با عرض سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان و تشکر فراوان از اقا وحید که هچین بحث باحالی رو شروع کردن
الان یه نیم ساعت چهل و چنج دقیقه ای هست که من دارم این 6 صفحه رو میخونم به خاطر همین، هم چشم درد گرفته هم مغزم!!!
دوستان من چند تا مورد رو میگم که همه نظر شخصیم هست و احتمال 99% غلط! ولی همون 1% هم ارزش این رو دارن تا یه کمی دربارشون فکر کنیم!
اول این رو بگم:
تا این جا ندیدم کسی به این موضوع اشاره ای کنه که اگه سفر در زمان وجود نداره پس چه طوری بعضی ها آینده رو پیش بینی میکنن؟
جوابی که من خودم به این موضوع میدم اینه:
اول اگه برگردیم به زمان های خیلی دور یکسری افراد از طریق اجنه میفهمیدن در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد! که بعد خدا راه اجنه رو بست و دیگه نمیتونستن از آینده با خبر بشن(اگه درست گفته باشم)
بعضی ها هم تو خواب یه اتفاقی دیدن که درست به همون شکل اتفاق افتاده؛ به نظر من این 99% موارد به خواست خدا بوده
البته سرعت سپری شدن زمان برای اجسامی که اندازه مختلفی دارن فرق میکنه ولی فرقش اونقدری نیست که به درد ما بخوره
بحثی که من میخوام مطرح کنم اینه: 100% شما با جسمت نمیتونی به سرعت نور برسی تا در زمان سفر کنی (اصلا اگه به این سرعت برسی منفجر میشی - خودتون بهتر میدونین

-) اما روح چه طور؟
من شنیدم امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با سرعت نور حرکت میکنه و در عین حال در همه جا هست ولی فکر نمیکنم این به معنی این باشه که اما زمان با جسمش به خود سرعت نور رسیده باشه، حتما این بُعد زمان برای اما زمان کنارگذاشته شده یعنی کار خدا بوده پس هیچ حرفی نمیشه براش گفت
اما اون سفر در زمانی که توسط ما هم بشه:
برون فکنی رو شنیدین؟
فقط میتونم خلاصه بگم که برون فکنی یعنی جداشدن روح از بدن و سفر در هر جایی که میخوای در حالت بین خواب و بیداری (با یه سرچ میتونین مفصل دربارش بخونین). این رو هم بگم که این برونفکنی روش های مختلفی داره و اصلا شیطانی نیست
حتی در برخی روش ها شما باید اول غسل کنی بعد سوره ای از قرآن بخونی و بعد از خدا بخوای که بری
دیروز توی یکی از این کتاب های درسیمون دیدم و واقعا کف کردم، سهراب سپهری هم این برونفکنی رو بلد بوده و در "اتاق آبی" فقط در حد چند خط دراین باره خیلی قشنگ توضیح داده!!!
یعنی شما میتونی با روحت مثلا بری یه سفر مشهد یه ضیارت کنی و برگردی (که بعضی از علما از این روش استفاده میکردن)
خب این نمیشه سفر در زمان؟
شما بدون این که زمانی طی کنی رفتی به یک مکان و کاری رو انجام دادی
دقیقا مثل خواب میمونه ولی کنترلش کامل دست خودته (خیلی هم سخته و نیازمند تمرین بسیار!)
مگه خواب برادر مرگ نیست؟
این برونفکنی هم کم به خواب شباهت نداره
پس...
نظرتون رو درباره جدا شدن روح بگید
حالا حرف بعدی من چیزی مربوط به سفر به گذشته است
اصلا نمیگم سفر به گذشته وجود داره یا نه ولی بود و نبودش فرقی نمیکنه
یعنی اگه کسی بتونه به گذشته برگرده و سرنوشتی رو عوض کنه هیچ فرقی به حال ما نمیکنه! چون اون سرنوشت قبلا اتفاق افتاده
بذارین این جوری بگم
قسمت سوم هری پاتر(زندانی آزکابان) اون جایی که هری و هرماینی از طریق اون گردنبند به عقب برمیگردن
وقتی میرن به عقب برمیگردن کارهایی میکنن که قبلا روشون انجام شده ، باید اون یه تیکه رو دیده باشین
یعنی اگه در آینده کسی به زمان شما برگرده و کاری کنه که تاثیرش رو شما هم باشه شما قبلا اون تاثیر رو گرفتین! یعنی باید اون بازگشت انجام میشده و اون تاثیر رخ میداده!
این هم توی پراتنز بگم که اصلا هری پاتر رو نسبت به این قضیه تایید نمیکنم فقط دارم تاثیر سفر به گذشته رو میگم که بود و نبودش فرقی به حال ما نمیکنه
سرتون رو درد آوردم
حرف آخر
این که بدونی زمان چیه، چه فرقی داره؟
شما برای فهمیدن زمان کلی زمان باید صرفش کنی تا بفهمی چیه، خب حالا فرض کن فهمیدی چه فرقی میکنه؟
به نظر من اون وقتی که میخوای برای شناختن وقت صرف کنی بذار و صرف یه کار دیگه کن و "از وقتت استفاده کن"
فقط کافیه این دعا رو داشته باشی و از خدا بخوای که" خدایا کاری کن که هیچ وقت ای کاش نگم!"
این جوری همه چی خودش جور میشه و اون کاری که شما بخوای در آینده برگردی به عقب و درستش کنی خودش از اول رو درست میشه!!!
دوستان اگه قسمتی از حرف هام غیرقابل فهم بود شرمنده چون من قدرت بیانم اونقدر خوب نیست که بتونم ایون چیزی رو که تو ذهنم میگذره بگم
اگه هرموردی به نظرتون اشتباه میاد، بگین تا من هم روشن شم
یا حق