|
عرفان کیهانی (حلقه)- گرگانی در پوست میش
|
|
۱:۵۹, ۹/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
باسلام
به دنبال مطرح شدن نام محمد علی طاهری در تالار، بد نیست به بررسی او و عرفان کیهانی اش پرداخته شود. ایجاد فرقه های الحادی با ظاهر شیک، فرینده و استفاده از مفاهیم الهی-عرفانی برای جذب افراد مختلف، یکی از خطراتی است که باید به آن توجه داشت. طاهری - مشخصات و سوابق: محمدعلی طاهری دارای 50 سال سن و تحصیل کرده خارج از کشور است.(البته تاکنون هیچ کس مدرک تحصیلی وی را ندیده) باتوجه به گرایش وی به کیهان و «انرژیهای کیهانی»، ظاهرا به رشته هوافضا نیز تمایل داشته است؛ اما خود او بارها اظهار داشته که از نوجوانی به اسرار آسمان علاقمند بوده است. طاهری خود را در دوره جوانی یکی از نوابغ میدانسته و به خاطر برخی از ادعاهایش از دست «امیرعباس هویدا» نخستوزیر بهایی رژیم منحوس پهلوی هدیه دریافت کرده است. تاجائی که پیشنهاداتی برای ادامه تحصیل در خارج از کشور توسط برخی موسسات خارجی داشته و سرانجام توانسته در یکی از کشورهای نیمه اروپایی و نیمه آسیایی چندسالی زندگی و علیالظاهر تحصیل کند. فعالیتهای تشکیلاتی: ایجاد تشکیلاتی به نام «شعور کیهانی» یکی از ابداعات طاهری برای القاء مطالب و مفاهیمی است که مبدأ و محل تعلیم اولیه آن مشخص نیست. در داستانها و آثار انحرافی افرادی چون «پائولو کوئلیو» از منبع نامشخصی به نام شعور کیهانی و رازآلودگی این شعور یاد میشود که بشر میتواند با دسترسی به انرژیهای کیهانی، زبان مشترکی بین خود و هستی بیابد. کارشناسان معتقدند که ممکن است منشاء تفکرات طاهری نیز همین آثار باشد. از طرفی منشاء تفکرات پائولو کوئلیو نیز شبهعرفان صهیونیستی «کابالا» (یا قباله) است که از نگاه یهود به مباحث خلقت انسان سرچشمه میگیرد. گاه در آموزشگاههای طاهری نیز رگههایی از همین مفاهیم پیدا میشود؛ بر همین اساس شالوده فکری طاهری برخلاف ادعاهایش، هیچ مبنای اسلامی و قرآنی ندارد. حتی وی از قرائت صحیح آیات قرآن ناتوان است؛ تا جائی که در مقالهای با نام آئینهی عاشورا که توسط او در دی ماه سال گذشته به مطبوعات ارسال شده آیات قرآن اشتباه نگارش شده است. کلاسهای «فرادرمانی» و تألیف کتاب: طاهری با دایر کردن دورههای «فرادرمانی» توانسته تعداد زیادی نیرو جذب کند. در همین رابطه و برای توجیه بهتر نیروها کتابی به نام «انسان از منظری دیگر» توسط وی تدوین شده است. بسیاری از مطالب مطرح شده در این کتاب در تناقض با اندیشههای شهیدمطهری به خصوص کتاب «انسان در قرآن» این متفکرِ اسلامی است. در قسمتی از این کتاب آمده: «انسان باید از اسارت خودش رها شود تا بتواند به آگاهیهای کیهانی دستیابی پیدا کند.» در حالی که انسان تا وقتی اسیر شهوات و صفات رذیله است نمیتواند به سمت حق حرکت کند؛ نه اینکه بر طبق القائات طاهری در کالبد گوشت و پوست و... اسیر باشد. «اسب تراوا» نام کتابچهای است که توسط طاهری تدوین و توزیع شده است. نویسنده در این کتاب به مباحث موسیقی پرداخته و خود را مبتکر «برگردان ترانهها» مینامد. وی در برگردان هر ترانه ادعا میکند که: «اشعاری در رثای ابلیس و شیطان در آن موج میزند.» این در حالی است که طاهری اساساً مبدع این کار نیست و نرمافزار این کار در غرب تهیه شدهاست. طاهری در پایان کتاب اسب تراوا در برگردان یک ترانه به عدد 2010 و عدد 6 رسیده و در توضیح آن مینویسد: «2010 اشاره به تحولی است که بین سالهای 2010 و 2012 میلادی در جریانهای شیطانپرستی دنیا اتفاق خواهد افتاد و خیلیها به 666، عدد سمبلیک شیطان لبیک خواهند گفت و جریان شیطانپرستی وارد مرحلهای جدید از فعالیتهای خود خواهد شد.» مشخص نیست این پیشبینی از کجا آمده و چرا طاهری معتقد است در سال 2012 اتفاقهای تعیینکنندهای رخ خواهد داد و اساسا چرا ادعا میکند برگردان هر ترانه و شعری به نفع شیطان است؟ و چرا با طرح این موضوع ذهن جوانان را به سمت گرایشهای خاص سوق میدهد؟ همچنین ببینید: http://forum.bidari-andishe.ir/thread-564.html هر مکتبی در جهان برای آن که بخواهد تفکرات خود را تدوین شده و منظم بیان کند، انسان را مورد بررسی قرار میدهد و تعریف خود از انسان را بیان میکند. برای همین شهید مطهری نیز با تفکرات عمیق و پویای خود انسان را با نگاه قرآنی بررسی کرده و شخصیت او را معرفی کرده است. انسان خلیفه خدا در زمین است. ظرفیت علمی انسان بزرگترین ظرفیت در بین مخلوقات است. فطرت انسان خدا آشناست. در سرشت انسان عناصر مادی، ملکوتی و الهی وجود دارد و ترکیبی است از جسم و جان و ماده و معنا. آفرینشی حساب شده دارد. شخصیتی مستقل، آزاد، امانتدار و با مسئولیت دارد. از کرامت ذاتی و شرافت ذاتی برخوردار است. از وجدانی اخلاقی برخوردار است. انسان به جز با یاد خدا با چیز دیگری آرام نمی گیرد. نعمت های زمین برای انسان آفریده شده است. از طرفی انسان غیر از این ارزشها، ضد ارزشهایی هم دارد که در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است. مانند حرص و آز، شتابگر و عجول و طغیانگر و...(صفحه 7 تا 15 انسان در قرآن) اما رهبر شبکه و فرقه شعور کیهانی آنان را از منظر قرآن بلکه از منظری معرفی کرده که هیچ مبنا و پایهای ندارد. او حتی کتابی با عنوان «انسان از منظری دیگر» نوشته است. در این کتاب هیچ تعریفی از انسان وجود ندارد و انسان در اسارت حلقههای پیچیده گرفتار است. در کتاب این فرقه خداوند متعال، مطرب معرفی شده (صفحه 51) و انسان و دیگر موجودات رقاص هستند. عرفا نیز همواره در حال پای کوبی و دنیا کاملا مجاز است و خیال.(صفحات 53 و 54) تعریف رهبر این فرقه از عرفان بسیار ناقص و اصطلاحا مندرآوردی است. او عرفان را کنترل کیفیت میداند و میگوید: «همانطور که در یک کارخانه کنترل کیفیت داریم، عرفان را نیز میتوانیم کنترل کیفیت انسان بدانیم.» (جلسه مناظره با ابراهیم تبار) طاهری که هیچگونه تسلطی به قرآن ندارد و حتی صحیح خواندن آن را بلد نیست، گاهی در صحبتهایش برخی کلمات را به آیات قرآن منتسب میکند. وی نمیداند که عرفان فقط شناخت و تقرب به خداوند متعال است و هیچ معنای دیگر نمیدهد. او فرق تقرب به خداوند و کنترل کیفیت را نمیداند و عرفان را مادیگرایانه تعریف میکند. وی در صحبتی با یکی از کارشناسان میگوید: «راه راست همان است که قرآن می گوید «فاستقم الیه»(!) یعنی برو و استقامت کن در راه راست.» در حالی که چنین آیهای در قرآن کریم وجود ندارد و از ذهن بیمار این فرد تراوش کرده است. این فرد و این فرقه قرآن را مزاحم تفکرات خود میدانند؛ چرا که در جلسهای که فایل صوتی آن موجود است وی مدعی است: «قرآن ساخته پیامبر است و فقط خدا مطالب اصلی آن را وحی کرده و بقیهاش را پیامبر مانند یک نویسنده خودش گفتهاست.» (تهمتی که عربها به پیامبر زدند و ایشان را شاعر معرفی کردهاند!) و بعد اظهار میدارد: «قرآن با خودش مشکل دارد و ما باید مردم را در جریان بگذاریم.» =========================== برخی از سخنان این فرد که عین شبهات و سخنان ماسون های شیطان پرست است : طاهری: شیطان تنها موحد بارگاه الهی است! در این فیلم گوشه ای از اهانت های این انسان گمراه و گمراه کننده به حضرت سلیمان را شاهدش هستیم که باز خیلی جالبه فراماسون ها و شیطان پرستان هم دقیقا به این پیامبر عظیم الشان توهین ها بسیاری می کنند و این رسول خدا را پادشاهی میدانند که جادو میدانسته سخن زخم خوردگان که اکثرشون از آزار و اذیت جنیان و شیاطین مینالند که باز رکن مشابهی است با سخنان توابین از گروههای شیطان پرستی و ماسونی =====================================دو جن غولپیکر! بنام خداوند بخشنده مهربان سلام و خسته نباشيد- مي خواهم بدون مقدمه بروم سراغ اصل مطلب ! متاسفانه همسر من يكي از هواداران عرفان حلقه است كه البته بهتر است بگويم يكي از آسيب ديدگان عرفان حلقه است. از وقتي كه در اين كلاسها ثبت نام كرده ، زندگي خانوادگي ما به هم ريخته است به طوري كه حتي دختر سه ساله ي ما كه تنها فرزند عزيز ما ميباشد بخاطر كارهاي غير عادي پدرش دچار اضطراب و افسردگي شده است. همسر من قبل از ورود به اين كلاسها ، روحيه ي خوبي داشت و ما خانواده خوشبختي بوديم ؛ ولي حالا زندگي بسيار متشنجي داريم. شبي نيست كه كابوس نبيند و با داد و فرياد از خواب نپرد . روزهاي اول كه به اين كلاسها رفته بود، حرفهاي به ظاهر خوبي ميزد، اما پس از مدتي مشكلات و بدبختي هاي ما شروع شد. همسر من حتي يكبار خودكشي كرده است. الآن چند شبي است كه دچار مشكل جديدي شده و ميگويد نيمه هاي شب دو "جن غول پيكر " زير بغلش را ميگيرند و او را از خانه بيرون ميكنند! چند شب پيش ديدم از خواب بلند شده و در حال حركت به سمت درب آپارتمان است ؛ به سرعت پريدم و دستش را گرفتم و صدايش كردم ، ولي با اينكه چشمانش باز بود، جواب مرا نداد و بدنش مثل چوب، خشك و سرد شده بود و هر چه سعي كردم نتوانستم او را برگردانم... خلاصه آن شب، شب پراضطراب و وحشتناكي براي ما بود، بخصوص براي سپيده كوچولوي ما كه تمام بدنش مي لرزيد و گريه ميكرد. خدا باعث و بانياش را نيامرزد. هر چه به همسرم التماس ميكنم كه اين كلاسها را رها كند و به زندگي عادي برگردد، حرف مرا گوش نميكند و حتي من را به بيخبري متهم ميكند و ميگويد اين اتفاقات عادي است و او در مسير درمان و عرفان قرار دارد! لطفاً بگوييد من بايد چكار بكنم؟ با تشكر فراوان – مريم س نماز اول وقت و زیارت درمانم کرد سه سال پیش بود. و یک سالی هم من سر این کلاس ها میرفتم. اینطوری بود که یکی از دوستان زنگ زد و گفت که کلاسی رو پیدا کرده و خیلی خوبه و اینکه توش از خدا میگند و راه رسیدن به عرفان و اینها... و خیلی تعریف کرد... منم که از این کلاسها خوشم میومد، سریع قبول کردم... هدف؟ عرفـــــــــان... شایدم کمی کنجکاوی و خب حقیقتش اینه که من از زندگی کسلکننده روزمره و عادی بسیار خسته هستم. بسیاری هستند که به همین زندگی و گشت و گذار، تفریح، دیدن مکانهای جدید قانع هستند... زندگی برای اونها زیباست... برای من با وجود باور به ماورالطبیعه زیباست و الی این زندگی ارزش فکر کردن نداره... . با این تفکرات وارد این ورطه شـــــــــــــدم... چند جلسه اول حیرتآور بود... حرفهای جدید، کارهای جدید... مشتاقانه منتظر کلاسهای بعدی و ترمهای بعدی بودیم... ترم اول با تئوری و علاقهمندکردن ما به حلقهها گذشت... و استاد وعده ترم دفاعی (یکی از ترمهای مهم) رو به ما داد و میگفت که این زودهنگام هست و فقط به خاطر علاقة ما به ما این رو میگه... اون ترم که رسید، همه چیز رنگ دیگهای به خودش گرفت... در اولین جلسه، در خودم حالت عجیبی حس کردم و شروع به خندههایی کردم که معمولاً به اون پیش دوستان معروف بود. دور یه میز بودیم، همه با تعجب به من نگاه میکردن، استاد بلند پرسید «اسمت چیه؟» و میگفت... عجب جن خندهرویی هستش! من به خنده ادامه میدادم و حقیقتاً دست خودم نبود و ناگهان قطع شد! و دیگه هیچوقت از اون سال نتونستم اونطوری بخندم و فهمیدم که واقعاً دارای قدرتهایی هستند این جماعت! مشکل من از شب همون روز شروع شد... در اطاق تنها بودم... در دفتر کارم میخوابیدم... کسی اونجا نبود... احساس کردم که صورتم از حالت عادی داره خارج میشه... گونههام، لبهام.. همه صورتم داره بهشدت تکون میخوره؛ جوری که انگار یه موجود مثل این فیلمها میخواد از زیر پوست صورتم بزنه بیرون و راه خودش رو باز کنه! هم کنجکاو بودم و هم... کمی متعجب... به سمت آینه رفتم...[b] چشمهام داشت از حدقه میزد بیرون... نشستم... یه آن گفتم «تو کی هستی؟» لبام جنبید... گفت: من یه جنم! خیلی هیجانانگیز بود... خیـــــــــــــلی... برای اولینبار با یه موجود ماروالطبیعه صحبت میکردم... لبام جنبید... گفت: من تورو دوست دارم! و مداوم این رو میگفت... گفتم: تو از کی با منی؟! گفت: خیلی ساله... شاید 20 سال پیش... به زمان شما انسانها گفتمان ما طول کشید... تا 4 صبح... ماه رمضان بود... گفتم: من رو برای نماز صبح بیدار کن! و طوری وانمود میکرد که یعنی من دوست خوب تو هستم و این کار رو میکنم و من گمانم این بود که این موجود دوست منه... ولی اشتباه فاحشی بود... من با یک هیولای دهشتناک هم داستان شده بودم... روزگارم سیاه شد... بهشدت آزارم میداد... تطمیع میکرد... اگر نمیشد... تهدید میکرد به همهچیز فحش میداد... یه بار گفت: خدای من شیطانه و میخوام تورو بکشم... میگفت: با من باش تا بهترین دخترهای تهران رو برات بیارم تا التماست بکنند... ثروتمندت میکنم... حتی در خواب به من پیشنهاداتی میدادند که نشون میدادند جیبهام پر پول شده، ولـــــــــــــــی خداوند سرنوشت دیگهای رو برام رقم زده بود! روزگار همینطور بود که به عنایت امام حسین (علیه السلام) نماز اول وقت رو شروع کردم... به پابوس حضرت معصومه (سلامالله علیها) رفتم... حالم خیلی بهبود پیدا کرد... الان از من ناامیده و من البته به مکر و حیلههاش آگاهتر شدم... و خداوند رو شکر میکنم که این موجود حقیر شده و البته هر لحظه با منه؛ حتی الان که مینویسم در جنبوجوش! خداوند وعده یاری داده به کسانی که به اون اعتماد و اعتقاد پیدا بکنند. این عرفان هرگز مقصدش خدا نیست... چون اگر بود باید جلوههای اون مشخص میشد.. چیزی که نهایتاً شما به اون میرسید، خودپرستی و سپس شیطانپرستی (با هر اسم و با هر قالبی) هست... طاهری رو من شخصاً نه دیدم و نه باهاش ارتباطی داشتم... استادمون از شاگردان برجستهاش بود و سفرهای متعدد اون رو ظاهراً از خودش یا از جایی دیدم که این کار رو انجام داده... درست به خاطر ندارم... ولی اون (طاهری) در واقع دو چهره داره... یکی اینکه میگه: من نه! بلکه انرژی کیهانی! دوم اینکه میگه: از طریق من (بالاخره کارتون به من میافته) به کیهانی! و این البته از نوعی قدرتطلبی و خودپرستی ناشی میشه... که طرفداران این نوع عرفانها هرگز از اون خلاصی ندارند و به نوعی خودخواهی دائم گرفتار هستند... اگر چه چیزی نمیگن، ولی تمام افعال اونها در جهت جلوهدادن خودشون هست... اونها دچار یه جور جنون دوستداشتن به طاهری هستند... و به هیچ عنوان حاضر به دست کشیدن از اون نیستند... یه جور مسخشدگی شدید در اونها وجود داره... هادی ج، دی 1391 برادری از رفتار های غیر عادی خواهرانش می گوید ------ اما بزارید یک خورده با شما راحت تر صحبت کنم اسم من نوید هستش 24 ساله از کرج....... بچه مسلمونم و معتقد به مذهب شیعه اثنی عشری.... (بطور مطلق) ... حدود یک سال است که دو خواهر من بهمراه یکی از دامادهامون جذب فرقه ی حلقه شده اند و تو کلاسها شرکت میکنند... خواهر کوچکترم بارها و بارها دچار برونریزی (بقول خودشان) شده و علاوه بر دردهای فیزیکی و جسمانی حالات غیرمتعارف روانی هم گریبانگیرش شده.... مثلا در زمانهایی که خودشون میدونند و ارتباط میگیرند صداهای نامفهومی به زبان دیگر و با صدایی عجیب و غریب از دهان خواهرم خارج میشه.. و البته خواهرم و دامادمون همش میگن که اشکال نداره موجوداتش دارن حرف میزنن و .....جالب اینجاست که هنوز هم خوب نشده.. برای من اینجور چیزها و اتفاقات غیرمتعارف هیچ جذبه ای ندارد.. من اعمالی خیلی استثنائی تر از اینها را در عالم عرفان و مکاشفه دیده ام.... برای دامادمون هم تو ساعتهای خاصی از روز به قول خودش بهش الهام میشه و اشعاری رو مینویسه رو کاغذ که البته برای من جالب توجهه چون داماد ما دیپلمش رو به زور گرفته و تا حالا یک خط شعر نخونده... اما اشعاری که مینویسه حتی گاها به زبان عربیست و من مطمئنم که کار خودش نیست.... من بارها سعی در روشنگری خواهرها و دامادمون کردم و متاسفانه مثمر ثمر نبوده.... البته اونها هم میدونن که راه من (مکتب اهل بیت) درسته ....و یا شاید اینجوری نشون میدن.. والبته من مطمئنم چیزهایی رو از من قایم میکنند چون میدونند با خیلی از چیزهاشون مخالفت خواهم کرد... ==================================== جوانی که عاقبتش به دلیل ارتباط با جنیان به بیمارستان روانی ختم شد پایان شوم یک رویا با سلام آنچه در زیر می خوانید سرگذشت برادرم است که در طول 2 سال شرکت در کلاسها برایش رقم خورد: برادرم با اصرار تعدادی از فک و فامیل که خود در کلاسها شرکت می کردند وارد حلقه شد. اگرچه از نظر تحصیلات آکادمیک چیزی در چنته نداشت ولی انسانی باهوش و علاقه مند به یادگیری بود و متاسفانه روحیه ماجراجویی بالایی که داشت او را بیشتر وسوسه کرد تا وارد کلاسها شود. اوایل چیز غیر عادی وجود نداشت. او صحبتهایی می کرد که نشان می داد حلقه چیز بدی نیست. از قدرت نهفته انسان در حل مشکلات می گفت و اینکه چگونه انسان در زندگی ماشینی