(۱۸/تیر/۹۰ ۲۳:۲۴)asimov نوشته است: [ -> ]1- اولا که تعدادی از نوشته های مرا در این تاپیک( و دیگر تاپیک ها) مثله کردید .
2- یک دلیل ساده می آورم که متوجه شوید که چرا وزارت بهداشت جلوی طب سنتی را نمی گیرد ؛ چون طب سنتی-اسلامی در راستا و همسوی ایدئولوژی رسمی -حکو.متی-اسلا.می است پس وزارت بهداشت موظف
است بدون هیچ گونه آزمون و بررسی آن را تایید کند و فارغ از درست یا نادرست بودن آن ، به طب سنتی ا.سلامی پروبال دهد !

با سلام
به شما پیشنهاد می کنم که عنوان تاپیک ارسالی خود را به این نام تغییر دهید:
" من آن چه را که "علم" نامیده می شود به چالش می کشم" !!!.
.
.
تذکر:
اگر "علمی" را "کامل"نمی شناسیم! از اساس آنرا زیر سوال نبریم!
اگر "عالمانی" "علمی" را درست بکار نمی بندند! باز هم از اساس آنان را زیر سوال نبریم!
اگر "تاریخ" را هم نمی شناسیم! آنرا زیر سوال نبریم!
.
.
.
فقط اشاره ای کوتاه:
تعریف طب سنتی
• در سال 1978 سازمان بهداشت جهانی بیانیه ای در زمینه توسعه طب سنتی منتشر نمود.
در بیانیه مزبور طب سنتی بطور خلاصه اینگونه تعریف شده است:
" مجموعه تمامی علوم نظری و علمی که در تشخیص طبی، پیشگیری و درمان بیماری های جسمی، ذهنی یا نابهنجاری های اجتماعی به کار می رود و به صورت گفتاری یا نوشتاری از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته باشد."
• در سال 2002 میلادی سازمان بهداشت جهانی طب سنتی را با جزئیات بیشتری اینگونه تعریف نموده است:
" طب سنتی واژه ای کلی است که هم به سیستم های طب سنتی مانند طب سنتی چین ، آیورودای هند و طب یونانی-عربی و هم به اشکال مختلف طب بومی اطلاق می گردد.
درمان های طب سنتی شامل دارو درمان( استفاده از گیاهان دارویی، اجزاء حیوانی و معدنی) و روشهای غیر دارویی ( مانند طب سوزنی، ماساژ و درمان های روحی و روانی) می باشد.
در کشورهایی که سیستم خدمات پزشکی در آنها بر پایه طب مدرن استوار است، به جای طب سنتی اغلب از واژه طب مکمل و طب جایگزین استفاده می شود.
• طب سنتي به جاي جايگزيني طب رايج، مكمل آن می شود و به عنوان طب مكمل شناخته شده است .
سازمان جهاني بهداشت نيز در تعريف طب مكمل گفته است:
به مجموعه اي از روشهاي تشخيصي و درماني اطلاق مي شود كه با تفكر حاكم بر سيستم هاي بهداشتي رايج تفاوت كلي دارد و اغلب اين روشها تاريخچه اي بسيار طولاني و چند هزارساله دارند كه نياكان انسانها بر اساس باورها، فرهنگ و اعتقادات خود به آن دست يافته اند و به كار برده اند.
بنابراين اهميت اين مسئله به قدري بوده است كه سازمان جهاني بهداشت در مورد آن مطالب بسياري به صورت كتاب، جزوه و ... تدوين و منتشر كرده است از جمله كتاب « استراتژي 2002 تا 2005» كه توسط گروه تحقيقات طب سنتي ايران ترجمه شده است.
بعضي از كشورها در تاريخچه وتمدن خود داراي علوم، آداب و رسوم طبي بوده اند كه اين مجموعه در اين كشورها به عنوان طب سنتي شناخته مي شود.
مثل: آفريقا، آمريكاي لاتين، كشورهاي غرب اقيانوس آرام و آسياي جنوب شرقي (از جمله ايران، چين، هند و ...)
اما برخي ديگر از كشورها اين طب را نداشته و از طب سنتي كشورهاي ديگر استفاده مي كنند. بنابراين براي اينها واژه طب به كار مي رود مثل آمريكاي شمالي، اروپا، استراليا و ...
طب سنتی ایران
طب سنتی ایران، یک مکتب طبی کامل و پویا است که جهان را به عنوان نظام احسن و آفریده خالق علیم و حکیم می نگرد و پزشک را از بابت تسلط و احاطه او به علوم مختلف و درک صحیح او از جهان هستی حکیم نامیده است.
ریشه های مکتب طب سنتی ایران به بیش از 3000 سال قبل می رسد،
طبق نقل سیریل الگود مورخ پزشکی قبل از طب یونانی وجود داشته است و ایرانیان اصول آن چیزی را که طب یونانی نامیده شده، به یونانیان تعلیم دادند و در ایران قدیم وضعیت طب پیشرفته تر از آشور بود.
ستارگان طب سنتی ایران مانند ابن سینا، رازی، علی بن عباس اهوازی، ابن ابی الصادق نیشابوری، سید اسماعیل جرجانی و عماد الدین محمود شیرازی حدود هشت قرن هدایت دانشگاه های طب در غرب و شرق را بر عهده داشتند.
دکتر نرمن هاوارد جونز در مجله سازمان بهداشت جهانی در سال 1972 می نویسد:
" مهمترین مولف کتابهای طبی در اسلام ابو علی الحسین ابن سینا می باشد... کتاب طبی او که به نام موسوم است و تا کنون هرگز کتابی به این اندازه شهرت نداشته است، مدت 500 سال در دانشکده های پزشکی اروپا و آسیا تدریس می شده است."
منطق علمی طب سنتی ایران
اصول روش تغذیه در مکتب طب سنتی ایران بر یک جمله استوار است و آن اینکه:
بر هر فرد لازم است تغذیه ای مخصوص بخود بر اساس مشخصات فردی خود داشته باشد.
طب سنتی ایران بر پیشگیری از بیماریها با آموزش روش صحیح زندگی تاکید دارد و پزشک موفق را پزشکی می داند که سلامتی جامعه را حفظ نماید و خود به خود با این تدبیر تعداد بیماران و مصرف دارو کاهش خواهد یافت.
با این رویکرد طب سنتی ایران را بیماریها را به سه دسته تقسیم بندی می کند:
الف) بیماری های سوء مزاج:
و آن افرادی هستند که معمولا اصول تغذیه ای مناسب مزاج خود را رعایت نکرده اند و دچار کثرت یا غلبه یک یا دو کیفیت از کیفیات چهارگانه (سردی، گرمی/ خشکی یا رطوبت) در بدن خود شده اند.
ب) بیماریهای سوء ترکیب:
که بیماریهایی است که ترکیب و یا تعداد طبیعی قسمتی از بدن دچار اشکال است مانند کسی که بدون قسمتی از بدن بدنیا می آید ( مروملیا)
ج) بیماریهای تفرق و اتصال:
که در اینجا اتصال طبیعی در یک عضو از بین می رود ( مثلا در شکستگی ها ) و یا تفرق طبیعی از بین می رود ( مثلا اندامی به علت بد جوش خوردن دچار محدودیت حرکت می شود).
بعد از تشخیص نوبت به درمان می رسد که مراحل درمان در طب سنتی ایران به این نحو است که در گام اول تدابیر بالاغذیه می کرده اند یعنی با اصلاح برنامه غذایی اقدام به درمان بیماریها می کرده اند.
اگر بیمار با این روش جواب نمی گرفت نوبت به تدابیر بالادویه می رسید، یعنی دارو درمانی و در گام آخر اگر بیماری شدیدتر بود، نوبت به کارهای با دست ( تدابیر بالید ) نظیر جراحی ها ، فصد و ... می رسید.