تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: سفر در زمان واقعیت یا خیال ؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
سلام
بحث جالبه تقریبا همه پستهارو خوندم بماند که چیزی نفهمیدیمBig Grin
اما درمورد نظریه نسبیت شاید این جمله انیشتین کمک کنه
"دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید،به نظرتان یک ساعت خواهد امد.یک ساعت در کنار یک دختر زیبا بنشینید،به نظرتان یک دقیقه خواهد امد.این یعنی نسبیت
(۸/دی/۹۰ ۰:۴۸)hamed313 نوشته است: [ -> ]"دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید،به نظرتان یک ساعت خواهد امد.یک ساعت در کنار یک دختر زیبا بنشینید،به نظرتان یک دقیقه خواهد امد.این یعنی نسبیت
اول این که اگه در جایی شک داشتید یا متوجه نشدید بنده در خدمتم Heart

این جمله ای که شما نشتید فکر نکنم نسبیت باشه این یک حسی که ه ادم دست می ده و تلقینی که خود شخصی داره مثل اینهکه شب عروسی زود می گذره اما شب عزا نه ؟؟؟
دوست عزیز این جمله مال خود انیشتین برای تقریب به ذهن.من خودم یه مدتی رفته بودن تو بحر فیزیک البته نه بحث های ریاضی و ...بیشتر تئوریهاش چون به بحث چگونگی وجود جهان و اختر شناسی و نجوم...ربط داشت .الانم فقط یه دانشمند میخونیم همین.>ریاضیاتم ضعیفه<
یه نکته اینکه علوم تجربی یکی از راهای شناخته بعضیها راهای شناخت محدود به علوم تجربی میکنن.بعدشم بحث علمی میشه نه اینکه دین>اسلام< خفه است. شما حالا برید ببینید سر رابطه علم و دین چه کتابها چه بحثها...
اما چیزی که از بحث فهمیدم اینکه زمان یه چیز قرادادیه و فقط برای جهان ماده است.اینو خودتونهم میتونید بفهمید.منظورم خود تغییر پذیر >جسم<خود تغییر ناپذیر>روح< یعنی خودی که در درون خود دارید و زمان براش تاثیر نداره.یکم سخته نه.
(۸/دی/۹۰ ۱:۱۸)Gryffen نوشته است: [ -> ]
(۸/دی/۹۰ ۰:۴۸)hamed313 نوشته است: [ -> ]"دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید،به نظرتان یک ساعت خواهد امد.یک ساعت در کنار یک دختر زیبا بنشینید،به نظرتان یک دقیقه خواهد امد.این یعنی نسبیت
اول این که اگه در جایی شک داشتید یا متوجه نشدید بنده در خدمتم Heart

این جمله ای که شما نشتید فکر نکنم نسبیت باشه این یک حسی که ه ادم دست می ده و تلقینی که خود شخصی داره مثل اینهکه شب عروسی زود می گذره اما شب عزا نه ؟؟؟

بله
آقا حامد اونی که شما میگی احساس گذر زمان هست
نسبیت یعنی این:
(مهم هاش رو پررنگ کردم)
نقل قول:به نقل از http://star7altair.parsiblog.com/:

آلبرت اینشتین(فوت 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ" Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی (فوت1371ش) ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند.
یکی از این حدیث‌ها حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل می‌کند که: «هنگام برخاستن از زمین، لباس یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می‌خورد و آن ظرف واژگون می‌شود. اما پس از اینکه پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از معراج جسمانی باز می‌گردند مشاهده می‌کنند که پس از گذشت این همه زمان، هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است».
اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه «نسبیت زمان» دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می‌نویسد. اینشتین همچنین در این رساله «معاد جسمانی» را از راه فیزیکی اثبات می‌کند. او فرمول ریاضی معاد جسمانی را عکس فرمول معروف «نسبیت ماده و انرژی» می‌داند: E = M.C^2>> M = E :C^2
یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره می‌تواند عینا تبدیل به ماده و زنده شود. انیشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و به لفظ «بروجردی بزرگ» یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ «حسابی عزیز» یاد کرده است. اصل نسخه این رساله اکنون به لحاظ مسایل امنیتی به صندوق امانات سری لندن(بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی) سپرده شده و نگهداری می‌شود.
این رساله را پروفسورابراهیم مهدوی (مقیم لندن) ، با کمک یکی از اعضاء شرکت اتومبیل‌سازی بنز و به بهای 3 میلیون دلار از یک عتیقه‌فروش یهودی خریداری کرد.
دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط‌ شناسی رایانه‌ای چک شده و تأیید گردیده است.
منبع خبر: شیعه نیوز

