۲/مرداد/۹۰, ۳:۳۰
۲/مرداد/۹۰, ۱۲:۱۹
اینم تازه ترین تیتری که جهان نیوز در این خصوص رفت:
ترويج مجدد همجنسگرايي در ساختمان پزشكان
مطلبش:
سريال ساختمان پزشكان كه چندماهي است از شبكه ۳ سيما پخش ميشود، براي دومين بار در طول پخش خود، در دو قسمت آخر پخش شده به ترويج همجنسگرايي پرداخت!
به گزارش جهان به نقل از صراط ، سريال ساختمان پزشكان كه چندماهي از پخش آن از شبكه ۳ سيما مي گذرد، عليرغم خوش ساخت بودن و مفرح بودن برخي قسمتهاي آن و استقبال مناسب مردم از آن، با اباحه گريها و ترويج زندگي به سبك غربي زنگ خطر را براي كارشناسان و صاحبان نظر به صدا در آورده است.
در دو قسمت آخري كه از اين مجموعه در تاريخ ۲۹ و ۳۰ تيرماه پخش گرديد، يك ظاهرا بيمار رواني كه خود را بيمار روانی ميدانست، رسما با ابراز عشق به نيما افشار هر كاري مي كند تا دل وي را به دست آورد! اين تلاشها از خريد يك ساعت لوكس چند ميليوني گرفته تا نوشتن يك دفتر شعر پر از اشعار سخيف عاشقانه براي نيما افشار پيش ميرود و تمام تلاش خود را براي فهماندن اين موضوع به مخاطبان مي كند!
اين موضوع در پايان قسمت دوم نيز در اوج وقاحت پيش رفته و بيمار از دكتر ميخواهد سرش را بر روي شانه او بگذارد تا كمي آرام بگيرد! اوج اين صحنه آنجاست كه پدر نيما افشار با تعجب و همسر وي با نوعي حسادت به آن دو خيره شده اند!
پيشتر نيز در يكي از قسمتهاي ابتدايي اين مجموعه دختري كه در زمان بيماري هم اتاقي همسر نيما افشار«نارنين» بوده و اين دو در زمان جواني با هم قرار گذاشته بودند كه تا آخر عمر با همديگر بمانند و هيچگاه با هيچ مردي ازدواج نكنند! اين نظريه كه نظريه فمنيستهای دو آتشه و همجنسگرايان غربي است كه هيچ گاه با جنس مخالف ازدواج نكنند، رسما در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و از طريق اين سريال ترويج شده است.
يا اين حال، شايد از ديد برخي اين نوع نگاه به موضوع در ظاهر كمي سختگيرانه به نظر آيد، اما باطن امر اين است كه اباحه گريهاي ترويج شده در اين سريال كه در آن هيچ خانهاي پردهاي براي پوشش نداشته و در آن هركس به راحتي در خانه ديگري را باز ميكند و وارد ميشود و روابط مردان و زنان هم كاملا بدون هيچ قيد و بند اخلاقي است، باعث شده است كارشناسان در مورد عواقب اين نوع ترويج بيبندوباريها هشدار دهند! اخيرا نيز حسن عباسي اين سريال را ترويج دهنده افكار فرويد، روانشناس آلمانی دانسته بود.
حال بايد ديد مسئولان صدا و سيما در قبال اين نوع برخوردها در سريالي با اين حجم مخاطب چه راهكاري را در پيش گرفته تا از ترويج بيبند و باري رسمي در رسانه ملی بپرهيزد؟!
ترويج مجدد همجنسگرايي در ساختمان پزشكان
مطلبش:
سريال ساختمان پزشكان كه چندماهي است از شبكه ۳ سيما پخش ميشود، براي دومين بار در طول پخش خود، در دو قسمت آخر پخش شده به ترويج همجنسگرايي پرداخت!
به گزارش جهان به نقل از صراط ، سريال ساختمان پزشكان كه چندماهي از پخش آن از شبكه ۳ سيما مي گذرد، عليرغم خوش ساخت بودن و مفرح بودن برخي قسمتهاي آن و استقبال مناسب مردم از آن، با اباحه گريها و ترويج زندگي به سبك غربي زنگ خطر را براي كارشناسان و صاحبان نظر به صدا در آورده است.
در دو قسمت آخري كه از اين مجموعه در تاريخ ۲۹ و ۳۰ تيرماه پخش گرديد، يك ظاهرا بيمار رواني كه خود را بيمار روانی ميدانست، رسما با ابراز عشق به نيما افشار هر كاري مي كند تا دل وي را به دست آورد! اين تلاشها از خريد يك ساعت لوكس چند ميليوني گرفته تا نوشتن يك دفتر شعر پر از اشعار سخيف عاشقانه براي نيما افشار پيش ميرود و تمام تلاش خود را براي فهماندن اين موضوع به مخاطبان مي كند!
اين موضوع در پايان قسمت دوم نيز در اوج وقاحت پيش رفته و بيمار از دكتر ميخواهد سرش را بر روي شانه او بگذارد تا كمي آرام بگيرد! اوج اين صحنه آنجاست كه پدر نيما افشار با تعجب و همسر وي با نوعي حسادت به آن دو خيره شده اند!
پيشتر نيز در يكي از قسمتهاي ابتدايي اين مجموعه دختري كه در زمان بيماري هم اتاقي همسر نيما افشار«نارنين» بوده و اين دو در زمان جواني با هم قرار گذاشته بودند كه تا آخر عمر با همديگر بمانند و هيچگاه با هيچ مردي ازدواج نكنند! اين نظريه كه نظريه فمنيستهای دو آتشه و همجنسگرايان غربي است كه هيچ گاه با جنس مخالف ازدواج نكنند، رسما در صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و از طريق اين سريال ترويج شده است.
يا اين حال، شايد از ديد برخي اين نوع نگاه به موضوع در ظاهر كمي سختگيرانه به نظر آيد، اما باطن امر اين است كه اباحه گريهاي ترويج شده در اين سريال كه در آن هيچ خانهاي پردهاي براي پوشش نداشته و در آن هركس به راحتي در خانه ديگري را باز ميكند و وارد ميشود و روابط مردان و زنان هم كاملا بدون هيچ قيد و بند اخلاقي است، باعث شده است كارشناسان در مورد عواقب اين نوع ترويج بيبندوباريها هشدار دهند! اخيرا نيز حسن عباسي اين سريال را ترويج دهنده افكار فرويد، روانشناس آلمانی دانسته بود.
حال بايد ديد مسئولان صدا و سيما در قبال اين نوع برخوردها در سريالي با اين حجم مخاطب چه راهكاري را در پيش گرفته تا از ترويج بيبند و باري رسمي در رسانه ملی بپرهيزد؟!
۲/مرداد/۹۰, ۱۴:۴۶
واقعا سریال بی خودی من که یه قسمتشم نگاه نکردمhttp://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/dodgy.gif
۲/مرداد/۹۰, ۱۵:۲۱
(۱/مرداد/۹۰ ۱۵:۵۷)akhevi نوشته است: [ -> ]... بعضی از دوستان مخصوصا بعد از اشاره ساختمان پزشکان به همجنسگرایی در این قسمت ابراز کردند دیگر با خانواده نمی تونن بشین و این فیلم ها رو نگاه کنند. این میشه سبک زندگی غربی . اگر قالب غالب خانواده های ایرانی را رعایت نکنی یعنی داری سبک زندگی را عوض می کنی .سلام
در قسمت قبل اشاره کردم این فیلم نوعی از فمینیسم را ترویج می کند آزادی جنسی فروید را تبلیغ می کند و اشاره غیر مستقیم به زنا دارد .
فمينيسم در ويكي پديا اينطور آمده است:
"فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثهای است که از جنبشها، نظریهها و فلسفههای گوناگونی تشکیل شدهاست که در ارتباط با تبعیض جنسیتی هستند و از برابری برای زنان دفاع کرده و برای حقوق زنان و مسایل زنان مبارزه میکند...."
من در اين تعريف اثري از آزادي جنسي نمي بينم.
۲/مرداد/۹۰, ۱۵:۴۶
نقل قول:من در اين تعريف اثري از آزادي جنسي نمي بينم.
دوست عزیز تعریف فمینیسم از نظریه ازادی جنسی فروید جداست . لطفا کمی با حوصله متن را بخوانید .
۲/مرداد/۹۰, ۱۷:۰۴
1مرداد 1390
شب
ساختمان پزشکان

توجه داشتید موضوعش چی بود؟؟؟(استبداد و زورگویی سهرابی و پزشکان مستاجر بیچاره)
لابد از دیدن این قسمت تمام افراد موج رنگی کشور خوشحال و شارژ شدند......
(پیش خودشونم گفتن آخ یکی حرف دلشونو بیان کرده)
من نمیدونم جناب ضرغامی اینا یعنی چی؟
من نمیدونم...کی میدونه؟
شب
ساختمان پزشکان


توجه داشتید موضوعش چی بود؟؟؟(استبداد و زورگویی سهرابی و پزشکان مستاجر بیچاره)

لابد از دیدن این قسمت تمام افراد موج رنگی کشور خوشحال و شارژ شدند......

(پیش خودشونم گفتن آخ یکی حرف دلشونو بیان کرده)من نمیدونم جناب ضرغامی اینا یعنی چی؟
من نمیدونم...کی میدونه؟
۲/مرداد/۹۰, ۱۷:۲۰
ساختمان پزشكان چگونه بينندگانش را ميخنداند/
![[تصویر: 31834.jpg]](http://rajanews.com/%5CFiles_Upload/31834.jpg)
كمدي سبك متكي بر لودگي/ تابو شكني در روابط محرم و نامحرم
سريال "ساختمان پزشكان" هر شب از شبكه سه سيما پخش مي شود و تاكنون 50 قسمت آن روي آنتن رفته است. بر اساس اطلاعات موجود، در حال حاضر اين سريال به همراه مجموعه "مختارنامه" پربيننده ترين مجموعه هاي تلويزيون هستند.
به گزارش رجانيوز، نويسندگان و كارگردان اين مجموعه همان مجموعه دست اندركاران مجموعه هاي طنز مهران مديري مانند شب هاي برره و پاورچين است. اما اين سريال پر بيننده چه ميزان با استانداردهاي توليد يك مجموعه فاخر كه ويژگيهاي آن بارها از سوي رهبر معظم انقلاب تبيين شده انطباق دارد
• استفاده از طنز در جهت آرامش بخشي براي صدا و سيما يك ضرورت است
«مسأله آرامش بخشى به ذهن مردم، يک بخش عمده اش مربوط به صدا و سيما و فيلم ها و نمايشنامه هاست که هنوز تأمين نشده است. البته بعضى از فيلمهاى نسبتاً فکاهى و با مايه هاى طنز، قدرى رواج يافته است که عيبى ندارد. خوب است که اين کارها انجام گيرد.» (بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان صدا و سيما۲۳/ ۱/ ۷۵)
«ما بارها در ملاقات با دوستان صدا و سيما، راجع به اينکه فضاى پيام ها فضاى اعصاب خردکن و تشنّجآور براى ذهن و اعصاب مردم نباشد، صحبت کردهايم. خوب؛ در اين سالهاى اخير مقدارى به مسائل تفريحى يا به قول شما طنز و فکاهياتِ سرگرم کننده و فيلمهاى هنرى و اينها پرداختهايد. اين کارِ درستى است و همينطور بايستى حرکت کرد.» (بيانات در ديدار مديران صدا و سيما ۱۴/ ۱۱/ ۸۱)
• تفاوت طنز و فکاهي
«از جملهى مواردى که شما بايد از نويسنده يا کارگردان يا تهيه کننده بخواهيد، يکى همين است که اين محاورهها، جهتدار و معنادار باشد. از آنها بخواهيد که بعضى از محاورات بد، القاءکنندهى مفاهيم نادرست و عادات و اخلاق بد را بهکلّى حذف کنند… همين طنزها و تفريحها و فکاهيات تلويزيونى که منتشر مىکنيد، هر چقدر از محاورات پايين و عادات نادرست دور باشد، بهتر است. البته من روى طنز، قدرى ترديد مىکنم؛ چون بعضى واقعاً طنز است، بعضى طنز نيست و فقط فکاهى است. فکاهى با طنز فرق دارد. بعضى واقعاً آن ظرفيت طنزى را ندارد و فقط فکاهى است. بعضى هم واقعاً طنز است و در بطن خود يک معناى جدّىِ خوبى دارد؛ کما اين که گاهى اين محاورهها نقش خيلي مهمي ايفا مي کنند…( بيانات در ديدار مديران صدا و سيما ۱۴/ ۱۱/ ۸۱)
• الزامات برنامه هاي طنز و پرهيز از لودگي
«مراقب باشيد شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بى بندوبارى همراه نشود؛ از اين طريق به مردم شادى داده نشود. همه جور مى شود به مردم شادى داد؛ از نوع صحيح آن شادى داده شود. گاهى اوقات يک لطيفه يا يک تعبيرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال مى کند؛ گاهى هم ممکن است يک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آن طور شادى را ايجاد کند. شادى کردن و شادى دادن به مردم، به معناى لودگى نيست… طنز فاخر و برجسته، يکى از هنرهاست. طنز، هنر خيلى بزرگى است… طنازهاى واقعى را تقويت کنيد، پرورش دهيد و کمک کنيد تا طنز بياورند. طنز، يعنى مطلب مهمِ جدى که با زبان شوخى بيان مى شود؛ محتوا و معنايى در آن هست، منتها به زبان شوخى. (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رئيس و مديران سازمان صدا و سيما۱۱/ ۹/ ۸۳)
• اشكالات و نقاط ضعف سريال "ساختمان پزشكان"
1. كمدي سبُك "ساختمان پزشكان" اغلب متكي بر لودگي است
اين مجموعه در تعبير دقيق تر طنز نيست بلكه نوعي فكاهي يا در تعبير دقيق تر رسانه، نوعي کمدى سبُک يا هزل است كه يک نوع طنز با شيوه اي کاملاً آمريکايى است. اين نوع فكاهي صرفا بر روابطِ ساده انسانى و نيازهاى اوليه تأکيد دارد و روى سطح حرکت مى کند. تنها ثمره اين سبک، سرگرمى (فان) و تفريح است و تقريبا هيچ پيام و محتوايي ندارد.
هرچند سريال "ساختمان پزشكان" تلاش كرده است خود را به طنز موقعيت نزديك كند اما همچنان بر لودگي ها و روابط خارج از عرف برخي بازيگران (نظير نقش منشي دكتر نيما با بازي شقايق دهقان) متكي است. اين شيوه كمدي طبعاً براي حفظ تازگي و تنوّعش به سمت ابتذال سوق مي يابد.
2. غيبت مطلق مفاهيم، مضامين، نشانه ها و رفتارهاي ديني در اين سريال
سريال "ساختمان پزشكان" به عنوان پربيننده ترين مجموعهي تابستاني تلويزيون ايران در ساختار و محتوايي كاملاً سكولار و بيگانه با مفاهيم و مضامين اسلامي توليد مي شود.
بررسي روندي حدود 20 قسمت از اين سريال نشان مي دهد، كه تقريباً در هيچ صحنه اي از هزاران صحنه (سكانس) تشكيل دهندهي ساختار سريال حتي يك نشانه از ديانت يا اعتقاد ديني يا انقلابي قابل مشاهده نيست.
به عبارت ديگر نه تنها مضامين و موضوعات اصلي داستان هاي سريال، رنگ و بوي مذهبي ندارد بلكه حتي به ندرت رفتار يا گفتاري از شخصيت هاي سريال ولو به صورت فرعي و غيرمستقيم نيز ارتباطي با مذهب برقرار مي كند.
3. تابو شكني در روابط محرم و نامحرم
در اين سريال، تفاوت معناداري بين ارتباطات محارم با يكديگر با ارتباطات ميان محارم با نامحرمان وجود ندارد. رفتارهاي محرم با نامحرم از حيث كلامي و غير كلامي همانگونه شكل مي گيرد كه روابط محارم با يكديگر.
اختلاط زن و مرد و خارج شدن از حدود روابط شرعي و عرفي در روابط ميان محرم و نامحرم از پرتكرارترين پديده هاي اين سريال است. شايد بتوان گفت اين اولين بار است كه اين اختلاط وقيحانه و ارتباط نامناسب بين زن شوهردار و مرد نامحرم رخ مي دهد.
روابط غيرعرفي و غيرمنطقي زن و مرد نامحرم مثل رابطه نازنين (همسر دكتر نيما) و دكترهومن (دوست دكتر نيما) و يا ارتباط كاري و حمايت متقابل ميان ناصر (برادر دكتر نيما) و همسر دوستش از اين موارد است كه بي سابقه و بسيار تعجب آور است. (به عنوان نمونه، بازيگر زن، صبح اول وقت در حالي از خواب بيدار مي شود که همسرش در خانه نيست و به محض باز کردن چشم ها از خواب، برادر همسرش را بالاي سر خود حاضر و ناظر مي بيند!)
نكته ديگر تكرار مداوم نگاه هاي لذت طلبانه برخي مردان به دختران جوان (به بهانه ازدواج و خواستگاري) است. حقيقت اين است كه اين شيوه تابو شكني حتي در مجموعه هاي طنز هم كمتر ديده شده است.
4. ارائه ي الگوي واژگون از شخصيت هاي محجبه
در اين سريال در عين رعايت نسبي موازين فقهي حجاب زن، اما رفتار غير عفيفانه و مناسبات مختلط و خارج از حدود فقه زنان محجبه با نامحرمان، عملاً به بازسازي نوعي انگاره واژگون و التقاطي از مفهوم محجبه بودن مي انجامد.
به بيان ديگر تصويري ظاهري از حجاب اسلامي با رفتاري غير اسلامي همنشين شده و نهايتاً معنا و مفهوم حجاب و عفاف را مخدوش كرده و به انحراف مي كشاند. به نظر مي رسد اين سريال در ادامهي نوعي جريان انحرافي با هدف محجبه سازي مدرن (يا حجاب همنشين با بي عفتي) قرار دارد.
5. تحقير نقش و جايگاه پدر
عليرغم تصوير پر ابهت و احترام برانگيز پدر در فرهنگ ايراني- اسلامي متاسفانه نقش و جايگاه پدر در اين مجموعه دستمايه خنده و تحقير مخاطبان قرار گرفته است. پدر در اين مجموعه (به تقليد از مجموعه هاي پيشين طنز در شبكه سه مانند "زير آسمان شهر"، "بزنگاه" و...) با شخصيتي متزلزل، خسيس و بي ملاحظه معرفي مي شود.
6. مخدوش شدن خانواده و روابط ميان فردي
تمام خانواده ها در اين مجموعه، نامتعادل، متشنج و پر از پرخاش و تمسخر هستند. روابط زن و شوهري همراه با بي اعتمادي و بي صداقتي است. غالباً قصه ها به نوعي دعواي خانوادگي منتهي مي شود و از ابراز محبت متقابل خبري نيست. حتي در روابط پدربزرگ و مادر بزرگ خانواده نيز تعادل ديده نمي شود و توهين هاي متقابل موضوع فكاهي قرار مي گيرد.
در تمام قسمت هاي پخش شده اين سريال، رويکرد ثابتي ديده مي شود که در آن، زن و شوهرها با برخوردهايي خارج از حوزه ادب به يکديگر بي احترامي مي کنند. به عنوان نمونه همسر دکتر سهرابي که هميشه با شوهر خود در جنگ و جدال است خطاب به شوهرش مي گويد كه "مي زنم توي دهنت" و اين جمله که به عنوان ديالوگ ثابت برگزيده شده، بارها و بارها تکرار مي شود.
مرد ايراني از نظر اقتصادي و يا جايگاه اجتماعي در هر رتبه اي که باشد، تمام تلاش خود را به کار مي برد تا نجابت خود را حفظ کنند. در سريال "ساختمان پزشکان"، دعواهاي زن و شوهري از کانون خانه به کانون غريبه ها کشيده شده است و زن و مرد در حضور ديگران بهطور مداوم همديگر را بي اعتبار مي کنند.
![[تصویر: 31834.jpg]](http://rajanews.com/%5CFiles_Upload/31834.jpg)
كمدي سبك متكي بر لودگي/ تابو شكني در روابط محرم و نامحرم
سريال "ساختمان پزشكان" هر شب از شبكه سه سيما پخش مي شود و تاكنون 50 قسمت آن روي آنتن رفته است. بر اساس اطلاعات موجود، در حال حاضر اين سريال به همراه مجموعه "مختارنامه" پربيننده ترين مجموعه هاي تلويزيون هستند.
به گزارش رجانيوز، نويسندگان و كارگردان اين مجموعه همان مجموعه دست اندركاران مجموعه هاي طنز مهران مديري مانند شب هاي برره و پاورچين است. اما اين سريال پر بيننده چه ميزان با استانداردهاي توليد يك مجموعه فاخر كه ويژگيهاي آن بارها از سوي رهبر معظم انقلاب تبيين شده انطباق دارد
• استفاده از طنز در جهت آرامش بخشي براي صدا و سيما يك ضرورت است
«مسأله آرامش بخشى به ذهن مردم، يک بخش عمده اش مربوط به صدا و سيما و فيلم ها و نمايشنامه هاست که هنوز تأمين نشده است. البته بعضى از فيلمهاى نسبتاً فکاهى و با مايه هاى طنز، قدرى رواج يافته است که عيبى ندارد. خوب است که اين کارها انجام گيرد.» (بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار مسؤولان صدا و سيما۲۳/ ۱/ ۷۵)
«ما بارها در ملاقات با دوستان صدا و سيما، راجع به اينکه فضاى پيام ها فضاى اعصاب خردکن و تشنّجآور براى ذهن و اعصاب مردم نباشد، صحبت کردهايم. خوب؛ در اين سالهاى اخير مقدارى به مسائل تفريحى يا به قول شما طنز و فکاهياتِ سرگرم کننده و فيلمهاى هنرى و اينها پرداختهايد. اين کارِ درستى است و همينطور بايستى حرکت کرد.» (بيانات در ديدار مديران صدا و سيما ۱۴/ ۱۱/ ۸۱)
• تفاوت طنز و فکاهي
«از جملهى مواردى که شما بايد از نويسنده يا کارگردان يا تهيه کننده بخواهيد، يکى همين است که اين محاورهها، جهتدار و معنادار باشد. از آنها بخواهيد که بعضى از محاورات بد، القاءکنندهى مفاهيم نادرست و عادات و اخلاق بد را بهکلّى حذف کنند… همين طنزها و تفريحها و فکاهيات تلويزيونى که منتشر مىکنيد، هر چقدر از محاورات پايين و عادات نادرست دور باشد، بهتر است. البته من روى طنز، قدرى ترديد مىکنم؛ چون بعضى واقعاً طنز است، بعضى طنز نيست و فقط فکاهى است. فکاهى با طنز فرق دارد. بعضى واقعاً آن ظرفيت طنزى را ندارد و فقط فکاهى است. بعضى هم واقعاً طنز است و در بطن خود يک معناى جدّىِ خوبى دارد؛ کما اين که گاهى اين محاورهها نقش خيلي مهمي ايفا مي کنند…( بيانات در ديدار مديران صدا و سيما ۱۴/ ۱۱/ ۸۱)
• الزامات برنامه هاي طنز و پرهيز از لودگي
«مراقب باشيد شادى در مردم با لودگى و ابتذال و بى بندوبارى همراه نشود؛ از اين طريق به مردم شادى داده نشود. همه جور مى شود به مردم شادى داد؛ از نوع صحيح آن شادى داده شود. گاهى اوقات يک لطيفه يا يک تعبيرِ بجا مخاطب را شاد و خوشحال مى کند؛ گاهى هم ممکن است يک آدم لوده با ده جور ادا درآوردن، نتواند آن طور شادى را ايجاد کند. شادى کردن و شادى دادن به مردم، به معناى لودگى نيست… طنز فاخر و برجسته، يکى از هنرهاست. طنز، هنر خيلى بزرگى است… طنازهاى واقعى را تقويت کنيد، پرورش دهيد و کمک کنيد تا طنز بياورند. طنز، يعنى مطلب مهمِ جدى که با زبان شوخى بيان مى شود؛ محتوا و معنايى در آن هست، منتها به زبان شوخى. (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار رئيس و مديران سازمان صدا و سيما۱۱/ ۹/ ۸۳)
• اشكالات و نقاط ضعف سريال "ساختمان پزشكان"
1. كمدي سبُك "ساختمان پزشكان" اغلب متكي بر لودگي است
اين مجموعه در تعبير دقيق تر طنز نيست بلكه نوعي فكاهي يا در تعبير دقيق تر رسانه، نوعي کمدى سبُک يا هزل است كه يک نوع طنز با شيوه اي کاملاً آمريکايى است. اين نوع فكاهي صرفا بر روابطِ ساده انسانى و نيازهاى اوليه تأکيد دارد و روى سطح حرکت مى کند. تنها ثمره اين سبک، سرگرمى (فان) و تفريح است و تقريبا هيچ پيام و محتوايي ندارد.
هرچند سريال "ساختمان پزشكان" تلاش كرده است خود را به طنز موقعيت نزديك كند اما همچنان بر لودگي ها و روابط خارج از عرف برخي بازيگران (نظير نقش منشي دكتر نيما با بازي شقايق دهقان) متكي است. اين شيوه كمدي طبعاً براي حفظ تازگي و تنوّعش به سمت ابتذال سوق مي يابد.
2. غيبت مطلق مفاهيم، مضامين، نشانه ها و رفتارهاي ديني در اين سريال
سريال "ساختمان پزشكان" به عنوان پربيننده ترين مجموعهي تابستاني تلويزيون ايران در ساختار و محتوايي كاملاً سكولار و بيگانه با مفاهيم و مضامين اسلامي توليد مي شود.
بررسي روندي حدود 20 قسمت از اين سريال نشان مي دهد، كه تقريباً در هيچ صحنه اي از هزاران صحنه (سكانس) تشكيل دهندهي ساختار سريال حتي يك نشانه از ديانت يا اعتقاد ديني يا انقلابي قابل مشاهده نيست.
به عبارت ديگر نه تنها مضامين و موضوعات اصلي داستان هاي سريال، رنگ و بوي مذهبي ندارد بلكه حتي به ندرت رفتار يا گفتاري از شخصيت هاي سريال ولو به صورت فرعي و غيرمستقيم نيز ارتباطي با مذهب برقرار مي كند.
3. تابو شكني در روابط محرم و نامحرم
در اين سريال، تفاوت معناداري بين ارتباطات محارم با يكديگر با ارتباطات ميان محارم با نامحرمان وجود ندارد. رفتارهاي محرم با نامحرم از حيث كلامي و غير كلامي همانگونه شكل مي گيرد كه روابط محارم با يكديگر.
اختلاط زن و مرد و خارج شدن از حدود روابط شرعي و عرفي در روابط ميان محرم و نامحرم از پرتكرارترين پديده هاي اين سريال است. شايد بتوان گفت اين اولين بار است كه اين اختلاط وقيحانه و ارتباط نامناسب بين زن شوهردار و مرد نامحرم رخ مي دهد.
روابط غيرعرفي و غيرمنطقي زن و مرد نامحرم مثل رابطه نازنين (همسر دكتر نيما) و دكترهومن (دوست دكتر نيما) و يا ارتباط كاري و حمايت متقابل ميان ناصر (برادر دكتر نيما) و همسر دوستش از اين موارد است كه بي سابقه و بسيار تعجب آور است. (به عنوان نمونه، بازيگر زن، صبح اول وقت در حالي از خواب بيدار مي شود که همسرش در خانه نيست و به محض باز کردن چشم ها از خواب، برادر همسرش را بالاي سر خود حاضر و ناظر مي بيند!)
نكته ديگر تكرار مداوم نگاه هاي لذت طلبانه برخي مردان به دختران جوان (به بهانه ازدواج و خواستگاري) است. حقيقت اين است كه اين شيوه تابو شكني حتي در مجموعه هاي طنز هم كمتر ديده شده است.
4. ارائه ي الگوي واژگون از شخصيت هاي محجبه
در اين سريال در عين رعايت نسبي موازين فقهي حجاب زن، اما رفتار غير عفيفانه و مناسبات مختلط و خارج از حدود فقه زنان محجبه با نامحرمان، عملاً به بازسازي نوعي انگاره واژگون و التقاطي از مفهوم محجبه بودن مي انجامد.
به بيان ديگر تصويري ظاهري از حجاب اسلامي با رفتاري غير اسلامي همنشين شده و نهايتاً معنا و مفهوم حجاب و عفاف را مخدوش كرده و به انحراف مي كشاند. به نظر مي رسد اين سريال در ادامهي نوعي جريان انحرافي با هدف محجبه سازي مدرن (يا حجاب همنشين با بي عفتي) قرار دارد.
5. تحقير نقش و جايگاه پدر
عليرغم تصوير پر ابهت و احترام برانگيز پدر در فرهنگ ايراني- اسلامي متاسفانه نقش و جايگاه پدر در اين مجموعه دستمايه خنده و تحقير مخاطبان قرار گرفته است. پدر در اين مجموعه (به تقليد از مجموعه هاي پيشين طنز در شبكه سه مانند "زير آسمان شهر"، "بزنگاه" و...) با شخصيتي متزلزل، خسيس و بي ملاحظه معرفي مي شود.
6. مخدوش شدن خانواده و روابط ميان فردي
تمام خانواده ها در اين مجموعه، نامتعادل، متشنج و پر از پرخاش و تمسخر هستند. روابط زن و شوهري همراه با بي اعتمادي و بي صداقتي است. غالباً قصه ها به نوعي دعواي خانوادگي منتهي مي شود و از ابراز محبت متقابل خبري نيست. حتي در روابط پدربزرگ و مادر بزرگ خانواده نيز تعادل ديده نمي شود و توهين هاي متقابل موضوع فكاهي قرار مي گيرد.
در تمام قسمت هاي پخش شده اين سريال، رويکرد ثابتي ديده مي شود که در آن، زن و شوهرها با برخوردهايي خارج از حوزه ادب به يکديگر بي احترامي مي کنند. به عنوان نمونه همسر دکتر سهرابي که هميشه با شوهر خود در جنگ و جدال است خطاب به شوهرش مي گويد كه "مي زنم توي دهنت" و اين جمله که به عنوان ديالوگ ثابت برگزيده شده، بارها و بارها تکرار مي شود.
مرد ايراني از نظر اقتصادي و يا جايگاه اجتماعي در هر رتبه اي که باشد، تمام تلاش خود را به کار مي برد تا نجابت خود را حفظ کنند. در سريال "ساختمان پزشکان"، دعواهاي زن و شوهري از کانون خانه به کانون غريبه ها کشيده شده است و زن و مرد در حضور ديگران بهطور مداوم همديگر را بي اعتبار مي کنند.
۲/مرداد/۹۰, ۱۷:۳۹
دوستان عزیز پاسخ سوال هاتون فقط توی تفکرات فروید پیدا میشه !!!
فرويد و روانشناسى دين
فرويد، خود را يهودى رها شده، شكاك و كاملاً بىدين مىدانست. او بىدينى معمولى نبود، بلكه از دين يا دستكم از باورهاى كاتوليكها در فرايبرگ و وين تنفر داشت. او در پاسخ نامه رنه لافورگ كه از او خواسته بود به دليل هجوم نازىها فرار كند، نوشت: «دشمن واقعى، نازىها نيستند، بلكه دشمن واقعى دين و كليساى كاتوليك است».
مىتوان گفت فرويد نهتنها از سنت كاتوليك نفرت داشت، بلكه از اعمال دينى يهود نيز متنفّر بود. فرويد با بىرغبتى، دعاهاى عبرى مراسم ازدواجش را فرا گرفت و پس از ازدواج نيز، با سنگدلى تمام، همسرش را از آموزههاى يهودى باز داشت. فرزندانش نيز مجبور بودند به دور از هر گونه آموزشهاى تكاليف دين يهود، پرورش يابند؛ زيرا او تمامى شعائر دينى را از خانوادهاش دور مىداشت.
وى دين را امورى روانى مىدانست كه به خارج فرافكنى مىشود و حتى اسطورههاى بهشت و هبوط انسان، خدا، خير و شر و جاودانگى و غيره را به همين صورت تبيين مىكرد.
خدا در انديشه فرويد
لئوناردو داوينچى، پيشفرض اصلى فرويد درباره روانشناسى دين است. داوينچى، خارج از يك ازدواج رسمى زاده شد و در چند سال اول زندگىاش پدر نداشت. به باور فرويد، همين امر سبب شد كه او از دين روىگردان شود و چون از تهديد حضور پدر در اوائل كودكى به دور بود، خود را از قيد و بندهاى دين رها يابد.
پيشفرض فرويد آن است كه عميقترين ريشههاى ديندارى، در عقده اُديپ قرار دارد. خداى شخصى از نظر روانشناختى، چيزى نيست، جز همان مفهوم پدر كه تعالى رتبه يافته است. از نگاه زيستى نيز، فرزند انسان بسيار ناتوان است و در نتيجه، به ديگران نياز دارد. از اين رو، وقتى در آينده درماندگى و ضعف خود را در مقابل عوامل قدرتمند زندگى درمىيابد، با واپس روى و احياى دوباره نيروهايى كه او را در كودكى حفظ مىكردند، مىكوشد تا شايد نوميدى خود را انكار كند. حسرت از پدر كه همواره ريشه هر شكلى از دين را رقم مىزند، گرفتارىهاى ناشى از عقده اديپ، از جمله احساس گناه و ترس را به صحنه مىآورد. تسليمپذيرى ناشى از فرمانبردارى از قدرت مطلقِ پدر در دوران كودكى كه به صورت «منِ آرماني» درونفكنى مىشود، به صورت خدا فرافكنى مىگردد.
آدمى در چنبره غريزه جنسى
فرويد ماهيت ليبيدو را جنسى مىداند. جنسيت را در گفتار او، به دو معنا مىتوان در نظر گرفت:
الف) معناى عام جنسيت كه همان نيروى حيات و زندگى است. در اين معنا، تأكيد بر جنسيت به معناى خاص در نظريه او وجهى ندارد. همچنين دانشمندان همزمان او از جمله يونگ، اين معنا از جنسيت را از گفتار فرويد نفهميدهاند، بلكه يقين داشتهاند كه مراد فرويد از جنسيت، همان غريزه جنسى به معناى خاص است. از همين رو، اين افراد از او جدا شدند.
ب) جنسيت به معناى خاص؛ اين معنا از مجموعه سخنان فرويد به دست مىآيد. البته به باور ما، اين برداشت فرويد از انسان نادرست است؛ زيرا با تمام قوتى كه براى نيروى جنسى در وجود آدميان درك مىكنيم، آن را امرى در كنار ديگر قواى آدمى مىيابيم. براى مثال، پدرى را در نظر بگيريد كه به طور همزمان دست همسر و فرزندش را در دست دارد. اين فرد مىتواند به همسر خود، تنها غريزه جنسى و به فرزند خود، تنها احساس محبت داشته باشد؛ چنان كه در حالت ناهنجار، چه بسا موضوع برعكس شود.
به نظر مىرسد فرويد آنچه را كه تبيين روشنى براى آن در زندگى انسان نمىيافت، به صورتى به غريزههاى جنسى ربط مىداده است. او با چنين نگاهى، سرانجام دين و ديندارى را در زندگى آدميان به علاقهمندى پسران به تصاحب زنان پدر نسبت داد. نكته قابل توجه در اين زمينه آن است كه انسان در برخى اندامهايش لذتهايى را درك مىكند، ولى هر كدام از اين اندامها، لذت يكسانى را به وجود نمىآورند. براى مثال، چه بسا منظور از لمس كردن، نوازش كردن صورت فرزند، آرامسازى كودك گريان و يا لذت جنسى باشد؛ يعنى هر كدام از اين رفتارها، لذتى خاص را در پى دارد.
توهمِ مخاطرهآميز بودن آينده دينى
فرويد، با اين فرض كه دين از خطاهاى شناختى آدمى برخاسته است و توهمى بيش نيست، مىپنداشت كه دين در آينده نزديك، چونان پندارى از زندگى آدميان رخت برخواهد بست؛ در حالى كه دين اصيلترين برنامه در زندگى آدمى، و ديندارى، پايدارترين رفتار افراد انسانى است. از همين رو، دينباورانى مانند اسكار فيستر، انديشههاى فرويد را پندارهايى مىدانند كه با نگاهى كينهتوزانه به دين بيان شده است. گذشت زمان نيز همين واقعيت را نشان مىدهد. در قرن بيستم، يعنى درست صد سال پس از سخنان فرويد، بزرگترين انقلابها، نظامها و چالشها به نام دين برپا شدهاند.
جهان هستى با دقتى تصور ناشدنى براى افراد عادى، هدفمند است. خداوند، هدف خود را در قالب برنامهاى كاملاً علمى به نام دين، به بشر اعلام كرده است هرچند تاكنون بسيارى از اين قواعد علمى كشف نشدهاند.
هنوز آدميان با سرشت دينخواه و دينمدار خود از پى آن مىروند. بنابراين، نه تنها زندگى آدميان به تدريج از دين و ديندارى فاصله نمىگيرد، بلكه در گذر زمان با رشد فكرى آدميان به دقيقترين، كارآمدترين و مناسبترين دين از ميان اديان روى مىآورند؛ هرچند زمانى طولانى براى رسيدن به اين سپيدهدمان تاريخ و حيات طيبه لازم باشد. در قرآن مىخوانيم:
هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه: 33؛ صف: 9)؛ او خدايى است كه پيامبرش را به همراه هدايت و دين حق، در ميان مردم فرستاد و اين دين را بر تمام دينها پيروز خواهد گردانيد؛ هرچند مشركان مخالف و ناراضى باشند.
فرويد و روانشناسى دين
فرويد، خود را يهودى رها شده، شكاك و كاملاً بىدين مىدانست. او بىدينى معمولى نبود، بلكه از دين يا دستكم از باورهاى كاتوليكها در فرايبرگ و وين تنفر داشت. او در پاسخ نامه رنه لافورگ كه از او خواسته بود به دليل هجوم نازىها فرار كند، نوشت: «دشمن واقعى، نازىها نيستند، بلكه دشمن واقعى دين و كليساى كاتوليك است».
مىتوان گفت فرويد نهتنها از سنت كاتوليك نفرت داشت، بلكه از اعمال دينى يهود نيز متنفّر بود. فرويد با بىرغبتى، دعاهاى عبرى مراسم ازدواجش را فرا گرفت و پس از ازدواج نيز، با سنگدلى تمام، همسرش را از آموزههاى يهودى باز داشت. فرزندانش نيز مجبور بودند به دور از هر گونه آموزشهاى تكاليف دين يهود، پرورش يابند؛ زيرا او تمامى شعائر دينى را از خانوادهاش دور مىداشت.
وى دين را امورى روانى مىدانست كه به خارج فرافكنى مىشود و حتى اسطورههاى بهشت و هبوط انسان، خدا، خير و شر و جاودانگى و غيره را به همين صورت تبيين مىكرد.
خدا در انديشه فرويد
لئوناردو داوينچى، پيشفرض اصلى فرويد درباره روانشناسى دين است. داوينچى، خارج از يك ازدواج رسمى زاده شد و در چند سال اول زندگىاش پدر نداشت. به باور فرويد، همين امر سبب شد كه او از دين روىگردان شود و چون از تهديد حضور پدر در اوائل كودكى به دور بود، خود را از قيد و بندهاى دين رها يابد.
پيشفرض فرويد آن است كه عميقترين ريشههاى ديندارى، در عقده اُديپ قرار دارد. خداى شخصى از نظر روانشناختى، چيزى نيست، جز همان مفهوم پدر كه تعالى رتبه يافته است. از نگاه زيستى نيز، فرزند انسان بسيار ناتوان است و در نتيجه، به ديگران نياز دارد. از اين رو، وقتى در آينده درماندگى و ضعف خود را در مقابل عوامل قدرتمند زندگى درمىيابد، با واپس روى و احياى دوباره نيروهايى كه او را در كودكى حفظ مىكردند، مىكوشد تا شايد نوميدى خود را انكار كند. حسرت از پدر كه همواره ريشه هر شكلى از دين را رقم مىزند، گرفتارىهاى ناشى از عقده اديپ، از جمله احساس گناه و ترس را به صحنه مىآورد. تسليمپذيرى ناشى از فرمانبردارى از قدرت مطلقِ پدر در دوران كودكى كه به صورت «منِ آرماني» درونفكنى مىشود، به صورت خدا فرافكنى مىگردد.
آدمى در چنبره غريزه جنسى
فرويد ماهيت ليبيدو را جنسى مىداند. جنسيت را در گفتار او، به دو معنا مىتوان در نظر گرفت:
الف) معناى عام جنسيت كه همان نيروى حيات و زندگى است. در اين معنا، تأكيد بر جنسيت به معناى خاص در نظريه او وجهى ندارد. همچنين دانشمندان همزمان او از جمله يونگ، اين معنا از جنسيت را از گفتار فرويد نفهميدهاند، بلكه يقين داشتهاند كه مراد فرويد از جنسيت، همان غريزه جنسى به معناى خاص است. از همين رو، اين افراد از او جدا شدند.
ب) جنسيت به معناى خاص؛ اين معنا از مجموعه سخنان فرويد به دست مىآيد. البته به باور ما، اين برداشت فرويد از انسان نادرست است؛ زيرا با تمام قوتى كه براى نيروى جنسى در وجود آدميان درك مىكنيم، آن را امرى در كنار ديگر قواى آدمى مىيابيم. براى مثال، پدرى را در نظر بگيريد كه به طور همزمان دست همسر و فرزندش را در دست دارد. اين فرد مىتواند به همسر خود، تنها غريزه جنسى و به فرزند خود، تنها احساس محبت داشته باشد؛ چنان كه در حالت ناهنجار، چه بسا موضوع برعكس شود.
به نظر مىرسد فرويد آنچه را كه تبيين روشنى براى آن در زندگى انسان نمىيافت، به صورتى به غريزههاى جنسى ربط مىداده است. او با چنين نگاهى، سرانجام دين و ديندارى را در زندگى آدميان به علاقهمندى پسران به تصاحب زنان پدر نسبت داد. نكته قابل توجه در اين زمينه آن است كه انسان در برخى اندامهايش لذتهايى را درك مىكند، ولى هر كدام از اين اندامها، لذت يكسانى را به وجود نمىآورند. براى مثال، چه بسا منظور از لمس كردن، نوازش كردن صورت فرزند، آرامسازى كودك گريان و يا لذت جنسى باشد؛ يعنى هر كدام از اين رفتارها، لذتى خاص را در پى دارد.
توهمِ مخاطرهآميز بودن آينده دينى
فرويد، با اين فرض كه دين از خطاهاى شناختى آدمى برخاسته است و توهمى بيش نيست، مىپنداشت كه دين در آينده نزديك، چونان پندارى از زندگى آدميان رخت برخواهد بست؛ در حالى كه دين اصيلترين برنامه در زندگى آدمى، و ديندارى، پايدارترين رفتار افراد انسانى است. از همين رو، دينباورانى مانند اسكار فيستر، انديشههاى فرويد را پندارهايى مىدانند كه با نگاهى كينهتوزانه به دين بيان شده است. گذشت زمان نيز همين واقعيت را نشان مىدهد. در قرن بيستم، يعنى درست صد سال پس از سخنان فرويد، بزرگترين انقلابها، نظامها و چالشها به نام دين برپا شدهاند.
جهان هستى با دقتى تصور ناشدنى براى افراد عادى، هدفمند است. خداوند، هدف خود را در قالب برنامهاى كاملاً علمى به نام دين، به بشر اعلام كرده است هرچند تاكنون بسيارى از اين قواعد علمى كشف نشدهاند.
هنوز آدميان با سرشت دينخواه و دينمدار خود از پى آن مىروند. بنابراين، نه تنها زندگى آدميان به تدريج از دين و ديندارى فاصله نمىگيرد، بلكه در گذر زمان با رشد فكرى آدميان به دقيقترين، كارآمدترين و مناسبترين دين از ميان اديان روى مىآورند؛ هرچند زمانى طولانى براى رسيدن به اين سپيدهدمان تاريخ و حيات طيبه لازم باشد. در قرآن مىخوانيم:
هُوَ الَّذِى أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (توبه: 33؛ صف: 9)؛ او خدايى است كه پيامبرش را به همراه هدايت و دين حق، در ميان مردم فرستاد و اين دين را بر تمام دينها پيروز خواهد گردانيد؛ هرچند مشركان مخالف و ناراضى باشند.
۳/مرداد/۹۰, ۱:۰۵
سلام.به نظرتون انصافا و شرافتا این فیلم ارزش اینهمه حرف زدن رو دربارش داره؟!به نظر من که این فیلم رو فقط واسه وقت پر کنی یا به قول خودشون٬تأمین برنامه ی شبکه ی ۳سیما٬ساختن!مثلا سازندش احساس میکنه برنامه ی انتقادی ساخته!تازگیام تو تلویزیون شبکه ی ۳ تو یکی از برنامه ها دروغکی داشت تعریفش میکرد و وانمود میکرد خیلیا دوسش دارن!اصلا معلوم نیست چی میخواد بگه!معلوم نیست داره روانشناسیو خوب جلوه میده یا بد!مامان من روانشناسه و از این فیلم متنفره!!!مثه اینکه خودم خیلی حرف زدم،پس جای بحث هنوزم داره.ادامه بدهید فرزندان من>>۳
۳/مرداد/۹۰, ۱:۱۰
سلام
لطفا به این متن که این زیر گذاشتم و از کامنت یکی از اعضا کپی پیست کردم بیشتر توجه کنید چون من قبلا یه جایی یه چیزایی شبیه این دیدم که میخوام براتون بگم
"یه نکته دیگه ای هم که بیشتر تو قسمت های اول وجود داشت این بود که نازنین وقتی عصبانی می شد یکی از چشماشو کاملا می بست همون چیزی که بهاره رهنما تو فیلم سن پطرزبورگ انجام می داد یه شباهت دیگه ای هم که با فیلم سن پطرزبورگ داره که باز مختص قسمت های اول بود اون اشتباهاتی بود که ناصر که از زندان آمده بود در تلفظ بعضی کلمات داشت مثل این که به جای سوسک می گفت سوکس یا به جای ریسک می گفت ریکس کلماتی که دقیقا تو اون فیلم هم گفته می شد و نشان دهنده شباهت های زیاد این دو می باشه".
یه روز یه جایی بودم یکی رو دیدم که داشت حرفای بامزه ای میزد قبل از اینکه حرفاشو براتون بگم اینو بگم که بنده دیگه هیچ رابطه ای با ایشون ندارم و اصلا ایشونو نمیبینم و کلا هرچی گفته به بنده هیچ ربطی نداره و هرکی هر انتقادی از حرفای ایشون داره میتونه با نشانی هایی که در طول متن از ایشون داده میشه ایشونو پیدا کنه و هر بلایی دوست داره سرش بیاره... و این رو هم اضافه کنم که این آقا رو زیاد جدی نگیرید چون این آقا اصولا حرف چرت زیاد میزنه و وجود مشکلات عدیده ی روحی و روانی در او به اثبات رسیده.
خوب بگذریم بذارید از اینجا شروع کنم که ایشون میگفت:
رفقا بیاین یکم تیز باشیم, بعد از شاهکاری به نام سن پطرزبورگ شما باید پیش پیش منتظر گل کاری های جدید آقایون باشید
به شما قول میدم که خبرای زیادی از این سریالِ شاهکارِ جدید خواهید شنید
میپرسید چرا؟
من بتون میگم چرا چون صاحب دو شاهکار بزرگ تو این سریال با هم feat کردن
شاهکار اول ابیات شکیل و تاریخ ساز 666 سه تا 6 داره هستش
و شاهکار دوم فقط همینو بگم در یک کلام "سن پطرزبورگ"
رفقا وقتی میگم تیز باشین یعنی اینکه وقتی یه چیزی مثل سن پطرزبورگ دیدین
برید دنبال اینکه بفهمین چه عواملی متحد شدن تا یه چنین کاری ساخته بشه یا اگه بخوام ساده تر بگم سرنخ رو بگیرین و دنبال کنید تا پی ببرید شعله از مزار چه کسی برمیخیزد
ایشون ادامه داد:
بعد از اینکه شناختینشون
حواستون بهشون باشه
یجورایی پیش خودتون براشون پرونده بسازید و فعالیتهاشون رو دنبال کنید
بعد گفت:
مثلا خود بنده از روز اول منتظر یه خبرایی از این سریال بودم
از طرف دیگه هم حواسم جمع بود که از عدالت خارج نشم و بیخودی برای خودم نمادتراشی نکنم
دلیل شک من به این سریال این بود که از همون اول حواسم به نقطه ی مشترک بین این سریال و فیلم سن پطرزبورگ_یکی دیگه گفت بخوانید نسخه ی داخلی رمز داوینچی_ بود
نقطه ی مشترکی که اتفاقا خیلی هم پررنگ بود
این آقا در ادامه یک سری آدرس داد و گفت:
یه سر به لینک زیر بزنید:
http://www.tebyan.net/literature_art/new...29643.html
اگر در مورد سن پطرزبورگ هم سوالی دارین من اینو پیشنهاد میکنم:
http://www.zohur12.ir/1390/01/16
البته بگما پیشنهاد این آقا اصلا به معنی تایید چیزایی که اونجا نوشته نیست و کلا هرچی نوشته که نوشته, به من چه که نوشته, من فقط گفتم بخونین
ایشون (همون آقای یکی) میگفت که آقای کارگردان این سریال توی فیلم "برخورد خیلی نزدیک" بازی میکنه و اونجا همین طوری الکی یِییهو وسط فیلم شروع میکنه به صحبت کردن از نظرات یه آقای روانشناس که هیچ ربطی به روال فیلمنامه هم نداره و به قول خودمون یکم گُل درشت کار میکنه
خوب تا اینجا رو توی حافظه ی کوتاه مدت عالی نگه دارین
بعد میگفت که صدای دکتر عباسی از این در اومده بود که توی این سریال عقاید فروید یهودی رو میخوان ترویج کنن و عکس فروید روی دیواره
بعدش ایشان فرمود:
خوب حالا یه مقایسه ی کوچولویی بین عقاید فروید و اون آقا روانشناسه _که توی حافظه ی کوتاه مدت شما به سر میبره_ بکنین بعد به هر نتیجه یی رسیدین به منم بگین
بعد گفت که برنامه ی هفت نویسنده ی این سریال و فیلم سن پطرزبورگ رو نشون داده در حالیکه پشت سرش تصاویر یه ساختمونای عجیب و غریبی به چشم میخورده مثلا یه چیزایی شبیه هرم نوک این ساختمونا بوده
در مورد خود سریال هم یه حرفای عجیب غریبی میزد:
در مورد قسمتی که روز تولد نازنین بود میگفت که اون تیک عصبی تک چشمی _ای که اول متن در موردش صحبت شده بود_ علنا تو ذوق میزد
او (آقای یکی) از بنده پرسید هدیه ی تولد نازنین خانوم که از طرف ناصر اعلام شد چی بود؟ 33 هزار و 333 تومن و 3 ريال ؟
یه چیزای دیگه یی هم میگفت مثلا الکی گیر داده بود که یه جورایی کادر بسته از یه قسمتی از ساختمون خونه ی دکتر افشار که شبیه یه دودکش یا هرچیز دیگه یی هست میگیرن که شبیه ابلیسک در میاد
میگفت خیلی عجیبه وسط فیلم یه کادر بسته ی بی دلیل اونم نه از کل ساختمون بلکه فقط از یه قسمت برج مانندش...
دیگه سرتونو درد نیارم اینکه بعد از اینکه ناصر خان اون اعداد کذایی رو ذکر فرمودن یه نمایی از دور و از یه زاویه ی خاص از ساختمون نشون دادن که وسطش یه جفت چراغ پایه دار خوشگل به شکل عدد یازده یا دو تا ستون بوده
البته این دوست ما اعتقاد داشت که حکایت نماد گرایی های این سریال حکایت لنگه کفش و بیابانه و آقایون دستشون به اندازه سن پطرزبورگ باز نبوده در نتیجه از حداقل امکانات موجود استفاده ی بهینه برده اند
البته یه حرفایی از شوخی های افتضاح در مورد روابطِ همجنسگرایانه بین آقایون هم میزد که میگفت این شوخی ها یکی دیگه از نقاط مشترک بین این سریال و فیلم سن پطرزبورگ هستش در مورد سن پطرزبورگ میگفت شوخی های توی زندان رو که دیگه هرکی دو دقه فیلم هالیوودی دیده باشه میفهمه میگفت این یانکی های خدا نشناس مثالی دارن (که البته از حقیقت هم دور نیست) این مثال میگه:
"میدونی تو زندان با پسرای جوون چیکار میکنن؟"
یارو (همون آقای یکی) میگفت این شوخی که ظاهرا نویسنده ی عزیز و مشترک فیلم سن پطرزبورگ و سریال ساختمان پزشکان علاقه ی خاصی بهش داره تو جریان بازداشت شدن دکتر افشار هم به طرز وقیحانه ای تکرار شد و وقتی به نیما افشار گفتن که شب باید تو بازداشتگاه بمونی ایشان هم مثل اون بازیگری که نقششو همون آقای نویسنده تو فیلم سن پطرزبورگ بازی میکرد رفت تو فکر و دید شب شده و خلافکارای توی بازداشتگاه همه با هم دارن میان سراغش و بعد از اون کلی ترسید از اینکه شب رو بازداشت بمونه...
این آقا همچنین میگفت که دلش نمیخواد از دیالوگ های کثیف اون سکانسی که آقای نویسنده تو فیلم سن پطرزبورگ میخواست ریشای آقای تنابنده رو اصلاح کنه حرف بزنه و میترسه اگه حرف بزنه دل و روده اش رو بالا بیاره فقط میخواست به همین بسنده کنه که خدا رو شکر که به علت محدودیت های صدا و سیما نسبت به سینما هنوز وضع در ساختمان پزشکان اینقدر مفتضح نشده
این آقا میگفت سن پطرزبورگ پر از شوخی های جنسی سیّاسانه بود سیّاسانه از این جهت که این شوخی ها اونقدر دو پهلو هستند که نشه بهشون گیر داد میگفت نمونه-ش رو هم میتونید توی صحنه ای ببینید که کاراکتری _که آقای نویسنده نقشش رو بازی میکنه_ داره با اون خانومه _که آخر فیلم مشخص میشه جاسوس روسه_ در مورد عمل جراهی زیبایی قسمت های مختلف بدن اون خانوم صحبت میکنه.
این آقا افزود که همونطور که میدونید تو فرهنگ کثیف و شیطانی هالیوود پرستار زن نماد یک زن بدکاره و هرزه است و غالبا توی فیلم های هالیوودی یه چنین نگاهی به خانومای پرستار رو میتونید مشاهده کنید ایشون میگفت که خیلی عجیبه که توی فیلم سن پطرزبورگ میبینیم که کاراکتری_که آقای نویسنده نقشش رو بازی میکنه_ توی یک صحنه با حالتی زننده با قصد مخ زنی با یه دختر جوون پرستار توی بیمارستان صحبت میکنه و عجیب تر از اون اینه که همین صحنه توی ساختمان پزشکان هم تکرار میشه توی همون قسمتی که بابای ناصر بستری میشه با این تفاوت که این آقای مخ زن اینجا ناصر خانِ.
در اینجا بود که بنده دیدم مثل اینکه این آقا دلش خیلی پُره و ولش کنی تا آخرین نفس میخواد بیخودی به اینو اون گیر بده و از لحظه لحظه ی این دوتا فیلم بدبخت چیزای ماسونی و بی ادبی استخراج کنه پس منم دلمو زدم به دریا و بهش گفتم آقا توروخدا...
یه آنتراکی بِرِیکی چیزی نمیدی؟ ولی اصلا اینگار نه اینگار گفت حالا اینو گوش بده توی اون صحنه ای که آقای نویسنده توی کافی شاپ نشسته بود....... و هِی ادامه داد و یه حرفای دیگه یی هم زد که من دیگه ادامه نمیدم تا همین جاها هم هرچی از اراجیف این آقای مبتلا به پارانویا خوندین خیلی بهش لطف کردین.
این بود شرح ماوقعِ دیدار ما با این آقا.
و در انتها سخنی کاملا جدی
ابتدا از جو متنی که مطالعه فرمودید خارج بشید و کاملا جدی بشید تا سخنمو بگم
کلا نیت بنده از گذاشتن این کامنت فقط و فقط این بود که بتونم ذهن شما رو تحریک کنم که با چشمی بازتر به این سریال نگاه کنین و خداوند رو شاهد میگیرم که قصد تهمت زدن به هیچکسی رو ندارم و به نظر من برای اینکه در مورد مسائلی از این قبیل بحث بشه راهی نیست, جز اینکه بعضی جاها در مورد بعضی از افراد صحبت کنیم. در کل فکر میکنم که اگر نیت, جلوگیری از مفسده باشه خدا هم اجازه میده که یکم آدمای دیگه رو نقد کنیم من هم برای اینکه حق کسی ضایع نشه سعی کردم فقط بگم, و فکر کردن و قضاوت رو بر عهده ی خود خواننده ی عزیز بذارم
اصلا خدا رو چه دیدین شاید همه ی این حرفا از روی سوء تفاهم باشه و ما اشتباه کنیم...
اللهُ اعلم.
لطفا به این متن که این زیر گذاشتم و از کامنت یکی از اعضا کپی پیست کردم بیشتر توجه کنید چون من قبلا یه جایی یه چیزایی شبیه این دیدم که میخوام براتون بگم
"یه نکته دیگه ای هم که بیشتر تو قسمت های اول وجود داشت این بود که نازنین وقتی عصبانی می شد یکی از چشماشو کاملا می بست همون چیزی که بهاره رهنما تو فیلم سن پطرزبورگ انجام می داد یه شباهت دیگه ای هم که با فیلم سن پطرزبورگ داره که باز مختص قسمت های اول بود اون اشتباهاتی بود که ناصر که از زندان آمده بود در تلفظ بعضی کلمات داشت مثل این که به جای سوسک می گفت سوکس یا به جای ریسک می گفت ریکس کلماتی که دقیقا تو اون فیلم هم گفته می شد و نشان دهنده شباهت های زیاد این دو می باشه".
یه روز یه جایی بودم یکی رو دیدم که داشت حرفای بامزه ای میزد قبل از اینکه حرفاشو براتون بگم اینو بگم که بنده دیگه هیچ رابطه ای با ایشون ندارم و اصلا ایشونو نمیبینم و کلا هرچی گفته به بنده هیچ ربطی نداره و هرکی هر انتقادی از حرفای ایشون داره میتونه با نشانی هایی که در طول متن از ایشون داده میشه ایشونو پیدا کنه و هر بلایی دوست داره سرش بیاره... و این رو هم اضافه کنم که این آقا رو زیاد جدی نگیرید چون این آقا اصولا حرف چرت زیاد میزنه و وجود مشکلات عدیده ی روحی و روانی در او به اثبات رسیده.
خوب بگذریم بذارید از اینجا شروع کنم که ایشون میگفت:
رفقا بیاین یکم تیز باشیم, بعد از شاهکاری به نام سن پطرزبورگ شما باید پیش پیش منتظر گل کاری های جدید آقایون باشید
به شما قول میدم که خبرای زیادی از این سریالِ شاهکارِ جدید خواهید شنید
میپرسید چرا؟
من بتون میگم چرا چون صاحب دو شاهکار بزرگ تو این سریال با هم feat کردن
شاهکار اول ابیات شکیل و تاریخ ساز 666 سه تا 6 داره هستش
و شاهکار دوم فقط همینو بگم در یک کلام "سن پطرزبورگ"
رفقا وقتی میگم تیز باشین یعنی اینکه وقتی یه چیزی مثل سن پطرزبورگ دیدین
برید دنبال اینکه بفهمین چه عواملی متحد شدن تا یه چنین کاری ساخته بشه یا اگه بخوام ساده تر بگم سرنخ رو بگیرین و دنبال کنید تا پی ببرید شعله از مزار چه کسی برمیخیزد
ایشون ادامه داد:
بعد از اینکه شناختینشون
حواستون بهشون باشه
یجورایی پیش خودتون براشون پرونده بسازید و فعالیتهاشون رو دنبال کنید
بعد گفت:
مثلا خود بنده از روز اول منتظر یه خبرایی از این سریال بودم
از طرف دیگه هم حواسم جمع بود که از عدالت خارج نشم و بیخودی برای خودم نمادتراشی نکنم
دلیل شک من به این سریال این بود که از همون اول حواسم به نقطه ی مشترک بین این سریال و فیلم سن پطرزبورگ_یکی دیگه گفت بخوانید نسخه ی داخلی رمز داوینچی_ بود
نقطه ی مشترکی که اتفاقا خیلی هم پررنگ بود
این آقا در ادامه یک سری آدرس داد و گفت:
یه سر به لینک زیر بزنید:
http://www.tebyan.net/literature_art/new...29643.html
اگر در مورد سن پطرزبورگ هم سوالی دارین من اینو پیشنهاد میکنم:
http://www.zohur12.ir/1390/01/16
البته بگما پیشنهاد این آقا اصلا به معنی تایید چیزایی که اونجا نوشته نیست و کلا هرچی نوشته که نوشته, به من چه که نوشته, من فقط گفتم بخونین
ایشون (همون آقای یکی) میگفت که آقای کارگردان این سریال توی فیلم "برخورد خیلی نزدیک" بازی میکنه و اونجا همین طوری الکی یِییهو وسط فیلم شروع میکنه به صحبت کردن از نظرات یه آقای روانشناس که هیچ ربطی به روال فیلمنامه هم نداره و به قول خودمون یکم گُل درشت کار میکنه
خوب تا اینجا رو توی حافظه ی کوتاه مدت عالی نگه دارین
بعد میگفت که صدای دکتر عباسی از این در اومده بود که توی این سریال عقاید فروید یهودی رو میخوان ترویج کنن و عکس فروید روی دیواره
بعدش ایشان فرمود:
خوب حالا یه مقایسه ی کوچولویی بین عقاید فروید و اون آقا روانشناسه _که توی حافظه ی کوتاه مدت شما به سر میبره_ بکنین بعد به هر نتیجه یی رسیدین به منم بگین
بعد گفت که برنامه ی هفت نویسنده ی این سریال و فیلم سن پطرزبورگ رو نشون داده در حالیکه پشت سرش تصاویر یه ساختمونای عجیب و غریبی به چشم میخورده مثلا یه چیزایی شبیه هرم نوک این ساختمونا بوده
در مورد خود سریال هم یه حرفای عجیب غریبی میزد:
در مورد قسمتی که روز تولد نازنین بود میگفت که اون تیک عصبی تک چشمی _ای که اول متن در موردش صحبت شده بود_ علنا تو ذوق میزد
او (آقای یکی) از بنده پرسید هدیه ی تولد نازنین خانوم که از طرف ناصر اعلام شد چی بود؟ 33 هزار و 333 تومن و 3 ريال ؟
یه چیزای دیگه یی هم میگفت مثلا الکی گیر داده بود که یه جورایی کادر بسته از یه قسمتی از ساختمون خونه ی دکتر افشار که شبیه یه دودکش یا هرچیز دیگه یی هست میگیرن که شبیه ابلیسک در میاد
میگفت خیلی عجیبه وسط فیلم یه کادر بسته ی بی دلیل اونم نه از کل ساختمون بلکه فقط از یه قسمت برج مانندش...
دیگه سرتونو درد نیارم اینکه بعد از اینکه ناصر خان اون اعداد کذایی رو ذکر فرمودن یه نمایی از دور و از یه زاویه ی خاص از ساختمون نشون دادن که وسطش یه جفت چراغ پایه دار خوشگل به شکل عدد یازده یا دو تا ستون بوده
البته این دوست ما اعتقاد داشت که حکایت نماد گرایی های این سریال حکایت لنگه کفش و بیابانه و آقایون دستشون به اندازه سن پطرزبورگ باز نبوده در نتیجه از حداقل امکانات موجود استفاده ی بهینه برده اند
البته یه حرفایی از شوخی های افتضاح در مورد روابطِ همجنسگرایانه بین آقایون هم میزد که میگفت این شوخی ها یکی دیگه از نقاط مشترک بین این سریال و فیلم سن پطرزبورگ هستش در مورد سن پطرزبورگ میگفت شوخی های توی زندان رو که دیگه هرکی دو دقه فیلم هالیوودی دیده باشه میفهمه میگفت این یانکی های خدا نشناس مثالی دارن (که البته از حقیقت هم دور نیست) این مثال میگه:
"میدونی تو زندان با پسرای جوون چیکار میکنن؟"
یارو (همون آقای یکی) میگفت این شوخی که ظاهرا نویسنده ی عزیز و مشترک فیلم سن پطرزبورگ و سریال ساختمان پزشکان علاقه ی خاصی بهش داره تو جریان بازداشت شدن دکتر افشار هم به طرز وقیحانه ای تکرار شد و وقتی به نیما افشار گفتن که شب باید تو بازداشتگاه بمونی ایشان هم مثل اون بازیگری که نقششو همون آقای نویسنده تو فیلم سن پطرزبورگ بازی میکرد رفت تو فکر و دید شب شده و خلافکارای توی بازداشتگاه همه با هم دارن میان سراغش و بعد از اون کلی ترسید از اینکه شب رو بازداشت بمونه...
این آقا همچنین میگفت که دلش نمیخواد از دیالوگ های کثیف اون سکانسی که آقای نویسنده تو فیلم سن پطرزبورگ میخواست ریشای آقای تنابنده رو اصلاح کنه حرف بزنه و میترسه اگه حرف بزنه دل و روده اش رو بالا بیاره فقط میخواست به همین بسنده کنه که خدا رو شکر که به علت محدودیت های صدا و سیما نسبت به سینما هنوز وضع در ساختمان پزشکان اینقدر مفتضح نشده
این آقا میگفت سن پطرزبورگ پر از شوخی های جنسی سیّاسانه بود سیّاسانه از این جهت که این شوخی ها اونقدر دو پهلو هستند که نشه بهشون گیر داد میگفت نمونه-ش رو هم میتونید توی صحنه ای ببینید که کاراکتری _که آقای نویسنده نقشش رو بازی میکنه_ داره با اون خانومه _که آخر فیلم مشخص میشه جاسوس روسه_ در مورد عمل جراهی زیبایی قسمت های مختلف بدن اون خانوم صحبت میکنه.
این آقا افزود که همونطور که میدونید تو فرهنگ کثیف و شیطانی هالیوود پرستار زن نماد یک زن بدکاره و هرزه است و غالبا توی فیلم های هالیوودی یه چنین نگاهی به خانومای پرستار رو میتونید مشاهده کنید ایشون میگفت که خیلی عجیبه که توی فیلم سن پطرزبورگ میبینیم که کاراکتری_که آقای نویسنده نقشش رو بازی میکنه_ توی یک صحنه با حالتی زننده با قصد مخ زنی با یه دختر جوون پرستار توی بیمارستان صحبت میکنه و عجیب تر از اون اینه که همین صحنه توی ساختمان پزشکان هم تکرار میشه توی همون قسمتی که بابای ناصر بستری میشه با این تفاوت که این آقای مخ زن اینجا ناصر خانِ.
در اینجا بود که بنده دیدم مثل اینکه این آقا دلش خیلی پُره و ولش کنی تا آخرین نفس میخواد بیخودی به اینو اون گیر بده و از لحظه لحظه ی این دوتا فیلم بدبخت چیزای ماسونی و بی ادبی استخراج کنه پس منم دلمو زدم به دریا و بهش گفتم آقا توروخدا...
یه آنتراکی بِرِیکی چیزی نمیدی؟ ولی اصلا اینگار نه اینگار گفت حالا اینو گوش بده توی اون صحنه ای که آقای نویسنده توی کافی شاپ نشسته بود....... و هِی ادامه داد و یه حرفای دیگه یی هم زد که من دیگه ادامه نمیدم تا همین جاها هم هرچی از اراجیف این آقای مبتلا به پارانویا خوندین خیلی بهش لطف کردین.
این بود شرح ماوقعِ دیدار ما با این آقا.
و در انتها سخنی کاملا جدی
ابتدا از جو متنی که مطالعه فرمودید خارج بشید و کاملا جدی بشید تا سخنمو بگم
کلا نیت بنده از گذاشتن این کامنت فقط و فقط این بود که بتونم ذهن شما رو تحریک کنم که با چشمی بازتر به این سریال نگاه کنین و خداوند رو شاهد میگیرم که قصد تهمت زدن به هیچکسی رو ندارم و به نظر من برای اینکه در مورد مسائلی از این قبیل بحث بشه راهی نیست, جز اینکه بعضی جاها در مورد بعضی از افراد صحبت کنیم. در کل فکر میکنم که اگر نیت, جلوگیری از مفسده باشه خدا هم اجازه میده که یکم آدمای دیگه رو نقد کنیم من هم برای اینکه حق کسی ضایع نشه سعی کردم فقط بگم, و فکر کردن و قضاوت رو بر عهده ی خود خواننده ی عزیز بذارم
اصلا خدا رو چه دیدین شاید همه ی این حرفا از روی سوء تفاهم باشه و ما اشتباه کنیم...
اللهُ اعلم.