تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فلسفه ی حجاب در اسلام چیست؟!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
براى روشن شدن فلسفه حجاب زن و راز تفاوت آن با پوشش مردان، توجه به مطالب ذیل لازم است:

لطفا با دقت مطالعه فرمائید


1- توجه به رابطه پوشش با فرهنگ دینى‏

بر اساس فرهنگ اسلامى، انسان موجودى است که براى رسیدن به کمال و معنویّت خلق گردیده است.

اسلام با تنظیم و تعدیل غرایز به ویژه غریزه جنسى و توجه به هر یک از آن‏ها در حدّ نیاز طبیعى، سبب شکوفایى همه استعدادهاى انسان شده و او را به سوى کمال سوق داده است.

پوشش مناسب براى زن و مرد عامل مهمى در تعدیل و تنظیم این غریزه است.

2- توجه به ساختار فیزیولوژى انسان‏

نوع پوشش زن و تفاوت آن با لباس مرد رابطه‏اى مستقیم با تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد دارد.

در تحقیقات علمى در مورد فیزیولوژى و نیز روان‏شناسى زن و مرد ثابت شده که مردان نسبت به محرّک‏هاى چشمىِ و صوتی شهوت‏انگیز حساس ترند و چون تأثیر حس بینایى زیادتر است و چشم از فاصله دور و میدان وسیعى قادر به دیدن است، از سوى دیگر ترشّح هورمون‏ها در مرد صورتى یکنواخت و بدون انقطاع دارد، مردان به صورتى گسترده تحت تأثیر محرّک‏هاى شهوانى قرار مى‏گیرند اما زنان نسبت به حس لمس و درد حساس ترند و به محرّک‏هاى حسى پاسخ مى‏دهند. حس لامسه بروز زیادى ندارد و فعالیتش محدود به تماس نزدیک است.

از این گذشته چون هورمون‏هاى جنسى زن به صورت دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متفاوت عمل مى‏کنند، تأثیر محرّک‏هاى شهوانى بر زن صورتى بسیار محدود دارد و نسبت به مردان بسیار کمتر است.

با توجه به مطالب فوق مى‏توان گفت: حجاب در اسلام از یک مسئله کلّى و اساسى ریشه گرفته است. اسلام مى‏خواهد انواع التذاذهاى جنسى (چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر) به محیط خانواده و در چهارچوب شرع و قانون اختصاص یابد و اجتماع تنها براى کار و فعالیت باشد، بر خلاف سیستم غربى که حضور در جامعه را با لذت جویى جنسى به هم مى‏آمیزد و تعدیل و تنظیم امور جنسى را به هم مى‏ریزد.

اسلام قائل به تفکیک میان این دو محیط است و براى تأمین این هدف، پوشش و حجاب را توصیه نموده است، زیرا بى بند و بارى در پوشش به معناى عدم ضابطه در تحریک غریزه و عدم محدودیت در رابطه جنسى است که آثار شوم آن بر کسى پوشیده نیست.

ج) آثار و فواید رعایت حجاب و پوشش دینى‏

1- بهداشت روانى اجتماع و کاهش هیجان‏ها و التهاب جنسى که سبب کاهش عطش سیرى ناپذیرى شهوت است.

2- تحکیم روابط خانوادگى و برقرارى صمیمیت کامل زوجین.


با رواج بى حجابى و جلوه گرى زن، جوانان مجرد، ازدواج را نوعى محدودیت و پایان آزادى‏هاى جنسی خود تلقّى مى‏کنند وافراد متأهل هر روز در مقایسه‏اى خطرناک میان آن چه دارند و ندارند، قرار مى‏گیرند. این مقایسه‏ها، هوس را دامن زده و ریشه زندگى را مى‏سوزاند.


3- استوارى اجتماعى و استیفاى نیروى کار و فعالیّت‏

دختر و پسرى که در محیط کار و دانشگاه تحریک شهوانى شوند، از تمرکز و کارآیى آن‏ها کاسته مى‏شود و حکومت شهوت بر اجتماع سبب هدر رفتن نیروى فکرى و کارى است.