واقعا جای کف کردن داره
بنازم به این دینAngel
منتها یه چیز دیگه هست که با توجه به اون رسیدن به سرعت نور با بدن غیر ممکن میشه
یعنی اگه ماشینی هم ساخته شه که به سرعت نور برسه و بتونه در زمان سفر کنه، اصلا به درد انسان نمیخوره
دانشمندان وقتی هواپیمایی که سرعت صوت رو میشکنه، ساختن با یه مشکل مواجه شدن! اون مشکل اینه که وقتی هواپیما میخواد سرعت صوت رو بشکنه، خلبان نمیتونه جلوی خودش رو ببینه، یعنی در اون لحظه کور میشه
علتش هم اینه که چون سرعت خیلی زیاده خون به ته مغر میره و خونی به چشم نمیرسه. (قاعدتا اگر هم ادامه پیدا کنه خون باید تو مغز لخته شه و باعث سکته مغزی!)
مثل زمانی که شما یه لیوان آب رو با سرعت دور خودت بچرخونی، میبینی که آب ته لیوان جمع میشه، خون توی مغز هم همین جوریه
پس وقتی تو سرعت صوت آدم کم میاره، چه جوری به سرعت نور برسه؟

پس 100% هرچی درباره سفر در زمان هست، فقط و فقط با روح انجام میشه
اصلا شاید مظور انیشتین از انرژی همون روح باشه، مثل خواب چون وقتی شما میخوابی مثل همون تبدیل شدن به انرژی میتونی به آینده یا گذشته سفر کنی (رویای صادقه) البته کنترل این حالت کار هر کسی نیست ولی غیر ممکن هم نیست. و بعد که از خواب بیدار میشی از انرژی به جسم تبدیل شدی و زنده هم هستی

شرمنده اگه طولانی شد
یا حق
(۸/دی/۹۰ ۱۲:۲۱)hamed313 نوشته است: [ -> ]دوست عزیز این جمله مال خود انیشتین برای تقریب به ذهن.من خودم یه مدتی رفته بودن تو بحر فیزیک البته نه بحث های ریاضی و ...بیشتر تئوری هاش چون به بحث چگونگی وجود جهان و اختر شناسی و نجوم...ربط داشت .
البته حرف شما درست اما این رو انیشتین برای درک بهتر زمان گفته و به نظرم در واقعیت زیاد پیروی نکنه Blush

(۸/دی/۹۰ ۱۲:۲۱)hamed313 نوشته است: [ -> ]الانم فقط یه دانشمند میخونیم همین.
منظورتون ماه نامه ی دانشمنده ؟؟
اگه همین طور اولین کسی هستید که می بینم دارید این مجله رو می خونید
من از سال 85 به طور مدام مجله رو خریدم و می خونمش البته چند تا از مجلات قبل از 85 رو هم دارم Heart

(۸/دی/۹۰ ۱۲:۲۱)hamed313 نوشته است: [ -> ]شما حالا برید ببینید سر رابطه علم و دین چه کتابها چه بحثها...
بنده در زمینه علم و دین چندین کتاب خوندم و خوشحال می شم باهم تبادل کتاب داشته باشیم

(۸/دی/۹۰ ۱۲:۲۱)hamed313 نوشته است: [ -> ]اما چیزی که از بحث فهمیدم اینکه زمان یه چیز قرادادیه و فقط برای جهان ماده است.اینو خودتونهم میتونید بفهمید.منظورم خود تغییر پذیر >جسم<خود تغییر ناپذیر>روح< یعنی خودی که در درون خود دارید و زمان براش تاثیر نداره.یکم سخته نه.
با این نظرتون که زمین یک چیزه قرار دادی مخالفم شما دارید زمان رو از دید کوانتومی به این معقوله نگاه می کنید و از دید نسبیتی خیر ؟؟؟
پیرامون بقیه جملتون چیزی نفهمیدم Blush

در ادامه ی بحث باید بگم که دیشب یکی از دوستان یه PM به بنده دادند با این مضمون :

(۸/دی/۹۰ ۱۲:۲۱) نوشته است: [ -> ]سرعت الکترمغناطیس (همون برق خودمون) اندازه سرعت نور هست
اگر اگر اگر (خیلی تخیلی دارم حرف میزنما نخندی بهم) مخلوطی از فیلم Tron و inception دستگاهی احتراع بشه که بری به خواب مثلinception و بعد مثل Tron به الکترومغناطیس تبدیل شی دقیقا کار همون ماشین زمان رو انجام میده
اول این که حرفتون اصلا خنده دار نبود ؟؟
دوم این که اگه کل دانشمندان مثل شما این قدر خجالتی بودند برای مطرح کردن سوالاتشون باید در علم رو تخته می کردن
سوم دوست گرامی هر سوالی دارید با تمام قاطعیت بپرسید چون ما یاد گریفتیم به عقاید هم احترام بزاریم و اگه کسی به حرف های شکا تمسخر کرد شان پایین علمیش رو می رسونه

اما در مورد نظرتون
راستش من فیلم هایی رو که گفتید ندیدم Blush اما ...
این که ما بریم خواب بر می گرده به علم پزشکی و فکر کنم از راه منجمد کردن بتونیم انسان رو سالم نگه داریم فکر کنم در این رابطه شارون رئیس اسرائیل رو بعد از سکته با هاش این کار رو کردن یعنی اون رو فریز کردن تا بدنش تحلیل نره چون علایم حیاتی داره از طرفی این کار رو باید به گونه ای انجام بدی که دقت داشته باشی سلول های بدنت نمی رن و ... ؟؟؟
در مورد این که انسان اندازه ی الکترو مغناطیس تبدیل بشی یه کار فکر کنم خیر ممکن باشه چون نور و امواج الکتورمغناطیس از خاصیت دوگانگی ذره - موج پیروی می کنند حالا شما می خوای موج بشی یا ذره ؟؟؟
از طرفی اگر انسان به اندازه ی یک فروتن بشه یا کمتر از اون به دلیل فرو رفتن در خود و غلبه بر گرانش باعث می شه که انسان به یک سیاه چاله تبدیل بشه ؟؟؟

اگه سوالی بود در خدمتیم ؟؟؟ Blush
حالا سوالت رو تو PM به من بگو تا ببینم چی می شه Big GrinHeart

(۸/دی/۹۰ ۱۲:۲۱)Detector نوشته است: [ -> ]پس 100% هرچی درباره سفر در زمان هست، فقط و فقط با روح انجام میشه
می شه گفت حرف شما درسته
دقت کنید یه ماهی تنگ اب به چند جهت اصلی می تونه حرکت کنه : جلو ( طول ) - بقل ( عرض) - بالا ( ارتفاع ) حالا این ماهی خیال می کنه دنیایی به غیر از تنگ وجود نداره اما شما ماهی رو از تنگ بیارش بیرون در واقع شما از یه بعد دیگه ماهی رو بیرون اوردی حالا به نظرت ماهی به تنگ بر گرده به دوستاش چی می گه ؟؟ می گه من از یه بعد دیگه رفتم بیرون و در یک جهان دیگه بودم ؟؟؟؟؟؟؟
نظر من در (تکمیل) مبحث بالایی!:
پارادوکس دوقلو ها می گه که سفر در زمان ممکنه، اما اگه می خوایم یه سفر طولانی داشته باشیم -قبل از این که عمرمون تموم شه- سرعت خیلی بالایی می خوایم. داشتن سرعت زیاد هیچ مشکلی نیست، اگه بتونیم بهش برسیم. اگه بخوایم به سرعت نور برسیم باید به سفینمون انرژی جنبشی بی نهایت بدیم یا کار بی نهایت روش انجام بدیم. مسلما رسیدن به هر سرعت نزدیک به نور از حالت سکون هم انرژی زیادی می طلبه!
یه بار شبکه ی چهار یه مستند نشون میداد که خیلی خیلی خیلی خیلی جالب انگیزناک بود! توش از دروازه ی زمان و اینجور چیزا میگفت...مثلا وقتی یه سیاه چاله ایجاد میشه سیاره توش کشیده میشه و عین حرکت "گلوله" داخل "توپ یا اسلحه" رفته رفته باید سرعتش زیاد بشه تا از دیواره جدا نشه و سقوط نکنه F=m.v.v/r .اما نهایتا به جایی میرسه که سرعتش باید از سرعت نور بیشتر باشه.چون نمیتونه سرعتش بیشتر از سرعت نور باشه،داخل سیاه چاله میفته.داخل سیاه چاله ها معلوم نیست چیه و به قولی از عدم به وجود اومدن(انفجار سیارات)..حالا این جالب بود گفتم بگم و یکم به بحث مربوط میشه... اونجا از دروازه های زمان هم گفت.راستش یادم نمیاد چی گفت! اما هر چی باشه سفر در زمان و اینجور چیزا افسانه نیستند! جالبه..(اگه اشتباه گفته باشم تقصیر من نیست.تقصیر زمانه!)
(۸/دی/۹۰ ۱۵:۴۲)G.F.B نوشته است: [ -> ]وقتی یه سیاه چاله ایجاد میشه سیاره توش کشیده میشه و عین حرکت "گلوله" داخل "توپ یا اسلحه" رفته رفته باید سرعتش زیاد بشه تا از دیواره جدا نشه و سقوط نکنه F=m.v.v/r .اما نهایتا به جایی میرسه که سرعتش باید از سرعت نور بیشتر باشه.
منظورت رو کلا نفهمیدم Blush
این که هیچ جیز حتی نور از گرانش سیاه چاله نمی تونه فرار کنه که خوب بحثش جداست اما اون فرمولی رو که نشتی متوجه نمی شم واسه ی نوشتی ؟؟
فرمولی که نوشتی واسه نیروی گریزه که یک جسم در حال حرکت دایره ای یه نیروی اون رو به بیرون می کشه در واقع شاید منظورت این وبد که اگه یه جسم در مدرا سیاه چاله قرار بگیره یه نیروی گرانش سیاه چاله اون رو به داخل بکشه و یه نیروی دیگه که همون نیروی گریز باشه اون رو به بیرون پرتاب می کشه اما چون نیروی گرانش بیشتر از نیروی گریز است در نتیجه جسم به درون سیاه چاله کشیده می شه
پیرامون سیاه چاله حرف و حدیث ها زیاده که اگه دوستان مایل باشن یه بحثی در موردش بکنیم Heart
سلام دوستان!
سفر زمانی واقعیت داره و اتفاق افتاده ...
اون هم از نظر جسمانی...
توی قرآن هم دو بار در دو داستان مطرح شده.
اولی داستان حضرت عزیره که داستانش توی سوره بقره ذکر شده (البته اگه اشتباه نکنم.)
داستان با زبان عامیانه اینجوریه:
این پیغمبر خدا با خرش داشته از یه روستایی عبور می کرده که فکر میکنه مگه میشه خدا آدم ها رو روز قیامت دوباره زنده کنه.
خدا هم همونجوری در همون حال جونش رو میگیره و صد سال بعد دوباره زنده اش میکنه. (داستانی است در نوع خودش واقعاً باحال و بامزه...)
شاید در نظر اول این داستان مسأله اعتقادی پیامبر و قدرت خدا در زنده کردن مردگان رو نشون بده، اما در واقع عزیر و خرش 100 سال سفر زمانی کردند و به آینده رفتند.
یکی دیگر هم داستان اصحاب کهفه...
اون ها هم به خوابی عمیق میرن که بعد از 300 سال عربی و 309 سال عبری بیدار میشن.
این هم یه جور سفر زمانیه...
اما در مورد سفر به گذشته من به موردی در قرآن و اسلام برنخوردم.
یا اگه خوردم، متوجه نشدم...
اما در مورد عالم جنیان بحث هایی شده بود که میخوام چند تا موضوع را براتون واضح مطرح کنم.
انسان موجودی است که در ظرف زمان و مکان میگنجه.
یعنی نه می تواند 100 کیلومتر رو توی یه چشم به هم زدن طی کنه، و نه 100 سال رو. (دقت کنید که با خواست خدای متعال و بنده های خوب بودن احتمالاً این موضوع برای انسان حل میشود. اما از نظر خلقت جسمی انسان چنین خاصیتی رو نداره که باز تأکید میکنم، اگه خدا بخواد مثل حضرت عزیر یا اصهاب کهف یا معراج پیغمبر خودمون اتفاق خواهد افتاد.)
اما جن ها از نظر خلقت، فقط ظرف زمان دارند. یعنی در هر ثانیه می توانند در هرمکانی که میخواهند باشند. اما سفر به گذشته و آینده محاله...
قبلاً ها می تونستن برن و توی آسمون هفتم گوش وایستند و حرف فرشتگان رو درباره گذشته و آینده گوش بدن و بیان به انسان ها بگن و شاباش بگیرن براش...
اما بعد از میلاد پیغمبر ما حضرت ختمی مرتبت، دیگه این کار هم نمی تونن بکنن و هرچی در مورد آینده بگن، بلوفه...
ممکنه بشه و ممکنه نشه...

امیدوارم تونسته باشم جوابتون رو بدم.
موفق و پیروز باشین.
نقل قول:اولی داستان حضرت عزیره که داستانش توی سوره بقره ذکر شده (البته اگه اشتباه نکنم.)

این سفر در زمان نیست
بلکه مرگ و زنده شدن است !

داستان اصحاب کهف هم همین میمیرند بدون اینکه به اذن خدا جسمشون خراب بشه و باز برمیگردند

مثل اینکه درست نخوندید
زمان تابع حرکت مکانیست . یعنی به حرکت مکانی زمان گفته میشه . پس نمیشه در زمان که وجود نداره به عبارتی حرکت کرد !

در مورد طی العرض هم حرکت سریع هست

موفق باشید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13
آدرس های مرجع