کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 4.14 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مباحثی پیرامون دکتر علی شریعتی
۱۷:۲۱, ۶/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۸۹ ۲۳:۰۷ توسط K-1.)
شماره ارسال: #1

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت تمامی دوستان

ببخشیدا نمیخواهم توهین کرده باشم ولی من از چند وقت پیش این سوال برایم پیش امد که ایا دکتر علی شریعتی فراماسونر است یا خیر ؟

هر چیزی از ایشان پیدا کردید خوشهالیم بدون هیچ چشم داشتی در این پست قرار دهید .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: خاک ، EMPERATOR ، nader008 ، ساقی ، help me ، t.kam67

آغاز صفحه 17 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۱۷, ۶/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #161
آواتار
دکتر شریعتی‌ و امام‌ خمینی‌
آرمان‌هایی‌ که‌ شریعتی‌ از تشیع‌ و روحانیت‌ در ذهن‌خود ترسیم‌ می‌کند، علی‌القاعده‌ باید در امام‌ خمینی‌ عینیت‌ یافته‌ باشد. این‌ استنباط‌ رامی‌توان‌ در نوشته‌ها و اسناد شریعتی‌ یافت‌. وی‌ در کتاب‌ خودسازی‌ انقلابی‌ از امام‌خمینی‌ که‌ در مقابل‌ صهیونیزم‌ موضع‌ گرفت‌ و از آرمان‌ فلسطین‌ دفاع‌ کرد، تجلیل‌می‌کند. وی‌ همچنین‌ از آیت‌الله‌ خمینی‌ به‌ عنوان‌ «مرجع‌ بزرگ‌ عصر ما» نام‌ می‌برد ودر ترسیم‌ خط‌ قیام‌ روحانیت‌ می‌نویسد:
«... ظهور روح‌های‌ انقلابی‌ و شخصیت‌های‌ پارسا، آگاه‌ و دلیری‌ که‌ به‌ خاطروفادار ماندن‌ به‌ ارزش‌های‌ انسانی‌ و پاسداری‌ از حرمت‌ و عزت‌ اسلام‌ ومسلمین‌ گاه‌ به‌ گاه‌ در برابر استبداد، فساد و توطئه‌های‌ استعمار قیام‌ می‌کرده‌اند،از این‌ گونه‌ است‌ قیام‌هایی‌ که‌ از زمان‌ میرزای‌ شیرازی‌ تا اکنون‌، آیت‌الله‌ خمینی‌،شاهد آن‌ بوده‌ایم‌.»
شریعتی‌ قیام‌ خرداد ۴۲ را گسستن‌ «پیوند مماشات‌ روحانیت‌ و سلطنت‌ که‌ در شیعه‌۴۰۰ سال‌ ]بعد از صفویان‌[ دوام‌ داشت‌» ارزیابی‌ می‌کند و امام‌ خمینی‌ را چنین‌ توصیف‌می‌کند: «در خاموش‌ترین‌ ایامش‌ ناگاه‌ خفته‌ای‌ از این‌ اصحاب‌ افسوس‌ بیدار می‌شود و ازکهف‌ حجره‌ای‌ بیرون‌ می‌پرد و ابوذروار بر سرقدرت‌ فریاد می‌زند و اسرافیل‌وار در صورقرآن‌ می‌دمد و گورها را برمی‌شوراند و امنیت‌ سپاه‌ قبرستان‌ را برمی‌آشوبد و محشرقیامتی‌ برپا می‌کند.»
این‌ مواضع‌ آشکار شریعتی‌ در مورد امام‌ خمینی‌ بود. اسناد ساواک‌ نشان‌ می‌دهدشریعتی‌ در نهان‌ نیز در پی‌ ترویج‌ امام‌ خمینی‌ بود. طبق‌ گزارش‌ ساواک‌، شریعتی‌ «پس‌ ازبسته‌ شدن‌ حسینیه‌ به‌ طرف‌داران‌ خود دستور داده‌ است‌ که‌ در مجالس‌ به‌ نام‌ طرف‌داران‌آیت‌الله‌ خمینی‌ با معممین‌ و طلاب‌ بحث‌ نموده‌ و آنان‌ را به‌ طرف‌داری‌ خمینی‌ گرایش‌دهند.» طبق‌ همین‌ گزارش‌ «در حال‌ حاضر مریدان‌ وی‌ به‌ همین‌ نحو عمل‌ می‌نمایند.»
بروز و ظهور بیرونی‌ نیز نشان‌ می‌داد که‌ بین‌ بیشتر طرف‌داران‌ امام‌ خمینی‌ و هواداران‌دکتر شریعتی‌ نوعی‌ پیمان‌ نانوشته‌ منعقد گردیده‌ است‌. شریعتی‌ در ۷/۱۲/۱۳۵۰ درمسجد نارمک‌ «به‌ منبر رفت‌ و درباره‌ی‌ قیام‌ امام‌ حسین‌ و جانبازی‌ آن‌ حضرت‌ برای‌ بقای‌دین‌ به‌ تفصیل‌ سخنرانی‌ کرد.» «پس‌ از سخنرانی‌ شریعتی‌ هنگام‌ خروج‌، ناگهان‌ چراغ‌هاخاموش‌ شد و عده‌ای‌ که‌ حدود دویست‌ نفر و تیپ‌ جوان‌ بودند شعار می‌دادند زنده‌ بادخمینی‌، خمینی‌ پیروز است‌.» این‌ تظاهرات‌ با دخالت‌ پلیس‌ منجر به‌ زد و خورد شد.شعار زنده‌ باد خمینی‌ آن‌ هم‌ در آن‌ شرایط‌ خفقان‌بار سال‌ ۱۳۵۰ نشان‌ از این‌ بود که‌مستمعان‌ شریعتی‌ از هواداران‌ امام‌ خمینی‌ بودند. طبق‌ گزارش‌ دیگری‌ از ساواک‌ همین‌موضوع‌ درسال‌ ۵۱ در حسینیه‌ی‌ ارشاد بعد از سخنرانی‌ دکتر درباره‌ی‌ فلسفه‌ی‌ حج‌تکرار شد و شعار «مگر بر حکومت‌ یزیدی‌، خمینی‌ بت‌شکن‌ بپاخیز» فضای‌ تاریک‌آن‌ زمان‌ را شکست‌.
امام‌ خمینی‌ نیز نمی‌توانست‌ نسبت‌ به‌ شریعتی‌ بی‌تفاوت‌ باشد؛ چه‌ این‌که‌ امام‌ خمینی‌هر چند علی‌القاعده‌ بعضی‌ از عقاید شریعتی‌ را نمی‌پسندید، ولی‌ بسیاری‌ از آرمان‌های‌خویش‌ را در اندیشه‌های‌ شریعتی‌ می‌دید. شریعتی‌ دنبال‌ ارایه‌ی‌ احیای‌ اسلام‌ انقلابی‌ وسیاسی‌ بود و این‌ همان‌ آرمان‌ امام‌ خمینی‌ بود. شریعتی‌ از روحانیت‌ بی‌تفاوت‌ وحوزه‌های‌ ساکت‌ انتقاد می‌کرد و امام‌ خمینی‌ نیز بر سر حوزه‌ها فریاد می‌زد: «وای‌ برعلمای‌ ساکت‌! وای‌ بر این‌ نجف‌ ساکت‌، این‌ قم‌ ساکت‌، این‌ تهران‌ ساکت‌، این‌ مشهدساکت‌... ای‌ علما ساکت‌ ننشینید، نگویید علی‌ مسلک‌ الشیخ‌ ]عبدالکریم‌ حائری‌[،رضوان‌الله‌ علیه‌. والله‌، شیخ‌ اگر حالا بود تکلیفش‌ این‌ بود.» امام‌ بود که‌ در سخنرانی‌علیه‌ لایحه‌ی‌ مصونیت‌ مستشاران‌ آمریکا فرمودند: «والله‌ مرتکب‌ کبیره‌ است‌ کسی‌ که‌فریاد نکند… ای‌ علمای‌ نجف‌! به‌ داد اسلام‌ برسید. ای‌ علمای‌ قم‌! به‌ داد اسلام‌ برسید.رفت‌ اسلام‌.»
با این‌ همه‌ امام‌ خمینی‌ در برداشت‌ کلان‌ خود حمایت‌ از حوزه‌ها را برای‌ جلوگیری‌ ازگسترش‌ استبداد و استعمار لازم‌ می‌دید و نقش‌ زمان‌ و مکان‌ را در ایفای‌ رسالت‌
ستم‌ستیزی‌ علما بسیار جدی‌ می‌گرفت‌ و نمی‌توانست‌ انتقادهای‌ گزنده‌ی‌ شریعتی‌ رانادیده‌ بگیرد.
گرچه‌ امام‌ خمینی‌ همواره‌ از مسائل‌ اختلافی‌ پرهیز می‌کرد و از بردن‌ نام‌ شریعتی‌ به‌دلیل‌ موقعیت‌ خاص‌ رهبری‌ خودداری‌ می‌کرد، ولی‌ در سوگ‌ حاج‌ آقا مصطفی‌ درسخنانی‌ کنایه‌آمیز، مواضع‌ خود را در قبال‌ شریعتی‌ و مخالفین‌ حوزوی‌ وی‌ تشریح‌کردند. امام‌ خمینی‌ در این‌ سخنرانی‌ نظر حمایت‌آمیز در عین‌ حال‌ انتقادی‌ خود را ازروحانیون‌ و روشن‌فکران‌ اعلام‌ کردند و فرمودند: «من‌ با تمام‌ جناح‌هایی‌ که‌ هستند وبرای‌ اسلام‌ خدمت‌ می‌کنند، چه‌ جناح‌های‌ روحانی‌ که‌ از اول‌ تا حالا خدمت‌ کرده‌اند وچه‌ جناح‌های‌ دیگر از سیاسیون‌ و روشن‌فکرها که‌ برای‌ اسلام‌ خدمت‌ می‌کنند، من‌ به‌همه‌ی‌ این‌ها علاقه‌ دارم‌ و از همه‌ی‌ این‌ها هم‌ گلایه‌ دارم‌.» امام‌ خمینی‌ علت‌ علاقه‌ی‌خود را خدمت‌ همه‌ی‌ این‌ جناح‌ها به‌ اسلام‌ دانستند و گلایه‌ی‌ خود را از روشن‌فکران‌چنین‌ طرح‌ کردند: «در بعضی‌ از نوشتارهایشان‌ این‌ها راجع‌ به‌ فقها، راجع‌ به‌ فقه‌، راجع‌به‌ علمای‌ اسلام‌، راجع‌ به‌ فقه‌ اسلام‌، این‌ها یک‌ قدری‌ زیاده‌روی‌ کرده‌اند. یک‌ قدری‌حرف‌هایی‌ زده‌اند که‌ مناسب‌ نبوده‌ است‌ بگویند. این‌ها غرض‌ ندارند. من‌ می‌دانم‌ که‌غالباً این‌ها می‌خواهند برای‌ اسلام‌ خدمت‌ کنند، نه‌ این‌ است‌ که‌ مغرض‌ باشند و از روی‌سوءنیت‌ حرف‌ بزنند. این‌ها اطلاعاتشان‌ کم‌ است‌.» امام‌ خمینی‌ در پاسخ‌ به‌ کم‌کاری‌روحانیت‌ فرمودند: «ما می‌بینیم‌ که‌ این‌ اسلام‌ را به‌ همه‌ی‌ ابعادش‌ روحانیون‌ حفظ‌کرده‌اند. به‌ همه‌ی‌ ابعادش‌ یعنی‌ معارفش‌ را روحانی‌ حفظ‌ کرده‌، فلسفه‌اش‌ را روحانی‌حفظ‌ کرده‌. اخلاقش‌ را روحانی‌ حفظ‌ کرده‌، فقهش‌ را روحانی‌ حفظ‌ کرده‌، احکام‌سیاسیش‌ را روحانی‌ حفظ‌ کرده‌. الان‌ که‌ شما یک‌ همچو فقهی‌ غنی‌ می‌بینید که‌ فقه‌ شیعه‌غنی‌ترین‌ فقهی‌ است‌ که‌ در دنیا هست‌ قانونی‌ که‌ با زحمت‌ علمای‌ شیعه‌ توضیح‌ و تفریح‌شده‌ است‌… تمام‌ این‌ها را این‌ جماعت‌ عمامه‌ به‌ سر و به‌ قول‌ این‌ آقایان‌، عمامه‌ به‌ سر وریش‌دار، درست‌ کرده‌اند.»
امام‌ خمینی‌ در پاسخ‌ به‌ حمله‌ی‌ شریعتی‌ به‌ علامه‌ مجلسی‌ فرمودند: «نباید یک‌ کسی‌تا به‌ گوشش‌ خورد که‌ مثلاً مجلسی‌، رضوان‌الله‌ علیه‌، محقق‌ ثانی‌، رضوان‌الله‌ علیه‌،نمی‌دانم‌ شیخ‌ بهایی‌ هم‌، رضوان‌الله‌ علیه‌، با این‌ها روابط‌ داشتند، می‌رفتند سراغ‌ این‌ها،همراهی‌شان‌ می‌کردند، خیال‌ کنند که‌ این‌ها مانده‌ بودند برای‌ جاه‌ و عزت‌ و احتیاج‌داشتند به‌ این‌که‌ شاه‌ سلطان‌ حسین‌ و شاه‌ عباس‌ به‌ آن‌ها عنایتی‌ بکنند. این‌ حرف‌ها نبوده‌در کار. آن‌ها گذشت‌ کردند، مجاهده‌ی‌ نفسانی‌ کردند برای‌ این‌که‌ این‌ مذهب‌ رابه‌وسیله‌ی‌ آن‌ها، به‌ دست‌ آن‌ها ترویج‌ کنند.» آن‌گاه‌ امام‌ خمینی‌ به‌ تشریح‌ وضعیت‌ آن‌زمان‌ پرداختند که‌ چگونه‌ در ایران‌ به‌ حضرت‌ امیر(ع‌) سب‌ می‌کردند و چگونه‌ مذهب‌تشیع‌ در غربت‌ به‌ سر می‌برده‌ است‌ و علما در چنین‌ وضعیتی‌ چنین‌ سیاستی‌ رابرگزیدند. امام‌ ورود علما را به‌ دربار صفوی‌ به‌ ورود علی‌بن‌ یقطین‌ و سکوت‌ آن‌ها را به‌سکوت‌ ۲۵ ساله‌ی‌ حضرت‌ امیر تشبیه‌ کردند. امام‌ خمینی‌ در این‌ سخنرانی‌ مصالح‌اسلام‌ را فوق خیالات‌ دانستند و افزودند: «من‌ هم‌ اگر چنان‌چه‌ می‌توانستم‌ یک‌ سلطان‌جائری‌ را به‌ راه‌ بیاورم‌، می‌رفتم‌ درباری‌ می‌شدم‌. شما هم‌ تکلیفتان‌ این‌ بود.» امام‌ خمینی‌در رد بی‌تفاوتی‌ علما بعد از دوره‌ی‌ صفوی‌ با اشاره‌ به‌ قیام‌ تنباکو، نهضت‌ مشروطه‌ی‌ایران‌، جنبش‌ آزادی‌خواهی‌ عراق در مقابل‌ اشغال‌ عراق توسط‌ انگلیسی‌ها، مهاجرت‌علمای‌ اصفهان‌ در زمان‌ رضاشاه‌، قیام‌ میرزا صادق انگجی‌ در تبریز، ایستادگی‌ مرحوم‌مدرس‌ در مقابل‌ شوروی‌ و رضاشاه‌ و قیام‌ ۱۵ خرداد، بالندگی‌ انقلابی‌ حوزه‌ها را خاطرنشان‌ کردند.
امام‌ خمینی‌ در مورد تز «بی‌نیازی‌ اسلام‌ از روحانیت‌» شریعتی‌ فرمود: «شما که‌می‌گویید: اسلام‌ را می‌خواهیم‌، نگویید: اسلام‌ را می‌خواهیم‌، آخوند نمی‌خواهیم‌. شمابگویید اسلام‌ را می‌خواهیم‌، آخوند هم‌ می‌خواهیم‌.» امام‌ خمینی‌ در تحلیل‌ این‌ نیاز ازلحاظ‌ سیاسی‌ فرمودند: «گله‌ای‌ که‌ من‌ دارم‌ از این‌ آقایان‌ روشن‌فکرها این‌ است‌ که‌ یک‌همچو جناح‌ بزرگی‌ که‌ ملت‌ پشت‌ سرش‌ ایستاده‌، این‌ را از خودتان‌ کنار نزنید… این‌هابهتر از شما توی‌ مردم‌اند. شما که‌ نفوذ ندارید، این‌ها دارند. این‌ها در بین‌ مردم‌ نفوذدارند. هر ملایی‌ در محله‌ی‌ خودش‌ نافذ است‌.»
امام‌ خمینی‌ اسلام‌ و روحانیت‌ را دوپاره‌ی‌ به‌ هم‌ تنیده‌ توصیف‌ کردند و افزودند که‌اسلام‌ بی‌روحانی‌ مانند «اسلامی‌ است‌ که‌ سیاست‌ نداشته‌ باشد. اسلام‌ و آخوند این‌طورتوی‌ هم‌ هستند. اسلام‌ بی‌آخوند اصلاً نمی‌شود. پیغمبر هم‌ آخوند بوده‌. یکی‌ ازآخوندهای‌ بزرگ‌ پیغمبر است‌. حضرت‌ امام‌ جعفر صادق هم‌ یکی‌ از علمای‌ اسلام‌است‌… من‌ آخوند نمی‌خواهم‌، حرف‌ شد؟»
امام‌ خمینی‌ از مواضع‌ «علمای‌ اعلام‌» در قبال‌ شریعتی‌ هم‌ گلایه‌ کردند و این‌اختلاف‌ را توطئه‌ی‌ رژیم‌ برای‌ سرگرمی‌ و غفلت‌ از مسئله‌ی‌ اصلی‌ دانستند و افزودند:«هر چند وقت‌ یک‌ دفعه‌ یک‌ مسئله‌ای‌ درست‌ می‌شود در ایران‌، تمام‌ وعاظ‌ محترم‌، تمام‌علمای‌ اعلام‌، وقتشان‌ را که‌ باید صرف‌ بکنند در یک‌ مسائل‌ سیاسی‌ اسلام‌ در یک‌مسائل‌ اجتماعی‌ اسلام‌، صرف‌ می‌کنند در این‌که‌ زید کافر و عمر مرتد و او وهابی‌ است‌.»امام‌ خمینی‌ چنین‌ برخوردی‌ را نکوهش‌ کردند وبا توصیف‌ وضع‌ موجود وحساسیت‌های‌ زمانه‌ وظیفه‌ی‌ روحانیون‌ را در مقابل‌ روشن‌فکران‌ مذهبی‌ چنین‌ ترسیم‌کردند: «آن‌ها که‌ قلم‌ را دستشان‌ گرفته‌اند و دارند ترویج‌ می‌کنند از شیعه‌، فرض‌ کنیدچهار تا هم‌ غلط‌ دارد، خوب‌ غلطش‌ را رفع‌ کنید، طرد نکنید، بیرون‌ نکنید، شما دانشگاه‌را رد نکنید از خودتان‌… شما این‌ها را برای‌ خودتان‌ حفظ‌ کنید، هی‌ طرد نکنید. هی‌ منبرنروید و بد بگویید. منبر بروید و نصیحت‌ کنید.»
سخنرانی‌ حضرت‌ امام‌ در آن‌ زمان‌ پرهیجان‌ موجب‌ پایان‌ دادن‌ به‌ بگو و مگوهای‌طرف‌داران‌ و مخالفان‌ شریعتی‌ شد و نقش‌ بزرگی‌ را در اتحاد بین‌ دانشگاهیان‌ و حوزویان‌ایفا نمود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۶, ۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #162
آواتار
سلام
چند تا نکته رو متذکر می شم ، ان شاء الله که بتونه در پیشبرد بحث موثر باشه.
اول این که از نقل قول های طولانی و پشت سر هم خودداری کنید ، چون واقعا باعث می شه مخاطب دچار سردرگمی و خستگی بشه ، من فکر می کنم بهتره قسمت های برجسته هر متنی رو متذکر بشید و لینک متن اصلی رو قرار بدید.
دوم این که مستند بحث کنید ، چون من خلاف صحبت های شما رو هم توی اینترنت دیدم ، اون وقت کدوم یکی رو باور کنم؟اگر سندی هست ارائه بدید ، مثل اون سندی که من گذاشتم.
سوم این که لطفا قدم به قدم پیش برید ، مثلا من اگر از نظر شریعتی نسبت به علامه مجلسی گفتم ، شما هم در مورد اون صحبت کنید ، یک دفعه یک بار عظیمی وارد نکنید و بعد از اصل مطلب بمونید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin
۰:۳۲, ۷/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۱ ۰:۳۴ توسط black.)
شماره ارسال: #163
آواتار
(۷/فروردین/۹۱ ۰:۲۶)دل خسته نوشته است:  سلام
چند تا نکته رو متذکر می شم ، ان شاء الله که بتونه در پیشبرد بحث موثر باشه.
اول این که از نقل قول های طولانی و پشت سر هم خودداری کنید ، چون واقعا باعث می شه مخاطب دچار سردرگمی و خستگی بشه ، من فکر می کنم بهتره قسمت های برجسته هر متنی رو متذکر بشید و لینک متن اصلی رو قرار بدید.
دوم این که مستند بحث کنید ، چون من خلاف صحبت های شما رو هم توی اینترنت دیدم ، اون وقت کدوم یکی رو باور کنم؟اگر سندی هست ارائه بدید ، مثل اون سندی که من گذاشتم.
سوم این که لطفا قدم به قدم پیش برید ، مثلا من اگر از نظر شریعتی نسبت به علامه مجلسی گفتم ، شما هم در مورد اون صحبت کنید ، یک دفعه یک بار عظیمی وارد نکنید و بعد از اصل مطلب بمونید.


سلام.
تمام مطالب ما مستند از کتاب های خود دکتر و نویسنده ها یا نشریات هستند.
در ضمن به موقع به بحث علامه مجلسی خواهیم رسید فقط باید کمی مقدمه چینی کرد و قبل اون بحث بعضی چیزای دیگه روشن بشه.
امام خمینی:«آن‌ها که‌ قلم‌ را دستشان‌ گرفته‌اند و دارند ترویج‌ می‌کنند از شیعه‌، فرض‌ کنیدچهار تا هم‌ غلط‌ دارد، خوب‌ غلطش‌ را رفع‌ کنید، طرد نکنید، بیرون‌ نکنید، شما دانشگاه‌را رد نکنید از خودتان‌… شما این‌ها را برای‌ خودتان‌ حفظ‌ کنید، هی‌ طرد نکنید. هی‌ منبرنروید و بد بگویید. منبر بروید و نصیحت‌ کنید.»
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۴, ۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #164
آواتار
خوب استناد به جراید که کار درستی نیست ، من فکر می کنم بهتره از اسناد استفاده بشه ، یا مثلا استفتاء بشه از مراجع تقلید و یا امثال این ها ، چون جراید خیلی مسائل رو بنا به نظرشون تحریف و یا دستکاری می کنند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۵, ۷/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۱ ۰:۳۶ توسط black.)
شماره ارسال: #165
آواتار
(۷/فروردین/۹۱ ۰:۳۴)دل خسته نوشته است:  خوب استناد به جراید که کار درستی نیست ، من فکر می کنم بهتره از اسناد استفاده بشه ، یا مثلا استفتاء بشه از مراجع تقلید و یا امثال این ها ، چون جراید خیلی مسائل رو بنا به نظرشون تحریف و یا دستکاری می کنند.


امام خمینی:«آن‌ها که‌ قلم‌ را دستشان‌ گرفته‌اند و دارند ترویج‌ می‌کنند از شیعه‌، فرض‌ کنیدچهار تا هم‌ غلط‌ دارد، خوب‌ غلطش‌ را رفع‌ کنید، طرد نکنید، بیرون‌ نکنید، شما دانشگاه‌را رد نکنید از خودتان‌… شما این‌ها را برای‌ خودتان‌ حفظ‌ کنید، هی‌ طرد نکنید. هی‌ منبرنروید و بد بگویید. منبر بروید و نصیحت‌ کنید.»
فکر کنم این جمله امام همه چیز رو شفاف کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۷, ۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #166
آواتار
(۷/فروردین/۹۱ ۰:۳۵)brother نوشته است:  امام خمینی:«آن‌ها که‌ قلم‌ را دستشان‌ گرفته‌اند و دارند ترویج‌ می‌کنند از شیعه‌، فرض‌ کنیدچهار تا هم‌ غلط‌ دارد، خوب‌ غلطش‌ را رفع‌ کنید، طرد نکنید، بیرون‌ نکنید، شما دانشگاه‌را رد نکنید از خودتان‌… شما این‌ها را برای‌ خودتان‌ حفظ‌ کنید، هی‌ طرد نکنید. هی‌ منبرنروید و بد بگویید. منبر بروید و نصیحت‌ کنید.»
فکر کنم این جمله امام همه چیز رو شفاف کنه.
سلام
خوب بحث ما بابت طرد آقای شریعتی نیست ، بابت اسلام شناس بودن ایشون هست ، و این که آیا کتاب های ایشون ، با این صورت اصلاح نشده ، برای عموم جامعه مناسب هستند ، یا همونطور که بسیاری از آیات عظام فرمودند ، برای اکثر جامعه جکم کتاب ضاله رو دارند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۲۳, ۷/فروردین/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/فروردین/۹۱ ۱۰:۲۳ توسط black.)
شماره ارسال: #167
آواتار
داداش الان اکثر کتاب های دکتر خود به خود اصلاح شدهWink دیگه نیازی به اصلاح نیستBig Grin
دوما من این همه مطلب از کتاب های ایشون گذاشتم که ادعای ضاله بودن کتاب های ایشون رو رد کنم و بازم میگم حجت برای من حرفای شخصیت های مهم کشور درباره ایشون هست مثل امام خمینی-مقام معظم رهبری-شهید چمران- شهید بهشتی- خود استاد مطهری و امام موسی صدر و امثال این شخصیت ها که همیشه دکتر و کار های ایشون رو ستایش کردن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۵۲, ۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #168
آواتار
(۷/فروردین/۹۱ ۱۰:۲۳)brother نوشته است:  داداش الان اکثر کتاب های دکتر خود به خود اصلاح شدهWink دیگه نیازی به اصلاح نیستBig Grin
دوما من این همه مطلب از کتاب های ایشون گذاشتم که ادعای ضاله بودن کتاب های ایشون رو رد کنم و بازم میگم حجت برای من حرفای شخصیت های مهم کشور درباره ایشون هست مثل امام خمینی-مقام معظم رهبری-شهید چمران- شهید بهشتی- خود استاد مطهری و امام موسی صدر و امثال این شخصیت ها که همیشه دکتر و کار های ایشون رو ستایش کردن.
سلام
خوب در مورد آثار یک نفر،بهتره دیگران نظر بدند ، در ضمن ، مگر خود شما قبول ندارید افرادی همچون شهید مطهری ، علامه طباطبائی ، آیات عظام مکارم شیرازی ، مرعشی نجفی ، نوری همدانی و عده ای دیگه کتب ایشون رو ضاله خوندند (حالا اگر الآن صد در صد اصلاح شده موضوع فرق می کنه) ، در ضمن من در همین محیط اینترنت خوندم که امام خمینی رحمة الله علیه لفظ مرحوم رو از قبل نام ایشون حذف کردند ، و یا این که آقای مصباح یزدی رو از رفتن به شییع جنازه نهی کردند و .... ، حتی جایی خوندم که علت حذف این لفظ مرحوم رو مسلم ندانستن شریعتی فرمودند (اگر نیازی بود بگید تک به تک سرچ می کنم و میارم) ، رهبری هم که خودوتون ذکر کردید که کلامی با این مضمون فرمودند (من نمی خوام بگم آثار شریعتی دارای اشتباهات بزرگی نبودند)
کلا من چند جور نظر دیدم ، بعضی مثل شما ایشون رو یک اسلام شناس کامل می دونند ، و یا این که آثار ایشون رو مناسب می دونند ، یک عده حتی تا ارتداد شریعتی پیش رفتند و او رو مرتد دو نستند.یک گروه هم میانه رو بودند ، آثار شریعتی رو دارای ارزش ادبی می دونند ، اما از لحاظ اسلام شناسی فاقد ارزش می دونند ، که من به شخصه از این نظر بیشتر خوشم اومد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۵۸, ۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #169
آواتار
این جواب من به ادعای اونهایی که نوشته های دکتر رو فاقد ارزش اسلامی میدونن
شهید بهشتی:
«دکتر در توسعه‌ و تقویت‌ شور انقلابی‌ جامعه‌ی‌ ما به‌خصوص‌ نسل‌ جوان‌ تأثیربسزایی‌ داشت‌ و توانست‌ قلب‌ و احساس‌ و ذهن‌ جوان‌های‌ ما را برای‌ درک‌پیام‌های‌ امام‌ خمینی‌ آماده‌تر و به‌ فهم‌ و پذیرش‌ این‌ پیام‌های‌ انقلابی‌ نزدیک‌ کند.او توانست‌ پیوند میان‌ نسل‌ جوان‌ و روحانیت‌ مسئول‌ و متعهد را در یک‌ راستای‌انقلابی‌ برای‌ نسل‌ جوان‌ قابل‌ فهم‌تر کند.»

در ضمن من باز هم میگم روحانیت درباره دکتر شریعتی خیلی تندی کرده و اینو از جمله امام خمینی که تو پست های قبل گذاشتم بیشتر درک میکنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۰۳, ۷/فروردین/۹۱
شماره ارسال: #170

(۷/فروردین/۹۱ ۱۰:۵۲)دل خسته نوشته است:  
(۷/فروردین/۹۱ ۱۰:۲۳)brother نوشته است:  داداش الان اکثر کتاب های دکتر خود به خود اصلاح شدهWink دیگه نیازی به اصلاح نیستBig Grin
دوما من این همه مطلب از کتاب های ایشون گذاشتم که ادعای ضاله بودن کتاب های ایشون رو رد کنم و بازم میگم حجت برای من حرفای شخصیت های مهم کشور درباره ایشون هست مثل امام خمینی-مقام معظم رهبری-شهید چمران- شهید بهشتی- خود استاد مطهری و امام موسی صدر و امثال این شخصیت ها که همیشه دکتر و کار های ایشون رو ستایش کردن.
سلام
خوب در مورد آثار یک نفر،بهتره دیگران نظر بدند ، در ضمن ، مگر خود شما قبول ندارید افرادی همچون شهید مطهری ، علامه طباطبائی ، آیات عظام مکارم شیرازی ، مرعشی نجفی ، نوری همدانی و عده ای دیگه کتب ایشون رو ضاله خوندند (حالا اگر الآن صد در صد اصلاح شده موضوع فرق می کنه) ، در ضمن من در همین محیط اینترنت خوندم که امام خمینی رحمة الله علیه لفظ مرحوم رو از قبل نام ایشون حذف کردند ، و یا این که آقای مصباح یزدی رو از رفتن به شییع جنازه نهی کردند و .... ، حتی جایی خوندم که علت حذف این لفظ مرحوم رو مسلم ندانستن شریعتی فرمودند (اگر نیازی بود بگید تک به تک سرچ می کنم و میارم) ، رهبری هم که خودوتون ذکر کردید که کلامی با این مضمون فرمودند (من نمی خوام بگم آثار شریعتی دارای اشتباهات بزرگی نبودند)
کلا من چند جور نظر دیدم ، بعضی مثل شما ایشون رو یک اسلام شناس کامل می دونند ، و یا این که آثار ایشون رو مناسب می دونند ، یک عده حتی تا ارتداد شریعتی پیش رفتند و او رو مرتد دو نستند.یک گروه هم میانه رو بودند ، آثار شریعتی رو دارای ارزش ادبی می دونند ، اما از لحاظ اسلام شناسی فاقد ارزش می دونند ، که من به شخصه از این نظر بیشتر خوشم اومد.
خب این نظر شخصی شماست و قابل احترام و منم نظر خودم رو دارم نظر من اینه که هر کسی برای خودش دیدگاهی داره و هر کس که لباس روحانیت پوشید این طور نیست که معصومه و هر چی گفت باید انجام بشه این در مورد همه صدق می کنه چه مراجع عظام و چه رهبر و چه آیت الله خمینی!
شما باید خودتون استدلال کنید ببینید چی رو عقلانی می بینید نه اینکه دیکته بنویسید تو ذهنتون من خودم با ولایت مطلقه مخالفم چون وقتی که یه نفر غیر معصوم رو بر تخت معصوم قرار می دیم می شه وضع این!
استاد مطهری یه روشنفکر بود و هر روشنفکری فقط خودش رو علامه دهر می دونه و هر چیزی رو که بقیه بر ضد حرفش بزنن ضاله می دونه!
باید خودتون به نتیجه برسید نه اینکه به حرف یه عده گوش کنید و اون بالایی رو بی کار بذارید!
در اینکه هر کس اشتباهاتی داره شکی نیست چون خود آیت الله خمینی هم خیلی از فتواهاش رو قبل از فوتشون تغییر دادن!
اینطوری بهتر به نتیجه می رسیم!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: black
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا