(۱۰/شهریور/۹۰ ۱۴:۳۴)javad222 نوشته است: [ -> ]به نام خدا
چند تا سوال از نهج البلاغه دارم اگه میشه جواب بدین
امام توی خطبه ی 24 میگن از خدا به سوی خدا فرار کنید یعنی چی؟
توی خطبهی 13 خطاب به مردم بصره میگن:دین شما دورویی و آب شما شور و ناگوار است این که میگن آب شما شور و ناگوار است کنایه از چیه؟
سلام؛ دوست عزیز وقتی پست شما رو دیدم برای خودم هم ایجاد سوال کرد و خیلی فکرم مشغول شد از استادی پرسیدم که این جواب رو در اختیار من گذاشتند .
جواب سوال اول :
...اى بندگان خدا!از خدا بترسید و از خدا بسوى خدا فرارکنید(از غضبش بسوى رحمتش)و از راهى که به سوى شما گشوده بروید،و به آنچه ازوظائف براى شما تعیین کرده است قیام نمائید ...
جواب سوال دوم:
در مورد این سوال ایشون آدرس شرح خطبه ی13 علامه جعفری رو به بنده دادند...
تأثیر محیط طبیعى در وضع روانى مردم
در مجموع این خطبه چند مسئله بسیار مهم گوشزد شده است :
مسئله یکم توضیحى در پستى و تباهى بر پا دارندگان جنگ جمل که در دو جمله بیان شده است : لشکریان زن ، پیروان شتر .
مسئله دوم غیب گوئى امیر المؤمنین علیه السلام :
کأنّى بمسجدکم کجؤجؤ سفینة قد بعث اللّه علیها العذاب من فوقها و من تحتها .
( چنین مىبینم که مسجد شما مانند سینه کشتى روى دریا است که عذاب خداوندى بالا و پایینش را فرا گرفته ، همه ساکنان آن را غرق نموده است ) .
این غیب گوئى در دو روایت دیگر هم نقل شده است .
مسئله سوم بیان مشخصات محیط طبیعى بصره که جنگ جمل در آن براه افتاده است . این مشخصات بقرار زیر است :
1 آب شور .
2 نزدیکى به آب .
3 کثافت و بدبوئى زمین که مجاور آب است .
4 گودى زمین .
بلادکم انتن بلاد اللّه تربة ، اقربها من الماء و ابعدها من السّماء .
( شهرهاى شما داراى کثیفترین زمین در شهرهاى خداوندى است نزدیکترین شهر به آب و دورترین آنها از آسمان ) .
این مسئله یکى از جالبترین مسائل علمى در جامعه شناسى است که تأثیر محیط طبیعى را در وضع روانى مردم با وضوح کامل مطرح کرده است .
این یکى از دلایل روشن است که واقع نگرى اسلام را اثبات مىکند و تفسیر طبیعى موجودیت انسانى را بطور رسمى ، از معارف ضرورى قلمداد میکند .
این مسئله در قرون بعدى بوسیله ابن خلدون در مقدمه و منتسکیو در کتاب روح القوانین مشروحا مورد بررسى و پذیرش قرار گرفته ، امروز هم مانند یک اصل کاملا علمى مورد توجه مردم شناسان و جامعه شناسان قرار گرفته است .
مطلبى که بایستى در این مبحث مورد دقت قرار بگیرد اینست که تأثیرات محیط طبیعى اگر چه اصول بنیادین طبیعت انسان را مانند اندیشه و اراده دگرگون نمىسازد ، ولى آداب و رسوم و قوانینى را به وجود مىآورد که مىتوانند شئون حیات مردم را رنگ آمیزى و توجیه نمایند . با نظر به این قاعده است که میگوییم :
امیر المؤمنین علیه السلام مردم بصره را محکوم مطلق ننمودهاند ، بلکه نمود طبیعى ارتباط آنان را با چنان محیط طبیعى بیان فرمودهاند .
و از نظر علمى محکومیت اهل بصره که ناشى از وضع محیطشان بوده است ،
مىتواند موقت بوده باشد ، باین معنى که با کوشش و تکاپو مىتوانستند تا حدودى اثر آن محیط را خنثى نمایند و در اخلاق و روحیات و رفتارشان دگرگونى ایجاد کنند . این امکان دگرگونى در جملهاى که پس از این تفسیر مىشود ، گوشزد شده است . مردان بزرگى از سرزمین بصره مانند حسن بن هیثم بصرى برخاستهاند و روشنگر علم و معرفت بشرى گشتهاند .
بطور کلى توبیخها و ملامتهایى که از زبان پیشوایان الهى یا حکما و جهان بینان درباره یک سرزمین یا قوم و ملت معینى دیده مىشود ، توبیخ مطلق و ابدى نیست ، بلکه داراى انگیزه و عامل مشخصى است که خارج از ذات انسانى مردم آن سرزمین و قوم و ملت مىباشد .
مکه معظمه که در دورانهاى طولانى بتکده بوده مردمش سوداگرانى پست و متعصب و بى خبر از ارزشهاى حیات بودهاند ، بیت اللّه الحرام مىشود ( چنانکه نخستین روز بنایش بدست ابراهیم خلیل علیه السلام بود ) و انسانهاى شایسته و با عظمتى از همان سرزمین برمىخیزند و با پیشوایى پیامبر اسلام ، معظمترین و انسانىترین تمدن را بجهانیان عرضه مىکنند . 9 ، 10 و المقیم بین اظهرکم مرتهن بذنبه و الشّاخص عنکم متدارک برحمة من ربّه ( کسى که در میان شما زندگى کند در گرو گناه خویش است و کسى که از میان شما بیرون رود ، رحمت پروردگارش او را دریافته است ) .