سلام بر همگی!
اول گلایه ای دارم از دوستان . . . چرا در این بحث شرکت نمی کنید؟؟ فقط بنده و جناب جوینده ی حق و رهیافته باید نظر بدهیم؟؟ آیا شما همگی به نوعی متولی امور فرهنگی در جامعه نیستید؟؟ پس چرا سکوت کرده اید؟؟ دوستان به خدا بی تفاوتی بدترین چیز است؟؟ اصلا بیاید با صراحت و شدت با نظر بنده مخالف مخالفت کنید، هیچ ناراحت نمی شوم بلکه بسیار هم خوشحال می شوم!!
فقط خواهشا بی تفاوت نباشید!!
(۱۰/آبان/۹۰ ۲۳:۳۶)جوینده حق نوشته است: [ -> ] بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه دوستان
دوست گرامی جناب mamad90 از اینکه شما هم این چنین برای حل مشکلات فرهنگی این جامعه تلاش می کنید و در پی یافتن راه حلهای مناسب هستید واقعا خوشحالم.
اما گله ای که از شما دارم این است که پاسخ پرسش های من را صریح و گویا نداده بودید ، که امیدوارم مشکل از من برای فهماندن منظورم بوده باشد که انشاالله بهتر بتوانم منظور خود را بفهمانم.
نقل قول:حال با این تعریف تضادی بین ارائه ی راهکار و ایده ی جدید با دین وجود ندارد. اتفاقا بنده معتقدم که بکرترین ایده ها را دین دارد ولی باید با توجه به شرایط زمانی اش استخراج شود. و در کار فهنگی هم شک نکنید که ارائه ی حرف جدید تاثیر فوق العاده زیادی در اذهان عموم دارد!
با این صحبت شما کاملا موافقم؛ چون برتری شیعه بر دیگر فرق اسلامی و حتی دیگر ادیان هم همین است؛ استفاده از عقل و اجتهاد برای به روز نگه داشتن اسلام و ارائه راهکارها و راه حل های جدید که این مذهب را در طول تاریخ زنده و پویا نگه داشته است.
نقل قول:بنده اعتقاد دارم که علاوه بر این که انسان به دین نیاز دارد، دین هم به انسان نیازمند است!!
محمد عزیز لطفا در پست بعدی خود قسمت دوم این مطلب را بیشتر شرح دهید و دلایل خود را در مورد نیاز دین به انسان بفرمایید.
نقل قول: 1.کار فرهنگی چیست؟ الزام وجودش چیست؟ از چه زمانی شروع شده است؟ و چه حوزه هایی را در بر می گیرد؟
در پاسخ این سوال باید بگویم که نمونه اعلای کار فرهنگی در طول تاریخ فعالیتهای پیامبران الهی جهت اصلاح جامعه بوده است و به طور کل هر کاری که جهت اصلاح جامعه باشد به نوعی کار فرهنگی محسوب می شود.
الزام وجود کار فرهنگی به حدی است که خداوند در قرآن می فرمایند: "هیچ امتی بدون رسول و پیامبر نبوده است" یعنی نبود فعالیت فرهنگی در یک جامعه برابر با نابودی و زوال آن جامعه خواهد بود.
همه حوزه هایی که یک دین در آن دستوری داده و حکمی وضع کرده است حوزه های کار فرهنگی است؛ که دیگر مشخص است چه حوزه عظیمی را در بر می گیرد.
نقل قول:.اگر شما قرار باشد مدیر یک مجموعه ی فرهنگی شوید، از کجا کار خود را شروع می کنید؟
بنده با اجازه شما ابتدا به سوال دیگری که مکمل این سوال شماست پاسخ دهم که: قبل از اینکه یک مدیریت فرهنگی را قبول کنید چه کار باید بکنید؟
من باید ابتدا خود را اصلاح کنم مدیر نفس خود باشم و بعد کار فرهنگی را در خانواده خود اجرا کنم و مدیر فرهنگی خانه خود باشم و سپس به سراغ اقوام و دوستان خود بروم تا انگاه اگر صلاحیت مدیریت فرهنگی را داشتم، این مسئولیت خطیر را عهده دار شوم. ( یکی از معضلات بزرگ جامعه ما همین است؛ که در این رابطه امام علی علیه السلام می فرمایند اگر در جامعه کسی لایق تر از تو به مقامی باشد و تو آن مقام را قبول کنی به همه جامعه ظلم کرده ای)
و اما جواب شوال شما دوست عزیز :
من به عنوان یک مدیر مجموعه باید ابتدا مجموعه خود را اصلاح کنم چون ترویج فرهنگ با متولیان بی فرهنگ معنا نمی دهد. و موید این سخن من حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله است که می فرمایند : همه شما مسئولید و همه شما نسبت به زیر دستان خود مسئولیت دارید.
پس هرکس در هر جایی به نحوی مدیر است از مدیر نفس خود گرفته تا مدیر یک مجموعه ؛ پس همه باید ابتدا خود و سپس زیردستان خود را اصلاح کنیم. تا انشالله جامعه اصلاح شود.
منتظرتان هستم.
یاعلی.
با سلام به شما!
بنده گمان می کنم که منظور شما را درست متوجه نشده ام چون در ارتباط با سوال اولتان باز هم همان جواب قبلی به نظرم می آید. و همانطور که پیش تر هم گفتیم، ما اصلاح جامعه را در گرو همکاری متولیان امور فرهنگی و مردم می دانیم. و حالا ما قصد داریم که عملکرد خودمان را زیر ذره بین ببریم تا اشتباهات کارمان اصلاح شود! اگر باز هم جواب نگرفته اید منظورتان را روشن تر یبان کنید!!
در ارتباط با سوال دومتان هم گمان می کنم که جواب داده باشم. اما به هر طریق به طور خلاصه :
راهکار جدید منافاتی با دین ندارد. ما خواهان طراحی الگوهای جدید با تفقه در دین و تکیه بر الگوهای سابق هستیم!
در ارتباط با جمله ای که گفتیم دین به انسان نیاز دارد :
انسان ماموریت اصلی اش در این جهان به اجرا در آوردن دین است. به عبارت دیگر آمده است تا دین را از یک موجودیت انتزاعی به عینیت و فعلیت برساند. و این میسر نمی شود مگر با کمک عقل!! خداوند برای انسان ها یک سری جبریات در نظر گرفته است. به عنوان مثال این که در کجا و در چه برهه ای متولد شوند. تحت تربیت چه کس یا کسانی باشند و یا اصلا یتیم باشند. حال از آنها می خواهد که با کمک عقل خود دین را به طریقه ای منحصر به فرد با توجه به جبریاتی که برای ایشان در نظر گرفته است، به مرحله ی ظهور برسانند. و این عینیت یقینا برای هر انسانی منحصر به خودش است که با کمک عقلش به دست آمده است. پس دین برای اینکه از یک کالبد بی جان در آید و تبدیل به یک موجود زنده ی منحصر به فرد شود به انسان نیاز دارد.
و اما در ارتباط با سوال هایی که پرسیدیم :
در مورد سوال اول که از توضیح کاملتان ممنونم. و یک سوال بوجود می آید :
این که آیا خداوند به غیر از پیامبران و امامان اجازه داده است تا اشخاص دیگر به تبلیغ دین و انجام امور فرهنگی بپردازند؟
و در مورد سوال دوم هم من انتظار جواب دیگری داشتم. شاید منظورم را بد رسانده بودم و حال واضح تر بیان می کنم :
شما فرض کنید که همه ی مراحلی که گفتید را پشت سر گذاشته اید. از مدیریت نفس تا خانواده و برخورد خوب با زیر دستان! حالا به عنوان کار عملی از کجا شروع می کنید و از چه مساله از هزاران مووضوع دینی با توجه به محدودیت امکانات شروع می کنید؟
(۱۱/آبان/۹۰ ۱:۰۵)رهیافته نوشته است: [ -> ]سلام
جناب جوینده حق و mamad90
من چند تا سوال داشتم شاید کمی بحث بازتر بشه!!
1.آیا فرهنگ ما با دیانت ما رابطه مستقیم دارد؟! اگر این گونه است پس چرا گه گاه متولیان فرهنگی جامعه، ایرانیان را انسانهایی با تمدنی می خوانند که فرهنگ 2500 ساله را یدک می کشند و به منشور کورش بسی افتخار می کنیم و ...
آیا سابقه فرهنگی ما از زمان اسلام آغاز شده و یا 2500 سال پیش؟ و این تفاوت دیدگاه ریشه در چه دارد؟!!
(جواب سوال اول واضح است بیشتر منظورم قسمت دوم است)
چگونه تمام نیروها به یک انسجام می رسند و در یک مسیر گام بردارند؟ این گسستگی در دستگاه اجرایی چگونه حل میشود؟!!
2. جناب mamad90 آیا یک فرد هر چند عاقل، می تواند بدون کم و کاست و احیانا اشتباه، طرح های جدیدی برگرفته از دین ارائه دهد؟
اگر منظورتان به کار گیری شیوه های جدید در اجرای الگو هاست با شما موافقم. در کل با نظر شما پیرامون پویا و فعال بودن دین موافقم اما این پویایی در طرح ها، باید در راه اجرای نوین و منطبق با مقتضیات زمان باشد نه صرف طراحی یک الگو تطبیقی.
اگر به نظر شما من اشتباه میکنم لطفا بنده را روشن بفرمایید.
به عنوان مثال چادر پوشش برتر است و از حضرت فاطمه(سلام الله علیه) برای شیعیان باقی مانده است ولی در جامعه کنونی بانوان جوان پذیرای این پوشش نیستند(اکثریت را عرض میکنم) پس نیاز به یک تغییر با حفظ ارزش ها بود اما این تغییر در گذشت زمان به گونه ای رقم خورد که تبدیل به مانتوهای تنگ و کوتاه و... شد در صورتی که چادر هنوز هم اصالت خود را حفظ کرده است.
گرچه مانتو ها در یک بازه ی زمانی به عنوان یک پوشش مناسب برای زن ایرانی انتخاب شد اما اکنون تنوع به تهوع رسیده است.
همیشه در تمام زمینه ها تغییرات سازنده نیست چرا که طرحی هر چند خوب ارائه میشود و پس از چندی رها می شود.
عذر خواهی میکنم اگر کمی از موضوع بحث شما دو بزرگوار فاصله گرفتم
در پناه حق باشید
یا علی(علیه السلام)
سلام دوست گرامی!!
تشکر می کنم از سوال به جایتان که بسی جای بحث مفصل تر از یک و چند پست در این جستار دارد و امیدوارم که اینجا را دوباره محلی برای جنگ باستان پرستان و باستان ستیزان نکند که گویا دعوایشان تمامی ندارد . . .
در ارتباط با مقوله ی اول :
بنده هم نظر دوستمان جوینده ی حق را تایید می کنم. فرهنگ و دین با هم تضادی ندارند. دین خواهان زدودن و نابود کردن فرهنگ های مختلف نیست. هر چند که تفاوت فرهنگی و قوم نزد خداوند ارزش محسوب نمی شود. اما دین هنگامی که مرحله ی ظهور می رسد در کالبد منحصر به فردی قرار می گیرد که همان انسان موجود در یک فرهنگ خاص است و حال این انسان سعی می کند حرف خدا را در فرهنگ خودش پیاده سازی کند. به هر طریق اگر در گذشتگان ما افرادی بوده اند که کار نیک انجام داده اند و مورد تایید دین بوده است ما هم به آنها افتخار می کنیم. به نظرم می آید این که سابقه ی فرهنگی ما از چه زمانی شروع شده است بر می گردد به تعریف ما از فرهنگ و یک تاریخ شناسی اساسی که از توانایی بنده ی حقیر خارج است و نظری در اینباره نمی دهم! هر چند به نظرم زیاد هم مقوله ی تاثیر گذاری در امر فرهنگی فعلی ما نیست . . .
در ارتباط موضوع دوم :
من گمان می کنم که باید کمی قضیه شفاف تر شود تا ما منظور یکدیگر را بهتر درک کنیم.
برخی از موضوعات در طول تاریخ ثابت اند و این بر می گردد به فطرت انسان ها! به عنوان مثال پوشیدگی زنان امری است که هیچ گاه حتی تا هزاران سال دیگر هم تغییر نخواهد کرد. اما باید سعی کنید دید وسیع تری به این مقوله داشته باشید. یعنی باید به اصل موضوع توجه کنید. مثلا شما فرض کنید زنی در روستا ها زندگی می کند و یا مثلا عشایر است و شرایط فرهنگی و قومی اش طوری حکم می کند که باید کار طاقت فرسای بیرون از خانه انجام دهد. مثلا باید هر روز 7 8 ساعت به شالیزار برود و کار طاقت فرسای کشاورزی انجام دهد. آیا به نظر شما این زن می تواند چادر به سر کند و همه ی این کار ها را هم انجام دهد؟؟
یادتان باشد که دین باید فراگیر باشد و سعادت انسان را رقم بزند. شما باید شرایط هر امام یا پیامبری را در نظر بگیرید. یک نگاه اجمالی به زندگی 14 معصوم بیاندازید. از حکومت داری علی ( ع )، صلح حسن ( ع ) و قیام حسین ( ع ) تا تقیه ی امامان بعدی!! این بزرگواران هر کدام با کمک عقل و با توجه به شرایط روزشان دین را به گونه ای منحصر به فرد عطا کرده اند.
پس در اگر بخواهم صریح به سوالتان جواب بدهم باید گویم که قطعا می توان الگوی منحصر به فردی ارائه کرد و اصلا با توجه به توضیحاتی که در اینجا و در چرای نیازمندی دین به انسان ها دادم باید یک چهره ی منحصر به فرد از دین ارائه کرد!! اگر موافق نیستید و قانع نشدید می توانیم بیشتر صحبت کنیم!!
(۱۱/آبان/۹۰ ۲۲:۳۸)جوینده حق نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه دوستان
رهیافته گرامی شبهه شما خیلی به جا و در جامعه امروز ما نیز بسیار فراگیر شده است.
من این سوال شما را با یک سوال دیگر پاسخ می دهم.
آیا کسانی که هیچ دین و مذهبی را قبول ندارند ، افراد کاملا بی فرهنگی هستند و هیچ بویی از انسانیت نبرده اند؟
کاملا مشخص است که جواب این سوال منفی است.
فرهنگ و انسانیت مسائل فطری هستند.
پیامبران فقط یاد آوری کننده و بیدار کننده این فطرتهای خاموش شده بوده اند.
پس ایرانیان باستان و هر ملت آزاده ای که فطرت الهی خود را بیدار نگه داشته باشند می توانند دارای فرهنگ غنی و انسانیت باشند.
برای نمونه پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد چند نفر از کسانی که قبل از اسلام زندگی می کرده اند احادیث زیبایی دارد. در مورد حاتم طایی می فرمایند: دوست داشتم در زمان ایشان بودم و او را ملاقات می کردم.
در مورد جد فرزدق شاعر که از زنده به گور شدن حدود 360 دختر جلوگیری کرد فرمودند : اجر ایشان در نزد خدا محفوظ است.
پس نتیجه می گیریم که فرهنگ داشتن در فطرت انسان ها نهفته است و پیامبران با توجه به مقتضیات زمان و به تدریج جنبه های مختلفی از این نعمت خدادادی را برای مردم هویدا می کردند، که اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین آسمانی نماد فرهنگ جامع و کامل است که در همه زمینه ها و حوزه ها اظهار نظر کرده و جایی را رها نکرده است.
و اما مسئله بعد :
در مورد راهکارها و راه حل های غیر دینی یکی از صحبتهای حضرت آیت الله بهجت را می نویسم که کاملا گویا است:
<font style="font-size
mall">حضرت آیت الله بهجت گاهی می فرمودند: ماها دنبال یک چیزی می گردیم برای تکامل مان که نه خدا گفته باشد نه پیغمبر و نه امام و خیال می کنیم راه سعادت یک چیزی است که نه خدا گفته نه پیغمبر نه امام. در صورتی که قاعدتا آنچه آنها بیشتر گفته اند و بیشتر تاکید کرده اند آن موجب سعادت ماست. چه طور ممکن است چیزی در سعادت انسان تاثیر داشته باشد وآنها از آن غفلت کرده باشند و نگفته باشند و واگذار کرده باشند که یک پیری ، مرشدی ، قطبی بیاید و بیان کند؟ آیا ممکن است هم چنین چیزی؟ <font style="font-size
mall">
[size=medium]<font style="font-size
mall">و اما منظور من از راهکارهای جدید چیست؟ [size=medium][align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size
mall">منظور ارائه حرف دین و پیامبر و ائمه به زبان امروزی است. مثلا حدیث داریم که " وقتی روی اسب نشسته ای با کسی که ایستاده سخن نگو ، از اسب پایین بیا و سپس صحبت کن" حال این حدیث به شکل امروزی مثلا این طور می شود " وقتی سوار ماشین هستی و می خواهی با کسی که ایستاده سخن بگویی ، ابتدا ماشین را جای مناسب پارک کن، بعد ماشین را خاموش کن و آنگاه صحبت کن"[align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size
mall">
[align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size
mall"> انشاالله که توانسته باشم منظورم را رسانده باشم[align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size
mall">یاعلی.[font=Times New Roman][size=medium][align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size
mall">
در ارتباط با این راه حل های غیر دینی ما هم با شما هم عقیده ایم. اما یک نکته ی ظریفی وجود دارد! اجازه دهید با یک سوال دیدگاه شما برایم روشن شود :
_به نظر شما چرا امروز هیچ امام یا پیامبری به طور مستقیم با مردم ارتباط ندارد؟ و در این شرایط تکلیف انسان ها چیست؟
و در ارتباط با راهکار جدید ما هم با شما هم موافقیم. و برای همین است که خدا انسان ها را به تفقه در دین دعوت می کند.
موفق بمانید
یا علی