تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خطبه حضرت زهرا علیه السلام در دفاع از ولایت + ماجرای فدک
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: [ -> ]زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای

ثلاثه عمل نمود و فدک را به اولاد فاطمه(=وراث فاطمه) واگذار نکرد.

پس در نتیجه معلوم شد که اگر خلفای ثلاثه (ابوبکر، عمر، و عثمان ) بر خلاف دستور رسول

خدا عملی را انجام می دادند حتماً حضرت علی در زمان خلافت خود آنرا اصلاح می فرمود.

حال آنکه حضرت علی نیز طبق عمل خلفای قبل از خود عمل نمود. اگر فدک حق زهرا بود و

عمل ابوبکر خلاف و نامشروع بود چرا این عمل خلاف را قبول کرد و فدک را در بین ورّاث

فاطمه ( حسن و حسین و زینب) توریث ننمود؟

مگر نمی گویید که علی مرد حق و عدالت بود و حتی گفته بود که "اگر اموال ناحق را مهر زنان

کرده باشید , آن را پس می گیرم ", پس چرا این حق را زنده نکرد ؟! به خصوص اینکه این حق

متعلق به اشخاص دیگر( فرزندان فاطمه) بود , پس مسئله از حق خود گذشتن نبود ! و نمی

بایست از این حق می گذشت !


.
کی گفته امام علی (علیه السلام) از حق فدک دفاع نکرده...
توی نهج البلاغه یک خطبه هست که در مورد فدک صحبت کرده

خواهشم اینه که انقدر راحت تو ذهن کاربرا شک و شبهه ایجاد نکنید. حداقل یکم واسه جواب سوالاتون تحقیق کنید اگر جواب سوالاتونو پیدا نکردید بعد این صحبت ها رو بکنید...
اگر هدف دیگه ای از ایجاد شبهه دارین بحثش جداست....
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۴۷)beautiful-mind نوشته است: [ -> ]وای...
همین الانش هم کلی ایراد بی خود دارن می گیرن
فکر کنید حضرت علی (علیه السلام) فدک رو پس می گرفت. چی می شد؟
دوست عزیز بده از حق خودشون بگذرن؟

امام به خاطر مصلحت جامعه اسلامی سکوت کرد. از حقش نگذشت!
پاسخ دیگر:

اولا: صحيح بخاري و صحيح مسلم مي‌گويند که خود عمر فدک را به حضرت علي (عليه السلام) برگرداند. در زمان عمر هم فدک در دست امير المؤمنين (عليه السلام) بود و در زمان خود حضرت علي (عليه السلام) در دست خودش بود.
ثانيا: مگر علي بن ابي طالب (عليه السلام) آن تغييراتي را که انجام شد، توانست از بين ببرد؟ خود امير المؤمنين (عليه السلام) صراحت دارد:
قد عملت الولاة قبلي أعمالا خالفوا فيها رسول الله صلى الله عليه و آله متعمدين لخلافه، ناقضين لعهده مغيرين لسنته و لو حملت الناس على تركها و حولتها إلى مواضعها و إلى ما كانت في عهد رسول الله صلى الله عليه و آله، لتفرق عني جندي، حتى أبقى وحدي أو قليل من شيعتي.
رهبران و خلفاء قبل از من، کارهايي را انجام دادند که مخالفت با پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود و سنت او را به هم زدند. اگر بخواهم تمام آنچه را که خلاف سنت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) انجام داده بودند و ناحق‌ها را حق کردند را عوض کنم، حتي لشکريان من هم از اطراف من پراکنده مي‌شوند.
الكافي للكليني، ج8، ص59
در قضيه جنگ بصره، مردم مستحبات و نافله ماه رمضان ـ نمار تراويح ـ را در مسجد مي‌خواندند. حضرت علي (عليه السلام) به امام حسن (عليه السلام) گفت که برو به آنها بگو که نماز تراويح، بدعت است و خود عمر هم گفته است که بدعت است:
نعم البدعة.
چه بدعت خوبي!
صحيح البخاري، ج2، ص252
امير المؤمنين (عليه السلام) ديد که صداي داد و فرياد مسجد را فرا گرفت و مي‌گفتند:
وا سنتا عمرا! وا سنتا عمرا!
حضرت علي (عليه السلام) آمده تا سنت عمر را از بين ببرد.
امير المؤمنين (عليه السلام) در آن 5 سال، جز خون دل، چيز ديگري عائدش نشد. مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) در آن 5 سال، ميلياردها برابر مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) در دوران 25 سال قبل از آن بود. در آن 25 سال فرمود:
فصبرت و في العين قذى و في الحلق شجا، أرى تراثي نهبا.
صبر کردم، در حالي که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم و ... .
نهج البلاغه، خطبه شقشقيه
قد ملأتم قلبي قيحا.
قلب مرا لبريز از خون کرديد.
نهج البلاغه، خطبه27
مردم هميشه از ستم حاکمان مي‌نالند، ولي من از ستم مردم مي‌نالم. وقتي شمشير بر فرقش خورد، فرمود:
فزت ورب الکعبة.
به پروردگار کعبه (قسم) که رستگار شدم.
بالاترين و اوج مظلوميت امير المؤمنين (عليه السلام) اين است که نتوانستيم او را به جامعه معرفي کنيم. حضرت علي (عليه السلام) مجهول و ناشناخته ماند. والله العلي الأعلي! آنچه که در تاريخ گفته شده و اين همه روايات، ذره‌اي از اقيانوس فضائل حضرت علي (عليه السلام) نيست. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود:
اگر مي‌دانستم که مردم درباره تو غلوّ نمي‌کنند، همان گونه که درباره حضرت عيسي (عليه السلام) غلوّ کردند، سخني مي‌گفتم که وقتي از کوچه مي‌گذري، مردم، خاک زير پاي تو را به عنوان تبرّک برمي‌داشتند.
اين، سخني است که خود اهل سنت نقل کرده‌اند.
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۴۹)یا ثارالله نوشته است: [ -> ]
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: [ -> ]زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای

ثلاثه عمل نمود و فدک را به اولاد فاطمه(=وراث فاطمه) واگذار نکرد.

پس در نتیجه معلوم شد که اگر خلفای ثلاثه (ابوبکر، عمر، و عثمان ) بر خلاف دستور رسول

خدا عملی را انجام می دادند حتماً حضرت علی در زمان خلافت خود آنرا اصلاح می فرمود.

حال آنکه حضرت علی نیز طبق عمل خلفای قبل از خود عمل نمود. اگر فدک حق زهرا بود و

عمل ابوبکر خلاف و نامشروع بود چرا این عمل خلاف را قبول کرد و فدک را در بین ورّاث

فاطمه ( حسن و حسین و زینب) توریث ننمود؟

مگر نمی گویید که علی مرد حق و عدالت بود و حتی گفته بود که "اگر اموال ناحق را مهر زنان

کرده باشید , آن را پس می گیرم ", پس چرا این حق را زنده نکرد ؟! به خصوص اینکه این حق

متعلق به اشخاص دیگر( فرزندان فاطمه) بود , پس مسئله از حق خود گذشتن نبود ! و نمی

بایست از این حق می گذشت !


.

کی گفته امام علی (علیه السلام) از حق فدک دفاع نکرده...
توی نهج البلاغه یک خطبه هست که در مورد فدک صحبت کرده

خواهشم اینه که انقدر راحت تو ذهن کاربرا شک و شبهه ایجاد نکنید. حداقل یکم واسه جواب سوالاتون تحقیق کنید اگر جواب سوالاتونو پیدا نکردید بعد این صحبت ها رو بکنید...
اگر هدف دیگه ای از ایجاد شبهه دارین بحثش جداست....
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۴۷)beautiful-mind نوشته است: [ -> ]وای...
همین الانش هم کلی ایراد بی خود دارن می گیرن
فکر کنید حضرت علی (علیه السلام) فدک رو پس می گرفت. چی می شد؟
دوست عزیز بده از حق خودشون بگذرن؟


امام به خاطر مصلحت جامعه اسلامی سکوت کرد. از حقش نگذشت!


منظورم همین بود
ایشون سوال کردن چرا زمانی که قدرت دستشون بود اقدام نکردن؟
من هم اینو گفتم.
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: [ -> ]زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای

ثلاثه عمل نمود و فدک را به اولاد فاطمه(=وراث فاطمه) واگذار نکرد.

پس در نتیجه معلوم شد که اگر خلفای ثلاثه (ابوبکر، عمر، و عثمان ) بر خلاف دستور رسول

خدا عملی را انجام می دادند حتماً حضرت علی در زمان خلافت خود آنرا اصلاح می فرمود.


این سبک استدلال از اساس مشکل دارد
به قول معروف کبرای این استدلال از اساس باطل است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کبرای این استدلال این است که هر عملی خلافی که در زمان خلفای سه گانه ی غاصب پیش از خود انجام شده است را مولا علی در زمان خلافت خود سعی در اصلاحش انجام دادند
این استدلال از اساس باطل است
اما چرا؟ به این علت که مولا علی اولویت بندی کردند مشکلات و معضلات و انحرافات و فسادهای به وجود آمده در زمان خلفای غاصب پیش از خود را و بر اساس مصلحت کل امت اسلام از مهمترین ها و آنها که بیش از همه قابل اصلاح بود را شروع به اصلاح نمودند
به طور مثال یکی از مسلم ترین بدعتها که خود دومین خلیفه ی غاصب صراحتاً اعلام کرد بدعت در دین رسول خدا است اقامه ی نماز مستحب به جماعت است که خود خلیفه ی ثانی گفته که این بدعت من بود در دین محمد و خوب بدعتی هم بود!!!!!!
همانطور که شراب خواری یکی از مذمومترین گناهان است در نزد خدا اما به سبب خو گرفتن مردم با آن و پاره ای دیگر از مسائل خداوند به یکباره حکم حرمت شراب را نداده است
در مورد بدعت به جماعت خواندن نماز مستحبی هم با اینکه مولا علی وسایر اهل بیت صراحتاً ابطال آن را بیان کرده اند اما همانند حکم شراب که به یکباره نمیشد آن را نهی مطلق کرد بنا به شرایط با توجه به اولویت بندی ها و مسائلی دیگر مولا نتوانستند که به مبارزه و تغییر این بدعت در دین محمد صلوات الله علیه اقدام کنند


مجدداً تأکید میکنم که این نوع استدلال از پایه و مبنا باطل است
اما چرا؟
ببینید دوستان اگر بخواهید بگویید کاری درست است یا غلط باید دید دلایل و استدلال های کسی که میگوید این کار غلط است چه بوده
اول قسمتهایی از خطبه ی فدک را با دقت مطالعه کنید و برهان های خلل ناپذیر حضرت فاطمه سلام الله را بر علیه غاصبین خلافت مشاهده کنید
برهان بر حق را که نمیشود منکر شد، مگر اینکه خداوند کسی را کر و کور کرده باشد!!!!!!!!!!!!!!!

معرفت نیست در این قوم خدایا مددی!
...و شما اکنون گمان مي‏بريد که براي ما ارثي نيست، آيا خواهان حکم جاهليت هستيد، و براي اهل يقين چه حکمي بالاتر از حکم خداوند است،
آيا نمي‏دانيد؟ در حالي که براي شما همانند آفتاب درخشان روشن است، که من دختر او هستم.
اي مسلمانان! آيا سزاوار است که ارث پدرم را از من بگيرند، اي پسر ابي‏قحافه(ابوبکر)،آيا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببري و من از ارث پدرم محروم باشم؟، امر تازه و زشتي آوردي، آيا آگاهانه کتاب خدا را ترک کرده و پشت سر مي‏اندازيد،
آيا قرآن نمي‏گويد«وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ» [1] «سليمان از داود ارث برد»،
و در مورد خبر زکريا آنگاه که گفت: «فَهَبْ لي مِنْ لَدُنْکَ وَلِيّاً يَرِثُني وَ يَرِثُ مِنْ الِ‏يَعْقُوبَ»، [2]«پروردگار مرا فرزندي عنايت فرما تا از من و خاندان يعقوب ارث برد»،
و فرمود: «وَ اوُلُوا الْاَرْحامِ بَعْضُهُمْ اَوْلي بِبَعْضٍ في کِتابِ اللَّهِ»، [3] «و خويشاوندان رحمي به يکديگر سزاوارتر از ديگرانند»،
و فرموده: «يُوصيکُمُ اللَّهُ في اَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْاُنْثَيَيْنِ»، [4] «خداي تعالي به شما درباره فرزندان سفارش مي‏کند که بهره پسر دو برابر دختر است»،
و مي‏فرمايد: «اِنْ تَرَکَ خَيْراً الْوَصِيَّةَ لِلْوالِدَيْنِ وَالْاَقْرَبَيْنِ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَي الْمُتَّقينَ». [5] «هنگامي که مرگ يکي از شما فرارسد بر شما نوشته شده که براي پدران و مادران و نزديکان وصيت کنيد، و اين حکم حقّي است براي پرهيزگاران».
و شما گمان مي‏بريد که مرا بهره‏اي نبوده و سهمي از ارث پدرم ندارم،
آيا خداوند آيه‏اي به شما نازل کرده که پدرم را از آن خارج ساخته اید؟ يا مي‏گوئيد: اهل دو دين از يکديگر ارث نمي‏برند؟ آيا من و پدرم را از اهل يک دين نمي‏دانيد؟ و يا شما به عام و خاص قرآن از پدر و پسرعمويم آگاهتريد؟ اينک اين تو و اين شتر(منظور سند فدک است)، شتري مهارزده و رحل نهاده شده، برگير و ببر، با تو در روز رستاخيز ملاقات خواهد کرد. چه نيک داوري است خداوند، و نيکو دادخواهي است پيامبر، و چه نيکو وعده‏گاهي است قيامت، و در آن ساعت و آن روز اهل باطل زيان مي‏برند، و پشيماني به شما سودي نمي‏رساند، و براي هرخبري قرارگاهي است، پس خواهيد دانست که عذاب خوارکننده بر سر چه کسي فرود خواهد آمد، و عذاب جاودانه که را شامل مي‏شود.
آنگاه ابوبکر پاسخ داد: ... و بخدا سوگند از رأي پيامبر قدمي فراتر نگذارده، و جز با اجازه او اقدام نکرده‏ام، و پيشرو قوم به آنان دروغ نمي‏گويد، و خدا را گواه مي‏گيرم که بهترين گواه است، از پيامبر شنيدم که فرمود: «ما گروه پيامبران دينار و درهم و خانه و مزرعه به ارث نمي‏گذاريم، و تنها کتاب و حکمت و علم و نبوت را به ارث مي‏نهيم، و آنچه از ما باقي مي‏ماند در اختيار وليّ امر بعد از ماست، که هر حکمي که بخواهد در آن بنمايد.» ... آيا مي‏پسندي که در اين زمينه مخالف سخن پدرت عمل کنم.
حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: پاک و منزه است خداوند، پدرم پيامبر، از کتاب خدا روي‏گردان و با احکامش مخالف نبود، بلکه پيرو آن بود و به آيات آن عمل مي‏نمود،
آيا مي‏خواهيد علاوه بر نيرنگ و مکر به زور او را متهم نمائيد، و اين کار بعد از رحلت او شبيه است به دامهائي که در زمان حياتش برايش گسترده شد، اين کتاب خداست که حاکمي است عادل، و ناطقي است که بين حق و باطل جدائي مي‏اندازد،
و مي‏فرمايد:- زکريا گفت: خدايا فرزندي به من بده که- «از من و خاندان يعقوب ارث ببرد»، و مي‏فرمايد: «سليمان از داود ارث برد». و خداوند در سهميه‏هائي که مقرر کرد، و مقاديري که در ارث تعيين فرمود، و بهره‏هائي که براي مردان و زنان قرار داد، توضيحات کافي داده، که بهانه‏هاي اهل باطل، و گمانها و شبهات را تا روز قيامت زائل فرموده است،
نه چنين است، بلکه هواهاي نفساني شما راهي را پيش پايتان قرار داده، و جز صبر زيبا چاره‏اي ندارم، و خداوند در آنچه مي‏کنيد ياور ماست.
ابوبکر گفت: خدا و پيامبرش راست گفته، و دختر او نيز، که معدن حکمت و جايگاه هدايت و رحمت، و رکن دين و سرچشمه حجت و دليل مي‏باشد و راست مي‏گويد، سخن حقّت را دور نيفکنده و گفتارت را انکار نمي‏کنم، اين مسلمانان بين من و تو حاکم هستند، و آنان اين حکومت را بمن سپردند، و به تصميم آنها اين منصب را پذيرفتم،... [1] النمل: 16. [2] مريم: 6. [3] الاحزاب: 6. [4] النساء: 11. [5] البقره: 180.