4- بالارفتن ارزش واقعیت زن و جبران ضعف جسمانى او

حیا، عفاف و حجاب زن مى‏تواند در نقش عاطفى او و تأثیرگذارى بر مرد مؤثر باشد. لباس زن سبب تقویت تخیّل و عشق در مرد است و حریم نگه داشتن یکى از وسائل مرموز براى حفظ مقام و موقعیّت زن در برابر مرد است.

اسلام حجاب را براى محدودیّت و حبس زن نیاورده، بلکه براى مصونیّت او توصیه کرده است، زیرا اسلام راضى به حبس، رکود و سرکوبى استعدادهاى زن نیست، بلکه با رعایت عفاف و حفظ حریم، اجازه حضور زن را در اجتماع داده امّا از سوء استفاده شهوانى و تجارى منع کرده است.

در واقع حجاب موجب محدودیت، مردان هرزه مى‏باشد که در صدد کام جویى‏هاى آزاد و بى حد و حصر هستند و مصونیت زنان از دست این گروه از مردان منظور است.

علاوه بر مطالب فوق استاد مطهری در بیان این که چرا حجاب به زنان اختصاص یافته می گوید:

اما علت این که در اسلام دستور پوشش، اختصاص به زنان یافته، این است که میل به خود نمایى و خودآرایى مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب‏ها و دل‏ها مرد شکار است و زن شکارچى، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچى. میل زن به خود آرایى از حس شکارچى‏گرى او ناشى مى‏شود. در هیچ جاى دنیا سابقه ندارد که مردان لباس‏هاى بدن نما و آرایش‏هاى تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود مى‏خواهد دلبرى کند و مرد را دل باخته و در دام علاقه خود اسیر سازد. بنابراین انحراف تبرّج و برهنگى، از انحراف‏هاى مخصوص زنان است و دستور پوشش هم براى آنان مقرر گردیده است».


به عبارت دیگر: جاذبه و کشش جنسى و زیبایى خاص زنانه و تحریک پذیرى جنس مردانه، یکى از علت‏هاى این حکم است. توصیه و دستور الهى به پوشش و حجاب براى زنان، به منظور ایجاد محدودیت و محرومیت و چیزهایى از این قبیل که تنها فریب شیطانى‏اند نمى‏باشد، بلکه در واقع براى آگاهى دادن به گوهر ارزشمند در وجود زنان است که باید از آن مراقبت شده و حفظ شود و به تاراج نرود. این کاملاً معقول است که هر چیزى ارزشمندتر باشد، مراقبت و محافظت بیشترى را مى‏طلبد تا از دست راهزنان در امان باشد و به شکل یک ابزار براى مطامع سودپرستان در نیاید.

به یاد داشته باشیم که غریزه جنسى، نیرومند و عمیق است. هر چه بیشتر اطاعت شود، سرکش‏تر مى‏گردد، همچون آتش که هر چه به آن بیشتر هیزم بدهند، شعله ورتر مى‏شود، و شهوت خود را به صورت یک عطش روحى و خواست اشباع نشدنى در مى‏آورد.(2) و وضعیت جهان معاصر و کشانده شدن عده‏اى به همجنس بازى نشانه آشکارى از این حالت است.

بنابراین رعایت نکردن پوشش اسلامى توسط زنان نه تنها از بین رفتن حساسیت مردان را به دنبال ندارد، بلکه موجب طغیان غریزه جنسى آنان نیز مى‏گردد و پس از مدتى باعث دلزدگى و بى معنایى آن خواهد شد.

اگر به فیلم های اجتماعی هالیوود نگاهی دقیق داشته باشیم متوجه نگاه پست و سخیفی که به زن در این فیلمها شده می شویم. فیلمهایی چون ... اسماش رو نمی گم چون یادمیگیرید اما مطلب کاملا واضح و مشهود است تنها بک نمونه از این فیلمها امریکن پای ها می باشند. نگاهی فقط جنسی به زن!

در مورد مردان نیز این گونه نیست که بتوانند با هر نوع لباسی از خانه بیرون آیند و نوع پوشش آنها می تواند به هر صورتی باشد بلکه مردان نیز در این جهت با محدودیت های خاص خود نسبت به پوشش مواجه هستند اما محدوده پوشش آنان به جهت حضور بیشتر در اجتماع و کارهای سخت و به جهاتی که در بالا ذکر شد با زنان متفاوت است.


این مطلب یکی از زیباترین مطالبی بود که در رابطه با حجاب مطالعه کردم زیرا نگاهی علمی و فیزیولوژیک
به حجاب داشته و ریشه علمی آن را نیز بیان می کند و در واقع صریح تر سخن می گوید.

با اشاعه این مطلب در ترویج فرهنگ حجاب سهیم شوید



خداوند به شما جزای خیر بده و این مطالب رو در تالار زیاد کنه و توفیق عمل به علم رو به همه ما عنایت کنه
من مي خواهم از ديد توحيدي به حجاب نگاه كنم. حجاب چطور انسان را به توحيد مي رساند؟

يا ايُّها النَّبيُ قُل لِازواجِكَ و بَناتِكَ و نِساءِ المُؤمنينَ يُدنينَ عَليهِنّ مِن جَلابيبِهنَّ ذلكَ اَدني اَن يُعرَفنَ فَلا يُؤذَينَ احزاب/59

درباره اين آيه بسيار فكر كردم كه چطور با پوشش زن شناخته مي شود؟! به عقيده من اصلي ترين آيه درباره حجاب اين آيه است. اين مقاله بر اين پايه نوشته شده است.

در روابط انساني بايد آشكار و خلوت آدمها و محكم و متشابه زندگي آنها تفكيك شوند تا وحدت و همزيستي و صلح به وجود بيايد و جامعه از فساد دور شود. اصل تفاوتها در مردم تغيير ناپذيرند و براي وحدت ناچاربايد تفاوتها را درك كرد و دانست كه مردمان مرد و زن، پير و جوان و كودك، زيردست و بالادست، دوست و دشمن و بيگانه وآشنا هستند.

مي توانيم زن را درآفرينش به شب شبيه بدانيم و مرد را به روز! زن سكون و آرامش (روم/21)و لباس و پوشش(بقره/187) است و شب هم سكون و لباس(نباء/10) است. شب برخلاف روز كه آشكار و روشن و مبصره است تاريك و محو است(اسراء/12). روز براي طلب وكسب (اسراء/12) و تلاش ومعاش (نباء/11) است و شب براي خواب و آرامش و آرام گرفتن.

روز در كسب هنر كوش كه مي خوردن روز

دل چون آينه در زنگ ظلام اندازد

كار در شب منع شده است چون پيروي از آنچه علم نداريم ممنوع است (اسراء/36). قيام و عمل وجهاد مال مرد است و اوست كه بر زن قوّام است و زندگي و معاش را او تدبير مي كند. زن مثل شب است كه زمينه گام محكم و سخن اقوم را براي مردان كه تلاشي طولاني را در روز در پيش دارند (مزّمّل/6و7) فراهم مي سازد و از دامن اوست كه مرد به معراج مي رود.

زن مثل يك راز است كه بايد براي اهل آن فاش شود. رازها اگر مخفي نگه داشته نشوند نابود مي شوند. سخن راست اگر براي آن كس كه ظرفيت شنيدنش را ندارد گفته شود انكار يا تفسير به رأي مي شود چون مكروه و ناسازگار است. زن يك موجود اسرارآميز است! كه اگر براي نامحرم مكشوف شود دست به دست ميان مردمان نقل مي شود و سرگردان و ولگرد افشا مي گردد. آن گاه كه حرمت شب نگه داشته نشود نامحرمان سوء استفاده مي كنند و سنگ به جام مي اندازند. پس در ادامه بيت قبلي حافظ مي خوانيم:

باده با محتسب شهر ننوشي زنهار

بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد

البته خوف افشا براي راز صدق مي كند و گرنه چيزي كه خود ظاهر و فاش است نيازي به پوشيده شدن ندارد. زن نيز نبايد زينتش را آشكار كند جز آنچه كه ظاهر است: اِلّا ما ظَهَرَ مِنها (نور/31). خوف افشا براي زني صدق مي كند كه داراي اهل و خانواده باشد و نام و هويتي بر او باشد. چنين كساني وقتي پوشش خود را كامل نكنند مورد تعرض نگاه بيگانگان (نامحرمان) قرار مي گيرند و هويت آنها كمرنگ مي شود. بيگانه وقتي پوشيده اي را مكشوف مي بيند كسي را ديده است كه برايش مثل راز است و در واقع با او مأنوس نيست تا آن را در جاي خود بفهمد پس غير عادي مي بيند: خيره مي شود، با التهاب و بدون آرامش دروني نگاه مي كند، غيرمعقول مي گويد و غير معقول مي شنود و ادبيات و غم و لبخندش مصنوعي و ناصادقانه مي شود و ... اگر در دوسوي اين ارتباط دو نفر انسان جدي و اهل صدق باشند «اذيت» مي شوند و از اينكه با شخصيت واقعي آنها برخورد نشده است احساس عدم توازن و سرخوردگي مي كنند. آدمي در اين ارتباط اگر با خودش صادق باشد مي فهمد كه «شناخته نشده» است و در توهم ارتباط گرفته است چرا كه بيگانه نمي داند كه او كيست و چه مي خواهد. اين احساس آزاردهنده است و خستگي آور. در حالي كه ديدار دوست نيروبخش و روح افزاست.

چشم پوشي و غضّ بصر براي جلوگيري از چشم چراني و هرزه بيني است. مسئله ديدن نيست، مسئله ولنگاري چشم است که محرم و نامحرم را به هم مي ريزد. از هرچه که ناسازگار با دين و مکروه قلب وناشناس براي عقل است بايد چشم پوشاند (مصباح الشريعه، باب غضّ بصر). کسي که زياد چشم مي چرخاند محرم و نامحرم را با هم مي بيند. محرم، محرمِ راز است وعيب ها را درک مي کند و به آدم هديه مي دهد و ما نيز رازها و عيب هايش را مي فهميم و در جاي خود مي نهيم. ما به محض برخورد با چيزي انس نمي گيريم ومحرم آن نمي شويم.

زنان مؤمنين بايد پوششان را كامل كنند. و هركسي نشناسدشان تا شناخته شوند! و آزار نبينند(احزاب/59). اين جمله پايه حجاب است: پوشش در عين حال كه مي پوشاند مي شناساند! پوشش بيش از همه براي زن صاحب خانواده مهم است. شدت حجاب بقاي بيشتري براي زن خانواده دار مي آورد. بي حجابي و بدحجابي مثل اين است كه كاري بيش از توان زن را به او تحميل كنيم. در حالي كه زن ريحانه است و قهرمان نيست: إنَّ المَراه رِيحانه لَيسَت بقَهرمانه (نامه 31 نهج البلاغه). زن مثل گل است و بايد در جاي خود بماند و بو بدهد. بردن گل به هرجا و دادن گل به هركس آن را پژمرده مي كند. حجاب زن بودن زن را تضمين مي كند.
به نام خدا

با سلام


خدا در قرآن میفرماید:

به زنان مؤمن بگو زینت و آرایش خود را آشکار نسازند و از خُمُر استفاده نمایند( سوره نور آیه31)

خمر مقنعه بلندی است که زنان آسیای شرقی موقع حج می پوشند که تا روی ابرو وروی چانه را می پوشاند


سوره احزاب آیه 59:

به زنان مؤمن بگو که خویشتن را به چادر(جَلابیب) بپوشانند

جلابیب پوششی است که از بالای سر تا روی پا را می پوشاند(همان چادر عربها)


پس وجوب پوشیدن مقنعه بلند و چادر مانند خوندن نماز و گرفتن روزه و... هست که خدا خودش مستقیما در قرآن فرمان به آنها داده

آیه تطهیر:

مانند مردمان عصر جاهلیت خود را آرایش کرده و با زینت از خانه خارج نکنید
خدا می خواهد ناپاکی را از شما دور کند


امام علی (علیه السلام) میفرماید:

