کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: آیا با بیان حقیقت موافقید؟
بلی
خیر(با توضیح)
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 6 رای - 4.83 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خطبه حضرت زهرا علیه السلام در دفاع از ولایت + ماجرای فدک
۱۰:۲۷, ۲۹/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۱ ۱۰:۵۰ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم قال بقیه الله الاعظم الحجه ابن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف "فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه" برای من دختر فرستاده خدا راهبر و الگویی نیکویی است سخنان بانوی بانوان در مسجد پیامبر صلی الله علیه و اله عبدالله بن حسن –نواده امام حسن مجتبی علیه السلام-از پدرانش چنین نقل می کند: (جملاتی که در«»مشخص شده ایات قران است) هنگامی که ابوبکر و عمر هم دست شدند تا از دسترسی حضرت فاطمه علیه السلام به فدک جلوگیری نمایند این خبر به ان علیا جناب رسید ایشان مقنعه بست و چادر را بر خویش فرو پیچید و همراه با گروهی از بستگان و زنان قومش –بنی هاشم به سوی مسجد- امد در هنگام راه رفتن –چندان پوشش ایشان بلند بود که-پا بر پایین دامن لباس خویش می گذاشت و راه رفتن ان جناب مانند راه رفتن پدرش رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)بود تا این که بر ابو بکر که در میان جمع زیادی از مهاجرین و انصار و دیگران داشت وارد شد به خاطر ان حضرت پرده اویختند.و ایشان نشست.انگاه ناله ای سر داد که همه مردم به خاطر او به گریه افتادند و مجلس به خروش در امد و منقلب شد.سپس حضرت لحظاتی درنگ نمود تا صدای گریه ان جمعیت فرو نشست و از خروش افتاد.انگاه سخن را با حمد و ثنای خداوند متعال و صلوات بر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اغاز کرد –با یاد اوری پیامبر خدا-مردم دوباره به گریه افتادند و چون ساکت شدند حضرت سخن از سر گرفت و فرمود:سپاس و ستایش خداوند را بخاطر نعمت هایی که بخشید و او را شکر بخاطر انچه الهام کرد و مدح و ثنا شایسته اوست به خاطر نعمت های فراگیری که از پیش فرستاد نیکی های تمام بی سابقه ارزانی نمود و احسان های کاملی روا داشت و انها بیش از ان است که شمارش شود و والا تر از ان است که جبران گردد و پایندگی اش فراتر از ان است که به اندیشه اید.افریدگان را به ستایش فرا خواند تا نعمت را بر انان بیشتر کند و پایدار سازد و با نثار نعمت فراوان شکر انان را خواستار شد و با دعوت دوباره بندگان به شکر خواسته است نعمت ها را دوچندان نماید. و گواهی میدهم که خدای جز الله نیست او یکتاست و شریکی ندارد.ترجمان این سخن و نتیجه ی ان اخلاص است. خداوند این کلمه را با دل ها پیوند داده و اندیشه ها را با مفهوم ان نور ارزانی ساخته است.دیدگان از دیدارش و زبان ها عاجز از توصیف او هستند و خیال ها چگونگی اش را درک نتوانند کرد.همه چیز را افرید ولی نه از چیزی که پیش از ان وجود داشته باشد و انها را ایجاد کرد بی ان که نمونه ای را الگو قرار داده باشد.انها را با قدرت خویش پدید اورد و با خواست خود افرید بدون این که نیازی به افرینش انها داشته باشد و سودی از صورت بخشی انها حاصل گردد .بلکه-انها را افرید-تا حکمتش را اثبات کند و بر طاعت خویش توجه دهد و قدرتش را نمایان سازد و موجبات بندگی خلقش را فراهم اورد و دعوتش را عزت و ارجمند بخشد.سپس پاداش را بر طاعت خویش و مجازات را بر معصیت خویش قرار داد تا بندگان را از خشمش دور سازد و انان را بسوی بهشت کشاند. و گواهی می دهم که پدرم محمد صلی الله علیه و اله بنده و فرستاد اوست.او پیش از ان که مبعوث نماید برگزید و پیش از ان که برگزیند او را نام برده و نامگذاری کرده و پیش از ان که او را به رسالت فرستاد انتخاب فرمود.در ان هنگام خلائق در پرده غیب پوشیده و در پوششی ترسناک محفوظ بودند و به نهایت نیستی و عدم مقرون بودند.این بدان جهت است که خداوند به سرنجام امور اگاه بوده و حوادث روزگار ان را می داند و به جایگاه انچه شدنی است شناسا است.خداوند او را به رسالت فرستاد برای این که فرمان را تمام کند و اراده فرمود حکمش را به اجراگذارد و مقدرات حتمی اش را جاری سازد.خویش پس-رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)-مردم را دید که در عقاید و دینشان پراکنده و پایبند اتش های خویشند و بت ها را می پرستند و با این که خدا را می شناسند انکار می ورزند. پس خداوند توسط پدرم محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)تاریکی های انان را روشن ساخت و از دل هایشان پیچیدگی ها و نادانسته ها را برطرف نمود و کدورت و غبار را از بینایی چشم ها زدود و برای هدایت مردم در میان شان به پا خواست و انان را از گمراهی نجات داد و از کور دلی بصیرت بخشید و به دین استوار رهنمون گردید و به راه مستقیم دعوت نمود.سپس خداوند با مهربانی و با اختیار –پیامبر- جان او را و با اشتیاق و انتخاب –خود ان بزگوار-او را به سوی خویش برد.اینک از رنج و زحمت این سرای در اسایش به سر می برد.فرشتگان نیکو کار و خشنودی پروردگار او را در بر گرفته و همنشین پادشاه و فرمانرواست.درود خداوند بر پدرم پیامبر خدا و امین وحی و برگزیده او باد.همو که بهترین افریدگان خدا و پسندیده اوست. سلام و رحمت و برکت خدا بر او باد.
سپس ان بانوی بزرگوار حاضران را خطاب قرار داد ه فرمود:شما ای بندگان خدا مخاطب امر و نهی خداوند و حاملان دین و وحی اویید.شما امینان خداوند خویش و رساننده –دین- او بسوی دیگر امت ها هستید.پیشوایی حقی از سوی خدا در میان شماست و نیز پیمانی پیشتر از شما گرفته گذاشته که او را بر شما جانشین قرار داده است.او-امیر المومنین علی علیه السلام-کتاب گویای خدا و قران صادق و نور درخشان و روشنایی پر فروغ است. دیدگاهش روشن و اسرارش اشکار و ظواهر و سیمایش شفاف می باشد. دیگران بر پیروانش رشک می برند.او پیروانش را به بهشت راهبری میکند و گوش سپردن به او مایه نجات است.به وجود او می توان به حجت های نورانی خداوند و واجبات واضح شده و محرمات نهی شده و دلایل روشن و براهین کافی و فضیلت های مستحب و رخصت های مباح و ایین های واجب پروردگار دست یافت.خداوند ایمان را برای پاکی شما از شرک و نماز را برای دوری تان از تکبر و خود پرستی و و زکات را موجب پاکیزگی جانتان ساخت.و فزونی روزیتان را در ان قرار داد.روزه را برای پایداری در اخلاص و حج را استواری در دین و عدل را برای یکپارجگی دل ها و پیروی ما –اهل بیت- را برای همبستگی در امت و امامت و پیشوایی ما –اهل بیت-را به خاطر ایمنی از تفرقه واجب ساخت.جهاد را موجب عزت اسلام و ذلت و خواری کفار و منافقان و صبر را مایه ی استحقاق پاداش و امر به معروف را به خاطر مصلحت عموم و نیکی به پدر و مادر را به جهت حفظ از خشم خود بنیان نهاد.صله ارحام را مایه طول عمر و فزونی نفرات.و قصاص را مایه حفظ خونها و وفای به نذر را موجب امرزش و امر به پیمانه ی پر و وزن کامل را –در معاملات- به خاطر پیشگیری از کم فروشی و نهی از شراب خواری را برای کناره گرفتن از پلیدی حکم نمود.و خود داری از تهمت و نسبت های ناروا را برای ایمن ماندن از لعنت شدن و ترک دزدی را موجب عفت قرار داد.خداوند شرک را حرام کرد تا عقاید نسبت به پروردگار اش خالص گرددپس«(ای مردم)از خدا ان گونه که شایسته است بترسید و تا پای مرگ مسلمان باشید1»خدا را در انچه به شما فرمان داده و نهی نموده است اطاعت کنید.چه ان که« از میان بندگان خدا فقط دانشمندان از او بیمناکند2». سپس فاطمه سلام الله علیه فرمود:ای مردم!بدانید که من فاطمه ام و پدرم محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)است.این را تکرار میکنم و نخست هم گفته ام و انچه می گویم نادرست نیست و انچه میکنم به ناحق انجام نمی دهم«به تحقیق رسولی نزدتان امد که از خود شماست.رنج و سختی های شما بر او بسیار ناگوار می اید و نسبت به مومنان رئوف و مهربان است3»اگر نسب او را جویا شده و او را بشناسید می بینید که او پدر من است نه پدر زنان شما و برادر پسر عموی من است نه برادر مردان شما و چه خوب انتسابی است انتساب به او!او رسالت را در حالی ابلاغ فرمود که مردم اشکارا بیم می داد و از ایین مشرکان روی گردان بود.بر کمرها شان ضربه می زد و حلقومشان را میفشرد و با حکمت و اندرز نیکو مردم را به راه پروردگارش دعوت می نمود.بت ها را شکست و بر سر بزرگان_کفر_کوبید تا ان که جمع انان شکست خورده گریختند.تا اینکه از میان شب چهره ی صبح اشکار و حق پیدا و نمایان شد و پیشوای دین لب به سخن گشود و هیاهو و یاوه گویی شیاطین خاموش گشت و فرومایگان منافق میدان تهی کرده و پیمانها کفر و تفرقه از هم گسست.انگاه شما همراه گروهی روزه دار و سپیدرو زبان به اخلاص و توحید گشودید.این در حالی بود که شما (پیش از ان)بر لبه پرتگاه جهنم بودید.جرعه ای برای نوشندگان و طعمه ای برای خورندگان و پاره اتشی برای شتابزدگان و پایمال شده قدم ها بشمار می امدید. اب های گندیده و الوده مینوشیدید و خورکتان پوست شتران بود مردمانی خوار و ذلیل و مطرود بودید و میترسیدید که دیگر مردم شما را به بردگی اسیر کنند.اما خداوند شما را توسط پدرم محمد صلی الله علیه و اله پس از ان وضعیت رقت بار و پس از ان همه خواری نجات بخشید بعد از ان که حضرت مبتلا به ازار شجاعان نادان و حمله گرگ های عرب سرکشان اهل کتاب شد.هر بار که اتش جنگ را برافروختند خداوند ان را خاموش ساخت .هر زمان که شاخ شیطان پدیدار می گشت یا دهان -یاوه گویانی –از سوی مشرکان باز می شد.برادرش-علی علیه السلام-را در کام شان می افکند و او باز نمی گشت مگر اینکه انها را لگدکوب کرده و زیر پا می گرفت و شراره ی اتش شان را با شمشیر خود خاموش می ساخت .او_ علی علیه السلام_ به خاطر خداوند رنج بسار می دید و برای فرمان او بسیا میکوشید.نزدیک به رسول خدا صلی الله عله و اله و سرور اولیاء خدا بود.پر تلاش و خیر خواه بود سخت می کوشید و در راه خدا سرزنش و ملامت گران در او اثر نداشت.در حالی که شما با اسایش زندگی می کردید، ساکت و ارم ،خوش گذارن و در امان بودید.منتظر بودید روزگار علیه ما بگردد.گوش به زنگ خبر ها بودید-تا خبر رحلت پیامبر صلی الله علیه و اله را بشنوید-همواره در بحران ها می نشستید و در جنگ میگریختید.هنگامی که خداوند برای پیامبرش سرای انبیا و جایگاه برگزیدگانش را اختیار کرد، در میان شما خارهای نفاق پدیدار گشت و لباس دین_ومعنویت در نزدتان_کهنه شد .گمراهان خاموش، سخن گفتند و فرومایگان ناچیز و گمنام سر براورده و سرکردگان باطل به خروش امدند.و در حضور و جمع شما دم جنبانیدند.وشیطان سر از مخفیگاه بیرون اورد و شما را صدا زد و دریافت دعوتش را اجابت می کنید و فریبش را می پذیرید.شما را برانگیخت و سبک رفتارتان بافت و برافروخت تان و مشاهده کرد که زود به خشم می ایید.انگاه شما شتران دیگران را مالک شدید وبه نام خودتان داغ زید و به ابشخور دیگران فرود امدید.با اینکه هنوز زمان زیادی از عهد _پیامبر صلی الله علیه و اله نگذشته و زخم ها(ی ما در مصیبت ان حضرت)هنوز تازه بود.وجراحت ها التیام نیافته و رسول خدا صلی الله علیه و اله هنوز دفن نشده بود.شما شتابان چنین کرده گمان نمودید_اگر نکنید_ بیم فتنه می رود!«اگاه باشید که به فتنه افتادند و جهنم در بر گیرنده ی کافران است»7 چه بعید بود از شما!شما را چه شده است؟«چرا بیراهه می روید؟»8 در حالی که کتاب خدا پیش روی شماست؛امورش اشکار و احکامش روشن و نشانه ها و نمایان و نواهی اش معلوم و اوامرش واضح است،شما ان را وانهادید.ایا می خواهید از ان روی بگردانید و به غیر ان حکم کنید؟«این چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران!»9«و هرکه جزاسلام ایینی برای خود برگزیند از او پذیرفته نخواهد شد و در اخرت از زیانکاران است10 »سپس شما انقدر درنگ نکردید تا شتر فتنه از جنبش فرو ایستد و افسار کردنش اسان شود.بلافاصله_اتش فتنه را برفروختید و شعله هایش را برانگیختید و ندای شیطان گمراه را لبیک گفته و به خاموش ساختن نورهای تابناک دین و نابود ساختن سنت های پیامبر برگزیده پرداختید ؛شما ارام ارام به بهانه ی کف روی شیر،خود شیر را می نوشیدوپنهان و اشکار علیه خانوده و فرزندان رسول خدا صلی الله عله و اله اقدام کرده و دست به توطیه و فریب می زنید. ما شکیبای می ورزیم همچون کسی که بر زخم کارد و فرود رفتن نیزه در شکم شکیبایی کند!اکنون می پندارید که ما ارثی نداریم،ایا شما حکم دوران جاهلیت را دنبال می کنید؛در حالی که برای اهل یقین چه کسی بهتر از خدا حکم می کند؟ایا نمی دانید؟چرا!برایتان همچون خورشید فروزان روشن است که من دختر او (پیامبر)هستم.ای مسلمانان!ایا(انصاف است که)من در گرفتن ارثم شکست بخورم؟ای پسر ابو قحافه!ایا در کتاب خدا چنین امده که تو از پدرت ارث ببری و من از پدرم نبرم؟!همانا بر «خدا و رسولش دروغ می بندی»12.ایا از روی اگاهی و عمد کتاب خدا را ترک نموده و ان را پشت سرتان انداخته اید.که می فرماید«سلمیان از دواد ارث برد»13 .و در انجا که از قصه ی یحیی بن زکریا خبر می دهد،می فرماید«_خداوندا_از جانب خود ولی و جانشینی به من عطا کن تا از من و از خاندان یعقوب ارث ببرد»14 و فرمود:«در کتاب خداوند برخی از خویشاوندان نسبت به برخی دیگر سزاوارترند»15وفرمود :«خداوند شما را سفارش می کند که در میان فرزندانتان سهم پسر دو برابر سهم دختر باشد»16.وفرمود:«اگر مالی از خود به جای گذاشت باید نسبت به پدر و مادر و نزدیکان خود ان گونه که معروف است و نیکوست وصیت کند و حقی است برای پرهیزگاران»17.وشما پنداشتید من هیچ نصیبی نداشته و از پدرم ارث نمی برم و میان ما رابطه ی خویشاوندی وجود ندارد!ایا خداوند ایه ای را به شما اختصاص داده و پدرم را از ان خارج ساخته است؟یا ای که –در مورد من و پدرم-می گویید:اهل دو دین مختلف،از یکدیگر ارث نمی برند. ایا من و پدرم بر یک دین نیستیم؟یا این که شما نسبت به مفاهیم خاص و عام قران از پدرم و پسر عمویم اگاه ترید؟!پس-حال که چنین است این خلافت و فدک-چون شتر افسار بسته و بارگرفته ارزانی تو باد؛تو را در روز محشر ملاقات خواهد کرد و خداوند خوب حکم کننده ای است و محمد صلی الله علیه و اله خوب پیشوا سرپرستی و قیامت خوب وعده گاهی است و در روز رستخیز باطل پیشگان زیانکاراند و گناه هرچه فریاد ندامت بکشید سودی به حال تان ندارد«و برای هر خبری جایگاهی است»18.«وخواهید دانست که بر چه کسی عذاب خوار کننده فرود خواهد امد و عذاب پایدار او فرا خواهد گرفت»19سپس حضرت فاطمه علیه السلام رو به انصار نموده به انان فرمود:ای بزرگان صاحب نفوذ وای بازوان دین و پناهگاهان اسلام!این چشم پوشی در برابر حق من و این خواب الودگی در برابر دادخواهی من چیست؟ایا پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله نمی فرمود:احترام هر شخص را باید در مورد فرزندانش نیز به جای اورد؟چه زود –امور را- دگرگون کردید و چه با شتاب تغییر نمودید و پلیدی باطن هایتان را در کسوت نیکی ها عرضه داشتید!این درحالی است که شما می توانید خواسته ام را براورده سازید و قدرت دارید بر انچه را جویا هستم و در نظر دارم_از مبارزه با غاصبین و بازگردان خلافت و فک_به من بازگردانید.ایا می گوید محمد صلی الله عله و اله از دنیا رفت-و با مرگش همه چیز تمام شد؟-اری –رحلت او-حادثه ای عظیم است که شکست و عارضه اش فراگیر،شکاف ان دامنه دار و رخنه اش غیر قابل پوشش است.زمین از فقدان او تاریک شد و خورشید و ماه رو پوشاندند و ستارگان از مصیبتش پراکنده شدند و ارزوها بی ثمر گشت. کوها سر فرود اوردند و حریم-پیامبر صلی الله علیه و اله – از بین رفت و با رحلت ایشان احترام او پایمال شد و به خدا سوگند که این فاجعه ای بزرگ و مصیبتی عظیم است که مانند ان فاجعه ای وجود ندارد و در دنیا مصیبتی مانند ان نیست.اما این مصیبت را کتاب خداوند متعال که ان را در خانه هایتان در صبح و و شامگاهان با صدای رسا و بلند و با تلاوت و نوای خوش می خوانید؛پیش تر از او نیز درباره پیامبران و رسولان همین اتفاق افتاد-انان نیز از دنیا رفتند-این حکمی قطعی و سرنوشتی حتمی است که :«محمد فقط فرستاده ی خداست و پیس از او فرستادگان دیگری نیز بودهند؛ایا اگر او بمیرد یا کشته شما به گذشته خود(جاهلیت)باز میگردید؟و هر که به گذشته اش باز گردد هرگز به خدا زیانی نمی رساند و خداوند به زودی شاکران را پاداش می دهد»20 ای قبیله قیله –ای انصار-از شما بعید است!ایا شما در پیش چشم من باشید و صدایم را بشنوید و دارای انجمن و اجتماع باشید انگاه میراث پدرم را به ستم از من بگیرند؟!دادخواهی ام به شما می رسد و از جریان باخبر هستید و دارای نفرات،امادگی،تجهیزات و نیرو می باشید و سلاح و سپر دارید و پی در پی درخواست-و خواهشم-را میشنوید انگاه اجابت نمی کنید؟!فریاد کمک خواهی ام به شما می رسد وکمک نمی کنید؟!این در حالی است که شما را رزمنده می خوانند و به خیر و صلاح معروف هستید ونخبه هایی برگزیده اید و مردمانی منتخب هستید که برای ما اهل بیت انتخاب شده اید.شما با مشرکان عرب جنگیدید و رنج ها و سختی ها را تحمل کردید و با امت های کفر درگیر شدید و با شجاعان بی منطق جاهل شدید،همواره ما فرمان می دادیم و شما اطاعت می کرید تا ان که سنگ اسیاب اسلام به وجود ما به گردش افتاد و برکات روزگار جوشیدن گرفت ونعره ی شرک فرو خوابید و فوران دروغ و تهمت از خروش افتاد و اتش های کفر خاموش شد و دعوت به اشوب و فتنه متوقف گردید و نظام دین انسجام یافت.پس چرا اکنون پس از هدایت حیران گشته اید و حق را که اشکار شده پنهان می کنید؟!چرا پس از پیشروی عقب می نشینید و پس از ایمان،شرک می ورزید؟!بدا به حال«مردمی که سوگندهایشان را پس از پیمان شکستند و تصمیم به بیرون راندن رسول گرفتند در حالی که نخستین بار انها(پیکار با شما را)اغاز کردند،ایا از انها میترسید؟با این که اگر ایمان دارید خدا سزاوار تر است که از او بترسید»21 اگاه باشید که شما را چنین میبینم که به پستی و اسایش روی اورده اید و کسی را سزاوارتر به تدبیر امور بود دور کرده و به ارامش و خوشگذرانی روی اورده و از تنگنا به وسعت رسیده اید و –به همین خاطر- انچه را پاس می داشتید رها کرده اید و ان حقیقت گوارارایی را که نوشیده بودید قی کرید!«بدانید اگر شما و همه ی مردم روی زمین کافر شوید خداوند بی نیاز و ستوده است»22 اگاه باشید انچه را که در اینجا گفتم،بر زبان اوردم در حالی که میدانستم یاری ام نمی کنید و خوار گذاشتن ما با وجودتان در امیخته و دلهایتان جامه ی بی وفایی به پیمان پوشیده است.اما انچه را بیان کردم جوششی بود که از جان برخاست و اهی بود ه از خشم برامد-چون در گرفتن حقم-ناتوان و بی یاور هستم و این اندوه،جانکاه سینه بود و این ها را برای اتمام حجت گفتم.پس این-خلافت و فدک-را بگیرید و این-شتر را بری خود-محکم ببندید در حالی که پشتش زخمی و پایش لنگ است و ننگ-غصب کردن-ان همراهتان خواهد بود و خشم خداوند جبار و بدنامی جاودان نشان خواهد داشت و شما را به اتش برافروخته خدا خواهد رسانید«اتشی که بر دلها شعله می کشد»23 و هرچه کنید در منظر و دیدرس خداست.«و کسانی که ستم کردند به زودی خواهند دانست که به کدامین جایگاه باز می گردند»24 من دختر ان کسی هستم که شما را«از عذاب سخت بیم می داد»25.پس به کارتان مشغول باشید،ما نیز به کا ر خود می پردازیم و«منتظر باشید که ماهم منتظریم»26
ابوبکر در پاسخ به ان حضرت گفت:ای دختر رسول خدا!پدرت صلی الله علیه و اله نسبت به مومنان دلسوز،رئوف و مهربان بود و برای کافران عذابی دردناک و مجازاتی بزرگ بود.اگر پی گیر نسب او شویم می بینیم پدر توست نه پدر دیگران و برادر همدم و شوهر توست نه دیگر دوستان،-پدرت-او را بر تمامی یاوران مقدم می داشت و او نیز در هر امر مهمی یاریش می نمود.شما را جز سعادتمند دوست نمی دارد و جز بدبخت و دور از رحمت خدا دشمن نمی شمارد.شما خانواده ی پاک رسول الله صلی الله علیه و اله و بهترین برگزیدگان هستید که به سوی خیر و راه های ما به سوی خیر و راهای ما به سوی بهشتید.تو ای بهترین زنان و دختر بهترین پیامبران،در گفتارت راستگو و در کمال دانشت از دیگران پیش هستی و از حقت باز داشته نخواهی شد و گفتار راستین ات رد نمی گردد.به خدا سوگند من از نظر رسول خدا تجاوز ننموده و جز با اجازه ی او عمل نکرده ام،همانا پیشاهنگ به گروه خود دروغ نمی گوید و خدا را گواه می گیریم و گواهی او کافی است که از رسول خدا صلی الله علیه و اله شنیدم می فرمود:ما پیامبران طلا،نقره،خانه و زمین به ارث نمی گذاریم ما فقط کتاب،حکمت،علم و نبوت از خود به جای میگذاریم واز متاع انچه در دست ما ست پس از ما از ان سرپرست حکومت بعد از ما خواهد بود،که هر گونه می خواهد در باره ان حکم نماید.ما هم انچه را تو در پی ان هستی –درامد فدک را-برای تهیه ی اسب و سلاح قرار دادیم تا مسلملنان به وسیله ان با کفار بجنگند و با سرکشان ستمکار جهاد کنند و این کار با اتفاق نظر مسلمانان صورت گرفته و من به تنهایی چنین تصمیمی نگرفتم و در نظری که داشتم خود رای نبوده.این دار و ندار من است و اکنون در اختیار توست،ان را از تو دور نمی سازم و ان را فقط برای خودم ذخیره نمی کنم بطوری که تو از ان بی نصیب باشی .تو بانوی امت پدرت و درخت پاک فرزندانت هستی.ما منکر فضیلت تو نبوده و از اصل و فرع تو چیزی کم نمی داریم.هر انچه از اموال شخصی من بخواهی پذیرفته است اما ایا نظرت این است که این درباره –فدک-با پدرت مخالفت نمایم؟! فاطمه علیه السلام فرمود:سبحان الله!پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله از کتاب خدا روی گردان نبود و با احکام و فرامین ان مخالفت نمی کرد بلکه کاملا از ان پیروی نموده و دنباله رو سوره هایش بود.ایا در توجیه خیانتی که بر ان همدست شده اید دروغ و بهتان به پیامبر می بندید؟!این خیانت پس از وفات ان حضرت مانند ان توطئه های است که برای او در زمان حیاتش –توسط شما-انجام می شد.این کتاب خداست؛داوری سراپا عدل و سخنگویی که حکم قطعی و حرف اخر را میزند، می فرماید:«تا از من و از ال یعقوب ارث ببرد»27و می فرماید:«سلیمان از داود ارث برد»28خداوند در انجا که نحوه ی تقسیم ارث را بیان داشته و قانون میراث را بنیان نهاده و سهم مردان و زنان را توضیح داده است،این قوانین را به گونه ای روشن ساخته است که جای برای توجیه باطل پیشگان نگذاشته و گمانه زنی و شبهه را برای ایندگان از میان برده است؛هرگز«بلکه نفس شما این کار-زشت-را برایتان زینت داده-حال که چنین نیست-من شکیبای می ورزم در برابر انچه می گویید از خدا وند یاری می جویم»29 ابوبکر به ان بانو گفت:خدا و فرستاده اش و دختر او راست گفتند،تو معدن حکمت و محل هدایت و رحمت بوده و رکن دین و حجت کامل هستی.من گفتار درست تو را رد نمی کنم و سخنانت را منکر نمی شوم،اکنون این مسلمانان میان من و تو گواهند.انچه-خلافت-بر عهده گرفتم،انان بر گردنم گذاشتند و انچه را قبول کردم با اتفاق نظر انان بود بی انکه لجاجت و خود رائی کرده و خود را مقدم داشته باشم.
فاطمه علیه السلام رو به مردم کرد و فرمود:ای مسلمانان!چه سریع به سوی گفتار باطل رفتید و بر کار زشت زیانبار چشم فروبستید،«ایا در قران نمی اندیشید یا این که بر دلهایتان قفل زده اند».30 چنین نیست ،بلکه کارهای زشتی که کردید دلهایتان را فرا گرفته و گوش و چشم شما را فرو بسته است و چه ناروا کار را باز گرداندید و چه بد راهی را نشان دادید و چه نارواست انچه غصب کرده و به ستم گرفتید.به خدا سوگند که عقوبت این کار سنگین خواهید دید و پیامدش را فاجعه امیز خواهید یافت. هنگامی که پرده ها به کنار رود و پشت ان پدیدار گردد واز سوی پروردگارتان برایتان انچه که فکرش را هم نمی کنید اشکار شود،در ان هنگام باطل پیشگان زیانکارند.31سپس روی به قبر پیامبر اورد و عرضه داشت: اشعار پس از تو حوادث و گرفتاری هیی پدید امد که اگر حضور می داشتی مصیبت فراوان نمی شد. ما تو را از دست دادیم بسان زمینی که باران را ز دست دهد و پس از رفتنت قوم تو دگرگون شدند گوهشان باش و انان غائب نشو! هر خویشاوندی که در نزد بستگان و نزدیکان از مکان و منزلتی برخوردار است نزد خدا ان منزلت پذیرفته است. گروهی از مردان انچه در سینه داشتند علیه ما اشکار کردند در زمانی که رفتی و خاک میان ما و تو پرده کشید. وقتی از دست رفتی مردانی بر ما هجوم اوردند ما ناچیز شمردند و همه ی میراث ما غصب کردند ماه کامل و نوری بودی که از ان فروغ می گرفتند و از جانب خداوند عزیز بر تو کتاب نازل می شد. جبرئیل با ایات وحی مونس ما بود تو رفتی و تمامی خیرها از ما پنهان گشت کاش پیش از ان که خاکها میان ما و شما حایل شوند مرگ ما فرا رسیده بود ما چیزی سوگوار شدیم که هیچ غم زده ای از مردم از دور و نزدیک بدان مبتلا نشده است انگاه حضرت فاطمه علیه السلام بازگشت در حالی که امیرمومنان در انتظار بازگشت ایشان و ورود حضرتش به خانه بود.چون فاطمه علیه السلام به خانه رسید و ارام گرفت،به امیر مومنان علیه السلام عرض کرد:ای پسر ابوطالب!همچون جنین پرده بر خود پیچیده ای و مانند افراد متهم در خانه نشسته ای،کسی بودی که شهپر عقاب ها را در هم شکستی و اکنون این ناچیزها تو را ناتوان ساخته اند.این پسر ابوقحافه-ابوبکر-است که عطای پدرم و وسیله ی معیشت فرزندانم را از من می رباید در دشمنی با من سخت می کوشد و در گفتار با من ،دشمنی و کینه توزی می کند.-کارم-به انجا رسید که انصار از یاری ام خود داری کردند و مهاجرین پیوند مرا نادیده گرفتند و مردم چشم بر هم گذاشتند تا –حق –مرا نبینند.هیچ کس از من دفاع نکرد و مانع ستم بر من نشد.به هنگام رفتن خشم فروخورده و به وقت بازگشتن شکست خورده بودم.از ان هنگام که شمشیر فرو گذاشتی،چهره ی خود را خوار نمودی.تو بودی که گرگ ها را پاره کردی و اکنون خاک نشین گشته ای.نه گوینده ای را باز می داری و نه کار سودمند به انجام می رسانی و از من کاری ساخته نیست.ای کاش پیش از این وقت و پیش از این خواری ام مرده بودم.از پروردگار جانبداری اش را می خواهم که یاورم این گونه.وای بر من در هر سپیده دم.وای بر من در هر شامگاه.تکیه گاه ما رفت و بازوی ما سست گردید.شکوه ام را به پدرم و دادخواهی ام را به پروردگار می کنم:خداوندا!تو از انان نیرومند تر و تواناتری و عذاب و مجازات تو سخت تر است.امیر مومنان علیه السلام به ان حضرت فرمود:وای بر تو نیست ای دختر سرور پیامبران،بلکه وای بر دشمن توست.از این خشم خویشتن داری کن ای دختربرگزیده ی خدا و ای باقیمانده ی نبوت!من در دینم سست نشده ام و در انچه توانش را داشتم کوتاهی نکرده ام،اگر به دنبال معیشت هستی،روزی ات ضمانت شده و ان کفیل توست امین و مورد اعتماد است.و انچه برایت مهیا ساخته برتر از ان چیزی است که از تو گرفته شده است. پس به حساب خدا بگذار.فقالت:حسبی الله و نعم الوکیل،و امسکت
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Agha sayyed ، saloomeh ، Saghi ، آوای انتظار ، hesam110 ، tobehappy
۱۵:۳۷, ۶/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/فروردین/۹۱ ۲۱:۱۶ توسط محب الزهرا.)
شماره ارسال: #2
آواتار
اول از همه مقدمه ای میگم درباره ی حق و حقیقت امیدوارم مورد توجه واقع شود من تا الآن دو بار در بیان حقیقت کوشیدم و با انتقاد بعضی دوستان مواجه شدم و آقا حسام هم بر حسب وظیفه ای که در تالار شما دوستان به ایشان دادید تاپیک مرا حذف کردند برای من مشکلی نیست من در این تالار عضو شدم برای بیان حقیقت خدا شاهد است حاضرم تمام اعتبار و ستاره ای که دارم هرچه تشکر دارم بدهم و شما بدانید من فقط دوست دارم شما با حقیقت آشنا کنم دروغ گفتن برای من کاری ندارد حتی میتوانستم با دروغ گفتن به اینجا برسم ولی از پیشوایم امیرالمومنین(علیه السلام) امام حسن(علیه السلام) امام حسین(علیه السلام) و دیگر پیشوایانم یاد گرفتم جز حقیقت چیزی نگویم و هیچ وقت زبانم را به دروغ باز نکنم و نیازی نیز ندارم که دروغ بگویم بدانید هر چه میگویم جز حقیقت نمیگویم سر بحث چرا با اینکه میدانیم بازی ها شیطانی است ولی بازی میکنیم من یک بازی نام بردم که بعضی دوستان میدانند ولی همه فکر کردند حرف های همه مشتی دروغ و چرت وپرت است خودم هم اکنون بدین باور رسیده ام من وظیفه ی خود میدانم حتی اگر صدها بارهم تاپیک ها و نامه هایم را حذف کنید افشای حقیقت کنم من حتی نوشته هایم را با منابع شیعه وسنی میگویم تا شیعیان استوارتر شده و دوستان سنی بنده با راه حقیقت آشنا شوند چرا فکر میکنید سنیان هیچ چیز را قبول نمیکنند بیش از این حرف نمیزنم خواهش میکنم دوستان مسئول ناراحت نشوند این یک انتقاد دوستانه بود و دوست دارم کس هایی که واقعا حقیقت میگویند جلوگیری نکنید و کس هایی واقعا دروغ میگویند با آنها برخورد کنید و اما آقا حسام عزیز دیگر به آن تاپیک نیازی ندارم من از شما انتقاد نکردم به دوستان بالاتر گفتم که کمی در قانون گذاری تجدید نظر کنند و از مدیران و مسئولان عذر میخواهم اگر انتقاد کردم دوستان بالا بدانند که من خودم را در حدی نمیبینم که از شما انتقاد کنم ببخشید زیادی حرف زدم و اگر شما را ناراحت کردم واقعا عذر میخواهم.
برویم سراغ اصل تاپیک

جریان غصب فدک:تنها چند روز از رحلت میگذشت بزرگان صحابه از جمله سلمان، مقداد،عمار،امام علی(علیه السلام)،عباس عموی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،طلحه و زبیر،ذوالشهادتین، ابوذر،سهل و عثمان بن حنیف، عبدالله بن عباس،قیس بن سعد، حذیفه بن الیمان،ابو الهیثم تیهان و... در حال عزاداری بودند. چنانچه طبری، ابن ابی الحدید معتزلی، بخاری و مسلم در صحیحین،جلال الدین سیوطی و امام فخر رازی نوشته اند که اصلا برای انتخاب ابوبکر اجماعی صورت نگرفته بود وفقط قبیله ی اوس و خزرج وابابکر و عمر وابوعبیده ی جراح در آنجا حضور داشتند پس از چند مدت بحث و جدل آنان ابوبکر را به زور انتخاب کردند(انشاالله برای سقیفه تاپیکی خواهم زد) پس از آمدن ابابکر به مدینه و دستور بیعت از امیرالمومنین(علیه السلام) و صحابی های بزرگ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابوبکر بانقل حدیث جعلی: نحن معاشر الانبیا لا نورث ما ترکنا فهو صدقه که با آیات قرآن تناقض دارد فدک که ارثیه ی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) بود از ایشان گرفت. چنانچه ابن ابی الحدید و برهان الدین شافعی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) چند بار با ابوبکر صحبت و سرانجام این صحبت ها باعث متاثر شدن ابابکر شد و نوشت که : من ابوکر فدک را به فاطمه رد نمودم ودر بین راه عمر حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را دید که با شادمانی می اید از ایشان پرسید: چه شده است فاطمه(سلام الله علیها)؟ ایشان فرمودند: ابابکر فدک را به من بازگردانده و در اینجا بود که عمر با کمال وقاهت سیلی به حضرت زد و سند را از ایشان گرفت و پاره کرد و پس از آن حضرت هیچگاه با ابوبکر و عمر صحبت نکردند و همواره از آن دو ناراضی بودند وحتی خود عمر وقتی به خلافت رسید دستور داد فدک را به حضرت علی(علیه السلام) و عباس عموی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برگرداندند.و چنانچه بخاری ومسلم و دینوری و محمدبن یوسف گنجی شافعی مینویسند که ایشان از ابابکر وعمر ناراضی بوده است و طبق احادیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اذیت کردن فاطمه باعث غضب خداوند میشود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، أین المنتظر ، SARV ، only_y2d ، hesam110 ، saloomeh ، فدک زهرا ، hamed313
۱۶:۰۱, ۶/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/اردیبهشت/۹۱ ۱۷:۰۹ توسط یا ثارالله.)
شماره ارسال: #3
آواتار
(۶/بهمن/۹۰ ۱۵:۳۷)anti dajjil نوشته است:  اول از همه مقدمه ای میگم درباره ی حق و حقیقت امیدوارم مورد توجه واقع شود من تا الآن دو بار در بیان حقیقت کوشیدم و با انتقاد بعضی دوستان مواجه شدم و آقا حسام هم بر حسب وظیفه ای که در تالار شما دوستان به ایشان دادید تاپیک مرا حذف کردند برای من مشکلی نیست من در این تالار عضو شدم برای بیان حقیقت خدا شاهد است حاضرم تمام اعتبار و ستاره ای که دارم هرچه تشکر دارم بدهم و شما بدانید من فقط دوست دارم شما با حقیقت آشنا کنم دروغ گفتن برای من کاری ندارد حتی میتوانستم با دروغ گفتن به اینجا برسم ولی از پیشوایم امیرالمومنین(علیه السلام) امام حسن(علیه السلام) امام حسین(علیه السلام) و دیگر پیشوایانم یاد گرفتم جز حقیقت چیزی نگویم و هیچ وقت زبانم را به دروغ باز نکنم و نیازی نیز ندارم که دروغ بگویم بدانید هر چه میگویم جز حقیقت نمیگویم سر بحث چرا با اینکه میدانیم بازی ها شیطانی است ولی بازی میکنیم من یک بازی نام بردم که بعضی دوستان میدانند ولی همه فکر کردند حرف های همه مشتی دروغ و چرت وپرت است خودم هم اکنون بدین باور رسیده ام من وظیفه ی خود میدانم حتی اگر صدها بارهم تاپیک ها و نامه هایم را حذف کنید افشای حقیقت کنم من حتی نوشته هایم را با منابع شیعه وسنی میگویم تا شیعیان استوارتر شده و دوستان سنی بنده با راه حقیقت آشنا شوند چرا فکر میکنید سنیان هیچ چیز را قبول نمیکنند بیش از این حرف نمیزنم خواهش میکنم دوستان مسئول ناراحت نشوند این یک انتقاد دوستانه بود و دوست دارم کس هایی که واقعا حقیقت میگویند جلوگیری نکنید و کس هایی واقعا دروغ میگویند با آنها برخورد کنید و اما آقا حسام عزیز دیگر به آن تاپیک نیازی ندارم من از شما انتقاد نکردم به دوستان بالاتر گفتم که کمی در قانون گذاری تجدید نظر کنند و از مدیران و مسئولان عذر میخواهم اگر انتقاد کردم دوستان بالا بدانند که من خودم را در حدی نمیبینم که از شما انتقاد کنم ببخشید زیادی حرف زدم و اگر شما را ناراحت کردم واقعا عذر میخواهم.
برویم سراغ اصل تاپیک

جریان غصب فدک:تنها چند روز از رحلت میگذشت بزرگان صحابه از جمله سلمان، مقداد،عمار،امام علی(علیه السلام)،عباس عموی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،طلحه و زبیر،ذوالشهادتین، ابوذر،سهل و عثمان بن حنیف، عبدالله بن عباس،قیس بن سعد، حذیفه بن الیمان،ابو الهیثم تیهان و... در حال عزاداری بودند. چنانچه طبری، ابن ابی الحدید معتزلی، بخاری و مسلم در صحیحین،جلال الدین سیوطی و امام فخر رازی نوشته اند که اصلا برای انتخاب ابوبکر اجماعی صورت نگرفته بود وفقط قبیله ی اوس و خزرج وابابکر و عمر وابوعبیده ی جراح در آنجا حضور داشتند پس از چند مدت بحث و جدل آنان ابوبکر را به زور انتخاب کردند(إن شاء الله برای سقیفه تاپیکی خواهم زد) پس از آمدن ابابکر به مدینه و دستور بیعت از امیرالمومنین(علیه السلام) و صحابی های بزرگ پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابوبکر بانقل حدیث جعلی: نحن معاشر الانبیا لا نورث ما ترکنا فهو صدقه که با آیات قرآن تناقض دارد فدک که ارثیه ی حضرت فاطمه(سلام الله علیه) بود از ایشان گرفت. چنانچه ابن ابی الحدید و برهان الدین شافعی حضرت فاطمه(سلام الله علیه) چند بار با ابوبکر صحبت و سرانجام این صحبت ها باعث متاثر شدن ابابکر شد و نوشت که : من ابوکر فدک را به فاطمه رد نمودم ودر بین راه عمر حضرت فاطمه(سلام الله علیه) را دید که با شادمانی می اید از ایشان پرسید: چه شده است فاطمه(سلام الله علیه)؟ ایشان فرمودند: ابابکر فدک را به من بازگردانده و در اینجا بود که عمر با کمال وقاهت سیلی به حضرت زد و سند را از ایشان گرفت و پاره کرد و پس از آن حضرت هیچگاه با ابوبکر و عمر صحبت نکردند و همواره از آن دو ناراضی بودند وحتی خود عمر وقتی به خلافت رسید دستور داد فدک را به حضرت علی(علیه السلام) و عباس عموی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برگرداندند.و چنانچه بخاری ومسلم و دینوری و محمدبن یوسف گنجی شافعی مینویسند که ایشان از ابابکر وعمر ناراضی بوده است و طبق احادیث پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اذیت کردن فاطمه باعث غضب خداوند میشود

اولن این که فقط اسم بیارین مدرک درستی برای صحبت ها نمیشه.خواهشا منبع تاریخی ذکر کنید.

در ثانی اهل شیعه این صحبت ها رو قبول ندارند. ابوبکر و عمر هیچوقت فدک رو به اهل بیت بر نرگدوندن و این دعوا تااااااااااا زمان مامون ادامه داشت...

برادر این داستانی که بیان کردی اگر ذره ای به فکر خودتون هم رجوع کنید میبینید که غلطه!!!
من فقط با یک نگاه به داستانی که نقل کردی تونستم دوتا تناقض از توش درارم.

اولا اگر ابوبکر فدک رو به حضرت زهرا (سلام الله علیها) برگردانده بود و عمر این کار را کرده حضرت زهرا (سلام الله علیها) چرا باید با ابوبکر تا آخر عمر حرف نزند؟؟؟!!!!!! مگه ابوبکر فدک را برنگردانده بوده؟؟؟!!!!

ثانیا اگر عمر اون زمان این حرکت رو کرده چرا بعدن بیاد فدک رو ببخشه به اهل بیت ؟ یعنی به عقلش نمیرسیده که نبخشیدن اون زمانش با بخشیدن زمان خلافت باعث میشه که مردم به سلامت عقلش و ناحق بودن خلافتش شک کنن ؟؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fazel ، mhvvhm ، hesam110 ، hamed313
۱۶:۰۶, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #4
آواتار
لطفا منبع خودتون رو كامل ذكر كنيد.ممنون.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، hamed313
۱۶:۱۲, ۶/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۱۴ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #5
آواتار
ببخشید دوست عزیز در مقام جواب برمیایم علت حرف نزدن حضرت با ابوبکر به دلیل جعل حدیث و این است که پس از آن که عمر سند را پاره کرد ابابکر دیگر در مقام تنبیه عمر برنیامد و کار او را تایید کرد. منبع هم ذکر میکنم و دیگر ما نمیدانیم چرا عمر فدک را به حضرت علی بازگرداند اما چیزی صدق کلام مرا تایید میکند هیچ وقت آدم چیزی که مال خودش است را برای بار دیگر غصب نمیکند وگرنه وقتی فدک توسط ابابکر غصب شده و عمر نیز آنرا بازنگردانده چه دلیلی دارد که دوباره خلیفه ی ثالث اعلام کند که فدک برا ماست؟و اما اینکه حضرت(سلام الله علیها) با ابوبکر حرف نزد غیر از دلیل بالا این است که دوباره حدیث مجعول را نزد ایشان تکرار کرد چنانچه محدث و مورخ معروف مدینه علامه سمهودی در کتاب تاریخ المدینه و یاقوت بن عبدالله رومی حمودی در معجم البلدان نقل مینمایند که ابوبکر غصب کرده و عمر دوباره آنرا بخشیده است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m_brain ، محب الزهرا ، hamed313
۱۶:۲۲, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #6

سلام
خدا خیرت بده
ما نمی گیم شم دروغ گو هستی.
ولی در این شرایط این کار شما صحیح نیست.
ارسالم در آخرین تاپیکتون که حذف شد خوندید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، hamed313
۱۶:۲۷, ۶/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۲۸ توسط Mahdy2021.)
شماره ارسال: #7
آواتار
سلام
1-هرگونه سب و لعن و دشنام به بزرگان اهل سنت طبق فتوای رهبر معظم انقلاب حرام است و تالار به تبعیت از ایشان این مورد را جدی می گیرد(لعنها پاک شدن)
2-برای بیان حوادث تاریخی حتما سعی کنید از منابع معتبری استفاده کنید و به صرف نقل مطالب بسنده نکنید(مخصوصا استفاده از منابع اهل سنت در این طور مطالب توصیه می شود)
3-امروز دشمن اصلی ما استکبار جهانی و در راس آنها شیطان بزرگ آمریکا و اسرائیل است و باید حواسمان باشد دشمنان اصلی را گم نکنیم و فقط به فکر اختلاف افکنی بین امت اسلامی باشیم!!
اگر چه ذکر درست و دقیق تاریخ را هیچکس نمی تواند تقبیح کند و ذکر آن لازم است!!

نقل قول:رهبر معظم انقلاب در پاسخ به استفتائی اعلام کردند: " اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) -می شود."

آیت الله خامنه ای این موضوع را در پاسخ به استفتائی مطرح کردند که در آن خواسته شده بود تا ایشان نظر خود را درباره "اهانت و استفاده از کلمات تحقیرآمیز و توهین به همسر پیامبر اسلام ام المومنین حضرت عایشه اعلام کنند."

امضای Mahdy2021
ربّ اشرح لی صدری ویسّر لی أمری واحْلُل عقدهً من لسانی یفقهوا قولی.
پروردگارا سينه ‏ام را گشاده گردان و كارم را براى من آسان ساز، و از زبانم گره بگشاى، [تا] سخنم را بفهمند
------------------
أَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ؟
أَيْنَ هادِمُ أَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَالنِّفاقِ؟
أَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ؟
أَيْنَ قاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدينَ؟
اَيْنَ بَقِيَّةُ اللهِ؟

================
"اگر با آمدن خورشــید بیدار شویم ؛ ‌نمازمــان قضاســت"
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یا ثارالله ، jkb ، أین المنتظر ، meshkat ، خادمة الزهرا ، shafagh_mah ، rastin ، خادم الامام ، mohamad ، اکبر.ع ، m.hossein ، m_brain ، hesam110 ، EMPERATOR ، saloomeh ، blue.blood ، hamed313
۱۶:۳۴, ۶/بهمن/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۰ ۱۶:۳۶ توسط ComeDrinkWithMe.)
شماره ارسال: #8
آواتار
زمانی که زمام خلافت به حضرت علی سپرده شد، طبق عمل رسول خدا و خلفای

ثلاثه عمل نمود و فدک را به اولاد فاطمه(=وراث فاطمه) واگذار نکرد.

پس در نتیجه معلوم شد که اگر خلفای ثلاثه (ابوبکر، عمر، و عثمان ) بر خلاف دستور رسول

خدا عملی را انجام می دادند حتماً حضرت علی در زمان خلافت خود آنرا اصلاح می فرمود.

حال آنکه حضرت علی نیز طبق عمل خلفای قبل از خود عمل نمود. اگر فدک حق زهرا بود و

عمل ابوبکر خلاف و نامشروع بود چرا این عمل خلاف را قبول کرد و فدک را در بین ورّاث

فاطمه ( حسن و حسین و زینب) توریث ننمود؟

مگر نمی گویید که علی مرد حق و عدالت بود و حتی گفته بود که "اگر اموال ناحق را مهر زنان

کرده باشید , آن را پس می گیرم ", پس چرا این حق را زنده نکرد ؟! به خصوص اینکه این حق

متعلق به اشخاص دیگر( فرزندان فاطمه) بود , پس مسئله از حق خود گذشتن نبود ! و نمی

بایست از این حق می گذشت !


.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۴۷, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #9

وای...
همین الانش هم کلی ایراد بی خود دارن می گیرن
فکر کنید حضرت علی (علیه السلام) فدک رو پس می گرفت. چی می شد؟
دوست عزیز بده از حق خودشون بگذرن؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: shafagh_mah ، m.hossein ، hamed313 ، hesam110
۱۶:۴۸, ۶/بهمن/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
پیش از پاسخ به این پرسش توجه به یك نكته الزامی است و آن این كه مسأله فدك با مسأله امامت و ولایت ارتباط نزدیكی دارد، پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هنگامی كه علی(علیه السلام) را به جانشینی برگزیدند می‏خواستند نوعی منبع مالی نیز در اختیار ایشان و خاندانشان كه از نسل حضرت زهرا(سلام الله علیها) می‏باشند قرار دهند در حقیقت حضرت زهرا(سلام الله علیها) به عنوان محور امامت و ولایت در موقعیتی قرار داشتند كه بخشیدن فدك به آن حضرت اعطاء به بیت امامت بوده است.
گواه این ادعا روایات صحیحه ‏ای است كه در این رابطه نقل شده است؛ چنان كه حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) در گفتگویی كه با هارون الرشید، خلیفه عباسی دارد به این مطلب اذعان می‏كنند: «روزی هارون خطاب به حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) می‏گوید: حدود فدك را مشخص كن تا آن را به شما بازگردانم، نخست آن حضرت امتناع می‏ورزند ولی با اصرار هارون می‏فرمایند: نمی‏پذیرم مگر طبق مرزهای حقیقی آن را بازگردانی - .هارون می‏گوید: مرزهای حقیقی آن كجاست؟ حضرت می‏فرمایند: اگر مرزهای آن را مشخص كنم آن را باز نخواهی گردانید. هارون پاسخ می‏گوید: تو را به حق جدت سوگند می‏دهم كه بگویی.
امام(علیه السلام) می‏فرمایند: نخستین مرز آن «عدن» است. با شنیدن این كلام رنگ هارون تغییر می‏كند. آن حضرت ادامه می‏دهد: و مرز دیگر آن سمرقند و مرز سوم آن آفریقا و آخرین مرز آن دریای خزر - سیف البحر - و ارمنستان ناراحتی هارون بیشتر شد.
هارون می‏گوید: این كه همه دنیاست و برای ما چیزی باقی نمی‏ماند، پس من برخیزم تا تو بنشینی! حضرت می‏فرماید: پیش‏تر به تو گفتم كه اگر مرزهای آن را مشخص كنم آن را به من باز نمی‏گردانی!».{1}
ابن ابی الحدید از علمای برجسته اهل سنت و شارح نهج‏البلاغه در رابطه با مسأله فدك مطلبی دارد كه شنیدنی است؛ او می‏گوید: «از استادم علی بن فارقی كه از استادان مدرسه عربیه در بغداد بود پرسیدم: به نظر شما آیا فاطمه در مورد ادعای خود نسبت به فدك راست می‏گفت؟ گفت: آری، راست می‏گفت، پرسیدم: پس چرا ابوبكر فدك را به فاطمه بازنگردانید؟ پرسش مرا با كلام لطیفی پاسخ داد؛ گفت: اگر آن روز ابوبكر فدك را به فاطمه برگردانده بود، فردا فاطمه می‏آمد و مدعی خلافت می‏شود و ابوبكر نیز در رد ادعای آن عذری نداشت، زیرا صداقت فاطمه را نسبت به فدك بدون شاهد و دلیل پذیرفته بود.
سپس ابن ابی الحدید می‏افزاید: این كلام استادم حرف درستی است».{2}
خلاصه آن كه مسأله فدك تنها مسأله‏ای اقتصادی و مالی نبوده است بلكه ارتباط نزدیكی با مسأله خلافت و جانشینی علی(علیه السلام) دارد، بنابراین باید توجه نمود هنگامی كه حضرت امیر(علیه السلام) به حكومت رسیدند و به حق مسلم خود دست یافتند، طرح دوباره مسأله فدك لزومی نمی‏یافت.
با این وجود، آن حضرت در نامه 45 نهج‏البلاغه خطاب به عثمان بن حنیف به مالكیت فدك تصریح می‏كند: «بلی كانت فی ایدینا فدك من كل ما اظلته السماء، فشحّت علیها نفوس قوم و سخت عنها نفوس قوم آخرین و نعم الحكم اللَّه»؛ آری از آن چه آسمان بر آن سایه افكنده تنها فدك در دست ما بود. مردمی بر آن بخل ورزیدند و مردمی سخاوتمندانه از آن دیده پوشیدن».
ابن ابی الحدید (دانشمند سنی معتزلی) در شرح این نامه می‌نویسد: «علی و خاندانش فدك را رها نكردند مگر به اجبار و از روی غصب؛ لذا حضرت بعد از جملات اولیه می‌گوید : “بهترین داور و حَكَم خداست”، و این ، سخنِ كسی است كه شكایت دارد و تظلم می‌كند». (3)
امام صادق(علیه السلام) می‏فرماید: چون خداوند پاداش ستمگر و ستمدیده را داده است، دیگر حضرت علی نخواست - در مورد فدك - اقدامی انجام دهد».{4}
ابراهیم كرخی از امام صادق (علیه السلام) پرسید : چرا امیر مؤمنان هنگامی كه به خلافت رسید فدك را رها كرد؟ امام (علیه السلام) پاسخ داد: « او به پیامبر اقتدا كرد. عقیل ، پس از هجرت پیامبر به مدینه، خانه آن حضرت را بدون رضایتش فروخت . هنگامی كه پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مكه را فتح كرد از ایشان پرسیدند: “یا رسول الله آیا به خانه خود باز نمی‌گردید؟” حضرت فرمود: “مگر عقیل برای ما خانه‌ای گذاشته است؟! ما خاندانی هستیم كه اگر به ظلم از ما چیزی را بگیرند آنرا بازپس نخواهیم گرفت.” از اینرو، امیر مؤمنان پس از تصدی خلافت، فدك را پس نگرفت». (5)
البته واضح است كه عدم اقدام علی (علیه السلام)، نشانه رضایت وی بر بقای غصب نیست؛ بلكه همانطور كه خود حضرت، داوری را به خداوند واگذار نموده است، فرزندان آن حضرت نیز پس از شهادت وی، هرگاه فرصتی می‌یافتند، یاد فدك را زنده می‌كردند.


پی نوشتها:
1.بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 48، ص 144 و ج 29، ص 200.
2.شرح نهج ‏البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 4، ص 80.
3. شرح نهج البلاغه ، ج 16 ، ص 208
4.بحارالانوار، مجلسی، ج 8، ص 141.
5. علل الشرایع ـ ج1 ـ ص 154

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Mahdy2021 ، یا ثارالله ، jkb ، SARV ، خادمة الزهرا ، shafagh_mah ، rastin ، ELENOR ، فاطمه خانم ، only_y2d ، مسافر ، m.hossein ، mahabno_247 ، najmeh ، فدک زهرا ، laanbar1-2-3 ، hesam110
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,560 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,360 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,245 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,948 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,694 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,582 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری
  امام زمان حضرت زهرا کیست. mahdy30na 23 10,401 ۲۵/فروردین/۹۴ ۲۲:۰۳
آخرین ارسال: mahdy30na

پرش در بین بخشها:


بالا