و روزمره اش از فطرت انسانی خود دورشده و خود را از مسیر کمال گمراه می کند . از آنجاییکه دوست داشت مرا متقاعد کند که در کلاسها شرکت کنم سعی می کرد چهره ای زیبا به آن ببخشد و از امتیازاتش برایم تعریف می کرد که چگونه چشم بصیرتش باز شده و حتی عادات بد زندگی را براحتی کنار گذاشته و بیماریها و مشکلات جسمی اش را تنها با ارتباط گرفتن مرتفع می کند. او کم کم مدعی شد که می تواند با استعانت از «هوشمندی» انسانها را درمان کند . اما این وضعیت دیری نپایید و او در ملاقاتهای بعدی مدعی شد که نیروی خارق العاده کسب کرده و می تواند کارهایی انجام دهد که انسانهای معمولی از انجام آن عاجزند. او حتی مدعی می شد که می تواند فکر افراد را بخواند و یا از دیده ها پنهان شود (طبق گفته برخی مسترها او با اجنه ارتباط برقرار کرده و از امکاناتی که برای تسخیر او برایش داده اند استقبال کرده است) دوستانش که قبلا با علاقه صحبتهایش را گوش می دادند کم کم او را طرد کردند. چرا که حرفها و کارهایش آنها را نگران و بعضا وحشت زده می کرد . برادرم خود را قدرتمند تصور می کرد و می گفت می تواند چهره واقعی انسان ها را ببیند که به گفته او خیلی ها چهره ای زشت و کریه دارند و در واقع جن هایی بهظاهر شبیه آدم هستند. دیگر براحتی می شد تشخیص داد که او آن آدم همیشگی نیست . او سیگار کشیدن را نیز که ترک کرده بود مجددا شروع کرد. از نظر اطرافیان، او آدم مرموز و ترسناکی شده بود؛ چراکه حرفهای عجیب و غریبی می زد. او از توانایی هایی حرف می زد که نه تنها برای اطرافیان قابل قبول نبود، بلکه بیشتر نگران کننده بود. اگر چه سعی می شد این نگرانی ها پنهان شود و کسی چیزی به رویش نیاورد . اما بطور ناگهانی وضعیت روحی برادرم بهم ریخت. حرفهای نامربوط می زد و کارهای عجیب و نامتعارفی انجام میداد که دیگر نمی شد نادیده گرفت و به روی خود نیاورد در طول کمتر از یک هفته وضعیت روحی اش بحرانی شد و مسترها از وی قطع امید کردند و با این بهانه که او خودسرانه وارد شبکههای منفی شده و توسط اجنه تسخیر شده، دیگر نمی توانند به ارتباط بدهند و خیلی راحت خود را کنار کشیده و برادر بیچارهام را بحال خود رها کردند. از آنجا که رفتارهایش غیرقابل پیش بینی شده و هر لحظه امکان انجام اعمال خطرناک میرفت و در نهایت با مشاوره چند روانپزشک حاذق چارهای جز بستری نمودنش برایمان نماند. با همکاری نیروی پلیس و عوامل تیمارستان و در میان اشک و اندوه فراوان برادر نازنینم را تحویل تیمارستان دادیم. حتی تصورش هم برایمان سخت بود؛ ولی دیگر خیلی دیر شده بود . "سلسله موی دوست حلقه دام بلاست هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست " |
|||
|
|
۲:۰۸, ۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
در مورد ایشان اظهار نظر نمیکنم . اما مقدمه کتاب انسان از منظری دیگر که از ایشان است توسط دکتر لاریجانی ( کارشناس و مجری برنامه معرفت ) نوشته شده است .... بهتر است در قضاوت همیشه صبر بیشتری داشته باشیم .
|
|||
|
۲:۲۵, ۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
لینک مرتبط جهت اطلاعات تکمیلی:
http://www.adyannews.com/202/2420-news.html |
|||
|
|
۳:۲۸, ۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
منم به شدت موافقم.
اين آقا بيشتر ميخواد خودشومطرح كنه و يه نوني به دست بياره يا بهتر بگم مريد ![]() براي همين يا كلا بيخيالش بشيم و بايكوت يا حسابي مواظب حركات بعديش باشيمتا جايي كه ميدونم به اين عرفان ها هيچ اطميناني نيست |
|||
|
|
۱۲:۲۵, ۹/دی/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
اگر به فرمایشات استاد گرانقدر اقای رائفی پور دقت کرده باشید درمورد ارتباط با شیاطین گفتند که در قدیم چرا مردم ستاره میپرستیدند چرا منتظر بودند که از اسمان شعوری برای انها خبری بیاورد چون معتقد اند که جن چیزی شبیه به نور و جنسی مانند شعور دارد به خاطر همین منتظر بودند که از کیهان برای انها شعوری خبری بیاورد. این هاهم معتقدند که کیهان به خودی خود دارای یک شعور است و اعضای فرقه مانند کلید برق این ارتباط کیهانی را با افراد دیگر برقرار میکنند یعنی واسطه ارتباط هستند. حرف ها مسخره ای میزنند از یکی از اعضای فرقه پرسیدم که خوب این شعور کارش چیه گفت خیلی چیز ها درمان بیماری افزایش ظرفیت روحی باعث ریخته شدن گناه و دوری شخص از گناه میشه و... خیلی چیز های خوب معنوی که توسط اعضا این ارتباط برقرار میشه این شعور در تمام کیهان وجود داره بعد پرسیدم که خوب نقش امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چیه ناراحت شد انگار مسخره ترین حرف دنیا رو زدم با خنده گفت هیچی ربطی نداره این شعور کیهانیه و به موحد کافر ربطی نداره....
یک سوال خواهش میکنم درست و عقلانی جواب بدید مگر هر خیر و برکتی که نازل میشه واسطه اش امام زمان نیست اگر باران میاد به خاطر امام زمان نیست اگر این خیر و خوبی که میگن و ادعا میکنند که شیعه هستند چطور امام زمان نقش نداره ؟ مگر امام زمان تنها دلیل ارتباط زمین با اسمان و ملکوت نیست |
|||
|
|
۲۰:۰۵, ۱۴/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۸۹ ۲۰:۰۶ توسط The Arrival.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
فکر کنم این تکلیف رو معلوم کنه دوستان
توسل به ائمه أطهار(علیه السلام) آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند: « .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(علیه السلام) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است. با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. » دوستان مهم نیست ایشون کدوم راه رو انتخاب کرده - اگه درسته که خدا خیرش بده و اگر نه هم خوب باید ثابت کرد و در صورت ثابت کردن باید اقدام کرد و فقط تماشا کردن یعنی جهاد نکردن ! توسل به ائمه و قران = تنها راه پیشنهادی رسول خدا در هنگام وفات به مسلمانان بهتره به وصیت رسول خدا عمل کنیم و از کسی جز از خدا توسط قران و ائمه درخواست کمک و راهنمایی نکنیم موفق باشید و برای تعجیل در فرج آقا صاحب الزمان دعا کنید (صلوات فراموش نشه دوستان !) |
|||
|
|
۲۲:۱۶, ۱۴/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/دی/۸۹ ۲۲:۳۵ توسط مصاحبان.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
کسانی که ایمان در قلبهایشان وارد شده باشد با کسانی که در اسلام داخل شده باشند متفاوتند و این تفاوت را کسانی می فهمند که به توفیق الاهی به هر دو دست یافته اند.
کسانی که خوشبختی را صرفاَ شاد بودن در لحظه ی حال می دانند و خود می یابند که در همان حال ، دارند از نادانی به سرخوشی فرار می کنند ؛ یا خوشبختی را صرفاً بجای داشتن دوست داشتن ها ، دوست داشتن داشتن ها می بینند و خود نمی دانند که دوست داشتنی که بی خدا باشد دشمن داشتن است و داشتنی که با خدا نباشد ، نداشتن است ؛ یا امثال این مفاهیم خوش رنگ و لعاب یک جای کارشان می لنگد ، یک شیئ مخفی را در تعاریفشان لحاظ نمی کنند شیئ مخفی که از همه ی آشکار ها آشکار تر است و او خداست . او حتّی منزّه و پاکتر از آنست که ما و من بخواهیم این پاکی و سبّوحیت را تعریف کنیم. سبّوح قدّوس ربّنا و ربّ الملائکة و الرّوح
ما پنجره های دلمان را بروی سعادت و اطمینان قلب می گشاییم نه بخت و شانسِ خوش و لذّت مقطعی بروی روشنایی علم باز می کنیم نه آنچه هنوز برایمان در تاریکی مرموز جهالت دست و پا می زند و همه ی اینها به هدایت الاهی است که ... اگر نباشد هیچ نیست جز گمراهی شیطان و نفس و همه ی اینها با وسیله ی حجت های الاهی در میان مردمان است ... که اگر نباشد جز عصاکشیِ کوری به وسیله ی کوری دیگر نیست. [color=#00BFFF] برای خدا بر مردم دو حجت موجود است ؛ حجتی ظاهری و حجّتی باطنی
قریب به مضمون روایت امام موسی کاظم - علیه السلام حجت ظاهری رسول و امام معصوم است و حجت باطنی عقل است ؛ حجت ظاهری بر حجت باطنی دلالت می کند و حجت باطنی بر حجت ظاهری دلالت می کند ..." خدایا ما را از بلاها و فتن آخر الزمان در امان دار یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلّب القلوب ثبّت قلبی علی دینک |
|||
|
|
۱۲:۲۹, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
لینک به خبر فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8910141377 |
|||
|
|
۱۹:۴۱, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۴/دی/۸۹ ۲۰:۰۵)The Arrival نوشته است: فکر کنم این تکلیف رو معلوم کنه دوستان اعضای عرفان حلقه توسل به ائمه(علیه السلام) رو مردود میدونند و میگن مگه خودت نمیتونی با خدا حرف بزنی که ائمه(علیه السلام) رو واسطه قرار میدی مگه اونی که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو نمیشناسه توی جنگل های افریقاست از این مسائل خبر نداره خدا ولش کرده چه گناهی کرده که امام حسین(علیه السلام) رو نمیشناسه .....خلاصه حرف هایی که میزنند شبیه که نه عین گفته های حضرات وهابی هست
|
|||
|
|
۸:۴۱, ۱۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
سلام
خوش حالم که توی جمع شما هستم. چرا با این آقا تا حالا برخوردی نشده .منظورم از طرف قوه قضائیه هستش.یک فایل صوتی از این آقا گوش کردم که در رابطه با شیطان که می گفت : جملات طاهری: به شیطان گفتند یه جا گفتن جز بر من بر کسی سجده نکن . شیطان تنها موحد بارگاه الهی است یعنی تنها مخلوقی است که جز بر او بر هیچ چیزی دیگری سجده نکرده است یعنی یک امتیاز یعنی یه رکورد بی نظیری برای خودش داره .............یعنی تنها مخلوقی است که جز بر خدا بر هیچ چیز دیگری سجده نکرده .........یعنی به سمت من دون الله نرفته . درست شد یا نه ؟ بعد اونجا بهش گفتند جز بر من بر کسی سجده نکنی اونوقت اینجا گفتن .... واذقلنا للملائکه اسجدو لادم فسجدوا ...گفتن منو باید سجده بکنی همه سجده کردند این سجده نکرد بعد اینجا می گه منو اغوا کردی . قبلا به من گفتی که جز بر من بر کسی سجده نکنی منتها اینها در قالب مثال و داستان و این ماجراهاست ولی می رسونه که اینها طرح و نقشه و برنامست و نقشه الهی دیمی نیست بلکه بر اساس چیه بر اساس طرح و برنامست.... معلوم نیست که باید تا به کجا پیش بره.؟؟؟!!. در پناه خدا باشید. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









يا حسابي مواظب حركات بعديش باشيم