حسن جان اگر چیزی از مطالب دین خدا و دستوراتش پذیرفتنش بر تو مشکل آمد آن را بر عدم آگاهی خود و نادانیت ارتباط بده زیرا تو در ابتدا ی تولدت نادان بودی و سپس علوم را فراگرفتی و چه بسیار است نادانی تو درباره برخی مطالب که خدا بر آنها آگاه است
بعدها صحت آنرا خواهی فهمیدو برای رسیدن به رستگاری و سعادت مطیع اوامر پیامبر باش

ان تنصرو الله ینصرکم و یثبت اقدامکم

اگر خدا را در دین یاری کنید، او هم شما را یاری خواهد کرد و ثابت قدمتان می گرداند


اللهم صل علي محمد و آل محمد

اللهم عجل لوليك الفرج
تشکر برای حدیثی که نوشتید:

نقل قول:امام علی (علیه السلام) میفرماید:
حسن جان اگر چیزی از مطالب دین خدا و دستوراتش پذیرفتنش بر تو مشکل آمد آن را بر عدم آگاهی خود و نادانیت ارتباط بده زیرا تو در ابتدا ی تولدت نادان بودی و سپس علوم را فراگرفتی و چه بسیار است نادانی تو درباره برخی مطالب که خدا بر آنها آگاه است
بعدها صحت آنرا خواهی فهمیدو برای رسیدن به رستگاری و سعادت مطیع اوامر پیامبر باش
من قبلنا از حجاب زیاد حالیم نمی شد و یا تو بحرش نمی رفتم تا یبار تو یه سخنرانی رادیویی نکته ای رو شنیدم که خیلی جالب بود.
نکته اول اینکه حجاب بر خلاف تصورات ما دست و پای مرد رو می بنده نه زن ها رو. وقتی کسی حجاب داره در واقع مرد ها دیگه نمی تونن نگاهش کنند وگرنه خود شخص که خودش رو نگاه نمی کنه
کته دوم و نکته اصلی اینکه ما یه انسانیت داریم یک جنسیت. انسان دو نوع کلی داره زن و مرد. انسان حق داره تو جامعه باشه به شرط اینکه نخواد از جنسیت سوء استفاده کنه. یعنی چی؟ زنها و مرد ها حق دارند انسانیتشون رو تو جامعه بیاوردن ولی مشکل وقتی شروع میشه که زنها از جنسیت خودشون م خواهند سوئ استفاده کنند. با آرایش و ... سعی می کنند تا نظر ها را به خودشون جلب کنند. پس اسلام تا جاییکه انسانیت بیاد وسط با حضور زن مشکل نداره ولی وقتی پای جنسیت بیاد دیگه هر عاقلی حق میده که باید محدود بشه. این لینک زیرقوانین بسیاری از دانشگاهای جهان در ورد حجاب و مشخص نمودن حد و دود دانشجویان و طرز لباس پوشیدن اونهاست که بصورت پی دی اف هم قابل دانلوده
http://hijab-posters.blogfa.com/cat-3.aspx
عالي بود
چه زن چه مرد بايد طوري برخورد كنيم كه صفت اشرف مخلوقات لايقمون باشه!
سلام .
خواستم ازتون به خاطر مطالب خوبی که گذاشتید تشکر کنم.من همیشه فکر میکردم که قران با گفتن این که زنها باید حجاب داشته باشن یه جورایی در حق زنها اجحاف میکنه و مردها ازادیه بیشتری دارند ولی الان میبینم که خدا مثل همیشه کارش رو حساب کتابه....دمش گرم
سلام
ویترین پر زرق وبرق مغازه همیشه آدمهای سطحی نگر و کسایی که غالبا" قصد خرید ندارند رو جذب خود میکند
کسانی که میدانند دنبال چه هستند و قصد خرید دارن همیشه پستوها را میگردند
برهنگی انسانهاي سطحي نگر و هرزه را جلب میکند و انساني با اين مشخصات يقينا" قابل اطمینان و اتکا نیست
بطور كلي حجاب میگويد خودت رو برای کسی که فقط نگاهش به توست حفظ کن و گوهر عفت خود را بازيچه كسي كه دنبال ملعبه مي گردد نكن. این امر به جنسیت ربطی ندارد و يك كمال انساني است و همچنين مختص اسلام هم نیست ولی دین ما این مسئله را بسيار زیبا هدایت کرده است .
وجود انسان غريزه هاي مختلفي را شامل مي شود كه معمولا" از اين بعد با ديگر حيوانات مشترك است . نيروي خرد و عقل انسان را در مسير ارضاء عقلاني و منطقي اين اميال ياري ميكند واين وجه تمايز انسان و حيوان است .
انسان يك موجود اجتماعي است و در جريان امورات روزمره زندگي ناگزير به ايجاد ارتباط با ديگر افراد جامعه است يقينا در اين نوع از ارتباطات جنسيت مهم نيست و تمركز روي نياز هاي اجتماعي است پس مخاطب خواه جنس موافق باشد يا مخالف در نوع ارتباط تاثيري ندارد .
حجاب در واقع تفكيك كننده نوع ارتباطات انساني از ارتباطات جنسيتي است به عبارت ديگر زماني كه حجاب وجود ندارد به علت پس زمينه فطري و غريزي مرز بندي اتباط خواه نا خواه از بين ميرود ويا كم رنگ ميشود كه اين مسئله به خودي خود باعث سوء استفاده ميشود. يقينا" در چنين شرايطي ادعاي شكل گيري يك ارتباط سالم انساني بسيار دشوار است .
سلام
دوست من،حجاب نميتواند آتش شهوت را خاموش كند اما ميتواند از شعله ور شدن آن جلوگيري كند.
ميل جنسي مانند ديگر اميال فطري و غريزي اگر از طريق صحيح ارضاء شود موجب تعالي و رشد انسان ميشود از سوي ديگر تلفيق غرايز و عقل بستر شكوفايي ديگر فضائل انساني مانند مهرباني ،گذشت ، ترحم و ... را مهيا مي كند .
حجاب ميتواند محدوده بين ميل جنسي و ارتباط اجتماعي ما باشد و كمك كند كه ارتباط اجتماعي ما كه غالبا" از روي نيازهاي روزمره شكل ميگيرد بصورت سالم تري برقرار شود.
سعي مي كنم با ذكر يك مثال منظورم را توضيح دهم:
هنگامي كه من به بانك مراجعه مي كنم و از متصدي بانك جهت دسترسي به حساب بانكي ام كمك ميخواهم در واقع يك ارتباط اجتماعي و انساني شكل گرفته است كه ارتباطي به جنسيت من و متصدي بانك ندارد.
اما زماني كه مظاهر جنسيتي پوشش لازم را نداشته باشد نا خود آگاه قبل از هرگونه ارتباطي ابتدا ارتباط جنسيتي شكل ميگيرد ودر واقع نوعي حس بوجود مي آيد . دروغ بزرگ اين است كه با فرهنگ سازي ميتوان اين حس را كنترل كرد اما واقعيت اين است كه فرهنگ سازي ميتواند نوع واكنش نسبت به اين حس را تغيير دهد و خود اين حس چون غريزي و فطري است بصورت پس زمينه باقي مي ماند .
از ديدگاه زيست شناسي اگر بخواهيم يك حس تحريك نشود بايد از مجاورت محرك دور بماند به عبارت ديگر شما نميتوانيد در اتاقي كه بوي خوشي در آن پراكنده شده است قرار بگيريد و آن بو را احساس نكنيد .
يقينا آن بو را احساس مي كنيد و اين حس در شما واكنشي را ايجاد خواهد كرد ولي نوع واكنش برمي گردد به خصوصيات دروني و رواني شما مثلا" عطري خاص خاطره اي شيرين را زنده مي كند كه نتيجه اش ميتواند يك احساس خوب يا شايد هم يك تبسم باشد شما اين احساس را داريد هرچند بخواهيد آنرا از ديگران مخفي كنيد .
حجاب احتمال بوجود آمدن يك حس جنسي در يك ارتباط اجتماعي را كاهش مي دهد .
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع