کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 4.14 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مباحثی پیرامون دکتر علی شریعتی
۱۷:۲۱, ۶/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۸۹ ۲۳:۰۷ توسط K-1.)
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت تمامی دوستان

ببخشیدا نمیخواهم توهین کرده باشم ولی من از چند وقت پیش این سوال برایم پیش امد که ایا دکتر علی شریعتی فراماسونر است یا خیر ؟

هر چیزی از ایشان پیدا کردید خوشهالیم بدون هیچ چشم داشتی در این پست قرار دهید .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خاک ، EMPERATOR ، nader008 ، ساقی ، help me ، t.kam67

آغاز صفحه 13 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۰۲, ۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #121
آواتار
یک سوال ، نظر شما در مورد نقد امثال استاد مطهری و مراجع تقلید به شریعتی و حتی ضاله خوندن کتاب هاش و در نتیجه حرام دانستن مطالعه اون ها چیست ، یا این که شریعتی در یکی از کتاب هاش ، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله رو قبل از بعثت بدون ایمان سالم دونسته؟ یا مثلا در جایی ، به شدت به نقد حرمت موسیقی پرداخته و بعد هم با یک سری ادعاهای واهی ، بدون اطلاع از حکم فقهی مواد مخدر ، احکام اسلام رو نقد کرده (شریعتی گفته در اسلام یک ماده مخدر تا زمانی که مایع نباشه حرام نیست و این رو مسخره دونسته و نقدش کرده ، در حالی که در اسلام ماده مخدر اگر مایع باشه ، نجس می شه ، اما مواد جامد هم با این که نجس نیستند استفاده از اونها حرام هست).
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۱۴, ۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #122

دوست عزیز باید توجه کرد دکتر شریعتی در برابر چه کسانی چه پاسخهایی داده
در بسیاری از موارد طرف صحبت دکتر روحانیون درباری و فاسد اون روز بودن مثل همین حکم مواد مخدر مایع حرام است که نظر برخی از روحانیون بوده برای توجیه دعوت علنی مردم به اعتیاد و دکتر اون رو به تمسخر گرفته و به شکل مشروح توضیح داده تا اسلام به مسخره گرفته نشه.
ضمنا ایشون بر خلاف بسیاری سخنان و آثارشون رو بدون اشتباه ندونسته و حتی اجازه تصحیحشون رو هم به ناشر اثارشون داده.
متاسفانه در جامعه ما ایشون مظلوم واقع شدن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: black
۲۲:۱۹, ۳/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۱ ۲۲:۲۰ توسط black.)
شماره ارسال: #123
آواتار
(۳/فروردین/۹۱ ۲۰:۰۲)دل خسته نوشته است:  یک سوال ، نظر شما در مورد نقد امثال استاد مطهری و مراجع تقلید به شریعتی و حتی ضاله خوندن کتاب هاش و در نتیجه حرام دانستن مطالعه اون ها چیست ، یا این که شریعتی در یکی از کتاب هاش ، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله رو قبل از بعثت بدون ایمان سالم دونسته؟ یا مثلا در جایی ، به شدت به نقد حرمت موسیقی پرداخته و بعد هم با یک سری ادعاهای واهی ، بدون اطلاع از حکم فقهی مواد مخدر ، احکام اسلام رو نقد کرده (شریعتی گفته در اسلام یک ماده مخدر تا زمانی که مایع نباشه حرام نیست و این رو مسخره دونسته و نقدش کرده ، در حالی که در اسلام ماده مخدر اگر مایع باشه ، نجس می شه ، اما مواد جامد هم با این که نجس نیستند استفاده از اونها حرام هست).


واقعا این صحبت های شما خنده داره
من تمام شبهات رو از متون خود دکتر براتون رفع میکنم.
نظر دکتر شریعتی در باره قران:

قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!
کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز !

کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست…
کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم تعلیم انسان با قلم…آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست……….
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه
اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که
این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و
برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای
فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد
کمر و باد شانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب
گذاشتند وبالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و
نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد،
___کتاب پدر مادر ما متهمیم

آنها که باید دستم را بفشارند ،سیلی می زنند .

خدایا همواره تو را سپاس میگذارم ، که هر چه در راه تو و در راه پیام تو پیشتر می روم و بیشتر رنج می برم ، آنها که باید مرا بنوازند ،میزنند ،
آنها که باید همگامم باشند ،سد راهم می شوند،
آنها که باید حق شناسی کنند ،حقکشی می کنند ،
آنها که باید دستم را بفشارند ،سیلی می زنند ،
آنها که باید در برابر دشمن حمله کنند ،پیش از دشمن حمله میکنند
و آنها که باید در برابر سم پاشی های بیگانه ستایشم کنند ، تقویتم کنند، امیدوارم کنند و تبرئه ام کنند ،
سرزنشم می کنند ، تضعیفم می کنند ، نومیدم می کنند ،متهمم می کنند،
تا در راه تو از از تنها پایگاهی که چشم یاری دارم و پاداشی ،نومید شوم ، چشم ببندم ،رانده شوم…
تا تنها امیدم تو شود
چشم انتظارم تنها به روی تو باز ماند ، تنها از تو یاری طلبم ، تنها از تو پاداش گیرم ، در حسابی که با تو دارم شریکی نباشد تا :
تکلیفم با تو روشن شود ، تا تکلیفم با خودم معلوم گردد تا حلاوت اخلاص را که هر دلی اگر اندکی چشید ،هیچ قندی در کامش شیرین نیست ،بچشم

[*]خدایا : عقیده مرا ازدست ” عقده ام”مصون بدار.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Patriot
۲۲:۳۹, ۳/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۱ ۲۲:۴۶ توسط black.)
شماره ارسال: #124
آواتار
قسمتی از نوشته های دکتر درباره پیامبر اسلام:
جواب اقای دلخسته
تربیت» پیغمبر!
یکی از خصوصیات دیگر پیغمبر « عامی بودن » پیغمبر است (این ، بد اصطلاحی است ، ولی ازاین دقیق تر اصطلاحی وجود ندارد) ؛ مطلق مطلق، امی خالص خالص . تربیت یعنی چه؟ معنی تربیت شکل دادن به یک وجود است . چه عواملی انسان را تربیت می کنند؟
بنظر من پنج عامل یک فرد را می سازد: اول ، مادر است ، که اولین ابعاد وجودی یک طفل را می سازد؛ دوم ، پدر ؛ سوم ، مکتب و مدرسه و فرهنگ است ؛ چهارم ، تمدن است ؛ پنجم ، اساساً روح زمان است. مثلاً شما : مادرتان شما را تربیت کرده ؛ تربیت دوم پدر است . تربیت سوم ، درسی ( است ) که خوانده اید؛ تربیت چهارم ، ( اینست که ) در قرن بیستم هستید. اگر تهرانی زمان ناصرالدین شاه بودید، با تهرانی امروز در چهار تا شریک بودید، اما زمانتان زمان دیگری بود. این ( شد) پنج عامل.
پیغمبر اسلام هیچیک از این پنج عامل دست اند کار ساختمان فرد را ندارد.پدرش که قبلاً رفته ( این یکی هیچ!).تربیت دوم ، مادر : تا متولد می شود، بلافاصله به عنوان شیر به صحرا می برندش . دوسال ( برای ) شیرخواری آنجا میماند. بعد از دو سال باید به دامان مادر بیارندش . اما نباید مادر بر روی او دست داشته باشد! طاعون می شود ، و تا بچه را بر می گردانند، بخاطر طاعون باز دوباره به صحرا پسش می فرستند. طاعون از اینکه او « مادر پرور » شود، جلوگیری می کند. تا پنج سالگی نه پدر ( می بیند) و نه مادر. در پنج سالگی او را بر می گردانند.مادر که شوهرش مرده و فقط بچه ای دارد، او را برای اولین بار بر می دارد و می خواهد به مدینه نزد دایی هایش ، نزد پدر خودش و نزد خانواده خویش ببرد ( مادر پیغمبر مدنی و از بنی نجار است) . در میان راه می میرد ، و بچه تک و تنها وسط بیابان ( می ماند).
عامل سوم تمدن است ، که پیغمبر اصلاً در بدوی ترین قوم آن عصر زاده شده شبه جزیره هم از لحاظ تمدن شبه جزیره است و هم از لحاظ جغرافیایی . از لحاظ جغرافیایی شبه جزیره است ، یعنی سرزمینی است که دور آن از سه طرف آب است ، اما یک ذره آب به داخل این صحرا نفوذ نمی کند! یک جزیره خشک. از لحاظ تمدن هم شبه جزیره است : تمدن یونان آن طرف ، فلسطین آن سو، ایران و عراق این طرف، هند این ور … محاطش کرده اند کرده اند؛ اما هیچیک از این آثار تمدنی که اطرافش هست ، در داخلش نفوذ نکرده ، و بنابراین پیغمبر در کویر بکری از تمدن و فرهنگ و در خلا تمدن و فرهنگ رشد می کند.
عامل پنجم زمان است: در این موقع ، زمان در اختیار تمدن رم است ، در اختیار تمدن اسکندریه است ، در اختیار تمدن ایران است – زمان در اختیار آنهاست. زمان در قرن هفتم میلادی در شبه جزیره وجود ندارد . ما درست است که الان در قرن بیستم هستیم؛ اما در قرن بیستم زندگی نمی کنیم. الان قبایل بدوی یی هستند که لباس هم ندارند؛ تقویمشان را که نگاه کنی ، خیال می کنی مال قرن بیستم اند، ولی قرن بیستم در آنجا حضور ندارد. آنها در قرن بیستم پیش از میلاد زندگی می کنند!
می بینید که پیغمبر وجودی است که کوچکترین اثری و رنگی را از این پنج عامل تربیتی فرد نپذیرفته است ؛ آزاد آزاد رشد می کند و برای همین هست که استعداد فهم و پذیرش مفاهیم ، معانی و ارزش هایی را دارد که بشریت نمی تواند بفهمد، نمی تواند بپذیرد و نمی تواند داشته باشد. اینست که میتواند همه ارزش ها وتمدن ها ، همه سیستم های تعلیم و تربیتی و همه اعتقادات و مقدسات را خراب کند. اگر تربیت شده بود، قطعاً تحت تأثیر ارزش های زمان قرار می گرفت.
بنابراین امی بودن پیغمبر بمعنای « بکارت وجودی » است : زمان ، خانواده، تاریخ ، فرهنگ و قالب ریزی اخلاقی کوچکترین نقشی رویش ندارد، و اینست که می تواند معانی انقلابی کاملاً بی سابقه را بسادگی درک کند، همانطور زندگی کند و همان طور باشد و همانطور هم بسازد و همان طور هم خراب کند؛ و همه این کارها را براحتی می کند! فیلسوفی که در اسکندریه یا در آنتن یا در همدان فلسفه خوانده ، چنین استعدادی ندارد.
دکتر علی شریعتی




[*]
[*]
من یک متفکر درست و صادقم
نسل روشنفکر جدید مرا متهم کرده است که خیلی ایده آلیستم، از واقعیت از رئالیست دور شده ام . تمام آثار سیزده چهارده سال اخیرم نشان می دهد که چنان در ذهنیت غرقه شده ام که از عینیت غافل مانده ام…
این اتهام را از خیلی ها شنیدم که: شما خیلی عمیق و دقیق و ظریف و پر از علم هستید اما به مسائل عینی سیاسی و واقعیات محسوس و ملموس نمی اندیشید، من معنی این حرف ها را می دانستم
اینها خیال می کنند هر چه عمیق باشد و محتاج به تفکر و دانستن و نبوغ و دقت از واقعیت و سیاست و اجتماع به دور است .
روشنفکر سیاسی یعنی کسی که زنده باد مرده باد می گوید .حرف های واقعی حرفهایی است روزمره که هر بچه مزلف بی سواد و کودنی که سه صفحه جزوه ی شرح حال فرخی سیستانی را نمی تواند از رو بخواند ،
آنها را می فهمد و توی کافه و حاشیه خیابان در باره اش اظهار نظر می کند و عقده های حقارتش را در خودآرایی های ساده از این دست و بد و بی راه به این و آن باز می کند.
در حالی که یک روشنفکر را من کسی می دانم که فرهنگ دارد ، اندیشه دارد ، زیبا و عمیق احساس میکند و منطقی و موشکافانه و پر مایه و استدلال .
روشنفکر یعنی یک آدم مایه دار ، غنی ، بالا و ارجمند و صاحب فضیلت های اخلاقی نیز هم از قبیل شهامت و اصا لت انسانی و شکیبایی و استواری در راه و ایمان و..
اینها هر که را ببینند در سطحی است که عقلشان برای درک او قد نمی دهد میگویند نه، غرق فلسفه شده است ، رفته است تو حرف های علمی ، ذهنیو…
من به انتقادات اینها ارزشی قائل نیستم چون به بودنشان اهمیت نمی دهم ، حرف هایی که از نفهمی و بی عقلی و گاه آمیخته با عقده های رنگارنگی از قبیل کینه و حسد وخصومت و…تحریک شدن از جای دیگری و جاهای دیگری ناشی می شود به چند می ارزد؟
من یک متفکر درست و صادقم ، گرچه سخنم رنگ احساس و بوی شعر دارد و این کسان را به اشتباه می افکند که شاعرم، مرز نمی شناسم و حد نمی فهمم اما هرگز ! هرگز!
من تنها و به انچه دارم و به آنچه در من است دلبسته ام این روایت پیغمبر است که « رها کردن آنچه بدان نمی رسی ، چشم پوشیدن از آنچه از آن تو نیست »
نسیم هم بر یک شاعر می وزد و هم بر یک زارع ، او با نیسم کاری دارد و این کاری،
او با وی زمزمه ها و رازها و دردها و پیغام ها دارد از تنهایی و بیگانگی و غربت و سودای خویش و این می خواهد خرمنش را در او باد دهد ، کاه و گندمش را از هم سوا کند و اگر شاعر در گذر نسیم چهار شاخ خرمن کوبی اش را در دست نگرفت و کاه و جو اش را بر باد نداد از نسیم غافل است؟
کدامیک بیشتر به او مشغو ل و مشتغل اند؟
غرقه ی او و وقف او و آشنای او و نیازمند اویند؟
__
شریعتی، گفتگوهای تنهایی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: freewish
۲۲:۵۲, ۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #125
آواتار
(۳/فروردین/۹۱ ۲۲:۱۹)brother نوشته است:  واقعا این صحبت های شما خنده داره
سلام
بهتره بدونم این صحبت های من نقل قولی از امثال استاد مطهری ، آیت الله مرعشی نجفی ، آیت الله مکارم شیرازی و امثالهم هست ، حداقل حرمت من رو نگه نمی دارید ، حرمت این بزرگواران رو نگه دارید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۵, ۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #126
آواتار
(۳/فروردین/۹۱ ۲۲:۵۲)دل خسته نوشته است:  
(۳/فروردین/۹۱ ۲۲:۱۹)brother نوشته است:  واقعا این صحبت های شما خنده داره

سلام
بهتره بدونم این صحبت های من نقل قولی از امثال استاد مطهری ، آیت الله مرعشی نجفی ، آیت الله مکارم شیرازی و امثالهم هست ، حداقل حرمت من رو نگه نمی دارید ، حرمت این بزرگواران رو نگه دارید.


دوست من حرف هایی که نوشتین را با نوشته های دکتر مطابقت بدین
تربیت پیامبر
میخوام بدونم در کجای متن پیامبر رو جاهل خونده؟
هر شبهه ای اگه داشتین رو بیان کنید تا من با نوشته های خودشون پاسخ بدم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۷, ۳/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #127

(۳/فروردین/۹۱ ۲۲:۵۲)دل خسته نوشته است:  
(۳/فروردین/۹۱ ۲۲:۱۹)brother نوشته است:  واقعا این صحبت های شما خنده داره
سلام
بهتره بدونم این صحبت های من نقل قولی از امثال استاد مطهری ، آیت الله مرعشی نجفی ، آیت الله مکارم شیرازی و امثالهم هست ، حداقل حرمت من رو نگه نمی دارید ، حرمت این بزرگواران رو نگه دارید.
کلا یه چی می گید ها!!!
ما همیشه به صحبت ها نقد داریم نه به شخصیت این حرفا خداییش بی خردانه است لطفا نقل قولی هم می کنید کاملا دقیق نقل قول کنید یعنی لینکی چیزی بدید چون اینایی که شما گفتید خنده داره و از خرد یه فردی مثل دکتر شریعتی به دوره لطفا سفسطه نبافید شما حرفی زدید ما هم با کمک گفته های معلم بزرگوار انقلاب جواب دادیم!
حالا حرفی دارید بفرمایید!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: black
۰:۴۴, ۴/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/فروردین/۹۱ ۰:۴۷ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #128
آواتار
ابوالحسن قزوینی در پاسخ به استفتایی نوشت:«هرچند مدتی است كسالت دارم و قادر بر مطالعه نیستم، ولی نظر به مطالعه اجمالی، كتب مذكور مطابق با مذهب تشیع نمی‌باشد و انكار خاتمیت و انكار ضروری دین اسلام است.» علامه سید محمدحسین طباطبایی در پاسخ به استفتایی نوشت:«اینجانب نوشته‌های دكتر شریعتی را هرگز تصدیق نكرده، نوع مطالب ایشان اشتباه و طبق مدارك دینی‌اسلامی غیرقابل قبول است.» سید كاظم مرعشی هم در پاسخ به استفتایی دیگر خرید و فروش كتب شریعتی را حرام دانست. همچنین سید علی اصفهانی اعلام كرد:«نوشتجات نامبرده مشتمل بر اباطیل گوناگون است» صدور فتواها علیه شریعتی تا پس از مرگ وی ادامه داشت و در این زمان آیات عظام خویی، مرعشی نجفی، شاهرودی،عبدالله شیرازی، مالك حسینی، علی نمازی و... فتاوی مشابهی علیه شریعتی صادر كردند. در این زمان تلاشهایی هم شد كه فتوایی له یا علیه شریعتی از خمینی صادر شود لیكن وی در این‌باره همواره سكوت كرد. محمد یزدی در خاطرات خود از جلسه مدرسین قم پیش از انقلاب برای تصمیم‌گیری درباره شریعتی می‌نویسد: «جلسه مزبور در منزل نوری همدانی تشكیل شده بود و بحث به مرز كفر و ایمان رسیده بود. پس از شور و مشورت، آقایان به این نتیجه رسیدند كه اعلام كفر در مورد شریعتی بازتاب خوبی ندارد و در كل به مصلحت اسلام و مسلمین نیست...آقای مصباح یزدی در آن ماجرا قائل به دیدگاه خاصی بودند و بقیه اعضای جامعه در برابر ایشان قرار داشتند.» به این ترتیب بخشی از روحانیون نزدیك به خمینی نیز كه بعدها وارد حكومت جمهوری اسلامی شدند، تنها به دلیل مصلحت از اعلام كفر شریعتی خودداری كرده بودند. مرتضی مطهری در نامه‌ای در آستانه انقلاب اسلامی به روح الله خمینی می‌نویسد كوچك‌ترین گناه این مرد بدنام كردن روحانیت است. او همكاری روحانیت با دستگاه‌های ظلم و جور علیه توده مردم را به صورت یك اصل كلی اجتماعی درآورد و مدعی شد كه ملك و مالك و ملا و به تعبیر دیگر تیغ و طلا و تسبیح همیشه در كنار هم بوده و یك مقصد داشته‌اند

محمد در دامان بت پرستی رشد می‌کند. درست است که مورخین اسلام همه می‌کوشند تا دامان عبدالمطلب و ابوطالب را از شرک پاک سازند و این یک تمایل عمومی است که انسان دوست دارد قهرمان گرامی و مورد احترامش از خاندانی پاک، شریف و محترم باشد. همه قهرمانان ملی و اساطیری یا از خدایانند یا لااقل از خاندان امرا و قهرمانان، و این بصورت یک اصل کلّی در تراژدی و حماسه در آمده است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۵۱, ۴/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/فروردین/۹۱ ۰:۵۶ توسط black.)
شماره ارسال: #129
آواتار
این مطالبی که شما گذاشتی کاملا کپی شده از سایت ویکی پیا هستش میتونین به سایت ویکی پدیا یه نگاهی بندازید.
دوما من کاری به حکم و این جور چیزا ندارم برای من از از نوشته های ایشون مدرک بیارین.
با حکم فتوا نمیشه گف که نوشته های ایشون اشتباهه. در کدوم کتابش مطالبی مخالف تشیع بیان کرده؟
در فاطمه فاطمه هست؟
علی حقیقتی بر اساطیر عالم؟
کویر؟
یا ......................
در ضمن همیشه در تظاهرات پلاکارد های امام خمینی و دکتر شریعتی در دستان مردم بود
و به بعدا به اختلافات استاد مطهری و دکتر شریعتی هم میرسیم.
یکم صبر کنید
چطور از این جمله محمد در دامان بت پرستی رشد میکند نتیجه گرفتید که محمد جاهل بوده؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۵۸, ۴/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #130
آواتار
سلام ، رفته رفته تمام اسناد و منابع رو برای شما ذکر می کنم ، فقط اول یک سوال می کنم ، اگر من برای شما موردی از شریعتی بیارم که به اسلام ، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، و روحانیت شیعه توهین کرده باشه ، یا اثبات کنم که اکثر مراجع تقلید ، خواندن برخی از کتب شریعتی رو حرام می دونند ، شما بدون هیچ تعصبی قبول می کنید که دست از حمایت ایشون بردارید و این مسائل رو برای دیگران متذکر شید ؟

من فقط یک قضیه ای رو بگم ، یکی از دوستان که پرستاری می خوندند ، از طرفداران سر سخت شریعتی بودند ، طوری که در یک جلسه مذهبی به تقابل شدیدی با مخالفین شریعتی پرداختند ، پدر ایشون که از مخالفین بودند ، به ایشون مسئولیت تحقیق برای شریعتی رو دادند ، و قرار شد هفته آینده ایشون نتایج تحقیقشون رو بیارند ، جالبه بدونید ، ایشون که از طرفداران پر و پا قرص شریعتی بودند ، علارغم حمایت ابتداییشون و مخالفت با اکثریت اون جلسه ، در هفته بعد ، پس از یک تحقیق جامع ، به مخالفت شدید با شریعتی پرداختند ، و باعث شدند بنده شریعتی رو بهتر بشناسم ، این که می بینید من در حال حاضر با قطعیت صحبت می کنم ، با تکیه بر تحقیقات چنین فردی هست.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا