کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
عرفان کیهانی (حلقه)- گرگانی در پوست میش
۱:۵۹, ۹/دی/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #1
آواتار
باسلام
به دنبال مطرح شدن نام محمد علی طاهری در تالار، بد نیست به بررسی او و عرفان کیهانی اش پرداخته شود. ایجاد فرقه های الحادی با ظاهر شیک، فرینده و استفاده از مفاهیم الهی-عرفانی برای جذب افراد مختلف، یکی از خطراتی است که باید به آن توجه داشت.

طاهری - مشخصات و سوابق:

محمدعلی طاهری دارای 50 سال سن و تحصیل کرده خارج از کشور است.(البته تاکنون هیچ کس مدرک تحصیلی وی را ندیده) باتوجه به گرایش وی به کیهان و «انرژی­های کیهانی»، ظاهرا به رشته هوافضا نیز تمایل داشته است؛ اما خود او بارها اظهار داشته که از نوجوانی به اسرار آسمان علاقمند بوده است.

طاهری خود را در دوره جوانی یکی از نوابغ می­دانسته و به خاطر برخی از ادعاهایش از دست «امیرعباس هویدا» نخست­وزیر بهایی رژیم منحوس پهلوی هدیه دریافت کرده است. تاجائی که پیشنهاداتی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور توسط برخی موسسات خارجی داشته و سرانجام توانسته در یکی از کشورهای نیمه اروپایی و نیمه آسیایی چندسالی زندگی و علی­الظاهر تحصیل کند.



فعالیتهای تشکیلاتی:

ایجاد تشکیلاتی به نام «شعور کیهانی» یکی از ابداعات طاهری برای القاء مطالب و مفاهیمی است که مبدأ و محل تعلیم اولیه آن مشخص نیست.

در داستانها و آثار انحرافی افرادی چون «پائولو کوئلیو» از منبع نامشخصی به نام شعور کیهانی و رازآلودگی این شعور یاد می­شود که بشر می­تواند با دسترسی به انرژی­های کیهانی، زبان مشترکی بین خود و هستی بیابد. کارشناسان معتقدند که ممکن است منشاء تفکرات طاهری نیز همین آثار باشد.

از طرفی منشاء تفکرات پائولو کوئلیو نیز شبه­عرفان صهیونیستی «کابالا» (یا قباله) است که از نگاه یهود به مباحث خلقت انسان سرچشمه می­گیرد. گاه در آموزشگاه­های طاهری نیز رگه­هایی از همین مفاهیم پیدا می­شود؛ بر همین اساس شالوده فکری طاهری برخلاف ادعاهایش، هیچ مبنای اسلامی و قرآنی ندارد. حتی وی از قرائت صحیح آیات قرآن ناتوان است؛ تا جائی که در مقاله­ای با نام آئینه­ی عاشورا که توسط او در دی ماه سال گذشته به مطبوعات ارسال شده آیات قرآن اشتباه نگارش شده است.



کلاسهای «فرادرمانی» و تألیف کتاب:

طاهری با دایر کردن دوره­های «فرادرمانی» توانسته تعداد زیادی نیرو جذب کند. در همین رابطه و برای توجیه بهتر نیروها کتابی به نام «انسان از منظری دیگر» توسط وی تدوین شده است. بسیاری از مطالب مطرح شده در این کتاب در تناقض با اندیشه­های شهیدمطهری به خصوص کتاب «انسان در قرآن» این متفکرِ اسلامی است.

در قسمتی از این کتاب آمده: «انسان باید از اسارت خودش رها شود تا بتواند به آگاهی­های کیهانی دستیابی پیدا کند.»

در حالی که انسان تا وقتی اسیر شهوات و صفات رذیله است نمی­تواند به سمت حق حرکت کند؛ نه اینکه بر طبق القائات طاهری در کالبد گوشت و پوست و... اسیر باشد.

«اسب تراوا» نام کتابچه­ای است که توسط طاهری تدوین و توزیع شده است. نویسنده در این کتاب به مباحث موسیقی پرداخته و خود را مبتکر «برگردان ترانه­ها» می­نامد. وی در برگردان هر ترانه ادعا می­کند که: «اشعاری در رثای ابلیس و شیطان در آن موج می­زند.»

این در حالی است که طاهری اساساً مبدع این کار نیست و نرم­افزار این کار در غرب تهیه شده­است. طاهری در پایان کتاب اسب تراوا در برگردان یک ترانه به عدد 2010 و عدد 6 رسیده و در توضیح آن می­نویسد: «2010 اشاره به تحولی است که بین سال­های 2010 و 2012 میلادی در جریانهای شیطان­پرستی دنیا اتفاق خواهد افتاد و خیلی­ها به 666، عدد سمبلیک شیطان لبیک خواهند گفت و جریان شیطان­پرستی وارد مرحله­ای جدید از فعالیت­های خود خواهد شد.»

مشخص نیست این پیش­بینی از کجا آمده و چرا طاهری معتقد است در سال 2012 اتفاقهای تعیین­کننده­ای رخ خواهد داد و اساسا چرا ادعا می­کند برگردان هر ترانه و شعری به نفع شیطان است؟ و چرا با طرح این موضوع ذهن جوانان را به سمت گرایش­های خاص سوق می­دهد؟

همچنین ببینید:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-564.html
هر مکتبی در جهان برای آن که بخواهد تفکرات خود را تدوین شده و منظم بیان کند، انسان را مورد بررسی قرار می­دهد و تعریف خود از انسان را بیان می­کند. برای همین شهید مطهری نیز با تفکرات عمیق و پویای خود انسان را با نگاه قرآنی بررسی کرده و شخصیت او را معرفی کرده است.
انسان خلیفه خدا در زمین است.
ظرفیت علمی انسان بزرگترین ظرفیت در بین مخلوقات است.
فطرت انسان خدا آشناست.
در سرشت انسان عناصر مادی، ملکوتی و الهی وجود دارد و ترکیبی است از جسم و جان و ماده و معنا.
آفرینشی حساب شده دارد.
شخصیتی مستقل، آزاد، امانتدار و با مسئولیت دارد.
از کرامت ذاتی و شرافت ذاتی برخوردار است.
از وجدانی اخلاقی برخوردار است.
انسان به جز با یاد خدا با چیز دیگری آرام نمی گیرد.
نعمت های زمین برای انسان آفریده شده است.
از طرفی انسان غیر از این ارزشها، ضد ارزشهایی هم دارد که در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است. مانند حرص و آز، شتابگر و عجول و طغیانگر و...(صفحه 7 تا 15 انسان در قرآن)

اما رهبر شبکه و فرقه شعور کیهانی آنان را از منظر قرآن بلکه از منظری معرفی کرده که هیچ مبنا و پایه­ای ندارد. او حتی کتابی با عنوان «انسان از منظری دیگر» نوشته است.
در این کتاب هیچ تعریفی از انسان وجود ندارد و انسان در اسارت حلقه­های پیچیده گرفتار است. در کتاب این فرقه خداوند متعال، مطرب معرفی شده (صفحه 51) و انسان و دیگر موجودات رقاص هستند. عرفا نیز همواره در حال پای کوبی و دنیا کاملا مجاز است و خیال.(صفحات 53 و 54)
تعریف رهبر این فرقه از عرفان بسیار ناقص و اصطلاحا من­درآوردی است. او عرفان را کنترل کیفیت می­داند و می­گوید: «همانطور که در یک کارخانه کنترل کیفیت داریم، عرفان را نیز می­توانیم کنترل کیفیت انسان بدانیم.» (جلسه مناظره با ابراهیم تبار)
طاهری که هیچگونه تسلطی به قرآن ندارد و حتی صحیح خواندن آن را بلد نیست، گاهی در صحبت­هایش برخی کلمات را به آیات قرآن منتسب می­کند. وی نمی­داند که عرفان فقط شناخت و تقرب به خداوند متعال است و هیچ معنای دیگر نمی­دهد. او فرق تقرب به خداوند و کنترل کیفیت را نمی­داند و عرفان را مادی­گرایانه تعریف می­کند.
وی در صحبتی با یکی از کارشناسان می­گوید: «راه راست همان است که قرآن می گوید «فاستقم الیه»(!) یعنی برو و استقامت کن در راه راست.» در حالی که چنین آیه­ای در قرآن کریم وجود ندارد و از ذهن بیمار این فرد تراوش کرده است.
این فرد و این فرقه قرآن را مزاحم تفکرات خود می­دانند؛ چرا که در جلسه­ای که فایل صوتی آن موجود است وی مدعی است: «قرآن ساخته پیامبر است و فقط خدا مطالب اصلی آن را وحی کرده و بقیه­اش را پیامبر مانند یک نویسنده خودش گفته­است.» (تهمتی که عربها به پیامبر زدند و ایشان را شاعر معرفی کرده­اند!) و بعد اظهار می­دارد: «قرآن با خودش مشکل دارد و ما باید مردم را در جریان بگذاریم.»
===========================
برخی از سخنان این فرد که عین شبهات و سخنان ماسون های شیطان پرست است :

طاهری: شیطان تنها موحد بارگاه الهی است!
در این فیلم گوشه ای از اهانت های این انسان گمراه و گمراه کننده به حضرت سلیمان را شاهدش هستیم که باز خیلی جالبه فراماسون ها و شیطان پرستان هم دقیقا به این پیامبر عظیم الشان توهین ها بسیاری می کنند و این رسول خدا را پادشاهی میدانند که جادو میدانسته

سخن زخم خوردگان که اکثرشون از آزار و اذیت جنیان و شیاطین مینالند که باز رکن مشابهی است با سخنان توابین از گروههای شیطان پرستی و ماسونی
=====================================

دو جن غول‌پیکر!
بنام خداوند بخشنده مهربان

سلام و خسته نباشيد- مي خواهم بدون مقدمه بروم سراغ اصل مطلب ! متاسفانه همسر من يكي از هواداران عرفان حلقه است كه البته بهتر است بگويم يكي از آسيب ديدگان عرفان حلقه است.

از وقتي كه در اين كلاسها ثبت نام كرده ، زندگي خانوادگي ما به هم ريخته است به طوري كه حتي دختر سه ساله ي ما كه تنها فرزند عزيز ما ميباشد بخاطر كارهاي غير عادي پدرش دچار اضطراب و افسردگي شده است. همسر من قبل از ورود به اين كلاسها ، روحيه ي خوبي داشت و ما خانواده خوشبختي بوديم ؛ ولي حالا زندگي بسيار متشنجي داريم. شبي نيست كه كابوس نبيند و با داد و فرياد از خواب نپرد .

روزهاي اول كه به اين كلاسها رفته بود، حرفهاي به ظاهر خوبي ميزد، اما پس از مدتي مشكلات و بدبختي هاي ما شروع شد. همسر من حتي يكبار خودكشي كرده است.

الآن چند شبي است كه دچار مشكل جديدي شده و ميگويد نيمه هاي شب دو "جن غول پيكر " زير بغلش را ميگيرند و او را از خانه بيرون ميكنند!


چند شب پيش ديدم از خواب بلند شده و در حال حركت به سمت درب آپارتمان است ؛ به سرعت پريدم و دستش را گرفتم و صدايش كردم ، ولي با اينكه چشمانش باز بود، جواب مرا نداد و بدنش مثل چوب، خشك و سرد شده بود و هر چه سعي كردم نتوانستم او را برگردانم... خلاصه آن شب، شب پراضطراب و وحشتناكي براي ما بود، بخصوص براي سپيده كوچولوي ما كه تمام بدنش مي لرزيد و گريه ميكرد.

خدا باعث و باني‌اش را نيامرزد. هر چه به همسرم التماس ميكنم كه اين كلاسها را رها كند و به زندگي عادي برگردد، حرف مرا گوش نمي‌كند و حتي من را به بي‌خبري متهم مي‌كند و مي‌گويد اين اتفاقات عادي است و او در مسير درمان و عرفان قرار دارد! لطفاً بگوييد من بايد چكار بكنم؟


با تشكر فراوان – مريم س


نماز اول وقت و زیارت درمانم کرد
سه سال پیش بود. و یک سالی هم من سر این کلاس ها می‌رفتم. این‌طوری بود که یکی از دوستان زنگ زد و گفت که کلاسی رو پیدا کرده و خیلی خوبه و اینکه توش از خدا می‌گند و راه رسیدن به عرفان و اینها... و خیلی تعریف کرد...
منم که از این کلاس‌ها خوشم می‌ومد، سریع قبول کردم... هدف؟ عرفـــــــــان... شایدم کمی کنجکاوی و خب حقیقتش اینه که من از زندگی کسل‌کننده روزمره و عادی بسیار خسته هستم.
بسیاری هستند که به همین زندگی و گشت و گذار، تفریح، دیدن مکان‌های جدید قانع هستند... زندگی برای اونها زیباست... برای من با وجود باور به ماورالطبیعه زیباست و الی این زندگی ارزش فکر کردن نداره... .
با این تفکرات وارد این ورطه شـــــــــــــدم... چند جلسه اول حیرت‌آور بود... حرف‌های جدید، کارهای جدید... مشتاقانه منتظر کلاس‌های بعدی و ترم‌های بعدی بودیم... ترم اول با تئوری و علاقه‌مندکردن ما به حلقه‌ها گذشت... و استاد وعده ترم دفاعی (یکی از ترم‌های مهم) رو به ما داد و می‌گفت که این زودهنگام هست و فقط به خاطر علاقة ما به ما این رو می‌گه... اون ترم که رسید، همه چیز رنگ دیگه‌ای به خودش گرفت...
در اولین جلسه، در خودم حالت عجیبی حس کردم و شروع به خنده‌هایی کردم که معمولاً به اون پیش دوستان معروف بود. دور یه میز بودیم، همه با تعجب به من نگاه می‌کردن، استاد بلند پرسید «اسمت چیه؟» و می‌گفت... عجب جن خنده‌رویی هستش!
من به خنده ادامه می‌دادم و حقیقتاً دست خودم نبود و ناگهان قطع شد! و دیگه هیچ‌وقت از اون سال نتونستم اون‌طوری بخندم و فهمیدم که واقعاً دارای قدرت‌هایی هستند این جماعت!
مشکل من از شب همون روز شروع شد... در اطاق تنها بودم... در دفتر کارم می‌خوابیدم... کسی اونجا نبود... احساس کردم که صورتم از حالت عادی داره خارج می‌شه... گونه‌هام، لب‌هام.. همه صورتم داره به‌شدت تکون می‌خوره؛ جوری که انگار یه موجود مثل این فیلم‌ها می‌خواد از زیر پوست صورتم بزنه بیرون و راه خودش رو باز کنه! هم کنجکاو بودم و هم... کمی متعجب... به سمت آینه رفتم...[b] چشم‌هام داشت از حدقه می‌زد بیرون... نشستم... یه آن گفتم «تو کی هستی؟» لبام جنبید... گفت: من یه جنم!
خیلی هیجان‌انگیز بود... خیـــــــــــــلی... برای اولین‌بار با یه موجود ماروالطبیعه صحبت می‌کردم... لبام جنبید... گفت: من تورو دوست دارم! و مداوم این رو می‌گفت... گفتم: تو از کی با منی؟!
گفت: خیلی ساله... شاید 20 سال پیش... به زمان شما انسان‌ها
گفتمان ما طول کشید... تا 4 صبح... ماه رمضان بود... گفتم: من رو برای نماز صبح بیدار کن! و طوری وانمود می‌کرد که یعنی من دوست خوب تو هستم و این کار رو می‌کنم و من گمانم این بود که این موجود دوست منه...
ولی اشتباه فاحشی بود... من با یک هیولای دهشتناک هم داستان شده بودم... روزگارم سیاه شد... به‌شدت آزارم می‌داد... تطمیع می‌کرد... اگر نمی‌شد... تهدید می‌کرد به همه‌چیز فحش می‌داد... یه بار گفت: خدای من شیطانه و می‌خوام تورو بکشم...
می‌گفت: با من باش تا بهترین دخترهای تهران رو برات بیارم تا التماست بکنند... ثروتمندت می‌کنم... حتی در خواب به من پیشنهاداتی می‌دادند که نشون می‌دادند جیب‌هام پر پول شده، ولـــــــــــــــی خداوند سرنوشت دیگه‌ای رو برام رقم زده بود!
روزگار همین‌طور بود که به عنایت امام حسین (علیه السلام) نماز اول وقت رو شروع کردم... به پابوس حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) رفتم... حالم خیلی بهبود پیدا کرد... الان از من ناامیده و من البته به مکر و حیله‌هاش آگاه‌تر شدم... و خداوند رو شکر می‌کنم که این موجود حقیر شده و البته هر لحظه با منه؛ حتی الان که می‌نویسم در جنب‌وجوش! خداوند وعده یاری داده به کسانی که به اون اعتماد و اعتقاد پیدا بکنند.
این عرفان هرگز مقصدش خدا نیست... چون اگر بود باید جلوه‌های اون مشخص می‌شد.. چیزی که نهایتاً شما به اون می‌رسید، خودپرستی و سپس شیطان‌پرستی (با هر اسم و با هر قالبی) هست...
طاهری رو من شخصاً نه دیدم و نه باهاش ارتباطی داشتم... استادمون از شاگردان برجسته‌اش بود و سفرهای متعدد اون رو ظاهراً از خودش یا از جایی دیدم که این کار رو انجام داده... درست به خاطر ندارم... ولی اون (طاهری) در واقع دو چهره داره... یکی اینکه می‌گه: من نه! بلکه انرژی کیهانی!
دوم اینکه می‌گه: از طریق من (بالاخره کارتون به من می‌افته) به کیهانی!
و این البته از نوعی قدرت‌طلبی و خودپرستی ناشی می‌شه... که طرفداران این نوع عرفان‌ها هرگز از اون خلاصی ندارند و به نوعی خودخواهی دائم گرفتار هستند... اگر چه چیزی نمی‌گن، ولی تمام افعال اونها در جهت جلوه‌دادن خودشون هست...
اونها دچار یه جور جنون دوست‌داشتن به طاهری هستند... و به هیچ عنوان حاضر به دست کشیدن از اون نیستند... یه جور مسخ‌شدگی شدید در اونها وجود داره...
هادی ج، دی 1391

برادری از رفتار های غیر عادی خواهرانش می گوید
------

اما بزارید یک خورده با شما راحت تر صحبت کنم
اسم من نوید هستش 24 ساله از کرج....... بچه مسلمونم و معتقد به مذهب شیعه اثنی عشری.... (بطور مطلق) ... حدود یک سال است که دو خواهر من بهمراه یکی از دامادهامون جذب فرقه ی حلقه شده اند و تو کلاسها شرکت میکنند... خواهر کوچکترم بارها و بارها دچار برونریزی (بقول خودشان) شده و علاوه بر دردهای فیزیکی و جسمانی حالات غیرمتعارف روانی هم گریبانگیرش شده.... مثلا در زمانهایی که خودشون میدونند و ارتباط میگیرند صداهای نامفهومی به زبان دیگر و با صدایی عجیب و غریب از دهان خواهرم خارج میشه.. و البته خواهرم و دامادمون همش میگن که اشکال نداره موجوداتش دارن حرف میزنن و .....جالب اینجاست که هنوز هم خوب نشده.. برای من اینجور چیزها و اتفاقات غیرمتعارف هیچ جذبه ای ندارد.. من اعمالی خیلی استثنائی تر از اینها را در عالم عرفان و مکاشفه دیده ام.... برای دامادمون هم تو ساعتهای خاصی از روز به قول خودش بهش الهام میشه و اشعاری رو مینویسه رو کاغذ که البته برای من جالب توجهه چون داماد ما دیپلمش رو به زور گرفته و تا حالا یک خط شعر نخونده... اما اشعاری که مینویسه حتی گاها به زبان عربیست و من مطمئنم که کار خودش نیست....
من بارها سعی در روشنگری خواهرها و دامادمون کردم و متاسفانه مثمر ثمر نبوده.... البته اونها هم میدونن که راه من (مکتب اهل بیت) درسته ....و یا شاید اینجوری نشون میدن.. والبته من مطمئنم چیزهایی رو از من قایم میکنند چون میدونند با خیلی از چیزهاشون مخالفت خواهم کرد...
====================================
جوانی که عاقبتش به دلیل ارتباط با جنیان به بیمارستان روانی ختم شد

پایان شوم یک رویا

با سلام

آنچه در زیر می خوانید سرگذشت برادرم است که در طول 2 سال شرکت در کلاس‌ها برایش رقم خورد:



برادرم با اصرار تعدادی از فک و فامیل که خود در کلاس‌ها شرکت می کردند وارد حلقه شد. اگرچه از نظر تحصیلات آکادمیک چیزی در چنته نداشت ولی انسانی باهوش و علاقه مند به یادگیری بود و متاسفانه روحیه ماجراجویی بالایی که داشت او را بیشتر وسوسه کرد تا وارد کلاسها شود.



اوایل چیز غیر عادی وجود نداشت. او صحبتهایی می کرد که نشان می داد حلقه چیز بدی نیست. از قدرت نهفته انسان در حل مشکلات می گفت و اینکه چگونه انسان در زندگی ماشینی و روزمره اش از فطرت انسانی خود دورشده و خود را از مسیر کمال گمراه می کند .



از آنجاییکه دوست داشت مرا متقاعد کند که در کلاسها شرکت کنم سعی می کرد چهره ای زیبا به آن ببخشد و از امتیازاتش برایم تعریف می کرد که چگونه چشم بصیرتش باز شده و حتی عادات بد زندگی را براحتی کنار گذاشته و بیماریها و مشکلات جسمی اش را تنها با ارتباط گرفتن مرتفع می کند.



او کم کم مدعی شد که می تواند با استعانت از «هوشمندی» انسانها را درمان کند . اما این وضعیت دیری نپایید و او در ملاقاتهای بعدی مدعی شد که نیروی خارق العاده کسب کرده و می تواند کارهایی انجام دهد که انسانهای معمولی از انجام آن عاجزند. او حتی مدعی می شد که می تواند فکر افراد را بخواند و یا از دیده ها پنهان شود (طبق گفته برخی مسترها او با اجنه ارتباط برقرار کرده و از امکاناتی که برای تسخیر او برایش داده اند استقبال کرده است)



دوستانش که قبلا با علاقه صحبتهایش را گوش می دادند کم کم او را طرد کردند. چرا که حرفها و کارهایش آنها را نگران و بعضا وحشت زده می کرد .



برادرم خود را قدرتمند تصور می کرد و می گفت می تواند چهره واقعی انسان ها را ببیند که به گفته او خیلی ها چهره ای زشت و کریه دارند و در واقع جن هایی به‌ظاهر شبیه آدم هستند. دیگر براحتی می شد تشخیص داد که او آن آدم همیشگی نیست .



او سیگار کشیدن را نیز که ترک کرده بود مجددا شروع کرد. از نظر اطرافیان، او آدم مرموز و ترسناکی شده بود؛ چراکه حرف‌های عجیب و غریبی می زد. او از توانایی هایی حرف می زد که نه تنها برای اطرافیان قابل قبول نبود، بلکه بیشتر نگران کننده بود. اگر چه سعی می شد این نگرانی ها پنهان شود و کسی چیزی به رویش نیاورد .



اما بطور ناگهانی وضعیت روحی برادرم بهم ریخت. حرفهای نامربوط می زد و کارهای عجیب و نامتعارفی انجام میداد که دیگر نمی شد نادیده گرفت و به روی خود نیاورد در طول کمتر از یک هفته وضعیت روحی اش بحرانی شد و مسترها از وی قطع امید کردند



و با این بهانه که او خودسرانه وارد شبکه‌های منفی شده و توسط اجنه تسخیر شده، دیگر نمی توانند به ارتباط بدهند و خیلی راحت خود را کنار کشیده و برادر بیچاره‌ام را بحال خود رها کردند.



از آنجا که رفتارهایش غیرقابل پیش بینی شده و هر لحظه امکان انجام اعمال خطرناک می‌رفت و در نهایت با مشاوره چند روانپزشک حاذق چاره‌ای جز بستری نمودنش برایمان نماند.



با همکاری نیروی پلیس و عوامل تیمارستان و در میان اشک و اندوه فراوان
برادر نازنینم را تحویل تیمارستان دادیم. حتی تصورش هم برایمان سخت بود؛ ولی دیگر خیلی دیر شده بود .



"سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست "


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، saleh_mgh ، یکدوست ، zarati313 ، The Arrival ، مصاحبان ، فرهاد ، aliakbar ، oO DaViD Oo ، خاک ، سیماباروتیان ، Hadith ، Seyed Mohsen ، وحید الف ، Amirsaeed ، ztb ، ELENOR ، آفتاب ، عبدالرحمن ، Tolou ، ANTI satan ، یاســین ، میم.حسین.الف

آغاز صفحه 11 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۰:۵۰, ۲۵/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #101
آواتار
من هم تجربه خودم و یک نفر دیگه از این عرفان حلقه رو میگم
زمستان پارسال بود که به توصیه یکی از دوستان گفت فرادرمانی کنم به خاطر مشکلی که داشتم .
انقدر تعریف کرد که این فرادرمانی خیلی ها رو شفا داده و ....... ما هم واقعا کنجکاو شدیم .
من هم یکی دو روز این کار رو انجام دادم
از اون روز به بعد یک سنگینی رو احساس میکردم . حس خوبی نداشتم . و بد بیاری پشت بدبیاری درزندگی من اتفاق افتاد.
من هم دیگه به فرادرمانی ادامه ندادم
-----------------
یک نفر دیگه که فرادرمانی رو انجام داده بود روز اول دو تا موجود عجیب رو دیده بود طوری که اون بنده خدا وحشت کرده بود . و دیگه ادامه نداد.Dodgy:s
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، بیداری اندیشه ، یکدوست ، مسافر
۲۲:۲۲, ۲۵/بهمن/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/بهمن/۸۹ ۷:۱۰ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #102
آواتار
عزیزان گفتنی ها رو دیدیم و شنیدیم. از همه دوستانی که در بحث مشارکت کردن تشکر می کنم.
این بحث دیگه داشت خیلی فرسایشی میشد و ادامه دادنش تکرار مکررات. بنابراین برای طولانی نشدن بی جهت، موضوع رو بستیم تا کاربران رغبت کنن مطالب رو مطالعه کنن.
لزومی ندیدم بحث جمع بشه چون پراکندگی شدیدی داشت و جمع کردنش پروژه ای میشد.
حقیقت مشخصه. پذیرش اون رو به عهده خود خواننده می گذاریم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، یکدوست ، zarati313 ، مسافر ، علی 110 ، rastin ، Mahdy2021 ، ELENOR
۱۱:۱۰, ۲۴/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #103
آواتار
حرارت و اشتیاق سوزاننده‌ای که در فعالان کوئست وجود دارد همان تجمل تبلیغ شده در رسانه‌های غربی و الگوهای داخل شبکه است، این معنا و ‌مفهوم توسط آموزش‌های کیهانی به شدت تقویت شده تبدیل به یک مسلک و رویه ذهنی می‌شود. آن‌جا که فرد به علت مشکلات بسیار برای وصول به اهدافش دچار چالش می‌شود؛ آن‌جا که...
شرکت های هرمی فرقه ای کوییست به عنوان بزرگترین شرکت هرمی فعال در ایران در طول 10 سال اخیر با دروغگویی و بهره گیری از تبلیغات فریبنده توانسته است تعداد قابل ملاحظه‏ ای از جوانان بیکار و حتی شاغل و به خصوص دانشجویان و شهرستانی‏های جویای کار را به عضویت فرقه‏ای خود در‏آورد.

به گزارش «تابناک»، این شرکت بیش از 5 /4 میلیون نفر از جمعیت فعال ایران را آلوده فعالیت ناسالم خود ساخته و بالغ بر 8 هزار میلیارد تومان از سرمایه های ایران را از کشور خارج کرده است. نکته قابل تامل در این میان شباهت های ناگزیری است که میان این شرکت هرمی فرقه ای با عرفان حلقه وجود دارد که همگی در راستای کسب منافع صهیونیسم بین المللی است.

برهان در این باره نوشت: یکی از فرقه‌های بزرگ عرفان کهکشانی که متأسفانه با مجوز رسمی وزارت ارشاد در ایران مشغول به فعالیت است، مکتبی است به نام عرفان کیهانی یا عرفان حلقه که نوعی مرجع‌ گرایی کیهانی در این مسلک الحادی بروز نموده است. البته جهت بومی سازی و ایجاد پوشش ظاهری با عناوین رحمانیت عام الهی عجین گشته است و تا حدی جلو رفته که در اکثر استان‌های کشور دارای دفتر بوده و کلاس‌های آن در شهرهای مختلف برگزار می‌شود. طبق بررسی‌های انجام شده، این فرقه در 10 نقطه از دنیا مانند آلمان، ترکیه و مالزی و ... دفتر نمایندگی دارد.

آن‌چه در این مسلک الحادی بیان می‌شود دارای شاخصه‌ ای است که الحاد آن بسیار مستتر می‌باشد و از همین روست که در ادامه نوعی تلفیق با اهداف صهیونیسم در آن مشاهده می‌شود. در این میان، شرکت هرمی فرقه‌ای کوئست، با شعار کمک به بشریت و حل مشکلات اقتصادی جوامع در عصری که چپاول و شعار توسعه‌ی غربی نیاز مالی را در تمام کشورهای در حال توسعه به عنوان یک اصل، متوهم کرده با یک ساختار اقتصادیِ هرمی پا به عرصه‌ای نهاد که هرچند جملات ارزشی و مردمی کمک به هم‌نوعان پوشش اصلی این اهداف در نظر گرفته شده بود اما هر آن‌چه در اهداف و گزاره‌های جذب افراد در این شبکه مشاهده می‌شود چیزی جز هدف‌گرایی مطلق در جهت رسیدن افراد به مطامع دنیاطلبانه‌ی افراطی خویش نیست و اگر از نوع‌دوستی نیز کلامی به میان می‌آید در جهت ارضای حسی است که فرد خود را بازدارنده‌ی معنویت نبیند.

حرارت و اشتیاق سوزاننده‌ای که در فعالان کوئست وجود دارد همان تجمل تبلیغ شده در رسانه‌های غربی و الگوهای داخل شبکه است، این معنا و ‌مفهوم توسط آموزش‌های کیهانی به شدت تقویت شده تبدیل به یک مسلک و رویه ذهنی می‌شود. آن‌جا که فرد به علت مشکلات بسیار برای وصول به اهدافش دچار چالش می‌شود؛ آن‌جا که هرم کوئست فقط می‌تواند جواب‌گوی مطامع بالاسری باشد، همان منش و دیدگاه ‌عرفان کهکشانی است که به فرد می‌گوید مشکل از درون توست و تو خود را اصلاح نما تا به اهدافت برسی و این به معنی ایجاد چالشی درونی است که فرد را مجاب می‌کند در شبکه باقی مانده و خود را به اهداف سوزاننده‌ای که به آن‌ها متعهد شده، برساند.

آن‌جا که به فرد می‌نمایاند که طبق این قاعده‌ی جهانی و کائناتی مرجع تمام آن‌چه وجود دارد خود تو هستی و کیهان و کائنات از درون تو دستور می‌گیرند. فرد در یک سیکل تربیتی و روانی خود را باعث هر آن‌چه هست و کائنات را مرجع حیات و خوشبختی خود می‌یابد تا هر آینه کوئست از هر عیب و نقصی مبرا شده و توقفی در توسعه‌ی هرم انسانی او ایجاد نشود و در ادامه به دنبال این توسعه، تفکر الحادی کیهانی نیز توسعه یابد.

از آن‌جایی که رسالت صهیونیسم تزلزل در اهداف گوناگون و حتی حذف خدای ایشان است و با توجه به توطئه‌های گوناگون هم‌چون تبلیغ سکولاریسم و پلورالیسم دینی، مهم‌ترین حربه برای این تغییر، ایجاد ادیان جایگزین می‌باشد.پس از کابالا که به دلیل ریشه‌های شیطان‌پرستی حتی با حضور و اقبال ستاره‌های هالیوود در شرق توفیقی نیافت، صهیونسم با دامن زدن و توسعه‌ی عرفان کهکشانی که گزاره‌های آن با ادیان اساطیری، هندو، بودا و اوپانیشادها همگونی دارد سعی در جایگزینی و توسعه‌ی این مسلک در شرق نموده است که از آن جمله می‌توان به چاپ، تکثیر و آموزش این نوع تفکر در قالب فیلم «راز» و کتاب‌هایی هم‌چون «حکایت و راز شاد زیستن» و صدها عنوان کتاب در پوشش روان‌شناسی موفقیت، نام برد.

گمان می‌رود هر آن‌چه در چند سال اخیر به عنوان سمینار موفقّیت و کتب روان‌شناسی موفقیت ـ یا فیلم راز که اتکای آن ضمیر، ذهن، روان و کائنات می‌باشد، ـ منتشر شده یا در جهت تبلیغ این مسلک الحادی بوده و یا مقوّم آن و نمی‌توان این هجمه‌ی همه جانبه را یک اتفاق ساده فرض نمود. هرچند گزاره‌های عرفان کیهانی که هم اکنون در ایران به صورت‌های گوناگون و در پیچیده‌ترین حالت در فعالیت‌های هرمی مشاهده می‌شود به صورت بومی شده و به ظاهر منطبق با اسلام در حال گسترش است و اساساً این تفکر به گونه‌ای است که جز الحاد و اومانیسم عرفانی، چیز دیگری را دامن نمی‌زند.

«توجه به خصوصیات و خلق و خوی مردمی که شما در ممالک‌شان زندگی و فعالیت می‌کنید، اهمیت بسیار زیادی در اجرا و پیاده سازی برنامه‌های‌تان دارد. تا زمانی که افراد جوامع مختلف، مطابق الگو و انگاره‌های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمی‌توانیم برنامه‌هایمان را در این‌گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم؛ اما اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز کنیم می‌توانیم در کم‌تر از یک دهه، منش، خلق و خوی سرسخت‌ترین افراد را تغییر داده و آن‌ها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته‌ایم، زیر سلطه‌ی خویش درآوریم.»

این جملات بخشی از پروتکل 9، علمای صهیونی است که سال‌ها پیش نگاشته شده است. همان‌گونه که در نگاه اول هم مشهود است پیاده کردن چنین اهداف شیطانی آن هم در مقیاس جهانی به هیچ عنوان کار راحتی نیست و با موانع بسیاری روبه‌روست. از آن‌جا که مهم‌ترین هدف صهیونیسم حکومت بر مردم دنیا و تحت کنترل درآوردن آن‌هاست و از طرفی روح آزادی‌خواه هر انسانی جز با حکمرانی ذات اقدس اله سازگاری ندارد. به جرأت می‌توان گفت بزرگ‌ترین مانع صهیونیست، آموزه‌ها و انگاره‌های دینی مردم در سراسر دنیاست.

بدون هیچ توضیحی کاملاً مشخص است که اسلام به دلیل داشتن کامل‌ترین آموزه‌های الهی، امروز به عنوان جدی‌ترین مانع صهیونیسم به شمار می‌رود که اوج آن در ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پدیدار گشته، با توجه به این‌که نیاز به دین و داشتن معبود، یک نیاز عمیق درونی هر انسانی است، هر حکومتی تا برای این نیاز پاسخی برای توده‌ی مردم نداشته باشد، قادر نخواهد بود بر آحاد مردم حکومت کند.

«باز تعریف از مفاهیم اساسی دین در اذهان مردم» جزءلاینفک برنامه‌های صهیونیسم در رسیدن به حکومت جهانی بوده و خواهد بود. یقیناً این باز تعریف باید به گونه‌ایی همه پسند باشد به طوری که سختی‌های دین را نداشته و از طرفی فرد را از لحاظ مادی و روانی آن‌گونه تأمین کند که دیگر دلیلی برای بازگشت به دین اصیل خویش نیابد! این راه‌حل را سال‌ها پیش بت‌پرستان مشرق زمین یافته‌اند...!

در این میان با توجه به پیشینه‌ی ایجاد ادیان دروغین توسط امپریالیسم جهانی و به خصوص صهیونیسم، جدیدترین آموزه‌هایی که در حال حاضر در اقصی نقاط جهان پس از کابالا ـ که همان عرفان یهود می‌باشد ـ مطرح است، عرفان کهکشانی است. توضیحاتی که در ادامه مطرح می‌شود همگونی و همسانی مفاهیمی را مدنظر قرار می‌دهد که دشمن قسم خورده‌ی اسلام و بشریت، جهت از هم گسیختگی افکار و اذهان جوانان از آن استفاده می‌نماید.

فصل مشترک و نقطه‌ی انطباق کوئست با عرفان کیهانی و آن‌چه هرم اقتصادی کوئست را به الحاد صهیونیستی متصل می‌کند نیاز نسل جوان به سعادت و خوشبختی متوهم شده و تبلیغ شده‌ی غربی است که هر آینه بر طبل دنیاگرایی می‌کوبد. آن‌چه فصل انطباق این دو امر می‌باشد، نقیصه‌ هرم است.

آن‌جا که فرد نمی‌تواند از این ابزار استفاده کند تا به آرزوهایش برسد و مأیوس می‌شود، بینش کیهانی مقابل دیدگان او قرار می‌گیرد و شعار «فرمانبردارم سرورم» از کائنات او را سرمست می‌نماید، لذا گزاره‌های عرفان کهکشانی از همان ابتدای تکثیر هرم برای افراد به عنوان یک نگرش و باور جمعی تبلیغ می‌گردد تا همواره هیچ ایراد و نقیصه‌ای به کوئست که ابزار و بستر تکثیر این الحاد است، وارد نشود.

بدین ترتیب هر ایراد و عدم موفقیت از خود فرد است و کائنات همواره از ذهن فرد دستور می‌گیرند و معنی این که «اگر می‌خواهی به سعادت برسی ذهن و باور خود به کائنات را بالا ببر تا آن‌ها فرمانبردار تو شوند.» فرد در یک دور باطل قرار گرفته، هر روز چیزی جز الحاد کهکشانی را زمزمه نمی‌کند.

این دور به تکثیری دامن می‌زند که جز تزلزل در باورهای دینی چیزی به همراه ندارد و این همان هدف صهیونیسم است و در این جایگزینی که فرد رجوع کائنات را جایگزین رجوع به خداوند می‌کند الحادی پدید می‌آید که باعث تقدس کوئستی می‌شود که منادی کائنات مقدس است. بدین‌گونه نسل جوان مورد حمله‌ی صهیونیسم در لایه‌های پنهانی جنگ نرم قرار گرفته‌اند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: gerdu
۱۶:۱۶, ۲۵/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/فروردین/۹۰ ۱۳:۰۶ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #104

بنده در كلاس‌هاي عرفان حلقه شركت كرده‌ام و با چند تن از مدرسين آن هم آشنايي دور و نزديك دارم. نه من مادي گرا شده ام و نه اثري از مادي‌گري يا خداي ناكرده صهيونيزم در رفتار آنان ديده‌ام. اين مطلب كه متاسفانه به سرعت در اينترنت پخش شده، مجموعه‌اي از ادعاهاي ناصحيح است كه برپايه يك درك و معرفي نادرست از آموزه‌هاي اين عرفان بنا شده است. يك روش غير اخلاقي در نقد اين است كه ابتدا خودمان چيزي را به كسي نسبت دهيم و بعد آنچه خودمان گفته‌ايم را نقد كنيم در حالي كه آن شخص خودش چنين عقيده يا مقصودي نداشته است. من در هيچ كجاي اين عرفان چنين ديدي به كائنات نديده‌ام.
نويسنده اين مطلب اگر از روي بي‌اطلاعي چنين گفته دچار گناه تهمت شده و اگر مطلع بوده هم كه گناهش دروغ است. توصيه مي‌كنم براي يك درك واقعي تر از عرفان حلقه اين مطالب را مطالعه بفرماييد. با كسب آگاهي بيشتر، دوستاني هم كه مخالف باشند حداقل مي‌توانند عقايد واقعي مطرح در اين عرفان را نقد كنند نه عقايد و رفتار نسبت داده شده توسط مخالفان را
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER
۱:۵۹, ۲۶/اسفند/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۱ ۱۶:۵۱ توسط rastin.)
شماره ارسال: #105
آواتار
(۲۵/اسفند/۸۹ ۱۶:۱۶)imanian نوشته است:  بنده در كلاس‌هاي عرفان حلقه شركت كرده‌ام و با چند تن از مدرسين آن هم آشنايي دور و نزديك دارم. نه من مادي گرا شده ام و نه اثري از مادي‌گري يا خداي ناكرده صهيونيزم در رفتار آنان ديده‌ام. اين مطلب كه متاسفانه به سرعت در اينترنت پخش شده، مجموعه‌اي از ادعاهاي ناصحيح است كه برپايه يك درك و معرفي نادرست از آموزه‌هاي اين عرفان بنا شده است. يك روش غير اخلاقي در نقد اين است كه ابتدا خودمان چيزي را به كسي نسبت دهيم و بعد آنچه خودمان گفته‌ايم را نقد كنيم در حالي كه آن شخص خودش چنين عقيده يا مقصودي نداشته است. من در هيچ كجاي اين عرفان چنين ديدي به كائنات نديده‌ام.
نويسنده اين مطلب اگر از روي بي‌اطلاعي چنين گفته دچار گناه تهمت شده و اگر مطلع بوده هم كه گناهش دروغ است. توصيه مي‌كنم براي يك درك واقعي تر از عرفان حلقه اين مطالب را مطالعه بفرماييد. با كسب آگاهي بيشتر، دوستاني هم كه مخالف باشند حداقل مي‌توانند عقايد واقعي مطرح در اين عرفان را نقد كنند نه عقايد و رفتار نسبت داده شده توسط مخالفان را

با سلام و احترام
لطفاً متن ارائه شده را بسیار دقیق تر مطالعه بفرمایید.
مطمئن باشید در این آیین و مناسک ها،از الگوی مقابله مستقیم پرهیز نموده و با به اصطلاح "بومی سازی" مطالب،اهداف شوم شیطانی خود را دنبال می کنند...این رشته سر دراز دارد...


آن‌جا که به فرد می‌نمایاند که طبق این قاعده‌ی جهانی و کائناتی مرجع تمام آن‌چه وجود دارد خود تو هستی و کیهان و کائنات از درون تو دستور می‌گیرند. فرد در یک سیکل تربیتی و روانی خود را باعث هر آن‌چه هست و کائنات را مرجع حیات و خوشبختی خود می‌یابد تا هر آینه کوئست از هر عیب و نقصی مبرا شده و توقفی در توسعه‌ی هرم انسانی او ایجاد نشود و در ادامه به دنبال این توسعه، تفکر الحادی کیهانی نیز توسعه یابد.

از آن‌جایی که رسالت صهیونیسم تزلزل در اهداف گوناگون و حتی حذف خدای ایشان است و با توجه به توطئه‌های گوناگون هم‌چون تبلیغ سکولاریسم و پلورالیسم دینی، مهم‌ترین حربه برای این تغییر، ایجاد ادیان جایگزین می‌باشد.پس از کابالا که به دلیل ریشه‌های شیطان‌پرستی حتی با حضور و اقبال ستاره‌های هالیوود در شرق توفیقی نیافت، صهیونسم با دامن زدن و توسعه‌ی عرفان کهکشانی که گزاره‌های آن با ادیان اساطیری، هندو، بودا و اوپانیشادها همگونی دارد سعی در جایگزینی و توسعه‌ی این مسلک در شرق نموده است که از آن جمله می‌توان به چاپ، تکثیر و آموزش این نوع تفکر در قالب فیلم «راز» و کتاب‌هایی هم‌چون «حکایت و راز شاد زیستن» و صدها عنوان کتاب در پوشش روان‌شناسی موفقیت، نام برد.

گمان می‌رود هر آن‌چه در چند سال اخیر به عنوان سمینار موفقّیت و کتب روان‌شناسی موفقیت ـ یا فیلم راز که اتکای آن ضمیر، ذهن، روان و کائنات می‌باشد، ـ منتشر شده یا در جهت تبلیغ این مسلک الحادی بوده و یا مقوّم آن و نمی‌توان این هجمه‌ی همه جانبه را یک اتفاق ساده فرض نمود. هرچند گزاره‌های عرفان کیهانی که هم اکنون در ایران به صورت‌های گوناگون و در پیچیده‌ترین حالت در فعالیت‌های هرمی مشاهده می‌شود به صورت بومی شده و به ظاهر منطبق با اسلام در حال گسترش است و اساساً این تفکر به گونه‌ای است که جز الحاد و اومانیسم عرفانی، چیز دیگری را دامن نمی‌زند.

«توجه به خصوصیات و خلق و خوی مردمی که شما در ممالک‌شان زندگی و فعالیت می‌کنید، اهمیت بسیار زیادی در اجرا و پیاده سازی برنامه‌های‌تان دارد. تا زمانی که افراد جوامع مختلف، مطابق الگو و انگاره‌های تربیتی ما دوباره تربیت نشوند، نمی‌توانیم برنامه‌هایمان را در این‌گونه جوامع مطابق با روشی کلی و یکسان پیاده کنیم؛ اما اگر برنامه‌ها را محتاطانه و همراه با آموزش آغاز کنیم می‌توانیم در کم‌تر از یک دهه، منش، خلق و خوی سرسخت‌ترین افراد را تغییر داده و آن‌ها را مانند افرادی که از پیش مطیع ساخته‌ایم، زیر سلطه‌ی خویش درآوریم.»

این جملات بخشی از پروتکل 9، علمای صهیونی است که سال‌ها پیش نگاشته شده است. همان‌گونه که در نگاه اول هم مشهود است پیاده کردن چنین اهداف شیطانی آن هم در مقیاس جهانی به هیچ عنوان کار راحتی نیست و با موانع بسیاری روبه‌روست. از آن‌جا که مهم‌ترین هدف صهیونیسم حکومت بر مردم دنیا و تحت کنترل درآوردن آن‌هاست و از طرفی روح آزادی‌خواه هر انسانی جز با حکمرانی ذات اقدس اله سازگاری ندارد. به جرأت می‌توان گفت بزرگ‌ترین مانع صهیونیست، آموزه‌ها و انگاره‌های دینی مردم در سراسر دنیاست.

بدون هیچ توضیحی کاملاً مشخص است که اسلام به دلیل داشتن کامل‌ترین آموزه‌های الهی، امروز به عنوان جدی‌ترین مانع صهیونیسم به شمار می‌رود که اوج آن در ایران اسلامی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پدیدار گشته، با توجه به این‌که نیاز به دین و داشتن معبود، یک نیاز عمیق درونی هر انسانی است، هر حکومتی تا برای این نیاز پاسخی برای توده‌ی مردم نداشته باشد، قادر نخواهد بود بر آحاد مردم حکومت کند.

«باز تعریف از مفاهیم اساسی دین در اذهان مردم» جزءلاینفک برنامه‌های صهیونیسم در رسیدن به حکومت جهانی بوده و خواهد بود. یقیناً این باز تعریف باید به گونه‌ایی همه پسند باشد به طوری که سختی‌های دین را نداشته و از طرفی فرد را از لحاظ مادی و روانی آن‌گونه تأمین کند که دیگر دلیلی برای بازگشت به دین اصیل خویش نیابد! این راه‌حل را سال‌ها پیش بت‌پرستان مشرق زمین یافته‌اند...!

در این میان با توجه به پیشینه‌ی ایجاد ادیان دروغین توسط امپریالیسم جهانی و به خصوص صهیونیسم، جدیدترین آموزه‌هایی که در حال حاضر در اقصی نقاط جهان پس از کابالا ـ که همان عرفان یهود می‌باشد ـ مطرح است، عرفان کهکشانی است...



دوستان محترم؛
مطالب این دو سایت بسیار گویاست:

http://nahadsbmu.ir/article.aspx?gidview=5286

http://damehalghe.blogfa.com/
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR
۱۴:۵۰, ۲۶/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #106

بله در باره عرفان حلقه در اين فروم يك بار ديگر هم صحبت شده اما يك ايراد اساسي به آن بحث هم وارد است. مخالفين عرفان حلقه چيزهايي را به اين عقيده نسبت مي‌دهند و از اصول و عقايد اين عرفان تفاسير و برداشت هايي ارائه مي‌كنند كه خود پيروان عرفان حلقه چنان اعتقاداتي ندارند. وقتي هم كه گفته مي‌شود عرفان حلقه اين چيزي نيست كه شما مي‌گوييد، مخالفين پاسخ مي‌دهند كه اينها عقايد واقعي شان را پنهان كرده‌اند و به صورت مخفي و در ظاهر اسلامي در حال تبليغ عقايد الهادي اند. اما چگونه است كه ما كه در اين كلاس‌ها شركت كرده‌ايم و كتاب‌ها و مقالات آقاي طاهري را تا حدودي خوانده‌ايم چنان عقايد مخفي‌اي را نمي‌بينيم و در كلاس‌ها و از زبان مدرسين نمي‌شنويم اما دوستاني كه از نزديك با عرفان حلقه آشنايي ندارند متوجه آن جنبه مخفي مي‌شوند؟
اگر يك نفر بگويد تفسير اينها از قرآن اشتباه است يا برداشتشان از بهشت و دوزخ و معاد غلط است، نظرش محترم و قابل بحث است اما ادعاي الحاد و همسويي با صهيونيزم و يا فساد اخلاقي در كلاس‌ها و.... تهمت هاي سنگين و نابه‌جايي است كه متاسفانه به سادگي بيان مي‌شود. انگار گويندگان آنها مطمئن اند كه عرفان حلقه حتما همينجوري است و هركه غير از اين بگويد يا كاباليست است يا اينكه متوجه نيست و فريب خورده.
[/align]عرفان حلقه چه ربطي به كوئست دارد؟ در اين عرفان در ازاي عضو گيري يا تبليغات يا كارهاي اينچنيني هيچ امتيازي به شاگردان ارائه نمي‌شود و اساسا چنين چيزي در آن وجود ندارد.
عنوان «عرفان كهكشاني» را هم مخالفين اين عرفان ابداع كرده‌اند و فقط در گفتار مخالفين ديده مي‌شود. اين هم كه گفته شده: «آن‌جا که به فرد می‌نمایاند که طبق این قاعده‌ی جهانی و کائناتی مرجع تمام آن‌چه وجود دارد خود تو هستی و کیهان و کائنات از درون تو دستور می‌گیرند» در عقايد و آموزه هاي عرفان حلقه چنين چيزي نيست و كسي كه اين را به عرفان حلقه نسبت داده بايد سندش را هم بياورد. مگر آنكه بخواهند بگويند خليفة الله بودن انسان در ارض به اين معني است و با اين جور استدلال‌ها نعوذ با الله مي‌شود از قرآن كريم هم تفسير كاباليستي ارائه كرد!!!
اما آنچه من مي‌بينم و نمي‌توانم انكارش كنم نتيجه اين عرفان در خودم و دوستانم است. در اين كلاس‌ها ايمانم به خداي يگانه بيشتر شد، عمده تضادها و سوالاتم با خالق برطرف شد، ارادتم به رسول گرامي اسلام افزايش يافت و عباداتم هم شكر خدا عمقي پيدا كرد. آيا نتيجه صهيونيزم اين چيزها است؟!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۶:۴۴, ۲۶/اسفند/۸۹
شماره ارسال: #107
آواتار
همونطور که guided عزیز فرمودن قبلا زیاد بحث شده.

من به عنوان فردی که باور شیعی دارم، فقط و فقط عرفان شیعی رو قبول دارم. عرفانی که ریشه اش در قرآنه و اون تقوی و ترک معصیت هست. جنگیدن و جهاد با نفس هست. اولیاء خدا از صدر اسلام تاکنون تنها با ترک معصیت به جایی رسیدن نه با اتصال به شعورهای .... قضیه عرفان و توحید اگر از تنها مسیرش منحرف بشه میتونه خطرزا باشه.

از طرفی در کتاب جهان در سیطره کمیت نوشته رنه گنون فیلسوف بزرگ مسلمان آمده که بعد از اینکه بشر بعد از چند قرن مادی گرایی خسته شد و متوجه کمبود معنویت درون و آرامش درون شد، رو خواهد آورد به معنویت اما مطمئنا باز به معنویت غلط و کج. دلیلش هم مشخصه چون توحید و عرفان لازمه اش جهاد با نفس و ترک آنچه نفس دوست داره و انجام آنچه نفس از آنها کراهت داره که مطمئنا برای انسان های غرق در لذات و دنیاطلب مشکل است و ناخوشایند. اینجاست که انواع عرفان های غربی و شرقی و هندویی و ... مطرح میشه تا جایگزین معنویت از دست رفته باشه اما مسیرهای به جز مسیر اهل بیت به نظر من اشتباه است یا خطر گمراهی بسیار هست.

بنابراین از اونجاییکه روش مطرح شده در عرفان حلقه در احادیث اهل بیت دیده نمیشه، ولو اینکه اصلا بگیم جرمی و گناهی هم نداره از نظر من و تیم مدیریت تالار می تونه خطر گمراهی داشته باشه. بنابراین به صلاح نمی بینیم بیشتر از این راجع به این موضوع اینجا بحث بشه.

این تاپیک لزومی نداره ادامه پیدا کنه.

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mosafer ، MAHDI59 ، یکدوست
۱۹:۱۹, ۲۴/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۱۹:۳۳ توسط basir.)
شماره ارسال: #108
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم
عرفان حلقه؛از ادعای شفاء تا خارج کردن جن از کالبد انسان+فیلم
فرقه حلقه یک فرقه کاملا ضد دینی است/اینها به دنبال کار علمی نبودند/تضعیف ولایت اهل بیت علیهم السلام از برنامه های این فرقه بود/این فرقه در طاهری خلاصه نمی شود و باید باند معروف به شورای عرفان کیهانی پاسخگوی انحرافات توزیع شده در این فرقه باشند.
لینک دانلود ویدئوی اول

گروه فرهنگی مشرق- پس از بازداشت محمد علی طاهری رییس فرقه حلقه کیهانی به سراغ حجت الاسلام جواد محرابی مدیر موسسه فرق و ادیان قم رفتیم و درباره اعتقادات و آموزه‌های این فرقه با وی به گفتگو نشستیم. ماحصل این گفتگو در ادامه از نظرتان می‌گذرد.



فرقه عرفان حلقه یا کیهانی از چه سالی فعالیت خود را آغاز کرد و چگونه شکل گرفت؟
بنده با نامگذاری عرفان بر روی این فرقه مخالفم.اصلا این فرقه چه ربطی به عرفان دارد.یک آدم مدعی که هیچ چیزی از دین و عرفان نمی دانست ادعاهایی کرد و متاسفانه جمعی دور وی را گرفته و او را تشویق کردند و او هم هر روز بر فعالیت خود افزود تا جاییکه حتی دست به تاویل آیات قران به نفع خود و تشکیلات خود زد.بعدها هم از ضعف نظارت در کشور استفاده کرد و با ادعاهای درمان بیماری های لاعلاج خود را نوعی مسیح جدید معرفی کرد که در لابه لای سخنان وی به وضوح این ادعا مشهود است.این فرقه از سال 1383 فعالیت رسمی خود را آغاز کرد و کم کم از تهران به چند استان دیگر کشیده شد.


مهمترین انحرافات این فرقه چیست؟

مهمترین اشکال و انحراف این فرقه مبارزه آرام و اصطلاحا زیر پوستی با دین،و اعتقادات مردم است.غیر وحیانی دانستن قران، اهانت به رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله با عنوان تناقض گویی ،غیر معصوم خواندن ائمه اطهار صلوات الله علیهم، شرک دانشتن زیارت قبور ائمه اطهار، تمسخر رجعت و مهدویت، تمجید از شیطان رجیم و موحد خواندن این ملعون رجیم، ادعای خروج جن از درون مردم، ترویج زیرکانه تناسخ، نفی برخی از مسلمات مانند ادعای وجود نداشتن حضرت عزرائیل ،لمس و تماس غیر شرعی با بدن زنان نامحرم به بهانه درمان عرفانی و دهه ها انحراف دیگر که بنده از میان اظهارات وی اسناد زیادی در این مورد به دست آورده ام.
فرقه حلقه ابزاری است برای براندازی نرم جمهوری اسلامی. حمایت همه‌جانبه غربی‌ها از محمدعلی طاهری و سفرهای او به کشورهای اروپایی و برگزاری جلسات مختلف مسئله ای است که یک فرد معمولی نمی‌تواند آنها را انجام دهد. شیوه کار غربی‌ها در ایران جزیره جزیره‌ای است. در ایران کار می‌کنند بعد یک فرد را لیدر قرار می‌دهند تا بتوانند جنگ فرقه‌ای در کشور ایجاد کنند. سپس این افراد که عموماً سوابق نامعلومی دارند در یک دوره وارد کار می‌شوند. سابقه طاهری و همسرش به چریک‌های فدایی برمی گردد. بعد خبری از او نبود. خودش می‌گوید در ترکیه درس می‌خوانده است ولی وقتی بررسی می‌شود می‌بینیم که این سال تحصیلی وی با سال تأسیس دانشگاه هماهنگ نیست. کار این فرقه‌ها مبارزه با آموزه‌های دینی است. نفی اصول و مبانی اسلامی ما. طاهری به صورت عمد اول قرآن را زیر سؤال می‌برد اعتقاد دارد قرآن ناقص است و نوشته پیامبر است بعد با اعضاء شبکه که هرمی است طرح می‌کنند که باید ناقص بودن قرآن را در جامعه بنشانیم تا بتوانیم حرف‌های خود را اثبات کنیم. مرحله بعدی زیر سؤال بردن ائمه است، چون ستون تشیّع است؛ لذا سعی می‌کند آن را بکوبد در سخنانش زیارت ائمه را شرکت می‌داند. زیارت قبور را کثرت‌گرایی می‌داند. مهدویت را می‌کوبد. امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را مسخره می‌کند و می‌گوید منجی عقل است. بعد جایگزین برای عقل می‌گذارد که جایگزین خودش است. فرقه حلقه به دنبال زدن چهارچوب‌های اصلی دین ماست. کسانی که وارد این فرقه شدند بی‌موالات شدند. دختران مذهبی که وارد این فرقه‌ها شدند الان حجاب ندارند. برخی از بچه ‌مذهبی‌ها که از شاگردان برخی عرفا بوده‌اند وقتی وارداین فرقه شدند کم‌کم منحرف شدند. اندیشه‌های طاهری اندیشه‌های التقاطی برگرفته از مسیحیت است. مطلب دیگراینکه این فرقه‌ چارچوب مشخصی ندارد. چارچوب طاهری است و تنها جاذبه آن به دروغ مسئله "شفاء" است. البته مسئله خارج کردن جن از کالبد بدن که متأسفانه در سراسر کشور نیز رایج شده، از دیگر جاذبه های این فرقه است.


برخی از اعضای این فرقه مدعی هستند تشکیلات آنها کاملا علمی بوده و نباید با علم اینگونه مقابله کرد؟
این ادعا کاملا دروغ است.بنده سالهای گذشته دو بار با چند تن از دوستان طلبه با آقای طاهری دیدار کردیم.قرار شد بحث علمی کنیم جلسه اول ایشان و دوستانشان نتواسنتد پاسخ روشنی به سئوالات ما بدهند قرار شد جلسه دیگری داشته باشیم که یکسال بعد این جلسه تشکیل شد.بعد از جلسه دوم قرار بر ادامه جلسات شد اما هر بار تماس گرفتیم ما را پیچاندند و به بهانه های واهی حاضر به ادامه جلسات نشدند.دو هفته قبل نیز بنده با خود آقای طاهری و آقای نجفی که ظاهرا طلبه هستند و از همفکران آقای طاهری است جلسه گذاشتم و قرار شد بنده فرصتی فراهم کنم به قم بیایند وبحث کنیم و حتی اعلام کردم با خودشان دروبین بیاورند که بعد مدعی تحریف اظهاراتشان نشوند اما در آخرین لحظات فرار کردند و اعلام کردند سئوالاتتان را مکتوب بدهید تا جواب دهیم!!!اینها اصلا دنبال علم نبودند.شاید اگر بنده نیز مثل آقای طاهری برای آموزش انحراف به مردم از 50 تا 300 هزارتومان میگرفتم و میلیاردر می شدم هیچ گاه حاضر به مناظره ای که نتیجه آن رسوایی است نمی شدم.


آیا فقط با طاهری باید برخورد شود یا شما افراد دیگری را نیز مقصر می دانید؟

اگر چه طاهری بنیانگذار و رئیس این تشکیلات است اما نقش حلقه اصلی اطراف وی را نمی توان نادیده گرفت.خصوصا خانم (و. پ) و (حجت ن) که بنده معتقدم باید توسط مراجع قضایی با آنها برخورد جدی صورت گیرد.
سئوال:الان طرفداران اقای طاهری در حال تبلیغات وسیع علیه نظام هستند وحتی وکیل وی سعی دارد موضوع را سیاسی کند.کمپین جمع آوری امضا نیز راه انداخته اند.توصیه شما به آنها چیست:
اولا بسیاری از کسانیکه سر کلاسهای این فرقه بوده اند دیگر اعتقادی به طاهری و برنامه های وی ندارند و مشت این فرقه برایشان باز شده است.این افرادی هم که شلوغ میکنند اکثرا مسترها و عوامل درجه یک فرقه هستند که بسته شدن فرقه باعث بسته شدن دکان کسب درآمد و حقه بازیشان شده است.بنده همین جا اعلام آمادگی میکنم با هر کدام از سران فرقه که لازم باشد در هر جایی مناظره علمی بگذارم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.


و نکته آخر...
بنده به خانواده ها خصوصا پدران و مادران گرامی توصیه میکنم مراقب فرزندانشان باشند.امروز رهزنان دین در کمین فرزندان آنها هستند که علاوه بر دین دنیای فرزندان آنان نیز توسط این فرقه ها مورد تهدید قرار می گیرد. یقینا عرفان اسلامی و الهی با دکان داری و شادی و مرید و مراد بازی به دست نمی آید و کسانیکه دنبال تهذیب نفس هستند باید سراغ آدم های مطمئن بروند کسانیکه توسط علمای دین مورد تایید باشند.



برای دانلود ویدئوی دوم اینجا را کلیک کنید

برای دانلود ویدئوی سوم اینجا را کلیک کنید

برای دانلود ویدئوی چهارم اینجا را کلیک کنید

لینک خبر:http://mashreghnews.ir/NSite/FullStory/News/?Id=45787
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: am_po ، yektaparast ، محیصا ، آزرم‌شاه ، MohammadMeraj
۱:۱۲, ۲۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #109

پرونده م.ط رئیس فرقه عرفان کیهانی به همت مامورین اطلاعات سپاه تکمیل و با تلاش دستگاه قضا به دادگاه ارسال شد.

دیدن فیلم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، فاطمه خانم
۱۲:۵۱, ۱۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #110
آواتار
سلام،برادر
آقا من استادی دارم که به این فرقه خیلی اعتقاد دارد و نمی دانم با او چکار کنم،من خودم هم مدتی گمراه شدم ولی به لطف خداوند دوباره به راه راست برگشتم.
از اعتقادات این فرقه:
1- روح انسان نوعی نرم افزار است که مسیر زندگی را در آن برنامه نویسی شده است،درست مثل کامپیوتر
2- چیزی به نام شیطان وجود ندارد وتمامی آیات قرآن درباره شیطان،همگی نوعی تمثیل است و در واقع مخلوقی به نام ابلیس وجود ندارد.
3- دنیای پس از مرگ را دقیقا مانند آیین بودا (اگر دین را درست گفته باشم) ترسیم کرده اند و اعتقاد چندانی به عذاب های اخروی مانند:فشار قبر و عذاب جهنم ندارند.
4- آنه معتقدند که تمامی انسانها پس از تصفیه شدن در جهنم به بهشت میروند،حتی کفار از جمله یزید.
5- من با یکی از این افراد که دوست من بود،صحبت میکردم میگفت که هر طور خدا را عبادت کنی،خدا می پذیرد،مهم نیت پاک است و اجباری در نماز خواندن نیست.
6-علوم غریبه برای افراد عادی حرام است و علم مخصوص پیامبران است.
و خیلی چیزهای دیگه........
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، بیداری اندیشه ، MohammadSadra
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا