(۳/تیر/۹۵ ۱۶:۱۴)سعدی نوشته است: [ -> ]
سلام مهدی سینا
اصلاً هدف ما این نیست که بگیم کی داره درست میگه و کی اشتباه. هدف اینه که نظرات مطرح بشه و با همفکری هم، به یک درک بهتر برسیم. من از نظرات شما واقعاً استفاده کردم.
مسئله ارتداد تضادی با تحقیقی بودن اصول دین نداره. فکر می کنم در این مورد در تاپیک دیگری صحبت شده. به هر حال به این نتیجه رسیدیم که محدودیت سنی برای تحقیق وجود نداره.
مسئله دیگری که در اون تاپیک مطرح شد، در مورد این بود که چه کتابهایی رو مجازیم مطالعه کنیم و به چه منابعی باید رجوع کنیم. ابهاماتی هنوز در این مورد دارم که باید نظر کارشناس رو بپرسم. پس از انجام این سوال و جوابها، به جمع بندی با تایید کارشناس مربوطه انجام میدم و براتون میارم.
خوشحال میشم شما هم در بحث مشارکت داشته باشید. اما مسئله ارتداد کلاً یه مسئله جداست که نباید قاطی این بحثش کنیم.
این رو هم به خاطر داشته باشید: تحقیق در اصول دین، از نظر اسلام واجبه. اما اینقدر فراموش شده که وقتی کسی به این کار دعوت می کنه، او را به چشم دشمن می بینند.
آقا عمار، ممنون میشم مثالهای عینی مطرح کنید.
جناب سعدی زمانی ما به این میرسیم که با همفکری به یک هدف برسیم که مقدمات و اولیات با هم یکی باشه نه اینکه مثل شما تو اولیات هم اختلاف داریم ، مثلا شما امثال سقراط . وووو رو پیغامبر میدونین و فرقی بین شریعت و نبی الهی و غ الهی نیمیبینن.
تو بحث منابع بقدری روشن و اشکار هست که من دارم در تعقل شما تامل میکنم که چطور مسئله به این واضحی رو درکش براتون ثقیل هست.
شما با مراجعه به منابع دست اول ( نه فرعیات و .... ) میتونین به عقاید و تفکرات اون مکتب ایین شریعت پی ببرید.
الان یکی برای پی بردن به عقاید شما میره ردیه میخونه یا اینکه مطالب مستقیم خودتون رو ؟خودتون چی فکر میکنین؟
تا زمانی که خودتون مطالب بنیانین رو نخونین ردیه و ... شما رو فقط دور میکنه .تسلط به اساس میتونه تو پایه هایی که با نقد ها و ردیه میخونین و به بحث میزنین کمک کنه.
شما اساسا ارتداد رو متوجه نشدی عزیز من . بحثشم قبلنا شده با دوستانی که همفکر شما بودن و یا شاید خود شما بودی ، درباره ارتداد و .... بحثا کردیم و نتیجه هم مشخص هست .رابطه ای که بین تحقیق و ارتداد داره نزدیک و هم دور هست و یاد دقت بشه .
چون بحثش شده دیگه خودت برو مطالعه کن.
راستی این پرسش رو ببین همراه با پاسخ . من نمیدونم چرا به شما این پرسش رو مرجوع نکردن به پاسخ این سوال ، حال اینکه سوال شما یکم عام تر بود .
این پرسش یکی از کاربران تو اسک دین هست که براتون نقل میکنم
نقل قول:آیا پس از بالغ شدن فرزند،باید انتخاب دین رو به عهده خودش قرار بدیم یا خیر؟
دوست عزیز
راه انتخاب دين و مذهب براي همه باز است و كسي راه پذيرش آزادنه دين و مذهب را بر ديگري نبسته است، زيرا دين كه از يك سلسله اعتقادات قلبي ريشه و مايه ميگيرد، ممكن نيست تحميلي باشد.
زور و اجبار در اعمال و حركات ما ميتواند اثر بگذارد اما نه در افكار و اعتقادات و امور دروني و قلبي. با تهديد و به كار بردن اسلحه ميتوان كسي را مجبور كرد از جايش بلند شود يا فحش بدهد، يا حركتهاي زشت انجام دهد، يا نماز بخواند يا پول خرج كند، ولي نميتوان به او گفت: مجبوري به خدا يا پيامبر يا امام اعتقاد و ايمان داشته باشي، زيرا اعتقاد و ايمان امر دروني و قلبي است كه از راههاي خاص ايجاد ميشود، نه از طريق تهديد و ارعاب و اجبار.
ممكن است كسي كه مورد ضرب و جرح و شكنجه قرار گيرد، به اجبار اقرار به مطلبي بكند، ليكن اين اقرار فقط لفظي است، نه اعتقاد و ايمان، پس اصولاً انتخاب دين و مذهب همواره با اختيار انسان صورت ميگيرد و قابل اجبار نميباشد. اگر كسي از روي ناچاري به مسايلي اظهار عقيده نمايد، در واقع عقيده ندارد، بلكه فقط به ظاهر عقيدهمندي شود.
قرآن كريم در مورد اين كه دين قابل اكراه نيست ميفرمايد: "لا اكراه في الدين؛ در قبول دين اكراهي نيست".(بقره(2) آيه 256.) يا در آيهاي ديگر ميفرمايد: "بشارت بده به بندگان من كه سخنها را ميشنوند و بهترين را انتخاب و پيروي ميكنند". كاملاً مشخص است هنگامي كه خداوند ميفرمايد: بايد سخنها و عقايد مختلف را شنيد، راه براي انتخاب انسان باز است و خداوند ابزار لازم براي تحقيق را (كه عقل و خرد است) در اختيار او قرار داده است، پس راه تحقيق را خداوند باز گذاشته و حتي تشويق و ترغيب و بلكه تحقيق را واجب دانسته، ابزار لازم براي شناخت دين حق را در اختيار انسان قرار داده است. در عين حال دستور و فرمان داده كه انسان بهترين عقايد و دين حق را بپذيرد، بنابراين، معناي آزادي در انتخاب عقيده اين نيست كه انسان ميتواند هر عقيده (گرچه عقيده خرافي و باطل) را بپذيرد، بلكه معنايش اين است كه لازم است انسان درباره دين حق، تحقيق كند و پس از روشن شدن حقانيت، آن را بپذيرد. اگر از روي هوا و هوس و خواستهها و منافع باطل خود، از دين باطل پيروي نمايد، مسئول است و در آخرت مورد بازخواست و كيفر قرار ميگيرد.
دين اسلام فطري است. اگر فردي به اصول و فروع اسلام آشنا باشد و حالت انكار نداشته باشد، به صورت طبيعي و معمولي به آن ايمان ميآورد. دليلي براي اكراه و اجبار وجود ندارد، زيرا عقل سليم بدون داشتن انكار و عناد آن را پذيرا است. بنابراين، انسان حق ندارد از آزادي سوءاستفاده كند و به بهانه آزادي، اعتقادات جامعه را به باد مسخره بگيرد و امنيت فكري و فرهنگي اجتماع را متزلزل و مختل نمايد.
اين سخن نيز مورد پذيرش عقل و عرف است.
حال اگر فردي در خانواده مسلمان تشخيص داد كه دين اسلام بر حق نيست، ميتواند دين ديگر را انتخاب كند، اما در جامعهاي كه براساس اعتقادات و باورهاي ديني، قوانين، رفتارهاي اجتماعي و فردي، اميال و آرزوهاي انسانها ارزشهاي اخلاقي شكل گرفته كه هر يك از اين موارد كاركردهاي بسياري در زندگي فردي و اجتماعي دارد، حق ندارد در برابر دين و اعتقادات موضعگيري نموده و درصدد تخريب آنها باشد، زيرا آثار نامطلوب در زندگي فردي و ا جتماعي ايجاد خواهد كرد و باعث تزلزل اركان اجتماعي خواهد شد، بنابراين ارتداد از اين جهت كه افكار عمومي و ايمان مردم را متزلزل ميكند، اظهار آن روا و شايسته نيست، و با وجود يك سري شرايط اسلام با مرتد برخورد ميكند. اما اگر باور خود را رواج نداد و به امنيت فكري و فرهنگي جامعه آسيبي وارد نكرد، به او كاري ندارند و حكم ارتداد نداشته و عقيدهاش نزد خودش محترم است.
اين كه خدا با او چگونه برخورد ميكند، تنها خدا ميداند كه وي صداقت دارد يا از روي عناد و لجاجت به اين عقيده روي آورده است. خداوند فرداي قيامت بر پايه عدل و حكمت، با او رفتار خواهد كرد. همو فرموده است: "اگر حجت بر كسي تمام نشده باشد، مؤاخذهاش نميكند.(اسراء (17) آيه 15.) ميگويد: هر قدر كه عقلش خوبيها را كه درك كرده، به آن عمل كرده است، ثواب و پاداش دريافت ميكند و به هر اندازه، در عمل، كوتاهي و يا ضد باورش را انجام داده است، جزا و كيفر ميبيند.
مطالعه فرمودید؟
جناب سعدی کسی مطالعه میکنه یا نمیکنه به خودش برمیگرده ولی کسی که میخواد تحقیق کنه این حق رو داره تحقیق کنه ولی حق نداره نظرات خلاف وغیر واقعی و ... رو رواج بده ، شما محقق هستی و میخوای خودت پی ببری که ایا این عقیده صحیح هست یا نه پس باید تحقیق کنی و این رو همه مبارک میدونن و تشویق میکنن، اما رواج نظرات معاند به بهانه ازادی تحقیق و بیان و عقیده و ... خلاف هست ، حالا دیگه همه خطوط مشخص هست و بیان شده و از طرفی دوستان پساخگو بودن اما شما مثل اینکه در پی تحری حقیقت هستی .فقط مراقب باش اغفال نشی .
یک نکته که یادم رفت بگم این بود که اگه ما نقل از امام میکنیم دلیل بر این نیست که چون امام گفته خیر ، بلکه به عنوان یک شخص که متخصص هست و از نظر و کلامش برای تعقل و چارچوب و قالبی استفاده میکنیم ، اول بحث هم خدمت شما سعدی گرامی گفتم که ما صرف اینکه امام فرمود دیگه سمعا و طائتا ،نمیگیم بلکه چون عقلی هست قبول میکنیم ، وگرنه همونطور که همش دارین تاکید میکنین تو اصو دین تقلد نفی شده و ما هم اینو بهتر از محققین و تحری کنندگان بلدیم.
(۴/تیر/۹۵ ۵:۴۸)سعدی نوشته است: [ -> ]ممنون آقا عمار
در مورد توحید، یک اتفاق نظری در بین خیلی از خداباوران و بی خدایان و پیروان مذاهب مختلف وجود داره. مثلاً اگر از هاوکینگ بپرسی که به نظرت علت نهایی به وجود امدن جهان چیست، احتمالاً یک علت واحد رو ذکر می کنه. فقط ممکنه در مورد صفات "علت العلل" با شما اختلاف نظر داشته باشه. یا در مورد بحث نبوت.
اما در این تاپیک قرار نیست به بحث در مورد نحوه اثبات اصول دین بپردازیم. به هر حال هر کسی می تونه با تحقیق، راه بررسی عقاید رو پیدا کنه. لازم هم نیست که برای بحث در این زمینه، عقاید مختلفی نسبت به اصول دین داشته باشیم.
ما داریم در مورد یکی از واجبات دین اسلام بحث می کنیم یعنی "تحقیق در اصول دین". اون بحث کدورت یک بحث جنبی نیست، بلکه یکی از سوالات اصلی این تاپیکه که خوبه روش فکر کنیم: "اگر تحقیق در اصول دین واجبه، پس چرا در مقابل دعوت به ادای این فریضه جبهه می گیریم؟ در مقابل فردی که ما رو به تحقیق در اصول دین دعوت می کنه، چطور باید رفتار کنیم؟"
جناب سعدی اگه پاسخهایی که دوستان اینجا دادن رو باب میلتون نمیبینین پاسخهای کارشناس اسک دین هم به مزاجتون خوش نمیاد. اگه میخوایین بحث به نتیجه برسه باید خودتون هم اعلام نظر قطعی بدین نه اینکه روی احتمالات همش بنیان تفکراتتون روبنیان بزارین و اونم احتمالاتی که همش داره متزلزل میشه .
خانه از پاى بند ویران است. خواجه در بند نقش ایوان است.
دوستان این بحث اخرش میخواد به تحری حقیقت برسین دیگه اونم با دست داندازی به هر مطلبی .
(۴/تیر/۹۵ ۱۳:۳۵)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
اصل بحث چیست؟ همون چیزی که در عنوان تاپیک گفته شده. قراره بررسی کنیم که تحقیق در اصول دین باید به چه صورت انجام بشه؟
اگر در این زمینه ابهامات رفع بشه و دوستان سوال دیگری مرتبط با موضوع نداشته باشند، بحث این تاپیک خاتمه پیدا می کنه. یه بحث موازی در سایت askdin داریم که می تونید از لینک زیر پیگیری کنید. منتظرم اون بحث خاتمه پیدا کنه و جمع بندیش رو با تایید کارشناس مربوطه براون بیارم. اگر سوالی هم داشتید خوشحال میشم تشریف بیارید و مطرح کنید. اونجا به دلیل حضور کارشناس مذهبی، بحث بهتر به نتیجه می رسه:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55479
اگر در مورد موضوع دیگری سوال دارید، می تونید تاپیکی مجزا داشته باشید که در این مورد هم سایت askdin مناسبتره.

بحث روشن پاسخ روشن ولی جالبه که شما هنوز در ابهامات اولیه هستین

پس بحث اینجا تموم شد؟
یعنی بیاییم اونجا بحث کنیم؟
شما نظرات خودت رو اونجا مثلا پاسخ میگیری ولی پاسخ سوالات ما رو که نمیدی/
