كرامتى از امام راحل رحمه الله عليه
شهيد محراب مرحوم صدوقى مى گويد:
ما مسافرتهايى با امام كرده ايم ، در مسافرت مشهد يك اخلاق پدرانه نسبت به ما مبذول داشتند. وقتى از ارض اقدس بر مى گشتيم در بين راه روسها براى بازرسى جلوى ماشين ما را گرفتند (در آن زمان قسمتهايى از ايران زير نظر دولتهاى شوروى و آمريكا و انگلستان بود) همگى پياده شديم و چون امام از اوّل تكليف ، مراقب نماز شب بودند و اين عمل ، صد در صد از ايشان ترك نشده ، بعد از پياده شدن خواستند كه نماز شب بخوانند. آن جا كه وسط بيابان بود آبى وجود نداشت . يك وقت نگاه كرديم آبى جارى شده ايشان آستين بالا زد و وضو گرفت . بعداً نفهميديم كه تا ايشان نمازش تمام شد آب بود يا نبود. به هر حال ما در آن سفر يك چنين كرامتى از ايشان ديديم .32
و در اثر همين شب زنده داريهاست كه مى بينيم اين مرد بزرگ ، متصّل به معدن عظمت شده است و در راه خدا از هيچ چيز نمى هراسد.
حاج ميرزا جواد ملكى رحمه الله عليه
يكى از دوستان و نزديكانِ مرحوم حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى ، مى گويد:
مرحوم ملكى رحمه الله عليه شبها كه براى تهجّد و نماز شب به پا مى خاست ، ابتدا در بسترش مدّتى صدا به گريه بلند مى كرد؛ سپس بيرون مى آمد و نگاه به آسمان مى كرد و آيات ((إ نَّ فى خَلْق السَّمواتِ وَالارض ...))33، را مى خواند و سر به ديوار مى گذاشت و مدّتى گريه مى كرد و پس از تطهير نيز كنار حوض مدّتى پيش از وضو مى نشست و مى گريست .
وخلاصه از هنگام بيدار شدن ، تا آمدن به محلّ نماز و خواندن نماز شب ، چند جا مى نشست و بر مى خاست و گريه سر مى داد و چون به مصلاّيش مى رسيد، ديگر حالش قابل وصف نبود.34
محدّث قمى رحمه الله عليه
در شرح حال محدّث گرانمايه ، حاج شيخ عباس قمّى آورده اند:
وى در تمام دوره سال ، در چهار فصل ، حدّاقل يك ساعت قبل از طلوع فجر بيدار و مشغول نماز و تهجّد بود.
به عبادت آخر شب و قبل از سپيده دم اهميّت زياد مى داد و معتقد بود كه بهترين اعمال مستحبّى ، عبادت و تهجّد است فرزند بزرگش مى گويد: تا آن جا كه من به خاطر دارم بيدارى آخر شب از او فوت نشد. حتّى در سفرها، اين شيوه عملى مى شد.
محدّث قمى درباره استادش حاج ميرزا حسين نورى ، مى نويسد: او در زهد و عبادت سخت كوشا بود، نماز شب او فوت نشد و راز و نيازش با خداوند متعال در تمام شبها برقرار بود.35
علامه مجلسى اوّل رحمه الله عليه
آقا احمد نواده وحيد بهبهانى در كتاب(مرآت الاحوال ) مى نويسد:
از بعضى ثقات شنيدم كه آخوند ملا محمّد تقى نقل كرده كه در شبى از شبها بعد از نماز و تهجّد و گريه و زارى به درگاه قادر متعال ، خود را به حالتى ديدم كه دانستم هر چه از درگاه احديّت
مسأ لت كنم ، البته به اجابت مقرون ، و عنايت خواهد شد و فكر مى كردم كه چه از خدا بخواهم ؟ امر دنيوى يا اُخروى ؟ كه ناگاه صداى گريه محمّد باقر [مجلسى دوّم ] از گهواره بلند شد، من گفتم ؛ الهى به حق محمّد و آل محمّد صلى الله عليه و آله اين طفل را مروّج دين و ناشر احكام سيّدالمرسلين گردان و موفّق كن او را به توفيقات بى نهايت خود.
سپس آقا احمد مى گويد: و مسلّم است كه اين خوارق عادات كه از آن بزرگوار به ظهور رسيده ، نيست مگر از دعاى چنين بزرگوارى.36
ملاّ محمّد اشرفى
آورده اند كه مرحوم ملاّ محمّد اشرفى كه از شاگردان سعيدالعلماست ، از نيمه شب تا صبح مشغول تضرّع و زارى و مناجات با حضرت بارى (جلّ و علا) بود، و آنقدر بر سر و سينه مى زد كه هنگامى كه صبح مى شد در نهايت ضعف و نقاهت بود به گونه اى كه هر كس او را مى ديد چنين مى پنداشت كه تازه از بستر بيمارى ، برخاسته است.37
آرى ، به قول مولا امير المؤمنين عليه السلام :
((قَدْ بَر اهُمُ الْخَوْفُ بَرْىَ الْقِداحِ، يَنْظر إ لَيْهِمُ النّاظِرُ فَيَحْسَبُهُمْ مَرْضى ، وَ ما بِالْقَوْمِ مِنْ مَرَضٍ، وَ يَقُولُ: لَقَدْ خُوْلطُوا...)).38
بيم خداوند متعال ، آنان را به سان پيكانهاى باريكى كه تراشيده شده لاغر و نحيف كرده است . كسى كه آنان را مى بيند، خيال مى كند كه بيمارند.
در حالى كه بيمارى ندارند و ترس از جهنّم آنان را لاغر كرده است ، و مى گويد: اينان ديوانه شده اند. در صورتى كه مجنون نيستند ...
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
دو ركعت نماز كه انسان در پايان شب بخواند براى او بهتر است از دنيا و آنچه در آن است و اگر براى امّتم دشوار نبود آن را واجب مى كردم .39
32.فرازهائى از ابعاد...: 57.
33.مراد، آيات 190-194سوره آل عمران است .
34.رساله لقاء اللّه :128، پانوشت ؛ و نيز مقدمه آن كتاب / ه و.
35.حاج شيخ عباس قمى مرد تقوا و فضيلت :61؛91
36.وحيد بهبهانى:100
37.قصص العلماء:123.
38.((نهج البلاغه )) صبحى صالح:304، خطبه همّام 193.
39.كنز العمّال : ج 7، ص 785، ش 21405.
كتاب : داستانهاى شيرين از نماز شبمؤلف : سيد عبدالله حسينى