کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: آیا اسلام را خود انتخاب کرده اید؟؟
سعی میکنم بشناسم و سپس انتخاب کنم
من مسلمانم و اسلام را میشناسم نیازی به انتخاب کردن نیست.
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تحلیل یا تقلید...
۱۰:۴۲, ۲۲/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۱ ۱۱:۱۳ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ما مسلمانیم؛ به عنوان یک مسلمان وظیفه داریم به احکام اسلام احترام بگذاریم و آنها را رعایت کنیم. واجبات را انجام بدهیم؛ از محرمات دوری گزینیم و مکروهات و مستحبات را در کارهای روزمره مان لحاظ کنیم.
پس "لا اکراه فی الدین" به چه معناست؟؟ مگر نه اینکه اکراه و اجباری در دین نیست؟؟
یادم است جایی توضیح این آیه را اینگونه شنیدم: اکراهی در "انتخاب" دین نیست. راه و بیراهه نمایان است، آزادی که دین خود را انتخاب کنی. اما وقتی انتخاب کردی دیگر باید مقید به آن باشی. برایم مثالی زد: رفتن به دانشگاه اجباری نیست، اما وقتی رفتی به دانشگاه قوانینش را بی چون و چرا باید بپذیری. قانون پذیری یعنی این.
راست است. وقتی دینت را انتخاب کردی و فهمیدی که اسلام برترین دین است باید بی چون و چرا احکامش را عمل کنی.
انشاءالله که دوستان تا اینجای بحثم موافقند
حال ما مسلمانیم. اما کی انتخاب کردیم دینمان را؟؟ دوران دبیرستان؟ ابتدایی؟ یکی از دوستان در جواب این سوالم گفت: وقتی که در نوزادی اذان در گوشمان گفتند!!! و واقعا هم درست است. ما مسلمانیم چون از بچگی مسلمان بودیم؛ چون پدرانمان مسلمان بودند. همانطور که اعراب بت می پرستیدند همچون پدرانشان. و این یعنی جهل.
آری اسلام برترین دین است اما ما از کجا به این نتیجه رسیدیم؟؟ جز شنیدن از پدرانمان؟؟ آیا این چیزی جز "مسلمان شناسنامه ای بودن" است؟واقعا کداممان نشستیم و اسلام را بررسی کردیم و با ادیان دیگر مقایسه کردیم و بعد به این نتیجه رسیدیم که آری اسلام برترین دین است؟؟ (روی سخنم با جمع دوستان است نه یکی دو نفر)
چندی پیش که این سوالات در ذهنم مطرح شد (ذهنی که دوست تر ميدارم آشفته بودنش را و بقیه به تمسخر میگیرند!!) تصمیم گرفتم اسلام را خود بشناسم و سپس انتخاب کنم. حال برای شناخت باید چه کنم؟؟ آیا باید همچون ابلهان دست روی دست بگذارم تا یک بسته قرص فرهنگی برایم پست شود و درونش محتوای اسلام شناسی باشد و روزی سه وعده بخورم تا اسلام را بشناسم!! یا نه باید خودم بیاندیشم!!
باید خود اسلام را بشناسم و انتخاب کنم. برای شناخت باید چه کرد؟ در کنار توکل به خدا و توسل به ائمه اطهار؛ باید حرکت هم کرد.
باید مطالعه کرد. جایی خواندم برای شناخت هر دینی باید اول خدایش را شناخت، بعد پیامبرش را، بعد روزگار ظهورش را، بعد اندیشه هایش و احکام و دستوراتش را، بعد تربیت شدگانش را (آن الگوها که به جامعه تحویل داده است)
کار خیلی سختی بود. باید اول خدای اسلام را شناخت و با خدای ادیان و مذاهب دیگر مقایسه کرد (مثل اهورا مزدا و ...) هم آنچنان که قبلتر گفتم میتوان از روی صفاتی که در قرآن آمده خدا را شناخت. با بررسی صفات و رفتار. تا آنجا که عقلت میکشد. برای شناخت پیامبر از رفتار و اعمال و سنتش کمک میگیریم. بعد باید تاریخ اسلام را خواند و بررسی کرد که در چه زمانی و در چه مکانی و در چه شرایطی چه دستوری داده و یا چه عکس العملی از خود نشان داده است. تربیت شدگان اسلام سلمان فارسی، ابوذر، بلال و ... اند. از طرفی میتوان ائمه را هم در نظر گرفت. باید همه اینها را شناخت.
پس باید سخت کوشید. اگر میخواهیم به نتیجه درست برسیم. اگر میخواهیم مسلمان شناسنامه ای نباشیم.
اصل قضیه را گفتم. چند مثال می آورم. و همه را به شناخت اسلام سفارش میکنم.
در اسلام طلاق جایز است اما در مسیحیت نه. (دلیلش چیست)
در اسلام تا چهارتا زن برای مرد جایز است.
(دلیلش چیست)
در اسلام استفاده از طلا برای مرد حرام است. (دلیلش چیست)
در اسلام هرکسی اجازه حکومت ندارد، خلیفه باید معصوم باشد (یکی از مشکلات جهان استبداد است و یعنی زورگو حاکم بوده و در اسلام این مشکل حل شده است) و در مسیحیت اصلا این مسئله مطرح نیست!
در اسلام عدالت اصل است (آنچنان که در جهان امروز تضاد طبقاتی بیداد میکند و ناشی از حاکم نبودن اسلام است)
در اسلام اعتقاد به منجی آخر الزمان داریم و میدانیم کیست و چگونه است و چه میکند اما در وهابیت و اهل تسنن و ... نداریم.
در اسلام نماز داریم
(دلیلش چیست) و در مسیحیت هفته ای یک بار اعتراف به گناه!
در اسلام روزه داریم
(دلیلش چیست) و ....
و اگر در پی یافتن حقایق و فلسفه و حکمت این احکام و اعتقادات باشیم میتوانیم ادعا کنیم که اسلام را شناخته ایم و:
دریافته ایم که اسلام دین برتر است و برای دنیا و آخرت کارآمد است (نه همچون مسیحیت که فقط به درد آخرت میخورد)
این یعنی : عاقلانه انتخاب کرده ایم؛ نه کورکورانه تقلید

[تصویر: 535243_10150922065611405_156713076404_12...8629_n.jpg]

... اللهم عجل لولیک الفرج ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد55 ، شهرام ، فاطمه خانم ، blue.blood ، ترنم ، mosafer ، Asma ، emj ، مجید املشی ، nafas

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۱:۰۹, ۲۹/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آبان/۹۱ ۲۱:۱۷ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #21
آواتار
(۲۹/آبان/۹۱ ۱۴:۴۲)فرهاد55 نوشته است:  خب بحثمون همینه. از کجا بفهمیم که یک مکتب درست است یا نادرست (و به قول شما شیطانی)؟
(البته بحث تاپیک در مورد تشخیص درستی یا نادرستی اسلام هست که یک حالت خاص از این بحثه)

مسئله دیگه اینه که ما تا به درستی یک مکتب پی نبریم، نمی تونیم از اعتقاداتش به صورت یقینی استفاده کنیم. مثلا در اسلام، اعتقاد بر این هست که مکاتب درست باید متکی بر "وحی" باشند. اما بعضی مکاتب دیگه "روشن بینی" رو مطرح می کنند.
به نظر من چه یک نفر ادعا کنه که بهش وحی رسیده، چه ادعا کنه که روشن بین شده، جای سوال هست که آیا راست میگه؟ آیا دروغ میگه؟ یا دچار توهم شده؟

در واقع تشخیص به این سادگی نیست.

دوست عزیزم سلام.
حق با توست، تشخیص ساده نیست. قرار هم نبوده که ساده باشد.
برای همینه که میگم باید به تاریخ و سرنوشت گذشتگان برگشت و آنها را مطالعه کرد.
با کمی مطالعه میبینیم که یک عده از پیامبران (که به این دسته میگویم پیامبران راستین) همه یک حرف را زده اند. همه باهم یکسان هستند. از نحوه زندگی بگیر تا پیروان و ... مهمتر از همه اینکه آموزه های همه باعث رستگاری مردم شده است. مانند ابراهیم و موسی و عیسی و محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ...
از طرفی عده ای هم هستند (که این عده را میگویم پیامبران دروغین) که حرفهایی «شبیه» به دیگر پیامبران میزنند اما باعث رستگاری که نشده اند هیچ، انحطاط عموم مردم را هم در پی دارند. مانند بهاء، شیخ محمد عبدالوهاب و اگر به قبلتر برویم مانی و مزدک و حتی زرتشت! و مثلا روحانیون دربار پهلوی و قاجار. که اکثرا توجه مردم را به زندگی پس از مرگ معطوف میکردند و عموم را در زندگی پیش از مرگ میچاپیدن!
اگر اینها را اندکی مطالعه کنی معیار حق و باطل به دستت می آید.
و السلام.

(۲۹/آبان/۹۱ ۱۷:۴۵)فاطمه خانم نوشته است:  خوب الان مبای تفکر ما اسلام هست .
آخرین و کاملترین دینی که از خداوند به دست بشریت رسیده . و ما به آن معتقد هستیم . دیگر صد بار که نباید بیاییم و آن را ثابت کنیم !
سلام.
ممنون که وقت میگذارید برای بحث. و ممنون بابت حضورتون.
ببینید فاطمه خانم سوال من همین بود که چه طور به آن معتقد شدید؟
البته دوستانی که هنوز معتقد نشده اند و میخواهند «بشناسند و سپس معتقد شوند» مدنظر هستند.
(۲۹/آبان/۹۱ ۱۷:۴۵)فاطمه خانم نوشته است:  روشن بینی !؟! Huhمنظورتون فرق انحرافی که نیست؟!

میخواهیم یاد بگیریم که تشخیص بدهیم چه راهی درست است و چه راهی انحرافی؟
مثلا میگم بهائیون از اول به شما نمیگن که میخوان تبلیغ بهائیت کنن.
اصول و عقایدشون رو برات میگن و اگه ندونی حق و باطل چیه قبول میکنی
و بدون اینکه خودت متوجه بشی میشی بهائی!! به همین راحتی.
برای اینکه بهائی نشیم باید بدونیم که اسلام ناب چیه و چی میگه و چرا میگه...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، mahdy_mir ، blue.blood ، فرهاد55
۱۱:۱۱, ۳۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۱ ۱۱:۲۲ توسط blue.blood.)
شماره ارسال: #22
آواتار
(۲۸/آبان/۹۱ ۲۳:۱۵)شهرام نوشته است:  
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


چه خوب گفت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):وقتی گروهی از کفار بعد از مدتی که دیدند همه ی مردم دارند مسلمان میشوند؛نزد پیامبر امدند و گفتند؛ای پیامبر ما مسلمان شدیم.
چیامبر در جواب گفت؛بگویید ما اسلام اوردیم نه اینکه مسلمان شده ایم!


البته این آیه ای هست که یه سری عرب میرن پیشه پیامبر میگن ما ایمان آوردیم ، پیامبر میگه نگید ایمان آوردیم ، بگید اسلام آوردیم ...
فقط خواستم تکمیل کنم حرف دوستمون رو .


(۲۹/آبان/۹۱ ۱۳:۳۳)فاطمه خانم نوشته است:  ببین برادر من
اگر پست بنده رو خونده باشید ، عرض کردم.
سبقت در دینداری یک ارزش هست .
از پدر و مادر مسلمان متولد شدن یک ارزش هست .
در زمان دینداران متولد یک ارزش هست .
ولی شناخت دین یک واجب هست . و از پدر و مادر مسلمان متولد شدن ، دلیل نمی شود که ما از شناخت دین خودمون باز بمونیم .

خیلی شرمنده ، ولی چیزی رو که شما ارزش میدونی من هیچ نکته ی مثبتی توش نمیبینم ... راستش من این ارزش ِ شما رو با ارزش بت پرستها که به دین ِ پدرانشون بودن یکی میبینم ... ما همه میدونیم اسلام کامل ترین دینه ، پس من این مسلمونی رو با یه یهودی یا مسیحی که به دین پدر مادرش هست یکی میدونم ... اون از سر عادت و نه تحقیق و تفکر یه سری کارا میکنن ، ماها یه سری کارها ... تازه من در انحرافات ِ دینی و مذهبی کاری ندارم ، من فقط احکام رو میگم ... یه سری کار از روی ِ عادت و بدون ِ دونستن ِ ماهیت و مفهومش ...
چیزی که شما یه ارزش میدونی واسه من در حد ِ بت پرست و یا مثلا گاو پرستی هست که به دین ِ والدینش ادامه میده ...
کسی که پدرش میلیاردر هست هیچ هنری نیست که اون پسر هم پولدار باشه ، کسی که به پول برسه هنر میکنه و ارزش مند هست .
کسی هم که به دین ِ پدر مادرش ِ هست هیچ کار ِ خاصی نکرده ، اونجا ارزش داره که خودش دینش رو انتخاب کنه ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، آشفته
۱۳:۵۳, ۳۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۱ ۱۳:۵۴ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #23
آواتار
(۳۰/آبان/۹۱ ۱۱:۱۱)blue.blood نوشته است:  خیلی شرمنده ، ولی چیزی رو که شما ارزش میدونی من هیچ نکته ی مثبتی توش نمیبینم ... راستش من این ارزش ِ شما رو با ارزش بت پرستها که به دین ِ پدرانشون بودن یکی میبینم ... چیزی که شما یه ارزش میدونی واسه من در حد ِ بت پرست و یا مثلا گاو پرستی هست که به دین ِ والدینش ادامه میده ...


خوب این نظر شخصی شما هست و ما باید ببینیم ائمه طاهرین و قرآن آیا برای این ارزش قائل هستند یا نه .
{شما یک سری مسائلی می فرمایید که شخصا به اون اعتقاد دارید . و برای من دلپذیر نیست که مدام دلیل نقض برای حرفهای شما بیاورم . ولی مطالبی که شما می فرمایید نظر شخصی هست و اعتبار ندارد و من مجبور هستم برای جلوگیری از انحراف ذهن مخاطب ، برای رد حرفهای شما دلیل منطقی بیاورم .بنده هیچ مشکلی با شما ندارم .}

یکی از فضائلی که برای امیرمومنان (روحی فداه ) برمی شمارند ، سبقت ایشان در ایمان آوردن به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هست .
همینطور ، در دعای عرفه، امام حسین (ع ) در باره مسلمانزاده بودن خودش از خداوند تشکر می کند . خوب طبیعتا تشکر به خاطر نعمت هست :

لِرَيْبِ الْمَنُونِ وَاخْتِلافِ الدُّهُورِ وَالسِّنينَ فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ
از حوادث زمانه و تغييرات روزگار و سالها و همچنان همواره از

صُلْبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ مِنَ الاَْيّامِ الْماضِيَةِ وَالْقُرُونِ الْخالِيَةِ لَمْ
صلبى به رحمى كوچ كردم در ايام قديم و گذشته و قرنهاى پيشين

تُخْرِجْنى لِرَاْفَتِكَ بى وَلُطْفِكَ لى وَاِحْسانِكَ اِلَىَّ فى دَوْلَةِ اَئِمَّةِ
و از روى مـهـر و راءفـتـى كه به من داشتى و احسانت نسبت به من مرا به جهان نياوردى در دوران حكومت پيشوايان


الْكُفْرِ الَّذينَ نَقَضُوا عَهْدَكَ وَكَذَّبُوا رُسُلَكَلكِنَّكَ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى
كـفـر آنـان كـه پـيـمان تو را شكستند و فرستادگانت را تكذيب كردند ولى در زمانى مرا بدنيا آوردى كه


سَبَقَلى مِنَ الْهُدَى الَّذى لَهُ يَسَّرْتَنى وَفيهِ اَنْشَاءْتَنى وَمِنْ قَبْلِ ذلِكَ
پـيـش از آن در علمت گذشته بود از هدايتى كه اسبابش را برايم مهيا فرمودى و در آن مرا نشو و نما دادى و پيش از
........
باز هم تاکید می کنم که از پدر و مادر مسلمان به دنیا آمدن و زندگی کردن در جامه مسلمین ، یک ارزش هست ولی
نباید باعث این بشود که ما دینمان را ناشناخته باقی بگذاریم .

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، مفقود الاثر ، آشفته ، blue.blood ، mahdy30na
۱۵:۳۲, ۳۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۱ ۱۵:۳۸ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #24
آواتار
(۳۰/آبان/۹۱ ۱۱:۱۱)blue.blood نوشته است:  


خیلی شرمنده ، ولی چیزی رو که شما ارزش میدونی من هیچ نکته ی مثبتی توش نمیبینم ... راستش من این ارزش ِ شما رو با ارزش بت پرستها که به دین ِ پدرانشون بودن یکی میبینم ... ما همه میدونیم اسلام کامل ترین دینه ، پس من این مسلمونی رو با یه یهودی یا مسیحی که به دین پدر مادرش هست یکی میدونم ... اون از سر عادت و نه تحقیق و تفکر یه سری کارا میکنن ، ماها یه سری کارها ... تازه من در انحرافات ِ دینی و مذهبی کاری ندارم ، من فقط احکام رو میگم ... یه سری کار از روی ِ عادت و بدون ِ دونستن ِ ماهیت و مفهومش ...
چیزی که شما یه ارزش میدونی واسه من در حد ِ بت پرست و یا مثلا گاو پرستی هست که به دین ِ والدینش ادامه میده ...
کسی که پدرش میلیاردر هست هیچ هنری نیست که اون پسر هم پولدار باشه ، کسی که به پول برسه هنر میکنه و ارزش مند هست .
کسی هم که به دین ِ پدر مادرش ِ هست هیچ کار ِ خاصی نکرده ، اونجا ارزش داره که خودش دینش رو انتخاب کنه ...

تا حدودی باهاتون موافقم. البته تا حدودی.
«در خانواده و جامعه مسلمون زندگی کردن» از طرفی شانس شناخت رو از ما میگیره. چون همه مسلمونیم و متاسفانه دیگه نیازی به شناخت اسلام احساس نمیکنیم و این میشه رکود و انحطاط. مث زبان فارسی که چون زبون مادری مونه جدی گرفته نمیشه و اگه به صورت یک درس اجباری در دبیرستان نباشه کمتر کسی سراغ یادگیریش میره.
از طرفی همین «در خانواده و جامعه مسلمون زندگی کردن» برای کسی که احساس نیاز میکنه، شانس بیشتری به همراه داره؛ چون به هر حال نسبت به مسیحی ها و یهودی ها و کلا غیر مسلمون ها منابع بیشتری از اسلام در اختیار داریم
مثلا ابراهیم. با اینکه تو جامعه بت پرست بود اما احساس نیاز کرد و سعی کرد دینش (بت پرستی) رو بشناسه و شناخت و راه درست رو پیدا کرد. به نظرت تو بیشتر بت پرستی رو میشناسی یا ابراهیم که در میان بت پرستان زندگی میکرد؟ یا تو بهتر اسلام را میشناسی یا آن گاوپرستی که در میان هندی ها زندگی میکند؟
منظورم اینه که محیط خیلی تاثیر داره. اما اصل اون احساس نیازی که تو شخص به وجود میاد.
و در این بین البته متاسفانه تاثیر اون قسمت اول (رکود و انحطاط) بیشتر از قسمت دومه (شانس بیشتر برای شناخت).

(۳۰/آبان/۹۱ ۱۳:۵۳)فاطمه خانم نوشته است:  خوب این نظر شخصی شما هست و ما باید ببینیم ائمه طاهرین و قرآن آیا برای این ارزش قائل هستند یا نه .
{شما یک سری مسائلی می فرمایید که شخصا به اون اعتقاد دارید . و برای من دلپذیر نیست که مدام دلیل نقض برای حرفهای شما بیاورم . ولی مطالبی که شما می فرمایید نظر شخصی هست و اعتبار ندارد و من مجبور هستم برای جلوگیری از انحراف ذهن مخاطب ، برای رد حرفهای شما دلیل منطقی بیاورم .بنده هیچ مشکلی با شما ندارم .}

باز هم تاکید می کنم که از پدر و مادر مسلمان به دنیا آمدن و زندگی کردن در جامه مسلمین ، یک ارزش هست ولی
نباید باعث این بشود که ما دینمان را ناشناخته باقی بگذاریم .

دقیقا و کاملا درست.
فکر میکنم بهتر باشد به جای واژه «ارزش» از واژه «شانس بیشتر» استفاده کنیم. البته ارزش هم تا حدودی درست است.
ممنون بایت حضور همگی.
یا علی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد55 ، blue.blood
۱۶:۰۰, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #25

(۲۹/آبان/۹۱ ۲۱:۰۹)آشفته نوشته است:  دوست عزیزم سلام.
حق با توست، تشخیص ساده نیست. قرار هم نبوده که ساده باشد.
برای همینه که میگم باید به تاریخ و سرنوشت گذشتگان برگشت و آنها را مطالعه کرد.
با کمی مطالعه میبینیم که یک عده از پیامبران (که به این دسته میگویم پیامبران راستین) همه یک حرف را زده اند. همه باهم یکسان هستند. از نحوه زندگی بگیر تا پیروان و ... مهمتر از همه اینکه آموزه های همه باعث رستگاری مردم شده است. مانند ابراهیم و موسی و عیسی و محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ...
از طرفی عده ای هم هستند (که این عده را میگویم پیامبران دروغین) که حرفهایی «شبیه» به دیگر پیامبران میزنند اما باعث رستگاری که نشده اند هیچ، انحطاط عموم مردم را هم در پی دارند. مانند بهاء، شیخ محمد عبدالوهاب و اگر به قبلتر برویم مانی و مزدک و حتی زرتشت! و مثلا روحانیون دربار پهلوی و قاجار. که اکثرا توجه مردم را به زندگی پس از مرگ معطوف میکردند و عموم را در زندگی پیش از مرگ میچاپیدن!
اگر اینها را اندکی مطالعه کنی معیار حق و باطل به دستت می آید.
و السلام.
سلام آقای آشفته
چطور میشه فهمید که یک دین باعث رستگاری مردم شده یا باعث انحطاطشون؟
خب ما که اون دنیا رو نمی تونیم ببینیم.
صرفاً بر اساس مادیات هم نمیشه قضاوت کرد. مخصوصاً که اکثر کشورهای اسلامی جزء کشورهای ضعیف دنیان.

دوستان، وقتی می خوایم ببینیم که چطور میشه راه درست رو از نادرست تشخیص داد، باید پیشفرضایی که از کتابهای دینی و جامعه در این مورد گرفته ایم رو بگذاریم کنار و نباید در این موضوع از اونها استفاده کنیم. پیشفرضهایی مثل:
- اسلام دین درستی است (از کجا بفهمیم؟)
- اسلام یک دین وحیانی است (از کجا بفهمیم که به پیامبر وحی نازل شده؟)
- همه غیر مسلمانان به جهنم می روند (از کجا می دونید؟)
- مسلمانان به بهشت می روند و رستگار می شوند (چطور میشه سنجیدش؟)
- مکاتب غیر از اسلام انحرافی اند (چطور بررسی کنیم؟)
- اسلام بهترین دین است (بر طبق چه معیاری؟)
و ....

در واقع اگر ما از صحت پیشفرضهای بالا مطمئن بودیم، دیگه نیازی به این بحثها نداشتیم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آشفته ، blue.blood
۱۶:۰۷, ۳۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۱ ۱۶:۱۳ توسط mahdy_mir.)
شماره ارسال: #26
آواتار
(۳۰/آبان/۹۱ ۱۵:۳۲)آشفته نوشته است:  مثلا ابراهیم. با اینکه تو جامعه بت پرست بود اما احساس نیاز کرد و سعی کرد دینش (بت پرستی) رو بشناسه و شناخت و راه درست رو پیدا کرد. به نظرت تو بیشتر بت پرستی رو میشناسی یا ابراهیم که در میان بت پرستان زندگی میکرد؟ یا تو بهتر اسلام را میشناسی یا آن گاوپرستی که در میان هندی ها زندگی میکند؟

یا علی.

به نام خدا

سلام

جناب آشفته , از این گفته شما در حیرت شدم !

( بعد متوجه شدم چرا دوست عزیزم فرهاد55 از این مطلب تشکر کرد Wink)

دوست عزیزم حالا چرا میگی ابراهیم ! یه باره میگفتی ابی جون ! ( فکر کنم حضرت ابراهیم ع درستش باشه Big Grin)

در ضمن ممکنه اشاره کنی که بر طبق چه مدارکی میفرمایید که ایشان اول بت پرستی رو شناخت !!!!!!!Huh

فکر نمیکنم انبیای ما , اصلا سراغ چیز دیگه ای غیر از یکتاپرستی رفته باشن . همین جاست که گروههای دیگه ای هم هستند که حضرت سلیمان را جادوگر خطاب کرده اند اما در قران ذکر شده که ایشان پیامبر الهی و یکتاپرست بوده اند .

راستش فقط خواستم انتقادی به این بخش از صحبت شما در مورد حضرت ابراهیم داشته باشم .

از لطف شما ممنونم

(۳۰/آبان/۹۱ ۱۶:۰۰)فرهاد55 نوشته است:  دوستان، وقتی می خوایم ببینیم که چطور میشه راه درست رو از نادرست تشخیص داد، باید پیشفرضایی که از کتابهای دینی و جامعه در این مورد گرفته ایم رو بگذاریم کنار و نباید در این موضوع از اونها استفاده کنیم. پیشفرضهایی مثل:

شما هم پیش فرضهایی که از مکتب کاذب و شیطانی و کفرآمیز فالون گونگ تو ذهن داری بزار کنار
(۳۰/آبان/۹۱ ۱۶:۰۰)فرهاد55 نوشته است:  - اسلام دین درستی است (از کجا بفهمیم؟)شما ثابت کن درست نیست Huh
- اسلام یک دین وحیانی است (از کجا بفهمیم که به پیامبر وحی نازل شده؟)شما ثابت کن نشده Huh
- همه غیر مسلمانان به جهنم می روند (از کجا می دونید؟)شما ثابت کن میروند Huh
- مسلمانان به بهشت می روند و رستگار می شوند (چطور میشه سنجیدش؟)شما ثابت کن به بهشت نمیروند Huh
- مکاتب غیر از اسلام انحرافی اند (چطور بررسی کنیم؟)شما ثابت کن انحرافی نیست Huh
- اسلام بهترین دین است (بر طبق چه معیاری؟)شما ثابت کن مکتب خودت بهترینه , این گوی و میدان
و ....

در باره تمام پرسشهای بالا من یه سوال دارم : اگه میتونی عکسشو ثابت کن Big Grin

موفق باشی فرهاد55 عزیز . منتظر اثباتهای شما هستیم Heart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، فرهاد55 ، آشفته
۱۶:۲۴, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #27

نقل قول: اگه میتونی عکسشو ثابت کن
سلام آقا مهدی
از یه نفر پرسیدن مرکز زمین کجاست؟ گفت همینجا که من وایسادم.
گفتن از کجا می دونی؟ گفت اگه شک داری عکسش رو ثابت کن.

از نظر منطقی، اثبات نشدن چیزی، درستی نقیضش رو نتیجه نمیده.
نقل قول:کاذب و شیطانی
از کچا میشه فهمید که چیزی کاذب و شیطانی است یا نه؟

و چشم، من هم پیشفرضهام رو می گذارم کنار.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: blue.blood
۱۶:۲۶, ۳۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۱ ۱۶:۲۷ توسط در جستجوی سختی.)
شماره ارسال: #28
آواتار
(۳۰/آبان/۹۱ ۱۵:۳۲)آشفته نوشته است:  مثلا ابراهیم. با اینکه تو جامعه بت پرست بود اما احساس نیاز کرد و سعی کرد دینش (بت پرستی) رو بشناسه و شناخت و راه درست رو پیدا کرد. به نظرت تو بیشتر بت پرستی رو میشناسی یا ابراهیم که در میان بت پرستان زندگی میکرد؟ یا تو بهتر اسلام را میشناسی یا آن گاوپرستی که در میان هندی ها زندگی میکند؟


شما بر چه اساس و بر استناد کدام آیه یا روایت متوجه شدید که حضرت ابراهیم (علیه السلام) خود راه حق و حقیقت رو شناخت ؟
آیا حضرت ابراهیم (علیه السلام) مقامی بالاتر از رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داشت که توانست به تنهایی راه درست را پیدا کند ؟


وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلًا
نزديك بود آنها (با وسوسه‏هاي خود) تو را از آنچه وحي كرده‏ايم بفريبند، تا غير آنرا به ما نسبت دهي، و در آن صورت تو را دوست خود انتخاب كنند!


وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا

و اگر ما تو را ثابت قدم نمي‏ساختيم (و در پرتو مقام عصمت مصون از انحراف نبودي) نزديك بود كمي به آنها تمايل كني!


(اسراء-73/74)

اونوقت حضرت ابراهیم (علیه السلام) از کجا احساس نیاز کرد؟!!!
یعنی حضرت ابراهیم (علیه السلام) یهویی عین رابین هود لازم دید که باید مردم رو از راه باطل نجات بدهد ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy_mir ، blue.blood
۱۷:۰۱, ۳۰/آبان/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
(۳۰/آبان/۹۱ ۱۶:۲۴)فرهاد55 نوشته است:  سلام آقا مهدی
از یه نفر پرسیدن مرکز زمین کجاست؟ گفت همینجا که من وایسادم.
گفتن از کجا می دونی؟ گفت اگه شک داری عکسش رو ثابت کن.
ببین عزیزم اگه میخوای داستانهای علمی تخیلی بگی , به تاپیک مربوطه اش مراجعه کن Wink

(۳۰/آبان/۹۱ ۱۶:۲۴)فرهاد55 نوشته است:  از نظر منطقی، اثبات نشدن چیزی، درستی نقیضش رو نتیجه نمیده.

این شمایی که تخیل میزنی Dodgy ببین من منظورم اینه که :

همیشه ماییم که در حال اثبات کردن هستیم و شمایی که اثباتهای ما رو نقد میکنی ! حالا من میخوام شما بیای و مکتب خودتو اثبات کنی تا ما نقدش کنیم .

اگه شما دلائل محکمی داری بیا و ارائه کن !

یادته ازت پرسیدم چرا مطابق مکتب فکری خودت : به لی هنگچی بعنوان استادی که مردم رو نجات میده نگاه میکنی ؟

شما گفتی : چون بهش اعتماد دارم !!!!! اینم شد دلیل فلسفی و منطقی ؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد55
۱۷:۱۴, ۳۰/آبان/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۱ ۱۷:۱۷ توسط آشفته.)
شماره ارسال: #30
آواتار
(۳۰/آبان/۹۱ ۱۶:۰۷)mahdy_mir نوشته است:  به نام خدا

سلام

جناب آشفته , از این گفته شما در حیرت شدم !

( بعد متوجه شدم چرا دوست عزیزم فرهاد55 از این مطلب تشکر کرد Wink)

دوست عزیزم حالا چرا میگی ابراهیم ! یه باره میگفتی ابی جون ! ( فکر کنم حضرت ابراهیم ع درستش باشه Big Grin)

در ضمن ممکنه اشاره کنی که بر طبق چه مدارکی میفرمایید که ایشان اول بت پرستی رو شناخت !!!!!!!Huh

فکر نمیکنم انبیای ما , اصلا سراغ چیز دیگه ای غیر از یکتاپرستی رفته باشن . همین جاست که گروههای دیگه ای هم هستند که حضرت سلیمان را جادوگر خطاب کرده اند اما در قران ذکر شده که ایشان پیامبر الهی و یکتاپرست بوده اند .

راستش فقط خواستم انتقادی به این بخش از صحبت شما در مورد حضرت ابراهیم داشته باشم .

از لطف شما ممنونم


سلام.
این جریان همون انتقاد خصوصیه است! چرا سلام نکردی!!
داستان «ماه و ستاره و خورشید» را شنیده اید؟
اینکه ابراهیم خود فهمید که هیچ کدام لایق پرستش نیستند.
و وقتی این را فهمید به دنبال خدایی گشت که «خدا» باشد.
و ... در این حین بی شک خدا هم کمکش کرده است. در این هیچ شکی نیست.
اما در این که ابراهیم خود به باطل بودن بت پرستی پی برد شکی نیست.
کمی مطالعه کنید.

(۳۰/آبان/۹۱ ۱۶:۲۶)در جستجوی سختی نوشته است:  شما بر چه اساس و بر استناد کدام آیه یا روایت متوجه شدید که حضرت ابراهیم (علیه السلام) خود راه حق و حقیقت رو شناخت ؟
آیا حضرت ابراهیم (علیه السلام) مقامی بالاتر از رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) داشت که توانست به تنهایی راه درست را پیدا کند ؟


وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذًا لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلًا
نزديك بود آنها (با وسوسه‏هاي خود) تو را از آنچه وحي كرده‏ايم بفريبند، تا غير آنرا به ما نسبت دهي، و در آن صورت تو را دوست خود انتخاب كنند!


وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئًا قَلِيلًا

و اگر ما تو را ثابت قدم نمي‏ساختيم (و در پرتو مقام عصمت مصون از انحراف نبودي) نزديك بود كمي به آنها تمايل كني!


(اسراء-73/74)

اونوقت حضرت ابراهیم (علیه السلام) از کجا احساس نیاز کرد؟!!!
یعنی حضرت ابراهیم (علیه السلام) یهویی عین رابین هود لازم دید که باید مردم رو از راه باطل نجات بدهد ؟


رجوع شود به داستان ماه و ستاره و خورشید و ابراهیم.
فکر میکنم توهین «عین رابین هود» به پیامبر خدا بیشتر بود (خطاب به دوستی که انتقاد کرده بود)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فرهاد55 ، mahdy_mir ، blue.blood
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا