تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آیا طب از اسلام است ؟!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
(۱۹/بهمن/۹۵ ۱۸:۱۰)عمار94 نوشته است: [ -> ]بزرگوار قبول اصلا طب تجربیه ! ما هم 20 سال با اعتقاد کامل به هش معتقد بودیم ! بعد با همین استدلال تجربه ، بعد 20 سال طبی رو امتحان کردیم که مدعی وحیانی بودن بود و دیدیم که اولیه کلا حقه بازی بودهSad و 20 سال از عمرمون رو هم تاوان دادیم !
(الان شما به عنوان مدافع طب نوین ایا میتوانید رنج آن دوران را جبران کنید؟Sad)

به هر حال این جا 2 تا نکته پیش میاد . اولش که طب شیمیایی در برابر طب وحیانی اصلا و ابدا حرفی برای گفتن نداره و پوچه (روش رسیدن به این نکته هم تجربه بوده !)
دومش اینکه درسته صرفا با استدلال تجربی نمیشه گفت طب ریشه ی وحیانی داره اما همین دیدگاه تجربی به فهم درست ماجرا کمک میکنه

جمله خیلی درست و مهمه
برای همین مورد طاعون ببینید 2 تا روش وجود داره یکی همین ابداع داروی جدید و دوم پیشگیری و عدم دستکاری طبیعت . این که ما باید کدوم روش رو انتخاب کنیم مهم است و برای همین هم تمام علوم ما باید از دین ما ریشه بگیره یعنی یا پزشک ما خودش عالم دینی باشه با در ارتباط مستقیم با عالم دینی کار کنه . این طوری اول با پاک کردن و خفه سازی منافقین و سود جویان یه فضای درست عاقلانه درست میشه بعد نتیجه ای که از دل این جریان بیرون میاد (این که چه کنیم) میشه راه درست تر .
اما با وضع فعلی که متاسفانه حتی ریس جمهور محترم (در بالاترین مقام اجرایی)قائل به علوم انسانی دینی هم نیستند (چه رسد به سایر علوم) وضع موجود بهتر قابل فهم است .....


حرف شما کلا با موضوع تاپیک متفاوت است .
به شخصه به عنوان دانشجوی داروسازی وجود چیزی تحت عنوان طب شیمیایی یا طب وحیانی یا دستکاری در طبیعت رو قبول ندارم .
نه طب اسلامی رو به طور کامل رد میکنم و نه ادعا میکنم طب رایج فعلی درمانگر تمام بیماری ها است .
اگر این موضوعات براتون مهم است یک تاپیک جداگانه بزنید خدمتتون هستم Smile

الان بحث من اینه که این طب اسلامی و سنتی از طرف خدا نازل شده و خدا از ما میخواد از این روش بریم یا اینکه نه طب سنتی هم ریشه تجربی دارد و ائمه و پیامبر صرفا در حد کمک به مردم، علوم پزشکی زمان رو بیان کردند ؟!!!
که ظاهرا شما هم به تجربی بودن اعتقاد داری نه وحیانی بودن


(۱۹/بهمن/۹۵ ۱۸:۲۵)rezamohammadi نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم

کاربر گرامی دیدگاه نوین

بنده اطلاعی ندارم غرض شما از مطرح کردن این شبهات چیست
در مورد طاعون در تاپیک مورد نظر پاسخ لازمه داده شده است.
آیا هدف شما غرض ورزی می باشد یا واقعا تمایل دارید به پاسخی مطمئن برسید؟؟
به نظرم بیشتر غرض ورزی مد نظر شماست.
و پاسخ به سوال شما
هر دوی آنها مد نظر پیامبر بوده و هست.

چه در مورد طاعون چه در مورد بیماری های صعب العلاج دیگر هم روایات داریم و هم نظر استاد تبریزیان این می باشد که منشاء بسیاری از بیماری های دشوار چشم زخم می باشد.




نه داداشم ، غرض ندارم Smile
یک اختلاف عقیده وجود دارد ، قصد دارم بحث سر این موضوع باز بشه تا ببینیم حقیقت چیه و به خاطر رشته درسی ام ، روشن شدن این ماجرا برام اهمیت دارد .
شما میفرمایید هر دو مد نظر پیامبر بوده ... یعنی طب اسلامی هم رسالت پیامبر بوده و هم برای کمک به خلق این احادیث بیان شده .
با این حساب شما مدافع نظریه اول هستید ، چون اگه طب اسلامی رسالت پیامبر بوده پس اگر پیامبر چیزی در مورد طب نمیگفتند ، رسالت ایشون ناقص میشد ... در حالی که آیت الله مصباح یزدی خلاف این عقیده رو دارند :

نقل قول:آیت الله مصباح :
در حقیقت ما اگر طبی به عنوان طب اسلامی نداشتیم هیچ نقصی در دین اسلام یا در انجام وظیفه پیغمبری نیست .

خب دوست عزیز خواهش میکنم دلایل تون چه عقلی و چه نقلی برای اثبات این نظریه رو بیارید ...


در کجا پیامبر یا ائمه ادعا کردند که طب اسلامی از رسالات دین است ؟
در کجا معصومین ادعا کردند خدا روشی طبی برای درمان بیماری های بشر نازل کرده ؟
دلایل عقلی بیارید که در صورت نبود طب وحیانی و واگذار شدن طب به عقل بشر چه آسمونی به زمین میاد ؟!!! کدام هدف خلقت زیر سوال میره ؟!!!


سر اینا بحث کنید دوستان Wink


نقل قول:خب شما مدعی و مدافع علم طب جدید هستید.
حال شما به این سوال پاسخ دهید:
یک دختری که در اثر انجام روشی موسوم به فرادرمانی توسط عرفان کاذب حلقه کاملا فلج شده است چرا پزشکان قادر به درمان وی نیستند؟؟
چرا هنوز درمان واقعی و قطعی برای دیابت پیدا نکرده اند؟؟
چرا هوز درمان قطعی و واقعی برای برخی سرطان ها پیدا نکرده اند؟؟

ادعا ندارم طب رایج همه بیماری ها رو درمان کرده و صد البته معتقدم طب سنتی هم خیلی جاها درمان ندارد ... اگه فکر میکنید بررسی عملکرد این دو نیاز به بحث دارد ، تاپیکش رو بزنید اونجا خدمتتون هستم Smile
نقل قول:چون اگه طب اسلامی رسالت پیامبر بوده پس اگر پیامبر چیزی در مورد طب نمیگفتند ، رسالت ایشون ناقص میشد
هر انچیزی که گفته شده از رسالات ایشون بوده و هر انچیزی که گفته نشده از رسالات حضرت نبوده
دیگه بعد از گذشت 14 قرن هیچ انسانی همچین ادعایی نمیتونه بکنه که اگر می گفت و اگر نمی گفت....
رسالات حضرت همه انچیزیست که گفته شده.....منظور اقای مصباح هم همین هست.
نقل قول:در کجا پیامبر یا ائمه ادعا کردند که طب اسلامی از رسالات دین است ؟
در کجا معصومین ادعا کردند خدا روشی طبی برای درمان بیماری های بشر نازل کرده ؟
برخی از سوالات شما فقط و فقط جهت اتلاف وقت هست و نتیجه ای در بر نخواهد داشت و ذره ای به ایمان شما نخواهد افزود....خواهم گفت چرا....
و اما این دو سوال
نه پیامبر و نه امام ادعایی نمی کردند فقط عمل می کردند و فقط روش رو بیان می کردند.... حالا امام علیه السلام از لفظ ادعا استفاده نکرده پس روش ایشون رو باید محکوم کنیم؟؟؟
مشکل اینجاست که شما به خودت زحمت نمیدی کتابی باز کنید و ورقی بزنید و احیانا مطالعه ای کنید و انتظار درک و فهم و وحی و الهام دارید....
مطمئنم شما در زمینه علم امام مطالعه ای نکردید.....
برای نمونه
عن عبد اللّه بن عثمان قال: شكوت الى أبي جعفر محمد بن علي بن موسى عليهم السّلام برد المعدة في معدتي و خفقان في فؤادي فقال: أين أنت عن دواء أبي و هو الدواء الجامع؟ قلت: يابن رسول اللّه و ما هو؟ قال: معروف عند الشيعة، قلت: سيدي و مولاي فأنا كأحدهم فأعطني صفته حتى أعالجه و أعطي الناس، قال: خذ زعفران و عاقرقرحا و سنبل و قاقلة و بنج و خربق أبيض و فلفل أبيض أجزاء سواء، و ابرفيون جزوين يدقّ ذلك كلّه دقّا ناعما و ينخل بجريرة و يعجن بضعفي وزنه عسلا منزوع الرغوة فيسقى منه صاحب خفقان الفؤاد و من به برد المعدة حبّة بماء الكمّون يطبخ فانّه يعافى باذن للّه تعالى‏[1]
عبد اللَّه بن عثمان می گوید:
خدمت مولای ما حضرت امام محمد جواد صلوات الله علیه از سردى معده ‏ام و خفقان و تپش قلب شكوه كردم.
حضرت صلوات الله علیه فرمودند:
تو كجائى و داروى پدرم كه داروى جامع است.
عرض کردم:
يا ابن رسول اللَّه آن چيست؟
حضرت صلوات الله علیه فرمودند:
نزد شيعه معروف است.
عرض کردم:
آقای من و مولايم، من يكى از آنها هستم، روش تهیهٔ آن را به من یاد دهید تا هم خود درمان كنم و هم به بقیه نیز بدهم.
حضرت صلوات الله علیه فرمودند:
زعفران، عاقِرقَرحا، سنبل ( سنبل الطیب)، قاقله (هل سبز و ریز)، بنك (بذر البنج، بَنج)، خربق سفيد، فلفل سفيد، به اجزاء برابر تهیّه کن
و با دو برابر ابرفیون (فَرفیون)، نرم كوبيده شوند
و با پارچه حرير الک شوند
و با دو برابر وزن همه عسل كف گرفته (امروزه عسلی که رایج است همان عسلی است که کفش گرفته شده) معجون شوند.
پس کسی که خفقان و تپش قلب يا سردى معده دارد يك حبه (از یک دانه گندم تا یک دانه نخود) با آب زیرهٔ پخته شده استفاده نماید و بخورد كه به خواست خداوند متعال خوب خواهد شد.
نقل قول:دعا ندارم طب رایج همه بیماری ها رو درمان کرده و صد البته معتقدم طب سنتی هم خیلی جاها درمان ندارد ...
اون خیلی جاها رو نام ببرید تا برای شما عرض کنم درمان یکایک رو
(۲۰/بهمن/۹۵ ۱۵:۰۳)rezamohammadi نوشته است: [ -> ]هر انچیزی که گفته شده از رسالات ایشون بوده و هر انچیزی که گفته نشده از رسالات حضرت نبوده
دیگه بعد از گذشت 14 قرن هیچ انسانی همچین ادعایی نمیتونه بکنه که اگر می گفت و اگر نمی گفت....
رسالات حضرت همه انچیزیست که گفته شده.....منظور اقای مصباح هم همین هست.

چطور منظور آقای مصباح این است ؟!!!
ایشون به صراحت گفتند :
نقل قول:مرتبه و شان پیغمبر هیچ وقت بیان مطالب طبی یا مطالب فیزیکی نبوده ، بلکه شان او هدایت است . دلیلی که ما برای نبوت اقامه میکنیم این نیست که نیاز های مادی بشر را رفع کند. بشر با تحقیقات علمی خود و به همراه انگیزه هایی که در آن دارد میتواند راه زندگی دنیایی و راه تامین سلامت خود را کسب کند .


خب الان شما میفرمایید هر اونچه که پیامبر گفته و عمل کرده بخشی از رسالت ایشون بوده ... هر چند این مطلب باید اثبات بشه ولی به فرض اینی که شما میگید درست باشه . سوال :
- آیا سوار شتر و اسب و قاطر شدن ، جنگیدن با شیمشیر و نیزه و تیر کمان ، نوشیدن آب از کوزه یا کاسه گلی و سفالین ، خوردن غذا با دست ، پوشیدن عمامه و عبا و دشداشه (در کل لباس مخصوص اعراب) ، حرف زدن و نوشتن به زبان عربی و ... آیا اینها از اعمال پیامبر و ائمه بوده یا نبوده ؟!!!
اگر بوده که مسلما بوده ... طبق استدلال شما اینها هم روش و سنت پیامبر است و امروزه هم بر ما است که از همین وسایل استفاده کنیم نه از وسایل روز !!!


آخه برادر من ، داداشم ... با چه استدلال عقلی یا نقلی هر اونچه که پیامبر گفته یا عمل کرده جز رسالت او محسوب میشه ؟!!! بخش عمده اعمال و گفتار پیامبر ، زندگی عادی ایشون است و ارتباطی با رسالت حضرت ندارد . طبق گفته قرآن پیامبر هم یک انسان است و مثل ما غذا میخورد و در بازار راه میرود ... این دلیل نمیشه که در بازار راه رفتن رسالت پیامبر باشه ... نه این بخشی از زندگی روزمره حضرت بوده .
متناسب با زمان خودش پیامبر و حضرت علی در روایات مختلف شیوه جنگ با شمشیر رو به اصحاب و فرزندانشون یاد دادند ، شما نهج البلاغه رو هم بخونید روایاتی میبینید که حضرت علی تاکتیک های جنگ با شمشیر رو به اصحاب یاد میدهد ... آیا من میتونم ادعا کنم که چون معصومین جنگ با شمشیر رو یاد دادند لذا جنگ با شیمشیر سنت پیامبر است و امروز هم باید به جای سلاح های پیشرفته از شمشیر و نیزه استفاده کنیم ؟!!!


قطعا نه ... پس به همین استدلال روایاتی که پیامبر و ائمه در مورد طب گفتند هم میتونه بخشی از رسالت ایشون نباشه و فقط برای رفع حاجات مردم زمان خودش گفته شده مگر اینکه خود قرآن یا پیامبر ادعا کنند که طب بخشی از رسالت ما است .
اگر آیه یا روایت صحیحی سراغ دارید که همچین ادعایی شده باشد خواهش میکنم برای من بیارید . Smile
نقل قول:
برخی از سوالات شما فقط و فقط جهت اتلاف وقت هست و نتیجه ای در بر نخواهد داشت و ذره ای به ایمان شما نخواهد افزود....خواهم گفت چرا....

و اما این دو سوال

نه پیامبر و نه امام ادعایی نمی کردند فقط عمل می کردند و فقط روش رو بیان می کردند.... حالا امام علیه السلام از لفظ ادعا استفاده نکرده پس روش ایشون رو باید محکوم کنیم؟؟؟

مشکل اینجاست که شما به خودت زحمت نمیدی کتابی باز کنید و ورقی بزنید و احیانا مطالعه ای کنید و انتظار درک و فهم و وحی و الهام دارید....

مطمئنم شما در زمینه علم امام مطالعه ای نکردید.....

برای نمونه

عن عبد اللّه بن عثمان قال: شكوت الى أبي جعفر محمد بن علي بن موسى عليهم السّلام برد المعدة في معدتي و خفقان في فؤادي فقال: أين أنت عن دواء أبي و هو الدواء الجامع؟ قلت: يابن رسول اللّه و ما هو؟ قال: معروف عند الشيعة، قلت: سيدي و مولاي فأنا كأحدهم فأعطني صفته حتى أعالجه و أعطي الناس، قال: خذ زعفران و عاقرقرحا و سنبل و قاقلة و بنج و خربق أبيض و فلفل أبيض أجزاء سواء، و ابرفيون جزوين يدقّ ذلك كلّه دقّا ناعما و ينخل بجريرة و يعجن بضعفي وزنه عسلا منزوع الرغوة فيسقى منه صاحب خفقان الفؤاد و من به برد المعدة حبّة بماء الكمّون يطبخ فانّه يعافى باذن للّه تعالى‏[1]
عبد اللَّه بن عثمان می گوید:

خدمت مولای ما حضرت امام محمد جواد صلوات الله علیه از سردى معده ‏ام و خفقان و تپش قلب شكوه كردم.

حضرت صلوات الله علیه فرمودند:

تو كجائى و داروى پدرم كه داروى جامع است.

عرض کردم:

يا ابن رسول اللَّه آن چيست؟

حضرت صلوات الله علیه فرمودند:

نزد شيعه معروف است.

عرض کردم:

آقای من و مولايم، من يكى از آنها هستم، روش تهیهٔ آن را به من یاد دهید تا هم خود درمان كنم و هم به بقیه نیز بدهم.

حضرت صلوات الله علیه فرمودند:

زعفران، عاقِرقَرحا، سنبل ( سنبل الطیب)، قاقله (هل سبز و ریز)، بنك (بذر البنج، بَنج)، خربق سفيد، فلفل سفيد، به اجزاء برابر تهیّه کن

و با دو برابر ابرفیون (فَرفیون)، نرم كوبيده شوند

و با پارچه حرير الک شوند

و با دو برابر وزن همه عسل كف گرفته (امروزه عسلی که رایج است همان عسلی است که کفش گرفته شده) معجون شوند.

پس کسی که خفقان و تپش قلب يا سردى معده دارد يك حبه (از یک دانه گندم تا یک دانه نخود) با آب زیرهٔ پخته شده استفاده نماید و بخورد كه به خواست خداوند متعال خوب خواهد شد.
اینطور نیست داداشم ... اینها مسائل مهم اعتقادی اند که متاسفانه برای ما حل نشده .
این حدیث که آوردید هم دقیقا جنبه کمک به مردم دارد نه رسالت الهی ... فردی اومده از معصوم برای رفع حاجتش دوا خواسته و ائمه طبق علم خدادادی خودشون راهنمای کردند ، دال بر رسالت نیست .
نقل قول:اون خیلی جاها رو نام ببرید تا برای شما عرض کنم درمان یکایک رو
البته جاش اینجا نیست ... مثلا بفرمایید سرطان سینه رو چطور درمان میکنه طب سنتی ؟!!!
(۲۰/بهمن/۹۵ ۱۶:۱۶)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]البته جاش اینجا نیست ... مثلا بفرمایید سرطان سینه رو چطور درمان میکنه طب سنتی ؟!!!
یکی از موسسات طب سنتی پرونده ای که برای بیمار تنظیم کرده بودند بعد از درمان بیمار دوباره آن پرونده توسط بیمار پر میشد و گاهی آدرس و شماره تلفن بیمار هم قید میشد. شرح حال بیماری بیمار و چگونگی درمان بیمار و نوع دارو های مصرفی بیمار و غیره در یکی دو صفحه تنظیم میشد و هم اکنون هم تنظیم می شود.سالها پیش این پرونده ها اسکن شده و در وبسایت موسسه مذکور قرار داده میشد ولی بعدا به دلایلی اینکار انجام نشد ولی... ولی پرونده های به صورت مجلداتی چاپ شدند و در موسسه نگهداری می شوند و عموم دسترسی به آن پرونده ها دارند.
مجلدات دسته بندی شده بودند بر اساس نوع بیماری ها
درمان سرطان سینه در آن مجلدات بود که به رویت بنده رسیده و بنده شاهد علمی یک مورد درمان سرطان حنجره بودم.
ای کاش میتونستم دست شما رو بگیرم و آن مجلدات رو به شما نشون بدم.

پاسخ باقی مطالب شما ان شاء الله سر فرصت
سلام
رضا جان، فرمودید که اگر چیزی در احادیث گفته نشده باشه، پس رسالت پیامبر و ائمه نبوده.


آیا برای انواع سرطانها حدیث و روایت داریم به طوری که از تحقیقات پزشکی بی نیاز بشیم؟ در مورد سایر بیماریها چطور؟

اگر درمان یک بیماری در احادیث گفته نشده باشه، پس جزء رسالت نبوده.
(۲۰/بهمن/۹۵ ۱۸:۲۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
رضا جان، فرمودید که اگر چیزی در احادیث گفته نشده باشه، پس رسالت پیامبر و ائمه نبوده.


آیا برای انواع سرطانها حدیث و روایت داریم به طوری که از تحقیقات پزشکی بی نیاز بشیم؟ در مورد سایر بیماریها چطور؟

اگر درمان یک بیماری در احادیث گفته نشده باشه، پس جزء رسالت نبوده.
علیکم سلام آقای سعدی

دیدگاه و نوع نگرش علم جدید با طب سنتی فرق می کنه.
طب سنتی منشا اکثر سرطان ها، کیست ها و بیماری ها رو یک چیز میدونه. وقتی اون یک چیز رو بر طرف می کنه بیمار هر نوع سرطانی داشته باشه درمان میشه و فقط یه سری اثرات خاص اون نوع بیماری میمونه که اون هم با دارو های دیگه برطرف میشه.
و همین طور برای تمام بیماری ها از دارو هایی که در احادیث گفته شده استفاده میشه.
استاد تبریزیان واقعا درست می فرمایند. در زمینه احادیث طبی زیاد تحقیق نشده است.

ان شاء الله

شما مشکلتون با رسالت پیامبر هست یا بیماری هایی که طب قدیم و اسلامی درمان کننده اون هست و علم جدید عاجز ؟؟؟
لطفا جبهه و موضع خودتون رو مشخص کنید
یا حق
(۲۰/بهمن/۹۵ ۲:۴۴)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]که ظاهرا شما هم به تجربی بودن اعتقاد داری نه وحیانی بودن
نه خوب !من نظرم رو طب وحیانی هست . منظورم این بود که با فرض درست بودن تجربه باز هم میشه به درک درستی از وحیانی بودن طب رسید .البته توجه کنید که درک ، استدلال و اثبات نیست !

اما در مورد اصل تاپیک ، ببینید این جور بحث کردن خیلی خوبه هم شما و هم اقا رضا و هم (یک کم) من ! یه مطالعاتی داشتیم و یه استدلال هایی هم مطرح میکنیم و از همه بهتر نظرات مختلف علمای دین هم مطرح میشه(احتمالا با نظرات مختلف) و آخر سر به یه جمع بندی میرسیم (چه قدر هم حرف های خوبی زده شد ، که میتونه شروع یه بحث خوب باشه). اما این وسط یه نکته ی مهمتر هم وجود داره . من ، شما و اقا رضا و دیگر دوستان مسلمانانی هستیم(ان شاء الله) که داریم در مورد یه مسئله ی علمی حرف میزنیم و میخواهیم از دیدگاه دین هم به این مساله نگاه کنیم . این کار خیلی خوبه و باید هم ادامه داشته باشه ، اما باید مواظب افات هم باشیم . ممکنه این وسط یکی که اصلا مساله اش طب نیست و میخواد سیاهی دلش رو صفحه ی وب نشون بده هم پیدا بشه و یه چیزی بگه !ممکنه ما رو یه جاهایی تایید کنه ! یه جاهایی تشویق کنه ! باید بدونیم این جور ادما نه تاییدشون ارزش داره ، نه تشویقشون ، نه حتی خودشون ارزش دارن .

اما یه سوال پیش میاد که چه طور این ادمها رو بشناسیم ! با مطالعه مطالعه و یه کم عمقی دیدن !
نقل قول:استاد تبریزیان واقعا درست می فرمایند. در زمینه احادیث طبی زیاد تحقیق نشده است.
در مورد برخی بیماریها تحقیقات زیادی شده. مثلاً در مورد طاعون، برخی علما کتابهایی تحت عنوان "طاعون نامه" نوشته اند و بحثهای مفصلی در مورد عامل بیماری داشته اند، اما این بحثها منجر به درمان کارآمدی که ما را از طب جدید بی نیاز کنه نشده است. بی ایمانی بیماران رو هم نمیشه تنها عامل درمان نشدنشون دانست، چرا که برخی صحابه پیامبر هم در ماجرای طاعون عمواس فوت کرده اند.

جالبه بدونید که در اون زمان، طب و نگاه طبیعی به بیماریها در تعارض بادیدگاه دینی دانسته میشده (برخلاف امروز که حداقل طب یونانی رو پذیرفته اند). یعنی اکثر علمای دینی اصلاً قبول نداشته اند که عامل بیماریها می تونه یک مسئله طبیعی باشه و سعی می کرده اند بیماریها رو بر اساس عواملی مثل طعن اجنه، عذاب نازل شده بر قوم بنی اسرائیل (و به قول شما چشم زخم) توجیه کنند:
http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(gkps4b...g/jafarian
نقل قول:در آغاز مانند بسیاری از مفاهیم و پدیده های اختلافی دیگر که باید تفسیر می شدند، می توان گفت، در باره این قبیل مفاهیم پزشکی یا شبه پزشکی، نگاهی با تفسیر دینی و مستند به مدارک اسلامی وجود داشت و نگاهی طبیعی که به طور معمول به عنوان نگاه دهری (متعلق به اطباء و حکیمان) از آن یاد می شد و حتی اگر مسلمانی طرح می کرد، به دلیل تمایلش به حکمت و دهری گری از سوی محدثان و فقیهان مورد انکار بود. در باره طاعون که یک بلیه عمومی و مهم بود، دقیقا همین دو تفسیر یکی از سوی مفسران دینی و دیگری از سوی پزشکان مطرح بود. جالب این بود که اینها به عنوان دو نگاه معارض شناخته شده با یکدیگر مقابله می کردند. ممکن بود کسانی سعی کنند این دو نگاه را با هم جمع کنند، حتی الان هم این کسان بسیارند و شاید وجه جمع بین آن دو نگاه، گفتمانی است که در حال حاضر هم به عنوان راهگشای برخی از دانسته های متعارض میان این دو نگاه مطرح است، اما فراتر از این، نگاه غالب در تمدن گذشته اسلامی این بود که نگاه دینی هیچ ربطی به نگاه پزشکی ندارد، نگاه دوم محکوم و مردود است و تنها و تنها، طاعون می بایست با یک تفسیر دینی بیان و توجیه شود.
امروزه همین دیدگاه به نوعی ادامه پیدا کرده، با این تفاوت که اکثر علما طب یونانی را پذیرفته اند اما هنوز در مقابل طب جدید مقاومت نشان می دهند. به نظرم در نهایت از این مرحله نیز عبور می کنند و طب جدید رو هم می پذیرند، چنانکه برخی از علما پذیرفته اند. مانند آیت الله مصباح بزدی و آیت الله خامنه ای.

نقل قول:طب سنتی منشا اکثر سرطان ها، کیست ها و بیماری ها رو یک چیز میدونه. وقتی اون یک چیز رو بر طرف می کنه بیمار هر نوع سرطانی داشته باشه درمان میشه و فقط یه سری اثرات خاص اون نوع بیماری میمونه که اون هم با دارو های دیگه برطرف میشه.
منظورتون چشم زخم هست یا چیز دیگر؟ اگر منظور شما چشم زخم باشه، یه سری سوالات در مورد نحوه انتقال بیماریها، نقش عوامل بیماریزایی که امروزه شناخته شده اند و ... مطرح میشه. مثلاً باید ببینیم که وقتی فردی به یک جسم آلوده دست می زنه و بیمار میشه، نقش چشم زخم در این میان چیست؟ درمانهای طب جدید چطور بر چشم زخم تاثیر می گذارند؟ و ...

اگر طب سنتی می تونه تمام بیماری ها رو درمان کنه، پس چرا آمار مرگ و میر در اثر بیماری در قدیم اینقدر بالا بوده؟

دیدگاه نوین گرامی، به نظر می رسه پرداختن به مسئله کارایی طب سنتی اجتناب ناپذیر باشه. اما این بحث می تونه ما رو به سوال اصلی تاپیک برسونه. اگر نظریه اول درست باشه، بایذ طب مبتنی بر احادیث بتونه ما رو از تحقیق بیشتر در مورد علم پزشکی بی نیاز کنه.

آقا عمار، اگر دیدگاه شما درست باشه باید بتونید ازش دفاع کنید. هر چه بحث چالشی تر باشه و دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشه، نیاز بیشتری به تفکر پیدا می کنیم و در نهایت به نتیجه بهتری می رسیم.
با یاد ونام خدا
درود بردوستان وصبح بخیر
همانگونه که برای رسیدن به خدا وحقیقت راه های بسیار است برای حل معضل بیماریها نیز همین ویژگی وجوددارد از مطلق انگاری پرهیز کنیم و برای حل مشکلات اجازه دهیم همه تلاش کنند چه غربیها ویا مسلمانان در طب ویا هر دانش دیگر .ریشه همه علوم در کلام خداوند هست اما هدف اصلی دین مکارم اخلاق یعنی مبانی دینی که همان عقاید واحکام است .بقول آن روایت علم دین اصیل است وبقیه فضل ولذا جامعه باید آزاد باشد تا از هر طریق علمی که بتواند برای مشکلات راه حل پیدا کند .بنظر حقیر اختلاف میان بزرگان دراینگونه امور ریشه در بنیاد ندارد بلکه در شاخ وبرگ است .امروزه تنها سودجویان از طب سنتی واسلامی گریزانند وبرخی هم تنگ نظرانه به طب غربی میتازند .باید فضای آزاد برای همه راه ها باشد . بگذارید مثالی عینی بزنم آقای علی اکبری دستانش دارای انرژی شفا دهنده بود آنقدر اورا در این کشور به این دادگاه وآن دادگاه کشانیدند تا بساطش را جمع کند سرانجام راهی غرب شد ودرخدمت آن دیار وازراه دور درخدمت مردم نیازمند ایران کار میکند .ما باید بیاموزیم که همه چیز دز اسلام ودین نیست ویا بهتر بگویم که همه آنچه دردین است را نمیتوانیم به تنهائی بیابیم باید آزادی باشد تا همگان با تلاش خود راه های گوناگون بدست آورند موفق باشید
نقل قول:گذارید مثالی عینی بزنم آقای علی اکبری دستانش دارای انرژی شفا دهنده بود آنقدر اورا در این کشور به این دادگاه وآن دادگاه کشانیدند تا بساطش را جمع کند سرانجام راهی غرب شد ودرخدمت آن دیار وازراه دور درخدمت مردم نیازمند ایران کار میکند
در مورد شخص ایشان اطلاع چندانی ندارم، اما افراد مدعی در زمینه انرژی درمانی خیلی زیادند و باید ادعاها را با احتیاط پذیرفت.

یکی از مستندهای خوب در مورد انرژی درمانی، مستند "معجزه برای فروش" است. توصیه می کنم حتماً ببینید:
http://www.aparat.com/v/1YsMo/%D8%AF%D8%...-_Miracles

اگر خواستید در مورد انرژی درمانی بحث بشه، یه تاپیک جدید مورد نیازه.
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع