کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
گوشه ای از حالات و بیانات آقا سید هاشم حداد
۱۸:۴۱, ۲۴/دی/۹۱ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۱ ۲۲:۱۱ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: my_documents_my_Gallery_1_2_682_x_525_.jpg]

شمس تبریزی(رحمة الله علیه) می فرماید : قومی باشند آیت الکرسی خوانند و قومی باشند آیت الکرسی باشند . علامه طباطبایی(رحمة الله علیه) می فرمود : آقا سید هاشم حداد(رحمة الله علیه) بسیار شوریده و وارسته بود . آیت الله گرامی می فرمود : گفته می شود ارتباط آیت الله بهجت(رحمة الله علیه) با جناب سید هاشم حداد (رحمة الله علیه) بیشتر از ارتباط ایشان با مرحوم آقای قاضی(رحمة الله علیه) بوده است . امام خميني(رحمة الله علیه) روزي انگشتري از عقيق كه خواص زياد داشت به آقا مصطفي(رحمة الله علیه) دادند كه از سوي ايشان به آقاسيدهاشم حداد (رحمة الله علیه) هديه كند . فرزند امام هنگام اهداي آن گفت : اين انگشتر پانصد سال عمر دارد و در ميان پدران ما نسل به نسل گشته و عاقبت به پدرم رسيده است . ايشان آن را به شما هديه مي كند تا علقه و رابطه ي ميان ما و شما باشد . و هنوز هم آن انگشتر نزد فرزندان مرحوم حداد (رحمة الله علیه) است . آيت الله كشميري(رحمة الله علیه) فرمودند : روزي همراه شيخ جعفر مجتهدي(رحمة الله علیه) به حضور حضرت حداد (رحمة الله علیه) رسيديم . پس از تعارفات مرسوم ، مرحوم حداد(رحمة الله علیه) از شيخ جعفر(رحمة الله علیه) پرسيدند : درمقامات معنوي به كجا رسيدي وبه چه وسيله اي؟ شيخ جعفر پاسخ داد : به ائمه اطهار(علیه السلام) متوسل شدم وكراماتي به من عنايت كردندكه يكي ازآنها اسم اعظم است . جناب حداد(رحمة الله علیه) فرمودند : آيا به من اجازه مي دهي كه همه آنها را از تو بگيرم تا مراتب ومقامات رابه شكلي بهتر وروشن تر بپيمايي ؟ و مرحوم شيخ جعفر(رحمة الله علیه) از بيم آنكه مبادا آن مقامات از وي سلب شود وپس ازآن دست خالي بماند ، نپذيرفت .
مرحوم آقاي حداد (رحمة الله علیه) مي فرمود : مشتاق اين باش كه در هر حال كه هستي، بنده ي او باشي ، همانگونه كه او در هر حال پروردگار توست . ايشان در جاي ديگر مي فرمود : شما همه ي كارها را براي او بكنيد تا كم كم قوت بگيريد و بلكه طوري شويد كه عوض دنيا و آخرت ، او را طلب . درباره كتمان سر مي فرمود : طوري زندگي كنيد كه كسي از سر شما خبردار نشود حتي خانواده . مرحوم آقاي حداد(رحمة الله علیه) خودشان همينطور زندگي كردند . مي فرمود : شما سلوكتان را رهانكنيد تا به هدف برسيد گرچه ممكن است براي بعضي سي چهل سال طول بكشد . شما دست برنداريد .
[تصویر: attachment.php?attachmentid=84306&am...1352063727]
جناب سالك پرهيزكار حاج عبدالجليل محيي (سلمه الله) مي فرمود : روزي از ايشان چيزي خواستم كه بنويسند تا در زندگي همراه داشته باشم . ايشان اينطور مرقوم فرمودند : " بسم الله الرحمن الرحيم . يا اخي ! اجعل همك هماً واحدا! . والسلام عليكم . سيد هاشم " .
سيد هاشم حداد (رحمة الله علیه) كوره اي از آتش حب الهي بود . اصلاً كوره و آتش و حب و الله و سيد هاشم مراعات نظير بودند . معلوم نيست در چه عالمي بود وقتي كه مي فرمود : عشق همه چيز را مي گيرد . حتي اوهام را از بين مي برد .

يكي از شاگردان او مي گفت : اگر از آثار اذكار خاص و طي الارض و خوارق عادات و كرامات مي پرسيديم نهي مان مي كردند و مي گفتند : به مبدا بچسبيد.وقتتان رابااين چيزها تلف نكنيد . اينها رابايد بگذاريد وبرويد .
آيت الله كميلي
(حفظه الله) در خصوص سوزوگداز و سرخي سينه ي سيدهاشم حداد(رحمة الله علیه) واحراق زيادي كه داشت مي فرمايند : اين حالت براي بزرگان زياد پيش مي آيد . آن آتش عشقي كه درون ايشان شعله ور بود اقتضا مي كرد بدن را هم گرم كند . بدن هم آن داغي را به خارج از قلب سرايت مي داد . علامه طهراني(رحمة الله علیه) مي فرمودند : تقريباً تا آخر عمر شبها خواب نداشتند . ابتداي شب كمي استراحت مي كردند شپش بيدار شده وضو مي گرفتند و چهارركعت نماز بدان كيفيت انجام مي دادند آنگاه روبه قبله در حال توجه وخلسه، مدتها مي نشستند ودرحال توجه وتفكرتام بودند . " خلسه " . چه عبارت عجيبي . ساعتها در " خلسه " بود . مرحوم قاضي(رحمة الله علیه) ساعتها بلكه روزها در " خلسه " بود . براي ما اين عبارتها حيرت آور است اما براي اهلش كه با آن مانوسند آشناست و مايه ي قرب .
جناب حاج موسي محيي (سلمه الله) كه از طفوليت در منزل حداد (رحمة الله علیه) رفت وآمد داشتند شيرين ترين وبهترين لحظه ها را استماع مناجات شبانگاهان سيد حداد (رحمة الله علیه) مي دانند .
[تصویر: 250px-Atash1.jpg]
آيت الله كشميري(رحمة الله علیه) مي فرمود : سيد هاشم صمد بود ، صمد بود ، خيلي پُر بود . باز مي فرمودند : روزي خدمت ايشان بودم . در حاليكه چشم بر زمين دوخته بودند اين آيه را خواندند : (( قل ان صلاتي و نسكي و محياي و مماتي لله رب العالمين )) . سپس حقايق اين آيه ي شريفه را با تفسيري برتر و بالاتر از مطالبي كه ملاصدرا در كتاب اسفارش آورده است بيان كردند . عرفاي حقه ظرف علوم ميشوند . علوم الهي . يعني همه علوم . حالا فرق نمي كند كه آيت الله و علامه باشي يا تا سيوطي خوانده باشي . آيت الله بهجت(رحمة الله علیه) مي فرمود : حداد ، دريا بود .
سيد علي حداد نوه ايشان مي گفت : زماني كه در نجف اشرف براي ديدار آيت الله سيد محسن حكيم(رحمة الله علیه) مي رفتند شاگردان آيت الله پرسيده بودند : آيا آن شخص امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است ؟ و به سيد هاشم اشاره مي كردند و آيت الله گفته بود : نه ! او سرباز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)
است . بله . سيد هاشم امام زماني بود . ذكر " ياصاحب الزمان" از دهانش نمي افتاد آن هم چه يا صاحب الزماني !!! از ته دل ! از همان حضور نزديك و متحد با آن حضرت ! رنگ به رنگ مي شد وقتي " يا صاحب الزمان " مي گفت . مي گويند وقتي به طهران تشريف آورده بودند و براي امري حوالي دانشگاه تهران رفته بودند خيلي مبتهج شدند و فرمودند : عجب نفوس قابله و مستعده اي از جوانان دراين محيط هستند . حيف است كه انسان نمي تواند لب بگشايد و از اسرار و مخفيات پرده بردارد .


[تصویر: Blast_Furnace.jpg]

در خصوص معناي " توحيد " كه يكي از رفقايش در سفري پرسيده بود به مُهري اشاره فرمودند و مي پرسند : اين چيست ؟ فرد مي گويد : اين مهر است . تربت است . آقا مي فرمايند : تو اسم مهر و تربت را روي آن گذاشته اي و آن را وجود مستقل و ذي اثري پنداشته اي . اين اسم را بردار . غير از اصل وجود چيزي نيست . " ان هي الا اسماء سميتموها انتم واباوكم ما انزل الله بها من سلطان ان يتبعون الا الظن و ما تهوي الانفس و لقد جاءهم من ربهم الهدي " نيستند آنها مگر اسمهايي كه شما و پدرانتان آنها را بدين اسمها نام نهاده ايد ! خداوند بدين اسم ها حجت و برهاني را فرود نياورده است . ايشان پيروي نمي نمايند مگر از پندار وگمان وآنچه راهواي نفوسشان بخواهد در حاليكه تحقيقاً از جانب پروردگارشان هدايت بسويشان آمده است . شما ميگوييد مهروتربت وبااسم وتعين مهروتربت، آنرا جدا كرده ، استقلال مي دهيد و از آن اثر مي طلبيد ، زيرا طلب بر اصل و اساس استقلال است . استقلال و عزت اختصاص به ذات خدا دارد . يعني اين اسم ها ورسم ها ونشان ها بيكاره اند وكار به دست اوست-جل وعز- . بنابراين مطلب خيلي واضح وروشن است كه علت شرك مردم ، دوئيت و دوبيني است كه به اين اعتبارهاي بي پايه وريشه ، لباس عزت پوشانده است واين حدود و قيود وماهيات را با اصل الوجود خلط كرده وعزت را از وجود دزديده وبه اين ها نسبت داده است . اگر شما اسم مهر را از روي اين برداري ديگر وجود مهري نيست . تعين نيست . فقر و نياز نيست . اينها همه مال اين حدود عدميه است و اگر اينها برداشته شود يك وجود بسيط وگسترده مي ماند كه آن را وجود منبسط گويند و آن نيز پس از رفع حدود ماهوي امكاني خود ، فاني در وجود حي قيوم ازلي و ابدي است . اين است حقيقت توحيد كه شما از آن به وحدت وجود ياد مي كنيد ! شما مسئله را پيچ مي دهيد و بغرنج مي كنيد . مسئله بسيار ساده و واضح است . يعني به هر چيز كه مي نگري اول بايد " خدا " را ببيني نه آن چيز را . آنكه مي گويي آن ، چشمت را كور كرده و نمي گذارد خدا را ببيني . لفظ آن را از آن بينداز ، خدا مي ماند و بس .

به همين دليل بود كه استاد كل سيد علي قاضي(رحمة الله علیه)[/b] مي فرمود : سيد هاشم چنان توحيد را لمس نموده است كه محال است چيزي بتواند در آن خلل وارد سازد . و به عقيده ي اين حقير ، بيان اين عبارت از زبان عارفي كه از صدر اسلام كسي به جامعيتي او نيامده قابل وصف نيست و ثقيل است .


[b]
[تصویر: 1265123-b.jpg]

حاج حبيب سماوي(رحمة الله علیه) از شاگردان سيد هاشم (رحمة الله علیه) بود . ازسماوه كه به كربلا مي رفت جواني را هم باخودش خدمت استاد برده بود كه پراستعداد ولايق بود وبواسطه ارتباطش با حاج حبيب حالات عرفاني عجيب ومشاهداتي كسب كرده بود . جوان كه حاج حبيب ديگر نمي توانست برايش كاري بكند به سيد رازشناس(رحمة الله علیه) گفت : مرا به مراحلي صعود مي دهند كه تحمل آن به سبب شدت جلال براي من سخت است . لذا ترس وجودم را فرا مي گيرد واين ترس ، موجب توقفم شده ، سبب عدم حركتم مي گردد . سيد حداد (رحمة الله علیه) تا سخنان جوان را شنيد با جمله اي كوتاه براي هميشه خيال او را راحت كرد : هيچ خوف نداشته باش ! هرجا كه تو را ببرند من با تو بوده و در كنار تو خواهم بود . استاد يعني اين .

سيد هاشم حداد (رحمة الله علیه)[/b] مي فرمود : من مي بينم در همه حرمهاي مشرفه ، مردم خود را به ضريح مي چسبانند و با التجا و گريه و دعا مي گويند وصله اي بر وصله هاي لباس پاره ما اضافه كن تا سنگين تر شود . كسي نمي گويد اين وصله را بگير از من تا من سبكتر شوم و لباسم ساده تر و لطيفتر شود .


می گویند اواخر عمر شریف , به مسافرخانه ها می شتافت تا مگر کسی را بیابد و واقعیتها را برایش تشریح کند . او تا آخر عمر دغدغه ی بیرق را داشت . " بیرق توحید " . در این ایام بدلیل فشارهای رژیم اهریمنی بعث تردد رفقایش کم شده بود . یکی از شاگردان ایشان برای حقیر می فرمود : علی الخصوص به رفقایی که روحانی بودند تاکید کرده بود که به منزلشان تردد نکنند و قرارشان در حرم مولا اباعبدالله الحسین(علیه السلام) باشد . ( آیت الله کمیلی هم این مطلب را ذکر فرموده اند ) اما یکبار یکی از مراودین که از شاگردان مرحوم آیت الله قاضی(رحمة الله علیه) هم بود طاقت نمی آورد و به دیدن ایشان می رود . تا وارد اتاق طبقه ی بالای منزل سید هاشم (رحمة الله علیه) میشود سربازان بعث میریزند داخل منزل . آقای حداد (رحمة الله علیه) هم فرموده بودند : سيد ... ! چند بار بگم که برای استخاره فقط در حرم سیدالشهدا(علیه السلام) رجوع کنید ! و به این شکل شر اشرار را دفع می کنند .


علامه انصاری لاهیجی(رحمة الله علیه) که خودش از شاگردان مرحوم قاضی(رحمة الله علیه) بود برای علامه طهرانی(رحمة الله علیه) در حرم مولا ابی الحسن الرضا (علیه السلام) نقل فرمودند که : سید هاشم حداد(رحمة الله علیه) وقتی به نجف آمد و در مدرسه ی هندی حجره گرفت , حجره اش حجره ی سید بحرالعلوم(رحمة الله علیه)بود و مرحوم قاضی(رحمة الله علیه) که به سید هاشم عنایت خاصه داشتند گاهی می فرمود : امشب حجره را خالی کن . میخواهم تا صبح بیتوته کنم . آیت اله شیخ عباس قوچانی(رحمة الله علیه)وصی ظاهری آیت الحق سید علی قاضی(رحمة الله علیه) می فرمود: آقا سید هاشم(رحمة الله علیه) در بین شاگردان قاضی(رحمة الله علیه)حالات قوی داشت و ایشان را به رفقا معرفی نمی کردند تا مزاحم حال وی نشوند .
[تصویر: 1__D8_A7_D9_84_D9_84_D9_87-_D8_A7_D9_83_D8_A8_D8_B1.jpg]

سید هاشم حداد(رحمة الله علیه) حدود 28 سال از محضر عارف بزرگ آیت الله قاضی(رحمة الله علیه) بهره برد . او تمام حرکات و سکنات خود را با شعاع آن عارف عظیم الشان تنظیم می کرد . وقتی هم مرحوم قاضی(رحمة الله علیه) به کربلای معلی مشرف می شدند در منزل سید حداد (رحمة الله علیه) ساکن می شدند . اقای حداد(رحمة الله علیه) می فرمود : ایشان گاهاً شعر معروف هندی بخارایی را که شیخ بهایی آن را استقبال کرده است را می خواندند :
یا من بمحیاه جلی الکون وزانه / العالم فی الحیرة لا یدرک شانه / اخفاک ظهور لک عنهم و ابانه / ای تیر غمت را دل عشاق نشانه / عالم به تو مشغول و تو غائب ز میانه
عارف کامل خواب و بیداری اش یکسان میشود . عوالمی كه او دخول می کند .... یکی از تلامذه ی سیدهاشم(رحمة الله علیه) برای حقیر تعریف کردند که خود حضرت حداد (رحمة الله علیه) می فرمود : مرحوم قاضی(رحمة الله علیه) منزل ما می آمدند و همین جا (اشاره به قسمتی از اطاق) دراز می کشید . صدای خرخر خواب داشت . بعد که بلند شد همانجا اقامه ی نماز کرد .!!!! ( سبحان الله) سید هاشم , حداد بود . آهنگر بود . به افرادی که استعداد خوبی در تحمل مشقات و واردات درونی داشتند علاقه داشت و می فرمود : فلانی چکش خور ِ خوبی دارد . با صراحت تمام میفرمود : هرکس می آید , بیاید . دریغی نیست . به سینه ی خود اشاره می کرد : بارها را به اینجا بیندازید که بارکش شما منم . مولانا سیدهاشم حداد(رحمة الله علیه) درباره استاد می فرمود : استاد باید دارای مقام توحید باشد و انسان در زمان واحد نمی تواند بیش از یک استاد داشته باشد . اما پس از فوت و عوامل دیگری می تواند به استاد دیگری که دارای مراتب توحید باشد مراجعه نماید . سید هاشم عاقبت دو استاد داشتن و چند استاد داشتن را هلاکت می دانست . این افراد را به کبوترهایی تشبیه می کرد که هرچند سریعند اما هیچ قیمتی ندارند و هیچ کس آنها را نمی خرد .
سید هاشم حداد (رحمة الله علیه) عارفی روشن , فهیم و دقیق بود . سید هاشم حداد(رحمة الله علیه) فانی در استاد خودش بود و این از مهمترین مسائل سلوکی است . نه اینکه دید استقلالی داشت بلکه محو هوایی بود که از آن پنجره وارد اتاق وجود می شد . آیت الله سید عباس کاشانی(رحمة الله علیه) می فرمود : من در کلاسهای اقای قاضی (رحمة الله علیه) که شرکت میکردم میدیدم سیدی کنار ایشان نشسته و دستورات او را اجرا می کند . اول فکر میکردیم خادم ایشان است اما بعداً فهمیدیدم سید هاشم حداد (رحمة الله علیه) که می گویند اوست . زمانی که بر اثر غلبه جذبات با دست خالی تکه ای از آهن را از کوره بیرون اورد برای اینکه شهره نشود مدتی عازم نجف شد . ایشان مقداری از دروس حوزوی را هم خدمت مرحوم قاضی(رحمة الله علیه) تعلیم گرفتند . بعد از وفات سید قاضی(رحمة الله علیه) هروقت بستگان استادش را می دید اشکش روان میشد و می فرمود : من هرگز او را فراموش نمی کنم ... نمی دانم چرا این مطلب به ذهنم آمد . یادتان می آید لحظه ای از لحظات اسارت عمه ی سادات(سلام الله علیها) که فرمود : ابداً والله ما ننسی حسینا ...

[b]
سید هاشم (رحمة الله علیه) به مراحلی از توحید و یقین رسیده بود که نیازهای جسمی اش را حس نمی کرد . تمام تارهای قلب سید هاشم حداد(رحمة الله علیه)
فنای فی الله را درک کرده بود . جز " هو " از حداد چیزی باقی نماند . مرحوم قاضی(رحمة الله علیه) برخلاف عادت خویش با بقیه ی اصحاب , ساعتهای طولانی با او خلوت می کرد زیرا وقتی که قاضی(رحمة الله علیه) در پایان جلسه می فرمود : " سبحان ربک رب العزة عما یصفون " جمع حاضر برمی خاستند و در هر حالی بودند مجلس را ترک می کردند . سید محمد حسن قاضی(رحمة الله علیه) می گفت : من خودم شاهد بودم و می دیدم بعد از ساعت یاساعتها از مجلس , هنوز جذبات پی درپی والد را فرامی گرفت و سیاهی چشمانش در داخل حدقه می چرخید و به چپ وراست متمایل می شد وگاها! آب خنک می خواست و می نوشید و بقیه را به سروسینه می ریخت . اینجا بود که از اعماق جان ندا می زد : " سبحان ربک ... سبحان ربک ... " که آنرا به سختی در لبانش می چرخانید و در هر حالتی , زمستان یا تابستان , آقای حداد (رحمة الله علیه) منتظر بود که همه بروند و او نزدیکتر بیاید و باقی آب ظرف را به سینه خود بریزد ! تنزلی در کار نیست . من و شما اگر هم سنخ او نشویم بهره ای نخواهیم برد . برای حقیر سراپا عصیان , نوشتن و خواندن و ماندن در حال و هوای سید هاشم حداد (رحمة الله علیه) بهشت است است بهشت . بهشتی که حرارت انوار آن پیکره ی آلوده ام را می سوزاند .
سید هاشم حداد (رحمة الله علیه) خدایی بود . مظهر شده بود . " یا من اظهر الجمیل " . آیت الله کمیلی خراسانی می فرمود : خدمت ایشان که می رفتیم تنها زیارت جمال نورانی ایشان باعث می شد مشکلات یادمان می رفت . سید هاشم و تبار تلامذه ی او جز " توحید " عبارت دیگری را لایق عبارت نمی دانستند . با خط خودش نوشت سید هاشم حداد (رحمة الله علیه) که : " بسم الله الرحمن الرحیم . التوحید نور و الشرک نار . التوحید یحرق جمیع السیئات الموحدین و الشرک نار یحرق جمیع الحسنات المشرکین . والسلام " تصرفات روحی ایشان در شاگردانشان بر اساس ظرفیت آنها بود . آیت الله کمیلی می فرمودند : در تصرفی حقیقت آیه ی مباهله را به من نشان دادند . افضل اذکار و اوراد برای حضرت حداد(رحمة الله علیه) و کلاً طریقت معرفت نفس ذکر شریفه ی یونسیه است که حتماً باید تحت ولایت استادی خبیر صورت بگیرد . آنها این اذکار را گفتند تا از عالم طبیعت خارج شدند . اذکار تلامذه ، قلبی می شد و از باطن استاد بهره می بردند . ذکر شریف " لاهوالاهو" را گاهاً با عدد بالا می دادند تا شاگرد از تعینات منصرف شود . نقل کردن از سید حداد (رحمة الله علیه) توان می خواهد که حقیر بیشتر از این ندارم .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، mahdy_mir ، Admirer ، Hadith ، سدرة المنتهی
۲۱:۰۱, ۲۴/دی/۹۱
شماره ارسال: #2
آواتار
به نام خدا

سلام .

اینا رو که میخونم , میترسم . واقعا بابت این مطلب تشکر میکنم .

دوستانی که زحمت نوشتن احوالات را تقبل میکنند خواهش میکنم زحمتشون تکمیل کنند و پاراگراف بندی و فاصله خطوط رغایت شود .

من دائم خط ها رو گم میکنم . شاید دوستان دیگه هم همین مشکل را کم و بیش داشته باشند .

کتاب روح مجرد هم احوالات سید هاشم حداد است . یک جمله از این کتاب راهنمای یک عمر من شد .

خدا رو شکر . کاش از این افراد نزدیک ما هم بود . حیف .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sajad0511
۲۱:۰۷, ۲۴/دی/۹۱
شماره ارسال: #3
آواتار
(۲۴/دی/۹۱ ۲۱:۰۱)mahdy_mir نوشته است:  دوستانی که زحمت نوشتن احوالات را تقبل میکنند خواهش میکنم زحمتشون تکمیل کنند و پاراگراف بندی و فاصله خطوط رغایت شود .

من دائم خط ها رو گم میکنم . شاید دوستان دیگه هم همین مشکل را کم و بیش داشته باشند .

متن اصلاح شد.
یا علی مدد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  حالات و نحوه مرگ بزرگان سدرة المنتهی 7 5,910 ۶/اسفند/۹۲ ۱۵:۰۴
آخرین ارسال: سدرة المنتهی

پرش در بین بخشها:


بالا