تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: صندلـــی داغ برای جناب "وحید110"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
بسم الله


خواهش میکنم بزرگترین تجربه ای رو که توی زندگیتون کسب کردید ، برای ما بگید.
(۲/آبان/۹۰ ۵:۵۱)Grace Dies نوشته است: [ -> ]ما رو نگفتید وحیدخان [تصویر: blush.gif]
-------------------------------

خدا رو چطور می شناسید؟
سوالتون یه مقدار گنگه . اما خدارا از رو نشانه هاش میشه شناخت.
در مرحله بعد هم با مراجعه به دل اگر خودش توفیق عنایت بفرماید .
ولی همین شناخت خدا مقدماتی داره مثل شناخت نفس و بزرگترین دلیل افرینش سخت ترین و شیرین ترینش همینه .
و هر چقدر در این راه سعی کنی و بری جلو جا داره .
دعا کنید نصیب ما هم بشه
(۲/آبان/۹۰ ۸:۵۶)miley نوشته است: [ -> ]بسم الله


خواهش میکنم بزرگترین تجربه ای رو که توی زندگیتون کسب کردید ، برای ما بگید.
راستش به دلیل نوع خاص زندگی تجربیات خیلی زیادی دارم . و اتفاقات بزرگ و کوچیک زیادی در زنگی رخ داده . نمیتونم یکیش رو انتخاب کنم .
در پناه خدا
مخلص اقا وحید، دوستت داریم، میشه یه رزومه از خودتون رو بذارید. اگه فرمت رزومه رو ندارید می تونم براتون بفرستم.
بابا دم این خارجی ها گرم یه چیرهایی اختراع کردن به درد می خوره به خدا.
بسم الله

وحید جان سلام بی زحمت بگو چه چیزی توی زندگیت از دست دادی که واقعا جای حسرت خوردن داشته و دوست داری دوباره یک فرصت بهت بدن؟ اتفاق خاص یا وسیله خاص یا یک شخصیت توی زندگیت یا یک برهه از زندگی که دوست داری دوباره داشته باشیش تا بهتر ازش استفاده کنی؟

یا الله
آقا وحید سوال خاصی ندارم فقط فرصت خوبیه که ازتون تشکر کنم و بهترینها رو براتون آرزو میکنم.
من هم یک سوال داشتم با اجازه!Blush
آدمی گاهی با خودش فکر می کنه دوست داشته یک جای تاریخ عوض بشه . یا به جای شخصی باشه در تاریخ ، تا بهتر عمل کنه .
دوست داشتید به جای کدوم یکی از افراد از گذشتگان باشید تا تاریخ کمی به سمت مثبت تغییر کند ؟!
(اگر فکر نکردید من سوالم رو پس می گیرم! )
دوستان اگه بچه های خوبی باشن بهشون تقلب میرسونم!!!Big Grin
به قول شاعر:
تقلب در مرامم نیست ،هیهات
به جز وقتی تقلب با مرام استBlush
(۲/آبان/۹۰ ۹:۴۷)mohammad790 نوشته است: [ -> ]بسم الله

وحید جان سلام بی زحمت بگو چه چیزی توی زندگیت از دست دادی که واقعا جای حسرت خوردن داشته و دوست داری دوباره یک فرصت بهت بدن؟ اتفاق خاص یا وسیله خاص یا یک شخصیت توی زندگیت یا یک برهه از زندگی که دوست داری دوباره داشته باشیش تا بهتر ازش استفاده کنی؟

یا الله
سلام برادر عزیزم
در طول زندگی 2 حالت پیش میاد
اول اینکه جایی از زندگی رو خودت با دست خودت انتخاب میکنی

جایی رو برات انتخاب مبکنند (جبر و اختیار با همه )

اونجایی که انتخاب شد . حکمت و مصلحت خدا بوده . خدا را شکر

اونجایی که خودم انتخاب کردم با توجه به عقل و تجربه و شرایط همون زمان بوده

شاید اگر انتخاب چبز دیگیری بود بعدش زندگی بدی برام پیش میومد .

چون اگر به عقب برگردیم و انتخاب رو عوض کنیم کل زندگی عوض میشه و قابل پیش بینی نیست .

در زندگی یاد گرفتم (به فضل خدا) گذشته رو گذشته بدونم و غصه اون رو نخورم . اصلا هم دوست ندارم به عقب برگردم . فقط توفیق جبران خلاها رو از خدا میخوام

اما شاید دلم میخواست اونقدر زود مادرم رو از دست نمیدادم .
هر چند تسلیم اوستا کریمم . اما خوب دله دیگه ....

یکی درد و یکی درمون پسنده ...... یکی وصل و یکی هجرون پسنده
من از درمان و درد و وصل و هجران ..... پسندم انچه را جانان پسنده


محمد صدرا جان قبلا خودم رو معرفی کردم در تاپیک معرفی ولی برام بفرست
یا علی (علیه السلام)

(۲/آبان/۹۰ ۱۱:۲۲)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]من هم یک سوال داشتم با اجازه!Blush
آدمی گاهی با خودش فکر می کنه دوست داشته یک جای تاریخ عوض بشه . یا به جای شخصی باشه در تاریخ ، تا بهتر عمل کنه .
دوست داشتید به جای کدوم یکی از افراد از گذشتگان باشید تا تاریخ کمی به سمت مثبت تغییر کند ؟!
(اگر فکر نکردید من سوالم رو پس می گیرم! )
سوال بسیار خوب و فنی بود

برای تغییر تاریخ فقط دوست داشتم در سقیفه بودم و مسیر تاریخ رو عوض میکردم

اگر سقیفه نبود 1500 سال پیش مدینه فاضله اخر الزمانی شکل میگرفت . همه بد بختیهای بشر جنگ ها نداری ها ظلم ها و ... از همون جاست

اگر سقیفه نبود نه مولا (علیه السلام) ظلم میشد نه به بانوی دو عالم (علیه السلام)... نه عاشورا ....
و نه هیچ کس در دنیا بدی میدید .
همون اپتدا کاری که حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می خواهند انجام بدهند رو امام علی (علیه السلام) انجام میداد و تمام ....

بعد از اون یه زمانی دوست داشتم در جریان حمله به بیت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بودم و شمشیر میکشیدم . بعد دیدم نمیشه و باید تحت امر چیزی نمیگفتم .
الان هم من طاقت شنیدنش رو ندارم دیدن که اصلا نمیشه ....پس خدا را شکر که نبودم ....

یا در حادثه عاشو را بودم ....
از خدا میخواهم در رکاب اخرین حجتش باشم .
ان شا الله همگی در گردان بیداری اندیشه در لشکر اقا (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خدمت کنیم
تا حالا در زندگیت احساس بی وزنی کردی؟
اگه الان بهت طی الارض میدادند و یکبار اجازه ی استفاده از اون رو داشتی کجا میرفتی؟
یه جمله بگو که خیلی توی زندگی اثر داشته؟
مهمترین حسن خودت رو چی میدونی ؟
مهمترین نقطه ی ضعف خودت رو چی میدونی؟
فکر میکنی در چه زمینه هایی باید بیشتر مطالعه و یا کسب مهارت کنی و چرا؟
پیش بینی میکنی اوضاع چگونه پیش برود (این که کدام اوضاع را می گویم میگذارم به عهده ی خودت، یک اوضاع را در نظر بگیر و در باره ی اون پیشبینی کن)
اگه بخوای در حق من دعا کنی چی دعایی میکنی؟
اگه بخوای در حق تالار دعا کنی چه دعایی میکنی؟
اولین چیزی که به ذهنت میرسه بعد از این کلمات رو بگو

تالار گفتگوی بیداری اندیشه
سیب
تهران
انگشتر
کارتون پاندای کنگفوکار
سجاده
باران
نجف
قبر
بلیط قطار
مادر
اسب
الا یا اهل العالم أنا المهدی
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7
آدرس های مرجع