(۲۶/آبان/۹۰ ۲۲:۲۳)وحید110 نوشته است: [ -> ]1نقل قول:. در صورتی که مدل شما رو بپذیریم مجبوریم قبول کنیم که هر پیدایش حیات [با احتمال بالا] لزوما به نیستی می گراید. این با واقعیت منطبق نیست و شکستیست برای مدل شما.
دقیقا درست است بنده هم میخواستم به همین نتیجه برسیم . این مدل من نیست . این مدل کسانیست که با اتفاق و حادثه و شانس میخوان افرینش رو توجیه کنند !
در کل توسل به احتمال در توجیه افرینش چه برای رد برهان نظم و چه تکامل (خود تکامل خیر ) مردود است
بنده در تکامل (اگر باشد ) یا افرینش دفعی انتخاب هوشمند یا یک سازنده را منطقی میدانم .
بنده مدل مهره ها را در دنیای واقعی نشان دادم . یعنی به قول شما یک دنیای الله بختکی !!
بقیه بحثتان را نیز با جناب محمد دخالتی نمیکنم .
با تشکر از شما که خیلی منطقی برخورد میکنید . انشا الله به نتیجه درستی برسید که بهترین باشد
در پناه خدا
نه من منظورم از الله بختی این بود که در صورتی که مساله رو درست فرض کنیم، ورودی های مساله رو به هر حال دلخواه در نظر گرفتید. «مثلا» فرض کردید احتمال جهش یک ژن 50 در صده. اما اگه این احتمال رو 60 در صد در نظر بگیریم خروجی مسئله متفاوت می شه.
بله، مدل شما (مدل اون ها) که درست نبود. مدل من هم که درست نبود. پس باید دنبال مدل سوم باشیم!! :دی اما آیا اون مدل لزوما وجود یک خالق رو اظهار می کنه؟ شاید چاره ی دیگری هم داشته باشیم:
ما تو قانون مندی جهان به توافق رسیدیم، درسته؟ حالا اگه من بگم دست خالقی در کار نیست و همه ی جهان رو قوانین اداره می کنن چی؟ شاید اون چیزی که ازش به عنوان هوش (انتخاب هوشمند) یا سازنده ی منطقی یاد کردید چیزی جز الگوریتم های پیچیده ی کشف نشده نباشه. بنابرین همچنان در اثبات وجود یک خالق در می مانید. منتظر جوابتون هستم.
(۲۶/آبان/۹۰ ۲۳:۰۷)mamad90 نوشته است: [ -> ]عزیز من!
چرا بنده رو مجبور به تکرار مکررات می کنی؟؟
این نقل قول شماست :
نقل قول:حال سعی کنیم این آزمایش را 10 میلیارد (10.000.000.000 ) بار متوالی انجام دهیم. احتمال این که حداقل یک بار به نتیجه ی دلخواه برسیم بیشتر از آن است که در هیچ کدام از آزمایش ها به نتیجه نرسیم.
ما می گوییم اشتباه است! اگر می پذیرید اشتباه کرده اید بگویید و اگر می فرمایید درست است دلیل برای ردش بیاورید!
یا علی
من می گم شما (شخص شما) از فرضیاتی برای رد این موضوع استفاده کردید که برای من ثابتش نکردید، همین.
پ.ن: فرض کنید احتمال ادامه ی حیات یک ژن تا 1000 نسل (مدل اون ها!) 1 * 10 ^ -10000 باشه. حالا فرض کنید 1000000 ژن داریم. احتمال اینکه یکیش به نسل 1000 برسه مقداری متفاوت خواهد بود. این همون انتقاد من به ورودی های مسئله ی وحید110 هستش.
نقل قول:نه من منظورم از الله بختی این بود که در صورتی که مساله رو درست فرض کنیم، ورودی های مساله رو به هر حال دلخواه در نظر گرفتید. «مثلا» فرض کردید احتمال جهش یک ژن 50 در صده. اما اگه این احتمال رو 60 در صد در نظر بگیریم خروجی مسئله متفاوت می شه.
بله، مدل شما (مدل اون ها) که درست نبود. مدل من هم که درست نبود. پس باید دنبال مدل سوم باشیم!! :دی اما آیا اون مدل لزوما وجود یک خالق رو اظهار می کنه؟ شاید چاره ی دیگری هم داشته باشیم:
ما تو قانون مندی جهان به توافق رسیدیم، درسته؟ حالا اگه من بگم دست خالقی در کار نیست و همه ی جهان رو قوانین اداره می کنن چی؟ شاید اون چیزی که ازش به عنوان هوش (انتخاب هوشمند) یا سازنده ی منطقی یاد کردید چیزی جز الگوریتم های پیچیده ی کشف نشده نباشه. بنابرین همچنان در اثبات وجود یک خالق در می مانید. منتظر جوابتون هستم.
در مورد اون فرض شما جهش رو اگر ۱۰۰٪ هم بگیری باز در نتیجه کلی فرقی نداره بنده روی اون ورودی حساب نکردم بلکه میخواستم بگم حتی جهش هم احتمالی است
ببینید ما چند برهان رو برای افرینش میاریم . نظم و علیت و چند برهان پیچیده فلسفی
شما با این مدل نظم رو رد میکردید که بنده مدل شما رو رد کردم تا کلا اون برهان سر جایش باشد
در مدل من خداوند حیات را افریده و کنترل میکند . خیلی راحت برایش بسیاری دلیل هم دارم بجر ان براهین که از نظر علمی و عقلی ثابت شده است براهین قلبی و ..
ضمن اینکه دلیلی بر عدم وجود خدا هم نیست!
خوب این قوانین چی هستند . از کجا اومدند . چطوری بوجود اومدند و اجرا میشن؟
مثلا برای تکثیر نسل کد های ژنتیکی برای توارث رو ما قانون در نظر میگیریم . این خود به خودی که نمیشه ..
اینجا این شمایید که باید برای من ثابت کنید قوانینی هست که خود بخود بوجود امده !
یعنی وقتی حساب و کتابی در کار باشه باید حسابگری هم باشه ... و افریننده ای برای افرینش وجود از عدم
علاوه بر این شما باید برای من طریقه بوجود امدن هستی و حیات را توضیح دهید و بسیاری مسایل دیگر
این قوانیم لا جرم یک لیدر و ناظم و افریننده میخواد ....
یا حق
دوستان عزیز.خواهر و برادر ها...انشاءالله نیاد روزی که باهمین عدد ها رقم ها با همین علم ناقص بشری یه شیعه بگه که شایدم حتی شایدم نظریه داروین درسته...به امید ظهور
جناب مهدی یار تکامل چه باشه و چه نباشه باز دست خدا انکار ناشدنیست
بحث رو پیگیری کنید و عجله نکنید
یا حق
(۲۶/آبان/۹۰ ۲۳:۴۸)وحید110 نوشته است: [ -> ]نقل قول:نه من منظورم از الله بختی این بود که در صورتی که مساله رو درست فرض کنیم، ورودی های مساله رو به هر حال دلخواه در نظر گرفتید. «مثلا» فرض کردید احتمال جهش یک ژن 50 در صده. اما اگه این احتمال رو 60 در صد در نظر بگیریم خروجی مسئله متفاوت می شه.
بله، مدل شما (مدل اون ها) که درست نبود. مدل من هم که درست نبود. پس باید دنبال مدل سوم باشیم!! :دی اما آیا اون مدل لزوما وجود یک خالق رو اظهار می کنه؟ شاید چاره ی دیگری هم داشته باشیم:
ما تو قانون مندی جهان به توافق رسیدیم، درسته؟ حالا اگه من بگم دست خالقی در کار نیست و همه ی جهان رو قوانین اداره می کنن چی؟ شاید اون چیزی که ازش به عنوان هوش (انتخاب هوشمند) یا سازنده ی منطقی یاد کردید چیزی جز الگوریتم های پیچیده ی کشف نشده نباشه. بنابرین همچنان در اثبات وجود یک خالق در می مانید. منتظر جوابتون هستم.
در مورد اون فرض شما جهش رو اگر ۱۰۰٪ هم بگیری باز در نتیجه کلی فرقی نداره بنده روی اون ورودی حساب نکردم بلکه میخواستم بگم حتی جهش هم احتمالی است
خب من به راحتی به این حرف شما تکیه می کنم.
(۲۶/آبان/۹۰ ۲۳:۴۸)وحید110 نوشته است: [ -> ]ببینید ما چند برهان رو برای افرینش میاریم . نظم و علیت و چند برهان پیچیده فلسفی
شما با این مدل نظم رو رد میکردید که بنده مدل شما رو رد کردم تا کلا اون برهان سر جایش باشد
در مدل من خداوند حیات را افریده و کنترل میکند . خیلی راحت برایش بسیاری دلیل هم دارم بجر ان براهین که از نظر علمی و عقلی ثابت شده است براهین قلبی و ..
بله، ولی همان طور که گفتم هدفم رد آن برهان بود نه لزوما نفی وجود خدا!
(۲۶/آبان/۹۰ ۲۳:۴۸)وحید110 نوشته است: [ -> ]ضمن اینکه دلیلی بر عدم وجود خدا هم نیست!
خوب این قوانین چی هستند . از کجا اومدند . چطوری بوجود اومدند و اجرا میشن؟
خب واقعا توضیحی ندارم. فکر می کنم اولین، ساده ترین و بهترین توضیح پذیرش وجود خداست.
(۲۶/آبان/۹۰ ۲۳:۴۸)وحید110 نوشته است: [ -> ]مثلا برای تکثیر نسل کد های ژنتیکی برای توارث رو ما قانون در نظر میگیریم . این خود به خودی که نمیشه ..
اینجا این شمایید که باید برای من ثابت کنید قوانینی هست که خود بخود بوجود امده !
یعنی وقتی حساب و کتابی در کار باشه باید حسابگری هم باشه ... و افریننده ای برای افرینش وجود از عدم
علاوه بر این شما باید برای من طریقه بوجود امدن هستی و حیات را توضیح دهید و بسیاری مسایل دیگر
این قوانیم لا جرم یک لیدر و ناظم و افریننده میخواد ....
یا حق
همون طور که گفتم این می تونه بهترین توضیح باشه. بنابرین می پذیرمش. (چون دلیلی ندارم که توضیح دیگه ی بدون تناقضی وجود داره که به وجود خدا ختم نشه!!)
خب از اطلاعات جامع شما و دیگر دوستان و کمکی که در روشن شدن مسئله کردید ممنونم
__________
حالا می خوام اگه اجازه بدید یه مسئله ی جدید رو مطرح کنم.
مقدمش اینه که: در فرض های برهان علیت می گوییم هر پدیده یا معلول علتی داره. دقیقا پدیده رو چی تعریف می کنید؟ معلول چیست؟
بستگی به پاسخی که می دید ممکنه این بحثو مطرح نکنم اصلا!!
(۲۷/آبان/۹۰ ۰:۱۰)وحید110 نوشته است: [ -> ]جناب مهدی یار تکامل چه باشه و چه نباشه باز دست خدا انکار ناشدنیست
بحث رو پیگیری کنید و عجله نکنید
یا حق
همین جا می تونیم درباره ی تکامل بحث کنیم؟ یا جای دیگه؟!
جناب بلک مایند در مورد علیت بحث فلسفیست که در همون تاپیکی که براتون نوشتم در موردش بحث شده
زیبا هم بحث شده به نظرم خیلی هم کامل است . بنده خودم استفاده بردم .
در مورد بحث تکامل بنده تخصص فنی ندارم و مدتهاست دارم در موردش تحقیق میکنم . دوستان یه تاپیک داشتند در موردش خیلی بحث شد به نام گفته های راجر در مورد تکامل اونجا بحث رو ادامه بدهید با دوستان بنده هم اگر سعادتی بود شرکت میکنم
در نهایت بعضی مفسرین با استناد به قران تکامل رو پذیرفته اند . بعضی تکامل انواع رو جدا میدونند .
در کل تکامل یا هدایت شده هست یا احتمالی
احتمالیش رد شد پس باز هم جواب میشود خدا
چون به اینجا رسیده دیگه بنده متعرض اون نمیشم!
به هر حال بسیار خوشحال شدم از بحث با شما . کمتر پیش میاد کسی هم منصف باشه هم منطقی هم گیراییش بالا
قبلا با چند نفر بحث میکردیم حرفمون رو نمیفهمیدند مجبور شدم ادامه ندم
در پناه خدا باشید
ممنونم. بله عرض کردم که اون رو تا جایی خوندم و تا جواب سوالمو نگیرم قصد ندارم ادامش بدم.
در حقیقت این سوال من نا مربوط به این تاپیک هم نیست. در هر صورت اگه این سوالو جواب ندید مجبور می شم بحثو با فرضیات خودم ادامه بدم. (چون گفتگوی اون تاپیک از این مبحث دور شده بعید می دونم دوباره وارد بشه...)
خوب بفرمایید کدوم قسمت اون تاپیک برای شما سوال بوده ؟
اگر شما لطف کنید تاپیک جدیدی با عنوانی دلخواه باز کنید و در اون در مورد علیت بحث کنیم به نظرم خیلی بهتر میشه
مثلا مباحثی پیرامون علیت ...
یا حق
سلام دوستان
دو مطلب به ذهنم رسید که بد نیست خدمت شما عرض کنم.
نخست آنکه، آنچه که مهمتر از خود پدیده هاست، قوانین و روابط بین آن هاست. اهمیت این قضیه برای چیست؟ پدیده ها جملگی مادی و قوانین حاکم بر آنان غیر مادی است. این قوانین نادیدنی هستند اما ماده قهرا مجبور به اطاعت از آن است! چیزی که وجود دارد و اثرش، اثبات وجودش است و بر عالم ماده حاکم است اما خود نادیدنی است و علتی برای آن قابل تصور نیست!!!
ببینید در سطح موجود زنده، در آزمایشگاه اگر یک سلول تخمک به یک اسپرم رسانده شود و شرایط مناسب فراهم شود، لقاح مصنوعی شکل می گیرد و مثلا یک گوساله شبیه سازی شده خلق می شود. اما چرا؟! چه کسی گفته که باید این کار را انجام داد؟ به بیان ساده تر این قانون که اکنون با پیشرفت علم، بدیهی به نظر می رسد از کجا سر درآورده؟ چه کسی آن را در عالم نوشته است؟ اصلا می شود دانشمندی بگوید من نمی خواهم با استفاده از این قانون گوساله شبیه سازی شده بوجود آورم! و می خواهم مثلا هردو چیز دیگری را مخلوط کنم تا گوساله بسازم! اصلا چرا 2 تا سلول؟ که گفته؟ من می خواهم 3 تا مخلوط کنم! آیا اگر میلیاردها بار آزمایش کند، به جز با امتزاج یک سلول تخمک و یک اسپرم گاو می تواند گوساله ای را شبیه سازی کند؟
در سطح موجود غیر زنده، مثلا علم کشف می کند 2 مولکول هیدروژن و یک مولکول اکسیژن می شود یک مولکول آب. خوب، که گفته باید بشود آب؟ آیا می شود من هزاران هزارن میلیارد بار مولکول هیدروژن و یک مولکول اکسیژن را با هم ترکیب کنم به امید اینکه آب تشکیل نشود و مثلا به جایش الکل تشکیل شود؟! این قانون از کجا آمده؟! چه کسی آن را وضع کرده؟
در سطح پدیده های با ماهیت انرژی و یا میدان نیرو (که آن هم باز مادی حساب می شود. اما روی دوم سکه عالم ماده است. چون طبق قانون انشتین ماده و انرژی به هم قابل تبدیل هستند) نیز باز قوانینی بر این پدیده ها حاکم است. مثلا در هیچ جا وجود جسم بدون ایجاد انحنا در صفحه فضا-زمان (و ایجاد گرانش) قابل تصور نیست. (البته در مثال هم مناقشه نیست. منظورم عالم واقع است نه معادلات ریاضی. ولو اینکه طبق محاسبات ریاضی هم این موضوع فیزیکی به اثبات رسیده است. علی ای حال...).
یعنی کلیه پدیده های عالم مادی، چه در سطح ماده و چه در سطح انرژی، مقهور قوانینی نانوشته و نادیدنی در این عالم هستند. قوانینی که اولا ثابتند، تغییر نمی کنند و با گذشت زمان عوض نمی شوند. (مثلا این که 10 میلیارد سال بعد نیز، H2O آب می شود و این قانون عوض نمی شود) و ثانیا در همه جا به یک کیفیت و میزان اعمال قدرت می کنند. (مثلا H2O هم روی زمین آب است و هم در فضا و هم در منظومه ها و کهکشان های دیگر. نه اینکه مثلا در راه شیری اینطور باشد و در آندرومدا مثلا H2S آب باشد.)
به بیان دینی این قوانین تبدیل و تحویل ندارند!
اما مطلب دوم، آنکه فرق بین موجود زنده و مرده چیست؟ یک خرگوش زنده را در نظر بگیرید. این خرگوش یک سری ویژگی ها دارد. حال اگر این خرگوش بمیرد چه فرقی حاصل می شود؟ آیا تمام آنچه که ویژگی های خرگوش ماست ثابت است و تغییری نکرده است؟ این را علم می تواند در آزمایشگاه بسنجد. بله هیچ تغییری در آنچه ما از آن به خرگوش یاد می کنیم، ایجاد نشده است. (البته تست را سریع بگیرید تا خرگوش نگندد! دو نقطه دی). خوب جواب علم چه چیز است؟ اگر چیزی در خرگوش زنده هست که در همان خرگوش مرده نیست، و آن قابل اندازه گیری است، خوب پس طبعا اگر آن شرایط را علم بتواند به خرگوش برگرداند، خرگوش باید دوباره زنده شود! اصلا ما با یک خرگوش آماده داریم ولی زنده نیست. خوب علم آن تفاوتی را که بین خرگوش مرده و زنده است و آن را کشف کرده را به این خرگوش اضافه کند تا آن هم زنده شود! آیا می شود؟! نه نمی شود! چرا نمی شود؟! چون علم قائل به چنین تفاوتی نیست! علم تفاوتی را بین یک خرگوش در حالت زنده و همان خرگوش در حالت مرده نمی بیند! حال یک سوال! آیا واقعا یک خرگوش زنده با یک خرگوش مرده تفاوتی ندارد؟
(اصلا خرگوش پیش کش، مگر نمی گویند حیات حاصل تکامل تدریجی عناصر اولیه است؟! خوب لطفا علم با چند مولکول کربن و هیدروژن و اکسیژن یک یاخته تک سلولی، مشابه آن چیز که در آغاز حیات "موجود زنده" بوجود آمد، بسازد! کل ادعای علم ژنتیک کار بر روی ژن های موجود و سلول ها و یاخته های زنده است! لطفا خودش به جای کار با موجود زنده، یک مشت عنصر را اولیه را بگیرد و آن را زنده کند! لحظه تبدیل شدن مشتی عنصر اولیه به یک ارگان یا یاخته زنده، لحظه عجیب و شگرفی است که به سادگی از آن می گذرند...)
خوب پس دیدیم که یک سری قوانین نادیده وجود دارند که بر این عالم سیطره دارند و این قوانین قبل از شکل گیری عالم ماده وجود داشته اند و در واقع آن بستر وجودی و آن نرم افزار نصب شده بر سیستم عالم بوده اند ولی در عین حال نادیدنی هستند. علم آنها را زیر میکروسکوپ و در آزمایشگاه نمی تواند ببیند و تنها از روی اثراشان بر عالم قابل درک هستند و می شود به وجودشان شهادت داد. همینطور چیزی در خرگوش زنده وجود دارد که در خرگوش مرده نیست در حالیکه نادیدنی است و علم نمی تواند آن را اندازه گیری کند اما باز هم از روی اثر آن چیز نادینی به وجودش شهادت می دهیم و اصولا احماقه ترین حرف برای ما این است که بگوئیم بین خرگوش مرده و خرگوش زنده هیچ تفاوتی نیست!
پس چیزهایی در عالم هستند که وجود دارند ولی در آزمایشگاه قابل مشاهده و اندازه گیری نیستند و ما تنها از اثرشان پی به وجودشان می بریم. خدا هم دقیقا همین گونه است!!!
حال یک سوال: قوانین نانوشته و نادیدنی این عالم چگونه اند؟ آیا دارای یک خشونت و ظلم اند؟ آیا بی ارتباط با هم هستند؟ آیا عقل آنها را نمی پسندد؟ پاسخ آن است که قوانین این عالم به غایت شگرف، منحصر بفرد، نیکو و اندازه گیری شده هستند. یعنی ما یکسری قوانین داریم که با یک نظم خاص و یک حکمت زیبا و هوشمندانه، بر عالم سیطره دارند. در بیان ادیان مختلف به پدید آورنده این قوانین و برنامه نویس این سیستم عامل، سرچمشه حیات، شعور حاکم بر کائنات، شبکه شعور، سرچشمه نور، مبدا حیات، خداوند، الله و ... می گویند. آری خداوند آن قانون گذار عالم، و بخشاینده حیات به مشتی گوشت و پوست و استخوان، و آن دلیل بر دیدنی ها و نادیدنی های عالم است که برای خود او دلیلی نمی توان قائل بود. یا دلیل من لا دلیل له...
با اجازه انتقادمو (نکات منفی!) در مورد پست قبل بگم. اگه به نظرتون تند رفتم ببخشید، اگه فکر می کنید اشتباه می کنم بگید.
1. «پدیده ها جملگی مادی هستند.» نتیجه این که هر آن چه غیر مادیست پدیده نیست. پس خالقی ندارد. پس خدا خالق بخشی از این جهان نیست؟ درست است؟
2. روزی بود که انسان ها کسانی را که سعی می کردند طلا بسازند جادوگر می دانستند و این کار را غیر ممکن. امروزه به راحتی در آزمایشگاه ساخته می شود. بر طبق چه قاعده ای می گویید که روزی انسان نمی تواند از تنها عناصر، موجود زنده بسازد؟ همین الآن گونه هایی داریم ساخته ی دست بشر. علم هیچ وقت نمی گوید چرا، می گوید چرا که نه؟! چرا نتوانیم کارهایی را انجام بدهیم که به نظر غیر ممکن می آیند؟ بر طبق چه قاعده ای علم را این قدر محدود می کنید؟ می بینید، قانون نسبیت عام انیشتین مثال خوبیست. می گوید هیچ چیز سریع تر از نور نمی تواند حرکت کند. چنین قانونی با این زیبایی ریاضی در محیط آزمایشگاه شکست می خورد.
3. «قوانینی که اولا ثابتند، تغییر نمی کنند و با گذشت زمان عوض نمی شوند. (مثلا این که 10 میلیارد سال بعد نیز، H2O آب می شود و این قانون عوض نمی شود) و ثانیا در همه جا به یک کیفیت و میزان اعمال قدرت می کنند.» ممکن است این حرف درست باشد. اما چه طور می خواهید آن را ثابت کنید؟ در مورد آب، تعریف H2O آب است و H2S تعریف هیدروژن سولفید. شما در مورد «قوانین» صحبت می کردید، چه طور مثالی که آوردید مربوط می شود به «تعاریف»؟ به هر حال اگر کسی بتواند این امر را با دلیل خوبی بیان کند، من می پذیرم.
4. بگذار من یک سوال از شما بپرسم. آیا فرقی بین کامپیوتر من در حالت خاموش و آماده به کار هست؟ بله، اگر چه نمی توانیم این فرق را با چشم ببینیم. بین خرگوش مرده و زنده چه طور؟ می گویم بله، خرگوش زنده ضربان قلب دارد. اگر بگویید ممکن است خرگوش مرده ضربان قلب داشته باشد می گویم خرگوش زنده پالس عصبی دارد. اگر بپرسید می شود خرگوش مرده را زنده کرد می پرسم از کجا می دانید که نمی شود؟
شما باز دارید این جا برای اثبات حرفتان علم را محدود می کنید. و آن چیز را که هنوز علم درباره ی آن توضیح کاملی ندارد عالم غیر مادی می نامید. خب احتمالا این مرز علم است که عالم ماده را از عالم غیر ماده جدا می کند، نه؟
5. ما همیشه از روی آثار چیز های اطرافمان به وجودشان پی می بریم. وقتی چیزی را نمی بینیم آن را در محیط آزمایشگاه قرار می دهیم و با بررسی نتیجه ی آزمایش به وجودش پی می بریم. وقتی چیزی را می بینیم نور بازتابی از آن شیء بر روی شبکیه چشم اثر می گذارد و باز هم می بینیم که از روی آثارش به وجودش پی بردیم. بنابراین چه طور می گویید نمی توانیم در آزمایشگاه به وجود روح پی ببریم یا حتی وجود خدا؟
6. نظر شخصی: این گونه پایین آوردن سطح علم برای توضیح وجود خدا بیشتر در مجامع غیر علمی 200 سال پیش جواب می دهد. مانده ام چه طور علم دین همگام با علوم دیگر پیش نمی رود. این نوع برداشت شما از علم -که نمی توانیم به چیزی در آزمایشگاه دست پیدا کنیم- و پس خدا هست، نتیجه ای جز جبرگرایی و انفعال در پی ندارد.