تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آیا طب از اسلام است ؟!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
(۲۱/بهمن/۹۵ ۲۲:۱۴)rezamohammadi نوشته است: [ -> ]بنده خدا پزشکانی که شوما دارید ازشون دفاع می کنید و سنگ ایشان رو به سینه میزنید گفته بودند باید حنجره کلهم برداشته بشه یعنی حداقلش این بود که طرف قدرت تکلم رو از دست میداد ولی با روش درمانی طب شیخ الرئیس سرطان به لطف خدا درمان شد و هنوزم که هنوزه بیمار در قید حیات است.

شوما چند مورد بیمار سرطانی معرفی بنومایید تا بنده خودم ببرم پیش اطبا
به شرطی که لام تا کام روش درمانی رو عمل کنند
ان شاء الله درمان میشن.


خیر برداشتن عضو سرطانی گزینه آخر برای سرطان های بدخیم است نه خوش خیم ... بفرمایید درمان شیخ الرییس چی است که دنیا ازش غافل اند و شما باهاش بیمار سرطانی درمان میکنید ؟!!!
نقل قول:
درمان داشته اتفاقا درمان داشته

اگه نداشته اون سیری الگود یهودی انگلیسی ملعون برید ببینید تو کتابش چی نوشته

اگه درمان نداشت کل سیستم صهیون خودشو بسیج نمی کرد که این طب رو از ما بگیره

اگه بگید دلش به حال ما سوخته و می خاسته با طب نوین ما رو درمان کنه حداقلش اینه که شما به دشمن بودن دشمن شک دارید و غیره

اگر درمان نداشت در زمان قبل از انقلاب به اطبای سنتی اجازه طبابت می دادند

و هزار و یک اگر دیگه


شما اجازه بدید همین طاعون و وبا و تب زرد رو تحقیق کنم براتون ان شاء الله میذارم


البته با این جملاتی که به رشته تحریر در آوردید در حق طلبی و حق جویی شما مردد شدم.


یا حق
این طب سنتی که دارید ازش صحبت میکنید مختص ایران نیست که با سیاست استعماری حذف بشه ... تا قرن 17 میلادی در دانشگاه های اروپا کتاب قانون ابن سینا تدریس میشده و طب سنتی طب شرق و غرب عالم بوده و مختص کشور خاصی نبوده و اصولا چنین طب فراگیری رو نمیشه با سیاست استعماری حذف کرد ... طب سنتی در اروپا به تدریج کنار رفت چون پزشکی پیشرفت کرد و درمان های جدید آورد و راه های قبلی کنار گذاشته شد ... به تدریج مردم و مسئولین در ایران هم به طب جدید اروپا روی آوردند چون درمان خیلی از بیماری ها خصوصا بیماری های واگیر رو در طب جدید میدیدند و طب سنتی درمانی نداشت .


و مطمئن باشید اگر طب سنتی درمانی داشت روی هوا میزدنش نه اینکه طردش کنند ... حداقل برای خودشون استفاده میکردند .

بله طب سنتی برای مثلا کزاز درمان ارائه میده اما چه درمانی ؟؟؟
ابن سینا در کتاب قانون برای کزاز میگه : آب شبد(شوید) را بجوشانید و یک توله سگ یا گرگ یا شغال بندازید در آب جوش تا آنقدر بجوشد که گوشت ها از استخوان ها جدا شود .
سپس این آب را برداشته و به بدن فرد کزازی بمالید .


شاید درمان ابن سینا برای رفع موقت اسپاسم عضلات کزاز موثر بوده اما کدوم عقل سلیمی امروز که عامل کزاز کشف شده و هم واکسن و هم آنتی بیوتیک و هم آنتی توکسین اش موجود است میگه امروز هم باید درمان طب سنتی رو اجرا کنیم ؟!!! روش ابن سینا برای زمان خودش بهترین بود ولی وقتی درمان جدید بیاد به ناچار باید جای خودش رو به درمان جدید تر کامل تر بده .


نکته مهم :

جواب هیچ کدام از سه سوال پست قبلیم رو ندادید که موضوع اصلی و هدف تاپیک هم اونها هستند ...




یک خواهش :

لطفا در مورد مسایل حاشیه ای تاپیک اینجا بحث نکنید ، از این به بعد پست های مربوط به مالتی یوزر و ... رو گزارش میدم به عنوان اسپم .
بحث تاپیک مشخص است ، تعریف طب اسلامی ... بحثی دارید پیرامون این قضیه بفرمایید و الا بگذارید ما بحثمون رو بکنیم .
ممنون
یله شیخ الرئیس ابوعلی سینا دانشمند بزرگی بوده اند، اما به نسبت زمان خودشان.

یه مثال بزنم براتون:
زکریای رازی یکی از بزرگترین شیمیدانان زمان خود بوده است. اما امروزه یک دانش آموز دوره راهنمایی ممکن است که چیزهایی در مورد ساختار ماده بداند که ایشان از آن مطلع نبوده اند. ممکنه این دانش آموز مسائلی در مورد قوانین حرکت بدونه که گالیله نمی دونسته و ممکنه اطلاعاتی در مورد بدن داشته باشه که بزرگانی مثل ابوعلی سینا از آن اطلاع نداشته اند.

این به معنی نادیده گرفتن ارزش کار آن بزرگان نیست. ایشان علم را قدم به قدم جلو برده اند تا رسیده به امروز و امروزه هم کسانی هستند که دارند این راه رو ادامه میدن. بزرگداشت دانشمندان گذشته به این معنا نیست که ما در گذشته متوقف شویم، بلکه باید از رفتار و روحیات ایشان درس بگیریم برای پیشرفت بیشتر.
(۲۲/بهمن/۹۵ ۲۱:۲۱)سعدی نوشته است: [ -> ]یله شیخ الرئیس ابوعلی سینا دانشمند بزرگی بوده اند، اما به نسبت زمان خودشان.

یه مثال بزنم براتون:
زکریای رازی یکی از بزرگترین شیمیدانان زمان خود بوده است. اما امروزه یک دانش آموز دوره راهنمایی ممکن است که چیزهایی در مورد ساختار ماده بداند که ایشان از آن مطلع نبوده اند. ممکنه این دانش آموز مسائلی در مورد قوانین حرکت بدونه که گالیله نمی دونسته و ممکنه اطلاعاتی در مورد بدن داشته باشه که بزرگانی مثل ابوعلی سینا از آن اطلاع نداشته اند.

این به معنی نادیده گرفتن ارزش کار آن بزرگان نیست. ایشان علم را قدم به قدم جلو برده اند تا رسیده به امروز و امروزه هم کسانی هستند که دارند این راه رو ادامه میدن. بزرگداشت دانشمندان گذشته به این معنا نیست که ما در گذشته متوقف شویم، بلکه باید از رفتار و روحیات ایشان درس بگیریم برای پیشرفت بیشتر.


جدا از این مسئله ، متاسفانه طب سنتی ابن سینا رو به نفع خودش مصادره میکند و فکر میکند پیرو مکتب ابن سینا است و بقیه دشمن ابن سینا ... در حالی که طب رایج است که دقیقا ادامه دهنده مکتب ابن سینا است .
طب اروپا تا قرن 17 طبق قانون ابن سینا جلو میرفت ، بعدها اروپایی ها با ابن سینا همون کار رو کردند که ابن سینا با بقراط و جالینوس کرد . ابن سینا طب رو از یونانی ها و رومی ها یادگرفت و اون رو توسعه داد . اروپا هم همین کار رو کرد و طب رو از ابن سینا یاد گرفت و توسعه داد .
امروز ما هم پیرو ابن سینا ایم ، طب رو از اروپا یاد میگیریم و توسعه اش میدیم ... این خط مشی تمام بزرگان تاریخ علم بوده و هست .


انشالله خدا توفیق بده ، یک تاپیک هم در مورد سیر تاریخی علم پزشکی از اسکندریه تا امروز میزنم تا مشخص بشه پیروان واقعی مکتب ابن سینا چه کسانی هستند . Smile


در مورد موضوع اصلی تاپیک هم ، ما تعریف های مختلف طب اسلامی رو بیان کردیم ، نظر علما رو گفتیم ، سوالاتی در مورد نظریه اول پرسیدیم ، از دوستان برای نظریه اول دلیل و برهان خواستیم ... ولی هیچ کس نه دلیلی برای اثبات نظریه اول تونست ارائه کند نه جوابی به سوالات ما داد ... کاملا مشخصه که طرفداران نظریه اول هنوز حتی به مبانی اعتقادی اون چیزی که طرفدارش هستند فکر هم نکردند ...
سلام
آقا رضا، فرمودید که ریشه تمام بیماریها یک چیزه و با رفع اون میشه تمام بیماریها رو درمان کرد. امکان داره بیشتر توضیح بفرمایید؟ اون یک چیز دقیقاً چیست؟
(۲۳/بهمن/۹۵ ۱۸:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
آقا رضا، فرمودید که ریشه تمام بیماریها یک چیزه و با رفع اون میشه تمام بیماریها رو درمان کرد. امکان داره بیشتر توضیح بفرمایید؟ اون یک چیز دقیقاً چیست؟
علیکم سلام
اولا متاسفانه عازم سفرم هستم و نمیتونم توضیح بدم
حرف ها زیادند
خیلی زیادند
نمی تونم هم بدلیل اینکه عازمم و هم اینکه دوست ندارند و نشنیده و ندانسته قبول ندارند روش ها رو.....

انسانی که برای خودش گوری درسته کرده به نام معلومات.....
امیدوارم بتوانید جواب بیمارانی که میشد درمانشان کرد ولی با این بینشتان از درمان باز می ایستند، بدهید.
حرفی دیگر نمی زنم و خود را در معرض اتهام قرار نمی دهم.
شما بمانید و هزار و یک بیماری لاعلاج
یا حق
جالبه پست اخر من پاک شده Big Grin

(انگاری سنگ ها بسته و ... ها آزادند...)
سلام
دوستانی که به کارآمدی یک روش معتقدند، باید یه دلیلی داشته باشند. حالا ممکنه این دلیل عقلی باشه،نقلی یا تجربی. به هر حال هر چه هست رو ذکر کنید تا بشه درباره اش صحبت کرد.

اگر عازم سفر هستید (که امیدوارم به شما خوش بگذره) می تونید بعد از بازگشت از سفر دلایلتون رو بفرمایید. اما مسئله چیز دیگری است ... هیچوقت مدعیان این روشها حاضر نمیشن در تاپیکی که یک دانشجوی پزشکی در اون حضور داره مطالبشون رو بیان کنند. بلکه ترجیح میدن سراغ افرادی بروند که بابت قبول ادعاها دلیل نمی خوان.

نقل قول:امیدوارم بتوانید جواب بیمارانی که میشد درمانشان کرد ولی با این بینشتان از درمان باز می ایستند، بدهید.
اگر شما یک بیمار رو به استفاده از روش درمانی خودتون تشویق کنید، روشهای درمانی معمول رو کنار می گذاره. حالا اگر روش شما اثر نکرد و حال بیمار به خاطر به تعویق افتادن درمانش بدتر شد، آیا مسئولیتش رو میپذیرید؟ نه.

نه تنها مدعیان این روش مسئولیت عدم درمان بیمار رو نمی پذیرند، بلکه بیمارشون رو به "بی ایمانی" متهم می کنند و تمام تقصیرها رو می اندازند گردن فردی که بهشون اعتماد کرده. نمیگم اعتماد به دارو تاثیر نداره، ولی خود دارو هم باید یه خاصیتی داشته باشه. چه دلیل و اثباتی برای کارآمدی این داروها دارید؟

با اینکه روشهای شبه علمی مختلف در ظاهر متفاوتند، اما خیلی از شگردهایی که به کار می برند یکسانه. یک روش رایج و اشتباه که معمولاً برای اثبات کارایی روششون به کار می برند، استناد به تجربیات شخصی افراده. مثلاً به شما مصاحبه با فردی رو نشون میدن که سرطان داشته و بعد از استفاده از یک روش خاص، حالش خوب شده.

چرا نمیشه به این استناد کرد؟ مواردی وجود داره که فرد آزمایش میده و اعلام میشه که مبتلا به سرطانه، اما دفعه بعد که آزمایش میده مشخص میشه که مبتلا نیست. نمی دونم دلیلش خطای آزمایشه یا چیز دیگه ولی برای یکی از اقوام ما دقیقاً این حالت پیش اومد (حتماً جناب دیدگاه نوین می تونند علمی تر موضوع رو توضیح دهند).

حالا اگر فرد در این میان از دارویی یا از روش خاصی استفاده کرده باشه، سلامتیش رو مدیون اون روش می دونه. مشکل اینه که افراد مدعی، کسانی که با این روش درمان نشده اند یا کسانی که حالشون بدتر شده رو به شما نشان نمی دهند. آمار وقتی قابل استناده که روی یک جامعه آماری مطالعه بشه.

دوستان، 30 دقیقه وقت بگذارید و مستند زیر رو ببینید:
http://www.aparat.com/v/1YsMo/%D8%AF%D8%...-_Miracles

ارتباطش به بحث رو هم با دیدن وجوه اشتراکی که بین این روشها هست متوجه میشید.
سلام

_________________________________
1)

تقابل سازی طب سنتی و طب مدرن عمدتا با مغالطه همراه می شه. که این قدیمی و پوسیده و اون عقلانی و کلاسیک.

واژه سنت خیلی درست نیست ما یک طب مزاجی داریم و یک طب شیمیایی.

داستان هم از پزشک سوئیسی بنام پاراسلسوس حدود 500 سال پیش شکل گرفت که اومد کتاب قانون ابن سینا رو سوزوند و گفت همه چیز تو شیمی هست. انسان هیچ چیزی جز ماده نیست و درمان اون هم تنها با ماده و با شیمی انجام می شه.

بر خلاف طب مزاجی انسان جزئی از طبیعته و ماهیتا مانند طبیعت و 4 عنصر اصلی اون رفتار می کنه،

اینک ماهیت انسان دقیقا مادیست یا کارکرد مادی داره یا کارکردی نیمه مادی داره یا هیچکدوم، جاش جای دیگست.
________________________________
2)
در مورد اینکه طب مزاجی اثبات نشده است برای من هم جای سوال داشت. و بحثش بسیار مفصله.

سعی کنید خودتون تحقیات میدانی انجام بدید، زیاد فضای آکادمیک رو جدی نگیرید
تحقیقات بسیاری در زمینه طب مزاجی صورت گرفته ولی متاسفانه پزشکان ایرانی بیشتر از پزشکان بخصوص اروپایی دارای افکار بسته هستند یعنی الان در اروپا و کشورهایی مثل هلند و دانمارک بسیار به حالات فرد و مزاج فرد در بهبود بیماری توجه می کنند ولی متاسفانه در ایران از هر پزشکی بپرسید مزاج چیه کلا میگه دروغه و رد می کنه
(۲۵/بهمن/۹۵ ۱۷:۰۷)مجتبی110 نوشته است: [ -> ]سلام

_________________________________
1)

تقابل سازی طب سنتی و طب مدرن عمدتا با مغالطه همراه می شه. که این قدیمی و پوسیده و اون عقلانی و کلاسیک.

واژه سنت خیلی درست نیست ما یک طب مزاجی داریم و یک طب شیمیایی.

داستان هم از پزشک سوئیسی بنام پاراسلسوس حدود 500 سال پیش شکل گرفت که اومد کتاب قانون ابن سینا رو سوزوند و گفت همه چیز تو شیمی هست. انسان هیچ چیزی جز ماده نیست و درمان اون هم تنها با ماده و با شیمی انجام می شه.

بر خلاف طب مزاجی انسان جزئی از طبیعته و ماهیتا مانند طبیعت و 4 عنصر اصلی اون رفتار می کنه،

اینک ماهیت انسان دقیقا مادیست یا کارکرد مادی داره یا کارکردی نیمه مادی داره یا هیچکدوم، جاش جای دیگست.
________________________________
2)
در مورد اینکه طب مزاجی اثبات نشده است برای من هم جای سوال داشت. و بحثش بسیار مفصله.

سعی کنید خودتون تحقیات میدانی انجام بدید، زیاد فضای آکادمیک رو جدی نگیرید
سلام دوست عزیز
ممنون از نظر جالب تون . مطلبی که عنوان کردید ، تقابل طب مزاجی و شیمیایی برمیگرده به همون دوران پاراسلسوس و رنسانس ... کاملا هم درست میگید .
پاراسلسوس ادعا میکرد که بیماری ها بر اساس فعل و انفعالات شیمیایی به وجود میاند و درمان هم شیمیایی است ... بیماری ها گیاهی نیستند که درمان هم گیاهی باشه .


اما دعوای امروز این نیست ، امروزه طب مدرن پیرو پاراسلسوس نیست ... بعد از پاراسلسوس علوم مختلفی در پزشکی کشف شدند مثل بیوشیمی و میکروبشناسی و ایمنی شناسی ... بشر تونست تمام وقایع بدن رو در سطح مولوکولی بررسی کند برای همین تقسیم بندی های طب سنتی در مورد مزاج ها رو کنار گذاشت و تقسیم بندی های جدید رو به کار گرفت ... همون مسایل است فقط نوع تقسیم بندی دقیق تر و جزئی تر شده .
برای مثال طب سنتی میگه طبع فلان فرد گرم است یا فلان غذا طبع گرم دارد ... طب امروز نمیاد از تقسیم بندی های دوران بقراط استفاده کنه بلکه خیلی دقیق تر میگه فرد (گرم مزاج) تیروئیدش پر کاره یا فلان ماده سطح هورمون تیروئیدی رو در بدن زیاد میکند (گرمی) .
دیگه نیازی نیست از تشبیهات و تقسیم بندی های گذشته که خیلی موارد رو نمیتونستند توجیه کنند استفاده کرد بلکه رابطه علت و معلولی رو به شکل واقعی و در سطح مولوکول ها میشه بررسی کرد ... همین باعث شد بیماری هایی درمان بشند که طب سنتی نمیتونست درمان کند .


ممکنه تقسیم بندی طب امروز هم ناقص باشه و در آینده با تکمیلش بشه بیماری های بیشتری رو درمان کرد . اما انصافا بازگشت به دوران بقراط و جالینوس کدوم مشکل بشر رو حل میکنه ؟!!!




پ.ن
در مورد کلمه شیمیایی ، شخصا این عبارت رو به کار نمیبرم و اصلا این عبارت علمی نیست . گاهی اوقات برخی اساتید خودمون سر کلاس میگن شیمایی بهشون ایراد میگیرم چون اصلا ما ماده غیر شیمیایی نداریم همه چیز شیمیایی است .
اون گیاه ، عوامل ایجاد طبع های مختلف در بدن همه و همه عوامل شیمیایی با فرمول مشخص شیمیایی هستند .
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع