ببینید بنده از منظر مادی به قضیه نگاه می کنم چون این ، آن کف عقلانی است که همه آن را قبول دارند در جهان بینی مادی، موجود مساوی محسوس است و نگاه به پدیده ها نگاه علمی به معنای تکرار پذیر بودن و قابل اندازه گیری بودن است.
اما از منظر غیر مادی می دانیم که این جمله که "پدیده ها همگی مادی هستند" غلط است. چون پدیده به معنای بوجود آمده، در عین حال به موضوعاتی اطلاق می شود که لزوما مادی نیستند و در جهان بینی غیر مادی، موجود مساوی مشهود و محسوس نیست.
خوب برای اینکه بحث پیش برود، این لازم است که نگاه نازل و در کف به جهان داشته باشیم.
اما اگر در هنگام بحث جهان بینی ما کمی بالاتر از سطح ماتریالیستی به قضیه باشد، این حرف شما کاملا صحیح است و این عبارت صحیح نمی باشد.
تفاوت بین یک خرگوش مرده و یک خرگوش زنده از نظر کیفیت بافت و وزن و مشخصات فیزیکی و شیمیایی چیز قابل مشهودی نیست. یعنی چیزی درون آن هست و درون این نیست و آن چیز باعث زندگی شده است. تنفس و گردش خون اثر وضعی و تبعی زنده ماندن است. یعنی این یک علامت است. مثلا تب که اثر بیماری است. دقیقا همانطور پاشیدگی اعضا و جوارح و آزاد شدن پاره ای مواد شیمیایی در جسم و شروع تغییر هم علامت آن مردن است. حال آن چیز که مبدا تفاوت است چیست؟
موجود زنده را مانند یک مدار در نظر نگیرید که اگر قطعات آن سالم بودند و اتصالات برقرار شد و جریان الکتریکی راه افتاد، جسم هم مانند آن مدار شروع به حرکت کند. شما یک نمونه سراغ دارید که کنار هم قرار دادن تعدادی بافت سالم یک موجود زنده کامل بوجود آید؟
سوال دقیقا آن است که اگر بین موجود زنده و غیر زنده علم تقاوتی را کشف کرده چرا با اعمال و شبیه سازی آن نمی تواند مثلا انسانی را که چند روز است مرده را مجدد زنده نماید؟ اگر تفاوت موجود مرده و زنده در لحظه مردن، وجود یا عدم وجود فلان پروتئین است پس چرا با حذف یا اضافه نمودن آن پروتئین نمی شود موجود مرده را مجدد زنده کرد؟
در ضمن سعی بنده ارائه یک برهان خلف است. ببینید در جهان بینی مادی ادعا می شود هر چیز که بشود مستقیم آن را رصد نمود، وجود دارد و اگر ما نتوانیم چیزی را در آزمایشگاه، اندازه بگیریم پس آن وجود ندارد. سعی بنده این بود که با ارائه دو مثال و تبیین برهان خلف، وجود چیزهایی را ثابت کنم که هستند اما علم از درک مستقیم آن عاجز است. و در نتیجه وقتی چنین مواردی در عالم وجود دارند، وجود خدا هم محتمل خواهد بود. و این احتمال با درک کامل و صحیح ماهوی آن قوانین حاکم بر عالم و مشاهده ربط و اندازه گیری و دقت و هوشمندی بکار رفته در این قوانین، تبدیل به یقین می شود.
بله در مورد اثباتی که گفتید در صورت استفاده از برهان خلف نتیجه ی درستیست. و همین طور که گفتید فرض های اولیه ی مسئله را نفی می کند.
اما همان طور که خودتان گفتید برای اثبات خدا، دلایل دیگری هم لازم است و پیمودن همین راه کافی نیست. با این حال حداقل این خوبی را دارد که این فرض برای گروهی از مادیین مطرح می شود، اما ممکن است شمار زیادی از افراد فرضیات را نپذیرند.
در ضمن در مورد بازگشت پذیری حیات در علوم تجربی حال حاضر اگر دوست داشتید می توانید به این مقاله مراجعه کنید.
http://en.wikipedia.org/wiki/Cryonics
فکر میکنم راهی رو که پیش گرفتیم مشکلاتی رو ایجاد کنه
1
نقل قول:. «پدیده ها جملگی مادی هستند.» نتیجه این که هر آن چه غیر مادیست پدیده نیست. پس خالقی ندارد. پس خدا خالق بخشی از این جهان نیست؟ درست است؟
بفرمایید ماده و غیر ماده چیست
پدیده را نیز تعریف کنید
در کل در مورد علم
این تائیک را مطالعه بفرمایید .
در پناه خدا
با سلام به همگی

راستش چند تا نکته دیدم به نظرم اومد که اون رو بیان کنم
به دوست گران قدر مساف عزیز :
مثال خرگوش شما یا بهتر همون مثال گربه ی شرودینگر که اروین شرودینگر می خواد مرز بین دنیای کوانتومی و دنیای واقعه ای رو بسنجیه بر اساس نظریه کوانتومی یک اتم پرتوزا هم زمان هم می تواند واپاشیده شود و هم نمی تواند واپاشیده شود و حال فرض کنید گربه ای در جعبهای در بسته زندانی است. در این جعبه یک شیشه گاز سیانور، یک چکش، یک حسگر پرتوزا و یک منبع پرتوزا نیز وجود دارد. ذرات پرتوزا بصورت نامنظم تابش میکنند و به همین دلیل برای آنها نیمه عمر در نظر میگیرند. حال فرض کنید حسگر و چکش طوری تنظیم شده باشند که در صورت تابش موج پرتوزا بین ساعت ۱۲ و ۱۲:۰۱، چکش شیشه حاوی گاز را شکسته و گربه بمیرد. اگر در ساعت ۱۲:۰۱ در جعبه را باز کنید چه خواهید دید؟ اگر از طریق فرمول نیمه عمر منبع، احتمال تابش بین ساعت ۱۲ و ۱۲:۰۱ را ۵۰٪ پیش بینی کنید. گربه داخل جعبه در هنگام برداشتن درب جعبه ۵۰٪ مرده است و ۵۰٪ زنده است. اما وقتی درب جعبه را بر میدارید خواهید دید که گربه یا مرده و یا زنده است. نمیتوان گفت ۵۰٪ سلولهای بدن گربه مردهاند و ۵۰٪ آنها زنده اند
به نظرتون ایا زندگی گربه می تونه 50 50 باشه
پیرامون همین مسئله آزمایش یوگن پ. وینگر و دیوید دویچ رو هم بخونید خیلی جالب تر از گربه ی شرودینگر است
در ادامه این بحث باید مباحثی پیرامون درهم تنیدگی و سپس یگانه رفتار کردن ذرات رو هم پیش بکشم که اگر موافق باید یه بحث فیزیکی - فلسفی شروع کنیم
(۲۷/آبان/۹۰ ۱:۴۰) Blank Mind نوشته است: [ -> ]2. روزی بود که انسان ها کسانی را که سعی می کردند طلا بسازند جادوگر می دانستند و این کار را غیر ممکن. امروزه به راحتی در آزمایشگاه ساخته می شود.
دوست گرامی می شه بگید دانشمندان کی در ازمایش گاه طلا ساختند
ماهیت ماده رو نمی تونیم تغییر بدیم البته در این میان واپاشی و تجزیه ی مواد رادیو اکتیو رو نمی شه در این راستا قرار داد
(۲۷/آبان/۹۰ ۱:۴۰) Blank Mind نوشته است: [ -> ]قانون نسبیت عام انیشتین مثال خوبیست. می گوید هیچ چیز سریع تر از نور نمی تواند حرکت کند. چنین قانونی با این زیبایی ریاضی در محیط آزمایشگاه شکست می خورد. .
اولا بحث در جوامع فیزیک بر سر نسبیت خاص انیشتین است نه نسبیت عام
و در ضمن نظریه نسبیت خاص وی هنوزه که هنوزه شکست نخورده و فکر کنم شما هنوز در حال و هوای اون نوترینو ها هستید و در ضمن اگر نوترینو ها هم درست باشد باز ظریه انیشتین نقض نمی شود چون وی سرعت نور رو یه سرعت واحد جهانی ندونسته و گفته اگکه بیشتر از سرعت نور هم وجود داشته باشه اون موقع است که رابطه ی بین علت و معلول بهم می خوره و اون موقع است که می تونی رادیکان منفی یک رو حساب کنی
(۲۷/آبان/۹۰ ۲۱:۲۴)Gryffen نوشته است: [ -> ]دوست گرامی می شه بگید دانشمندان کی در ازمایش گاه طلا ساختند ماهیت ماده رو نمی تونیم تغییر بدیم البته در این میان واپاشی و تجزیه ی مواد رادیو اکتیو رو نمی شه در این راستا قرار داد
بله، تبریک می گم، شما با همین یه جمله زحمات صدها دانشمند و پژوهش گر را ترکوندید. فیزیک هسته ای گرخید. من همین جا دست شما را به گرمی می فشارم به خاطر این تاثیر شگرف که در علم گذاشتید!!


بعدم اگه فکر می کنید طلا فقط اون شمش هاییه که تو تبلیغ بانک بـــــوق نشون می دن باید بگم به هر اتم با عدد اتمی 79 طلا می گن. و اگه فکر میکنید آزمایشگاه اون جاییه که چند نفر ماسک به دهن مشغول تکون دادن لوله آزمایش هستن باید بگم اشتباه می کنید!! :دی
منم دقیقا منظورم همون بود که جزئیاتشو تا اونجا که از پستتون متوجه شدم خودتون می دونید، و منم بیش از این حرفی نمی زنم.
(۲۷/آبان/۹۰ ۲۱:۲۴)Gryffen نوشته است: [ -> ]اولا بحث در جوامع فیزیک بر سر نسبیت خاص انیشتین است نه نسبیت عام و در ضمن نظریه نسبیت خاص وی هنوزه که هنوزه شکست نخورده و فکر کنم شما هنوز در حال و هوای اون نوترینو ها هستید و در ضمن اگر نوترینو ها هم درست باشد باز ظریه انیشتین نقض نمی شود چون وی سرعت نور رو یه سرعت واحد جهانی ندونسته و گفته اگکه بیشتر از سرعت نور هم وجود داشته باشه اون موقع است که رابطه ی بین علت و معلول بهم می خوره و اون موقع است که می تونی رادیکان منفی یک رو حساب کنی
بله حق با شماست، ممنون از تذکرتون. بذارید بگیم نسبیت خاص. چرا که نه، خیلی هم خوب. حالا می گم مگه اون نوترینو ها درست نبود؟
و در ضمن لطفا بفرمایید چه طور شکست سرعت نور توسط «نوترینو ها» نظریه ی انیشتینو نقض نمی کنه؟!!!
و در ضمن (2) لطفا بفرمایید سرعت بیش از نور چه طور رابطه ی علت و معلولو بهم می زنه؟
و در ضمن (3) من همین الانم می تونم رادیکال منفی یک رو حساب کنم. (اینو که دیگه خودم می دونم می تونم!!

)
نقل قول:
بفرمایید ماده و غیر ماده چیست
پدیده را نیز تعریف کنید
در کل در مورد علم این تائیک را مطالعه بفرمایید .
در پناه خدا
یاح یاح، این دقیقا همون سوالی بود که من پرسیدما! :دی
فکر می کنم منظورتون «هر آنچه جرم دارد» یا «هر چیزی که فضا اشغال می کند» نباشه؟
غیر ماده: هر آنچه ماده نباشد!!
و در مورد پدیده هم همون سوال خودم بود که ایشالا بعدا در قالب سوال مطرح کنم.
سلام علیکم
یه سوال: چرا قفل شده بود؟
آیا خدا وجود دارد؟
بحث فلسفی ای رو مطرح میکنم که امیدوارم دوستان بتونن خوب دقت کنن از اینکه با دقت بالا بهش انتقاد بشه خیلی هم خوشحالم میشم
سخن از لحظه هاست لحظه ها محدود اند شما چه بگویید یک ساعت چه بگویید 10 ساعت چه بگویید 1 ثانیه چه 1 به توان منفی 100 ثانیه .... محدود اند
خوب ما فرض میکنیم که الآن در ثانیه 0 از زمان وجود داریم آیا میشود گفت که جهان از منفی بی نهایت شروع شده است؟
خیر هرگز!! زیرا جمع موجودات محدود هرگز نامحدود نمیشود
اگر کسی به این ادعا شک دارد بیاید برای ما از منفی بینهایت تا صفر بشمرد یا امکان شمردن آن را ثابت کند!!
مستحضر حضورتون هست که منظور از منفی بی نهایت منفی ده به توان 999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999
نیست بلکه منفی بی نهایت است یعنی بی ابتدا بودن جهان
پس جهان نمیتواند ازلی باشد!! یعنی ابتدا داشته حال سوال این است که این موجودی که جهان را ایجاد کرده خود چگونه است!!
(فعلا سر این فکر کنید تا بعدا جواب این سوال رو هم خودم میدم فعلا جواب این سوالم رو بدهید!!)
دوستان عزیز و گرامی...
خواهشمندم به آقای مهدی عباس زاده عزیز ، محقق گرامی خوش آمد بگم
وبلاگ جالبی هم در مورد اعتقادت دارن ایشون:
کتاب زندگی
حتما سر بزنید و از ایشون استفاده کنید
Blank Mind نوشته است:در فرض های برهان علیت می گوییم هر پدیده یا معلول علتی داره. دقیقا پدیده رو چی تعریف می کنید؟ معلول چیست؟
معلول یعنی موجودی که بودنش واجب نیست یعنی برای بودن نیاز به علت دارد!! مثلا علت پدر چیست پدرش و مادرش و ....(البته شرایط زیادی در تحقق موجودات موثر است)
پدیده هم یعنی چیزی که نبوده هست شده!(یعنی ازلی و بی ابتدا نیست)
Blank Mind نوشته است:1. «پدیده ها جملگی مادی هستند.» نتیجه این که هر آن چه غیر مادیست پدیده نیست. پس خالقی ندارد. پس خدا خالق بخشی از این جهان نیست؟ درست است؟
همه چیز یا ماده است یا مادی ما چیزی غیر مادی نداریم شما اثبات کنید که داریم(من کاری به حرف بقیه ندارم) روح جاذبه و ... همه مادی هستند
Blank Mind نوشته است:2. روزی بود که انسان ها کسانی را که سعی می کردند طلا بسازند جادوگر می دانستند و این کار را غیر ممکن. امروزه به راحتی در آزمایشگاه ساخته می شود. بر طبق چه قاعده ای می گویید که روزی انسان نمی تواند از تنها عناصر، موجود زنده بسازد؟ همین الآن گونه هایی داریم ساخته ی دست بشر. علم هیچ وقت نمی گوید چرا، می گوید چرا که نه؟! چرا نتوانیم کارهایی را انجام بدهیم که به نظر غیر ممکن می آیند؟ بر طبق چه قاعده ای علم را این قدر محدود می کنید؟ می بینید، قانون نسبیت عام انیشتین مثال خوبیست. می گوید هیچ چیز سریع تر از نور نمی تواند حرکت کند. چنین قانونی با این زیبایی ریاضی در محیط آزمایشگاه شکست می خورد.
هرگز نمیشود ادعا کرد که نمیشود موجود زنده ایجاد کرد اتفاقا احتمال ایجادش بسیار زیاد است مخصوصا با کشفیاتی که بشر از ماهیت DNA نموده است
Blank Mind نوشته است:3. «قوانینی که اولا ثابتند، تغییر نمی کنند و با گذشت زمان عوض نمی شوند. (مثلا این که 10 میلیارد سال بعد نیز، H2O آب می شود و این قانون عوض نمی شود) و ثانیا در همه جا به یک کیفیت و میزان اعمال قدرت می کنند.» ممکن است این حرف درست باشد. اما چه طور می خواهید آن را ثابت کنید؟ در مورد آب، تعریف H2O آب است و H2S تعریف هیدروژن سولفید. شما در مورد «قوانین» صحبت می کردید، چه طور مثالی که آوردید مربوط می شود به «تعاریف»؟ به هر حال اگر کسی بتواند این امر را با دلیل خوبی بیان کند، من می پذیرم.
قوانین را قانون گذار تعیین کرده است و اگر صلاح بداند آن را تغییر میدهد همانطور که چندین سال است تغییر نداده است شاید روزی لازم ببیند تغییر کنند(شاید روز قیامت قوانین تغییر کنند شاید هم نه) در هر صورت هیچ منع عقلی ای بر تغییر قوانین وجود ندارد
Blank Mind نوشته است:4. بگذار من یک سوال از شما بپرسم. آیا فرقی بین کامپیوتر من در حالت خاموش و آماده به کار هست؟ بله، اگر چه نمی توانیم این فرق را با چشم ببینیم. بین خرگوش مرده و زنده چه طور؟ می گویم بله، خرگوش زنده ضربان قلب دارد. اگر بگویید ممکن است خرگوش مرده ضربان قلب داشته باشد می گویم خرگوش زنده پالس عصبی دارد. اگر بپرسید می شود خرگوش مرده را زنده کرد می پرسم از کجا می دانید که نمی شود؟
چرا نمیشود؟
مگر کسی که میمیرد با شوک الکتریکی زنده نمیکنند؟ چطور؟ با برگرداندن جریان الکتریسیته این کار را میکنند؟
در هر صورت عالمی جز عالم مادی وجود ندارد و تنها موجود مجرد خداست و نه هیچ موجود دیگری!!
اگر کسی ادعای تجرد دارد اثبات کند!!
بنده حاضرم با هرکسی که ادعای بودن موجودی مجرد غیر خدا هست بحث کنم پایه ام شدید
(۱/آذر/۹۰ ۱۷:۲۹)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]Blank Mind نوشته است:در فرض های برهان علیت می گوییم هر پدیده یا معلول علتی داره. دقیقا پدیده رو چی تعریف می کنید؟ معلول چیست؟
معلول یعنی موجودی که بودنش واجب نیست یعنی برای بودن نیاز به علت دارد!! مثلا علت پدر چیست پدرش و مادرش و ....(البته شرایط زیادی در تحقق موجودات موثر است)
پدیده هم یعنی چیزی که نبوده هست شده!(یعنی ازلی و بی ابتدا نیست)
خب فرض کنیم معلول هر چیزیست که «برای بودن نیاز به علت دارد». طبق فرض «هر معلول علتی دارد». نتیجه: هر چیزی که برای بودن نیاز به علت دارد، علتی دارد یا به عبارتی «هر آن چه علت دارد، علت دارد»! این که دردی از ما دوا نکرد و این فرض برهان علیتو عمیقا زیر سوال می بره.
خب پس بذارید بگیم «هر پدیده علتی دارد» تا به مشکل بر نخوریم.
طبق تعریف «پدیده چیزی هست که [زمانی] نبوده و حالا هست.» حالا فرض کنیم زمان یک پدیده ست. طبق تعریف، زمان زمانی نبوده و حالا هست. یعنی زمانی بوده که زمان نبوده! و چون هیچ چیز نمی تونه قبل از به وجود آمدنش باشه به تناقض می رسیم. این جا هم که به مشکل خوردیم. اول این که باز هم برهان علیت زیر سوال می ره.
دوم این که برای رهایی از این تناقض مجبور می شیم زمان رو یک غیر پدیده فرض کنیم. یعنی ازلی بودن جهان! :دی
(۱/آذر/۹۰ ۱۷:۲۹)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]Blank Mind نوشته است:1. «پدیده ها جملگی مادی هستند.» نتیجه این که هر آن چه غیر مادیست پدیده نیست. پس خالقی ندارد. پس خدا خالق بخشی از این جهان نیست؟ درست است؟
همه چیز یا ماده است یا مادی ما چیزی غیر مادی نداریم شما اثبات کنید که داریم(من کاری به حرف بقیه ندارم) روح جاذبه و ... همه مادی هستند
خب من هنوز تعریفی از ماده ندارم. می تونم اینو یه تعریف در نظر بگیرم؟: ماده یعنی ماسوا. (یا اصلا ماده رو تعریف کنید)
(۱/آذر/۹۰ ۱۷:۲۹)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]Blank Mind نوشته است:2. روزی بود که انسان ها کسانی را که سعی می کردند طلا بسازند جادوگر می دانستند و این کار را غیر ممکن. امروزه به راحتی در آزمایشگاه ساخته می شود. بر طبق چه قاعده ای می گویید که روزی انسان نمی تواند از تنها عناصر، موجود زنده بسازد؟ همین الآن گونه هایی داریم ساخته ی دست بشر. علم هیچ وقت نمی گوید چرا، می گوید چرا که نه؟! چرا نتوانیم کارهایی را انجام بدهیم که به نظر غیر ممکن می آیند؟ بر طبق چه قاعده ای علم را این قدر محدود می کنید؟ می بینید، قانون نسبیت عام انیشتین مثال خوبیست. می گوید هیچ چیز سریع تر از نور نمی تواند حرکت کند. چنین قانونی با این زیبایی ریاضی در محیط آزمایشگاه شکست می خورد.
هرگز نمیشود ادعا کرد که نمیشود موجود زنده ایجاد کرد اتفاقا احتمال ایجادش بسیار زیاد است مخصوصا با کشفیاتی که بشر از ماهیت DNA نموده است
خیلی هم خوب!
(۱/آذر/۹۰ ۱۷:۲۹)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]Blank Mind نوشته است:3. «قوانینی که اولا ثابتند، تغییر نمی کنند و با گذشت زمان عوض نمی شوند. (مثلا این که 10 میلیارد سال بعد نیز، H2O آب می شود و این قانون عوض نمی شود) و ثانیا در همه جا به یک کیفیت و میزان اعمال قدرت می کنند.» ممکن است این حرف درست باشد. اما چه طور می خواهید آن را ثابت کنید؟ در مورد آب، تعریف H2O آب است و H2S تعریف هیدروژن سولفید. شما در مورد «قوانین» صحبت می کردید، چه طور مثالی که آوردید مربوط می شود به «تعاریف»؟ به هر حال اگر کسی بتواند این امر را با دلیل خوبی بیان کند، من می پذیرم.
قوانین را قانون گذار تعیین کرده است و اگر صلاح بداند آن را تغییر میدهد همانطور که چندین سال است تغییر نداده است شاید روزی لازم ببیند تغییر کنند(شاید روز قیامت قوانین تغییر کنند شاید هم نه) در هر صورت هیچ منع عقلی ای بر تغییر قوانین وجود ندارد
بسیار هم خوب. اما سوال: اگه قوانین روزی تغییر کنن آیا این تغییر بر حسب قانونی هست یا نه؟
البته این خودش جوابیه برای سوال من، ولی بحثایی که این جا در مورد قوانین مطرح می شد -اگه دقت کرده باشین- بیشتر قبل از اثبات وجود خدا بودن نه با فرض وجود خدا! (اگرچه جوابتون جواب خوبی بود)
(۱/آذر/۹۰ ۱۷:۲۹)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]Blank Mind نوشته است:4. بگذار من یک سوال از شما بپرسم. آیا فرقی بین کامپیوتر من در حالت خاموش و آماده به کار هست؟ بله، اگر چه نمی توانیم این فرق را با چشم ببینیم. بین خرگوش مرده و زنده چه طور؟ می گویم بله، خرگوش زنده ضربان قلب دارد. اگر بگویید ممکن است خرگوش مرده ضربان قلب داشته باشد می گویم خرگوش زنده پالس عصبی دارد. اگر بپرسید می شود خرگوش مرده را زنده کرد می پرسم از کجا می دانید که نمی شود؟
چرا نمیشود؟
مگر کسی که میمیرد با شوک الکتریکی زنده نمیکنند؟ چطور؟ با برگرداندن جریان الکتریسیته این کار را میکنند؟
بسیار هم عالی. (البته باید اعتراف کنم که تعریف مرگ رو هم نمی دونم و راجع بهش اطلاعات کافی ندارم!!)
(۱/آذر/۹۰ ۱۷:۲۹)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]در هر صورت عالمی جز عالم مادی وجود ندارد و تنها موجود مجرد خداست و نه هیچ موجود دیگری!!
خب اگه بالایی رو تعریف در نظر بگیریم مجبوریم اینم بپذیریم دیگه! (من همچنان نمی دونم ماده رو چی تعریف می کنید!!)
(۱/آذر/۹۰ ۱۷:۲۹)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]اگر کسی ادعای تجرد دارد اثبات کند!!
بنده حاضرم با هرکسی که ادعای بودن موجودی مجرد غیر خدا هست بحث کنم پایه ام شدید
(۱/آذر/۹۰ ۱۶:۰۵)مهدی عباس زاده نوشته است: [ -> ]سلام علیکم
یه سوال: چرا قفل شده بود؟
آیا خدا وجود دارد؟
بحث فلسفی ای رو مطرح میکنم که امیدوارم دوستان بتونن خوب دقت کنن از اینکه با دقت بالا بهش انتقاد بشه خیلی هم خوشحالم میشم
سخن از لحظه هاست لحظه ها محدود اند شما چه بگویید یک ساعت چه بگویید 10 ساعت چه بگویید 1 ثانیه چه 1 به توان منفی 100 ثانیه .... محدود اند
خوب ما فرض میکنیم که الآن در ثانیه 0 از زمان وجود داریم آیا میشود گفت که جهان از منفی بی نهایت شروع شده است؟
خیر هرگز!! زیرا جمع موجودات محدود هرگز نامحدود نمیشود
اگر کسی به این ادعا شک دارد بیاید برای ما از منفی بینهایت تا صفر بشمرد یا امکان شمردن آن را ثابت کند!!
مستحضر حضورتون هست که منظور از منفی بی نهایت منفی ده به توان 999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999999
نیست بلکه منفی بی نهایت است یعنی بی ابتدا بودن جهان
پس جهان نمیتواند ازلی باشد!! یعنی ابتدا داشته حال سوال این است که این موجودی که جهان را ایجاد کرده خود چگونه است!!
(فعلا سر این فکر کنید تا بعدا جواب این سوال رو هم خودم میدم فعلا جواب این سوالم رو بدهید!!)
همین دیگه! یه نفر اول بیاد برامون ثابت کنه که جهان ازلی نیست، چمیدونم بی نهایت واقعی تحقق ناپذیره و اینا. (من تو اون تاپیکم که الان سرسری خوندمش دلیل قانع کننده ای ندیدم!)
با تشکر
@parisan
نقل قول:این تاپیک برای ویرایش و بررسی تا اطلاع ثانوی بسته میشود.
قبل از هر پیش داوری ای یه سوال دارم:
چی؟!
نقل قول: هرگز نمیشود ادعا کرد که نمیشود موجود زنده ایجاد کرد اتفاقا احتمال ایجادش بسیار زیاد است مخصوصا با کشفیاتی که بشر از ماهیت DNA نموده است
ببخشید ولی علم فعلا همچین ادعایی ندارد .
چون دی ان ای به پروتوءین و اتم و اتم به .... میرسد و هنوز اطلاعاتمان از اتم بسیار محدود است .
نقل قول: مگر کسی که میمیرد با شوک الکتریکی زنده نمیکنند؟ چطور؟ با برگرداندن جریان الکتریسیته این کار را میکنند؟
ببینید سلولهای مغزی حدودا ۵ دقیقه بعد از از کار ایستادن قلب میمیرند . پس اگر هنوز مغر نمرده باشد با شوک میتوان ان را برگرداند . یعنی قلب را که پالسش نا مرتب شده وادار به حرکت کرد که اتفاقی است و هنوز علم توضیع کاملی برایش ندارد
هر چند به بحث مربوط نمیشود اما دیدم گفتنش خالی از فایده نیست
در پناه خدا