۲۷/مرداد/۹۰, ۱۲:۵۴
سلام خدمت همه دوستان عزیز.
زیاد اطرافمون می بینیم درگیری های لفظی رو چه در جامعه، چه در خانواده و فامیل و چه بین دوستان و حتی در تالارهای گفتگوی مجازی. حتی در همین تالار هم متاسفانه چند مورد انگشت شمار فحاشی و توهین و ناسزا بین کاربران داشتیم که خوب.... بگذریم.
وقتی از هر کدام از طرف دعوای لفظی می پرسین چرا فحش و ناسزا دادی؟ در جواب میگن:
- حقش بود.
- اون اول شروع کرد در نتیجه من باید جواب می دادم.
- دین ما از ما خواسته مظلوم نباشیم.
- دین ما به مظلوم اجازه داده حقش رو پس بگیره و
....
لازم دیدم پیرامون این قضیه این مطلب رو ارسال کنم. ان شاءالله که اول عمل کننده به محتوای این تاپیک خود حقیر باشم بعد هم سایر دوستان.
ابتدا آیاتی از قرآن کریم که به ما یاد میده در هنگام مورد ظلم قرار گرفتن و خشمگین شدن چکار باید کرد:
آیه 133 و 134 سوره آل عمران:
شتاب كنيد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتي كه وسعت آن، آسمانها و زمين است؛ و براي پرهيزگاران آماده شده است.
همانها كه در توانگري و تنگدستي انفاق ميكنند؛ و خشم خود را فرو ميبرند؛ و از خطاي مردم ميگذرند، و خدا نيكوكاران را دوست دارد.
آیه 39 و 40 سوره شوری
و آنها كه هر گاه ستمي به آنها رسد (تسليم ظلم نميشوند) و ياري ميطلبند.
و كيفر بدي مجازاتي همانند آن است، و هر كس عفو و اصلاح كند اجر و پاداش او با خدا است خداوند ظالمان را دوست ندارد.
در این آیات در وهله اول خداوند فرموده جواب بدی و ظلم عینا باید با آن بدی و ظلم یکسان باشد نه بیشتر. و بعد می فرماید اگر عفو کنید و خشم خودتون رو برای خدا فرو ببرین، اجر و پاداشش با خداست. در انتهای آیه بالا خداوند می فرماید خداوند ظالمان را دوست ندارد.
شهید دستغیب در تفسیر آیه بالا فرمودن علت اینکه آخرش خداوند فرموده ظالمان را دوست ندارد اینه که به فرض اگر شما نتونستین طرف رو ببخشین و به اصطلاح کاری کنین که خدا دوست داره حق ندارین ظلم کنین. شهید دستغیب فرموده اگر کسی زد تو گوش شما شما دقیقا باید با همون ضرب یه سیلی بزنین اگر یه فحش اضافه بدین شما که مظلوم بودین و می تونستین اون دنیا از خدا اجر بخواین تبدیل میشین به ظالم. اگر به شما مثلا گفتندحیوان یا .... شما یا عفو می کنی (مورد پسند خدا) یا فقط اجازه داری بگی خودتی. اگر گفتی پدرته و .... از مظلوم بودن تبدیل میشین به ظالم بودن. حق الناس پدر اون فرد هم جای خود. چون رعایت چنین عدالتی در لحظه عصبانیت مشکله، خداوند فرموده عفو کنین بهتره چون می دونه ما نمی تونیم عدالت رو در اون لحظه رعایت کنیم و آخرش ناخواسته ظالم میشیم. در واقع بسیار مشکل هست که ما بتونیم تکه اول آیه که میگه بدی باید دقیقا یکسان باشه رو رعایت کنیم و معمولا همیشه فرد مظلوم به واسطه ناسزا اگر خشم خودش رو کنترل نکنه تبدیل میشه به ظالم.
و خداوند هم که ظالمان را دوست ندارد.
