پس از طی این مراحل باید نظرات مخالفان را نیز بشنود؟ آیا با توجه به وجوب تحقیق در اصول دین، آیا خواندن کتب نوشته شده توسط مخالفان در این مرحله، کار خوبی است یا بد؟
اگر به فردی بر خوردیم که کتب مخالفان یا کتب افراد دارای عقاید متفاوت رو می خونه، چطور باید باهاش برخورد کنیم؟
آیا جامعه موظفه لوازم این تحقیق رو فراهم بیاره؟ یا اینکه باید مانع دسترسی به این منابع بشه؟
فرد مذكور يك آگاهي حداقلي و سطحي نسبت به دين خواهد داشت.
اين راه احتياج به تقويت تفكر از طريق منطق و كمي فلسفه دارد.
بنابراين بعد از فهم دقيق شروع به تحقيق كند.
به صرف خواندن كتاب مخالفان نميشه با كسي برخورد كرد چرا كه كتب گمراه كننده براي عوام گمراه كننده است و خواندنش جايز نيست اما همين كتاب ها بايد در دست دانشمند براي تحقيق و تفحص قرار گيرد.
از نظر عقلي نشر كتب مخالف در جامعه باعث تشويش اذهان ميشه زيرا غالب مردم فهم دقيقي از دين ندارند و با اين كتب امكان انحراف انها زياد است. بنابراين براي يك عده خاص بايد فراهم باشد نه براي عموم مردم.
حالا با توجه به این همه صحبت که چه اینجا و اونحا کردین بنظرتون اسلام دین کاملی هست یا اینکه میخوایین با منطق و فلسفه و ... تحقیق کنین شاید عدم حق بودن اسلام رو پی ببری .
این دیانت اخری که 170 سال یکم کم و زیاد اینور و اونور تو ایجادش بنظرت غلط هست؟
![[تصویر: viewpost-left.png]](http://www.askdin.com/themecrate/debutant/buttons/viewpost-left.png)
