|
بازگشت مردگان به دنیا - تصور شما از رجعت چگونه است؟!%
|
|
۲۲:۳۰, ۵/دی/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۰۲ ۱۵:۲۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام نظر به سوالات و اظهار نظر های مختلف کاربران در پست های مختلف تالار نسبت به مسئله رجعت و چگونگی آن، بر آن شدیم تا در این مقاله به تبیین مفهوم رجعت و چگونگی آن بپردازیم. امیدواریم کاربران گرامی توجه و دقت کافی در مباحث و نکات بسیار دقیق و ظریفی که در این مقاله مطرح شده، داشته باشند و مطالعه دقیق آن را مدنظر قرار دهند (مخصوصا قسمت دوم رنگی)، چراکه مقاله برگرفته از مباحث مفسر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبائی ره می باشد. بعد از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فوراً قیامت بر پا نمىشود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مىکنند. البته روایات در رابطه با مدت حکومت، مختلف است از پنج سال تا 309 سال ذکر شده است. این اختلاف شاید اشاره به دورانهاى مختلف حکومت آن حضرت باشد: علامه مجلسى مىگوید: بعضى از روایات بر جمیع مدت حکومت و بعضى بر زمان استقرار دولت، دلالت دارد. یکى از اعتقادات شیعه، مسئله رجعت است. رجعت در زمان ظهور و پس از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وقوع مىپیوندد. عقیده شیعه امامیه آن است که خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردمى از شیعیان آن حضرت را که قبلاً مرده بودند به دنیا برمىگرداند تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند. همچنین مردمى از دشمنان آن حضرت را نیز زنده مىگرداند تا از آنها انتقام گیرد. بر این اساس در دعاى عهد نیز مىخوانیم: قبل از ظهور حضرت مرا از قبر بیرون آور تا در رکاب حضرت باشم. از روایات استفاده مىشود که بعضى از امامان(علیهمالسلام)، مانند امام حسین(علیهالسلام) به دنیا برمىگردند. امام صادق(علیهالسلام) مىفرماید: «نخستین کسى که قبرش مىشکافد و زنده مىشود و به دنیا برمىگردد؛ حسین بن علی(علیهماالسلام) است و این رجعت عمومى نیست بلکه افراد خاصى به دنیا برمىگردند که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.» روایات زیادى درباره علایم قیامت داریم که اشراط الساعهاش مىگویند و این احادیث غیر از علایم ظهور امام عصر(علیهالسلام) است، چرا که بیشترین تأکید در علایم ظهور، بر حاکمیت ظلم و جور است ولى در علایم قیامت بر فساد و بى بند و بارىهاى اخلاقى و علنى شدن مسایل جنسى در برابر چشم مردم است. در هر صورت ممکن است این وضعیت میلیونها سال طول بکشد تا قیامت بر پا گردد. عیاشى در تفسیر خود از جابر بن یزید جعفى روایت نموده که گفت شنیدم حضرت باقر(علیهالسلام) مىفرمود: به خدا قسم مردى از ما اهل بیت بعد از مرگش سیصد و نه سال سلطنت مىکند. عرض کردم: این در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: بعد از مرگ قائم است. عرض کردم: حضرت قائم در عالم خود چقدر باقى مىماند؟ فرمود: نوزده سال از موقع قیام تا هنگام مرگش. در قرآن به رجعت به معناى رجوع كسى به اين دنيا در موارد زيادى اشاره شده است . اينك به برخى از نمونه هاى آن اشاره مى كنيم : عرض کردم: آیا بعد از مرگ قائم هرج و مرج مىشود؟ فرمود: آرى پنجاه سال. آنگاه امام منتصر به دنیا باز مىگردد براى خونخواهى خود و یارانش. وى بى دینها را به قتل مىرساند و به اسارت مىبرد. پس از ایشان امام سفاح به دنیا بر مىگردد پس تمام دشمنان ستمگر ما را مىکشد و تمام زمین را مالک مىشود و خداوند کار او را اصلاح مىگرداند و سیصد و نه سال سلطنت مىکند. آنگاه امام فرمود: اى جابر مىدانى امام منتصر و سفاح کیست؟ منتصر حسین(علیهالسلام) و سفاح، امیرالمؤمنین(علیهالسلام) است. آيا قرآن به رجعت كسانى به اين دنيا اشاره نموده است ؟ 1- خداوند متعال مى فرمايد: الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوفا حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ؛ (( آيا نديديد كسانى را كه از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند كه هزاران تن بودند ، خداوند فرمود: بميريد ، همه مردند ، سپس آنان را زنده كرد. )) آيه اشاره به زنده شدن هفتاد هزار خانوار دارد كه بر اثر طاعون از دنيا رفته بودند. 2- خداوند مى فرمايد: فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحيى الله الموتى و يريكم آياته لعلكم تعقلون ؛ (( پس دستور داديم كه پاره اى از اعضاى آن گاو را بر بدن كشته بزنيد تا ببينيد كه خداوند اين گونه مردگان را زنده خواهد نمود و قدرت كامل خويش را آشكار خواهد ساخت شايد شما به خرد درآييد )) . آيه مربوط به كشته بنى اسرائيل است كه به قدرت خداوند زنده شد. 3- خداوند مى فرمايد: و اذ قلتم يا موسى لن نؤ من لك حتى نرى الله جهرة فاخذتكم الصاعقه و انتم تنظرون * ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون ؛ (( و به بياد آريد وقتى را كه گفتيد: اى موسى ما به تو ايمان نمى آوريم مگر آنكه خدا را آشكارا ببينيم پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را به چشم خود مشاهده كرديد. سپس شما را بعد از مرگ برانگيختيم باشد كه خدا را شكر گزاريد )) . آيه مربوط به برخى از قوم حضرت موسى عليه السلام است كه تقاضاى رويت خدا را به چشم را كردند كه اين خواسته سبب نزول عذاب و مرگ آنان شد ولى خداوند بار ديگر آنها را زنده كرد. 4- و نيز مى فرمايد: او كالذى مر على قرية و هى خاوية على عروش ها قال انى يحيى هذه الله بعد موتها فاماته الله مائة عام ثم بعثه ؛ (( يا به مانند آن كسى كه به دهكده اى گذر كرد كه خراب و ويران شده بود ، گفت : به حيرتم كه خداوند چگونه اين مردگان را دوباره زنده خواهد كرد. پس خداوند او را صد سال ميراند و سپس زنده اش كرد )) . آيه مربوط به يكى از انبياى الهى است كه پس از صد سال دوباره زنده شد. 5- خداوند از حضرت عيسى حكايت كرده كه فرمود:: و احيى الموتى باذن الله ؛ (( من مرده را به اذن خدا زنده مى كنم )) . طبرى مى گويد: (( حضرت عيسى عليه السلام مردگان را به دعايش زنده مى كرد )) . مطابق روايات نبوى كه هر آنچه در امت هاى پيشين اتفاق افتاده در اين امت نيز واقع خواهد شد مساءله رجوع به دنيا بعد از مرگ در اين امت نيز امرى واقع شدنى است رواياتى كه رجعت را اثبات مى كند هر چند آحاد آن با يكديگر اختلاف دارند، الا اينكه با همه كثرتش (متجاوز از پانصد حديث است ) در يك جهت اتحاد دارند، و آن يك جهت اين است كه سير نظام دنيوى متوجه به سوى روزى است كه در آن روز آيات خدا به تمام معناى ظهور ظاهر مى شود، روزى كه در آن روز ديگر خداى سبحان نافرمانى نمى شود، بلكه به خلوص عبادت مى شود، عبادتى كه مشوب و آميخته با هواى نفس نيست ، عبادتى كه شيطان و اغوايش هيچ سهمى در آن ندارد، روزى كه بعضى از اموات كه در خوبى و يا بدى برجسته بودند، يا ولى خدا بودند، و يا دشمن خدا، دوباره به دنيا بر مى گردند تا ميان حق و باطل حكم شود. و اين معنا به ما مى فهماند روز رجعت خود يكى از مراتب روز قيامت است ، هر چند كه از نظر ظهور به روز قيامت نمى رسد، چون در روز رجعت باز شر و فساد تا اندازه اى امكان دارد، به خلاف روز قيامت كه ديگر اثرى از شر و فساد نمى ماند و باز بهمين جهت روز ظهور مهدى (عليه السلام ) هم معلق به روز رجعت شده است چون در آن روز هم حق به تمام معنا ظاهر مى شود، هر چند كه باز ظهور حق در آن روز كمتر از ظهور در روز رجعت است . و از ائمه اهل بيت (عليه السلام ) نيز روايت شده كه فرموده اند ايام خدا سه روز است ، روز ظهور مهدى (عليه السلام ) و روز برگشت ، و روز قيامت ، و در بعضى از روايات آمده : ايام خدا سه روز است ، روز مرگ و روز برگشت و روز قيامت . و اين معنا يعنى اتحاد اين سه روز بر حسب حقيقت ، و اختلاف آنها از نظر مراتب ظهور باعث شده كه در تفسير ائمه عليه السلام بعضى آيات گاهى به روز قيامت ، و گاهى به روز رجعت ، و گاهى به روز ظهور مهدى تفسير شود، و در سابق هم گذشت كه گفتيم چنين روزى فى نفسه ممكن است ، بلكه واقع هم هست ، و منكر آن هيچ دليلى بر نفى آن ندارد. به نقل از تفسیر المیزان ذیل آیه شریفه «وقضى الامر و الى اللّه ترجع الامور» بقره 210 اما فلسفه رجعت چیست؟ بعد از ظهور امام زمان وقتی جهان پر از عدل شود، دیگر چه لزومی به رجعت و حکومت یک یک امامان (علیه السلام) است؟ 1ـ رجعت از عقاید معروف شیعه است، و مقصود از آن در فرهنگ شیعه، بازگشت گروهی امت اسلامی پس از ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قبل از بر پایی قیامت به دنیا است. 2ـ همان گونه که اشاره شد، در رجعت همه مردگان یا همة شیعیان به دنیا باز نمیگردند، بلکه عده ای مؤمنان خالص و کفار و طاغیان بسیار شرور به این جهان باز می گردند.[1] 3ـ بازگشت گروهی از صالحان و یا تبهکاران به این جهان امری شگفت آوری نیست، زیرا در امت های پیشین نیز گروهی پس از مرگ بار دیگر زنده شده و پس از مدتی برای بار دوم در گذشته اند،[2] مانند زنده شدن عزیر پس از صد سال،[3] و موارد دیگری که قرآن مجید از آنها خبر داده است.[4] 4ـ در رجعت، بازگشت کنندگان به امر پروردگار عالَم زنده می شوند، هم چنان که در قیامت همگان به امر و قدرت ذات اقدس الله زنده می گردند. اگر تعدادی به دست حضرت عیسی(علیه السلام) زنده شده اند، آن هم به اذن الهی و قدرت خدادادی بوده است. قرآن میفرماید:"(به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت:یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم... و هنگامی که به اذن و فرمان من مردگان را زنده می کردی".[5] بنابراین چنانچه رجعت به دعای امام زمان(علیه السلام) صورت گیرد؛ باز به قدرت خدا انجام گرفته است؛ پس لازم نیست حتماً پیامبر باشد، بلکه به وسیلة حجت الهی و به اذن خدا نیز میتوان صورت گیرد. 5ـ پس از اعتقاد به رجعت که از عقاید شیعه است، ممکن است از تفاصیل و علت واقعی آن آگاهی نداشته باشیم، و این هیچ گونه اشکال و سستی در عقیدة ما ایجاد نمیکند. مثل این که به وجود ملائکه ایمان داریم، چون قرآن از آن خبر داده، ولی تعدادشان چقدر است، نحوة زندگی شان چگونه است و کارهایشان به طور تفصیل چگونه است، اطلاع دقیق نداریم. 6ـ ممکن است علت واقعی رجعت برای ما روشن نباشد، ولی با توجه به روایات رجعت، چنین به نظر میرسد که بازگشت دو گروه از مؤمنان و کافران به زندگی دنیا، به منظور تکمیل یک حلقة تکاملی گروه اوّل "مؤمنان" و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم "کافران" است. به تعبیر دیگر:گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود رو به رو شده اند و تکامل آنها ناتمام مانده است، حکمت الهی ایجاب میکند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجرّد به این جهان ادامه دهند؛ شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند؛ و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات است. به عکس گروهی از منافقان و کافران جبار سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آن چه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود، و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.[6] انسان معتقد به حکمت و عدل الهی، همان گونه که معتقد است باطن این عالم پاک و بر اساس عدالت و درستی بنیان شده، معتقد است روزی فرا میرسد که ظاهر تمام این عالم همانند باطن میشود و همان گونه که باطن آن بر اساس عدل در جریان است، ظاهر آن نیز این گونه میشود و برای تحقق چنین امری، کسانی که مصداق تمام و کمال ظلم و عدل بوده اند، برانگیخته میشوند تا حقیقت این عالم نمایانده شود. اگر ظالمان این دنیا را با کامیابی سپری کرده اند، گمان نرود که واقعاً پایان آنها همین گونه است زیرا می دانیم که قیامت، چیزی جز ظهور و تجسم این عالم نیست، پس باید سرانجام دنیای ظالمان و کافرانی که با کامیابی سپری کرده اند مانند معاویه، شکست و ذلت باشد، تا در قیامت، ذلت به صورت واقعی آشکار شود. به عبارت دیگر: همان گونه که برای مؤمنان باید مسیر تکاملی آنها که با موانعی در دنیا رو به رو بوده اند، برداشته شود تا این مسیر به پایان خود و سیر تکاملی صعودی برسد، کافران خالص و ظالمان نیز باید به نهایت مسیر تکاملی نزولی خود برسند و حکومت و قدرتی که باعث شده که نهایت سیر نزولی آشکار نشود، آشکار شود و در قیامت طبق همین عذاب، یا نعمت الهی هویدا شود. باید توجه داشت هنوز کسانی مانند معاویه و غاصبان ولایت به عنوان انسان های درستکار نزد بسیاری از مسلمانان شناخته میشوند. البته این نکته که بیان شده، به عقل و دانش ما رسیده، امکان دارد مسایلی در فلسفه و علت آن بیان شده که دست نیافته ایم، یا بسیاری از مسایل طرح شود که اصولاً فلسفه آن بیان نشده و یا عقل ما نتواند به علت واقعی آنها دست یابد، امام آنها را به حکم عقل و منطق قبول میکنیم چون از جایگاه خطا ناپذیر الهی صادر شده است. این مسئله در پایان توضیح داده میشود. 7ـ برای رجعت چندین دلیل ذکر شده، حتی مرحوم شیخ حرعاملی در کتاب شریف "الایقاظ من الهجعه" دوازده دلیل بیان نموده است. در این جا به دو دلیل اکتفا میکنیم: الف) اجماع امامیه (شیعه). مرحوم سید مرتضی که از بزرگان شیعه است میگوید:"خدا بعد از ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) گروهی از کسانی را که قبلاً از دنیا رفته اند، به این جهان باز می گرداند. دلیل بر صحت این عقیده آن است که هیچ عاقلی نمی تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند، چرا که مسئلة محالی نیست. دلیل بر اثبات این عقیده، اجماع امامیه است، زیرا احدی از آنها با این عقیده (رجعت) مخالفت نکرده است". البته گروهی از علمای شیعه رجعت را به این معنا قبول نداشته و رجعت را به معنای حکومت و دولت حضرت مهدی (علیه السلام) تفسیر کرده اند. ب) روایات. احادیث از ائمه اطهار(علیه السلام) در مورد رجعت فراوان است و به حد تواتر رسیده تا جایی که مرحوم علامه مجلسی میفرماید:"چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار ائمة اهل بیت(علیه السلام) ایمان داشته باشد و روایات متواتر رجعت را نپذیرد؟احادیث صریحی که شمار آن به حدود دویست حدیث میرسد که چهل و چند نفر از روایات موثّق، و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آورده اند".[8] از امام صادق(علیه السلام) معنای آیه "و یوم نحشرِ من کلّ أمة فوجاً؛ روزی که از هر امتی، گروهی را زنده میکنیم".[9] سؤال شد، فرمود:مردم چه میگویند؟مسائل گفت:مردم میگویند:آن روز قیامت است. حضرت فرمود: مگر در قیامت از هر امتی گروهی را زنده می کنند و بقیه را زنده نمی کنند؟خیر (مردم اشتباه می کنند) این آیه مربوط به رجعت است (نه قیامت، زیرا در قیامت همه محشور میشوند، نه عده ای، در صورتی که این آیه از زنده شدن گروهی سخن میگوید).[10] مأمون (خلیفه دانشمند عباسی) به حضرت رضا(علیه السلام) عرض کرد:دربارة رجعت چه می فرمایید؟حضرت فرمود:رجعت درست است. بازگشت بعضی از مردگان در امت های پیشین سابقه داشته و قرآن شاهد آن است، و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود:"آن چه در امت های گذشته بوده، در امت من نیز خواهد بود".[11] یادآوری: همان گونه که نیافتن چیزی دلیل بر نبودن آن نیست، نفهمیدن مطلبی هم دلیل بر درست نبودن آن نمیباشد. مطالب علمی بسیاری هست که ما نمی فهمیم، ولی نفهمیدن دلیل نمی شود که آن مطلب صحیح نباشد. در اعتقادات شرعی هم همین طور است، مثلاً فلسفة مسح در وضو ممکن است برای ما روشن نباشد. این نشانه آن نیست که مسح سر یا پا علت ندارد. نیز باید توجه داشت که اگر مسئله ای برای ما حل نشد، به این معنی نیست که عقیدة ما با قرآن یا سایر عقاید در تضاد است، زیرا می گوییم چون قرآن یا معصوم از این مسئله خبر داده می پذیریم، اگر چه برا ی ما هنوز فلسفة آن حل نشده باشد، زیرا معتقدیم آن چه خدا یا پیامبر و امام از آن خبر داده باشند، مسلّماً درست است، چون از مقام خطا ناپذیری صادر شده است، اگر چه کیفیت مسئله و فلسفه و اهداف آنها را درک نکنیم. مسئلة رجعت چیزی است که در امت های گذشته واقع شده و قرآن به صراحت از آنها خبر داده است، و بنا به روایات شیعه، در امت اسلام هم واقع خواهد شد. این نه چیز محالی است که انسان را گیج کند و نه عدم اطلاع از جزئیات آن مسئله ای است که ایجاد خلل در عقیدة ما کند، که خیال کنیم عقیدة ما در تضاد با قرآن است. پس مسئلة رجعت امری است ممکن و نفهمیدن فلسفة آن مشکلی در عقیدة ما ایجاد نمی کند. مانند بعضی از امور دیگر که از فلسفة آنها آگاهی نداریم، اما چون از منبع خطا ناپذیر آمده، به حکم عقل می پذیریم. مثلاً ابن سینا در کتاب شفا میگوید:اگر چه من با عقل خود نمی توانم معاد جسمانی را ثابت کنم، اما چون خبر دهنده صادقی (پیامبر اسلام) از آن خبر داده، می پذیرم (و این مسئله منطقی و عقلانی است). بسیار مهم (دقت بسیار): ظهور، رجعت و قیامت سه مرتبه از بروز و تجلی حقیقت است
امیدوارم استفاده کرده باشید التماس دعای ظهور پی نوشت ها : [1]تفسیر نمونه، ج 15، ص 555. [2]جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص 241، ص 129. [3]بقره (2) آیة 259. [4]بقره (2) آیة 55 و 56 و 72 و 73 و 243؛ آل عمران (3) آیة 49. [5]مائده (5) آیة 110. [6]تفسیر نمونه، ج 15، ص 559. [7]شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) سفینه البحار، ج 1، ص 511، مادهرجع. [8]بحارالانوار، ج 53. [9]نمل (27) آیة83. [10]مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 5، ص 632 (ماده:رجعت). [11]مهدی موعود (ترجمة ج 51 تا ج 53 بحارالانور، ص 1200). |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۲۲, ۱۰/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۱ ۱۵:۳۵ توسط saloomeh.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۱۰/آبان/۹۱ ۱۵:۰۹)آشفته نوشته است: رجعت امامان رو خیر. حداقل برای حکومت خیر. رجعت در لغت به معني بازگشت است و در فرهنگ ديني مقصود از آن عبارتست از بازگشت حجّتهاي الهي و امامان معصوم علیهم السلام و گروهي از مومنان خالص و کفار و منافقان به عالم دنيا يعني ايشان به امر خداوند بار ديگر زنده ميشوند و به دنيا برمي گردند و اين دورنمايي از رستاخيز است که پيش از قيامت در همين عالم اتفاق ميافتد. چرا رجعت ؟؟؟؟؟؟؟ درست است که جايگاه اصلي براي پاداش و کيفر انسانها، عالم آخرت است ولي خداوند اراده فرموده است که بخشي از اجر و کيفر آنها را در همين دنيا عملي کند. هدف ديگر از رجعت برخورداري مومنان از سعادت ياري حضرت ولي عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بيان گرديده. اين مهم در ضمن دعاها و نيز بيانات بعضي از علما مطرح شده است. مرحوم سيد مرتضي (متوفي436 ق) گفته است: همانا خداوند هنگام ظهور حضرت مهدي علیه السلام گروهي از شيعيان آن حضرت را که قبلاً از دنيا رفته اند برمي گرداند تا به ثواب ياري آن حضرت نائل شوند....[2] و در زيارت امام عصر در سرداب مقدس سامراء آمده است:مولاي، فان ادرکني الموت قبل ظهورک فانّي اتوسّل بک و با بائک الطاهرين الي الله تعالي و اسئله ان يصلي علي محمد و آل محمد و ان يجعل لي کرّۀ في ظهورک و رجعۀ في ايامک لابلغ من طاعتک مرادي و اشفي من اعدائک فوأدي.[3] از نمونههاي بسيار روشن رجعت و بازگشت به دنيا در قران کریم جريان عزير است. او سپس از اين که صد سال مرده بود، به ارادۀ الهي زنده شده و به دنيا بازگشت و ساليان زيادي زندگي کرد. خداوند در آيه 56 سوره بقره فرموده است: (ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون)؛ آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم تا شايد سپاسگزار باشد. [4] [2].رسائل، ج1، ص 125 [3].مفاتیح الجنان: آداب سرداب مقدس ، زیارت دوم صاحب الأمر علیه السلام [4] بقره، 259.
|
|||
|
|
۱۶:۱۶, ۱۰/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۱ ۱۶:۴۸ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
دوست گرامی از ابتدای بشریت قرار بود ظلمی بر زمین حاکم نباشه ، اما چون ما جبر مطلق در امور دنیا نداریم پس سیر تاریخ با ید به گونه ای که خود بشر با اعمال و رفتار خودش درست میکرد ، پیش میرفت.
علت رجعت انبیا و اولیا و امام برای این هست که اون حکومتی که از ابتدا باید سیر خودش رو طی میکرد رو طی کنه. یعنی اون حکومت الهی یک بار هم که شده در جهان منتشر بشه. در زیر برای شما میگم که تنها ائمه برنمیگردند بلکه دیگر کسانی هم هستند امام صادق(علیه السلام) در این رابطه میفرماید: (رجعت همگانی نیست، بلکه اختصاصی است، تنها کسانی رجعت میکنند که مؤمن خالص باشند، یا مشرک خالص.)(رجعت - از دیدگاه عقل - قران وحدیث - حسن طارمی - چاپ 1365 ش.ق.) حال به طور خلاصه، با تحثیث و تفصص در روایات و کتب مربوطه فقط اسامی بعضی از کسانی که در رجعت برمیگردند در اینجا ذکر میشود (بدلیل طولانی شدن نوشتار): 1- محسن بن علی(علیه السلام) و [b]قاتل او قنفذ. (دلائل الاماثه - ص 297 - به نقل از امام صادق(علیه السلام) ) 2- امام حسین(علیه السلام) و اصحابش و یزید و اصحابش. (بحار - ج 52 ص 314) 3- کلیه کسانی که به آلمحمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ظلم کردهاند. (دلایل الاماثه- ص 247) 4- پیامبران: طبق بعضی روایات در تفسیر آیه 81 سوره آلعمران، همه پیامبران در ایام رجعت باز میگردند که بعضاً در مورد بعضی از آنان در روایات خامثه اشاره شده است (مثل حضرت اسماعیل - عیسی - خضر - رسولاکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ) 5- ائمه اطهار(علیه السلام): طبق روایات همه ائمه اطهار(علیه السلام) بر میگردند و نسبت به بعضی روایات زیادی موجود است. (مثلاً امیرالمؤمنین(علیه السلام) - امام حسن(علیه السلام) - امام حسین(علیه السلام) ) 6- اصحاب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیه السلام): طبق روایات دو گروه از اصحاب در رجعت باز میگردند 1- ظالمین از آنها 2- صالحین از آنها مثل (سلمان - مقدار - جابر - ابودجانه انصاری - مالک اشتر - مفضل بن عمر - حمران بن اعینی و...) 7- موارد دیگر مثل: (مؤمن فرعون و یوشع بن نون و اصحاب کهف و...)[/b] بنا بر روایات شریفه، مؤمنی که قبل از اجل حتمی، کشته شده باشد، در زمان ظهور رجعت مینماید تا بقیه عمر اولش را درک نماید و به سعادت فایز گردد. مؤمنی نیز که به سعادت شهادت در راه خدا نرسیده و مرده باشد، باز میگردد تا به فیض شهادت که مورد آرزویش بوده، برسد.آیت الله دستغیب، هشتاد و دو پرسش، ص 125. حال ایا دیگر معصومین به حالت طبیعی از دنیا رفته اند؟خیر ! با توجه به اینکه حضرت رسول هم فرموده اند که :هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید میشود.( بصائر الدرجات ص۱۴۸و بحارالانوار ج۱۷ص۴۰۵و ج۴۰ص۱۳۹) و همچنین فرمودند: هیچ کس از ما(اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود.( کفایه الاثر-خراز قمی ص ۱۶۲ و وسائل الشیعه ج۱۴ص۲ و بحارالانوار ج۴۵ص۱ و من لایحضره الفقیه ج۴ص۱۷) حال به این هم دقت کنید که : بعد از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) فوراً قیامت بر پا نمىشود بلکه حضرت مدتى را در روى زمین حکومت مىکنند. البته روایات در رابطه با مدت حکومت، مختلف است از پنج سال تا 309 سال ذکر شده است. این اختلاف شاید اشاره به دورانهاى مختلف حکومت آن حضرت باشد: علامه مجلسى مىگوید: بعضى از روایات بر جمیع مدت حکومت و بعضى بر زمان استقرار دولت، دلالت دارد. یکى از اعتقادات شیعه، مسئله رجعت است. رجعت در زمان ظهور و پس از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به وقوع مىپیوندد. عقیده شیعه امامیه آن است که خداوند متعال در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردمى از شیعیان آن حضرت را که قبلاً مرده بودند به دنیا برمىگرداند تا به ثواب یارى او و مساعدت وى و مشاهده دولت آن حضرت فائز گردند. همچنین مردمى از دشمنان آن حضرت را نیز زنده مىگرداند تا از آنها انتقام گیرد. بر این اساس در دعاى عهد نیز مىخوانیم: قبل از ظهور حضرت مرا از قبر بیرون آور تا در رکاب حضرت باشم. از روایات استفاده مىشود که بعضى از امامان(علیهمالسلام)، مانند امام حسین(علیهالسلام) به دنیا برمىگردند. امام صادق(علیهالسلام) مىفرماید: «نخستین کسى که قبرش مىشکافد و زنده مىشود و به دنیا برمىگردد؛ حسین بن علی(علیهماالسلام) است و این رجعت عمومى نیست بلکه افراد خاصى به دنیا برمىگردند که یا مؤمن خالص و یا مشرک محض باشند.» پس از حکومت سیصد ساله و بیشتر مفاهیم دینى توسط معصومان، مجدداً اوضاع دگرگون شده، حکومتهاى دینى و غیر دینى رخ مىنمایند. جباران زمام امر را به دست مىگیرند، حکومتهاى دینى از بین مىروند و با گذشت زمان، ارزشهاى اخلاقى و انسانى از میان مىرود و فساد و بى بند و بارى سطح جهان را فرا مىگیرد. روایات زیادى درباره علایم قیامت داریم که اشراط الساعهاش مىگویند و این احادیث غیر از علایم ظهور امام عصر(علیهالسلام) است، چرا که بیشترین تأکید در علایم ظهور، بر حاکمیت ظلم و جور است ولى در علایم قیامت بر فساد و بى بند و بارىهاى اخلاقى و علنى شدن مسایل جنسى در برابر چشم مردم است. در هر صورت ممکن است این وضعیت میلیونها سال طول بکشد تا قیامت بر پا گردد. عیاشى در تفسیر خود از جابر بن یزید جعفى روایت نموده که گفت شنیدم حضرت باقر(علیهالسلام) مىفرمود: به خدا قسم مردى از ما اهل بیت بعد از مرگش سیصد و نه سال سلطنت مىکند. عرض کردم: این در چه زمانى خواهد بود؟ فرمود: بعد از مرگ قائم است. عرض کردم: حضرت قائم در عالم خود چقدر باقى مىماند؟ فرمود: نوزده سال از موقع قیام تا هنگام مرگش. عرض کردم: آیا بعد از مرگ قائم هرج و مرج مىشود؟ فرمود: آرى پنجاه سال. آنگاه امام منتصر به دنیا باز مىگردد براى خونخواهى خود و یارانش. وى بى دینها را به قتل مىرساند و به اسارت مىبرد. پس از ایشان امام سفاح به دنیا بر مىگردد پس تمام دشمنان ستمگر ما را مىکشد و تمام زمین را مالک مىشود و خداوند کار او را اصلاح مىگرداند و سیصد و نه سال سلطنت مىکند. آنگاه امام فرمود: اى جابر مىدانى امام منتصر و سفاح کیست؟ منتصر حسین(علیهالسلام) و سفاح، امیرالمؤمنین(علیهالسلام) است. |
|||
|
|
۲۰:۳۷, ۱۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۰/آبان/۹۱ ۱۶:۱۶)mahdy30na نوشته است: دوست گرامی از ابتدای بشریت قرار بود ظلمی بر زمین حاکم نباشه ، اما چون ما جبر مطلق در امور دنیا نداریم پس سیر تاریخ با ید به گونه ای که خود بشر با اعمال و رفتار خودش درست میکرد ، پیش میرفت. سلام خب بالاخره یک دلیل پیدا شد. میشه یه سوال بپرسم؟؟؟ به هر حال من باید قانع شم!! حکومتی که از ابتدا باید سیر خودش رو طی میکرد هدفش چی بود؟؟ |
|||
|
۲۲:۵۰, ۱۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
هدف از خلقت چی بوده؟
هدف امام حسین از قیام چه بوده؟ هدف انبیا برای حکومت چه بود؟ پیامر اکرم چرا مبعوث شد؟ مگر این بود که خدا رو عبادت کنند ودستوراتی که بوده را اجرا و تحت فرامین او باشند؟ كارنامه همه انبياء و رسالت آنان نيز، دعوت مردم به پرستش خداوند بوده است: «و لقد بعثنا في كلّ امّة رسولاً أن اعبدوا اللّه و اجتنبوا الطّاغوت،نحل/36 » و ما در هر امتى رسولى برانگيختيم كه [بگويد]: خدا را بپرستيد و از طغيانگر دورى كنيد. قالَ امام حسین (علیه السلام): ای مردم! بندگان را نیافرید جز برای اینکه او را بشناسند٬ و چون او را شناختند بندگی اش کنند٬ و چون بندگی اش کنند با بندگی او از بندگی غیر او بی نیاز شوند. مردی عرض کرد : ای پسر رسول خدا پدر و مادرم فدایت٬ معرفت چیست؟ فرمود : اینکه مردم هر زمانی امام خود را اطاعت از او بر ایشان واجب است بشناسد [تا از این طریق٬ شناخت خداوند به طور صحیح و کامل میسر شود]. البحار۵/٣١٢ اللهم عرفني نفسک فانک ان لم تعرفني نفسک لم اعرف نبيک. اللّهم عرفني نبيک فانک ان لم تعرفني نبيک لم اعرف حجتک. [/b] [b]اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرّفني حجتک ضللت عن ديني؛ [/b] [b] کمال الدین، ج2، ص512 . پروردگارا! خود را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناساني، نميتوانم پيغمبرت را بشناسم. [/b] [b]پروردگارا! پيغمبرت را به من بشناسان که اگر پيغمبرت را به من نشناساني، نميتوانم حجت تو را بشناسم. [/b] [b]پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان، که اگر حجت خود را به من نشناساني، دين خود را از دست ميدهم، و گمراه خواهم شد".[align=RIGHT]لازم هست این رو یاد آور بشم که :[/b] [align=RIGHT] (۱۰/آبان/۹۱ ۱۵:۰۹)آشفته نوشته است: رجعت امامان رو خیر. حداقل برای حکومت خیر.علت اینکه گفتید چه نیازی هست که ائمه برگردند؟؟ چه چیزی هست؟ تا اینجا دلایل قرانی و روایی برای شما آورده شده حال شما پاسخ بدید که اگر کارهای خدا بی حکمت نیست پس چرا شما با رجعت امامان موافق نیستید؟مگر نمیگید حکمت داره تمام کارهای خدا؟ و سوالی دیگر مگر امام نمیتواند به یاری امام دیگر بیاید؟ این سخن را چگونه برداشت میکنید؟ [/b] امام صادق (علیه السلام): لَوْ أدْرَکْتُهُ لَخَدَمْتُهُ أیّامَ حَیاتِی. اگر او (امام زمان) را دریابم، تمام عمر به او خدمت میکنم. غیبت نعمانی، ص ۲۴۵ منتظر پاسخ شما هستم
|
|||
|
|
۲:۲۷, ۱۱/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آبان/۹۱ ۲:۴۲ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
|
۱۰:۵۹, ۱۱/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آبان/۹۱ ۱۱:۰۳ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
(۱۰/آبان/۹۱ ۲۲:۵۰)mahdy30na نوشته است: هدف از خلقت چی بوده؟ |
|||
|
۱۲:۳۷, ۱۱/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/آبان/۹۱ ۱۴:۴۱ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۱۱/آبان/۹۱ ۱۰:۵۹)آشفته نوشته است: مدرک زیاد است. سلام به جويندگان حق حالا كه مدارك دليل نمي شه باشه منم قبول دارم بايد دليل آورد خوب شما لطف كنيد برام دليل بياوريد تا منم برات دليل بياورم من ميگم خدا وجود نداره دليل بيار كه خدا وجود داره ؟ من مي گم دنيارو خدا خلق نكرد اگه قبول داري كه هيچ وگرنه برام دليل بيار من ميگم خليفه دوم مشروب خور بود اگه قبول داري كه هيچ وگرنه برام دليل بيار من ميگم خليفه اول كافر بود اگه قبول داري كه هيچ اگر نداري دليل بيار من مي گم پرستو الكي آفريده شده اگر نه دليل بيار و هزاران سوال ديگر كه دليلش را حتماً شما ميدونيد [b]منتظر دلايل منطقي شما بزرگوار هستم موفق باشيد يا اميرالمومنين عليه السلام |
|||
|
|
۱۴:۳۲, ۱۱/آبان/۹۱
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
همکار محتر شما بگو که وقتی حضرت حجت وفات میفرمایند ، په کسی باید ایشان را غسل کند؟ مگر نه اینکه امام باید امام را غسل و تدفین کند؟
حال بعد از وفات ایشان ایا دوباره دنیا به حال خود واگذاشته میشود؟ یا اینکه این حکومت ادامه دهنده راه حکومت مهدوی هست؟ با توجه به این حال شما با میگویید که چرا امام باید حکومت کند؟ ایا موافق هستید دوباره حکومت بعد از رسول اکرم مجددا دور پیدا کند؟ درباب دلیل خواستن هم شما دلیل بیاوردید که اصلا چرا باید اصلا رجعت باشد؟ و اگر قرار هست با شهادت حضرت صاحب الامر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دنیا به پایان برسد و یا ادامه بیابد حکومت چه حکومتی و حاکم ان چه کسی خواهد بود؟ تنها دلیل بیاورید - انهم بدون استناد به هیچ منبعی حتی قران و تاریخ- |
|||
|
|
۹:۰۱, ۱۲/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آبان/۹۱ ۹:۰۹ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۱۱/آبان/۹۱ ۱۲:۳۷)aboutorab نوشته است: سلام به جويندگان حق سلام به شما دوست عزیز. خدارا شکر که شما قبول داری باید دلیل آورد. اما یک نکته را یادآور شوم: فقط کارهای خدا بی دلیل نیست و برای کسب معرفت «باید» دنبال دلایلش رفت. اما کارهای مخلوقات خدا مانند خلیفه دوم (که شما مثلا میگی مشروب میخورد) نباید دلیل داشته باشد. چون نه ایشان حکیم بود که کارهایش باحکمت باشد نه معصوم بود که اصلا کارهایش صحیح باشد. پس فقط و فقط باید دنبال دلیل در کارهای خداوند (عزوجل) گشت و در ادامه در کارهای پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و معصومین (علیه السلام). آن هم نه برای زیر سوال بردن ایشان، بلکه برای کسب معرفت و آموختن از ایشان. لازم است بدونید من وجود خدا رو با دلیل قبول کردم. و خلق دنیا رو و چندتا از این قبیل. اما هزاران سوال دیگرتان و پرستو و ... را شوخی تلقی میکنم. میدانید که مسائل عظیمی هم چون خلقت و رجعت و ... با خلق یک موجود قابل قیاس نیست. البته بی شک برای خلق پرستو هم نیازهایی بوده و مطمئن باشید پرستو را، وچه میگویم، کوچکترین عضو نظام هستی را نمیتوانید حذف کنید. چون برای بودنش دلیل دارد. اگر اجازه بدهید بحث رجعت که به پایان رسید برایتان وجود خدا و خلقت را هم با دلایل عقلی اثبات میکنم. فعلا از بحث خارج نشویم . یاعلی. (۱۱/آبان/۹۱ ۱۴:۳۲)mahdy30na نوشته است: همکار محتر شما بگو که وقتی حضرت حجت وفات میفرمایند ، په کسی باید ایشان را غسل کند؟ مگر نه اینکه امام باید امام را غسل و تدفین کند؟ خب فرض کنیم (فقط فرض) رجعت به معنی که شما میگید بشه. و دوباره ائمه برگردند و از امام علی (یا هر کس که شما باور دارید) دوباره حکومتشان شروع شود. و بعد به امام حسن عسکری (یا شاید خود حضرت مهدی- نمیدانم.) ختم شود. آن وقت این آخرین امام را چه کسی غسل و تدفین میکند؟؟؟ لطفا سوال به سوال جواب بدهید. خب هر کسی که آمد و این آخرین حاکم در فرض شما را بعد از وفات غسل داد و تدفین کرد همان هم میتواند قبل از حکومت ائمه (بعد از امام زمان) ایشان را غسل دهد و تدفین نماید. من بر این باورم که بعد از وفات ایشان قیامت برپا میشود. چون سیر تاریخی اینست. و بعد از ایشان دنیایی نیست که به حال خود واگذاشته شود. موافق نیستم. از اول هم همین را گفتم. رجعت باشد؟؟ من دلیل بیاورم؟؟ من که مخالفم با این. برای مخالفتم هم که دلیل آوردم. اگر قرار باشد بپذیریم که مردگان زنده میشوند فقط و فقط یک دلیل خواهد داشت: ان هم یاری دادن به امام زمان. همچون کاری که عیسی بن مریم انجام میدهد. بعد از امام هم که دنیا به پایان میرسد. حکومتی بعد از امام زمان جریان پیدا نخواهد کرد. همین. والسلام. |
|||
|
۱۲:۱۰, ۱۲/آبان/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آبان/۹۱ ۱۳:۲۴ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
[quote='آشفته' pid='157762' dateline='1351830676']
سلام به شما دوست عزیز. خدارا شکر که شما قبول داری باید دلیل آورد. اما یک نکته را یادآور شوم: فقط کارهای خدا بی دلیل نیست و برای کسب معرفت «باید» دنبال دلایلش رفت. پس فقط و فقط باید دنبال دلیل در کارهای خداوند (عزوجل) گشت و در ادامه در کارهای پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و معصومین (علیه السلام). آن هم نه برای زیر سوال بردن ایشان، بلکه برای کسب معرفت و آموختن از ایشان. لازم است بدونید من وجود خدا رو با دلیل قبول کردم. و خلق دنیا رو و چندتا از این قبیل. اگر اجازه بدهید بحث رجعت که به پایان رسید برایتان وجود خدا و خلقت را هم با دلایل عقلی اثبات میکنم. فعلا از بحث خارج نشویم . یاعلی. و عليكم السلام فرموديد كه وجود خدا را با دليل قبول كرديد و دنبال همه مسايل هستيد آنهم با دليل . جهت اطلاع خوردم مي پرسم . آيا اسرار و راز رموز خداوند از نظر شما معني ندارد ؟ آيا يك مخلوق قادراست به اسرار خداوند كه حتي كمي از اسرارش را به خلق بيان ننموده پي ببرد ؟ آيا بشر و يا مخلوق خداوند متعال قادر به درك و ظرفيت همه بار علوم خداوند را داراست ؟ و هزاران هزار سوال ديگر كه مي توان در ذهن كوچك خود آن را متصور شد. اما با توجه به فرمايش شما " آيا فكر نمي كنيد بحث رجعت يك مقوله اي بسيار بزرگ بوده و از اسرار خداوند باشد ؟ و خداوند قادر متعال خالق كل شيء برايش هر كاري ممكن و به من و ما نوعي هيچ ربطي ندارد كه بخواهيم دنبال دليل برايش بگرديم ؟ خوب است براي كسب معرفت تحقيق كرد و دنبال علوم معرفتي براي شناخت خداوند بود نه اينكه مداركي را كه علماي تراز اول و حتي احاديث ائمه معصومين عليهم السلام را رد كرد و خود با عقل ناقص به دنبال دليل گشت . و نكته آخر هم اين كه براي شناخت بيشتر خداوند بايد به منابع صحيح كه همان ثقلين هستند رجوع نمود و اين هم ممكن نيست جز با تمسك و توسل به اهلبيت عليهم السلام و هم اكنون به علماي اعلم و متخصصان علوم ديني و.... بحث كردن در مسايلي همچون رجعت و خدا و امثالهم كار من و شما نيست بهتر است به اهلش رجوع شود . امابحث و گفتگو درباره ديگر مخلوقات خداوند تبارك و تعالي حقير در حد وسع خود در خدمت تان هستم از خلفاي كافر گرفته تا صحابه پيمان شكن و مرتد بنويسيد تا همگان بدانند كه مولاي غريبمان در طول 25 سال چه كشيده اند . و بدين وسيله ان شاءالله گمراهاني كه بوسيله آنان گمراه شده اند به راه راست برگردند و عاقبت بخير شوند و هم اكنون كه آخرين خليفه خداوند يعني حضرت اباصالح المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در اوج غربت و مظلوميت قرار دارد من و شما وظيفه اي جز براي برطرف نمودن اين غربت و مظلوميت ندارم . كه حقير عاصي و ناتوان جز سرباري براي پدر مهربان حضرت اباصالح المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) كاري نكردم . عيد غدير مبارك موفق باشيد يا مهدي فاطمه (عجل الله تعالی فرجه الشریف) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چرا مردگان را به خاک میسپاریم ؟ | SAViOR | 2 | 2,430 |
۲۹/تیر/۹۲ ۱۳:۳۷ آخرین ارسال: SAViOR |
|









