۱/آبان/۹۰, ۰:۲۶
به نام خدا
در ارتباط با این که تا تقاضا وجود نداشته باشه عرضه هم وجود نداره که جای هیچ حرف و حدیثی نیست و مثال های زیادی رو میشه در این ارتباط زد!
اما بنده می خوام خیلی کلی بگم که چرا دوستان فعال در زمینه ی فرهنگی ( البته نه در این سایت، بلکه در سطح کلان مملکت! ) تقریبا میشه گفت که هیچ موفقیتی رو بعد از سال های اول انقلاب به دست نیاوردن!
نقل به مضمون از مقام معظم رهبری در اواخر دهه ی هفتاد :
" اگر در ارتباط با تولید نرم افزار اقدامی جدی صورت نگیرد، باید منتظر قتلگاه انقلاب بود . . ."
از عمق این جمله میشه دو نکته رو فهمید :
1. اهمیت تولید نرم افزار
2. عدم وجود تولیدات ساختاریافته
پس دیگه جای شکی باقی نیست که عزیزان فعال در زمینه ی فرهنگی هیچ کار خاصی رو به غیر از سال های انقلاب و چند نفر محدود ( که در ادامه به اون ها اشاره می کنم! ) هیچ کار خاصی رو در این زمینه انجام ندادند.
و دقت کنید که این در حالیه که این عزیزان هم اکنون امکانات بسیار زیادی رو در موسسات و نهادهای مختلف در اختیار دارن و اصلا با روزهای اول انقلاب و قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست!
پس این سوال به وجود میاد که گیر کار کجاست؟؟ چرا هیچ پیشرفت قابل توجهی در تولید نرم افزار در سطح کلان صورت نگرفته؟؟
بهتره کمی به عقب تر بریم و زندگی بزرگترین ایدئولوژیک تاریخ انقلاب رو مورد بررسی قرار بدیم تا به عمق فاجعه پی ببریم :
استاد شهید مطهری
البته همه ی شما عزیزان این بزرگ رو بهتر از حقیر می شناسید و آثارشون رو مطالعه کردید که بنده قصد تکرار اون موارد رو ندارم. فقط می خوام روی فرازی از زندگی این بزرگوار زوم کنم تا بهتر بتونیم جلو بریم.
مطهری در سال 1344 با وجود مخالفت های زیادی که اطرافیان و علمای نزدیکش داشتند وارد دانشگاه تهران میشه و توی اون جو ( برای درک بهتر ماجرا می تونید فقط یه سرچ ساده بکنید و عکس هایی از وضعیت دانشجویان دانشگاه تهران ببینید . . . ! ) شروع به تولید اندیشه و مبارزه با فرهنگ غربی و ایدئولوژی های اشخاصی مثل مارکس و هگل و سایرین می کنند. حالا فرض کنید که فضای بسته ی قبل از انقلاب هم چقدر از بالا خفقان حکومتی برای این بزرگوار به وجود آورده بود و از طرفی هم هیچ بودجه ای اساسا برای کار فرهنگی وجود نداشته! و ایشون باید از جیب خودشون پول پرداخت می کردن تا مثلا چند تا بروشور به دست یه سری جوون برسه! با همه ی این اوصاف سوال مهم اینجاست که چطور هنگامی که این عزیز مطلب جدیدی عرضه می کردن یک موج فرهنگی و یک شور عظیم حتی در بچه های غیر مذهبی به وجود می آید؟
جواب این سوال بسیار واضح است : پاسخ به درد روز جامعه با استفاده از حرف های نو!
تنها و تنها علت داشتن برش در حرف های ایشون همین نو بودن و جدید بودن حرف هایشان است و از طرفی در دشمن شناسی نقد های منصفانه و بر پایه استدلال ارائه می کردن!
حالا اجازه بدید برگردیم به زمان فعلی:
با وجود این همه بودجه و این همه امکانات نهاد ها و تشکل های فرهنگی ما سال هاست که دارن درجا می زنن و هنوز هم از حرف های شهید مطهری و امثالهم استفاده می کنند! سالیانه صد ها کتاب تولید میشه! هزاران مطلب در تلویزیون، رادیو، اینترنت و مجلات نوشته میشه! اما ذره ای تغییر در وضعیت فرهنگی جامعه به وجود نمیاد!!!؟؟؟؟
این فقط و فقط به خاطر تکرار مکررات و کپی پیست های قدیمی و از مد افتاده است که شور فرهنگی و حرکت انقلابی در بین مردم به وجود نمیاره!!!!
حالا برخی هم اینجا تقصیر را به گردن دشمن میاندازند!! دوستان من دشمن همیشه وجود داشته! اصلا در زمان شهید مطهری که دشمن قوی تر و پرنفوذتر بود!؟ پس چرا آن همه موج فرهنگی ایجاد میشد و از دل حسینیه ی ارشاد بیرون میومد؟؟
مشکل عمده از آن خود ماست که هنوز روش درست را نفهمیده ایم و کار فرهنگی بلد نیستیم . . .
دوستان من خواهشا و التماسا حرف رهبر انقلاب رو جدی بگیرید و به فکر تولید اندیشه و نرم افزار باشید! نه به فکر کپی پیست های مستقیم و بدون انطباق با شرایط روز جامعه از هزاران و صدها هزاران سال پیش!!!!!؟؟؟؟
پس جواب سوال شما فقط یه چیز است :
عدم تولید نرم افزار های اسلامی منطبق با شرایط روز جامعه و پاسخگویی به نیاز های مردم!
امیدوارم که به خود بیاییم و راه درست و منش درست را در این شرایط حساس انقلاب بیاموزیم!
واسلام