در دستورالعملهای اخلاقی معصومین هم تاکید زیادی بر صبر و حلم و گذشت شده. چنانچه در قسمتی از حدیث معروف "عنوان بصری" داریم:
«و امّا آن سه چيزي كه راجع به بردباري و صبر است: پس كسيكه به تو بگويد: اگر يك كلمه بگوئي ده تا ميشنوي به او بگو: اگر ده كلمه بگوئي يكي هم نميشنوي!
و كسيكه ترا شتم و سبّ كند و ناسزا گويد، به وي بگو: اگر در آنچه ميگوئي راست ميگوئي، من از خدا ميخواهم تا از من درگذرد؛ و اگر در آنچه ميگوئي دروغ ميگوئي، پس من از خدا ميخواهم تا از تو درگذرد.
و اگر كسي تو را بيم دهد كه به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت، تو او را مژده بده كه من دربارة تو خيرخواه ميباشم و مراعات تو را مينمايم.»
امام صادق عليه السلام:
الفُحشُ والبَذاءُ والسَّلاطَةُ مِن النِّفاقِ؛
دشـنـامـگويى و بـد زبانى و دريـدگـى از (نشانه هاى) نفاق است.
امام على عليه السلام:
لِقَنْبرٍ وقد رامَ أن يَشتِمَ شاتِمَهُ: مَهْلاً يا قَنبرُ! دَعْ شاتِمَكَ مُهانا تُرْضِ الرَّحمنَ وتُسخِطِ الشَّيطانَ وتُعاقِبْ عَدُوَّكَ، فَوَالذي فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَى المؤمنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلْمِ، ولا أسخَطَ الشَّيطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ، ولا عُوقِبَ الأحمَقُ بمِثلِ السُّكوتِ عَنهُ.
- خطاب به قنبر- كه مى خواست به كسى كه بدو ناسزا گفته بود، ناسزا گويد - : آرام باش قنبر ! دشنامگوى خود را خوار و سرشكسته بگذار تا خداى رحمان را خشنود و شيطان را ناخشنود كرده و دشمنت را كيفر داده باشى. قسم به خدايى كه دانه را شكافت و خلايق را بيافريد، مؤمن پروردگار خود را با چيزى همانند بردبارى و گذشت خشنود نكرد و شيطان را با حربه اى چون خاموشى به خشم نياورد و احمق را چيزى مانند سكوت در مقابل او كيفر نداد.
متاسفانه بعضی ها سریع میگن ما که معصوم نیستیم بتونیم مثل ائمه صبر و گذشت داشته باشیم. در جواب اینها باید گفت اولا در اخلاق بزرگان غیر معصوم ما زیاد گذشت و صبر دیده شده. ثانیا پس اینهمه دستور اخلاقی رو ائمه فرمودن برای چه کسانی؟ آیا امام علی که فرمودن دشنام نده و صبر کن برای سایر معصومین این دستور رو دادن یا برای ما؟
اینجا امام علی (علیه السلام) از قنبر چنین انتظاری داره نه از یه نفر معصوم. این بزرگترین توجیه شیطانی هست که شیطان به ما القا میکنه که اونها معصوم هستن و ما نیستیم پس لزومی نداره به این دستورات عمل کنیم. مگر در قرآن نگفته لکم فی رسول الله اسوه حسنه. پیامبر الگوی شماست یعنی چی؟ برای چی اینهمه بزرگان ما میگن سیره معصومین رو بخونین؟ برای اینکه تا جاییکه می تونیم تلاش و کوشش کنیم خودمون رو شبیه اونها کنیم. شیعه بودن به اسم نیست به عمله.
اینها نمونه ای از سیره بزرگان ماست:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم:
إذا شَتَمَ أحَدُكُم أخاهُ فلا يَشتِمْ عَشِيرَتَهُ، ولا أباهُ، ولا اُمَّهُ، ولكنْ لِيَقُلْ إن كانَ يَعلَمُ ذلك : إنّكَ لَبَخِيلٌ، وإنّكَ لَجَبانٌ، وإنّكَ لَكَذُوبٌ، إن كانَ يَعلَمُ ذلكَ مِنهُ.