حال چند سؤال مطرح می شود:

1- چگونه ممکن است که رسول ا... عملی مرتکب شود که دستور قرآن است، یعنی پیش از مرگشان برای خویشاوندانش ارث تعیین کند (فدک را به حضرت زهرا ارث دهد) و آن را هم به اطلاع مردم برساند و حال آنکه این عمل سنت انبیای گذشته و دستور و حکم خداست ؛ اما بعد سخنی گوید که مخالف حکم خدا در قرآن و عمل و گفتار خودشان باشد؟ در حالیکه این سخن را فقط ابوبکر وحامیانش شنیده اند، و ابوبکر در مسجد در مقابل مردم به خدا سوگند یاد کرد که این قول رسول خداست. [/font]



2- و حال به فرض محال که رسول ا... مخالف حکم خدا در قرآن حکمی کرده باشد، حکم خدا ترجیح دارد یا حکم رسول خدا؟!! [font=Times New Roman]




3- و اگر فرضاَ ابوبکر راست گفته باشد که وارث انبیا فقط علم و حکمت انبیا را به ارث می برند نه مال و اموالشان را آیا سزاوار نیست که کسیکه علم و حکمتش ، همچون علم و حکمت رسول ا... هست و شجاعت و درایتش هم در میادین و وقایع گذشته به اثبات رسیده بر مسند جانشینی پیامبر بنشیند؟


به هر حال دو احتمال بیشتر وجود ندارد یا رسول ا... حکمی کرده که مخالفِ حکم خدا در قرآن و عمل وسخن خودشان در بخشیدن فدک به حضرت زهراست و یا این که ابوبکر در مسجد خدا و در مقابل مردم سوگند دروغ خورده و حدیثی از پیغمبر خوانده که جز حامیانش کسی آن را نشنیده.

ما قضاوت را به خواننرگان واگذار می کنیم


این برای اثبات غاصب بودن خلفا کفایت میکند!


در ضمن خود خلیفه ی غاصب اول بعد از این خطبه قبول به غاصب بودن میکند و فدک را پس میفرستد اما عمر بن خطاب زمانی که میفهمد این قضیه را به زور مجدداً به وقیحانه ترین شکل آن را از دخت رسول اکرم می ستاند و مجدداً غاصب بودن خود را نشان میدهد

(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: [ -> ]زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای

ثلاثه عمل نمود و فدک را به اولاد فاطمه(=وراث فاطمه) واگذار نکرد.

پس در نتیجه معلوم شد که اگر خلفای ثلاثه (ابوبکر، عمر، و عثمان ) بر خلاف دستور رسول

خدا عملی را انجام می دادند حتماً حضرت علی در زمان خلافت خود آنرا اصلاح می فرمود.

حال آنکه حضرت علی نیز طبق عمل خلفای قبل از خود عمل نمود. اگر فدک حق زهرا بود و

عمل ابوبکر خلاف و نامشروع بود چرا این عمل خلاف را قبول کرد و فدک را در بین ورّاث

فاطمه ( حسن و حسین و زینب) توریث ننمود؟

مگر نمی گویید که علی مرد حق و عدالت بود و حتی گفته بود که "اگر اموال ناحق را مهر زنان

کرده باشید , آن را پس می گیرم ", پس چرا این حق را زنده نکرد ؟! به خصوص اینکه این حق

متعلق به اشخاص دیگر( فرزندان فاطمه) بود , پس مسئله از حق خود گذشتن نبود ! و نمی

بایست از این حق می گذشت !


.



اما اینکه چرا مولا علی این حق را بر نگردانده
اولاً خود مولا علی هم استدلال و خطبه دارند در مورد غصب بودن فدک!!!!!!!!!!!!!!!
پس این امر از طرف خود مولا هم صراحتاً بیان شده!!!!!!!!
دوما! مولا علی در طول 23 سال خانه نشینی بعد از رحلت پیامبر اکرم با کار و تلاش چند برابر فدک تولید ثروت کردند و برای فرزندانشان هم کفایت میکرده و بسیار از نخلستان ها و چاه های اطراف مدینه به گواه تاریخ محصول کار مولا علی است و فرزندان ایشان نیازی به این پول نداشته اند

ثالثاً مولا علی که مظهر حق و عدالتند زمانی که امور امت اسلام را در دست میگریند با توجه به فساد اقتصادی فراوانی که بر اثر بی کفایتی و عدم حکومت بر مبنای اسلام ناب و حقیقی و سنت رسول اکرم توسط خلفای غاصب قبل از خودشان به وجود آمده بود حضرت اولویت بندی هایی انجام دادند برای اصلاح امور

بر اساس این اولویت بندی ها مولا علی اولاً انحرافات اعتقادی گسترده که با بدعت گذاری های مکرر خلفای غاصب در اسلام ناب به وجود آمده بود را باید ترمیم میکردند احکام خدا و سنت رسول را احیا میکردند
بعلاوه بیت المال که از زمان خلیفه ی غاصب اول تا خلیفه ی غاصب سوم به پول تو جیبی خواص تبدیل شده بود را باید از حلقوم این حرام خواران میکشیدند بیرون و در اختیار عموم امت اسلام قرار میدادند
لذا در این شرایط اگر یک حاکم اسلامی قبل از بسیاری از اصلاحات حیاتی میپرداخت به حق خودش که دیگر مورد نیازش هم نبود و حق شخصی خودش و خانواده اش بود مسلماً این کاری خلاف عدالت بود که حقوق امت اسلام را رها کند و برود دنبال حقی که دیگر از نظر مالی هم نیازی به آن نداشته نه خودشان و نه فرزندانشان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: [ -> ]زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای

ثلاثه عمل نمود
.....
مگر نمی گویید که علی مرد حق و عدالت بود و حتی گفته بود که "اگر اموال ناحق را مهر زنان

کرده باشید , آن را پس می گیرم ", پس چرا این حق را زنده نکرد ؟!

.


ببینید این بنده ی خدا یا خودش رو زده به اون راه و یا اطلاعاتش بسیار ناچیز است
تقریباً شیعه و سنی میداند که مولا علی هیچ گاه نپذیرفت که بنا بر سنت شیخین (غاصبان خلافت) عمل کند و بنابر حکم خدا و سنت پیغمبر اکرم عمل میکرد و اگر به این شرط تن میداد که بعد از دومین غاصب خلافت، به جای غاصب سوم خلافت خلیفه میشدند!!!!!!!!!!!!!!


(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: [ -> ]زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای

ثلاثه عمل نمود
.....
مگر نمی گویید که علی مرد حق و عدالت بود و حتی گفته بود که "اگر اموال ناحق را مهر زنان

کرده باشید , آن را پس می گیرم ", پس چرا این حق را زنده نکرد ؟!

.


ببینید دوستان
یک شخص وقتی دنبال اغراض شخصی باشد از بین کلام حق یک قسمت را که با اهداف خودش باشد انتخاب میکند و آن را علم میکند
مانند عمر عاص و معاویه ملعون که فریاد لاحکم الا لله را سر دادند که مولا علی فرمودند کلام حقی است که اراده باطلی پشت آن نهفته
مولا علی این همه خودشان در غصب شدن حق خلافت و جانشینیشان سخن گفته اند
این بنده ی خدا آنها را ندیده که اثبات کننده ی غاصب بودن 3 خلیفه ی اول است
همان قسمتها که به درد خودش خورده را دیده
در کتب تاریخی هست زمانی که امام علی علیه السلام به خلافت رسید عمر بن خطاب حدود 23 بدعت در دین ایجاد کرده بود که اگرچه ضربه به دین محسوب میشد اما ...
یکی از اونها این بود که اعلام کرده بود هر روز نماز مستحبی به جماعت برگزار میشه و عموم مردم هم شرکت می کردن. حضرت علی علیه السلام که به خلافت رسید روز اول گفت اعلام کنن نماز مستحبی رو به جماعت نمی خونن. کسی مسجد نیاد. خیلی زود عده ای جمع شدن و فریاد وا اسفا و بدبخت شدیم. سنت خلیفه مسلمین رو دارن زیر پا می گذارن، دیگه سنت خلیفه مسلمین و سنت پیامبر رو دارن از بین می برن و .... خلاصه کلی شلوغ کردن. حضرت همونجا گفت اعلام کنن مردم بیان مسجد نماز مستحبی به جماعت بخونن.

اینجا به وضوح دیده میشه که حضرت مجبور شدن برای مصلحت و برای باقی ماندن اتحاد مسلمین و برای باقی ماندن نام اسلام و پیامبر سکوت کنن و حتی تن به بدعتهای قبلی ها بدن. پس این نیست که هر ظلمی و مشکلی زمان حضرت بوده مورد تایید حضرت بوده....
ماجراي فدک
چگونگی و چرایی
فدک يکي از قريه‏هاي سرزمين خيبر با چشمه‏اي جوشان و نخلهاي فراوان بود که در 140 کيلومتري شما مدينه قرار داشت. به هنگامي که پيامبر خدا از جنگ خيبر فراغت يافتند، جنگي که پرچمدارش علي بن ابي‏طالب بود، خداوند در دل اهل فدک رعب افکند و نماينده‏اي نزد پيامبر اکرم فرستادند تا با تقديم نيمي از فدک صلح کنند پيامبر نيز از آنان پذيرفتند و از پيکار با آنان دست کشيدند. .
اصحاب از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خواستند که آن را ميان مسلمانان تقسيم کنند، ولي چون فدک فيي‏ء بود يعني بدون جنگ و لشکرکشي به دست آمده بود، بر اساس قرآن مخصوص پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود و به صورت غنائم تقسيم نمي‏شد. خداوند در سوره‏ي حشر (آيات 6 و 7) فرق ميان غنيمت و فيي‏ء را بيان فرموده است.
پيامبر اکرم مقداري درخت نخل در فدک غرس کردند و چون آيه‏ي «وَ اتِ ذَالْقُربي حَقَّهُ» (حق نزديکان را بپرداز)(روم 38) . نازل شد، آن را که خالصه‏ي حضرتش بود به پاره‏ي خود فاطمه بخشيدند. فاطمه‏ي زهرا نيز در آن تصرف مي‏کرد و تمامي درآمد آن را، بجز مقدار کمي براي خرج سال خود، به فقرا صدقه مي‏داد.
اما باید دید علت اصرار ورزیدنِ ستاندن فدک از حضرت زهرا چه بوده؟!!!!!!!!

پس از فوت پیامبر ، با خود گفتند ، این ملک بزرگ فدک که در دست علی و زهراست و این انفاقی که به مردم می کنند،قلوب خلق را متوجه علی میکند و امر ما مستقر نمی گردد. باید هر طور که هست فدک از دستشان بیرون آید.
لذا عده ای را فرستاده شدند،کارمندان حضرت زهرا را بیرون کردند و فدک را تصاحب کردند.

علل مقاومت حضرت زهرا و امیرالمومنین بر احقاق حق:

حضرت زهرا اگر دنبال فدك مى‏رود از باب اين است كه اسلام احقاق حق را واجب مى‏داند. چون اگر دنبال فدك نمى‏رفت، تن به ظلم داده بود و ظلم پذیری بود و اسلام اجازه نمی دهد انسان تن به ظلم دهد، زهرا حق خودش را مطالبه مى‏كند؛ تا جلوی باز شدن باب ظلم و احکام ظالمانه در جامعه مسلمین شود و زمام داری امور بر مبنای حکم خدا که سنت پیغمبر بوده، تبدیل به حکومت جبارانه بر مبنای هواهای نفسانی نشود،
و ثانیاً به مسلمین بیاموزند که نباید تن ظلم داد و در برابر ظلم سکوت کرد. علاوه بر این فدک تنها اختصاص به خود حضرت زهرا نداشت، چون رسول خدا فرموده بود که فدک برای تو و ذریه ات می باشد بنابراین حضرت زهرا باید از حق نسل طاهرشان نیز دفاع فرمایند.
همچنین با توجه به فضای سیاسی موجود در جامعه، پس از رحلت رسول ا... ، فدک به عنوان موتور اقتصادی اهل بیت، نقش راهبردی ویژه ای در شکستن محاصره اقتصادی به وجود آمده از سوی هیئت حاکمه بر ضد جریان مخالف را داشت. بعلاوه چشم امید بسیاری از محرومین و نیازمندان مدینه به عواید حاصل از فدک بود که در سال بالغ بر هزار مثقال طلا بود که توسط حضرت زهرا به ایشان انفاق می شد. [font=Times New Roman][/font]
سلام و خسته نباشید محققان محترمBlush
همینجا لازم دیدم ازآقا منتقم زهرا و آقاعلی110 که واقعا مطالب خوبی رو گفتن تشکر کنم و این رو بگم که:
فدک خانم فاطمه زهرا بعد از غصب برگردانده شد و دو باره غصب شد و اگر اشتباه نکنم 3-4بار این عمل رخداد یعنی هی پس دادن هی غصب کردن(منگ میزدن)Big Grin
یک سوال:
الآن می خواهیم فدک را از چه کسی بگیریم و به چه کسی بدهیم؟
یک جواب
مسئله ی فدک مسئله ای است که تبیین کننده ی حق و باطل میتواند باشد اگر خوب به آن توجه شود

البته برای کسی که درباره ی حقانیت بین فرق اسلام سوال دارد
نه برای کسی که درباره حقانیت اسلام با سایر فرقه ها و ادیان هنوز در حال تحقیق است و چندان حجیتی ندارد برایش استدلال با آیات قرآن
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۲۲)beautiful-mind نوشته است: [ -> ]سلام
خدا خیرت بده
ما نمی گیم شم دروغ گو هستی.
ولی در این شرایط این کار شما صحیح نیست.
ارسالم در آخرین تاپیکتون که حذف شد خوندید؟
البته تا من رسیدم دیگر حذف شده بود البته کمی از آن در جی میلم بود لطف کنید یک بار دیگر آنرا بنویسید متشکرم
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۲۷)Mahdy2021 نوشته است: [ -> ]سلام
1-هرگونه سب و لعن و دشنام به بزرگان اهل سنت طبق فتوای رهبر معظم انقلاب حرام است و تالار به تبعیت از ایشان این مورد را جدی می گیرد(لعنها پاک شدن)
2-برای بیان حوادث تاریخی حتما سعی کنید از منابع معتبری استفاده کنید و به صرف نقل مطالب بسنده نکنید(مخصوصا استفاده از منابع اهل سنت در این طور مطالب توصیه می شود)
3-امروز دشمن اصلی ما استکبار جهانی و در راس آنها شیطان بزرگ آمریکا و اسرائیل است و باید حواسمان باشد دشمنان اصلی را گم نکنیم و فقط به فکر اختلاف افکنی بین امت اسلامی باشیم!!
اگر چه ذکر درست و دقیق تاریخ را هیچکس نمی تواند تقبیح کند و ذکر آن لازم است!!

نقل قول:رهبر معظم انقلاب در پاسخ به استفتائی اعلام کردند: " اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) -می شود."

آیت الله خامنه ای این موضوع را در پاسخ به استفتائی مطرح کردند که در آن خواسته شده بود تا ایشان نظر خود را درباره "اهانت و استفاده از کلمات تحقیرآمیز و توهین به همسر پیامبر اسلام ام المومنین حضرت عایشه اعلام کنند."
تمام منابعی که من نوشتم تمام علمای اهل سنت قبول دارند مخصوصا طبری!! و از امام هایشان نیز چند منبع است که من فقط نامشان را ذکر کردم
واقعا من همون اول گفتم برادران سنی من هیچ وقت ابوبکر را لعنت نکردم و فقط طبق احادیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفتم این ابوبکر و عمر مورد غضب خدا و پیامبر واقع شدند هنوز حقایق دیگری هم هست که من نگفتم.
من اینها را میگویم که برادران اهل سنت این قدر ما را رافضی و کافر نخوانند و آخر به جبهه ی حق بپیوندند قصد دیگری ندارم همون اول هم گفتم
(۷/بهمن/۹۰ ۱۹:۴۷)خادم الامام نوشته است: [ -> ]سلام و خسته نباشید محققان محترمBlush
همینجا لازم دیدم ازآقا منتقم زهرا و آقاعلی110 که واقعا مطالب خوبی رو گفتن تشکر کنم و این رو بگم که:
فدک خانم فاطمه زهرا بعد از غصب برگردانده شد و دو باره غصب شد و اگر اشتباه نکنم 3-4بار این عمل رخداد یعنی هی پس دادن هی غصب کردن(منگ میزدن)Big Grin
سه چهار بار نبود یک بار زمان عمربن عبدالعزیز برگردانده شد یک بار ابوالعباس سفاح آن را برگرداند و مهدی عباسی و مامون عباسی آن را برگرداندند
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع