|
خطبه حضرت زهرا علیه السلام در دفاع از ولایت + ماجرای فدک
|
|
۱۰:۲۷, ۲۹/آبان/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۱ ۱۰:۵۰ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم قال بقیه الله الاعظم الحجه ابن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف "فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه" برای من دختر فرستاده خدا راهبر و الگویی نیکویی است سخنان بانوی بانوان در مسجد پیامبر صلی الله علیه و اله عبدالله بن حسن –نواده امام حسن مجتبی علیه السلام-از پدرانش چنین نقل می کند: (جملاتی که در«»مشخص شده ایات قران است) هنگامی که ابوبکر و عمر هم دست شدند تا از دسترسی حضرت فاطمه علیه السلام به فدک جلوگیری نمایند این خبر به ان علیا جناب رسید ایشان مقنعه بست و چادر را بر خویش فرو پیچید و همراه با گروهی از بستگان و زنان قومش –بنی هاشم به سوی مسجد- امد در هنگام راه رفتن –چندان پوشش ایشان بلند بود که-پا بر پایین دامن لباس خویش می گذاشت و راه رفتن ان جناب مانند راه رفتن پدرش رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)بود تا این که بر ابو بکر که در میان جمع زیادی از مهاجرین و انصار و دیگران داشت وارد شد به خاطر ان حضرت پرده اویختند.و ایشان نشست.انگاه ناله ای سر داد که همه مردم به خاطر او به گریه افتادند و مجلس به خروش در امد و منقلب شد.سپس حضرت لحظاتی درنگ نمود تا صدای گریه ان جمعیت فرو نشست و از خروش افتاد.انگاه سخن را با حمد و ثنای خداوند متعال و صلوات بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اغاز کرد –با یاد اوری پیامبر خدا-مردم دوباره به گریه افتادند و چون ساکت شدند حضرت سخن از سر گرفت و فرمود:سپاس و ستایش خداوند را بخاطر نعمت هایی که بخشید و او را شکر بخاطر انچه الهام کرد و مدح و ثنا شایسته اوست به خاطر نعمت های فراگیری که از پیش فرستاد نیکی های تمام بی سابقه ارزانی نمود و احسان های کاملی روا داشت و انها بیش از ان است که شمارش شود و والا تر از ان است که جبران گردد و پایندگی اش فراتر از ان است که به اندیشه اید.افریدگان را به ستایش فرا خواند تا نعمت را بر انان بیشتر کند و پایدار سازد و با نثار نعمت فراوان شکر انان را خواستار شد و با دعوت دوباره بندگان به شکر خواسته است نعمت ها را دوچندان نماید. و گواهی میدهم که خدای جز الله نیست او یکتاست و شریکی ندارد.ترجمان این سخن و نتیجه ی ان اخلاص است. خداوند این کلمه را با دل ها پیوند داده و اندیشه ها را با مفهوم ان نور ارزانی ساخته است.دیدگان از دیدارش و زبان ها عاجز از توصیف او هستند و خیال ها چگونگی اش را درک نتوانند کرد.همه چیز را افرید ولی نه از چیزی که پیش از ان وجود داشته باشد و انها را ایجاد کرد بی ان که نمونه ای را الگو قرار داده باشد.انها را با قدرت خویش پدید اورد و با خواست خود افرید بدون این که نیازی به افرینش انها داشته باشد و سودی از صورت بخشی انها حاصل گردد .بلکه-انها را افرید-تا حکمتش را اثبات کند و بر طاعت خویش توجه دهد و قدرتش را نمایان سازد و موجبات بندگی خلقش را فراهم اورد و دعوتش را عزت و ارجمند بخشد.سپس پاداش را بر طاعت خویش و مجازات را بر معصیت خویش قرار داد تا بندگان را از خشمش دور سازد و انان را بسوی بهشت کشاند. و گواهی می دهم که پدرم محمد صلی الله علیه و اله بنده و فرستاد اوست.او پیش از ان که مبعوث نماید برگزید و پیش از ان که برگزیند او را نام برده و نامگذاری کرده و پیش از ان که او را به رسالت فرستاد انتخاب فرمود.در ان هنگام خلائق در پرده غیب پوشیده و در پوششی ترسناک محفوظ بودند و به نهایت نیستی و عدم مقرون بودند.این بدان جهت است که خداوند به سرنجام امور اگاه بوده و حوادث روزگار ان را می داند و به جایگاه انچه شدنی است شناسا است.خداوند او را به رسالت فرستاد برای این که فرمان را تمام کند و اراده فرمود حکمش را به اجراگذارد و مقدرات حتمی اش را جاری سازد.خویش پس-رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)-مردم را دید که در عقاید و دینشان پراکنده و پایبند اتش های خویشند و بت ها را می پرستند و با این که خدا را می شناسند انکار می ورزند. پس خداوند توسط پدرم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)تاریکی های انان را روشن ساخت و از دل هایشان پیچیدگی ها و نادانسته ها را برطرف نمود و کدورت و غبار را از بینایی چشم ها زدود و برای هدایت مردم در میان شان به پا خواست و انان را از گمراهی نجات داد و از کور دلی بصیرت بخشید و به دین استوار رهنمون گردید و به راه مستقیم دعوت نمود.سپس خداوند با مهربانی و با اختیار –پیامبر- جان او را و با اشتیاق و انتخاب –خود ان بزگوار-او را به سوی خویش برد.اینک از رنج و زحمت این سرای در اسایش به سر می برد.فرشتگان نیکو کار و خشنودی پروردگار او را در بر گرفته و همنشین پادشاه و فرمانرواست.درود خداوند بر پدرم پیامبر خدا و امین وحی و برگزیده او باد.همو که بهترین افریدگان خدا و پسندیده اوست. سلام و رحمت و برکت خدا بر او باد.
سپس ان بانوی بزرگوار حاضران را خطاب قرار داد ه فرمود:شما ای بندگان خدا مخاطب امر و نهی خداوند و حاملان دین و وحی اویید.شما امینان خداوند خویش و رساننده –دین- او بسوی دیگر امت ها هستید.پیشوایی حقی از سوی خدا در میان شماست و نیز پیمانی پیشتر از شما گرفته گذاشته که او را بر شما جانشین قرار داده است.او-امیر المومنین علی علیه السلام-کتاب گویای خدا و قران صادق و نور درخشان و روشنایی پر فروغ است. دیدگاهش روشن و اسرارش اشکار و ظواهر و سیمایش شفاف می باشد. دیگران بر پیروانش رشک می برند.او پیروانش را به بهشت راهبری میکند و گوش سپردن به او مایه نجات است.به وجود او می توان به حجت های نورانی خداوند و واجبات واضح شده و محرمات نهی شده و دلایل روشن و براهین کافی و فضیلت های مستحب و رخصت های مباح و ایین های واجب پروردگار دست یافت.خداوند ایمان را برای پاکی شما از شرک و نماز را برای دوری تان از تکبر و خود پرستی و و زکات را موجب پاکیزگی جانتان ساخت.و فزونی روزیتان را در ان قرار داد.روزه را برای پایداری در اخلاص و حج را استواری در دین و عدل را برای یکپارجگی دل ها و پیروی ما –اهل بیت- را برای همبستگی در امت و امامت و پیشوایی ما –اهل بیت-را به خاطر ایمنی از تفرقه واجب ساخت.جهاد را موجب عزت اسلام و ذلت و خواری کفار و منافقان و صبر را مایه ی استحقاق پاداش و امر به معروف را به خاطر مصلحت عموم و نیکی به پدر و مادر را به جهت حفظ از خشم خود بنیان نهاد.صله ارحام را مایه طول عمر و فزونی نفرات.و قصاص را مایه حفظ خونها و وفای به نذر را موجب امرزش و امر به پیمانه ی پر و وزن کامل را –در معاملات- به خاطر پیشگیری از کم فروشی و نهی از شراب خواری را برای کناره گرفتن از پلیدی حکم نمود.و خود داری از تهمت و نسبت های ناروا را برای ایمن ماندن از لعنت شدن و ترک دزدی را موجب عفت قرار داد.خداوند شرک را حرام کرد تا عقاید نسبت به پروردگار اش خالص گرددپس«(ای مردم)از خدا ان گونه که شایسته است بترسید و تا پای مرگ مسلمان باشید1»خدا را در انچه به شما فرمان داده و نهی نموده است اطاعت کنید.چه ان که« از میان بندگان خدا فقط دانشمندان از او بیمناکند2». سپس فاطمه سلام الله علیه فرمود:ای مردم!بدانید که من فاطمه ام و پدرم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)است.این را تکرار میکنم و نخست هم گفته ام و انچه می گویم نادرست نیست و انچه میکنم به ناحق انجام نمی دهم«به تحقیق رسولی نزدتان امد که از خود شماست.رنج و سختی های شما بر او بسیار ناگوار می اید و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است3»اگر نسب او را جویا شده و او را بشناسید می بینید که او پدر من است نه پدر زنان شما و برادر پسر عموی من است نه برادر مردان شما و چه خوب انتسابی است انتساب به او!او رسالت را در حالی ابلاغ فرمود که مردم اشکارا بیم می داد و از ایین مشرکان روی گردان بود.بر کمرها شان ضربه می زد و حلقومشان را میفشرد و با حکمت و اندرز نیکو مردم را به راه پروردگارش دعوت می نمود.بت ها را شکست و بر سر بزرگان_کفر_کوبید تا ان که جمع انان شکست خورده گریختند.تا اینکه از میان شب چهره ی صبح اشکار و حق پیدا و نمایان شد و پیشوای دین لب به سخن گشود و هیاهو و یاوه گویی شیاطین خاموش گشت و فرومایگان منافق میدان تهی کرده و پیمانها کفر و تفرقه از هم گسست.انگاه شما همراه گروهی روزه دار و سپیدرو زبان به اخلاص و توحید گشودید.این در حالی بود که شما (پیش از ان)بر لبه پرتگاه جهنم بودید.جرعه ای برای نوشندگان و طعمه ای برای خورندگان و پاره اتشی برای شتابزدگان و پایمال شده قدم ها بشمار می امدید. اب های گندیده و الوده مینوشیدید و خورکتان پوست شتران بود مردمانی خوار و ذلیل و مطرود بودید و میترسیدید که دیگر مردم شما را به بردگی اسیر کنند.اما خداوند شما را توسط پدرم محمد صلی الله علیه و اله پس از ان وضعیت رقت بار و پس از ان همه خواری نجات بخشید بعد از ان که حضرت مبتلا به ازار شجاعان نادان و حمله گرگ های عرب سرکشان اهل کتاب شد.هر بار که اتش جنگ را برافروختند خداوند ان را خاموش ساخت .هر زمان که شاخ شیطان پدیدار می گشت یا دهان -یاوه گویانی –از سوی مشرکان باز می شد.برادرش-علی علیه السلام-را در کام شان می افکند و او باز نمی گشت مگر اینکه انها را لگدکوب کرده و زیر پا می گرفت و شراره ی اتش شان را با شمشیر خود خاموش می ساخت .او_ علی علیه السلام_ به خاطر خداوند رنج بسار می دید و برای فرمان او بسیا میکوشید.نزدیک به رسول خدا صلی الله عله و اله و سرور اولیاء خدا بود.پر تلاش و خیر خواه بود سخت می کوشید و در راه خدا سرزنش و ملامت گران در او اثر نداشت.در حالی که شما با اسایش زندگی می کردید، ساکت و ارم ،خوش گذارن و در امان بودید.منتظر بودید روزگار علیه ما بگردد.گوش به زنگ خبر ها بودید-تا خبر رحلت پیامبر صلی الله علیه و اله را بشنوید-همواره در بحران ها می نشستید و در جنگ میگریختید.هنگامی که خداوند برای پیامبرش سرای انبیا و جایگاه برگزیدگانش را اختیار کرد، در میان شما خارهای نفاق پدیدار گشت و لباس دین_ومعنویت در نزدتان_کهنه شد .گمراهان خاموش، سخن گفتند و فرومایگان ناچیز و گمنام سر براورده و سرکردگان باطل به خروش امدند.و در حضور و جمع شما دم جنبانیدند.وشیطان سر از مخفیگاه بیرون اورد و شما را صدا زد و دریافت دعوتش را اجابت می کنید و فریبش را می پذیرید.شما را برانگیخت و سبک رفتارتان بافت و برافروخت تان و مشاهده کرد که زود به خشم می ایید.انگاه شما شتران دیگران را مالک شدید وبه نام خودتان داغ زید و به ابشخور دیگران فرود امدید.با اینکه هنوز زمان زیادی از عهد _پیامبر صلی الله علیه و اله نگذشته و زخم ها(ی ما در مصیبت ان حضرت)هنوز تازه بود.وجراحت ها التیام نیافته و رسول خدا صلی الله علیه و اله هنوز دفن نشده بود.شما شتابان چنین کرده گمان نمودید_اگر نکنید_ بیم فتنه می رود!«اگاه باشید که به فتنه افتادند و جهنم در بر گیرنده ی کافران است»7 چه بعید بود از شما!شما را چه شده است؟«چرا بیراهه می روید؟»8 در حالی که کتاب خدا پیش روی شماست؛امورش اشکار و احکامش روشن و نشانه ها و نمایان و نواهی اش معلوم و اوامرش واضح است،شما ان را وانهادید.ایا می خواهید از ان روی بگردانید و به غیر ان حکم کنید؟«این چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران!»9«و هرکه جزاسلام ایینی برای خود برگزیند از او پذیرفته نخواهد شد و در اخرت از زیانکاران است10 »سپس شما انقدر درنگ نکردید تا شتر فتنه از جنبش فرو ایستد و افسار کردنش اسان شود.بلافاصله_اتش فتنه را برفروختید و شعله هایش را برانگیختید و ندای شیطان گمراه را لبیک گفته و به خاموش ساختن نورهای تابناک دین و نابود ساختن سنت های پیامبر برگزیده پرداختید ؛شما ارام ارام به بهانه ی کف روی شیر،خود شیر را می نوشیدوپنهان و اشکار علیه خانوده و فرزندان رسول خدا صلی الله عله و اله اقدام کرده و دست به توطیه و فریب می زنید. ما شکیبای می ورزیم همچون کسی که بر زخم کارد و فرود رفتن نیزه در شکم شکیبایی کند!اکنون می پندارید که ما ارثی نداریم،ایا شما حکم دوران جاهلیت را دنبال می کنید؛در حالی که برای اهل یقین چه کسی بهتر از خدا حکم می کند؟ایا نمی دانید؟چرا!برایتان همچون خورشید فروزان روشن است که من دختر او (پیامبر)هستم.ای مسلمانان!ایا(انصاف است که)من در گرفتن ارثم شکست بخورم؟ای پسر ابو قحافه!ایا در کتاب خدا چنین امده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم نبرم؟!همانا بر «خدا و رسولش دروغ می بندی»12.ایا از روی اگاهی و عمد کتاب خدا را ترک نموده و ان را پشت سرتان انداخته اید.که می فرماید«سلمیان از دواد ارث برد»13 .و در انجا که از قصه ی یحیی بن زکریا خبر می دهد،می فرماید«_خداوندا_از جانب خود ولی و جانشینی به من عطا کن تا از من و از خاندان یعقوب ارث ببرد»14 و فرمود:«در کتاب خداوند برخی از خویشاوندان نسبت به برخی دیگر سزاوارترند»15وفرمود :«خداوند شما را سفارش می کند که در میان فرزندانتان سهم پسر دو برابر سهم دختر باشد»16.وفرمود:«اگر مالی از خود به جای گذاشت باید نسبت به پدر و مادر و نزدیکان خود ان گونه که معروف است و نیکوست وصیت کند و حقی است برای پرهیزگاران»17.وشما پنداشتید من هیچ نصیبی نداشته و از پدرم ارث نمی برم و میان ما رابطه ی خویشاوندی وجود ندارد!ایا خداوند ایه ای را به شما اختصاص داده و پدرم را از ان خارج ساخته است؟یا ای که –در مورد من و پدرم-می گویید:اهل دو دین مختلف،از یکدیگر ارث نمی برند. ایا من و پدرم بر یک دین نیستیم؟یا این که شما نسبت به مفاهیم خاص و عام قران از پدرم و پسر عمویم اگاه ترید؟!پس-حال که چنین است این خلافت و فدک-چون شتر افسار بسته و بارگرفته ارزانی تو باد؛تو را در روز محشر ملاقات خواهد کرد و خداوند خوب حکم کننده ای است و محمد صلی الله علیه و اله خوب پیشوا سرپرستی و قیامت خوب وعده گاهی است و در روز رستخیز باطل پیشگان زیانکاراند و گناه هرچه فریاد ندامت بکشید سودی به حال تان ندارد«و برای هر خبری جایگاهی است»18.«وخواهید دانست که بر چه کسی عذاب خوار کننده فرود خواهد امد و عذاب پایدار او فرا خواهد گرفت»19سپس حضرت فاطمه علیه السلام رو به انصار نموده به انان فرمود:ای بزرگان صاحب نفوذ وای بازوان دین و پناهگاهان اسلام!این چشم پوشی در برابر حق من و این خواب الودگی در برابر دادخواهی من چیست؟ایا پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله نمی فرمود:احترام هر شخص را باید در مورد فرزندانش نیز به جای اورد؟چه زود –امور را- دگرگون کردید و چه با شتاب تغییر نمودید و پلیدی باطن هایتان را در کسوت نیکی ها عرضه داشتید!این درحالی است که شما می توانید خواسته ام را براورده سازید و قدرت دارید بر انچه را جویا هستم و در نظر دارم_از مبارزه با غاصبین و بازگردان خلافت و فک_به من بازگردانید.ایا می گوید محمد صلی الله عله و اله از دنیا رفت-و با مرگش همه چیز تمام شد؟-اری –رحلت او-حادثه ای عظیم است که شکست و عارضه اش فراگیر،شکاف ان دامنه دار و رخنه اش غیر قابل پوشش است.زمین از فقدان او تاریک شد و خورشید و ماه رو پوشاندند و ستارگان از مصیبتش پراکنده شدند و ارزوها بی ثمر گشت. کوها سر فرود اوردند و حریم-پیامبر صلی الله علیه و اله – از بین رفت و با رحلت ایشان احترام او پایمال شد و به خدا سوگند که این فاجعه ای بزرگ و مصیبتی عظیم است که مانند ان فاجعه ای وجود ندارد و در دنیا مصیبتی مانند ان نیست.اما این مصیبت را کتاب خداوند متعال که ان را در خانه هایتان در صبح و و شامگاهان با صدای رسا و بلند و با تلاوت و نوای خوش می خوانید؛پیش تر از او نیز درباره پیامبران و رسولان همین اتفاق افتاد-انان نیز از دنیا رفتند-این حکمی قطعی و سرنوشتی حتمی است که :«محمد فقط فرستاده ی خداست و پیس از او فرستادگان دیگری نیز بودهند؛ایا اگر او بمیرد یا کشته شما به گذشته خود(جاهلیت)باز میگردید؟و هر که به گذشته اش باز گردد هرگز به خدا زیانی نمی رساند و خداوند به زودی شاکران را پاداش می دهد»20 ای قبیله قیله –ای انصار-از شما بعید است!ایا شما در پیش چشم من باشید و صدایم را بشنوید و دارای انجمن و اجتماع باشید انگاه میراث پدرم را به ستم از من بگیرند؟!دادخواهی ام به شما می رسد و از جریان باخبر هستید و دارای نفرات،امادگی،تجهیزات و نیرو می باشید و سلاح و سپر دارید و پی در پی درخواست-و خواهشم-را میشنوید انگاه اجابت نمی کنید؟!فریاد کمک خواهی ام به شما می رسد وکمک نمی کنید؟!این در حالی است که شما را رزمنده می خوانند و به خیر و صلاح معروف هستید ونخبه هایی برگزیده اید و مردمانی منتخب هستید که برای ما اهل بیت انتخاب شده اید.شما با مشرکان عرب جنگیدید و رنج ها و سختی ها را تحمل کردید و با امت های کفر درگیر شدید و با شجاعان بی منطق جاهل شدید،همواره ما فرمان می دادیم و شما اطاعت می کرید تا ان که سنگ اسیاب اسلام به وجود ما به گردش افتاد و برکات روزگار جوشیدن گرفت ونعره ی شرک فرو خوابید و فوران دروغ و تهمت از خروش افتاد و اتش های کفر خاموش شد و دعوت به اشوب و فتنه متوقف گردید و نظام دین انسجام یافت.پس چرا اکنون پس از هدایت حیران گشته اید و حق را که اشکار شده پنهان می کنید؟!چرا پس از پیشروی عقب می نشینید و پس از ایمان،شرک می ورزید؟!بدا به حال«مردمی که سوگندهایشان را پس از پیمان شکستند و تصمیم به بیرون راندن رسول گرفتند در حالی که نخستین بار انها(پیکار با شما را)اغاز کردند،ایا از انها میترسید؟با این که اگر ایمان دارید خدا سزاوار تر است که از او بترسید»21 اگاه باشید که شما را چنین میبینم که به پستی و اسایش روی اورده اید و کسی را سزاوارتر به تدبیر امور بود دور کرده و به ارامش و خوشگذرانی روی اورده و از تنگنا به وسعت رسیده اید و –به همین خاطر- انچه را پاس می داشتید رها کرده اید و ان حقیقت گوارارایی را که نوشیده بودید قی کرید!«بدانید اگر شما و همه ی مردم روی زمین کافر شوید خداوند بی نیاز و ستوده است»22 اگاه باشید انچه را که در اینجا گفتم،بر زبان اوردم در حالی که میدانستم یاری ام نمی کنید و خوار گذاشتن ما با وجودتان در امیخته و دلهایتان جامه ی بی وفایی به پیمان پوشیده است.اما انچه را بیان کردم جوششی بود که از جان برخاست و اهی بود ه از خشم برامد-چون در گرفتن حقم-ناتوان و بی یاور هستم و این اندوه،جانکاه سینه بود و این ها را برای اتمام حجت گفتم.پس این-خلافت و فدک-را بگیرید و این-شتر را بری خود-محکم ببندید در حالی که پشتش زخمی و پایش لنگ است و ننگ-غصب کردن-ان همراهتان خواهد بود و خشم خداوند جبار و بدنامی جاودان نشان خواهد داشت و شما را به اتش برافروخته خدا خواهد رسانید«اتشی که بر دلها شعله می کشد»23 و هرچه کنید در منظر و دیدرس خداست.«و کسانی که ستم کردند به زودی خواهند دانست که به کدامین جایگاه باز می گردند»24 من دختر ان کسی هستم که شما را«از عذاب سخت بیم می داد»25.پس به کارتان مشغول باشید،ما نیز به کا ر خود می پردازیم و«منتظر باشید که ماهم منتظریم»26 ابوبکر در پاسخ به ان حضرت گفت:ای دختر رسول خدا!پدرت صلی الله علیه و اله نسبت به مومنان دلسوز،رئوف و مهربان بود و برای کافران عذابی دردناک و مجازاتی بزرگ بود.اگر پی گیر نسب او شویم می بینیم پدر توست نه پدر دیگران و برادر همدم و شوهر توست نه دیگر دوستان،-پدرت-او را بر تمامی یاوران مقدم می داشت و او نیز در هر امر مهمی یاریش می نمود.شما را جز سعادتمند دوست نمی دارد و جز بدبخت و دور از رحمت خدا دشمن نمی شمارد.شما خانواده ی پاک رسول الله صلی الله علیه و اله و بهترین برگزیدگان هستید که به سوی خیر و راه های ما به سوی خیر و راهای ما به سوی بهشتید.تو ای بهترین زنان و دختر بهترین پیامبران،در گفتارت راستگو و در کمال دانشت از دیگران پیش هستی و از حقت باز داشته نخواهی شد و گفتار راستین ات رد نمی گردد.به خدا سوگند من از نظر رسول خدا تجاوز ننموده و جز با اجازه ی او عمل نکرده ام،همانا پیشاهنگ به گروه خود دروغ نمی گوید و خدا را گواه می گیریم و گواهی او کافی است که از رسول خدا صلی الله علیه و اله شنیدم می فرمود:ما پیامبران طلا،نقره،خانه و زمین به ارث نمی گذاریم ما فقط کتاب،حکمت،علم و نبوت از خود به جای میگذاریم واز متاع انچه در دست ما ست پس از ما از ان سرپرست حکومت بعد از ما خواهد بود،که هر گونه می خواهد در باره ان حکم نماید.ما هم انچه را تو در پی ان هستی –درامد فدک را-برای تهیه ی اسب و سلاح قرار دادیم تا مسلملنان به وسیله ان با کفار بجنگند و با سرکشان ستمکار جهاد کنند و این کار با اتفاق نظر مسلمانان صورت گرفته و من به تنهایی چنین تصمیمی نگرفتم و در نظری که داشتم خود رای نبوده.این دار و ندار من است و اکنون در اختیار توست،ان را از تو دور نمی سازم و ان را فقط برای خودم ذخیره نمی کنم بطوری که تو از ان بی نصیب باشی .تو بانوی امت پدرت و درخت پاک فرزندانت هستی.ما منکر فضیلت تو نبوده و از اصل و فرع تو چیزی کم نمی داریم.هر انچه از اموال شخصی من بخواهی پذیرفته است اما ایا نظرت این است که این درباره –فدک-با پدرت مخالفت نمایم؟! فاطمه علیه السلام فرمود:سبحان الله!پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله از کتاب خدا روی گردان نبود و با احکام و فرامین ان مخالفت نمی کرد بلکه کاملا از ان پیروی نموده و دنباله رو سوره هایش بود.ایا در توجیه خیانتی که بر ان همدست شده اید دروغ و بهتان به پیامبر می بندید؟!این خیانت پس از وفات ان حضرت مانند ان توطئه های است که برای او در زمان حیاتش –توسط شما-انجام می شد.این کتاب خداست؛داوری سراپا عدل و سخنگویی که حکم قطعی و حرف اخر را میزند، می فرماید:«تا از من و از ال یعقوب ارث ببرد»27و می فرماید:«سلیمان از داود ارث برد»28خداوند در انجا که نحوه ی تقسیم ارث را بیان داشته و قانون میراث را بنیان نهاده و سهم مردان و زنان را توضیح داده است،این قوانین را به گونه ای روشن ساخته است که جای برای توجیه باطل پیشگان نگذاشته و گمانه زنی و شبهه را برای ایندگان از میان برده است؛هرگز«بلکه نفس شما این کار-زشت-را برایتان زینت داده-حال که چنین نیست-من شکیبای می ورزم در برابر انچه می گویید از خدا وند یاری می جویم»29 ابوبکر به ان بانو گفت:خدا و فرستاده اش و دختر او راست گفتند،تو معدن حکمت و محل هدایت و رحمت بوده و رکن دین و حجت کامل هستی.من گفتار درست تو را رد نمی کنم و سخنانت را منکر نمی شوم،اکنون این مسلمانان میان من و تو گواهند.انچه-خلافت-بر عهده گرفتم،انان بر گردنم گذاشتند و انچه را قبول کردم با اتفاق نظر انان بود بی انکه لجاجت و خود رائی کرده و خود را مقدم داشته باشم. فاطمه علیه السلام رو به مردم کرد و فرمود:ای مسلمانان!چه سریع به سوی گفتار باطل رفتید و بر کار زشت زیانبار چشم فروبستید،«ایا در قران نمی اندیشید یا این که بر دلهایتان قفل زده اند».30 چنین نیست ،بلکه کارهای زشتی که کردید دلهایتان را فرا گرفته و گوش و چشم شما را فرو بسته است و چه ناروا کار را باز گرداندید و چه بد راهی را نشان دادید و چه نارواست انچه غصب کرده و به ستم گرفتید.به خدا سوگند که عقوبت این کار سنگین خواهید دید و پیامدش را فاجعه امیز خواهید یافت. هنگامی که پرده ها به کنار رود و پشت ان پدیدار گردد واز سوی پروردگارتان برایتان انچه که فکرش را هم نمی کنید اشکار شود،در ان هنگام باطل پیشگان زیانکارند.31سپس روی به قبر پیامبر اورد و عرضه داشت: اشعار پس از تو حوادث و گرفتاری هیی پدید امد که اگر حضور می داشتی مصیبت فراوان نمی شد. ما تو را از دست دادیم بسان زمینی که باران را ز دست دهد و پس از رفتنت قوم تو دگرگون شدند گوهشان باش و انان غائب نشو! هر خویشاوندی که در نزد بستگان و نزدیکان از مکان و منزلتی برخوردار است نزد خدا ان منزلت پذیرفته است. گروهی از مردان انچه در سینه داشتند علیه ما اشکار کردند در زمانی که رفتی و خاک میان ما و تو پرده کشید. وقتی از دست رفتی مردانی بر ما هجوم اوردند ما ناچیز شمردند و همه ی میراث ما غصب کردند ماه کامل و نوری بودی که از ان فروغ می گرفتند و از جانب خداوند عزیز بر تو کتاب نازل می شد. جبرئیل با ایات وحی مونس ما بود تو رفتی و تمامی خیرها از ما پنهان گشت کاش پیش از ان که خاکها میان ما و شما حایل شوند مرگ ما فرا رسیده بود ما چیزی سوگوار شدیم که هیچ غم زده ای از مردم از دور و نزدیک بدان مبتلا نشده است انگاه حضرت فاطمه علیه السلام بازگشت در حالی که امیرمومنان در انتظار بازگشت ایشان و ورود حضرتش به خانه بود.چون فاطمه علیه السلام به خانه رسید و ارام گرفت،به امیر مومنان علیه السلام عرض کرد:ای پسر ابوطالب!همچون جنین پرده بر خود پیچیده ای و مانند افراد متهم در خانه نشسته ای،کسی بودی که شهپر عقاب ها را در هم شکستی و اکنون این ناچیزها تو را ناتوان ساخته اند.این پسر ابوقحافه-ابوبکر-است که عطای پدرم و وسیله ی معیشت فرزندانم را از من می رباید در دشمنی با من سخت می کوشد و در گفتار با من ،دشمنی و کینه توزی می کند.-کارم-به انجا رسید که انصار از یاری ام خود داری کردند و مهاجرین پیوند مرا نادیده گرفتند و مردم چشم بر هم گذاشتند تا –حق –مرا نبینند.هیچ کس از من دفاع نکرد و مانع ستم بر من نشد.به هنگام رفتن خشم فروخورده و به وقت بازگشتن شکست خورده بودم.از ان هنگام که شمشیر فرو گذاشتی،چهره ی خود را خوار نمودی.تو بودی که گرگ ها را پاره کردی و اکنون خاک نشین گشته ای.نه گوینده ای را باز می داری و نه کار سودمند به انجام می رسانی و از من کاری ساخته نیست.ای کاش پیش از این وقت و پیش از این خواری ام مرده بودم.از پروردگار جانبداری اش را می خواهم که یاورم این گونه.وای بر من در هر سپیده دم.وای بر من در هر شامگاه.تکیه گاه ما رفت و بازوی ما سست گردید.شکوه ام را به پدرم و دادخواهی ام را به پروردگار می کنم:خداوندا!تو از انان نیرومند تر و تواناتری و عذاب و مجازات تو سخت تر است.امیر مومنان علیه السلام به ان حضرت فرمود:وای بر تو نیست ای دختر سرور پیامبران،بلکه وای بر دشمن توست.از این خشم خویشتن داری کن ای دختربرگزیده ی خدا و ای باقیمانده ی نبوت!من در دینم سست نشده ام و در انچه توانش را داشتم کوتاهی نکرده ام،اگر به دنبال معیشت هستی،روزی ات ضمانت شده و ان کفیل توست امین و مورد اعتماد است.و انچه برایت مهیا ساخته برتر از ان چیزی است که از تو گرفته شده است. پس به حساب خدا بگذار.فقالت:حسبی الله و نعم الوکیل،و امسکت |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۴۹, ۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۵۲ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفایکی گفته امام علی (علیه السلام) از حق فدک دفاع نکرده... توی نهج البلاغه یک خطبه هست که در مورد فدک صحبت کرده خواهشم اینه که انقدر راحت تو ذهن کاربرا شک و شبهه ایجاد نکنید. حداقل یکم واسه جواب سوالاتون تحقیق کنید اگر جواب سوالاتونو پیدا نکردید بعد این صحبت ها رو بکنید... اگر هدف دیگه ای از ایجاد شبهه دارین بحثش جداست.... (۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۴۷)beautiful-mind نوشته است: وای... امام به خاطر مصلحت جامعه اسلامی سکوت کرد. از حقش نگذشت! |
|||
|
|
۱۶:۵۴, ۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۵۸ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
پاسخ دیگر:
اولا: صحيح بخاري و صحيح مسلم ميگويند که خود عمر فدک را به حضرت علي (عليه السلام) برگرداند. در زمان عمر هم فدک در دست امير المؤمنين (عليه السلام) بود و در زمان خود حضرت علي (عليه السلام) در دست خودش بود. ثانيا: مگر علي بن ابي طالب (عليه السلام) آن تغييراتي را که انجام شد، توانست از بين ببرد؟ خود امير المؤمنين (عليه السلام) صراحت دارد: قد عملت الولاة قبلي أعمالا خالفوا فيها رسول الله صلى الله عليه و آله متعمدين لخلافه، ناقضين لعهده مغيرين لسنته و لو حملت الناس على تركها و حولتها إلى مواضعها و إلى ما كانت في عهد رسول الله صلى الله عليه و آله، لتفرق عني جندي، حتى أبقى وحدي أو قليل من شيعتي. رهبران و خلفاء قبل از من، کارهايي را انجام دادند که مخالفت با پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود و سنت او را به هم زدند. اگر بخواهم تمام آنچه را که خلاف سنت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) انجام داده بودند و ناحقها را حق کردند را عوض کنم، حتي لشکريان من هم از اطراف من پراکنده ميشوند. الكافي للكليني، ج8، ص59 در قضيه جنگ بصره، مردم مستحبات و نافله ماه رمضان ـ نمار تراويح ـ را در مسجد ميخواندند. حضرت علي (عليه السلام) به امام حسن (عليه السلام) گفت که برو به آنها بگو که نماز تراويح، بدعت است و خود عمر هم گفته است که بدعت است: نعم البدعة. چه بدعت خوبي! صحيح البخاري، ج2، ص252 امير المؤمنين (عليه السلام) ديد که صداي داد و فرياد مسجد را فرا گرفت و ميگفتند: وا سنتا عمرا! وا سنتا عمرا! حضرت علي (عليه السلام) آمده تا سنت عمر را از بين ببرد. امير المؤمنين (عليه السلام) در آن 5 سال، جز خون دل، چيز ديگري عائدش نشد. مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) در آن 5 سال، ميلياردها برابر مظلوميت حضرت علي (عليه السلام) در دوران 25 سال قبل از آن بود. در آن 25 سال فرمود: فصبرت و في العين قذى و في الحلق شجا، أرى تراثي نهبا. صبر کردم، در حالي که خار در چشم و استخوان در گلو داشتم و ... . نهج البلاغه، خطبه شقشقيه قد ملأتم قلبي قيحا. قلب مرا لبريز از خون کرديد. نهج البلاغه، خطبه27 مردم هميشه از ستم حاکمان مينالند، ولي من از ستم مردم مينالم. وقتي شمشير بر فرقش خورد، فرمود: فزت ورب الکعبة. به پروردگار کعبه (قسم) که رستگار شدم. بالاترين و اوج مظلوميت امير المؤمنين (عليه السلام) اين است که نتوانستيم او را به جامعه معرفي کنيم. حضرت علي (عليه السلام) مجهول و ناشناخته ماند. والله العلي الأعلي! آنچه که در تاريخ گفته شده و اين همه روايات، ذرهاي از اقيانوس فضائل حضرت علي (عليه السلام) نيست. پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به امير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: اگر ميدانستم که مردم درباره تو غلوّ نميکنند، همان گونه که درباره حضرت عيسي (عليه السلام) غلوّ کردند، سخني ميگفتم که وقتي از کوچه ميگذري، مردم، خاک زير پاي تو را به عنوان تبرّک برميداشتند. اين، سخني است که خود اهل سنت نقل کردهاند. |
|||
|
|
۱۶:۵۸, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۴۹)یا ثارالله نوشته است:(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای منظورم همین بود ایشون سوال کردن چرا زمانی که قدرت دستشون بود اقدام نکردن؟ من هم اینو گفتم. |
|||
|
|
۱۸:۱۲, ۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۰ ۱۹:۲۴ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای این سبک استدلال از اساس مشکل دارد به قول معروف کبرای این استدلال از اساس باطل است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کبرای این استدلال این است که هر عملی خلافی که در زمان خلفای سه گانه ی غاصب پیش از خود انجام شده است را مولا علی در زمان خلافت خود سعی در اصلاحش انجام دادند این استدلال از اساس باطل است اما چرا؟ به این علت که مولا علی اولویت بندی کردند مشکلات و معضلات و انحرافات و فسادهای به وجود آمده در زمان خلفای غاصب پیش از خود را و بر اساس مصلحت کل امت اسلام از مهمترین ها و آنها که بیش از همه قابل اصلاح بود را شروع به اصلاح نمودند به طور مثال یکی از مسلم ترین بدعتها که خود دومین خلیفه ی غاصب صراحتاً اعلام کرد بدعت در دین رسول خدا است اقامه ی نماز مستحب به جماعت است که خود خلیفه ی ثانی گفته که این بدعت من بود در دین محمد و خوب بدعتی هم بود!!!!!! همانطور که شراب خواری یکی از مذمومترین گناهان است در نزد خدا اما به سبب خو گرفتن مردم با آن و پاره ای دیگر از مسائل خداوند به یکباره حکم حرمت شراب را نداده است در مورد بدعت به جماعت خواندن نماز مستحبی هم با اینکه مولا علی وسایر اهل بیت صراحتاً ابطال آن را بیان کرده اند اما همانند حکم شراب که به یکباره نمیشد آن را نهی مطلق کرد بنا به شرایط با توجه به اولویت بندی ها و مسائلی دیگر مولا نتوانستند که به مبارزه و تغییر این بدعت در دین محمد صلوات الله علیه اقدام کنند مجدداً تأکید میکنم که این نوع استدلال از پایه و مبنا باطل است اما چرا؟ ببینید دوستان اگر بخواهید بگویید کاری درست است یا غلط باید دید دلایل و استدلال های کسی که میگوید این کار غلط است چه بوده اول قسمتهایی از خطبه ی فدک را با دقت مطالعه کنید و برهان های خلل ناپذیر حضرت فاطمه سلام الله را بر علیه غاصبین خلافت مشاهده کنید برهان بر حق را که نمیشود منکر شد، مگر اینکه خداوند کسی را کر و کور کرده باشد!!!!!!!!!!!!!!! معرفت نیست در این قوم خدایا مددی! ...و شما اکنون گمان ميبريد که براي ما ارثي نيست، آيا خواهان حکم جاهليت هستيد، و براي اهل يقين چه حکمي بالاتر از حکم خداوند است، آيا نميدانيد؟ در حالي که براي شما همانند آفتاب درخشان روشن است، که من دختر او هستم. اي مسلمانان! آيا سزاوار است که ارث پدرم را از من بگيرند، اي پسر ابيقحافه(ابوبکر)،آيا در کتاب خداست که تو از پدرت ارث ببري و من از ارث پدرم محروم باشم؟، امر تازه و زشتي آوردي، آيا آگاهانه کتاب خدا را ترک کرده و پشت سر مياندازيد، آيا قرآن نميگويد«وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ» [1] «سليمان از داود ارث برد»، و در مورد خبر زکريا آنگاه که گفت: «فَهَبْ لي مِنْ لَدُنْکَ وَلِيّاً يَرِثُني وَ يَرِثُ مِنْ الِيَعْقُوبَ»، [2]«پروردگار مرا فرزندي عنايت فرما تا از من و خاندان يعقوب ارث برد»، و فرمود: «وَ اوُلُوا الْاَرْحامِ بَعْضُهُمْ اَوْلي بِبَعْضٍ في کِتابِ اللَّهِ»، [3] «و خويشاوندان رحمي به يکديگر سزاوارتر از ديگرانند»، و فرموده: «يُوصيکُمُ اللَّهُ في اَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْاُنْثَيَيْنِ»، [4] «خداي تعالي به شما درباره فرزندان سفارش ميکند که بهره پسر دو برابر دختر است»، و ميفرمايد: «اِنْ تَرَکَ خَيْراً الْوَصِيَّةَ لِلْوالِدَيْنِ وَالْاَقْرَبَيْنِ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَي الْمُتَّقينَ». [5] «هنگامي که مرگ يکي از شما فرارسد بر شما نوشته شده که براي پدران و مادران و نزديکان وصيت کنيد، و اين حکم حقّي است براي پرهيزگاران». و شما گمان ميبريد که مرا بهرهاي نبوده و سهمي از ارث پدرم ندارم، آيا خداوند آيهاي به شما نازل کرده که پدرم را از آن خارج ساخته اید؟ يا ميگوئيد: اهل دو دين از يکديگر ارث نميبرند؟ آيا من و پدرم را از اهل يک دين نميدانيد؟ و يا شما به عام و خاص قرآن از پدر و پسرعمويم آگاهتريد؟ اينک اين تو و اين شتر(منظور سند فدک است)، شتري مهارزده و رحل نهاده شده، برگير و ببر، با تو در روز رستاخيز ملاقات خواهد کرد. چه نيک داوري است خداوند، و نيکو دادخواهي است پيامبر، و چه نيکو وعدهگاهي است قيامت، و در آن ساعت و آن روز اهل باطل زيان ميبرند، و پشيماني به شما سودي نميرساند، و براي هرخبري قرارگاهي است، پس خواهيد دانست که عذاب خوارکننده بر سر چه کسي فرود خواهد آمد، و عذاب جاودانه که را شامل ميشود. آنگاه ابوبکر پاسخ داد: ... و بخدا سوگند از رأي پيامبر قدمي فراتر نگذارده، و جز با اجازه او اقدام نکردهام، و پيشرو قوم به آنان دروغ نميگويد، و خدا را گواه ميگيرم که بهترين گواه است، از پيامبر شنيدم که فرمود: «ما گروه پيامبران دينار و درهم و خانه و مزرعه به ارث نميگذاريم، و تنها کتاب و حکمت و علم و نبوت را به ارث مينهيم، و آنچه از ما باقي ميماند در اختيار وليّ امر بعد از ماست، که هر حکمي که بخواهد در آن بنمايد.» ... آيا ميپسندي که در اين زمينه مخالف سخن پدرت عمل کنم. حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: پاک و منزه است خداوند، پدرم پيامبر، از کتاب خدا رويگردان و با احکامش مخالف نبود، بلکه پيرو آن بود و به آيات آن عمل مينمود، آيا ميخواهيد علاوه بر نيرنگ و مکر به زور او را متهم نمائيد، و اين کار بعد از رحلت او شبيه است به دامهائي که در زمان حياتش برايش گسترده شد، اين کتاب خداست که حاکمي است عادل، و ناطقي است که بين حق و باطل جدائي مياندازد، و ميفرمايد:- زکريا گفت: خدايا فرزندي به من بده که- «از من و خاندان يعقوب ارث ببرد»، و ميفرمايد: «سليمان از داود ارث برد». و خداوند در سهميههائي که مقرر کرد، و مقاديري که در ارث تعيين فرمود، و بهرههائي که براي مردان و زنان قرار داد، توضيحات کافي داده، که بهانههاي اهل باطل، و گمانها و شبهات را تا روز قيامت زائل فرموده است، نه چنين است، بلکه هواهاي نفساني شما راهي را پيش پايتان قرار داده، و جز صبر زيبا چارهاي ندارم، و خداوند در آنچه ميکنيد ياور ماست. ابوبکر گفت: خدا و پيامبرش راست گفته، و دختر او نيز، که معدن حکمت و جايگاه هدايت و رحمت، و رکن دين و سرچشمه حجت و دليل ميباشد و راست ميگويد، سخن حقّت را دور نيفکنده و گفتارت را انکار نميکنم، اين مسلمانان بين من و تو حاکم هستند، و آنان اين حکومت را بمن سپردند، و به تصميم آنها اين منصب را پذيرفتم،... [1] النمل: 16. [2] مريم: 6. [3] الاحزاب: 6. [4] النساء: 11. [5] البقره: 180. حال چند سؤال مطرح می شود: 1- چگونه ممکن است که رسول ا... عملی مرتکب شود که دستور قرآن است، یعنی پیش از مرگشان برای خویشاوندانش ارث تعیین کند (فدک را به حضرت زهرا ارث دهد) و آن را هم به اطلاع مردم برساند و حال آنکه این عمل سنت انبیای گذشته و دستور و حکم خداست ؛ اما بعد سخنی گوید که مخالف حکم خدا در قرآن و عمل و گفتار خودشان باشد؟ در حالیکه این سخن را فقط ابوبکر وحامیانش شنیده اند، و ابوبکر در مسجد در مقابل مردم به خدا سوگند یاد کرد که این قول رسول خداست. [/font] 2- و حال به فرض محال که رسول ا... مخالف حکم خدا در قرآن حکمی کرده باشد، حکم خدا ترجیح دارد یا حکم رسول خدا؟!! [font=Times New Roman] 3- و اگر فرضاَ ابوبکر راست گفته باشد که وارث انبیا فقط علم و حکمت انبیا را به ارث می برند نه مال و اموالشان را آیا سزاوار نیست که کسیکه علم و حکمتش ، همچون علم و حکمت رسول ا... هست و شجاعت و درایتش هم در میادین و وقایع گذشته به اثبات رسیده بر مسند جانشینی پیامبر بنشیند؟ به هر حال دو احتمال بیشتر وجود ندارد یا رسول ا... حکمی کرده که مخالفِ حکم خدا در قرآن و عمل وسخن خودشان در بخشیدن فدک به حضرت زهراست و یا این که ابوبکر در مسجد خدا و در مقابل مردم سوگند دروغ خورده و حدیثی از پیغمبر خوانده که جز حامیانش کسی آن را نشنیده. ما قضاوت را به خواننرگان واگذار می کنیم این برای اثبات غاصب بودن خلفا کفایت میکند! در ضمن خود خلیفه ی غاصب اول بعد از این خطبه قبول به غاصب بودن میکند و فدک را پس میفرستد اما عمر بن خطاب زمانی که میفهمد این قضیه را به زور مجدداً به وقیحانه ترین شکل آن را از دخت رسول اکرم می ستاند و مجدداً غاصب بودن خود را نشان میدهد (۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای اما اینکه چرا مولا علی این حق را بر نگردانده اولاً خود مولا علی هم استدلال و خطبه دارند در مورد غصب بودن فدک!!!!!!!!!!!!!!! پس این امر از طرف خود مولا هم صراحتاً بیان شده!!!!!!!! دوما! مولا علی در طول 23 سال خانه نشینی بعد از رحلت پیامبر اکرم با کار و تلاش چند برابر فدک تولید ثروت کردند و برای فرزندانشان هم کفایت میکرده و بسیار از نخلستان ها و چاه های اطراف مدینه به گواه تاریخ محصول کار مولا علی است و فرزندان ایشان نیازی به این پول نداشته اند ثالثاً مولا علی که مظهر حق و عدالتند زمانی که امور امت اسلام را در دست میگریند با توجه به فساد اقتصادی فراوانی که بر اثر بی کفایتی و عدم حکومت بر مبنای اسلام ناب و حقیقی و سنت رسول اکرم توسط خلفای غاصب قبل از خودشان به وجود آمده بود حضرت اولویت بندی هایی انجام دادند برای اصلاح امور بر اساس این اولویت بندی ها مولا علی اولاً انحرافات اعتقادی گسترده که با بدعت گذاری های مکرر خلفای غاصب در اسلام ناب به وجود آمده بود را باید ترمیم میکردند احکام خدا و سنت رسول را احیا میکردند بعلاوه بیت المال که از زمان خلیفه ی غاصب اول تا خلیفه ی غاصب سوم به پول تو جیبی خواص تبدیل شده بود را باید از حلقوم این حرام خواران میکشیدند بیرون و در اختیار عموم امت اسلام قرار میدادند لذا در این شرایط اگر یک حاکم اسلامی قبل از بسیاری از اصلاحات حیاتی میپرداخت به حق خودش که دیگر مورد نیازش هم نبود و حق شخصی خودش و خانواده اش بود مسلماً این کاری خلاف عدالت بود که حقوق امت اسلام را رها کند و برود دنبال حقی که دیگر از نظر مالی هم نیازی به آن نداشته نه خودشان و نه فرزندانشان !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای ببینید این بنده ی خدا یا خودش رو زده به اون راه و یا اطلاعاتش بسیار ناچیز است تقریباً شیعه و سنی میداند که مولا علی هیچ گاه نپذیرفت که بنا بر سنت شیخین (غاصبان خلافت) عمل کند و بنابر حکم خدا و سنت پیغمبر اکرم عمل میکرد و اگر به این شرط تن میداد که بعد از دومین غاصب خلافت، به جای غاصب سوم خلافت خلیفه میشدند!!!!!!!!!!!!!! (۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۴)ComeDrinkWithMe نوشته است: زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای ببینید دوستان یک شخص وقتی دنبال اغراض شخصی باشد از بین کلام حق یک قسمت را که با اهداف خودش باشد انتخاب میکند و آن را علم میکند مانند عمر عاص و معاویه ملعون که فریاد لاحکم الا لله را سر دادند که مولا علی فرمودند کلام حقی است که اراده باطلی پشت آن نهفته مولا علی این همه خودشان در غصب شدن حق خلافت و جانشینیشان سخن گفته اند این بنده ی خدا آنها را ندیده که اثبات کننده ی غاصب بودن 3 خلیفه ی اول است همان قسمتها که به درد خودش خورده را دیده |
|||
|
|
۱۸:۱۵, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
در کتب تاریخی هست زمانی که امام علی علیه السلام به خلافت رسید عمر بن خطاب حدود 23 بدعت در دین ایجاد کرده بود که اگرچه ضربه به دین محسوب میشد اما ...
یکی از اونها این بود که اعلام کرده بود هر روز نماز مستحبی به جماعت برگزار میشه و عموم مردم هم شرکت می کردن. حضرت علی علیه السلام که به خلافت رسید روز اول گفت اعلام کنن نماز مستحبی رو به جماعت نمی خونن. کسی مسجد نیاد. خیلی زود عده ای جمع شدن و فریاد وا اسفا و بدبخت شدیم. سنت خلیفه مسلمین رو دارن زیر پا می گذارن، دیگه سنت خلیفه مسلمین و سنت پیامبر رو دارن از بین می برن و .... خلاصه کلی شلوغ کردن. حضرت همونجا گفت اعلام کنن مردم بیان مسجد نماز مستحبی به جماعت بخونن. اینجا به وضوح دیده میشه که حضرت مجبور شدن برای مصلحت و برای باقی ماندن اتحاد مسلمین و برای باقی ماندن نام اسلام و پیامبر سکوت کنن و حتی تن به بدعتهای قبلی ها بدن. پس این نیست که هر ظلمی و مشکلی زمان حضرت بوده مورد تایید حضرت بوده.... |
|||
|
|
۱۸:۵۹, ۶/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۰ ۱۹:۰۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
ماجراي فدک چگونگی و چرایی فدک يکي از قريههاي سرزمين خيبر با چشمهاي جوشان و نخلهاي فراوان بود که در 140 کيلومتري شما مدينه قرار داشت. به هنگامي که پيامبر خدا از جنگ خيبر فراغت يافتند، جنگي که پرچمدارش علي بن ابيطالب بود، خداوند در دل اهل فدک رعب افکند و نمايندهاي نزد پيامبر اکرم فرستادند تا با تقديم نيمي از فدک صلح کنند پيامبر نيز از آنان پذيرفتند و از پيکار با آنان دست کشيدند. . اصحاب از پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خواستند که آن را ميان مسلمانان تقسيم کنند، ولي چون فدک فييء بود يعني بدون جنگ و لشکرکشي به دست آمده بود، بر اساس قرآن مخصوص پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود و به صورت غنائم تقسيم نميشد. خداوند در سورهي حشر (آيات 6 و 7) فرق ميان غنيمت و فييء را بيان فرموده است. پيامبر اکرم مقداري درخت نخل در فدک غرس کردند و چون آيهي «وَ اتِ ذَالْقُربي حَقَّهُ» (حق نزديکان را بپرداز)(روم 38) . نازل شد، آن را که خالصهي حضرتش بود به پارهي خود فاطمه بخشيدند. فاطمهي زهرا نيز در آن تصرف ميکرد و تمامي درآمد آن را، بجز مقدار کمي براي خرج سال خود، به فقرا صدقه ميداد. اما باید دید علت اصرار ورزیدنِ ستاندن فدک از حضرت زهرا چه بوده؟!!!!!!!! پس از فوت پیامبر ، با خود گفتند ، این ملک بزرگ فدک که در دست علی و زهراست و این انفاقی که به مردم می کنند،قلوب خلق را متوجه علی میکند و امر ما مستقر نمی گردد. باید هر طور که هست فدک از دستشان بیرون آید. لذا عده ای را فرستاده شدند،کارمندان حضرت زهرا را بیرون کردند و فدک را تصاحب کردند. علل مقاومت حضرت زهرا و امیرالمومنین بر احقاق حق: حضرت زهرا اگر دنبال فدك مىرود از باب اين است كه اسلام احقاق حق را واجب مىداند. چون اگر دنبال فدك نمىرفت، تن به ظلم داده بود و ظلم پذیری بود و اسلام اجازه نمی دهد انسان تن به ظلم دهد، زهرا حق خودش را مطالبه مىكند؛ تا جلوی باز شدن باب ظلم و احکام ظالمانه در جامعه مسلمین شود و زمام داری امور بر مبنای حکم خدا که سنت پیغمبر بوده، تبدیل به حکومت جبارانه بر مبنای هواهای نفسانی نشود، و ثانیاً به مسلمین بیاموزند که نباید تن ظلم داد و در برابر ظلم سکوت کرد. علاوه بر این فدک تنها اختصاص به خود حضرت زهرا نداشت، چون رسول خدا فرموده بود که فدک برای تو و ذریه ات می باشد بنابراین حضرت زهرا باید از حق نسل طاهرشان نیز دفاع فرمایند. همچنین با توجه به فضای سیاسی موجود در جامعه، پس از رحلت رسول ا... ، فدک به عنوان موتور اقتصادی اهل بیت، نقش راهبردی ویژه ای در شکستن محاصره اقتصادی به وجود آمده از سوی هیئت حاکمه بر ضد جریان مخالف را داشت. بعلاوه چشم امید بسیاری از محرومین و نیازمندان مدینه به عواید حاصل از فدک بود که در سال بالغ بر هزار مثقال طلا بود که توسط حضرت زهرا به ایشان انفاق می شد. [font=Times New Roman][/font] |
|||
|
|
۱۹:۴۷, ۷/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
سلام و خسته نباشید محققان محترم
![]() همینجا لازم دیدم ازآقا منتقم زهرا و آقاعلی110 که واقعا مطالب خوبی رو گفتن تشکر کنم و این رو بگم که: فدک خانم فاطمه زهرا بعد از غصب برگردانده شد و دو باره غصب شد و اگر اشتباه نکنم 3-4بار این عمل رخداد یعنی هی پس دادن هی غصب کردن(منگ میزدن)
|
|||
|
۲۳:۰۳, ۷/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
یک سوال:
الآن می خواهیم فدک را از چه کسی بگیریم و به چه کسی بدهیم؟ |
|||
|
۲۳:۲۵, ۷/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
یک جواب
مسئله ی فدک مسئله ای است که تبیین کننده ی حق و باطل میتواند باشد اگر خوب به آن توجه شود البته برای کسی که درباره ی حقانیت بین فرق اسلام سوال دارد نه برای کسی که درباره حقانیت اسلام با سایر فرقه ها و ادیان هنوز در حال تحقیق است و چندان حجیتی ندارد برایش استدلال با آیات قرآن |
|||
|
|
۱۸:۴۴, ۸/بهمن/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/بهمن/۹۰ ۱۹:۰۷ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۲۲)beautiful-mind نوشته است: سلامالبته تا من رسیدم دیگر حذف شده بود البته کمی از آن در جی میلم بود لطف کنید یک بار دیگر آنرا بنویسید متشکرم (۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۲۷)Mahdy2021 نوشته است: سلامتمام منابعی که من نوشتم تمام علمای اهل سنت قبول دارند مخصوصا طبری!! و از امام هایشان نیز چند منبع است که من فقط نامشان را ذکر کردم واقعا من همون اول گفتم برادران سنی من هیچ وقت ابوبکر را لعنت نکردم و فقط طبق احادیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفتم این ابوبکر و عمر مورد غضب خدا و پیامبر واقع شدند هنوز حقایق دیگری هم هست که من نگفتم. من اینها را میگویم که برادران اهل سنت این قدر ما را رافضی و کافر نخوانند و آخر به جبهه ی حق بپیوندند قصد دیگری ندارم همون اول هم گفتم (۷/بهمن/۹۰ ۱۹:۴۷)خادم الامام نوشته است: سلام و خسته نباشید محققان محترمسه چهار بار نبود یک بار زمان عمربن عبدالعزیز برگردانده شد یک بار ابوالعباس سفاح آن را برگرداند و مهدی عباسی و مامون عباسی آن را برگرداندند |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# | علی 110 | 14 | 13,558 |
۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) | آفتاب | 22 | 11,359 |
۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ | در جستجوی سختی | 2 | 2,245 |
۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|
| امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان | bahareh | 1 | 1,948 |
۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱ آخرین ارسال: Bamdaad |
|
| عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} | بچه های گمنام | 36 | 11,690 |
۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲ آخرین ارسال: بچه های گمنام |
|
| حسین علیه السلام آمد | عمار رهبری | 3 | 2,582 |
۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|
| امام زمان حضرت زهرا کیست. | mahdy30na | 23 | 10,400 |
۲۵/فروردین/۹۴ ۲۲:۰۳ آخرین ارسال: mahdy30na |
|