هرگاه يكى از شما برادرش را دشنام مى دهد، نبايد به ايل و تبار او و پدر و مادرش دشنام دهد، بلكه بگويد : تو بخيلى، تو ترسويى، تو دروغگويى ! به شرط آن كه بداند او واقعا چنين است.
و در پایان این حدیث بسیار مهم که واقعا نیاز داره بهش فکر کنیم:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم:
إنّ اللّه حَرَّمَ الجَنَّةَ على كُلِّ فَحّاشٍ بَذِيءٍ، قَليلِ الحَياءِ، لا يُبالِي ما قالَ ولا ما قيلَ لَهُ؛
خداوند بهشت را بر هر فحّاش بد زبان بى شرمى كه باكى ندارد چه گويد و چه شنود، حرام كرده است.
پس عزیزان لازم است در این آیات و روایات تدبر کنیم و از توجیهاتی که شیطان به ذهن ما القا میکنه بپرهیزیم. ان شاءالله که بتونیم رنگ خدایی بگیریم.
زیاد اطرافمون می بینیم درگیری های لفظی رو چه در جامعه، چه در خانواده و فامیل و چه بین دوستان و حتی در تالارهای گفتگوی مجازی. حتی در همین تالار هم متاسفانه چند مورد انگشت شمار فحاشی و توهین و ناسزا بین کاربران داشتیم که خوب.... بگذریم.
وقتی از هر کدام از طرف دعوای لفظی می پرسین چرا فحش و ناسزا دادی؟ در جواب میگن:
- حقش بود.
- اون اول شروع کرد در نتیجه من باید جواب می دادم.
- دین ما از ما خواسته مظلوم نباشیم.
- دین ما به مظلوم اجازه داده حقش رو پس بگیره و
....
لازم دیدم پیرامون این قضیه این مطلب رو ارسال کنم. ان شاءالله که اول عمل کننده به محتوای این تاپیک خود حقیر باشم بعد هم سایر دوستان.
ابتدا آیاتی از قرآن کریم که به ما یاد میده در هنگام مورد ظلم قرار گرفتن و خشمگین شدن چکار باید کرد:
آیه 133 و 134 سوره آل عمران:
شتاب كنيد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتي كه وسعت آن، آسمانها و زمين است؛ و براي پرهيزگاران آماده شده است.
همانها كه در توانگري و تنگدستي انفاق ميكنند؛ و خشم خود را فرو ميبرند؛ و از خطاي مردم ميگذرند، و خدا نيكوكاران را دوست دارد.
آیه 39 و 40 سوره شوری
و آنها كه هر گاه ستمي به آنها رسد (تسليم ظلم نميشوند) و ياري ميطلبند.
و كيفر بدي مجازاتي همانند آن است، و هر كس عفو و اصلاح كند اجر و پاداش او با خدا است خداوند ظالمان را دوست ندارد.
در این آیات در وهله اول خداوند فرموده جواب بدی و ظلم عینا باید با آن بدی و ظلم یکسان باشد نه بیشتر. و بعد می فرماید اگر عفو کنید و خشم خودتون رو برای خدا فرو ببرین، اجر و پاداشش با خداست. در انتهای آیه بالا خداوند می فرماید خداوند ظالمان را دوست ندارد.
شهید دستغیب در تفسیر آیه بالا فرمودن علت اینکه آخرش خداوند فرموده ظالمان را دوست ندارد اینه که به فرض اگر شما نتونستین طرف رو ببخشین و به اصطلاح کاری کنین که خدا دوست داره حق ندارین ظلم کنین. شهید دستغیب فرموده اگر کسی زد تو گوش شما شما دقیقا باید با همون ضرب یه سیلی بزنین اگر یه فحش اضافه بدین شما که مظلوم بودین و می تونستین اون دنیا از خدا اجر بخواین تبدیل میشین به ظالم. اگر به شما مثلا گفتندحیوان یا .... شما یا عفو می کنی (مورد پسند خدا) یا فقط اجازه داری بگی خودتی. اگر گفتی پدرته و .... از مظلوم بودن تبدیل میشین به ظالم بودن. حق الناس پدر اون فرد هم جای خود. چون رعایت چنین عدالتی در لحظه عصبانیت مشکله، خداوند فرموده عفو کنین بهتره چون می دونه ما نمی تونیم عدالت رو در اون لحظه رعایت کنیم و آخرش ناخواسته ظالم میشیم. در واقع بسیار مشکل هست که ما بتونیم تکه اول آیه که میگه بدی باید دقیقا یکسان باشه رو رعایت کنیم و معمولا همیشه فرد مظلوم به واسطه ناسزا اگر خشم خودش رو کنترل نکنه تبدیل میشه به ظالم.
و خداوند هم که ظالمان را دوست ندارد.
در دستورالعملهای اخلاقی معصومین هم تاکید زیادی بر صبر و حلم و گذشت شده. چنانچه در قسمتی از حدیث معروف "عنوان بصری" داریم:
«و امّا آن سه چيزي كه راجع به بردباري و صبر است: پس كسيكه به تو بگويد: اگر يك كلمه بگوئي ده تا ميشنوي به او بگو: اگر ده كلمه بگوئي يكي هم نميشنوي!
و كسيكه ترا شتم و سبّ كند و ناسزا گويد، به وي بگو: اگر در آنچه ميگوئي راست ميگوئي، من از خدا ميخواهم تا از من درگذرد؛ و اگر در آنچه ميگوئي دروغ ميگوئي، پس من از خدا ميخواهم تا از تو درگذرد.
و اگر كسي تو را بيم دهد كه به تو فحش خواهم داد و ناسزا خواهم گفت، تو او را مژده بده كه من دربارة تو خيرخواه ميباشم و مراعات تو را مينمايم.»
امام صادق عليه السلام:
الفُحشُ والبَذاءُ والسَّلاطَةُ مِن النِّفاقِ؛
دشـنـامـگويى و بـد زبانى و دريـدگـى از (نشانه هاى) نفاق است.
امام على عليه السلام:
لِقَنْبرٍ وقد رامَ أن يَشتِمَ شاتِمَهُ: مَهْلاً يا قَنبرُ! دَعْ شاتِمَكَ مُهانا تُرْضِ الرَّحمنَ وتُسخِطِ الشَّيطانَ وتُعاقِبْ عَدُوَّكَ، فَوَالذي فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَى المؤمنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلْمِ، ولا أسخَطَ الشَّيطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ، ولا عُوقِبَ الأحمَقُ بمِثلِ السُّكوتِ عَنهُ.
- خطاب به قنبر- كه مى خواست به كسى كه بدو ناسزا گفته بود، ناسزا گويد - : آرام باش قنبر ! دشنامگوى خود را خوار و سرشكسته بگذار تا خداى رحمان را خشنود و شيطان را ناخشنود كرده و دشمنت را كيفر داده باشى. قسم به خدايى كه دانه را شكافت و خلايق را بيافريد، مؤمن پروردگار خود را با چيزى همانند بردبارى و گذشت خشنود نكرد و شيطان را با حربه اى چون خاموشى به خشم نياورد و احمق را چيزى مانند سكوت در مقابل او كيفر نداد.
متاسفانه بعضی ها سریع میگن ما که معصوم نیستیم بتونیم مثل ائمه صبر و گذشت داشته باشیم. در جواب اینها باید گفت اولا در اخلاق بزرگان غیر معصوم ما زیاد گذشت و صبر دیده شده. ثانیا پس اینهمه دستور اخلاقی رو ائمه فرمودن برای چه کسانی؟ آیا امام علی که فرمودن دشنام نده و صبر کن برای سایر معصومین این دستور رو دادن یا برای ما؟
اینجا امام علی (علیه السلام) از قنبر چنین انتظاری داره نه از یه نفر معصوم. این بزرگترین توجیه شیطانی هست که شیطان به ما القا میکنه که اونها معصوم هستن و ما نیستیم پس لزومی نداره به این دستورات عمل کنیم. مگر در قرآن نگفته لکم فی رسول الله اسوه حسنه. پیامبر الگوی شماست یعنی چی؟ برای چی اینهمه بزرگان ما میگن سیره معصومین رو بخونین؟ برای اینکه تا جاییکه می تونیم تلاش و کوشش کنیم خودمون رو شبیه اونها کنیم. شیعه بودن به اسم نیست به عمله.
اینها نمونه ای از سیره بزرگان ماست:
نقل قول:نقل است که جناب مولوی از کوچه ای می گذشت دو نفر غریبه با هم دعوا می کردند. یکی از آنها به دیگری گفت: والله والله که اگر یک فحش به من بدهی هزار تا بشنوی!
مولوی پیش آمد و گفت: نی، نی، بیا هر چه گفتنی داری، به من بگو، که اگر هزار بگویی، یکی هم نشنوی.
آن دو نفر سرشان را پایین انداختند و باهم صلح کردند.
نقل قول:علامه حلي در حق او (خواجه نصیر الدین طوسی از معتبرترین روات احادیث شیعه) ميگويد كه خواجه «در اخلاق شريفترين كسي است كه ما تا حال ديدهايم...»
شخصي به خدمت خواجه نصیر الدین آمد و نوشتهاي از آن ديگري به خواجه داد كه در آن به خواجه بسيار ناسزا گفته و دشنام داده بود و او را كلببنكلب (سگ فرزند سگ) خطاب كرده بود. خواجه به زباني نرم و لطفآميز در جواب او نوشت: و اما اينها كه نوشتهاي درست نيست چه سگ در زمره چهارپايان است و عوعو ميكند و پوست او پوشيده از پشم است و ناخني دراز دارد و اين صفتها در من نيست و به خلاف او قامت من راست و تنم بيموي و ناخنم پهن است. من گويا و خندانم و فصول و خواصي كه مراست غير آن فصول و خواصي است كه سگ دارد و آنچه در من است در او نيست و تمام عيوبي را كه صاحب نامه ذكر كرده بود، بدين سان جواب گفت بدون آنكه كلمهاي درشت و زشت بنويسد و يا بگويد...»
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم:
إذا شَتَمَ أحَدُكُم أخاهُ فلا يَشتِمْ عَشِيرَتَهُ، ولا أباهُ، ولا اُمَّهُ، ولكنْ لِيَقُلْ إن كانَ يَعلَمُ ذلك : إنّكَ لَبَخِيلٌ، وإنّكَ لَجَبانٌ، وإنّكَ لَكَذُوبٌ، إن كانَ يَعلَمُ ذلكَ مِنهُ.
هرگاه يكى از شما برادرش را دشنام مى دهد، نبايد به ايل و تبار او و پدر و مادرش دشنام دهد، بلكه بگويد : تو بخيلى، تو ترسويى، تو دروغگويى ! به شرط آن كه بداند او واقعا چنين است.
و در پایان این حدیث بسیار مهم که واقعا نیاز داره بهش فکر کنیم:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم:
إنّ اللّه حَرَّمَ الجَنَّةَ على كُلِّ فَحّاشٍ بَذِيءٍ، قَليلِ الحَياءِ، لا يُبالِي ما قالَ ولا ما قيلَ لَهُ؛
خداوند بهشت را بر هر فحّاش بد زبان بى شرمى كه باكى ندارد چه گويد و چه شنود، حرام كرده است.
پس عزیزان لازم است در این آیات و روایات تدبر کنیم و از توجیهاتی که شیطان به ذهن ما القا میکنه بپرهیزیم. ان شاءالله که بتونیم رنگ خدایی بگیریم.
که اگه لازم دونستید توضیحاتی بفرمایید تا از اون ور بام نیوفتیم و اعتدال رعایت بشه